بر سر پیمان خویش با شما تا پایان این راه ایستاده ام
چکیده :چرا با توسل به ولایت فقیه تیشه به ریشه قانون اساسی و جهوری اسلامی برخاسته از رأی مردم زده و اختیار و دامنه ولایت فقیه آنقدر توسعه داده شد که بعید می دانم در مواردی این مقدار اختیار از سوی خداوند به پیامبران و ائمه معصومین نیز داده شده باشد و حتی گمان نمی کنم که خدا چنین حقی برای چنین برخوردی با بندگان را برای خودش نیز درنظر گرفته باشد؟ تاریخ شیعه انتقاد از حاکم را نه تنها لازم بلکه واجب شرعی می...
بسم الله الرحمن الرحیم
ملّت بزرگ و شریف ایران
یک سال از حضور با شکوه و پرشعور شما در انتخابات ریاست جمهوری دهم گذشت. حضور پرشور شما در آن انتخابات، گواه تمایل تان برای اعمال حق تعیین سرنوشت خود در امور مملکت تان بود که متاسفانه اما عده ای بر اساس تئوری ای که مردم را ناصر حکومت و ولی فقیه می داند نه ناصب آن، به جای شما تصمیم گرفتند و رای خود را به نام شما خواندند. یکسال از چنین انتخاباتی گذشت و در این یک سال، فراز و نشیب بسیار دیدیم. دیدیم که چگونه اصحاب قدرت پرده حجب و حیا را دریدند، و هزینه این بدنامی را برای حکومت اسلامی خریدند و شهروندان این مملکت را که از رای شان می پرسیدند در خیابان ها به شهادت رساندند و بسیاری را به خاک و خون کشیدند و زندان ها را از فرزندان این نظام و انقلاب پر کردند. آنچه در این یکسال غایب بود “حقوق ملّت مندرج در فصل سوم قانون اساسی” بود و آنچه جای آن را گرفته بود پا فشاری اصحاب قدرت بود بر بکارگیری زبان زور و شکستن تمامی حرمت ها. ما اما به رغم تمامی این تلخی ها و سیاهی ها همچنان امیدواریم که قطار خارج شده از ریل قانون اساسی، انقلاب و امام به راه اصلی خود بازگردد و خطاکاران توبه کنند و راه گفتگو و تعامل هموار شود.
ملّت بزرگ و شریف ایران
یکسال پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و گذر از مصائب و تلخی های این یکساله بیش از هر چیز لازم می دانم سپاس، تشکر و تقدیر خود را از خانواده های معظم شهدای حوادث یک سال گذشته که در مظلومیت تمام حتی نگذاشتند مراسمی در شأن عزیزانشان برگزار نمایند، اعلام کنم. اینجانب ضمن همدردی با خانواده های شهدای عزیز از خداوند برای شهدای این راه، رحمت و برای بازماندگان آنها نیز طلب صبر و اجر می کنم. به مجروحین عزیز هم که در کنار جراحت ها و آسیب ها حتی حق درمان در آسایش نیز از آنها سلب شد، ادای احترام می کنم و در مقابل این همه استقامت و پایداری آنها سر تعظیم فرود می آورم. و نهایتاً از خیل کسانی که به ناحق و برای خفه کردن ندای حق طلبانه این ملت مظلوم و بزرگ، به جای مجرمین واقعی به زندان افتادند، به نیکی یاد می کنم. این روزها زندان های کشور پر است از یاران انقلاب و امام، و اندیشمندان و فرهیختگان و جوانان و آزادی خواهان و همچنان امیدوارم مقامات قضایی کشور در جهت احیای دستگاه قضا به جای صدور کیفر خواست های سیاسی و ابلاغ احکام دیکته شده، زمینه رهایی و آزادی همه زندانیان سیاسی و عقیدتی را به زودی فراهم آورند.
ملت حق خواه و آزادی خواه ایران
تا یکسال پیش با وجود اختلافات فراوان در شیوۀ اداره کشور و تعطیل یا تفسیر به رأی قانون اساسی توسط برخی حاکمان، وحدت و انسجامی نسبی میان همه جریان های فکری و فعال سیاسی و آحاد مردم و مسئولان نظام وجود داشت. اگرچه عده ای به حقوق مردم و آزادی های مشروع آنان بی اعتنایی می کرند و حقوق اقوام گوناگون ایرانی و اقلیت های رسمی دینی و مذاهب و فرق مختلف اسلامی را نادیده می گرفتند و از هتک حرمت و توهین و تحقیر اقشاری چون جامعه زنان و جوانان و اعمال خشونت و رعب و وحشت علیه آنان ابایی نداشتند و فضای یأس و سرخوردگی در جامعه ایجاد می کردند و فشارهای سنگین و غیر قابل تحملی بر حوزه های علمیّه و دانشگاه های کشور وارد می آورند تا حوزه و دانشگاه را مطیع خود سازند ولی آنچه در انتخابات ریاست جمهوری گذشته اتفاق افتاد از همه آنچه پیشتر دیده بودیم فراتر بود. به کارگیری تمام امکانات مالی، رسانه ای، نظامی و بسیج جهت مصادره رأی مردم و اعلام نتایج انتخابات به صورت مهندسی شده و ظالمانه و در عین حال ناشیانه، و توهین و تحقیرهایی که از آن پس نسبت به مردم و جریان های حاضر در صحنه به عمل آمد و از همه بدتر بی اعتنایی نسبت به معترضین و اعتراضات، اتفاقات جدیدی بودند که در چنین وسعتی در سه دهه گذشته در این مملکت رخ نداده بود. بدین ترتیب اگر تا یکسال پیش وحدت و انسجامی نسبی در کشور حاکم بود، بعد از غارت رأی مردم به وسیله مجریان و ناظران در سایه زور و سرنیزه، ادامه چنان وحدتی غیر ممکن می نمود، آنچنانکه کاندیداها و هواداران ایشان و آحاد مردم نیز نسبت به این ظلم آشکار و بزرگ اعتراض کردند و آنچنانکه به یاد داریم تمام مطالبه آنان در ابتدا در شعار زنده و جاوید ” رأی من کجاست؟ ” تبلور یافت. متاسفانه اما مسئولان مربوطه به جای توجه و رسیدگی به این مطالبه حداقلی و به کار گیری قانون و عدالت، به خشونت و ایجاد فضای امنیتی و بازداشت و شکنجه و آزار معترضین و تشکیل دادگاه های فرمایشی و صدور آرای کلیشه ای روی آوردند و هزینه ای سخت و جبران ناپذیر را بر نظام، کشور و مردم تحمیل کردند. بسیاری از رجال و شخصیت های با سابقه حوزه دین و سیاست و انقلاب را کافر، ملحد، محارب، اجنبی و خود فروخته معرفی کردند و چوب حراج بر تمام سرمایه های مادی و معنوی این مملکت و انقلاب زدند.
ملت عزیز ایران
همانطور که می دانید و پیشتر هم اشاره کردم در یک سال گذشته پرده حجب و حیا از سوی کسانی که خود را وابسته به مراکز قدرت می دانند دریده شد و پیاده نظام این جریان در رسانه ها و سایت هایی که از پول نفت و بیت المال ارتزاق می کنند چنان آتشی بر خیمه نظام و انقلاب زد که ترکش های آن به همه خدمتگزاران و انقلابیون از جمله بیت معزز حضرت امام و نوه عالم و اندیشمند ایشان حاج سید حسن خمینی و دیگر مراجع بزرگ شیعه نیز اصابت کرد. سامان دهی عده ای از مواجب بگیران در ۱۴ خرداد و شکستن حرمت بیت امام در کنار مرقد ایشان را دیدیم و سیل محکومیت این فعل ابلهانه از سوی مردم و علمای بزرگ و مراجع تقلید را هم به نظاره کردیم. در مقابل واکنش مردم و علما اما یک روزنامه که حریمی اهریمنی دارد و هیچ چارچوب و حد و مرزی برای گستاخی و فحاشی قائل نیست همچون گذشته در دفاع از رفتار اوباش پیاده نظام، به توهین مضاعف به نوه امام پرداخت گویی بدان دلیل که جرم آن عزیز ایستادن در کنار ملت بود. این روزنامه اهریمنی به همین مقدار بسنده نکرد و با ساختار شکنی عجیبی به حریم مراجع نیز وارد شد و آنان را به سبب آنکه توهین به بیت امام را محکوم کرده بودند مورد پرسش و تهدید قرار داد. این روزنامه مراجع را متهم به ملاحظه کاری کرد و از آنان پرسید که ” کدام ملاحظه می تواند با دفاع از حریم اسلام و انقلاب برخاسته از آن برابری کند؟ ” باید تاسف خورد بر کسانی که کمترین درک و فهمی از آموزه های اسلامی و انقلابی امام نداشته اند و ندارند و با این حال می خواهند درک آلوده به قدرت خود را با زور و زندان و تهدید به دیگران از جمله مراجع بزرگ و محترم شیعه تحمیل کنند. حال آنکه مرجعیت شیعه دارای تاریخ و جایگاهی رفیع و حافظ آیین محمدی در ایام غیبت است. آنها اما مراجع را نیز مطیع قدرت خود می خواهند و از همینرو پیاده نظام خود را به بیت مراجع می فرستند تا آنها را به بصیرت دعوت کنند و آنگاهی که دعوت به بصیرت گرهی از کار فروبسته شان نمی گشاید، عده ای را اجیر می کنند تا نیمه شب در کمال توحش به بیت آیت الله العظمی صانعی و دفتر مرحوم آیت الله العظمی منتظری حمله کنند و خواستار خروج آنان از قم شوند. تاملی در اخبار این حوادث و فیلم های این حملات وحشیانه به بیوت مراجع و روایات نزدیکان آیت الله صانعی و بیت آیت الله منتظری از این حملات سبعانه کافی است تا پاسخی به این پرسش بیابیم که آیا جایگاه مرجعیت و علمای دین در طول تاریخ شیعه تا کنون چنین مورد بی حرمتی واقع شده است؟ و آن بسیج مردمی که با رمز یا زهرا(س) به متجاوزین به خاک کشور یورش می برد کارش به کجا رسیده است که ساعت ۵/۳ نیمه شب به بیوت مراجع حمله و به تخریب و غارت اموال و کتب دینی می پردازد؟ به راستی چه کسی مسئول و پاسخگوی این انحراف عظیم است ؟ به یاد داریم که قبل از پیروزی انقلاب اظهار نظر گستاخانه یک نفر در روزنامه اطلاعات نسبت به یک مرجع دینی چه طوفانی در کشور به پا کرد و امروز در روزنامه ای که عنوان نمایندگی رهبری را یدک می کشد چگونه به مراجع دین توهین می شود. شاید حریم اهریمنی و حمایت های مادی و امنیتی بی شمار امروز مانع از پاسخگویی مردم به این حرمت شکنان شود اما این گستاخی ها هرگز از اذهان مردم پاک نخواهد شد. و آیا اگر مردم نیز سکوت کنند خدا در برابر چنین ظلمی به بزرگان دین و اسلام سکوت خواهد کرد؟
از یاوه گویی های آن سرمقاله اگر بگذریم، در سرمقاله آن روزنامه اهریمنی نکته قابل تامل و درستی نیز بیان شده بود و آن، همین سخن امیرالمومنین علی (ع) بود که افراد را باید با معیار ” حق ” سنجید و نه ” حق ” را با معیار افراد. به راستی تعریف حق و عدالت از منظر آقایان چیست و چگونه می توان مطالبه حق رأی مردم را با گلوله پاسخ داد و آنگاه از حق نیز سخن گفت؟ اساس مطالبه مردم در روزهای پس از انتخابات، تنها حق رأی شان بود و به دنبال جنایات بی حد و حصر در کهریزک و سایر بازداشتگاه های غیر قانونی و قانونی بود که مطالباتی دیگر بر مطالبه اولیه مردم افزوده شد، که مگر می شد مردم را به گلوله بست و از آنها خواست که از این خون ریخته شده و مسببان آن نپرسند؟ اما چه کسی طرح این مطالبات حقه و پرسشی حداقلی درباره رای خود را از ابتدا در مخالفت با ولایت فقیه تلقی کرد؟ چرا با توسل به ولایت فقیه تیشه به ریشه قانون اساسی و جهوری اسلامی برخاسته از رأی مردم زده و اختیار و دامنه ولایت فقیه آنقدر توسعه داده شد که بعید می دانم در مواردی این مقدار اختیار از سوی خداوند به پیامبران و ائمه معصومین نیز داده شده باشد و حتی گمان نمی کنم که خدا چنین حقی برای چنین برخوردی با بندگان را برای خودش نیز درنظر گرفته باشد؟ تاریخ شیعه انتقاد از حاکم را نه تنها لازم بلکه واجب شرعی می داند: “النصیحه لائمه المسلمین”. امام صادق می فرمایند که “احب اخوانی الی من اهدی الی عیوبی” اما می بینید که آقایان اظهار نظر و بیان دیدگاه افراد را تقابل با ولایت فقیه تفسیر می کنند. رهبری در مورد انتخابات نظر خود را اعلام کردند اما آنچنانکه دیدیم مردم در کمال احترام به ایشان، نظری دیگر داشتند و آن مطالبه رأیی بود که به صندوق انداخته بودند. مگر می شود با کهریزکی کردن مردم و آباد کردن قبرستان ها درک شعور و حق پرسش را از مردم سلب کرد و به بهانه نظر رهبری به مراجع و بیت و یاران امام با توسل به اوباش حمله کرد و اصول قانون اساسی را زیر پای سرکوبگرانه خود له کرد؟ یاران امام و مردم هوشیار هنوز سنت و سیره عملی آن عزیز سفر کرده را فراموش نکرده اند. ایشان بارها مطالبی فرمودند و مسئولین بنا به درک و نظر خود به گونه ای دیگر عمل کردند و با این حال نه امام ناراحت شدند و نه کسی به آنان اعتراض کرد و نه آن مسئولان که نظری مخالف دیدگاه امام داشتند از حقوق اجتماعی خود مرحوم شدند. آیا اگر اعلم علما و مرجع دینی و ولی فقیه نیزدر پایان رمضان، ماه را ندید و بر اساس معیارها به صدور حکم عید فطر نرسید ولی چوپان یا کارگری ساده و بی سواد دربلندای افق کوه های محل زندگی خود ماه را دید و افطار کرد، او ضد ولایت فقیه، مخالف نظام، مشرک، محارب و وابسته به آمریکا و صهیونیسم است؟ گیریم که آقایان متوجه دزدیدن رای مردم نشده اند اما مردم این اتفاق را به چشم دیده باشند حال آیا می توان آنها را ضد ولایت فقیه و مشرک و محارب خواند؟ به راستی پرسیدن از رای خود چه ربطی به ضدیت با دین و اسلام و ولایت فقیه دارد؟ علاوه بر این در حوزه دین آزادی بخش و جهانی اسلام که مخالف و معاند می توانند در حضور امام معصوم به بحث و مناظره و جدل پرداخته و حتی در خصوص انکار خدا هم صحبت کنند چگونه است که عده ای، درخواست رسیدگی و احقاق حق را جرم و مخالفت با ولایت فقیه می دانند؟
ملت آزادی خواه و شریف ایران
همه ما به یاد داریم که نگاه سیاسی و اجتماعی بنیانگذار جمهوری اسلامی در زمان مرجعیت مرحوم آیت الله العظمی بروجردی با نگاه سیاسی و اجتماعی آن حضرت تفاوت داشت اما به یاد نداریم که هیچگاه هیچ یک از این دو طرف سخنی در تخطئه طرف مقابل زده و مردم را به مقابله با یکدیگر تحریک و تشویق کرده و فضای جامعه دینی را به نا امنی کشیده باشند. همه به یاد داریم که امام(ره) در واکنش به دیدگاههای اختلافی مراجع شایسته دینی و حوزه های علمیّه از جمله در برخورد با دیدگاه های فقهی و اجتماعی و حتی سیاسی مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی چگونه عمل می کردند تا آنجا که اعلام عید فطر برای مسلمین را با تشخیص و اعلام آن به نقل از ایشان در رسانه ها به رسمیت می شناختند. ما به یاد داریم که عده ای یک نوار ضبط شده در حدود یک ربع ساعت از سخنان آیت الله العظمی گلپایگانی در رابطه با ولایت فقیه را که در نقطه مقابل دیدگاه امام قرار داشت برای امام آوردند و امام اما دستور دادند که مشروح سخنان ایشان دو بار از رادیو سراسری پخش شود. همه به یاد داریم که رهبری فعلی در دوره اول ریاست جمهوریشان در خصوص معرفی نخست وزیر نظری غیر از نظر امام و مجلس داشتند و چقدر زیبا بود که ایشان بر تصمیم خود که مخالف نظر امام و ولی فقیه وقت نیز بود پای می فشردند اما پاسخ این مخالفت با نظر رهبری و ولایت فقیه، چنان نبود که برخی امروز در نظر دارند. به یاد داریم که حتی در سال ۶۴ که جناب اقای موسوی برای دور دوم به عنوان نخست وزیرانتخاب شدند و در جریان معروف ۹۹ نفر نماینده ای که به آقای میرحسین موسوی رأی مخالف دادند رهبری فعلی که در مقام ریاست جمهوری قرار داشتند نیز موافق با انتخاب ایشان نبودند و فرمودند که آنان ۹۹ نفر نیستند و با احتساب اینجانب ۱۰۰ نفر هستند و در جریان تحلیف در مجلس و در حضور تماشاچیان و خبرنگاران نیز اظهار داشتند که التزام من به سوگند ریاست جمهوری درحالیست که تمام ابزار اجرائی آن در اختیار من نیست و با این بیان ادامه نا رضایتی خود نسبت به دیدگاه امام را اعلام کردند اما هیچگاه برای ایشان یا آن نمایندگان کمترین تعرض یا مزاحمت یا بی حرمتی پیش نیامد و ایشان هدف تیرهای تهمت قرار نگرفتند و هیچ یک از آن نمایندگان نیز بازداشت یا محکوم به ضدیت با نظام و ولایت فقیه نشدند. همه به یاد داریم که یکی از نمایندگان دور دوم مجلس در جریان یک نطق پیش از دستور در برابر معترضین که محتوای نطق او را خلاف دیدگاه امام می خواندند با صدای بلندی پاسخ داد که «اگر این طور باشد بهتر است حضرت امام ۲۷۰ پوزه بند برای مجلس بفرستند.» آن فرد اما به رغم بیان این موضوع هیچ وقت از طرف امام و بیت ایشان مورد غضب قرار نگرفت و مایه رنج و دردسر او فراهم نشد و مورد اذیت و آزار و شکنجه و بازداشت قرار نگرفت و حتی بعد از آن نطق در مناصب عالی نظام از جمله در سمت عضو حقوقدان شورای نگهبان و معاونت قوه قضائیه نیز انجام وظیفه کرد و مورد توجه مسئولان بالای نظام نیز قرار داشت و به یاد دارم باری که ایشان به ملاقات امام رفته بودند نیز درحالیکه در آن زمان معمول نبود خبر دیدار یک نماینده با امام را از رادیو پخش کنند، خبر آن دیدار از رادیو نیز پخش شد. حال آن ولایت فقیهی که بر اساس آموزه های علمی و عملی بنیانگذار جمهوری اسلامی می توان تصویر کرد را مقایسه کنید با تصویری که امروز از ولایت فقیه ارائه می شود و در سایه دفاع از آن عمل می شود. خدا می داند این خیانت که عده ای به ولایت فقیه و دین مردم روا داشتند چه آسیب هایی به کشور، مردم و باورهای معنوی آنها وارد کرده است.
ملت شریف و آزاده ایران
یک سال پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم و آنچه با رای شما کردند و آن خون هایی که برای احقاق حقوق شما ریخته شد یک بار دیگر با صراحت و صداقت اعلام می کنم که بر سر پیمان خویش با شما تا پایان این راه ایستاده ام و آماده ام تا با هر کس که به نمایندگی از سوی حاکمیت معرفی شود به مناظره بنشینم و نگرش خود نسبت به قانون اساسی، خط امام و انقلاب را بیان کنم تا مردم -همان ها که امام فرمود جان من فدای تک تک آنان- به داوری بنشینند و معین کنند چه کسانی از قانون اساسی، راه و اندیشه و آرمان های انقلاب منحرف شده اند و چه کسانی علیرغم همه فشارها و سختی ها بر آن اصول پایبند مانده اند. تنها در چنین مناظره آزادی در برابر چشم ملت است که می توان اعتماد از دست رفته مردم را بازیافت. که اگر اقناع مردم با این حجم از تبلیغات و در چنین باتلاقی از دروغ و تهمت ممکن بود، نباید احتیاجی به سرکوب می بود و بدون هراس و توسل به قوای مسلح، مجوز راهپیمایی سکوت به معترضین داده می شد. اما مخالفان رای مردم حتی حاضر نشدند سهم ناچیزی از امکانات و ابزار رسانه ای و تبلیغاتی شان را برای توضیح و پاسخگویی یا اعلام مواضع به معترضین واگذار کنند تا به بیان دیدگاه خود و دفاع از تهمت های ناروای وارده بپردازند. آقایان منطق را در گلوله دیدند و به سوی مردم پرتاب کردند. طرفه آنکه آقایان به جای مدیریت کشور و شنیدن صدای مردم، در این ام القرای اسلام، شعار مدیریت جهان و برنامه ریزی برای جهانیان داده می شود. از مردم و سایه خود می هراسند و به جای توسعه و آبادانی کشور، سرکوب و گسترش زندان ها و کهریزک ها، را در برنامه خود قرار داده اند و سودای مدیریت جهان را نیز در سر می پرورانند.
ملت آزاده و حق خواه ایران
آن رایی که از شما دزدیدند و حقی که ظالمانه از شما ستاندند ننگی است که با هیچ رنگی پاک نخواهد شد. آنچنانکه پس از یکسال به رغم تمام فشارها و ارعاب ها نه تنها مطالبه حق خواهانه شما به فراموشی سپرده نشده بلکه این تحول خواهی بر اساس یک شبکه اجتماعی گسترده در لایه های مختلف اجتماعی نیز رسوخ کرده است و این گسترگی اجتماعی چیزی نیست که بتوان با سرکوب و ارعاب و بازداشت و دادگاههای فرمایشی از میان برد. خداوند مومنان را به صبر و استقامت فراخوانده و وعده پیروزی به آنها داده است. راه شما اگرچه سخت و صعب و پر پیچ و خم است اما آینده وعده داده شده خدا متعلق به شما و تقدیر بر نابودی ستم پیشگان است و «الیس الصبح بقریب».
والسلام
مهدی کروبی
۳۰/۳/۱۳۸۹














کروبی زنده باد موسوی پاینده باد. من به عنوان یک فرد از جنبش میلیونی سبز از مهندس موسوی و شیخ مهدی کروبی نهایت تشکر را دارم. تا جان دارم برای رسیدن به اهداف متعالی جنبش سبز تلاش می کنم. به امید آزادی ، استقلال و پیشرفت ایران زمین.
ما هم بر سر پیمان خویش با شما تا پایان این راه ایستاده ام درود به شرفت پیرمرد
Behtarin baianieh az saaleh gozashteh, aaali bood, aaaaaliiiiii
مانند همیشه عالی بود.
من یادم نمی آید که پیمانی با کروبی بسته باشم که کروبی تا پایان این راه بایستد
شما ممکن است نبسته باشید ، ولی ما آن روزی که آقایان کروبی و موسوی ، در مناظره ها گفتند تا آخر این راه با ملت ایستاده اند آن را به عنوان پیمان قبول کردیم ، به آنها اعتماد کردیم ، رای دادیم و چه خوب بر سر پیمانشان آزادمردانه ایستادند.
صبح به خیر ! منظور اقای کروبی افرادی بود که بیدار بودن . نه امثال شما دوست عزیز .!.
پیمان بستن با موسوی و کروبی یعنی سبز بودن و سبز بودن لیاقت میخواد برادر عزیز
کروبی با جنبش سبز پیمان محکم بسته است
جنبش سبز با اسرائیل و آمریکا پیمان دوستی بسته است و به جنبش ماندن خود زیاد تکیه نکنید چون خائن هستید
دوست عزیز همه با هم پیمان بستیم برای سرنگونی استبداد دینی. شیخ مهدی هم یکی از مردم است. کسی ادعای برتری نکرده.
درود بر رهبر دلیر جنبش سبز ،عالی بود مثل همیشه حق را بیان کردید ،نامه سروش هم حرف نداشت ،خیلی کولاک کرده هم چین باحال و توپ ،منکه ۷بار نامه آقای سروش رو خوندم
زتده باد کروبی…بالاخره یکی پیدا شد بی پرده تر رهبری رو مورد انتقاد قرار بده
درود بر کروبی دلاور که حرف دل ما را میزنی ، ما تا آخر ایستاده ایم
خیلی عالی نوشتند و کاش این متن و سخنان در جامعه پخش بشه بصورت فایلهایی بر روی مبایل و یا پی دی اف
ببخشید این 270 عدد پوزه بند را چه کسی گفته بود؟
بادامچیان
آقای” زواره ای ” خــدا بیــامــرز بوده نــه آقــای بادامچیــان.
به اميد سلامت و پايداري و استقامت همه رهروان سبز و درود بر كروبي عزيز و همه همراهان سبز ملت.
درود بر شيخ عزيز و شجاع ما … كروبي بزرگ
دوستت داريم
بیانیه ارزنده ای بود. خیلی دوست داشتم این حرفها رو از زبان میرحسین میشنیدم. ولی باز هم خوب شد آقای کروبی بالآخره نکته اصلی رو فرمودن. گرچه خیلی دیر شده. اون قسمتی که درباره ولایت فقیه بود و خاطراتی که آقای کروبی تعریف کردن دربردارنده نکات بسیار مهمی بود. من جواب بعضی سؤالاتم رو پیدا کردم. حالا دیگه مطمئن شدم اختلافات کنونی ریشه داره و چیزی نیست که الان به وجود اومده باشه هرچند آقای موسوی بهشون اشاره ای نمیکنن.
درود بر شجاعتت
khosh halam ke chenin rozi ra mibinam
درود بر کروبی شجاع
ما هم بر پیمان خود با سران جنبش ایستاده ایم
ضمن تشکر از آقای کروبی و روشنگری های تاریخی ایشان در خصوص انسان هایی که در این روزگار چون بت هایی پرستیده می شوند خواهشی که دارم هم از کلمه و هم از دیگر بزرگان نظیر میر حسین عزیز این است که بیشتر در زمینه وقایع دهه 60 و مواضع اشخاصی که امروز در جایگاه های خاص قرار دارند روشنگری کنند.
به امید اینکه همچون این بیانیه برای جوان هایی مثل من کمکی در شناخت چهره واقعی ادم ها باشه.
واقعا احساس من اینه که در این 30 سال به شدت سعی در پاک کردن بخش هایی از واقعیت های دهه 60 و تقدس زایی برای افرادی خاص شده.
یا حسین
میر حسین
با سلام و درود به رهبران جنبش موسوی وکروبی ما هم تا احیای اسلام وآرمانهای انقلاب و اجرای قانون اساسی در کنار شما هستیم
عالی بود !!!
با سلام و درود به رهبران جنبش موسوی وکروبی ما هم تا احیای اسلام وآرمانهای انقلاب و اجرای قانون اساسی در کنار شما هستیم
یا حسین میر حسین
افرین بر شجاعتت ای مرد
از شجاعتت هر چه بگوییم کم است
Dorod bi payan bar shoma Rahbaran gerami. Tarikh keshvar ma hamishe shahed khianathaye bzozorgi bode vali hamsihe shahed reshadathaye mardan bozorgi chon shoma, Musavi, Khatami bode va khahad bod. Bande be onvan yeki az shahrmandand Irani sepas faravan va dorod miferestam va hamrah ba shoma ta azadi Iran aziz az dast in khodkhahan az khoda bi khabar mobareze khaham kard. Zende bashid. Hamid
خیلی خوب و زیبا بود و خیلی چیزها گفته شد . زنده باد ازادی و ازاد منشی .به رییس دولت و حامیانش هم جمله امام حسین رو میگم:اگر دین ندارید لا اقل آزاده باشید
in bayaniye vaghean alli bood dorod bar musavi va khatami va karobi….
بی نظیر بود شیخ بزرگ اصلاحات.
امیدوارم آقای خامنه ای این نامه را بخوانند…
اتو را به برق بزنيد… نه اتو را به برق نزنيد، لامپ هايتان را خاموش كنيد! اين تازه ترين دستورالعمل دن كيشوت هاي ضدانقلاب خارج نشين است كه در عمل به تئوري هاي كودتاي مخملين (كساني چون جين شارپ) دچار سرگيجه شده اند و نسخه هاي آشفته و پرتناقض مي پيچند.
ماجرا از اين قرار است كه گروهك هاي ضد انقلاب از اواخر تابستان سال گذشته ( با مشاهده فروكش كردن آشوب هاي خياباني) خواستار استفاده از وسايل پرمصرف برقي نظير اتو و… شدند تا به خيال خود برق سراسري را از كار بيندازند اما از اين توهم نتيجه نگرفتند. همين جريان سردرگم پس از اينكه از پيشنهاد افزايش مصرف برق نتيجه اي نگرفتند، اخيراً به پيشنهاد مخالف روي آوردند و خواستار خاموش كردن لامپ ها و ايجاد خاموشي شدند كه البته از آن هم نتيجه نگرفتند. پيشنهاد مشعشع و نبوغ آميز خاموش كردن لامپ ها در حالي بود كه همين جريان چند ماه پيش خواستار روشن كردن لامپ اتومبيل ها!! شده بود.
حالا شما خود را جاي آن اپوزيسيون مفلوكي بگذاريد كه پاي تحميق رسانه اي جريان هاي خارج نشين نشسته باشد؛ احتمالا يكي در ميان اتو به برق مي زند، همه لامپ هاي خانه را با هم روشن مي كند، بعد همه لامپ ها را با هم خاموش مي كند و احياناً لامپ هاي خودرو را روشن مي گذارد تا شارژ باطري هم تمام شود و فردا استارت نخورد!
پيشنهاد خاموشي لامپ ها در سالگرد خروج مسلحانه منافقين (سال60) به حدي مضحك بود كه يكي از كاربران ضدانقلاب سايت ايران گلوبال زير همان خبر نوشت: «من يك پيشنهاد يك مقدار پرهزينه تر دارم، آن هم اينكه در خيابان بوق بزنيم! آخر جانم مگر مي شود بدون هزينه مبارزه كرد. اين برخوردها ] پيشنهاد خاموش كردن لامپ[ واقعاً دراماكميك است. البته مي شود گفت كه شما در فرنگ نشسته ايد و نسخه مي دهيد. ولي من فهميده ام اين نوع برخوردها، تنها افراد را از واقعيات دور مي كند. واقعاً شما با چراغ روشن و چراغ خاموش، مردم را مسخره نمي كنيد؟!»
بازي با برق به وضوح نشان مي دهد آشوبگران به كلي از كوچك ترين خودنمايي هاي خياباني مأيوس شده اند. البته روشن و خاموش كردن مداوم لامپ تا جايي كه فقط باعث سوختن لامپ خانه هاي تيمي شود، ايرادي ندارد اما اگر قرار باشد بازي با برق به كارهايي نظير فرو كردن ميخ در داخل پريز و نظاير آن منجر شود… ترجيح آن است كه به صورت دسته جمعي انجام شود، اين طوري هيجانش بيشتر است و تلفاتي هم كه شبيه سيانورخوري دسته جمعي بر جاي بگذارد، خبري تر و توأم با شوك بيشتري است!
جناب سید جلیل خان برایتان بسیار متاسفم گویا بروز نیستید و از مضمون نسخه های up date شده ی کودتاگران همفکرتان باخبر نمی باشید .
عزیز برادر تئوری انقلاب مخملی و کودتای نرم خوراک روزهای اول برای امثال حضرتعالی بود که تاریخ مصرفش گذشت . در حال حاضر نظریه ی ناکثین و مارقین مطرح است . هم اکنون بعد از خس و خاشاک و محارب و منافق و سایر عناوین منتسبه به این جنبش ، آقا به جای مولا علی (ع) نشسته اند و طرف مقابل که شما آنرا اپوزسیون داخلی نام نهاده اید در جایگاه طلحه و زبیر قرار گرفته و پروژه ی استفاده از جنگ نرم به خاطر لا یتچسبک بودن آن به تاریخ پیوسته است .
اما اینکه ضد انقلاب خارج نشین در پی چیست و چه تجویزهایی دارد بنده نیز با شما موافقم که آنان شرایط مردم ایران را هرگز درک نکرده و نخواهند کرد . البته به همین دلیل پیشنهادهای غیر عملی و در برخی اوقات احمقانه شان مایه ی مسرت خاطر حضرتعالی و کیهان نشینان را فراهم می آورد که هیچ باعث توهم متفکران استراتژیست کودتاچی نیز می شود .
توضیح اینکه از نگرفتن دستورالعمل اتو به برق بزنید و نزنید ، بوق بزنید و نزنید و … آنقدربه وجد آمده اید که تمام ماهیت جنبش سبز را با چهار تا بچه ی بالاتر نشین یکی گرفته اید . نه برادرم اشتباه می فرمایید ، آنچه در پی انتخابات اتفاق افتاد نه یک شورش و آشوب خیابانی بلکه یک همت عالی علیه استبداد خشنی بود که با استفاده از حربه ی دین ، از آیین رحمانی اسلام چهره ای به مراتب زشتتر از دوران سیاه حاکمیت استالین بر مردم روسیه ارائه نمود .
با این توهم که اپوزسیون داخلی بدان درجه از فلاکت رسیده که بی خبر از قصد تحمیق رسانه ای جریانهای خارج نشین به نسخه برداری از آنان روزگار می گذراند به نسخه پیچی استفاده از پریز برق و خود کشی دسته جمعی با سیانور پرداخته اید . وا اسفا از این همه کج فهمی و در حصار موهومات اندیشیدن .
اگر موسوی ، خاتمی و کروبی دلاور را رهبران این جنبش بنامیم که خود از آن ابا دارند ، در کدامیک از سخنرانی ها ، بیانیه ها و اعلامیه های این عزیزان رد پایی از نگرش ضد انقلاب خارجی یافته اید ؟ غیر از این است که راهبرد جنبش سبز برآگاهی ، پرهیز از خشونت و ابرام بر اجرای بدون کم و کاست قانون اساسی استوار گردیده است ؟ در همین بیانیه ی اخیر جناب کروبی کدام نشانه از تبعیت محض از ضد انقلاب موجود است ؟ آیا در جای جای این مقال از انحراف مسیر انقلاب و خط امام و تمنای بازگشت به طریقت آن پیر فرزانه سخن نرفته است ؟
اما سخن آخردر مورد افاضات شما آنجا که فرموده اید “بازی با برق به وضوح نشان می دهد آشوبگران به کلی از کوچک ترین خودنمایی های خیابانی مأیوس شده اند ” . اولا خلط مبحث نموده اید که کار همیشگی رهروان طریقت کودتاست ، زیرا که گنه کردن آهنگربه بلخ و حکم به ارتداد مسگر در شوشتر فقط از شمایان بر می آید . عده ای تقاضای نامعقولی کرده اند که هیچ ارتباطی با مدیران جنبش سبز ندارند ، این رویه ی ناصواب از آغاز مطرح شدنش برای هر قاصرالعقلی معلوم بوده که به نتیجه نخواهد رسید و به نتیجه نرسیده ، آنگاه جنابعالی بلافاصله نتیجه گرفته اید که مسئولان جنبش ( اگر چه مستقیم آنرا به زبان نیاورده اید )از کوچکترین خود نمایی خیابانی مایوس شده اند ؟ اگر چنین است که می پندارید چرا دوستان شما با ارائه ی مجوز راهپیمایی سکوت و بدون قطعنامه موافقت نفرمودند ؟ ثانیا اگر مردم از آمدن به خیابان هراس داشته باشند که ندارند ، آیا پس از جریانات کهریزک ، سرکوب لجام گسیخته ، کشتار ، تواب سازی با استفاده از شیوه های قرون وسطایی و پدیده ی جالب توجه محارب سازی و اعدام های گله ای شایسته ی شماتت و سرزنش می باشند ؟ آیا اگر بغض در گلو و سینه پر از کینه جرات دم بر نیاوردن نداشته باشند بر درستی استنتاج حضرتعالی باید صحه گذاشت ؟ بیدار شوید ، این قافله با شما و یا بی شما به پیش خواهد رفت ، پیروزی این ملت حتمی است . کاش شما هم به این جمع بپیوندید .
صبر واستقامت تا صبح ظفر
دوست گرامي , جنبش سبز مردم ايراني , خواه و ناخواه , چه گاهي تند و چه گاهي آرام , ريشه ي پوسيده ي حاكمان ظالم كنوني را برخواهد كند , چه خارج نشيناني كه دوست جنبش سبز هستند بخواهند , و چه خارج نشيناني كه دشمن جنبش سبز هستند نخواهند , جنبش راه خود را مي رود , ميرحسين موسوي نه يك كلام به كسي گفته آره نه گفته نه , مير عزيز تكليف رو روشن كرده , مطمئن باش تمام لامپ هاي حكومت ديكتاتوريتون رو خاموش ميكنيم تا شما هم كه علاقه ي زيادي به لامپ داري ارضا بشي .
درود بر تو شيخ بزرگ
ملاك حال افراد است ، تو و امثال تو بجاي اينكه ميتوانستيد مثل خيلي ها كه خود فروشند و تا كمر جلوي مظاهر استبداد خم ميشوند
همچنان ايستاده ايد و اين ملاك است
درود خدا بر شما آزاد مردان ايران
لعنت خدا بر ديوصفتان ايران
چرا باید نظر های مختلف اینقدر شنیده نشود، که کار به اینجا بکشد؟
مگه ایران فقط مال آدم های خاصی است؟ و هر که جز این بیاندیشد دشمن است؟!! چرا این همه نخبه ها از کشور می روند؟
یعنی اگر کسی مخالف اندیشه شما بود و مثلا متخصص بزرگی در اقتصاد بود باید از کشور فرار کند و نتواند از دانشش به کشور یاری برساند؟
دشمن کسی است که صداهای مختلف را نمی شنود و بر نمی تابد.
مطمئن باشید همین رفتارها زمینه ی به وجود آمدن ریگی ها شده. (خودی و ناخودی سازی)
می دانید دوست عزیز، مطمئن باشید خداوند اگر مانند من و شما فکر می کرد، همه آدم ها را از یک شکل و نژاد و زبان و اندیشه می آفرید، شک نکنید
اما خدا حتی حیوانات و درختان و …… را هم به شکل های گوناگون آفرید
آری خداوند رنگین کمان را آفرید
خداوند یار و یاور این اسوه ی شجاعت و دلاوری باشد . سلام بر میرحسین سلام بر شیخ سبز کروبی
vaghean mahshar bood maham ta akhar hastim
با تمام احترامی که به مهندس موسوی قائل هستم باید بگویم ای کاش ایشان هم مثل آقای کروبی حرف دلشان را به صراحت بیان می کردند. چون نفوذ کلام ایشان در بین مردم خیلی بیشتر از آقای کروبی است. امیدوارم وقایع دهه 60 بیشتر بازگو بشود تا به قول بعضی ها بصیرت مردم در مورد آقایون به اصطلاح اصولگرا بیشتر بشود. حرفهای مهندس موسوی و آقای کروبی مکمل همدیگرند و این دو را یکجا می توان رهبر جنبش نامید.
نزدیک غروب آفتاب است و من صبح را دوست دارم.
یا حسین،میر حسین
zende bad azdi va azad mardan
من رسما هر روز به رای خودم و فامیلم بیشتر افتخار می کنم
شیخ شجاع شیر مهدی کروبی
و مهندس مهربان و مردمی میر حسین موسوی گرامی
من را هم پیمان خود بدانید، امیدوارم شایسته اش باشم، به امید خدا
VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV
درود بر شیخ شجاع و بت شکن زمان
با قدرت به راهت ادامه بده و در حق بودنت لحظه ای تردید به دل راه مده و
مطمئن باش تا آخرین نفس تنهایت نمی گذاریم.
VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV
درود بر غیرتت یا شیخ!
سلام و درود بر مهدی فرزند احمد کروبی
از دست ظلم آقایان از “اسلام”جدیدی که درست کرده بودند وپایه های ان دلار و مال این دنیا بود زده شده بودیم که شما و میر حسین عزیز و یاران پاکدست (که نشان داده شد که با وجود بر منصب بودن سالهای متوالی دست در بیت المال نبرده بودند چه که ثابت شد اکثر ایشان حتی قدرت پرداخت ضمانتهای سرسام آور زندان را نیز نداشتند.)ما را دوباره به اسلام رحمانی آشنا کردید.ای رهبران به حق جنبش سبز هم در شعر و هم در واقعیت ،هم دراین دنیا و هم در آخرت با فداکاریها و حتی شهید دادن از خانواده خود جایی نیک در کنار بهشتیان برای خود پیدا کردید.
چه ساده میتوان اسطوره شد و چه ساده میتوان به ضحاک تبدیل شد.
جای یارن که به جرم کشف گل در اوین مهمان آقایان هستند در این سالروز یکسالگی جنبش سبز خالی نباشدولی گرگها میدانند که ما بی شماریم.
متاسفانه از ولايت فقيه بتي ساخته اند كه نعوذ بالله ستايش خداوند در مقابل ان بسيار كم است.در صدا و سيماي اقاي ضرغامي به جاي معرفي احكام دين خدا به تملق ولايت فقيه مشغول است.همه ما ولايت فقيه را قبول داريم اما در محدوده قانون اساسي.و نظريه ولايت مطلقه فقيه به نظر من انحراف از اسلام است.زيرا مثلا اكر يك طبيب به خود ولايت فقيه توصيه اي در مورد سلامت وي كردند از لحاظ شرعي ولايت فقيه موظف به اجراي دستور آن طبيب است زيرا آن طبيب در طبابت عالمتر است و اين مغاير با ولايت مطلقه ي فقيه است كه فصل الخطاب همه ي امور نظر ولايت فقيه است.زيرا در نظريه ي ولايت مطلقه ي فقيه هيج ارزشي براي عقل و نظر انسانها قايل نيست.
دورود بر تو ای شیخ
حرف من است:
چگونه می توان مطالبه حق رأی مردم را با گلوله پاسخ داد و آنگاه از حق نیز سخن گفت؟
inha hata az sekote mardom nez mitarsand. eslame inha. arbadeh keshi, chaplosi, chomagh va noheho, nale va nefein ast. ai kash rohaniete sadegh eslam ra az siasat joda mikardan. Be in tarigh ham din nejat miaft va ham mardom.
درود بر شیخ مهدی کروبی.این نکته جالبی هست که همان 99 نفر +1 امروز صد در صد تابع ولایت شدند و به هزار نوع تعریفش می کنند . ظاهرا این اقایان ولایت فقیه رو به شخص ولیه اش می شتاستد.شاید از نظر اینها امام ولی فقیه نبودند.!!!!!!! که به احتمال زیاد با توجه به بلایایکه بر سر خانواده امام می اورند چنین بوده و امروز هم انتقام ان روزها رو از امام میگیرند
به عنوان يكي از ميليونها معترض فعلي نسبت به نحوه اداره كشور از آقاي كروبي ممنونم كه با اين شجاعت اين نامه مهم را در واقع خطاب به رهبر نوشتند . آقاي كروبي ! هم طرفداران شما و هم دشمنان شما نيك ميدانيم كه تاريخ نام شما را به خاطر صراحت لهجه و شجاعت و روحيه مبارزتان به نيكي ثبت و ياد خواهد كرد . كما اينكه در تاريخ ما امثال شما زياد بوده اند كه مورد بي مهري حاكمان زمان قرار گرفته ولي گذر زمان همه چيز را نشان ميدهد …
شيخ مهدي كروبي روسفيد و عاقبت بخير است چون با اكثريت مردم است
عالي بود . ببينيم كسي جوابي داره ؟! انصافا كجاي حرف كروبي بي ربطه ؟
aliii bud.chera nameye dr.sorusho ontasher nemikonid? yek moghe adame hemayate ishun az mohandes musavi dar entekhabat be zehn motebader mishe.behar hal mamnun
عدهاي واقعا در مقابل شيخ شجاع كم آورده و نميدانند سر خود را به كجا بكوبند ؟! متوجهيد كه ؟؟؟
بابا یکی اینو بندازه زندان تا راحت بشه
mikhastam be aghaye karobi begam chera on moghe ke rase kar bodan va mididan ba mardom ingone raftar mishavad chera sokoot karde bodan ?
جنبش سبزملت ايران با وجود اين دو بزرگوار همواره زنده خواهد بود
درود بر شیخ شجاع، کروبی دلاور
بیانیه فوق العاده ای بود
به امید پیروزی