سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه هنگامه شهیدی خطاب به دادستان: اینجا چیزی عاید من نمی‌شود جز به سخره گرفتن زند...

نامه هنگامه شهیدی خطاب به دادستان: اینجا چیزی عاید من نمی‌شود جز به سخره گرفتن زندان اوین

چکیده :اقای دادستان خوشبختانه بر طبق شواهد و مدارک موجود در حفاظت اطلاعات سازمان زندان‌ها اینجانب به خاطر ضرب و شتم توسط خانم "مرجان جهان پناه" از ایشان شکایت به عمل آوردم و چند روز بعد ایشان به "امین اباد" جهت بستری شدن اعزام...


هنگامه شهیدی روزنامه نگار زندانی، در سالگرد بازداشت‌اش نامه‌ای خطاب جعفری دولت‌آبادی، دادستان استان تهران نوشته است.

به گزارش “تا آزادی روزنامه‌نگاران زندانی” شهیدی به اتهام شرکت در اجتماعات غیر قانونی، تبانی به قصد بر هم زدن امنیت، تبلیغ علیه نظام، اخلال در نظم عمومی و اهانت به ریاست جمهوری پس از ماه‌ها بازداشت، به شش سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شد. وی که پس از حدود چهار ماه بازداشت با قید وثیقه آزاد شده بود، مجددا یک روز پس از تایید حکم اش روانه زندان شد.

متن کامل این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

ریاست محترم دادستانی استان تهران جناب آقای جعفری دولت آبادی

سلام علیکم

در سالگرد بازداشت خود پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مطالبی را به استحضار می رسانم:

اگر به خاطر داشته باشید که مسلما به یاد دارید من همان زن زندانی سیاسی هستم (که البته از دیدگاه قوه قضاییه زندانی سیاسی وجود ندارد و سیاسیون، زندانی امنیتی تعریف می شوند)که پس از نوروز امسال در بازداشتگاه 209 با شما آخرین ملاقا ت حضوری را داشتم و درآن زمان شما با خنده به من گفتید: “هنوز بر هم سر موضع هستی.”

درآن ملاقات به عدم استفاده از امکانات مناسب برای زنان زندانی سیاسی مستقر در بازداشتگاه موقت 209 معترض بودم و برای شما ازآ خرین گفته های آخرین بازجویم آقای صالحی روایت کردم که ایشان با لذت تمام مرا به طی کردن کامل شش سال حبس و دوران محکومیت در بازداشتگاه 209، بدون مرخصی و حتی امکان ملاقات حضوری تهدید کرد و تاکید کرد که دو سال دیگر به حکم من اضافه خواهد کرد و من در پاسخش جز نیشخندی انجام ندادم.

به هر صورت من خرسند بودم لاقل در فضایی مطابق با شئونات یک زندانی سیاسی ایام حبس خود را سپری خواهم کرد. هرچند که تنها در تاریخ پنج فروردین و به دستور جنابعالی تنها با مادرم اجازه ملاقات حضوری یافتم که آن هم با پیگیری‌های مستمر از مراجع بالاتر بود و حتی قرار بود سه ساعت قبل از تحویل سال 1389 به مرخصی بیایم، که همان آقای بازجو جلوی مرخصی مرا گرفت. با این عملکردها اینگونه به ذهن متبادل می‌شود که بحث استقلال قوا خصوصا در قوه قضاییه هنوز در مرحله حرف می‌گنجد و به مرحله عملی در نیامده است و گوییا فشار وزارت اطلاعات برقوه قضاییه بیشتر است و تهدیدات آقای صالحی موثر واقع شده است و وزارت اطلاعات همچنان ملاقات حضوری اینجانب را قطع و حتی امکان مرخصی برای درمان بیماری‌هایی که درداخل زندان به آن مبتلا شده ام را از من سلب نموده است و آخرین تهدید ایشان این بوده که در کمیته عفو مشروط وزارت اطلاعات جلوی عفو مشروط مرا که شرط آن طی کردن نصف دوران محکومیت می باشد را خواهد گرفت.

جناب آقای دادستان!

اگرچه رفتن به مرخصی حق هر زندانی (مددجو!) می باشد اما این را بدانید که علت درخواست مرخصی من این نبوده است که مطابق قانون، ایام مرخصی من جزو سنوات محکومیتم به حساب آید و آزادانه در بیرون باشم چرا که بیرون از زندان را جز یک زندان بزرگتر نمی دانم. اما جسم من بیمار است و روح من نیز در میان عده ای از بیماران روحی، معتاد، بزه کار، افراد شرور و … که برخی از آنها واقعا نیازمند بستری در”دارالمجانین” هستند ولی در میان افراد سالم زندگی می کنند و هر روز مشکلات عدیده ای را برای سیاسیون فراهم می آورند، بیمار شده است.

جناب آقای دولت آبادی!

روز یکشنبه که به دادسرای زندان اوین تشریف آورده بودید و با دو تن از زنان زندانی سیاسی ملاقات داشتید برای من دو پیغام داده بودید: اول اینکه اگر کسی انگشتی به من می زند جنجال به راه نیندازم که “ایها الناس مرا کتک زده اند”.

اقای دادستان خوشبختانه بر طبق شواهد و مدارک موجود در حفاظت اطلاعات سازمان زندان‌ها اینجانب به خاطر ضرب و شتم توسط خانم “مرجان جهان پناه” از ایشان شکایت به عمل آوردم و چند روز بعد ایشان به “امین اباد” جهت بستری شدن اعزام شدند. ضرب و شتم من به حدی شدید بود که تا چند روز درد آن در بدنم حس می شد. پس مطمئن باشید با یک انگشت زدن دردی به بدن وارد نمی شود که بخواهم وانمود به کتک خوردن بکنم که اصولا نیازی به این کار نیست، در ثانی ممکن بود به جای ضربات مشت و لگدی که از سوی این بیمار روانی نصیب بنده گردید ضربات چاقو یا سرنگ آلوده به ویروس ایدز می بود در آنصورت هم باز شما شکایت داشتید که چرا این خبر به بیرون درز پیدا کرده است؟

پیغام دوم شما به من در خصوص تماس تلفنی من با آقای کروبی بود که خواسته بودید دیگر با ایشان تماس نگیرم تا مرا به حضور بپذیرید. اگر چنین شرطی دارید بنده دیگر به هیچ عنوان تمایل به دیدار با جنابعالی ندارم. لازم به ذکر می دانم آقای کروبی پدر معنوی من و من نیز دختر ایشان هستم و در مرحله بعد فراموش نکنید که اینجانب هنوز عضو حزب اعتماد ملی هستم و مشاور دبیر کل حزب یعنی آقای کروبی می باشم و تا کنون از سوی کمیسیون ماده 10 احزاب فعالیت این حزب غیر قانونی اعلام نشده است و فقط دفاتر حزب به صورت غیر قانونی پلمپ گردیده است و همچنین در جاییکه عده ای اوباش برای یار دیرینه امام حرمت قائل نمی شوند و دائما برای وی مخاطره ایجاد می‌کنند در زندان برای رفع نگرانی چاره ای جز تماس تلفنی نیست و فکر نمی کنم از نظر قانونی منعی در این زمینه وجود داشته باشد و ما سفیحان را به خدا واگذار می کنیم.

جناب اقای دادستان!

به رغم ادعای شما مبنی بر ملاقات با خانواده های زندانیان سیاسی به طور مستمر از چهار ماه پیش تا کنون خانواده من درخواست ملاقات با جنابعالی را داده اند که هنوز جای سوال است چرا موافقت نشده است. تاکنون چندین بار عوامل شما به زندان آمده اند و از ما سوالات تکراری پرسیده اند و فرمهایی را که در آن نام، نام خانوادگی، میزان محکومیت، مدت سنوات حبس و… که بقیه را خودتان بهتر می دانید برای پر کردن به ما ارائه دادند در صورتی که این اطلاعات برایشان کاملا محرز است و اینکه هر کسی برگه مرخصی یا درخواستی را دارد برای دادستان ارسال کند و هنوز هیچ‌یک از زندانیان زن سیاسی که تقاضاهایشان را ارائه داده اند پاسخی دریافت نکرده اند.

همچنین لطف کنید برای تنویر اذهان عمومی اسامی 81 نفری که به مناسیت میلاد حضرت فاطمه زهرا مشمول عفو مقام معظم رهبری قرار گرفته اند را اعلام فرمایید چرا که این شبهه وجود دارد که اصولا کسی مشمول عفو قرار نگرفته است و لااقل از 24 نفراز زنان زندانی سیاسی بند عمومی هیچ زنی آزاد نشده است. بنده نیز تا کنون چهار بار درخواست برای مرخصی درمانی جهت اعزام به بیمارستان ارائه داده ام و حتی متذکر شده ام 48 ساعت با دستبند، پابند، گردن بند و هر گونه بند دیگری که فکر می‌کنید لازم است مرا به بیمارستان حتی با هزینه شخصی خود منتقل کنید تا مشکلات و بیماری‌های من مرتفع گردد، علی ایحال که شرط ملاقات حضوری را تماس نداشتن با آقای کروبی اعلام کرده اید باید اظهار کنم: “متاسفانه مقدور نمی باشد.”

آقای جعفری دولت آبادی!

در زمان دستگیری مجدد من در ششم اسفندماه 88 وزارت اطلاعات شایعه کرد که چون خانم شهیدی قصد داشته است از کشور خارج شود ما وی را پیشتر بازداشت کردیم و حتی یک شایعه دیگری هم برای اینجانب پخش شد که در موقع مقتضی به اطلاع خواهم رساند. برای من این نکته بسیار جالب بود. چرا که هم نزدیک به چهار ماه با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه در بیرون از زندان بودم و هم ویزای انگلستان را در پاسپورتم داشتم و هم پاسپورتم در اختیار خودم بود و فقط کافی بود خود را به یک کشور ثالث برسانم تا ایران را مثل بسیاری از افرادی که کشور را ترک کردند برای همیشه رها کنم. من اگر قصد ترک ایران را داشتم پس از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری که برای ادامه تحصیل در مقطع دکترا به لندن رفته بودم هرگز باز نمی گشتم.

در آنجا به دلیل محجبه بودن و حضور در همه مراسم های خاص مذهبی به من می گفتند شما از عوامل جمهوری اسلامی هستید و در اینجا هم بازجویان به من می گفتند که شما عامل بیگانگان هستید. نمی گویم که در این زمینه پیشنهاداتی نداشتم که بسیاری از دوستان از سر دلسوزی به من می گفتند اگر 6 سال حکم دادگاه بدوی شما تایید شود چه خواهی کرد و من پاسخ میدادم: تابع قانون خواهم بود و اگر قطعا محکوم شوم در زندان فقط کتاب خواهم نوشت. هنوز هم بر این اعتقادم که هیچ جرمی مرتکب نشده ام که شایسته و سزاوار چنین مجازاتی باشم.

من اگر قصد تبلیغ علیه نظام داشتم در طول مدتی که خارج از زندان به قید وثیقه آزاد بودم و از همه رسانه های خارجی جهت مصاحبه با من تماس گرفته می‌شد رنج ها و بلاهایی را که 125 روز بر من وارد شده بود را برای آنان بازگو می کردم اما برای حفظ آبروی نظام زبان در دهان گزیدم. من کاری نکرده ام که بخواهم از کشورم متواری شوم. این آب و خاک همانگونه که متعلق به شما است متعلق به من، خانواده‌ام، فرزندم و وارثان من هم خواهد بود و هیچ گروه و جناحی نمی تواند ایران را به نام خود مصادره کنند. من در ایران ماندم چون جرمی مرتکب نشده ام، البته خدای ناکرده روی سخنم به برخی دوستان و همکارانم که شاید به خاطر شرایط جبر و فشار از ایران خارج شده اند نیست که چون از ایران مهاجرت کرده اند پس حتما جرمی را مرتکب شده اند بلکه روی سخنم با خودم بود تا بگویم و بگویم و بگویم که در ایران می مانم و بی گناهیم را ثابت می کنم حتی اگر راه آن تحمل کامل 6 سال حبس تعزیری باشد.

من فردی قانون مدار هستم و به قانون احترام می گذارم حتی اگر حکمی خلاف واقع برای من صادر شده باشد. من تا آخرین لحظه ای که مسئولان زیربط دریابند که بازداشت و حکم سنگین من نوعی انتقام گیری از شخص آقای کروبی و فشار به ایشان بوده است، مسئولانه پای عواقب 6 سال حبس تعزیری خود ایستاده ام.

جناب آقای جعفری دولت آبادی!

ضمن عرض تسلیت شهادت شهید بزرگوار آیت الله بهشتی دوران ریاست موفق ایشان در قوه قضاییه را یاد آور می شوم و اظهار شرمساری می‌کنم از اینکه من و پسر شهید بهشتی را با هم و با چشم بند از زیر عکس‌های پدرش عبور دادند تا برای بازجویی به باز داشتگاه 240 ببرند. آیت الله شاهرودی ویرانه ای را به گفته خودشان از آیت الله یزدی تحویل گرفتند که این ویرانه در دوران آقای شاهرودی رو به آبادانی بود لطفا نگذارید این ویرانه ویرانه تر شود.

در خاتمه با این توضیحات خواهشمندم اگر قرار است تهدیدات بازجویان من به طور کامل عملی شود لطفا اولین تهدید ایشان را نیزحتما به مرحله اجرا درآورید و مرابه بازداشتگاه 209 که البته اکنون در دست تعمییر است و از این پس زندانیان زن سیاسی هم به بازداشتگاه 240 انتقال می یابند بازگردانید. درجاییکه من حق نوشتن خاطرات روزانه خود را ندارم، درجاییکه مواد خام تهیه کتابم توسط آقای دهقان زاده مسئول حفاظت اطلاعات سازمان زندانها ضبط می‌شود و باز پس داده نمی شود، دیگر چه فرقی میان بندعمومی و بازداشتگاه موقت 209 است؟

جناب آقای دادستان!

لطفا یا مرا به بازداشتگاه 209 بازگردانید یا برای کمک به مردم غزه همراه با برادران داوطلب در بازداشتگاه 350مرا نیز جهت کمک و امداد رسانی به غزه اعزام کنید که کمک در آنجا بسیار مثمر ثمر تر از حضور میان بزه کاران می باشد. مطمئن باشید اینجا چیزی عایدمن نمی شود به جز به سخره گرفتن زندان اوین.

هنگامه شهیدی بازداشتگاه 216 نسوان زندان اوین

9 تیر1389 مطابق با اولین سالگرد بازداشت پس از انتخابات


8 پاسخ به “نامه هنگامه شهیدی خطاب به دادستان: اینجا چیزی عاید من نمی‌شود جز به سخره گرفتن زندان اوین”

  1. ناشناس گفت:

    سلام بر یکی از مظلومین و بی گناهان وقایع سال پیش .
    مظلوم واقع شدن شما بزرگ ترین دست آورد جنبش پاک سبز است ،چرا که سندی برای تاریخ ایران است که طرف مقابل یعنی ظالمین را برای همیشه نزد خلق و امت افشا میکند .(همان کاری که امام مظلوم ،حسین (ع )انجام داد ).
    شما تنها نیستید و جوشش جامعه ادامه دارد.

  2. ana گفت:

    vvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvvv
    همین !!!!!!!!!!!!!!!

  3. ناشناس گفت:

    گاهی فساد و دروغ آنقدر زیاد میشود که اکثریت خاموش نیز به صدا در میاید و حاضر است برای از میان برداشتن ان حتی از جان و مال خود نیز بگذرد.
    درود بر هنگامه شهیدی و تمام زندانیان عقیدتی که با استقامت خود راه حق را به بقیه نشان میدهند.

  4. هاله گفت:

    خدایا در این ماه عزیز درهای رحمت خود را به روی همه ی بی پناهان بگشا.

  5. حامد گفت:

    پاینده باشی ای مظهر حق جویی و عدالت طلبی

  6. ناشناس گفت:

    نامه دردناکی بود … پیروزی با صابران است …

  7. علی گفت:

    یزید اسوده بخواب !!!!!!

  8. دوست سبز گفت:

    پایداری را بیش از گذشته برایت ارزومندم