سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شهید بهشتی: در نظام اسلامی فقط یک مقام غیرمسئول است که آن هم خداست...
» همگام با شهید بهشتی

شهید بهشتی: در نظام اسلامی فقط یک مقام غیرمسئول است که آن هم خداست

چکیده :همگام با شهید...


قرار بر این است که قدرتی که هیمنه، کبکبه، دبدبه، تبختر و ناز همراه داشته باشد، محصول، بار و بر تلخ و گس و بد این درخت انقلاب نشود. قرار بود این شجرة طیبه ای باشد که «تؤتی اکلها حین بأذن ربها». قرار نبود که شجرة خبیثه ای باشد که «اجتثت من فوق الارض مالها من قرار»، اگر این سمت اصیل نورانی الهی انسانی انقلاب از دست برود و انقلاب به انحراف کشانده شود، مطمئنا در ابعاد مربوط به نظامات و قوانین هم منحرف خواهد شد. (حزب جمهوری اسلامی، صص 250-251)

بعضی از افراد در زندگی زاهدند، یک خانه دارند که خیلی محقر و ساده است. ابتدا وقتی با آنها آشنا می شوید خوشحال می شوید که با چه فرد زاهدی آشنا شده اید. مدتی که با او زندگی می کنید می بینید زهد هم برای او دکان است. می خواهد از طریق زهد به ریاستی برسد، زاهدان دروغین که در خود این انقلاب ما کم و بیش گرفتار این گونه افراد شدیم و باز هم خواهیم شد. زهد یک معنی عام دارد، یعنی انسان بر هواهای نفسانی اش مسلط باشد و این بر کیفیت خانه، زندگی، لباس، خوراک، نام و آوازه و مقام یک انسان تأثیرگذار است. وقتی بر همة این ها تسلط داشت می شود زاهد. زهد با این معنی وسیعش زیبایی و ظرافت برجسته دارد. (حزب جمهوری اسلامی، صص 342-343)


یک انسان نترس که در برابر باطل سکون نکند، همین قدر که لب به سخن بگشاید و با موضع گیری خود نشان بدهد که آشتی ناپذیر است، به نگهداشتن اصل روح حق پرستی در یک جامعه و جلوگیری از مرگ آن کمکی شایسته کرده است. (بایدها و نبایدها، ص 58)

امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید، چون در این حالت نتیجة اجتناب ناپذیر این خواهد بود که شرار شما والی و زمامدار و فرمانروا و دارای قدرت در میان شما می شوند. این یک قانونمندی است. لازمة برخورداری از حکومت حق و عدل مشروط است به رعایت کامل امر به معروف و نهی از منکر. هر نوع قدرتی را که شما در جامعه فرض کنید در معرض خطر انحراف از حق است.

این شما و جامعه هستید که باید با توجه به اهمیت و نقش بسیار مؤثر صاحبان قدرت و کسانی که بر منصب های گوناگون اجتماعی تکیه زده اند در سعادت خود بکوشید. فرد فرد شما باید بدانید راه رسیدن به سعادت و راه رسیدن به حکومت حق و عدل این است که شما از طریق امر به معروف و نهی از منکر به چنین هدفی برسید. (بایدها و نبایدها، صص 162-163)

در نظام اسلامی فقط یک مقام غیرمسئول است که آن هم خداست. اوست که «لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون» (انبیاء، 23). بقیه همه مسئولند. پیغمبر و امام هم در درجاتی که غیرمسئولند به دلیل اعتقاد به عصمت آنهاست. اما این چه ربطی دارد به دیگران؟ بقیه همه مسئولند.

هیچ زیربنای اجتماعی از آن زیربنای شوم خطرناک تر نیست که انسانی یا انسان هایی بتوانند هرچه می خواهند بکنند بی آنکه بشود بر آنها خرده گرفت و بی آنکه بشود از آنها بازخواست کرد. مسئولیت در جامعة اسلامی، مسئولیت متقابل است. همه نسبت به یکدیگر مسئولند. «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته». (بایدها و نبایدها، ص 184)


آیا [در جمهوری اسلامی] دولتی جرأت می کند برخلاف مصالح ملت قدمی بردارد؟ خیر. اما به یک شرط. آن شرط چیست؟ خواهش می کنم این جمله را به اعماق ضمیر اجتماعی و اسلامیتان بفرستید، چون باور کنید اگر مفاد این جمله در اعماق ضمیر اجتماعی و اسلامی ما زنده نماند، مانند هر انقلابی در معرض خطر است. به شرط حضور آگاهانة یک یک افراد امت در ادارة جامعه. «به من چه» و «به تو چه» در جامعة اسلامی وجود ندارد. (مبانی نظری قانون اساسی)


9 پاسخ به “شهید بهشتی: در نظام اسلامی فقط یک مقام غیرمسئول است که آن هم خداست”

  1. ياشار گفت:

    جناب شهيد بهشتي !
    فرمايشتان درست !
    ولي با آنانکه خود را خدا ميپندارند چه ميکنيد ؟!

  2. محمد امی گفت:

    به نام خدا
    سلام
    جایگاه خدا در نظام اسلامیتان کجاست ؟
    در ضمن بارزترین مشخصه مسئول این است که به قوانین عمل میکند. خداوند که حرفش قانون خودش هم اجراش میکنه. به قولی دیر و زود داره سوخت و سوز نداره !

  3. حمید گفت:

    “شهید بهشتی: در نظام اسلامی فقط یک مقام غیرمسئول است که آن هم خداست.”

    در نظام اسلامی جدید ما دو تا مقام غیرمسئول وجود دارد!!
    حمید

  4. هادی گفت:

    به نظر می آید بعضی که با آن شهید بزرگوار حشر و نشر داشتند و حتی با او حزب تشکیل دادند اصلا پای کلام او ننشسته بودند و گفته ها و نوشته های او را نخوانده اند که چنین خود را به تنهایی از همه مردم برتر می داند.

  5. ناصر گفت:

    شهید بهشتی عزیز نیستی که ببینی مشکل ما با نماینده ی ولی فقیه در آسمانها نیست او ارحم الرحمین است ، بندگان ناسپاسش را هم دوست دارد و از حق حیات این قیمتی ترین دارایی یک انسان محرومش نمی سازد چه رسد به بندگان نیک کردارش. درد روزگار ما حاکمانی هستند که برای خویش قدرتی فراتر از حضرت حق قائلند .
    شهید مظلوم امروز امر به معروف و نهی از منکر تنها در عریان نمودن گیسوان نسوان خلاصه شده …
    آری ای سیدالشهدای انقلاب اسلامی ، کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته در این دیار دیر زمانی است که دیگر حتی به عنوان شعار هم جرم است . باید بودی و می دیدی که در روزگار ما این مردمند که در برابر نظام مسئولند و نظام در برابر آنان هیچ تعهدی ندارد .
    …. نه خوب شد که نبودی تا ببینی جناب قاضی القضات از پس فروش استقلال قضا به اصحاب قدرت تا چه حد گوش به فرمان است ، خلق را به بند می کشد به مسلخ میبرد و حتی حاضر نیست از حکم قاضی زیر دستش به دفاع برخیزد .
    گفته بودی ” هیچ زیربنای اجتماعی از آن زیربنای شوم خطرناک تر نیست که انسانی یا انسان هایی بتوانند هرچه می خواهند بکنند بی آنکه بشود بر آنها خرده گرفت و بی آنکه بشود از آنها بازخواست کرد.” به گمانم فرزند برومندت در نجواهای شبانه اش با اشک و اندوه فراوان به تو پدر مهربانش گفته که اینک در سرزمین امیر کبیر و قائم مقام این زیر بنای شوم نهادینه شده است ، آری حاکمان هر چه می خواهند می کنند و کسی را توان خرده گرفتن بر آنان نیست .
    بهشتی عزیز به یاد داری که گفتی آسیاب به نوبت ، می دانی نوبت به تدلیس دین نیز رسیده است ، امروزه بیان روایت الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم هم مدرک جنایت است . از تاریخ اسلام تنها باید قطعاتی را به زبان جاری کنی ، قیاس نمایی که مورد رضای رهبر فرزانه باشد که اگر غیر این را فرزند مطهری هم بر لب آورد از دایره ی اصول و اصول گرایی خارج می شود چه رسد به سران و اهل فتنه . از قران و حدیث چنان باید تفسیر نمایی که به مذاق دولتیان خوش آید که اگر چنین نکنی جوادی آملی هم که باشی بی بصیرت و از جمله ی اعما به شمار می آیی .
    اما بهشتی عزیز دل غمین مدار که در این وانفسای بی کیاستی و در این دوران مهجوری دین و دینمداران ، هستند انسانهای نترسی که در برابر باطل سکوت نمی کنند، لب به سخن می گشایند و با موضع گیری خود نشان می دهند که آشتی ناپذیر ند . آری ای کاش بودی خطابه ی میردامادی و خوئینی ها را می شنیدی ، ای کاش بودی و نامه های سراسر عشق حرزمانه نوری زاد که ابوذر وار می نویسد را می خواندی تا عمق جانت به ابتهاج در آید ، ای کاش بودی و صلابت بیت امام در مقابل هلهله ی درباریان را باچشم خویش مشاهده می کردی . ای کاش بودی و استقامت نبوی و سحرخیز را در برابر ستمگران عصر خویش به عینه می دیدی و از بزرگی و عزت نفس آنان در برابر لئامت بازجویانشان به وجد می آمدی و ای کاش …
    صبر و استقامت تا صبح ظفر

  6. امیر گفت:

    “به من چه و به تو چه” گفتن باعث رهایی از زندان و زخم گلوله شود و “من چه کاره بیدم” علاج انفجار بمب در نزدیک است.

  7. انقلابی گفت:

    به شرط حضور آگاهانة یک یک افراد امت در ادارة جامعه. «به من چه» و «به تو چه» در جامعة اسلامی وجود ندارد.
    سخنان این متفکران را باید با لعل و جواهر نوشت و در جای جای کشور قرار داد.

  8. سبزینه گفت:

    ای که چه کسانی را از دست دادیم تا چه کسانی بر ما حکومت کنند!

  9. زنده باد سبز گفت:

    بهشتی‌ عزیز نیستی‌ که ببینی‌ الان فقط یک مقام مسول هست آن هم خداست ،اینها پوستین را به قول امام علی‌ وارونه پوشیده اند