سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » برادر شهید محرم چگینی: به دنیا بگویید ندا تنها شهید جنبش نیست...

برادر شهید محرم چگینی: به دنیا بگویید ندا تنها شهید جنبش نیست

چکیده :یک سال دنبال خبرنگاران دویدم تا بگویم صدای یک شهید جنوب شهری را به گوش دنیا برسانید تا هم دولت ما و هم دنیا باور کنند همه کسانی که در راهپیمایی کشته شدند، شکم شان سیر نبود یا به تعبیر خودشان، «بچه قرتی » نبودند اما وقتی در شب کشته شدن برادرم، علی رغم همه تهدیدات زنگ زدم به برخی از خبرنگاران اما آنها که صدها بار فیلم ندا را نشان دادند، حاضر نشدند حتی یک بار فیلم محرم که تیر خورده است و برشانه های مردم قرار داشت را نشان دهند، نه صدا و سیما، نه صدای آمریکا و نه بی بی...


علی چگینی برادر شهید محرم چگینی است که به گفته خود او از جنوب شهر تهران، همانجایی که می گویند مردمش با جنبش سبز ایران هیچ نسبتی ندارند، به راهپیمایی بیست و پنج خرداد آمده بود و از عصر همان روز دیگر به خانه برنگشت.

علی چگینی، محرم را یک دوست و محرم ناگفته های خود و خانواده می دانست، اینک پس از یک سال هم از عدم حضور یک برادر و یک دوست در میان اعضای خانواده دلگیر است، هم از عدم حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی در میان یک خانواده داغدار گلایه می کند و هم برای همه کسانی که از میان کشته شدگان تنها یک نماد را جهانی می کنند و شهدای دیگر را غریب و تنها رها می کنند، پیام دارد.

نشستن پای صحبت یک جوان ۳۲ ساله که تمام کشته شدگان را برادران و خواهران خود می داند اما از همه کسانی که در این یک سال هیچ سراغی از برادر کشته شده او نگرفته اند، گلایه دارد، شاید بتواند نگاهی نو به مطالبات بخش هایی از این نسل که در اعتراضات خیابانی شرکت کرده اند بگشاید. برای همین است که درخواست می کند همه صحبت های او بدون سانسور منتشر شود تا شاید راهی بگشاید که از این پس در صورتی که رهبران جنبش سبز به هر دلیلی تاکنون موفق نشده اند، سراغ خانواده برخی از کشته شدگان بروند، حداقل مردم یکدیگر را تنها نگذارند.

علی چگینی می گوید:… یک سال دنبال خبرنگاران دویدم تا بگویم صدای یک شهید جنوب شهری را به گوش دنیا برسانید تا هم دولت ما و هم دنیا باور کنند همه کسانی که در راهپیمایی کشته شدند، شکم شان سیر نبود یا به تعبیر خودشان، «بچه قرتی » نبودند اما وقتی در شب کشته شدن برادرم، علی رغم همه تهدیدات زنگ زدم به برخی از خبرنگاران اما آنها که صدها بار فیلم ندا را نشان دادند، حاضر نشدند حتی یک بار فیلم محرم که تیر خورده است و برشانه های مردم قرار داشت را نشان دهند، نه صدا و سیما، نه صدای آمریکا و نه بی بی سی.

گفتگوی کامل جرس با علی چگینی، برادر شهید محرم چگینی را در زیر بخوانید:

آقای چگینی، یک سال گذشت از روزی که برادرتان در راهپیمایی بیست و پنج خرداد کشته شد، می خواهم بدون مقدمه بپرسم تلخ ترین خاطره یک برادر از روزی که پیکر برادرش را از پزشکی قانونی تحویل گرفت تا امروز که هنور دستگاه قضایی قاتلی را به خانواده شما معرفی نکرد، کدام است؟
تلخی ها کم نیست ، از همان روزی که برادرم روبروی پایگاه مقداد در خیابان آزادی تیر خورد، اما جنازه اش را دورتر از آن مکان در شهرکی دیگر انداخته بودند، از همان شبی که از من تعهد گرفتند که بدون خبررسانی باید مراسم خاکسپاری را برگزار کنیم، از همان روزی که فهمیدیم به جای پیدا کردن قاتل برادرم حاضر هستند دیه بدهند تا ما ساکت شویم، درست از همان روزهای نخستی که فهمیدم دیگر هیچ کس جوابگوی ما نیست، تلخی ها را یکی یکی تجربه کردم.

می شود یکی از مواردی که فکر می کنید در صورت رسانه ای شدن، باری از شانه های خانواده های کشته شدگان برداشته می شود را بگویید؟

سه شب بعد از آنکه فهمیدم محرم در راهپمایی تیر خورده بود، در پزشکی قانونی کهریزک پیکرش را شناسایی کردیم، از همان زمان من علی رغم فضای ترس و وحشتی که آن موقع حاکم بود، به برخی از خبرنگاران داخلی و برخی از خبرنگاران که در رسانه های خارج از ایران هم هستند، زنگ زدم و گفتم: برادرم را کشتند، می خواهم به دنیا بگویم، برادرم را فقط به جرم اعتراض در یک راهپمیایی کشتند، حتی برای اینکه حرف مرا باور کنند که محرم کشته شده است، گفتم اسم محرم در سایت نوروز( سایت وابسته به جبهه مشارکت ) منتشر شده است، فیلم کشته شدن برادرم را هم مردم به ما داده اند، به آنها گفتم فیلم کشته شدن برادرم را هم برایتان می فرستم. از طریق برخی از خبرنگاران داخل کشور که آن روزها به خانه ما می آمدند، فیلم تیر خوردن محرم را برای بی بی سی و صدای آمریکا فرستادم، اما نمی دانم چرا هیچ کسی صدای ما را نشنید و این آغازی شد برای اینکه منزوی شویم و دیگر به هیچ کس اعتماد نکنیم.

شاید برای خبرنگاران سخت بود در شرایط امنیتی بتوانند اصل و سندیت موضوع را تایید کنند و ممکن بود کس دیگری آن زمان به نام «برادر شهید»، حرف هایی را مطرح کند که بعدها علیه خانواده شما استفاده شود.

ولی من حتی شماره تماس های منزل و همه اطلاعات مربوط به خودم و خانواده ام را برای تلوزیون ها فرستادم، آنها هم می توانستند از کسانی که به خانه ما می آمدند تایید بگیرند، این کار سختی نبود، البته توقعی هم نمی توان داشت. آنها کار خودشان را انجام می دهند. از فیلم کشته شدن ندا همه ما متاثر شدیم و این کار خبرنگاران بود که با انتشار فیلم دنیا را هم با خبر کردند، اما همیشه برای من سوال است که چرا فیلم تیر خوردن برادرم را که پیش از ندا در خیابان کشته شده بود، هیچ وقت در همان تلویزیون هایی که صد ها بار فیلم تلخ کشته شدن ندا را نشان دادند، به تصویر نکشیدند ؟

خود شما چه پاسخی برای همین سوال تان دارید؟ چرا ندا، سمبل مظلومیت شد، اما به تعبیر خودتان در طول این یک سال نامی از محرم یا برخی از شهدای دیگر برده نشد؟
نمی دانم ممکن است دلایل مختلفی داشته باشد، ندا خیلی برای من قابل احترام است، تا آنجا که برای من هم که برادرم را مظلومانه روی شانه های مردم دیده ام و پس از آن دیگر خبر و فیلم و عکسی از او در رسانه های ایران و جهان ندیده ام، شهید ندا، شده است سمبل، اما همه حرفم این است وقتی مردم، خبرنگاران و حتی رهبران جنبش فقط نام یک شهید را مطرح می کنند نتیجه این می شود که وقتی آقای متکی و یا احمدی نژاد می روند به دنیا سفر می کنند ، آنجا نیز فقط عکس ندا را در برابرشان بالا می برند. برای احمدی نژاد و متکی تکذیب شهادت یک نفر خیلی سخت نیست، چرا نباید مردم کاری می کردند که در برابر احمدی نژاد عکس صد شهید بالا می رفت؟ دولت ما خوب می داند که به هر جای دنیا برود، از او در باره ندا سوال خواهند کرد برای همین خودش را برای تکذیب این سوال آماده می کند، ولی اگر بداند در تمام ایران و دنیا مردم عکس و تصویر ده ها شهید دیگر را در دست دارند و در مورد کشته شدن تک تک کسانی که جرم شان فقط حضور در راهپیمایی بود می خواهند سوال کنند، آنوقت جوابی نخواهند داشت. نمی توانند بگویند همه این ده ها شهید را منافقین و مجاهدین و آمریکا و اسراییل در خیابان های ایران کشته اند.

آیا تا کنون در خواست دیدار با احمدی نژاد یا اعضای دولت داده اید تا همین حرف ها را به آنها بگویید؟

من در تمام این یک سال می خواستم با موسوی دیدار کنم و خیلی حرف ها را به ایشان و یا آقای کروبی بگویم اما متاسفانه هیچ پاسخی نگرفته ام. تا دیروز شک داشتم که سیاستمداران چندان فرقی با یکدیگر ندارند، اما حالا دیگر دارم باور دارم همه سیاستمداران تقریبا یک جور هستند و به فکر مردم نیستند.

موسوی هیچ مسوولیتی در کشور ندارد چرا به جای دیدار با مسوولین می خواهید با کسی دیدار کنید که هیچ قدرتی هم ندارد؟

ما در این یک سال خیلی سختی کشیدیم، باید به آقای موسوی می گفتم وقتی سراغی از خانواده های شهدا نمی گیرند، راهشان با احمدی نژاد و دیگران یکی است. مردم را تا زمانی می خواهند که به قدرت برسند. این حرف های مرا می نویسید؟ دلم می خواهد حالا که نتوانسته ام خودم از نزدیک با آقای موسوی حرف بزنم، شما این کار را بکنید و این حرف ها را به گوش ایشان برسانید.

بی شک بدون سانسور منتشر خواهد شد، شما هم بگویید، مهمترین نکته ای که دلتان می خواهد به آقای موسوی بگویید چیست؟

دلم می خواهد بگویم، انگار می دانم آخر داستان چیست. می دانم که موسوی و کروبی کنار می کشند، و از آن طرف دولت هم قدرت خودش را نشان می دهد، شاید کنار کشیدن موسوی و کروبی آنها را در برابر بخش هایی از مردم سرافراز کند، اما خون جوانانی در این وسط پایمال می شود که فقط برای ایستادگی و تغییر به میدان آمده بودند.

به عنوان کسی که برادرش در یک راهپیمایی اعتراضی کشته شد، فکر می کنید وقتی موسوی و کروبی به مردم بگویند بیایید به خیابانی که ممکن است باز هم در آن به روی مردم گلوله بکشند، باید در برابر خانواده های کشته شدگان نیز پاسخگو باشند؟
ببینید همین الان هم خبرگزاری فارس به ما پیشنهاد مصاحبه داده است. دولت خودش اعلام کرده ۳۶ نفر در ماجرای اعتراض به انتخابات شهید شده اند، بنا به تشخیص خودشان به برخی از خانواده های کشته شدگان از بنیاد شهید زنگ زده اند و اعلام کرده اند که آنها جز خانواده شهید هستند و حالا هم دنبال این هستند که از میان این ۳۶ خانواده کسانی را راضی کنند که علیه موسوی و کروبی شکایت کنند، اسم موسوی و کروبی را نمی آورند، به ما می گویند علیه سران فتنه شکایت کنید، ما حتی اگر شکایت هم کنیم و آنها به زندان بروند، فردا بالاخره ناچار می شوند آزادشان کنند، یعنی با این کار هم دولت، قدرت خودش را به مردم نشان خواهد داد و هم رهبران جنبش را وادار به عقب نشینی و خالی کردن پشت مردم می کنند.

ظاهرا شما ساکن جنوب شهر تهران هستید، معمولا گفته می شود اکثر جمعیت این منطقه را طرفداران احمدی نژاد تشکیل می دهند اما برادر شما از دل همان جمعیت در راهپمیایی شرکت کرد و سپس کشته شد، چه پاسخی دارید به کسانی که می گویند، جنبش سبز یک جنبش بالای شهری است؟

برادر من از جنوب شهر به راهپیمایی رفته، جایی که امکانات معمولی برای یک زندگی ساده هم نداریم، اما چون جامعه ایران یک جامعه سنتی و مذهبی هست، رسانه های طرفدار دولت از احساسات مذهبی و سنتی مردم سوء استفاده می کنند. در تلویزیون فقط فیلم هایی را نشان می هند که جوانان دارند می رقصند، پایکوبی می کنند، مثلا کامل نبودن حجاب دختران را نشان می دهند که بگویند « یک مشت بچه قرتی» دنبال عریانی و بی حجابی هستند و اینها همه کسانی هستند که از موسوی طرفداری می کنند. همه این حرف ها را هم به نام دین به خورد یک جامعه مذهبی می دهند تا مذهبی ها را با ما بد کنند. آنقد در تلویزیون در این مورد فیلم نشان داده اند که گاهی مردم مذهبی هم به ما مثل کسانی نگاه می کنند که طاعون داریم. از ما فاصله می گیرند. در حالی که ما کافر نیستیم فقط دین ما با دین کسانی که برادرم را کشته اند و بعد هیچ جوابی هم به ما نمی دهند فرق دارد. برای بسیاری از مردم خیلی سنگین است که کسانی با اسلام و دین شان مبارزه کند، و آنها تلاش می کنند ما سبز ها را طوری معرفی کنند که  انگار داریم با اسلام مبارزه می کنیم.


برگردیم سر همان فیلمی که از برادرتان در اختیار دارید که پیکر تیرخورده او را بر شانه های مردم نشان می دهد، راست می گویید این فیلم را دنیا ندیده است اما دنیای کوچک خانواده شما را چقدر این فیلم دگرگون کرده است؟

خیلی زیاد، یکی دوباری ظاهرا یکی دو شبکه انگلیسی نشان داده اند اما باور کنید خیلی سخت است نگاه کردن چندین باره فیلم عزیزتان که دارد میان آن همه مردم جان می دهد. اما متاسفانه ما مردم حافظه ضعیفی داریم. فراموشکار هستیم. از مردم نباید توقع زیاد داشته باشم. اما وقتی بیست و پنج خرداد پارسال را با امسال مقایسه می کنم دلم می گیرد. سال گذشته خودم در خیابان بودم. صحنه های کربلا را در خیابان های تهران می دیدیم. جنازه ها را گذاشته بودند گوشه خیابان و روی آن ها را پارچه انداخته بودند. اما امسال بیست و پنج خرداد مردم باز هم آمده بودند اما دیگر مثل پارسال نبود، گاهی وقت ها فکر می کنم ما مردم ایران خودمان باعث و بانی این همه ظلمی هستیم که به ما می شود، چرا باید فراموش کنیم در این یک سال چه بلاهایی سرمان آورده اند و جنازه ها را هم تا مدت ها تحویل نمی دادند؟ خرداد پارسال و حضور آن همه مردم با آن چیزی که ما در بهشت زهرا دیدیم خیلی فرق داشت. باز هم می گویم نباید از مردم توقعی داشته باشیم اما….

خود شما فکر می کنید چرا پارسال مردم بدون مجوز مدام در خیابان حضور پیدا می کردند، اما امسال نیامدند؟

از یک طرف قبول دارم پارسال فضا خیلی احساسی بود، مردم وقتی دیدند رای شان گم شد، خیلی ناراحت شدند، و اتفاقات بعدی که مردم با چشم های خودشان در خیابان می دیدند که برادر من و دیگرانی که فقط دنبال رای گمشده خودشان آمدند، کشته می شدند نیز مردم را خیلی بیشتر ناراحت کرد و برای همین حضورشان در راهپیمایی ها زیاد بود، حتی موسوی و کروبی هم بدون مجوز می آمدند در خیابان و فکر می کنم رهبری یک جنبش یعنی همین که رهبران جانشان را بگیرند کف دست شان و به خیابان بیایند، اما این روزها همه چیز عوض شده است انگار.


حرف آخر تان…

ایران نیاز به فرهنگ سازی دارد، باید مردم خودشان را تغییر دهند، پیش از آنکه به رهبر نیاز داشته باشیم به مردمی نیاز داریم که به ما مثل طاعون زده ها نگاه نکنند.

به نقل از: جرس، مصاحبه از: مسیح علی نژاد


28 پاسخ به “برادر شهید محرم چگینی: به دنیا بگویید ندا تنها شهید جنبش نیست”

  1. ایرانی گفت:

    ضمن درود بر خانواده این شهید بزرگ ، تاریخ ثابت کرده است که خون مظلوم پایمال نخواهد شد.

  2. ازادي گفت:

    برادر عزيزم همه ما جنوب شهري هستيم خون برادرت و برادرهاوخواهران شهيدمون پايمال نميشه.بهت قول ميدم.به اميد ان روز.

  3. ونوس گفت:

    من هم از همون اول که فیلم کشته شدن خانم آقا سلطان رو دیدم حدس میزدم که الان مثل همیشه مردم ایران این یک کشته رو اینقدر بزرگش میکنن و انقدر دربارش عکس و فیلم و مطلب منتشرمیکنن که آخرش تکراری و یکنواخت میشه. ما ایرانی جماعت فقط بلدیم بت سازی کنیم. درست همین کاری که با آقای موسوی و کروبی میکنیم. واقعا آدم دلش میسوزه برای خانواده های بقیه کشته شده ها. روز 25 خرداد تو حادثه حمله به کوی دانشگاه عده ای کشته شدن که اصلا اسمی ازشون برده نمیشه. آخه چرا؟ مگه اونها با ندا چه فرقی داشتن؟ چون کسی از لحظه کشته شدنشون فیلم نگرفته بود نباید دربارشون حرفی زده بشه. به قول همین آقای چگینی باید فرهنگ سازی کنیم. باید به جای اینکه هی دعوا کنیم که موسوی رهبر ماست یا همراه جنبش، یه کمی بشینیم رو خودمون کار فکری بکنیم. چرا به شاه پرستی عادت داریم؟چرا از موسوی انتظار داریم کار خارق العاده ای برای ما انجام بده. چرا انتظار داریم فرمان جهاد بده!!! چرا توقع داریم دستور بده مردم اعتصاب کنن. چرا تو کامنتهامون مینویسیم تا آخرین قطره خون پای میرحسین هستیم!! آیا این یک شعار محض نیست. آقای موسوی خودشون هم میدونن که در حدی نیستن که به پاشون خون ریخته بشه. چرا میرحسین رو بتش کنیم که بعدا وقتی یه منشور پیشنهادی میده و توش فقط اهداف جنبش سبز رو از دیدگاه خودش مینویسه فوری عصبانی میشیم و توپ و تشر میزنیم. چرا از اینکه میرحسین هنوز به دینش و جمهوری اسلامی پایبنده حرصمون میگیره و مسخرش میکنیم. موسوی هم یکی از افراد همین جامعه هست. عقاید خودشون رو دارن و همون محدودیتهایی که ما داریم ایشون هم دارن. تازه شاید بدتر. چون مغضوب حکومت هستن. کاش ما سبزها به جای اینکه کیلو کیلو شعار بدیم یک مقدار فکرمون رو عوض میکردیم. همش شعار آزادی و دموکراسی ندیم. واقعا تحمل تفکر مخالف رو داشته باشیم. به هرحال موسوی هم سبزه. مثل ما. وقتی ما به مثل خودمون رحم نمیکنیم دیگه میخوایم با کسانی که صددرصد مخالف ما هستن چیکار کنیم.

    این جنبش هنوز خیلی کار داره. خیلی خیلی خیلی!

    • میم. تهران گفت:

      ونوس گرامی
      با حرفهای شما تا حدودی موافقم اما فکر نمی کنید که در مورد میرحسین موسوی نامنصفانه حرف زدید و قضاوت کردید؟
      شما باید دانسته باشید که این خود مردم هستند که از ایشون می خواهند رهبر و سخن گوی جنبش باشه وگرنه ایشون که از همون اول گفتند همراهی بیش نیستند و در ضمن مگر یک جنبش، یک حرکت، یک حزب، سخن گو و رهبر نمی خواهد ؟
      منظور شما چیه که می گویید موسوی هم مثل یک از ماهاست؟ اگر فردا من یا شما به عنوان یک همراه سبز یک فراخوان بدیم آیا دیگران آنرا اجابت می کنند؟
      مگر سخن گو نباید کسی باشد که مورد اعتماد و قبول اکثریت باشد؟
      در ضمن آیا شما بیانیه ها و حتا همین منشور جنبش سبز را با دقت مطالعه کرده اید؟ کجای آن میر حسین خودخواهانه نظر خودشون رو تحمیل کردند؟ با این حال مگر می شود منشوری نوشت که تمام طیف ها آن را قبول داشته باشند و همه را راضی کند؟ آیا این مهم نیست که این طیف گسترده و رنگارنگ جنبش بر روی یک سری اصول مشترک هستند و توافق دارند؟
      آیا میر حسین تا به حال نتوانسته اند این تکثر را به وحدت برساند؟
      درسته همونطور که گفتید ایشون معصوم و مقدس نیستند اما اگر ایرادی و انتقادی به بیانیه ها و بندهای منشور سبز دارید آنها را ذکر کنید و ایرادات خودتون رو بیان کنید نه اینکه این گونه میر حسین را که از ابتدا مردانه بر پای مطالبات ما ایستاد و با وجود فشار مضاعفی که بر ایشان و خانواده شان بود ذره ای به سمت سازش و نادیده گرفتن حق مردم حرکت نکرد (کاری که دیگران به راحتی کردند) و هزینه های سنگین هم داد، اینگونه تخطئه کنید و خودخواه معرفی کنید… واقعن باعث تاسف است.

      • ونوس گفت:

        دوست عزیز مثل اینکه شما متوجه منظور من نشدید. من خودم از عاشقان میرحسین هستم. منشور پیشنهادی ایشون رو هم سیصد بار از اول تا آخرش خوندم و انتقاد هم کردم. خدا رو شکر کلمه جان نظرم رو تأیید کرد :) حرف من اینه: چرا از میرحسین بت میسازیم؟ همه ما اینطور نیستیم اما خیلیها اینجوری هستن. تو کامنت قبلیم هم یه نمونش رو گفتم. نظرات اغراق آمیز و شعارهایی که مطمئنا در حد شعار هستن فقط… اینا باعث میشه که ما هدفمون رو فراموش کنیم. به نظر من یکی از اهداف جنبش سبز باید این باشه که رهبر رو هر کس که میخواد باشه به هیچ وجه به مرحله شاه بودن نرسونیم. ” میرحسین جانم به فدایت!!! تا آخرین قطره خونم پات می ایستم!! یا مرگ یا موسوی!! فدایی موسوی!! ” منظور من این مدل حرفاست وگرنه خودم عاشق میرحسینم و آرزو دارم یه روز از نزدیک ببینمش. ولی متأسفانه این ایراد ما ایرانی جماعته که اول یک نفر رو اینقدر بزرگش میکنیم که بشه یکی مثل “….” بعد وقتی دیدیم باب میل ما حرف نمیزنه فوری میکوبیمش زمین.شما فقط نظرات تو این سایت رو نگاه نکنید. من تو خیلی سایتها میرم که دوستداران میرحسین توشون زیاد بودن. اما بعد از بیانیه هجدهم چون ایشون روی هویت ایرانی_اسلامی بودن جنبش خیلی تأکید کرده بودن همون دوستدارانش کفری شده بودن و مسخرش کرده بودن که چقدر اسلام اسلام میکنه.خیلیهاشون هم ایشون رو رهبر جنبش میدونستن اما بعد از این بیانیه فرموده بودن که اصلا کی گفته میرحسین رهبر ماست؟؟؟وقتی طبق میلشون حرف بزنه رهبره جنبشه به محض اینکه عقاید خودش رو میگه دیگه رهبر نیست.
        من میگم اگر میرحسین رهبره باید به حرفش گوش بدیم ،نظراتش رو نقد کنیم اما به خاطر پایبندیش به اسلام و جمهوری اسلامی مسخرش نکنیم و بهش بی احترامی نکنیم. اگر هم رهبر نیست و یک همراهه جنبشه خوب چرا از منشور پیشنهادیش اینقدر جوش میکنیم. خوب ایشون هم عضوی از جنبش هستن دارن نظرشون رو میگن. باید انتقاد کنیم ولی انتقاد معنیش حرمت شکنی و تمسخر افراد نیست. بازهم میگم منظورم نظرات تو این سایت نیست چون خوشبختانه کلمه این نظرات رو تأیید نمیکنه. به هرحال چه بخوایم چه نخوایم بت سازی و شاه پرستی یکی از ایرادات بزرگ ما ایرانیهاست که باید اصلاحش کنیم.

        • میم. تهران گفت:

          دوست عزیز
          ممنون که پاسخ دادید…. شما درست می گویید کاملن با شما موافقم ما ایرانی ها گاهی یک نفر را تا عرش اعلا بالا می بریم (بت سازی) و با کوچکترین چیزی که در آنها می بینیم که مخالف افکار و عقایدمان است آن فرد را به زمین می کوبیم…کاملن درسته … و خیلی هم بد و تاسف باره… سبز باشید
          یا حسین میرحسین

    • RASA گفت:

      سلام …

      به شدت باهات موافقم … ما از ندا بت ساختیم … از بقیه هم همینطور … به جاش امثال این شهدای مظلوم رو الان کسی نمی شناسه!
      مهمترین و حداقلی ترین وظیفه جنبش شناسوندن این شهدای مظلوم است!

      محرم چگینی قشلاقي … مصطفی غنیان … ناصر امیرنژاد … احمد کارگر نجاتي … امير حسين طوفانپور

      شبنم سهرابی … علی حسن پور … اميرارشد تاجمير (که توسط وانت نیرو انتظامی در میدان ولیعصر زیر گرفته شد … اونم دو بار!!!)

      …. خدای من خیلی زیادن ! بعضی هاشون اصن شاید تا حالا اسمشون نشنیده باشید!!!

      همت کنیم این ها رو هم به جهانیان بشناسونیم …

      سرزنده و سبز باشید!

  4. سمیه گفت:

    این رو واقعا راست میگه .بچه های زیادی کشته شدن ولی چند نفر خیلی اسمشون همه جا پخش شد شاید ندا چون لحظه تیر خوردنش تو دوربینها ضبط شد خیلی جهانی شد ولی جوونهای دیگه ای هم هستن ، یعنی خیلی هستن که خیلی مظلومانه شهید شدن اگه میخوایم که دولت جوابگو باشه باید از تمامی شهدا نام ببریم تا باور کنن این همه جوون تو این مملکت چه ها که نکشیدن . در ضمن میر حسین عزیز حتما لازم نیست برای راهپیمایی تقاضاکنه یا برای رفتن به سر مزار شهدا ، فقط کافیه مثل پارسال بگه من میرم سر مزار شهدا و با این حرف کل جنبش خود به خود دعوت میشن و میرن .

  5. بسیجی خمینی گفت:

    آقایان میر حسین ، کروبی و خاتمی ، می دانم که نمی دانستید اما حرف حق جواب ندارد ؛ من از شما مخلصانه می خواهم که از خانواده شهید عزیزمان چگینی دیدن کنید .

  6. محرم گفت:

    برادر عزیزم….
    همه ی اونها خواهر و برادر ما هستن….شاید همه ی دنیا اونو نشناسن اما کسی که باید مظلومیت محرم و بقیه شهدا رو می دیده و حس می کرده شاهد بوده و دیده تو که دلت دریاست….واگذارشون کن به خدا.و همینطور به راحتی می شه تو چشمای ندا خون سهراب محرم و همه ی شهدا رو دید….پس بدون تو تنها نیستی و خون بی گناه پایمال نمی شه…..

  7. آرش اعلم گفت:

    برادر عزیزم
    علی چگینی
    برادر شهیدت محرم و صدها و هزارن شهیددیگری که در طول تاریخ هزاران ساله این سرزمین برای آزادی ،برابری،ورهایی از استبداد جان

    با ارزش خود را فدا کردند هیچگاه در پی نام و شهرت نبوده اند که اگر چنین بود نامشان بر تارک دنیا جاودان نمی ماند .بدان که اگر امروز نام

    برادر تو و دهها شهید بی نشان دیگر در هیاهوی تبلیغات و قهرمان سازی رسانه ای برخی از همکاران نا آگاه من به فراموشی سپرده شد

    و برخی از عکس نداها و سهرابهای شهید برای نیل به اهدافی خاص بهره جستند .در فردای آزادی ایران تمامی آزاد مردان و زنان این

    خاک نام ایشان را به عنوان قهرمانان واقعی آزادی بر زبانه جاری ودر تاریخ خواهند نگاشت.

  8. حسن گفت:

    راهتان ادامه دارد

  9. ياسمن گفت:

    آقاي مهندس موسوي عزيزم من مشتاقانه منتظر پاسخ شما هستم. حرف حق پاسخ مي خواهد.

  10. علی گفت:

    عزیز دل…جانم به فدای درد و رنجی که کشیدی..جانم به فدای بار سنگینی که در این یکسال بر دوش کشیدی برادر…محرم برادر ما هم هست برادر…ما هم جنوب شهری هستیم عزیز دل…با حرف هایت شرمنده مان کردی برادر…یک دنیا شرمنده مان کردی…ما شرمنده ی دل صبور تو و مادرت هستیم…سخنانت عجیب به دل نشست…ما رو حلال کن برادر…ایشالا همه جبران کنیم این کم کاری این یکسال رو….ما رو حلال کن

  11. ناشناس گفت:

    آقای موسوی و کروبی به دیدار خیلی از خانواده شهدا رفتن مثل سهراب-ندا-…
    حداقل کار زیارت خانواده این عزیزان برای تسلی خاطرشان توسط آقای موسوی و کروبی است

  12. ناشناس گفت:

    به عنوان یک عاشق میر حسین از آقای مهندس موسوی تقاضا دارم با ایشان دیداری داشته باشن
    با شناختی که از خصوصیات مهندس موسوی دارم ایشان اینکار را خواهند کرد

  13. ناشناس گفت:

    پیشنهاد میکنم تصاویر و نام شهدا به جای لگو در بالای صفحه باشد حداقل در روزهای وفاتشان

  14. ناشناس گفت:

    ضمن درود بر این شهید بزرگوار و برادر شجاعش، از آقای موسوی و کروبی می خواهم به دیدار این خانواده برود.

  15. shaki گفت:

    برادرعزیز .من تو مراسم سالگرد محرم شرکت کردم.فیلم و عکسهای کمی از این مراسم برای مردم عزیز تو وبلاگم قرار دادم.

  16. فاطمه گفت:

    برادر عزیزم چرا فکر می کنی یاد و نام برادر شهیدمان محرم چگینی از خاطره ها رفته . مابرای قطره قطره خون تمام عزیزانمان بها وارزش قائلیم و تمام خردادها سوگوار خواهیم ماند.
    من که دانم که تو را درد دلی پنهان است غم مخور که محرمت،اکنون همره سالار شهیدان است

  17. ناشناس گفت:

    zemne salam KHODA ba ma ast.pirooz vaghei baradare shomast ke javid va sarafraz ast’ va shohadaye gomnam tar az oo

  18. ناشناس گفت:

    برادر عزیز
    جنبش سبز ایران عزادار تمام شهیدانش می باشد وهیچکدام بردیگری ارجحیتی ندارد .شما دقت کنید که حتی از خواهر زاده میر حسین (شهید سید علی موسوی )در رسانه ها به ان صورت خبری نیست. همیشه در هر حرکتی یک موضوع سمبل می شود و ندا به عنوان سمبل مظلومیت شهیدان جنبش شناخته میشود.خواهش دارم شما یک بعد قضیه را در نظر نگیرید .ببینید از اول که نام ندارسانه ای شده .حکومت چه سناریوهای کثیفی را برای کشته شدن او اجرا کرده است و ببینید خانواده او چه دردهایی را که بابت این همه دروغگویی و دغل بازی متحمل نشده است. من به عنوان عضو کوچک جنبش تقاضا دارم که از کوتاهی وخطای سهوی جنبش در حق شهید چگینی و بقیه شهیدان وخانواده های آنان با بزرکواری که در شما عزیزان سراغ داریم بگذرید وانشا الله که در جهت رفع آن هرچه سریعتر اقدام شود.

  19. رضا گفت:

    برادر محترم ضمن عرض تسليت يك نكته به ذهنم خطور كرد كه بيان ميكنم به خاطر مواردي كه در مورد ترانه پيش آوردند رهبران جنبش دست به عصا و با احتياط با مسايل كشته شدگان برخورد كردند و شايد عدم حضور مير حسين يكي از اين دلايل باشد

  20. م ه گفت:

    دوست عزیز
    من درد شما رو با تمام وجود درک میکنم. به خدا روزی نیست که وقتی از خواب بیدار میشم یاد روزهای تلخ خرداد آزارم نده و از خودم نپرسم که اگر آخرتی هست پس چطور عده ای به این سادگی دست به جنایت زدند
    گلی ی شما از مهندس موسوی رو هم درک میکنم ولی شما هم درک کنید که محدودیت این افراد رو. یادتونه سرماجرای ترانه موسوی چه بلوایی به پا شد؟
    به این موضوع هم فکرکنید که مهندس موسوی مسئول حفظ آبروی جنبش هم هست و اگربه دیدن شما نیومده شاید به دلیل عدم اطلاع رسانی شفاف در مورد مرگ برادر شما بوده و در این مورد بیش از همه شما مسئولید. اگر هیچ روزنامه ای نبود که حرف شما رو بنویسه چرا به کمیته ی پیگیری دکتر بهشتی مراجعه نکردید؟ چرا برای زنده نگه داشتن نام شهیدتان از وبلاگ استفاده نکردین؟ میرحسین موسوی تنها عضوی از جنبشه. هر یک از ما باید یک جنبش باشیم.

  21. يك پزشك سبز گفت:

    برادر بزركوار و صبور سبزم مطمئن باش بعد از 22 خرداد پارسال هيچ صبحي نيست كه به ياد مظلوميت كشته هاي فجايع اخير از خواب بيدار نشم هميشه با خودم فكر مي كنم چطور مي توان به اين راحتي جان يك انسان بي گناه و جوان را گرفت و شب راحت خوابيد چطور مي خوان جواب خدا رو بدن و هزاران سوال بي جواب با افسوس سراغم مي ياد و هميشه فقط يه نفرين مي كنم كه”انشاالله روزي جلو چشمهاي خودشون عزيزترين افرادشون پرپر بشه” برادر صبورم اتفاقا من هميشه به ياد شهداي بي نام و نشانتر اين جنبش سبز هستم

  22. یک ایرانی گفت:

    چقدر درد داشتی برادرم. چه رنجی داشت خواندن حرفهای حقت. از راه دور به تو و خانواده ت درود می فرستم. امیدوارم هیچ وقت حس نکنی مردم شما و دیگر خانواده ها را فراموش کردند. زنده باشی.

  23. سايه گفت:

    همرزم ايراني دوستت دارم و محرم چگيني را اسوه تمامي جويندگان عدالت ميدانم.شرم دارم از خود كه در خارج نشسته ورنج تو عزعز نازنين را به چشم اشكبار نگاه ميكنم. جماعت تاعون زدگان و تاريك انديشان را جز نور اگاهي دليران جان بر كف اين سرزمين كهن بيدار نخواهد كرد. كه رهبران ايران شماييد و بس.

  24. احمد گفت:

    درود دوست عزیز
    برادرم این را بدان و مطمئن باش که خون برادرت و دیگر شهیدان هیچ وقت پایمال نمی شود و ما مردم هم به هیچ عنوان فراموشکار نیستیم…اما این را هم بدان که شرایط امسال با پارسال بسیار متفاوت است…جنبش سبز از طریق تظاهرات خیابانی به جایی نرسید و ادامه همان روش فقط هزینه ها را زیادتر می کرد…دوست من جنبش سبز یک جنبش خیابانی نیست که فقط به خیابانها منتهی بشود..به قول میرحسین موسوی ایمان و آگاهی تنها سلاح جنبش است و ما باید این را تقویت کنیم و این را بدان و مطمئن باش که فردا مال ماست چراکه حق با ماست و همه ما روزهای سبز آینده امیدواریم.