اولین عکسهای محمد نوری زاد پس از آزادی
چکیده :محمد نوری زاد پس از...







صفحه اصلی
به این رفتار قرونوسطایی و این ظلم حقیرانه پایان دهید
مادری که سهمش از سفره انقلاب شش شهید بود!
همۀ راهحل ها به بازداشت ختم میشود!
بیانیه مؤسسه علامه سید محمد حسین فضل الله (ره): جمعه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۹٬ اول ماه رمضان است
ستاد استهلال اهلسنت: فردا (جمعه) سیام شعبان است
پارادوکسهای حامیان سیاست خارجی نظام
مشاور اشرف غنی: اگر نسخه حکومت مشارکتی شفابخش است، چرا برای موسوی و کروبی تجویز نشد
اعتراض انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به حکم قضایی کیوان صمیمی: به صدور احکام غیرحقوقی پایان دهید
مسیح علینژاد: در محاکمه برادرم به عملکرد من پرداخته شده
تاثیر چهار دهه ‘اسلامی کردن دانشگاه’ بر ‘پایان نامهها’
چهار گروه خاص پزشکی را دگرگونه بنگرید
با اتهام زنی و جاروجنجال هیچ ابهامی رفع نمی شود
محکوم شدم! بخاطر اعتراض علیه کشتار؛ بخاطر همدردی با خانوادههای کشتهشدگان هواپیمای اکراینی
اقدام نهایی اقدم، بیرون پریدن از فضای مجازی
ویروس کرنا و مسئولیت اخلاقی ما در برابر خبر
کرونا: کسانی که مصرف میکنند و کسانی که قدردانی میکنند
با مسجد و مناره شهر اسلامی نمیشود!
روحانیت و پذیرش استراتژی پنجم؛ چراغی در دل تاریکی
ویروس کرونا؛ و سیاست عمربنخطاب در تعامل با بیماری طاعون
پدر و پسران؛ روان شناسی اجتماعی شکست سیاسی
قصه آزادی راهپیماییها و تجمعات اعتراضی
«تمهیداتِ کرونایی» اجاره بهایِ کارگران/ چرا دولت فشار مسکن را از دوش آسیبدیدگان کرونا برنمیدارد؟
بغرنجیهای یک بنیانگذاری؛ ۳۳ مین سالگشت درگذشت «استاد» محمدتقیشریعتی
اماکن امید بخش مذهبی را به سوء تدبیر خود آلوده نکنیم
گزارشی از یک فساد «کنترلشده»؛ ارز۴۲۰۰ تومانی؛ از یک سنت تا ۵ میلیارد دلار
سوال میرزایینیکو، نماینده مجلس از رئیس دیوان محاسبات
دولت کنار ملت یا ملت کنار دولت؟
جناب آقای رئیسی، رئیس قوه قضائیه!
هدف اصلاحات چیست؟ آیا تغییر حکومت است یا خیر؛ می خواهند همین حکومت باشد؟
از زنده به گور کردن جوجه های یک روزه تا دفن مدیریت و برنامه ریزی
محکومین اهانت به مقدسات و مسئولین؛ از بخشش آیت الله سیستانی تا عفو آیت الله خامنهای
چکیده :محمد نوری زاد پس از...


درود بر تو همیشه سیز باشی
همیشه در دوران سیاهو تاریک زنان ومردان بزرگ متبلور میشوند
امیدوارم غیر از چاردیواری خونت دیگه هیچوقت در حصار چاردیواری دیگه ای محصور نباشی
سبز ها ایستادگی رو معنا کردن
درود بر این مرد غیور
همیشه سبز باشی
خدا خیرت دهد،قلمت حق و نمرود کش است
هرگز قلم به مدح شمایان نمیزنم … حتی اگر هر دو دست مرا قلم کنید
عاشقتیم مرد .
درود بر اندیشه سبز هر ایرانی
درود بر تو آزادمرد
خوش آمدی دلاور
زنده محمد نوری زاد!
زنده باد شجاعتش!
زنده باد ایستادگیش در برابر شکنجه ها و تهدید های سربازان گمنام!
تو راست قامت جاودانه تاریخی مرد
Ghalam e shoma neshoon dad ke hanooz dar in ashofte bazar e biakhlaghi marddani payband be osoole akhlagh peda mishavand, aghaye norizad shoma name khodetoon ro ne Niki sabt kardim dar in karzar
آزادیت مبارک مَرد…و امیدوارم همیشه آزاد باشی
و چون سرو سبز باشیم و استوار..استواری در راه حق و ایستادن مقابل ظلم و دروغ با همه محنتهایش لذت بخش است.
درود
درود خدا و بندگان خالصش بر تو باد.
عجب دور باطلی می زنیم ما ایرانیان.
31 سال پیش :زندانی سیاسی آزادیت مبارک
و پس از 31 سال: زندانی سیاسی آزادیت مبارک
و 400 سال بعد: زندانی سیاسی آزادیت مبارک
خدا کی به پایان می رسد این استبداد
درود بر تمامی آزادگان جهان
محمد جان تو یه آزاده ای
سلام سبزهای مشهد پیشکشت قهرمان
خوشحالم که مردانی از تبار پاکی هنوز با شجاعت دل مقاومت میکنند
درود بر شرفت و خون حسینی جاری در رگهایت
راستی اون نامه ها کار ایشان در زندان بوده؟ و هنوز هم می تونن نفس بکشتد؟ باور کنیم؟
گيرم كه در باورتان به خاك نشستم و ساقه هاي جوانم از ضربه هاي تبر هاتان زخم دار است با ريشه چه مي كنيد
گيرم كه بر سر اين بام بنشسته در كمين پرنده اي پرواز را علامت ممنوع ميزند با جوجه هاي نشسته در آشيانه چه مي كنيد
گيرم كه ميزنيد گيرم كه ميبريد گيرم كه مي كشيد با رويش ناگزير جوانه ها چه مي كنيد
تقديم به محمد نوريزاد
حکامي که مشروعيت خود را در بدي دشمن جستجو ميکنند…. بنيهاي ندارند….
درود بر تو ای افختا سرزمین من
“هیچ چیزی جز زیبایی نمیبینم”.حر در همه حال حر است هر گاه پتک ایام بر او ضزبه ای فرود آورد سر را سندان صبوری میکند و اگر بر سر هر ضزبه ای نیز انبوه مصائب بر او فرود آورند هرگزش نشکنند هر چند به زنجیرش کشند به بیچارگیش برند و روزگار بر او سخت گیرد.
زنده باشی محمد جان به روان آدمیت.
مرگ بر خادن وطن فروش
لبخند تو خلاصه ی خوبی هاست…
هیچ چیز بجز زیبایی نمیبینم. حر در همه حال حر است هر گاه پتک ایام بر او ضربه ای فرود آورد سر را سندان صبوری میکند و اگر بر سر هر ضربه ای نیز انبوه مصائب بر او فرود آورند هرگزش نشکنند هر چند به زنجیرش کشند به بیچارگیش برند و روزگار بر او سخت گیرد.
زنده باشی محمد جان به روان آدمیت
پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
جان و دل عاشقان زتو شادان باد
آنکس که تو را بیند و شادی نکند
سر زیر و سیه گلیم و سرگردان باد
درود بر این مرد بزرگ.
salammmmmmmmmmmmmmmmmmmmm aghaye nirizad
hamishe salamat va hagh go va ostovar
خداوند یارتان
يا حسين مير حسين
درود بر آزادی و درود بر آزادی خواهان ایرانی
دورود من به شما مرد بزرگ تاریخ. از یاد نخواهی رفت.
درود بر حر لشکر میر
خدا راشکر که هم سالم هستی و هم خندان، وممنون از این سایت که این عکسها را چاپ کرد
افراد شاهی که تحمل فرزندان خود را هم نمی کنند
خیلی خوشحالم . از صمیم قلب دوستون دارم آقای نوری زاد . امشب حالم خوب نبود ولی خبر آزادی شما حالمو خوب کرد .
خسته نباشی دلاور
درود بر تو که یاد فرخی یزدی و پایمردی او را زنده کردی ، همچون حر ، به آزادگی رسیدی و گذشته را نقد کردی .
تو مایه غرور و افتخار کشور عزیزم ایران هستی
نامت در تاریخ ماندگار شد
درود به شرفت
تو آزادی ای میله های حقیر زندان چه سرافکنده اید…
سبز و سرو باشی
درود
بر
زاده نور
تو آزادی چون خودت آزادی را بر جای بندگی برگزیدی
ای میله های حقیر زندان اکنون چه سرافکنده اید…
سبز و سرو باشی که در قلب مردم لاله پرور نشسته ای و بر قدرو بزرگیت این ملت گواه است
درود
بر تو
زاده نور
درود بر شما خیلی خالص بودی
آه، تو میدانی
میدانی که مرا
سرِ بازگفتنِ بسیاری حرفهاست.
هنگامی که کودکان
در پسِ دیوارِ باغ
با سکههای فرسوده
بازی کهنهی زندگی را
آماده میشوند.
میدانی
تو میدانی
که مرا
سرِ بازگفتنِ کدامین سخن است
از کدامین درد.
۲
دورههای مجلهی کوچک ــ
کارنامهی بردگی
با جلدِ زرکوبش…
ای دریغ! ای دریغ
که فقر
چه بهآسانی احتضارِ فضیلت است
به هنگامی که
تو را
از بودن و ماندن
گزیر نیست.
ماندن
ــ آری! ــ
و اندوهِ خویشتن را
شامگاهان
به چاهساری متروک
درسپردن،
فریادِ دردِ خود را
در نعرهی توفان
رها کردن،
و زاریِ جانِ بیقرار را
با هیاهوی باران
درآمیختن.
ماندن
آری
ماندن
و به تماشا نشستن
آری
به تماشا نشستن
دروغ را
که عمر
چه شاهانه میگذارد
به شهری که
ریا را
پنهان نمیکنند
و صداقتِ همشهریان
تنها
در همین است.
۳
به هنگامی که همجنسباز و قصاب
بر سرِ تقسیمِ لاشه
خنجر به گلوی یکدیگر نهادند
من جنازهی خود را بر دوش داشتم
و خسته و نومید
گورستانی میجُستم.
کارنامهی من
«کارنامهی بردگی»
بود:
دورههای مجلهی کوچک
با جلدِ زرکوبش!
□
دریغا که فقر
ممنوع ماندن است
از تواناییها
به هیأتِ محکومیتی؛ ــ
ورنه، حدیثِ به هر گامی
ستارهها را
درنوشتن.
ورنه حدیث شادی و
از کهکشانها
برگذشتن،
لبخنده و
از جرقهی هر دندان
آفتابی زادن.
۴
صبحِ پاییزی
دررسیده بود
با بوی گرسنگی
در رهگذرها
و مجلهی کوچک
در دستها
با جلدِ طلاکوبش.
لوطی و قصاب
بر سرِ واپسین کفارهی مُردنِ خلق
دستوگریبان بودند و
مرا
به خفّتِ از خویش
تابِ نظر کردن در آیینه نبود:
احساس میکردم که هر دینار
نه مزدِ شرافتمندانهی کار،
که به رشوت
لقمهییست گلوگیر
تا فریاد برنیارم
از رنجی که میبرم
از دردی که میکشم
۵
ماندن بهناگزیر و
به ناگزیری
به تماشا نشستن
که روتاتیفها
چگونه
بزرگترینِ دروغها را
به لقمههایی بس کوچک
مبدل میکنند.
و دَم فروبستن ــ آری ــ
به هنگامی که سکوت
تنها
نشانهی قبول است و رضایت.
دریغا که فقر
چه بهآسانی
احتضارِ فضیلت است
به هنگامی که تو را
از بودن و ماندن
چاره نیست؛
بودن و ماندن
و رضا و پذیرش.
۶
در پسِ دیوارِ باغ
کودکان
با سکههای کهنهبِسوده
بازیِ زندگی را
آماده میشوند…
آه، تو میدانی
میدانی که مرا
سرِ بازگفتنِ کدامین سخن است
از کدامین درد.
درود بر شرف تو که شرافت را آبرو بخشید. زنده باشی و پایدار در حقیقت خواهی و حقیقت جویی ات
زمین وارثت و ببین خون گریه کن
ما بیشماریم
ما به تو افتخار میکنیم
سلام و درود بر این مرد بزرگ
زنده باشی و سر سبز