یک زندانی سیاسی خواستار تدوین منشور چند جانبه جنبش سبز شد
چکیده :یکی از اعضای کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه خواستارآن شد که منشوری چند جانبه که به روشنی دربرگیرنده خواسته ها و مطالبات مردم و فعالین جنبش سبز بوده و مورد توافق و تایید نیروهای حاضر در صحنه این حرکت اجتماعی فراگیر ، قرار گرفته باشد تدوین...
امیرخسرو دلیرثانی در مطلبی که آن را از بند 305 زندان اوین نوشته با تاکید بر لزوم تدوین منشور مطالبات سیاسی نوشته باید رﺋوس اهداف و برنامه هایی را که از ابتدا مطرح بوده و در قبل از برگزاری انتخابات به عنوان برنامه های کاندیداهای اصلاح طلب مطرح شده و در بعد از انتخابات و وقایع پیش آمده پس از آن به عنوان نقطه نظرات و اعتراضات به آن وقایع و مطرح ساختن مطالبات و اصلاحاتی که از سوی اشخاص و جریانات سیاسی مستقل ، قرار گرفته است ، مشخص شود تا راهنمای تدوین سند منشور سیاسی قرار گیرد.
به گزارش کلمه به نقل از سایت ادوارنیوز، وی بهره مندی از بخش مردمی نقطه نظرات و مطالبات مردمی از طریق نظر سنجی در اینترنت و مطالعه نقطه نظراتی که تا کنون در مخالفت با جنبش سبز مطرح شده است را از مهمترین راهکارهای تکمیل سند سند سیاسی جنبش سبز دانسته و در عین حال خاطر نشان کرده تدوین این سند سیاسی با بهره گیری از این دو نقطه مهم یعنی نقطه نظرات بدنه جنبش و دیگری محورهای مخالفت نیروهای تقابل کننده و مطرح ساختن آن در عرصه عمومی و در محافل سیاسی و استخراج و تاکید بر نقطه نظرات مشترک و مورد تایید یا به عبارتی کف مطالبات ، می تواند جنبش را در دستیابی به بخش سیاسی منشور یاری رساند.
این فعال سیاسی همچنین با یادآوری اهمیت توجه به منشور مطالبات اجتماعی آورده است: آنچه که به عنوان مطالبات اجتماعی در این بخش مطرح است، آن بخشی از مطالبات و نیازهای جامعه است که معمولاً در پشت پرده مطالبات سیاسی قرار گرفته و زمینه بروز نارضایتی از سیاست های دولت و وضع موجود را در بطن جامعه فراهم آورده است ؛ توجه به این خواسته ها که دست نیافتن به آنها ، نارضایتی عمومی از حکومت را دربرداشته و معمولاً چندان در محافل سیاسی و از سوی جریانات سیاسی در مرحله تدوین مطالبات و تلاش برای ایجاد تغییر در عرصه سیاسی، مدنظر قرار نگرفته ، یکی از عوامل اصلی شکاف بین مردم و روشنفکران و نیروهای سیاسی در مراحل بعدی رشد و توسعه جنبش های اجتماعی خواهد بود و دقیقاً بی توجهی به همین نیازها و مطالبات فروخفته است که در بسیاری از موارد به سوء استفاده جریانات تمامیت خواه برای بهره گیری از فرصت های مختلف جهت مطرح ساختن خود در پشت یک چهره مردمی و عامه پسند منجر می شود.














درود بر شرف امیر خسرو دلیر ثانی و همه زندانیان سیاسی
زندانی سیاسی بودن در کشور استبداد زده همواره مایه مباهات و افتخار است.
خدایا زندگی وسعادت سبز به زندانیان و اسیران سبز عنایت بفرما.
سايت كلمه بايستي فعالانه تر و با نظرسنجي از بدنه جنبش و با شناسايي بسترهاي اجتماعي اعتراضات سياسي و شكافهاي مغفول نخبگان و توده ها نقش فعال تري در اين خصوص ايفا نمايد.
مقاله ای از بنده که در باب منشور سبز در برخی رسانه ها منتشر شد را در اینجا می گذارم که اتفاقا یکی از نکاتش همین مطلبی است که آقای دلیرثانی آورده اند :
“منشور سبز” در بیانیه میرحسین
بیانیه اخیری که از جانب مهندس میرحسین موسوی صادر گردید(و بنده تنها بواسطه سلیقه و در عین حال علاقه مندی ، آن را منشور سبز نامیدم چراکه این متن تا تبدیل به یک منشور کامل شدن هنوز باید نواقصی را پوشش دهد و میر سبز نیز بدان اذعان دارند ) در واقع بازگوی خلاصه ای از روند شکل گیری ، تعریف وضعیت فعلی و تبیین مسیر پیش روی نهضتی است که اینک دیگر یکساله است و می رود تا به تدریج انسجام مطلوب خویش را در گذر زمان و همراه با کنش خردگرایانه دریابد.
واقعیت آن است که حس نیاز به چنین منشوری در این برهه کاملا ملموس بود و بالیقین می توان می گفت اینبار نیز میر سبز جنبش ، وقت شناسی خود را به نیکی به عرصه ظهور رساند.
پذیرفتنی است که لازمه حضور و ادامه مشارکت طیف های مختلف ، با گرایشات متفاوت ، در جنبشی هایی از این دست ، قدر مسلم مبین الزام به بازشناختی مشترکات و کمرنگ سازی اختلافات در سلائق و نیازمندی های این طیف ها است که تمهید این امر خود مستلزم وجود چنین اعلامیه ای است.
اگرچه جناب مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی به کرّات خویش را همراهان جنبش و نه راهبران آن نامیده اند لیکن مروری بر تاریخ نهضت های آزادی بخش همواره نشان داده است که پیدایش و گزینش رهبران آنها ، رسمی از رسومات معمول اینچنین نهضت هایی است که مطابق آن ، جنبش ها در طی مسیر پر فراز و نشیب خود ، رهبرانی را از میان موثرترین فعالان خویش به عرصه جامعه هدف معرفی نموده تا پس از اثبات شایستگی های ملزوم ، ایشان را بعنوان رهبران رسمی خود تعریف نمایند.
گرچه ممکن است “منشور سبز” ی که توسط جناب میرحسین موسوی بدینوسیله بیان می گردد( چنانچه ایشان خویش هم بدان اشاره نموده اند) نیازمند اصلاح و تکمیل و در حال حاضر تنها صادره از سوی همراهی از همراهان نهضت باشد لیکن چراغی است روشن که در مسیر تبیین رسمی مواضع از سوی کسانیکه اختصاصا دیدگاه ها و مطلوبات ایشان را دیدگاه و مطلوب خویش می دانند برافروخته گشته است و بعید نیست یا شاید لازم است تا چنانچه نظرات انتقادی یا تکمیلی دیگری نزد سایر فعالین و همراهان وجود دارد ابراز گشته تا هرچه سریعتر دستیابی به یک منشور واحد مورد اتقان همه فعالین این نهضت محیا گردد و نیز لازم است موافقان با این بیانیه نیز موضع خود را در تائید آن بیان نمایند .
طبیعی است که نهضت های ملی ، با توجه به پوشش طیف های متعدد و متفاوت، برای تسریع سلوک خود اکیدا نیازمند همگرایی حداکثری و واگرایی منفعل و حداقلی هستند تا با تقلیل اصطحکاکات احتمالی که مولود طبیعی گستردگی جنبش های بزرگ و سراسری است زمینه توّفق خویش را فراهم آورند . در اینجا قطعا نقش ممتازان و فعالترین اعضای نهضت درخشانتر است و فرصتی را برای ایشان ایجاد می نماید تا مشارکت و ایثار همزمان را در راه خدمت به اهداف گرانمایه ای چون “حق طلبی” و “آزادیخواهی ” به ظهور رسانند.
از سوی دیگر وجود چنین بیانیه ای برای تک تک اعضای یک نهضت امیدبخش سازمان یافتگی در عین تمرکز گریزیی است که به استناد تاریخ ، تمرکز راهبری در دوره نونهالی نهضت ها بخصوص در فصول سختی از این دست که ما تجربه می کنیم ،عامل نمودن نقطه آسیب پذیر به سنگرنشینان جبهه مخالف و پس از درنوردیدن آن فصول ، باعث انحراف یک جنبش از جاده جامعیت وعدالت به بیراهه انحصار و سهم خواهی ، بلکه حتی افزون- خواهی است.
نگاهی به انقلاب پنجاه و هفت از منظرگاه امروز و تنها پس از گذشت سی سال موید امکانات فراهم و طبیعی چنین انحرافاتی است بصورتیکه در آنروز تصور آنکه روزی بن مایه های این انقلاب بدست مدعیان دفاع از آن ، بدین شکل مورد هجمه مغول – وار قرار گیرد بعید ابعد بود و لیکن امروز ما به عینه می بینیم که در پایگاه ایدئولوژیک آن نهضت یعنی قم ، این امکان طبیعی به ظهور رسیده است و حمله ویرانگر فیزیکی و معنوی به آیات عظام و مراجع بزگوار تقلید از فاکتهای مشهود العام آن است.
گویی نظریه مشهور منتسکیو در “روح القوانین” قصد دارد در معنوی الاساس ترین حکومت ها نیز خود را بعنوان اصلی انکارناپذیر به اثبات رساند تا دیگر هرگز کسی شک نکند که : “تمرکز قدرت فسادآور است”.
با نگاهی بیغرض هر بیننده سمیع صاحب قلبی انصاف می دهد که نهضت سبز ایران ، جنبشی نیست که با حذف معنوی و حتی فیزیکی رهبران فعلی آن از پا دراید چراکه می داند این جنبش ادامه منطقی همان نهضت عدالتخواه و آزادی بخش سال پنجاه و هفت است که از برهه ای مسیر مطلوب خویش را به انحراف کشاند که شاید بتوان نقطه ممیزه آن را در از دست دادن رهبرش دید و اینجاست که لزوم عدم وابستگی حیات این جنبش به رهبران و در عین حال نیاز به همرایی با آنان، بیش از همیشه یادآور الزامی بودن تببین مسیر از هم اکنون بلکه از همان نقطه ولادت مجدد آن ، یعنی انتخابات شصت و هشت بوده است.
از آنجا که نهضت پنجاه و هفت و باز- تولد آن درانتخابات شصت وهشت خود مولود مبارک فطرت عدالتخواه و آزادی پسند انسان بوده است و فطری بودن خواستگاه آن ضامن مطمئنه ادامه حیات آن می باشد لازم است از مبداء این شروع مجدد التزام به پی ریزی فونداسیونی قابل اعتماد داشته باشیم که دربرگیرنده همه پیش بینی های لازمه و پیشگیری های معقول از تکرار مجدد و هزینه بر انحرافات قبلی (مانند آنچه در مشروطه و پس از آن در نهضت امام (ره) تجربه کردیم ) باشد و این مقدور نیست مگر با تائید و تکمیل بیانیه ای از این دست و التزام به پایبندی و مراعات مفاد آن الی الابد .
تحصیل چنان بیانیه جامعی نیز مقدور نیست مگر با همرایی ، تکمیل و انتقاد سازنده از این متن اولیه تا به یاری خداوند هدایت کننده به صراط مستقیم ، محصول نهایی براستی بری از هرگونه خلل بوده ، تامین کننده خواسته های معقول و فطری راهیان این نهضت از گذشته و من بعد الی الابد باشد و ” منشور سبز ” نهایی هرچه زودتر تدوین گشته ، روشن کننده مسیر عدالتخواهان این سرزمین کهن باشد.
همچنین اکنون و در شرایط فعلی و در کنار تهیه آن منشور ، نیاز است تا هر آن تاکتیک های متناسب زمانی و مکانی که شامل خصوصیاتی چون کم هزینه گی و راندمان بالا باشد ، بازشناسی و ایجاد گردد تا هماهنگی تمرکز گریز نهضت ، نتایج شیرین اش را در حین مبارزه و در عین تحمل مصائب و رنج های دوران ، به کام رهپویانش بچشاند و امید به فردای دستیابی به آرزوی دیرینه عدالت و آزادی را هر آن در دلها و جانها افزونتر و درخشانتر از همیشه نهادینه نماید.
مهرداد نصرتی (مهرشاعر )
درود بر این عزیزان آزاده که برای رسیدن به آزادی از هیچ کوششی دریغ نمی کنند.
سلام بخوانندگان گرامی و مسؤلین سایت
این منشور برای جنبشی است که بنا به گفته های مکرر آقای موسوی « متکثر » است. بنابراین توجه به آن از دو جنبهء شکلی و محتوائی اهمیت خاصی می یابد.
جنبه اول : این منشور توسط آقای مهندس موسوی تهیه و بنام « بیانیهء شمارهء 18 » ایشان شهرت یافته است .
به باور من برای ارائهء منشور یک جنبش متکثر بهتر این بود که این منشور بوسیلهء شورائی تهیه و نشر می یافت که نمایندگان تقریبی « گرایش های متکثر » در آن حضور می داشتند
ممکن است در برابر این نظر بلافاصله گفته شود که فضای سیاسی – امنیتی کشور برای این کار فراهم نیست. این درست است اما باید تلاش هائی صورت می گرفت که
در راستای این هدف گامی برداشته می شد . شاید لزومی نداشت که نام همهء آنانی که احتمالا” در آن شورا قرا ر می گرفتند اعلام می شد اما اشارهء کلی به این مطلب که این منشور در جمعی تهیه شده که از افرادی با گرایش های مختلف ، که البته حرکت های سیاسی خود برای استقرار دموکراسی در ایران را در بستر دفاع از استقلال و حفظ تمامیت ارضی کشور و در چهارچوب اجرای بدون تنارل قانون اساسی سامان داده اند ، تهیه و انتشار یافته است
باید توجه داشته باشیم که عوامل استبداد بی وقفه تلاش دارند که افراد مختلف از گرایش های مختلف ولی معترض به سیاست های داخلی و خارجی حاکمیت استبداد ، بیکدیگر نزدیک نشوند. در حالیکه خود بدون هیچگونه رودربایستی ، معترضین را یکی پس از دیگری از جرگه مسؤلین و حتی بنا بر اصطلاح و مفهوم « آپار تایدی » خود آنان را از« نظام » خارج می نمایند
دعوت از آقای مهندس موسوی در هیأت موسس دانشگاه آزاد ، یک حرکت زیبای سیاسی بود که آگاهانه علیه سیاست استبدادیان طرح ریزی شده بود در حالی که بنا بر آنچه ار قول آقای موسوی در پاسخ به آقای قمی انتشار یافته است پاسخ ایشان ، پاسخ مناسبی نبود. بعنوان جملهء معترضه باید گفت که تشکیل آن هیأ ت موسس بر اساس اساسنامه دانشگاه آزاد بوده است که آقای موسوی عضو آن بوده است و نه بر اساس اساسنامهء تصحیح شده بوسیله شورای عالی انقلاب فرهنگی که آقای موسوی را از لیست اعضای هیأت موسس حذف کرده باشد و لذا ضرورتی نداشت که گفته شود که من بعنوان میهمان در این نشست شرکت کرده ام و بدین ترتیب بر تصمیم غیر قانونی آن شورا عالی فرهنگی صحه بگذارند
جنبه دوم : جنبهء دوم ، محتوای منشور است. این جنبه از دقت بیشتر باید برخوردار باشد زیرا کسانی که جزء رهبران شناخته شدهء این جنبش هستند از مسؤلین بلند پایهء جمهوری اسلامی در مقاطع مختلف بوده اند.
از آنجائی که دخل و تصرفات در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ارائهء و استخراج مفاهیم غیر دموکراتیک و ضد مردمی آن و عملی شدن آنها در مدت عمر این جمهوری بتدریج و در مقاطعی صورت گرفته است که هر یک از این آقایان بنحوی در جایگاه های اثر گذار قرار داشته اند، بنابراین با مواضع و عملکرد این رهبران گره خورده است و اکنون که جنبش ، خواهان اجرای بدون تنازل قانون اساسی است باید بداند که نظر این رهبران در شرائط فعلی به قانون اساسی چیست و با چه نوعی از نگاه است.
مثلا” در بارهء نظارت استصوابی،حدود قانونی اختیارات ولی فقیه در قانون اساسی ، وظائف قانونی نمایندگان مجلس و اینکه آیا اینکه این نمایندگان از سوی موکلین خود اجازه دارند تا نسبت به وظائف نمایندگی از خود سلب اختیار نمایند و از باب نمونه نظارت از سوی نمایندگان بر برخی از نهاد ها مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام ،شورای نگهبان ، مجلس خبرگان و شورای عالی انقلاب فرهنگی را از حیطهء وظائف نمایندگی مردم حذف نمایند یا نه ، و مواردی از این نوع که ابهامات بسیاری در مورد محتوای منشور را می تواند بوجود آورد و لذا مسؤلین تهیهء منشور را موظف می نماید تا با توجه خاصی که به آن ها مبذول می دارند و با توضیحاتی که می دهند حتی المقدور ابهام زدائی بنمایند. با آرزوی موفقیت
با سلام
فکر میکنم با بیانیه های میر حسین و یاران ،تا حدی این منشور شکل گرفته باشد و کافی است تا اولین فرصت چکیده آنها به تایید بخشهای مختلف جنبش سبز رسیده و با اطمینان به اطلاع عموم رسیده شود.باید به این زندانی سیاسی با شرف بگوییم متاسفانه و از بد روزگار شما تنها نیستید وما و پدران ما که سالها و در سیاه چالهای رژیم ستم شاهی سر کرده بودند اینک دوباره گرفتار ستم جدیدی شده و حتی از ان بد تر فرزندان خود را نیز شهید و یا در بند ظالمین میبینند.
شرایط اجتماعی و اقتصادی طوری است که آقایان هر روز درباتلاق مشکلات خود ساخته بیشتر فرو رفته و با قبول نکردن خواست های جنبش سبز ضعیفتر و شکننده تر میشوند و هر روز بر سر تقسیم خرده غنائم به دست آورده بیشتر به روی هم چنگ میزنند.ما با نشان دادن انسجام میتوانیم پیروز باقی بمانیم.
یا حسین-میر حسین.
هدف ،جنبش سبز ملی ایران-تا کنون در این رابطه کنکاشها ی زیادی شده و من به این نتیچه تاریخی رسیدهام که ،هدف این جنبش باید و را ه دیگری ندارد ،جز خروج ایران از مناسبت نا بودگر و ویرا نگر ،جهان سوم،زیرا مناسبت جهان سوم ،تو ا زون جهان را بر هم زده و ظرفیت ،رشد و تکا مل را از دست داده.این مناسبت روزانه هستی میلینها انسان را نا بود میکند و باعث خروج میلیونها انسان از روند تکا مل شده.خروج ایران از این مناسبت ،رشد ملی ما را هماهنگ کرده و باعث هماهنگی موزون ما با جهان پیشرفته را فراهم میکند.در جهان فعلی دو کا تگری وجود دارد.۱- کا تگری جهان سوم، شا مل ،کشورها ی موسوم به جهان سوم و چین ، روسیه …۲- کا تگری کشورها ی پیشرفته .ما این با ر باید از امیر کبیر ،مشروطه ،مصدق و قیام ۵۷ بیا موز ایم تا از این دایره نکبت جهان سوم خا ر ج شویم.ظرفیت جنبش ایران این تونا ییی را دارد .این استراتژی یعنی خروج از جهان سوم باید در عرصه ملی منطقه و جهانی بین ایرانیان ترویج شده و به بحث گز اشته شود.ما باید پرچمدا ر این تحول انسانی شویم.
motasefane aknoon barkhe afrad mikhahand tarif galati az gonbeshe sabz bedahand va anra yek harekate zed nezam neshan bedahand va ba dadane in sabk manshorha ham mane tahrif va kajravi jonbesh mishavd va digar samereh an baes mishavad kegoftego va tabadole nazar darjamehe bevojod avarde va baese hdadfmand kardane harekat mishavad
agarche amsali mesle agaye MOSAVI va sayer roshanfekran bayad bad az dadane in elamieha nazare roshanfekrane sayere teifha dar nazar begirandva eslahati dar toule zaman dar an ijad konand jounke vigegie asli in jonbesh takasour geraie an ast
ba drod bar tamameh azadi khahane jahan az modares va mosadeg ta amir khousro delir sani
دوستان و یاران و همراهان گرامی بنظرم در خواست تهیه چنین منشوری کاملا بجا باشد هر چند که اقای موسوس هم در مطالبی کلی ان را مطرح کردند ولی این بار شاید فرصتی برای بر قرای اشتی و اعتماد بین همه اوام ایران از جمله حاشینه نشین ها با مرکز نشین ها باشد و از ساز مان های مدنی این اقوام هم برای تهیه چنین منشوری دوت به همکاری شود تا نظر انها هم مستقیما در ان منعکس شود و با این عمل هم نقش و جایگاه واقعی نیروی مدنی این اقومیت ها در معادله مبارزات بیخشونت مردم ایران برای ازادی خواهی مشخص میشود و هم می توان گامی رو به جلو برداشت در سمت وسو که اقوام ایران چه ترک و چه کرد و چه بلوچ و عرب و تر کمن و… فارس و… همه متعلق به این اب وخاک هستند و با این کار هم میتوان بدبینی نسبت به این اتحام واحی جدایی طلبی را هم خنثی کرد و از بین برد…
اگر خواهان همبستگیقلبی تمامی مردم ایران هستیم انجام چنین کار می تواند شروع خوبی باشد.