نامه فرزند محسن آرمین به فرزند شهید علی موسوی
چکیده :زمان جنگ که به دنيا نيامده بودم، ولي هميشه از پدرم خاطرات دوران جنگ با صدام و شهيد شدن دوستان خيلي عزيزش مثل شهيد منتظر قائم را شنيده بودم. تا ديروز پدرم ودوستانش حزب الهي بودند ولي الان آن ها بايد کنج زندان باشند و يا مثل پدر شما...
آتیه آرمین فرزند محسن آرمین در نامه ای به فاطمه موسوی فرزند شهید علی موسوی نوشت و در آن تاکید کرد که راه پدر شهیدش ادامه خواهد یافت.
به گزارش کلمه متن نامه فرزند محسن آرمین به فرزند شهید علی موسوی به شرح زیر است:
فاطمه جان، خواهر بزرگ من در خانواده ي سبز ملت ايران
نامه ي زيباي تو را که براي پدر شهيدت نوشته بودي، خواندم و گريه کردم. به تو و برادر کوچکت که راه سبز پدرت را ادامه مي دهيد و از خونش دفاع مي کنيد، افرين مي گويم، به مقاومت و صبوري شما ،و به داشتن خواهر و برادري مثل شما افتخار مي کنم.
مثل برادر کوچک شما دوست داشتم کارنامه ي پايان سال تحصيلي ام را به پدرم نشان بدهم … آرزوها و دلتنگي هاي شما را مي فهمم و مي دانم مادر شما، هم پدري مي کندو هم مادري . مثل مادر من. او اين روزها پدر هم شده. آن جائي که در دادستان مجوز ملاقات حضوري فقط براي همسر و پدر و مادر متهم صادرميشود، بغضم ترکيد، مثل همه ي مادر هاي ديگر از گريه ي من چشمانش پر شد ولي بغضش را سريع خورد تا مبادا آنهایی که پدرم را زنداني کردند از اين موضوع سوء استفاده کنند. و با تمام وجود مثل پدرم اعتراض کرد و گفت حاضر است از حق ملاقات خود بگذرد تا من و خواهرانم که روز پدر هم نزديک است به ملاقات پدرمان برويم. او به معاون دادستان و معاون دادگستري گفت: ” اگر اجازه ندهند بچه ها پدرشان را ببينند دست به اعتصاب غذا ميزند. چون تا دو ماه پيش همه ي اعضاي خانواده مي توانستند با انهائي که زنداني هستند ملاقات کنند. اما امروز به چه جرمي بچه ها و خواهر و برادر ها محروم شده اند؟ نمي دانم.
فاطمه ي عزيزم، نمي دانم چرا و به چه گناهي من و تو و هزاران کودک و نوجوان ديگر بايد از حضور پدر، محروم بشويم. من که رفتاربزرگترها را نمي فهمم! زمان جنگ که به دنيا نيامده بودم، ولي هميشه از پدرم خاطرات دوران جنگ با صدام و شهيد شدن دوستان خيلي عزيزش مثل شهيد منتظر قائم را شنيده بودم. تا ديروز پدرم ودوستانش حزب الهي بودند ولي الان آن ها بايد کنج زندان باشند و يا مثل پدر شما …!
مادرم مي گويد :«هر دو پيش خدا عزيزند و پيش همه ي ملت ايران سر بلند .»
مادرم مي گويد که به شما بگويم ، پدر شما و همه ي فرزندان ايران چه دختر چه پسري که در طي يک سال گذشته به نا حق کشته شدند نام شان در تاريخ ايران ثبت است و تا ايران وايراني زنده است به آن ها درود مي فرستند وراهشان را ادامه مي دهند.
فاطمه جان قول مي دهم وقتي پدرم آزاد شد حتما با او به ملاقاتت بيايم . مي دانم مي تواني روي پدر من و همه ي پدرهاي خوب ايراني حساب کني ، چون همه ي آن ها پدر وحامی تو و برادر عزيزت هستند .
مادرم مي گويد :«قسم به مولايم علي (ع) ، تا جان در بدن داريم از خون شهيدان وهمه ي مبارزان حق طلب دفاع مي کنيم.
يا علي – دوستدار شما: آتيه آرمين
در همین رابطه:














ما همه با شماییم آتیه خانم !
آفرین
آتیه جان، فاطمه جان
اگر پیش از این هر کس پدری داشت و برادری یا خواهری، اکنون ما همه یک خانواده ایم که شاید هم را نشناسیم ولی حس مشترک و هدف مشترک ما را به هم نزدیک میکند. مرا برادر خودت بدان و مطمئن باش اکنون میلیونها برادر و خواهر و مادر و پدر داری که غم تو غم آنها و شادیت آرزویشان است.