اگر مجلس تسلیم زیاده خواهی های بنی صدر می شد فاتحه انقلاب خوانده شده بود / رئیس جمهور اختیار همه قوا و همه نهادها را می خواست تا انقلاب را تصاحب کند
چکیده :چهره واقعی بنی صدر در اداره کشور اینگونه عیان شد:«قانون» یعنی اراده رئیس جمهور/ «رئیس جمهور» اختیار تمام قوا ، تمام نهادها ، تمام تصمیمات و تمام انقلاب را می خواست/ آن ایام عصر فراغ بال و آزادی تمام و کمال رسانه های بنی صدری همزمان با تحت فشار قرار دادن و مظلومیت رسانه ای وفاداران انقلاب بود/ تکلیف ما « ماندن » و کوتاه کردن دست بنی صدر و یاران اش از سایر قوا و نهادهای قانونی و در نهایت انقلاب بود/ جریان ما در عین حالی که مظلوم بود و تحت فشار، اما هرگز ناامید...
روزنامهها آن روز طوفانی به راه انداختهبودند و واقعاً وقتی آدم صبح از خواب بیدار میشد و روزنامهها را میگرفت، میدید که چقدر خطوط در این صفحه اول روزنامهها دارد مردم را گمراه میکند –سرمقالهها و چیزهایی که گفته میشد- آن موقع این روزنامه حزب جمهوری با آن همه فشارهایی که رویش میآمد، بالاخره یک خطی ارائه میداد و روی آن خط کار میکرد.
انتخابات؛ اگر ما آن تشکیلات را نداشتیم –حال فصل دوم خطر اینجاست. ببینید، اینها را به عنوان نمونه عرض میکنم و الّا اینها در تاریخ هست و میدانید، میخواهیم بدانید که تطبیق بکنید- ما در انتخابات ریاست جمهوری شکست خوردیم، و عوامل شکست را هم جداگانه باید بررسی کرد، یک مرکزی لازم بود که در مقابل این شکست فکری بکند و بلافاصله مجلس مطرح شد و انتخابات مجلس مطرح شد، آنها هم خیلی حساب شده کا رخودشان را کردند، کنگره عظیمی را که دفتر هماهنگی درست کرد، و آن شکلی که راه انداختند دیدید.
آن روز مجلس شورای ملی هم در جهت انتخابات ریاست جمهوری پیش رفته بود، البته، خداوند همه چیز را میتواند تغییر بدهد، اما نه، بلای خداوند این است. خداوند یک برنامه ریزیهایی کرده و این مردم هستند که باید راهشان را پیدا کنند و درست عمل کنند.
در زمان پیامبر (ص) هم نبوده و در زمان علی(ع) هم نبوده و هیچ وقت این جور برنامههای اجباری نبودهاست، خوب! وقتی که ما [حزب جمهوری اسلامی] دیدیم در آن یک جریان و در یک اشتباه شکست خوردهبودیم و یا در چند اشتباه، آمدیم برنامهریزی کردیم که مجلس را نجات بدهیم، اگر همان موقع این جریان وجود نداشت و این حرکت نمیشد، هماهنگ میشدند و در عمل از دفتر هماهنگی میآمدند، دیگر فاتحه همه چیز خوانده شده بود و یک دولت آن جوری درست میشد و یک رئیسجمهوری هم که داشتند و مجلس هم که داشتند و دیگر خدا میداند که قدم بعدی آن چه چیزی از آب در میآمد.
ولی یک جریان وجود داشت که نیم بند و حتی مظلوم و تحت فشار [بود] که تلاش وسیعی شد و ما یک وقتی از خودمان برای انتخابات گذاشتیم و در گذشته مشغول کار بودیم و بنیصدر دنبال انتخابات ریاست جمهوری رفته بود؛ این دفعه معکوس شد، ما این دفعه رفتیم به دنبال انتخابات و برای هر شهری یک نماینده تعیین کردیم و به وسیله انتخابات شدنشان فکر کردیم، و کار کردیم، و جریان جمهوری و انقلاب و مجلس را نجات دادیم و مجلس آمد و انصافاً نقطه عظیمی شد و توانست جلوی انحراف را که خوب هم پیشرفت کردهبود، بگیرد، که آنها به فکر به هم زدن این جریان افتادند و باز هم خود مجلس یک تشکل بود و توانست مقاومت کند، یعنی یکی از چیزهای مهم این بود که، مجلس هم یک نوع هدایت و راهنمایی وجود داشت.
این طور بود که در مجلس نمایندگانی که همفکر و همراه بودند، در مقابل مسائل انحرافی حساس شدهبودند و کوچکترین چیزی که اینجا مطرح میشد، نبضها با سرعت میزد و تشخیص داده میشد و تصمیمگیری میشد. اینها از آثار هماهنگی است. بنابراین، در جامعه اسلامی یک شبه ممکن است به وجود بیاید و بگوید که در جامعه اسلامی که رهبرهست و فتوا هست و رساله هست، وجود یک حزب چه معنایی دارد؟ و اگر حزب بخواهد روی رساله اثر و فتوا اثر بگذارد و بخواهد روی اصول دین اثر بگذارد، چگونه است؟
منبع سخنرانی: سخنرانیهای هاشمیرفسنجانی – سال ۱۳۶۱ / انتشارات دفتر نشر معارف انقلاب














به نظر من این تحلیل آقای هاشمی که این دولت به سرنوشت دولت بنی صدر مبتلا میشه، خیلی عمیق بوده.
هشدار به همه ي مردم ايران و رهبران اصلاح طلبان و اصول گرايان و شخص رهبري:
فتنه اي عظيم از انجمن حجتيه در راه است. گر نجنبيد و تسليم زياده خواهي هاي اقتدار گرايان شويد ، آتش اين فتنه دودمان همه ايراني ها اعم از مذهبي و لامذهب را به باد خواهد داد.
چرا آقای هاشمی در صورتی که صداقت داره امروز چنین مصاحبه ای رو نمی کنه و رک این حرف رو نمی زنه؟
kojast BASIJI ke roozy namash tan va badan SADAM HOSEIN TAKRITY ra milarzand,va emrooz ba namash tan va badan mardom IRAN milarzad
حالا سایت کلمه ادامه دهنده راه بنی صدر شده و می خواهد ادامه دهنده راه بنی صدر آنهم به دست کروبی و موسوی باشد
خوبه اول مطلب رو بخونی تا متوجه بشی بعد یه چیزی بگی نه این که تا انی که ازش حرف شنوی داری بهت گفت موسوی و کروبی مثل بنی صدر هستند تو هم مثل عروسک تکرارش کنی
من الان فایل صوتی مجلس رو گوش دادم ،وای دلخوش کی بود چه باحال حرف زد ،پس نمایندههای خوب هم که به فکر خانواده شهدا و ملت باشند داریم… ،آقای لاریجانی که میگه این مجلس امام خمینی و خامنه ایست باید بهش گفت : مجلس امام ما فحش نداشتیم …
بنی صدر فعلی است به خرج داده رباط پای اصلیها رو زده و مجلس رو هم تحت کنترل خودش قرار داده خیلی سخته اما مهار شدنیه
استبداد از هر گونه ای که باشد مایه ی هلاک است.
امیدوارم نمایندگان مجلس به عقل و درک عمیق مسائل روی آورند و مصالح مردم را در نظر بگیرند و فقط به منفعتهای حزبی و گروهی ولو به هر قیمت ممکن نیندیشند.
نوع انسان خیلی پیچیده است و نباید فقط و فقط تسلیم احساسات و سخنان نمایشی افراد شد.
دوستان کلمه با عرض پوزش باید خدمتتان عرض کنم که به نظر اینجانب شما دست اندر کاران سایت با درج مطلب فوق قیاس مع الفارق نموده اید . بهتر از این حقیر می دانید برای قیاس باید سنخیتی بین مشبه و مشبه به باشد و به دلایل زیر دوستان به این امر بدیهی توجه لازم را مبذول نفرموده اند .
اصولا بین جمهوری اسلامی و حکومت اسلامی تفاوت بنیادین وجود دارد و اساسی ترین خطای دوستان در همین جا اتفاق افتاده است ، بعبارت دیگر دوستان با فرض اینکه در این دو برهه ی تاریخی ، ایران اسلامی ما از یک نوع حکومت برخوردار بوده است به مقایسه ی دو مجلس برآمده اند که به نظر بنده بی شک اشتباه فاحشی مرتکب شده اید .
دلیل و برهان من بر این ماجرا آن است که اگر مبنای جمهوری بودن نظام در مجلس اول و حکومت اسلامی بودن آن در شرایط فعلی را بپذیریم آنگاه نه تنها تناقضی در رویکرد دو مجلس نمی بینیم بلکه آنچه در این دو مرحله به منصه ی ظهور رسیده کاملا منطقی و در چارچوب ساختار اتخاذ شده توسط رهبران این دو مقطع زمانی می باشد .
نیاز به توضیح ندارد که در حکومت اسلامی همانطور که تئوریسین های آن اعتقاد دارند رای مردم دکور حکومت است ، ارزش حقیقی ندارد و تنها به ملاحظات زمانی از آن به عنوان وسیله ای برای پیشبرد اهداف حکومت استفاده می شود . اما در جمهوری اسلامی میزان رای ملت است و هیچ یک از ارکان نظام از رهبری گرفته تا شوارهای محله اش بدون رای ملت وجاهت قانونی ندارند. با این اوصاف افعال مجلس اول که تشکلی قوی از همه ی جناحهای فکری جامعه بود به سادگی قابل توجیه است و همینطور یکدستی مجالس هفتم و هشتم که با ممیزی شورای نگهبان که با آلت نظارت استصوابی در راستای اهداف ولی مطلقه شکل یافته توجیه پذیر است .
در حکومت اسلامی قوای سه گانه ، شورای نگهبان ، خبرگان رهبری و سایر ارگانها همه و همه به اقتضای ضرورت زمانی و مکانی تشکیل می گردند و اصالت ماهوی ندارند . مهمتر آنکه همه مطیع امر مولایند و در برابر اراده ی رهبر ی جز اطاعت محض چاره ای ندارند . مردم و به تبع آنان نمایندگانشان در برابرمنویات رهبری نه تنها نباید به هیچ امر دیگری مبادرت کنند بلکه خیال اندیشه در چرایی و درستی اوامر رهبری برای خادمان درگاه ایشان امری نابخشودنی است . اما در جمهوری اسلامی رهبر در برابر قانون همانند سایر افراد جامعه است ، رجحانی بر خلایق ندارد ، فصل الخطاب نیست . مجلس و رئیس قوه ی قضائیه اش استقلال رای دارند بطوریکه بعضا مخالف نظرات رهبری عمل می کنند . رئیس جهمورش پادوی رهبری نیست و به اتکاء حضرتش نمی تواند در مقابل قانون تمام قد بایستد .
عزیزان و سروران نگاهی گذرا به عملکرد مجلس اول و مجالس هفتم و هشتم ما را کاملا به دوگانگی ساختار حکومت مستقر در این دو مقطع زمانی واقف می گرداند . لذا تصمیمات متخذه و کردار و گفتار نمایندگان این مجالس به هیچ وجه باعث شگفتی و یا اندیشه ی تعارض در ذهن آدمی نمی گردد.
اگر در مجلس اول ملی مذهبی ها ، حزب جمهوری اسلامی ، طرفداران بنی صدر ، فکلی و معمم و کرواتی در کنار هم با افکار رنگارنگ برای اعتلای ایران هر آنچه در توان دارند به روی دایره می ریزند ،اگر بازرگان رحمه الله علیه صراحتا از اوضاع نابسامان و روند نامناسب جاری سخن می گوید ، اگر نمایندگان تا حد اعلام عدم کفایت برای رئیس جمهور پیش می روند، اگر نمایندگان با آگاهی از نظر امام نسبت به ادامه ی حضور نخست وزیر وقت به ایشان رای منفی می دهند ، اگر مرحوم زواره ای که رحمت خدا بر او باد با لحنی آتشین از امام درخواست 270پوزه بند می نماید و مورد محبت نیز واقع می گردد ، اگر بارها وبارها افراد در قالب حزب و یا شخص حقوقی و حقیقی به رویکردهای امام راحل به خصوص در مورد جنگ خرده می گیرند و روانه ی اوین نمی شوند و… تنها و تنها به این علت است که رهبر فقید جمهوری اسلامی که جمهوریش با ارتحال او وفات یافت اعتقاد راسخ به لوازم جمهوریت داشته اند و اذعان ایشان به برخی از رویه های خلاف قانون به ضرورت زمانی موید این معنی می باشد .
امروز نیز مجلس و سایر ارکان نظام آئینه ی تمام قد حکومت اسلامی را به نمایش می گذارند . اگر مجلس تقریبا خلع ید گردیده و در انتخاب وزیر و تصویب طرحها و لوایح گوش به فرمان رهبری است و کم مانده صبح به صبح جناب لاریجانی موارد مطروجه را به بیت ارسال نموده و در باره ی آن اموراز معظم له استفتاء فرمایند ، اگربلافاصله پس از تصویب یک لایحه که به ظن برخی ار خواص با بصیرت مخالف فرمان رهبری است دچار چالش می شوند ، به انگلیسی بودن متهم می شوند و با رویکرد مسالمت آمیز به توپ بستن مجلس مواجه می گردند و سرانجام هم سر تعظیم در مقابل امر ملوکانه فرود می آورند ، اگر قوه ی قضائیه در بست در اختیار نیروهای نظامی و انتظامی و اطلاعاتی قرار می گیرد و به هر امر آنان گردن می نهد ، اگر قوه ی مجریه حتی در انتخاب معاون اولش مختار نیست و بنا به ملاحظه هم که شده از در ریا دم از اطاعت رهبری می زند و… به این دلیل است که رهبر فعلی بر خلاف روزگاری که ولایت فقیه خارج از قانون را برنمی تابید ، در حال حاضر به شدت در پی به کرسی نشاندن ولایت مطلقه در چارچوب حکومت اسلامی می باشد
همانطور که از قدیم گفته اند ، گندم از گندم بروید جو زجو لذا نه شما ونه هیچ کس دیگر با این سیاست و یا هر روش دیگری نمی تواند مجلس فعلی را بر سر غیرت آورد تا نمایندگان ملت از کیان مجلس به دفاع برخیزند و بیش از این مایه ی وهن آن نگردند . برای اعاده ی حیثیت ابتدا باید برای خویش ارج و منزلتی قائل باشید ورنه بانگ و فریاد دگران مایه ی تعجب و حتی تمسخر شما قرار خواهد گرفت .
باران که در لطافت طبعش خلاف نیست
در باغ لاله روید و در شوره زار خس
صبر و استقامت تا صبح ظفر