مجید سعیدی، عکاس سرشناس ایرانی: چرا من را به جرم عکاسی از موسوی، و نه احمدی نژاد، محاکمه میکنند
چکیده :مجید سعیدی میگوید: "اگر بنا باشد به قانون احترام گذاشته شود، بيگناهی من ثابت خواهد شد زيرا من کاری به جز انجام وظيفه روزنامه نگاری خودم نکرده ام. من همانطور که همايش انتخاباتی موسوی را پوشش دادم، از همايش احمدی نژاد هم عکس تهيه کردم. چرا من را به جرم عکاسی از موسوی، نه احمدینژاد، محاکمه...
مجید سعیدی، عکاس سرشناس ایرانی، به دلیل عکاسی از میرحسین موسوی و فعالیت های ستادانتخاباتی وی بازداشت و محاکمه شده است. پیش از این نیز ژیلا بنی یعقوب به دلیل تهیه گزارش از فعالیت های انتخاباتی هواداران موسوی بازداشت و محاکمه شده بود. سعیدی که به تازگی در دادگاه خود شرکت کرده در مصاحبه با نشریه گلوبال پست گفته است: من همانطور که همايش انتخاباتی موسوی را پوشش دادم، از همايش احمدی نژاد هم عکس تهيه کردم. چرا من را به جرم عکاسی از موسوی، نه احمدی نژاد، محاکمه می کنند؟”
به گزارش کلمه، ترجمه بخش هایی از مصاحبه نسبتا مفصل مجید سعیدی با نشریه گلوبال پست از این قرار است :
سردبير این نشریه در یاداشتی بر مصاحبه سعیدی نوشته است : 12 ژوئن اولين سالگرد انتخابات رياست جمهوری ايران و اعتراضات پس از آن عليه انتخاب مجدد چهره تندرو، محمود احمدی نژاد است. مقامات ايران در واکنش به اعتراضات برپا شده به رهبری چهره های سياسی مخالف، نيروهای پليس و بسيج را به ميدان فرستادند و نتيجه آن، کشتار و سرکوب شديد رسانه ها بود.سپس مقامات ايران وب سايت ها، ارتباط با تلفن همراه و ارسال پيامک را مسدود کردند و جلوی برپايی راهپيمائی ها را گرفتند. در جريان اقدامات متعدد آنها، بيش از 170 نفر شامل چندين روزنامه نگار و چهره سياسی اصلاح طلب بازداشت شده اند. يکی از بازداشت شدگان، مجيد سعيدی عکاس ايرانی است که اکنون به تهران بازگشته و در انتظار برپايی دادگاه خود است.
مجيد سعيدی پس از چند روز عکاسی از شهری بحران زده، از هتل خود در قندهار خارج شد، به ماشينی که در خارج هتل پارک شده بود تکيه داد و سيگاری روشن کرد. سپس سوار تاکسی شد و راهی فرودگاه شد. او از اينکه خيابان های پر تنش شهری را ترک می کرد که ناتو به تازگی برای سرکوب حضور فزاينده طالبان در آنجا متمرکز شده، خرسند بود.
پانزده دقيقه بعد و در حاليکه سعيدی سوار هواپيمای خود به مقصد کابل می شد، همان خودروئی که در خارج از هتل به آن تکيه کرده بود، منفجر شد، هتل محل اقامتش را تخريب کرد و هفت نفر مجروح از خودش به جا گذاشت.
سعيدی اينطور واکنش نشان داد: «توانستم جان سالم به در ببرم اما از اينکه آنجا نبودم تا پس از انفجار عکاسی کنم، ناراحت هستم. به رئيس خودم در لندن ایميل زدم و از او معذرت خواهی کردم.»
سعيدی که به دليل کارش در ايران دو بار برنده جايزه بين المللی شده ، يکی از شناخته شده ترين قربانيان اين سرکوب بود. او که شبانه توسط مأموران امنيتی در خانه اش دستگير شد، 39 روز را در زندان اوين تهران و نيز يک پايگاه سپاه پاسداران گذراند. او هدف شکنجه قرار گرفت و مجبور شد در دادگاه نمايشی سازمان يافته شرکت کند، دادگاهی که برای ربط دادن اعتراضات پس از انتخابات به غرب تنظيم شده بود.
سعيدی به قيد ضمانت 200هزار دلاری آزاد شد و از کار کردن در تهران منع شد. او با ارائه سند خانه اش به عنوان بخشی از ضمانت، در ماه دسامبر به افغانستان نقل مکان کرد.
محمد عبدالدائم هماهنگ کننده برنامه خاورميانه ای کميته دفاع از روزنامه نگاران در نيويورک می گويد: “شيوه ای که تهران در خصوص پرونده سعيدی به کار گرفته، با همه ظلمی که در آن وجود داشته، متأسفانه تفاوتی با نحوه برخورد با ساير روزنامه نگارانی که اکنون در زندان هستند و يا قبلاً در بند بودند، ندارد. نهايتش اين است که تهران بايد دير يا زود بفهمد موضع فعلی اش در خصوص روزنامه نگاری حوادث بحرانی نمی تواند ادامه پيدا کند.”
سعيدی اين هفته به تهران بازگشته و منتظر اعلام زمان دادگاه خود است، زمانی که مرتب به عقب انداخته می شود. چهارشنبه پيش تاریخ بررسی پرونده وی يک هفته به عقب افتاد. انتظار می رود در اين جلسه حکم وی اعلام شود.
پرونده سعيدی يک استثنا نيست. صدها روزنامه نگار و عکاس از تابستان گذشته گذرشان به زندان های ايران افتاده و به فعاليت به عنوان ستون پنجم کشورهای غربی در تحريک برای وقوع يک انقلاب و سرنگونی جمهوری اسلامی متهم شده اند.
بيش از 50 روزنامه نگار هنوز در بند هستند و بنابر گزارش جديد انجمن جهانی منتشرکنندگان روزنامه و اخبار، از نظر تعداد، اين سومين رتبه از زندانيان در کشورهای دنياست. يک روزنامه نگار سرشناس به نام ژيلا بنی يعقوب روز چهارشنبه به يک سال حبس و ممنوعيت از قلم زنی تا 30 سال محکوم شد. احمد زيد آبادی نيز نوامبر گذشته به شش سال زندان و ممنوعيت مادام العمر از نويسندگی محکوم شده بود.
جامعه عکاسان ايران به سهم خود متحمل بيشترين رنج ها شده است. پس از انتخابات ايران، چهار عکاس به زندان افتادند و 10 عکاس ديگر نيز مجبور به ترک کشور شدند. آنها يا تقاضای پناهندگی از کشورهای همسايه نظير ترکيه و عراق کرده اند و يا انجام چنين کاری را مدنظر دارند. سايرين نيز نظير ساتیار امامی، همکار سعيدی که همزمان با وی دستگير شد، دوره زندان خود را گذراند و پس از آزادی، از حرفه پرخطر عکاسی سياسی به کار کم خطری روی آورده است. اما سعيدی قدم تندی برداشت و برای ادامه زندگی به منطقه پرخطر و جنگ زده افغانستان قدم گذاشت.
سعيدی گفت: “من می خواستم کار کنم و هرگز سياسی نبودم. من به دليل کارم دستگير شدم و بايد به کار خودم ادامه دهم.”
سعيدی در کابل گفت: “اگر بنا باشد به قانون احترام گذاشته شود، بيگناهی من ثابت خواهد شد زيرا من کاری به جز انجام وظيفه روزنامه نگاری خودم نکرده ام. من همانطور که همايش انتخاباتی موسوی را پوشش دادم، از همايش احمدی نژاد هم عکس تهيه کردم.چرا من را به جرم عکاسی از موسوی ، نه احمدی نژاد، محاکمه می کنند؟”














“چهره تندرو، محمود احمدی نژاد ”
معمولا” به چهره هائی که سبزه تند و خوشکل هستند میگویند چهره تندرو مثل خودم. احمدی نژاد کجاش تندرو هستش بلکه بر عکس … دیگه لطفا” خالی نبندید.
آخه برای اینکه احمدی نژاد زشته ،جذاب نیست اگه ازش عکس بگیری یا نگیری کسی واسش مهم نیست ،اما میرحسین الهی دورش بگردم چهره آرومی داره مثل یک دریا میمونه که ظاهری آروم ولی باطنی پر از اسرار و گنج و حکمت داره،خوب معلومه عکس گرفتن از یه دریا همه رو جذب میکنه ولی یک دیوار که همه کوچه هاش بن بسته یعنی همین احمدی نژاد کی رو جذب میکنه؟اینها هم که مخالف جذب هستند میگن مثل احمدی نژاد قدرت دفع داشته باشید نه مثل میرحسین قدرت جاذبه