بیانیه 18 میر حسین موسوی و منشور سبز
چکیده :توده هاي ميليوني ملت بزرگ امروز می بینند که چه كساني دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پيران و جوانان مي دوند و چه كساني با برخورداري از فرهنگي نازل، در تظاهرات و جمعهاي عمومي ركيك ترين كلمات و جملات را بر زبان مي آورند و مردم به جاي اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهاي پرمعنا به یکدیگر هديه كرده اند و فيلم ها و عكس هاي بي شماري از زندگي و مبارزه مردم تهيه و پخش كرده اند و غصه ها و درد هاي خود را جاودانی كرده...
کلمه: میرحسین موسوی به مناسبت سالروز انتخابات ریاست جمهوری بیانیه ای صادر کرد. نخست وزیر 8 سال کشور در این بیانیه منشوری برای جنبش سبز تدوین نموده که شامل اهداف، راهکار ها و هویت جنبش سبز است و آن را به عنوان متنی پیشنهادی برای جنبش سبز در معرض دید و قضاوت افکار عمومی و صاحبنظران قرار داده است. به گزارش کلمه متن بیانیه ۱۸ و منشور جنبش سبز به شرح زیر است :
بسم الله الرحمن الرحیم
در اولين سال انتخابات دوره دهم رياست جمهوري با قامتي سرافراز، گرچه شلاق خورده، مجروح و حبس كشيده ايستاده ايم. با مطالباتي برای نيل به آزادي، عدالت اجتماعي و تحقق حاكميت ملي و مطمئن از پيروزي به ياري حضرت حق، چرا كه جز احقاق حق ملت چيزي نخواسته ايم.
“فاما الزبد فيذهب جفاء و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض”
اما كف به کناری رود و از بین رود، اما آنچه به مردم سود مىرساند در زمين مىمانَد.
از دروغ، تخلف و تقلب به كار گرفته شده در انتخابات، سوال “راي من كجاست؟” زاده شد و شما مردم، روشن و بي ابهام به شيوه اي مسالمت آميز در راهپيمايي تاريخي و بي نظير 25 خرداد 1388 اين سوال را پرقدرت و بلند فرياد زديد و جز كساني كه جهل و خرافه و منفعت پرستي و دروغ چشم و گوش آنها را بسته بود، در سطح ملي و جهان همه آن را شنيدند و ديدند. ولي پاسخ چه بود؟ جز داغ و درفش و كشتن و به حبس كردن و زنجير به تن برهنه زندانيان زدن و حمله به خوابگاههاي دانشجويي؟
به يقين فجايع كهريزك و آدم كشي هاي روزهاي 25 و 30 خرداد و عاشوراي حسيني از خاطره جمعی ملت پاك نخواهد شد و نبايد هم پاك شود كه خيانت به خون شهدا و بي گناهان است. ما چگونه مي توانيم تيرهاي مستقيم به مردم و زير كردن آنها توسط ماشين پليس را از ياد ببريم.
خونها و رنجها اما پرده هاي فريب و رياي تماميت خواهان را دريدند و فساد نهادينه شده پشت پرده هاي قديس نمايي را نمایان کردند و اين رويدادهاي تلخ و نحوه تعامل دولتيان با مردم به همه اقشار ملت ما از كارگران، معلمان، دانشجویان، روزنامه نگاران، استادان، روحانيون، كارآفرينان، بازاريان، زنان، مردان، جوانان و پيران و همه فعالين جنبشهاي اجتماعي و اقشار مستضعف و ميانه نشان داد كه ريشه مشكلات آنها در كجاست.
اينكه كشور ما بيشترين اعدام ها را نسبت به جمعيتش در جهان دارد، ناشي از بزهكاري گناهكاران نيست، ناشي از رخت بر بستن عدالت و مديريت و حكومت خوب در جامعه ماست. و اينكه حتي مصلحت هاي روزمره و عاجل حكومت باعث نشده است كه تماميت خواهان و دولتيان دست از دروغ و فساد و خرافه و زير پا نهادن قانون اساسي و ساير قوانين بردارند، نشان از نفوذ عميق اين زشتی ها در لايه هاي دروني نظام دارد، گویا در اين لايه ها ساختي محكم براي دفاع از منافعي شكل گرفته است كه از عايدي صدها ميليارد دلار درآمد نفتي و واردات سالانه 70 ميليارد دلار كالا و سلطه بر نهادهاي پولي و مالي بدون نظارت هاي موثر نشات مي گيرد.
امروز بيت المال در معرض يغماي يغماگران قديس مآب است و هنوز ملت عليرغم ادعاها و دستورهاي شديد از شناسايي و معرفي و محاكمه اين مفسدان چيزي نديده است. كجا رفت آن پرونده بزرگي كه در مجلس باز شد و يك شبه در يك معامله پاياپاي بسته شد؟
چه كسي جرات دارد پرونده واگذاري هاي بزرگ را به بهانه اجراي اصل 44 به مراكز قدرت و نفوذ باز كند و پرده از اين غارت بزرگ ملي كه منجر به ايجاد انحصارهاي بزرگ اقتصادي شده است، بركشد؟ چه كسي آن شجاعت را دارد كه از فاجعه نبود کمترین نظارت مالي بر دستگاههاي نظامي و امنيتي و نهادهاي شبه دولتی كه سراسر فضاي اقتصادی كشور را تحت تاثير خود قرار داده اند دم برآورد؟ و باز ملت ما سوال مي كند كه آيا اين بود آن نظام اسلامي و عادلانه كه در پي آن بوديم. شفافيت در مقابل ملت چه مشكلي ايجاد مي كرد كه به پنهانكاري از ملت پناه برديم؟ آيا آن اصل طلايي شفافيت حكومت در مقابل ملت را از زبان پير جماران یادمان رفته است كه میگفت: “كاري نکنید كه نتوانيد به مردم توضيح دهيد.”
ياران عزيز راه سبز اميد
يك سال از پيدايش جنبش بي نظير سبز گذشته است و در اين مدت سبزها مسافت بسياري را در اين مسير اميد طي كرده اند. به بركت دل بريدن از مساعدت دولتيان و روي آوردن به خانه هاي خود و قبله قراردادن آنها و توسعه شبكه هاي اجتماعي روابط پايدار قابل اتكايي بين آحاد ملت ايجاد شده است و شبكه هاي پايدار اجتماعي در حيطه آگاهي هاي سياسي -اجتماعي و فرهنگي معجزه كرده اند. کافي است تنها به توليدات هنري اين شبكه و ميزان تبادل اخبار و اطلاعات و نظر و تحليل كه به صورت كاملا دموكراتيك جريان دارد نگاهي انداخته شود.جنبش سبز موجي از گفتگو درباره مسائل مهم و سرنوشت ساز در حوزه عمومي بين مردم ايجاد كرده كه در تاريخ معاصر ما بينظير بوده است.
امروز بيش از هميشه تاريخ، مردم متجاوزان به حقوق اساسي ملت را مي شناسند و به نقض مكرر حقوق بشر و كرامت انساني در نظام امنيتي –قضايي كشور آگاهي دارند و مي دانند تا چه اندازه تماميت خواهان در پايمال كردن ميثاق مشترك ملي بهويژه در زمينه حقوق اساسي مردم پيش رفته اند. و در عين حال عليرغم حوادث تلخ و گزنده و خونبار، به بركت همين تعامل و گفتگوي جمعي، عقلانيت مردم همواره بر احساسات آنان غلبه كرده است و از اينرو بدخواهان با تمام تلاش هايي كه كردند نتوانستند مردم آسيب ديده و كشته داده و حبس ديده را به خشونت وا دارند. مبارزه و ايستادگي از طريق مسالمت آميز كارآمدترين اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتومهاي برقي و چماقداران و قداره كشان بيفرهنگ و بد دهان بوده است.
توده هاي ميليوني ملت بزرگ امروز می بینند که چه كساني دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پيران و جوانان مي دوند و چه كساني با برخورداري از فرهنگي نازل، در تظاهرات و جمعهاي عمومي ركيك ترين كلمات و جملات را بر زبان مي آورند و مردم به جاي اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهاي پرمعنا به یکدیگر هديه كرده اند و فيلم ها و عكس هاي بي شماري از زندگي و مبارزه مردم تهيه و پخش كرده اند و غصه ها و درد هاي خود را اين چنين جاودانی كرده اند:
طفلي به نام شادي ديريست گم شده ست
با چشم هاي روشن براق
با گيسويي بلند به بالاي آرزو
هركس از او نشاني دارد
ما را كند خبر
اين هم نشان ما
يك سو خليج فارس
سوي دگر خزر*
ياران سبز راه اميد
در آغاز سال جديد صبر و استقامت، به توصيه دوستان منشوري براي هماهنگي و همدلي بيشتر و تقويت هويت مشترك جنبش سبز تهيه شده كه در ادامه اين مقدمه تقديم مي شود.
طبيعي است كه متن پيشنهادي نتواند پاسخگوي همه سليقه ها و مطالبات باشد. دلگرمي اين همراه كوچك براي این معضل، راه حلي بود كه تعدادي از راي دهندگان در آستانه انتخابات سال گذشته پيدا كردند. در زنجيره سبز ميدان تجريش تا ميدان راه آهن بودند كساني كه مي گفتند میان بد و بدتر، بد را انتخاب مي كنند و اين انتخاب پیوستگي آن زنجيره محكم بهياد ماندني را ممكن ساخت. اصلاح واقعي از همين تميز و مسئوليت پذيري براي انتخاب اين و يا آن شروع مي شود.
این متن قدم اولین است و جنبش سبز در سیر تکاملی خود انشاءالله متن کاملتر و زیباتری خواهد آفرید.
“تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارض و لا فسادا و العاقبة للمتقين”
و آن سرای آخرت را برای کسانی قرار دادیم که خواهان برتریجویی و فساد در زمین نیستند، و فرجام نیکو از آن پرهیزگاران است.
ريشه ها و اهداف
1- بروز انحرافات گوناگون و موانع بتدریج سازمان یافته در مسیر تحقق اهداف و آرمان هایی چون عدالت، استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی که مردم به خاطر آنها انقلاب شکوهمند اسلامی را به پا کردند، ظهور گرایشات تمامیت خواهانه در میان برخی از مسوولین حکومتی، نقض حقوق بنیادین شهروندان، بی حرمتی به کرامت انسانی، سوءمدیریت دولتی، افزایش فاصله طبقاتی و محرومیت های اقتصادی و اجتماعی، قانون گریزی بل قانون ستیزی برخی مجریان قانون، نادیده گرفتن منافع ملی و ماجراجویی های عوامفریبانه در تعاملات بین المللی، فراموشی تدریجی و دردناک اخلاق و معنویت برای قدرت عواملی است که به نضج گيري نگرش هاي اعتراضي در ميان دلسوختگان، دردمندان و قاطبه مردم ايران در سال هاي اخير انجاميد كه بروز بارز و نیرومند آن در جنبش سبز مردم ايران پس از انتخابات دهم رياست جمهوري در سال 1388 جلوه كرد.
2- جنبش سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالايشگر و اصلاحگر روند طي شده در نظام جمهوري اسلامي ايران در سالهاي پس از انقلاب مي داند و بر این اساس حرکت در چارچوب قانون اساسی و احترام به نظر و رای مردم را وجه همت خويش قرار خواهد داد.
3- جنبش سبز حركتي در تداوم تلاش مردم ايران براي دستيابي به آزادي و عدالت اجتماعي و تحقق حاكميت ملي است که پیش از این در برهه هایی چون انقلاب مشروطیت، جنبش ملی شدن نفت و انقلاب اسلامي خود را جلوه گر ساخته است.
4- بازخوانی تجربه معاصر در تلاش برای تحقق اهداف والای اجتماعی مردم ایران نشان میدهد که تنها از طریق تقویت جامعه مدنی، گسترش فضای گفتگوی اجتماعی، ارتقاءسطح آگاهی و جریان آزاد اطلاعات، مشارکت موثر احزاب و تشکل ها وهمچنین زمینه پردازی برای فعالیت آزاد روشنفکران و فعالان اجتماعي- سياسي وفادار به منافع ملي در چارچوب تحول خواهي و ايجاد تغيير در وضعيت موجود مي توان اهداف جنبش سبز را عملي كرد و این امر مستلزم توافق و تاکید بر اصول حداقلی و مطالبات مشترک و ایجاد تعامل و هماهنگی میان همه نیروهایی است که علی رغم داشتن هویت مستقل با پذیرش تکثر در درون جنبش، زیر چتر فراگیر جنبش دركنار يكديگر قرار مي گيرند.
راهكارهاي بنيادين
1- جنبش سبز، يك حركت اجتماعي فراگير است كه هرگز خود را مبري از خطا نمي انگارد و با نفي هرگونه مطلق نگري شرك آلود، بر گسترش فضاي نقد و گفتگو در درون و بيرون جنبش تاكيد دارد. ديده باني سير حركت و تحول جنبش از سوي همه فعالان و به خصوص صاحبان انديشه و عمل امري حياتي است كه مي تواند جنبش را از لغزش به ورطه تماميت خواهي و فساد بر حذر دارد.
2- در نگاه فعالان جنبش سبز، مردم ایران همه خواهان ایرانی آباد سرفراز و سربلند هستند. جنبش سبز موافق تکثر ومخالف انحصارطلبی است. در نتیجه، دشمنی و کینه توزی با بدنه اجتماعی هیچ بخشی از جامعه جایی در جنبش ندارد. تلاش برای گفتگو و تعامل با رقبا و مخالفان در فضایی سالم و آگاهی بخشی درباره اهداف و اصول جنبش وظيفه همه افرادي است كه خود را آگاهانه در زمره فعالان جنبش سبز مي انگارند. ما همه ايراني هستيم و ايران متعلق به همه ماست
3- گسترش و فعال سازي شبكه هاي اجتماعي –واقعي و مجازي- و تعميق فضاي گفتگو بر سر اهداف و بنيان هاي هويتي جنبش از جمله راهكارهاي محوري است كه مستلزم توجه ویژه کلیه فعالان سبز است.
4- جنبش سبز در عین تاکید مصرانه بر حفظ استقلال و مرزبندی با نیروهای غیرملی وخارجی، در جستجوی راهی منزوی همراه با دگر ستیزی نبوده و اسیر گرایشات تعصب آلود نمیشود. عدالت، آزادی، استقلال، کرامت انسانی و معنویت ارزشهای جهانی هستند و تجربه آموزی از ملتهایی که برای دستیابی به این ارزشها تلاش کرده اند و همچنین استقبال از نقد و نظر مشفقانه همه آزدیخواهان و صلح طلبانی که برای رهایی نوع بشر و کرامت انسانها تلاش می کنند از دیگر راه کارهای جنبش است.
هويت سبز
گنجينه ايراني– اسلامي:
1- جنبش سبز با پذيرش تكثر درون جنبش بر استمرار حضور دين رحماني سرشار از رحمت، شفقت، معنويت، اخلاق و تکریم انسان تاكيد دارد و راه تقويت ارزش های دینی در جامعه را تحکیم وجه اخلاقي و رحمانی دين مبين اسلام و نظام جمهوري اسلامي ایران مي داند. ايجاد پيوند ميان ميراث ايراني-اسلامي و شوق به توسعه و پيشرفت در جامعه، پرهيز از اكراه مردم به تقيد به مرام، مسلك و رويه خاص و همچنين مبارزه با استفاده ابزاری از دین و حفظ استقلال نهادهاي ديني و روحاني از حكومت تنها راه حفظ جايگاه والاي دين و تداوم نقش برجسته آن در جامعه ايران است كه به عنوان يكي از اصول بنيادين جنبش سبز در سرلوحه امور جاي مي گيرند.
2- رمز بقاي تمدن ايراني- اسلامي همانا همزيستي و همگرايي ارزش هاي ديني و ملي در طول تاريخ اين سرزمين است. در اين راستا، جنبش سبز بر حفظ و تقويت ارزش هاي والاي فرهنگ ايراني و سرمايه هاي غني انباشته شده در رسوم و مناسبتهاي ملي تاكيد مي ورزد و در اين راه تقدسزدايي از تعصبات نابجا و آگاهيبخشي درباره ويژگي هاي هويت آفرين آيين هاي ملي و مذهبي را وجه همت خويش قرار مي دهد.
3- ملت ايران در تاريخ مبارزات خويش براي كسب آزادي و استقلال، بارها خودباوری و اتحاد بر سر اصول را به نمايش گذاشته است. جنبش سبز ملت ايران با اتكا به اين ميراث گرانبها و با تكيه بر خرد جمعي و نفي هرگونه خودمداري و خودخواهي در تلاش براي تحقق اهداف خويش، دستيابي به اجماع آگاهانه بر خصيصه هاي هويت آفرين و كنار گذاشتن عناصر تشتت زا را مورد نظر دارد و اين امر را تنها با تكا به عقلانيتي ميسر مي داند كه حاصل جمع خردهاي مختلف و مبتني بر نظام عقلانيت توحيدي باشد.
4- جنبش سبز جنبشي ايراني- اسلامي است كه در جستجوي دستيابي به ايراني آباد، آزاد و پيشرفته است. بر اين اساس، هر فرد ايراني كه توسل به خرد جمعي توحيدي را به عنوان مبناي تلاش براي ايجاد فرداي بهتر براي ميهن خويش بپذيرد در زمره فعالان جنبش سبز به شمار مي آيد. جنبش “ايران را متعلق به همه ايرانيان مي داند”.
حق حاكميت مردم
1- حاكميت مردم بر سرنوشت خويش از جمله اصول خدشه ناپذير جنبش سبز است و نهاد انتخابات به عنوان مناسب ترين شيوه تحقق اين اصل مدنظر اين جنبش قرار مي گيرد. براين اساس، جنبش سبز تلاش هاي خود براي صيانت از آراي مردم را تا زمان استقرار نظام انتخاباتي آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و منصفانه كه شفافيت و سلامت آن كاملاقابل تضمين باشد، ادامه خواهد داد.
رای و خواست مردم منشا مشروعیت قدرت سیاسی است و جنبش سبز اعمال هر گونه صلاحیت خودسرانه و گزینشی تحت عنوان نظارت استصوابی را مغایر با قانون اساسی، حق تعیین سرنوشت مردم وحقوق بنیادین آانها دانسته و با آن مبارزه میکند.
2- دستيابي به اهدافي چون آزادي و عدالت تنها بر پايه توجه به منافع ملي و حفظ استقلال ميسر است. جنبش سبز با آگاهي از اين امر، نسبت به هر اقدامي كه برخلاف منافع ملي و ناقض اصل استقلال باشد مبارزه مي كند و اين مسئله را در زمره موازين محوري خويش مي داند.
ارزش هاي جنبش سبز
كرامت انسان ها و پرهيز از خشونت
1- نخستين ارزش اجتماعي مدنظر جنبش سبز دفاع از کرامت انسانی وحقوق بنیادین بشر فارغ از ایدئولوژی، مذهب، جنسيت، قوميت و موقعيت اجتماعي است. استقرار و تضمین موازین حقوق بشر به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و حاصل خرد جمعی همه انسانها مورد تایید و تاکید جنبش سبز است. این حقوق خدادادی است و هیج فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمی تواند آنها را لغو یا به صورت ناموجه و خودسرانه محدود کند. تحقق این امر مستلزم احترام به اصولی چون برابری، مدارا، گفتگو، حل مسالمت آمیز مناقشات و صلح طلبی است كه خود در پرتو ايجاد زمينه هاي لازم براي فعاليت آزاد رسانه های مستقل، جلوگیری از سانسور، دسترسی آزاد به اطلاعات، گسترش و تعميق جامعه مدني، احترام به حريم خصوصي افراد، فعاليت آزادانه شبكه هاي اجتماعي غير دولتي و اصلاح قواعد و مقررات در جهت حذف هرگونه تبعيض ميان شهروندان امكان پذير است.
2- جنبش سبز يك جنبش مدني است كه پرهيز از خشونت و حركت در چارچوب موازين مبارزه مدني را سرلوحه خويش قرار مي دهد. اين جنبش با اعتقاد به اينكه “مردم” تنها قرباني خشونت در هر زمينه اي خواهند بود، گفتگو، مبارزه مسالمت آميز و توسل به راهكارهاي غير خشونت آميز را ارزشي خدشه ناپذير مي داند. جنبش سبز با توجه به شرایط و مقتضیات، از کلیه ظرفیتهای مبارزه مسالمت آمیز استفاده خواهد کرد.
عدالت، آزادي و برابری
3- عدالت جايگاه والايي در ميان ارزش ها و آرمان هاي جنبش سبز به خود اختصاص مي دهد. توزيع عادلانه امكانات، چه در بعد اقتصادي، سياسي، اجتماعي و چه در ابعاد ديگر حيات انساني از جمله اهداف خدشه ناپذير جنبش سبز است كه لازم است براي دستيابي به آن، تمامي تلاش هاي ممكن انجام شود.
گسترش عدالت در جامعه تنها در صورتي امكان پذير است كه نظام حاكم بر كشور – در عرصه داخلي و خارجي- كاملا مستقل و فارغ از وابستگي به نهادها و قدرت هاي سياسي، طبقاتي و اقتصادي عمل كند و بتواند توسعه اقتصادي و ترقي كشور را به نحوي كه رفاه و عدالت اجتماعي براي همه مردم ايران فراهم شود، تضمين كند.
4- جنبش سبز با عنايت به لزوم تامين خواست ها و مطالبات به حق تمامي اقشار و طبقات اجتماع، بر پيوند با اقشار متوسط و كم درآمد اجتماع -كه در برابر فشارهاي اجتماعی/سياسي ضعيفتر هستند- تاكيد دارد. اين جنبش با الهام از اصل نهم قانون اساسي، با سلب حقوق اساسي مردم به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور مخالف است و با تاكيد بر استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادي و نظامي، يگانه راه حفظ منافع ملي و دفاع از مرزهاي ميهن را “حاكميت مردم بر سرنوشت خويش” در تمامي ابعاد مي داند.
5- برقراري آزادي و برابری از اهداف انكارناپذير انقلاب اسلامي است كه جنبش سبز نيز بر ضرورت دستيابي به آن تاكيد دارد. نفي هرگونه انحصار فكري، رسانه اي و سياسي و همچنین مبارزه با حذف فيزيكي هر انديشه و ديدگاه در سرلوحه اهداف جنبش سبز قرار دارد. ضروري است در اين جهت، براي رهايي مردم از هرگونه سلطه سياسي (استبداد و انحصار طلبي)، اجتماعي (تبعيض و نابرابري هاي اجتماعي) و فرهنگي (وابستگي و تقيد فكري) تلاش شود. جنبش سبز بر حمایت از حقوق زنان، نفی هر گونه تبعیض جنسیتی و حمایت از حقوق اقلیتها و اقوام تاکید ویژه دارد.
6- جنبش سبز بر این باور است که امنیت تنها امنیت دولت نیست، امنیت انسانی تک تک شهروندان ایرانی است. امنیت برای آحاد مردم باید برقرار شود تا آزاد از ترس و رها از نیاز تحت حمایت قانون زندگی کنند. مداخله نیروهای نظامی و انتظامی در امور سیاسی، هر گونه دخالت افراد غیر مسول در امور انتظامی و سلطه نیروهای امنیتی و انتظامی بر مقامات قضایی مخل امنیت دولت و ملت است. استقلال قوه قضاییه، عدم مداخله نیروهای نظامی در امور سیاسی و اقتصادی و برخورد با سازمان دهندگان و اعضاء گروههای موسوم به لباس شخصی از خواستهای جدی جنبش سبز است.
7- اجراي تمامي اصول قانون اساسي و به ویژه اصول ناظر بر حقوق ملت (فصل سوم) هدف و خواست تجديدناپذير و حتمي جنبش سبز است.
8- آزادي زندانيان سياسي، رفع محدوديت هاي غير قانوني و نگاه امنيتي عليه فعاليت احزاب و گروهها و جنبش هاي اجتماعي چون جنبش زنان، جنبش دانشجويي، جنبش هاي كارگري، جنبش هاي اجتماعی و امثال آن، و همچنين محاكمه عادلانه آمران و عاملان تقلب در انتخابات، شكنجه و كشتن معترضان به نتيجه انتخابات، و افشاء و محاكمه نظريه پردازان و حاميان خشونت در لايه هاي مختلف حكومت از راهكارهاي روشني است كه در اين زمينه بايد مورد توجه قرار گيرد.
اخلاق مداري و احترام به خلاقيت هاي فردي و اجتماعي
1- با كمال تاسف بايد اذعان كرد كه اتخاذ سياست هاي نادرست سياسي، اجتماعي، اقتصادي از سوي حاكمان به افول اخلاق و تنزل سطح سرمايه اجتماعي در جامعه منجر شده است. جنبش سبز با تاكيد بر ضرورت احياي اخلاق به مثابه فصل مشترك و پيوند دهنده حيات اجتماعي مردم ايران، در مبارزات خود براي اجراي حقوق ملت، كاملا نسبت به اصول اخلاقي پايبند خواهد بود.
2- جنبش سبز را نه مي توان يك حزب متمركز دانست و نه مجموعه اي از افراد سازمان نايافته و بي هدف. مرور تجربه تاريخي مردم ايران نشان مي دهد كه آنها همواره و در بزنگاههاي تاريخي، هوشياري، توانايي و درك والاي خويش را به منصه ظهور رسانده اند و با تكيه بر قواي خلاقه خويش، راه را براي دستيابي به اهداف خود هموار ساخته اند.
جنبش سبز بر پايه اصول و مبادي بنيادين خود، با تکیه بر شبکه های اجتماعی بر فهم، انديشه و نوآوري هاي مدني ملت ايران تكيه دارد و دستيابي به آرمان هايي چون عدالت و آزادي را به شكوفايي اين خلاقيت ها منوط مي داند. شعار “هر ايراني، يك ستاد” اينك مي تواند به شعار “هر ايراني، يك جنبش” تبديل شود.
قانون گرايي و مذاكره
1- جنبش سبز با پيگيري اهداف و آرمان هاي هميشگي انقلاب اسلامي و با اتكا به بازخواني انتقادي تحولات صورت گرفته پس از انقلاب – به خصوص در عرصه روابط ملت و دولت- برپايه ميثاق مشترك مردم ايران يعني قانون اساسي، در پي دستيابي به آينده اي روشن براي ملت ايران است.
2- در اين راستا، “اجراي بدون تنازل قانون اساسي” راهکار اصلي و بنيادين جنبش سبز است. اين جنبش بر اين باور است كه تنها با بازگشت به قانون و الزام نهادهاي مختلف به رعايت آن و برخورد با متخلفان از قانون در هر موقعيت و جايگاه، مي توان از بحران هاي مختلفي كه دامنگير شده است رهايي يافت و در راه ترقي و توسعه ميهن گام برداشت. جنبش سبز در عین حال کاملا توجه دارد که قانونگرایی به معنای استفاده ابزاری از قانون توسط حاکمان نیست. باید شرایطی فراهم آورد تا قانون وسیله اعمال خشونت های ناروا و موهن، نقض حقوق بنیادین شهروندان قرار نگیرد و خشونت، بی عدالتی و تبعیض قانونی نشود.
3- قوانين كشوري و از جمله قانون اساسي متوني هميشگي و تغيير ناپذير نيستند. هر ملتي اين حق را داراست كه با تصحيح سير حركتي خويش، به اصلاح در قوانين جاري اقدام كند. اما بايد توجه داشت كه تنها تغيير و اصلاحي در قانون اساسي مورد پذيرش است كه در فرايند مذاكره و گفتگوي اجتماعي و با مشاركت همه اقشار و گروههاي اجتماعي و با پرهيز از تصلب و انحصارگرايي و زورگويي صورت پذيرد.
4- گسترش جامعه مدني و تقويت حوزه عمومي در زمره اصول اساسي جنبش سبز است. اين جنبش بر اين باور است كه حفظ منافع ملي و دستيابي به اهداف انقلاب اسلامي و همچنين كاستن از تبعات ناخوشايند بحران موجود مستلزم مذاكره و گفتگو ميان نمايندگان گروههاي مختلف فكري و سياسي است و در اين راستا از هرگونه دعوت به مذاكره و گفتگوي شفاف به منظور دفاع از حقوق مردم و حل منازعات اجتماعي استقبال مي كند.
5- اين جنبش خواهان قدرت بخشي به اقتصاد كشور در صحنه بينالمللي و سرمايه گذاري و افزايش قدرت خريد مردم ايران است. جنبش سبز خواهان سیاست خارجی عقلانی و عزتمند مبتنی بر تعامل شفاف و سازنده با دنیا و طرد دیپلماسی ماجراجویانه و عوام فریبانه و ارتقاء شان ملت بزرگ و تاریخی ایران در جهان است.
همراه کوچک جنبش سبز
ميرحسين موسوي
_______________
* استاد شفیعی کدکنی
- فایل صوتی (قابل استفاده در کامپیوتر و موبایل) را میتوایند از اینجا دانلود کنید.
- نسخه چاپی (pdf) را میتوانید از اینجا دانلود کنید.
توضیح: برای دانلود کافیست روی لینکهای بالا کلید راست کلیک ماوس را زده و از منوی باز شده Save as را انتخاب نمایید.














قلوب ما جایگاه بیوت صانعی -منتظری -موسوی وکروبی شده است.
با قامتی سر افراز گرچه مجروح و حبس کشیده ایستاده ایم
ما امید مان را ازدست نداده ایم و حق همیشه پیروز است
درود بر رئیس جمهورمان موسوی زنده باشی
احسنت به این سید که هر چقدر که رنج می بریم و هر روز که پیش می رویم ، در بیانیه های جدیدتر رهبری جنبش پخته تر و مصمم تر با تدبیر بیشتر و با متانت همیشگی میر حسین و جسارت و سادگی کروبی ،امید ها سبزتر و دلها روشنتر می گردد. …
“جنبش سبز با پایبندی به اصول و ارزشهای بنیادین انسانی، اخلاقی و دینی و ایرانی، خود را پالایشگر و اصلاحگر …”
ابتدا از ارزشهای انسانی و اخلاقی گفته شده و بعدا از ارزشهای دینی و نه لزوما اسلامی نام برده شده است.
تحول بزرگی اتفاق افتاده است. متشکرم.
هرایرانی یک جنبش
سال صبرواستقامت……
سلام و با سپاس از مهندس موسوی به خاطر انتشار بیانیه بسیار راهگشا و کاربردی ۱۸ ،علی رغم اینکه شخصا مسلمان و معتقد به مبارزه مسالمت آمیز هستم در بیانیه ۱۸ با ابهاماتی روبه رو گشتم که امیدوارم سایت کلمه یا کاربران محترم با پاسخ و روشنگری بنده را یاری کنند .
۱-مرزبندی جنبش سبز با نیرو هر غیر ملی و خارجی :این نیروهای غیر ملی چه کسانی هستند و از چه ویژگی هایی برخوردارند و هویت آنان چیست ،اساسا مرز در کجا بایستی بسته شود ،کسب صلاحیت برای معرفی نیروها به عنوان ملی یا غیر ملی چگونه است ،آیا این مرزبندی مبهم یادآور تقسیم جامعه به خودی و غیر خودی نیست ؟
۲ -در بند ۴ هویت جنبش سبز از خرد جمعی” توحیدی ” سخن گفته شده است که افراد باتوسل به آن میتوانند در زمره فعالان جنبش سبز فعالیت کنند ،منظور از واژه “توحیدی” چیست ،آیا یعنی دین ،اسلام ،شیعه یا همان ضد ماتریالیسم ، آیا اگر یک فرد آزادیخواه و ضد ظلم ایرانی که مقید به ادیان توحیدی نیست و با عشق و توان در مسیر اهداف جنبش سبز گام بر میدارد نمی تواند وارد آن دایره خرد جمعی توحیدی شود ؟
دوست من پرسشهای کلیدی و مهمی را مطرح کرده اید ، که امیدوارم مهندس و یا دیگر دست اندر کاران به آن پاسخی در خور دهند .
صبرو استقامت تا صبح ظفر
جناب آقاي مهندس موسوي! ميگويند همانطور که خدا رحمان است منتقم نيز هست. همانطور که رحيم هست جبار نيز هست. و به قول سعدي بزرگوار درشتي و نرمي به هم دربه است. اينکه جنبش سبز بخواهد در وادي ظلم و نامردي به فرمايش شما همش نقش مظلوم را بازي کند شرط عقل نيست. راهي که يکسال با بيانيه، گذشت نتيجه اي جز پر شدن بيشتر زندانها توسط خواهران و برادران ازاد انديش و به شهادت رسيدن بيشتر حق طلبان راست کردار نداشته است. ما با اصل خشونت مخالفيم. چون اعتقاد داريم نظر مخالف ما نيز ايراني است و به اندازه تک تک ما حق زندگي و امنيت و آسايش در ايران عزيز دارد اما در عين حال با مسالمت بنا به مصلحت نيز مخالفيم. اينکه در روز 22 خرداد مردم را به بهانه ضرب و شتم از راهپيمايي باز ميداريد نتيجه اي جز اختناق بيشتر و ديکتاتوري قويتر توسط نظام حاکمه دربر نداشت. که نمونه آن حمله و هتک حرمت به آيات عظام در قم مي باشد. و راه براي قلدرها بازتر شد. اگر در کربلاي معلي نيز امام حسين (ع) نقش يک مظلوم را بازي مي نمود و براي احقاق حق سکوت بنا بر مصلحت را انتخاب مينمود، اينگونه جاودانه نمي شد. جناب ميرحسين موسوي! شما بهتر از هر کس ميدانستيد که صدور مجوز با توجه به جريان 14 خرداد از طرف نظام حاکمه محال مي باشد پس لغو راهنمايي به بهانه عدم صدور مجوز بهانه اي بيش نمي تواند باشد و متاسفانه خدمتتان عارضم که شما هم به مانند رقيب انتخاباتي خود عليرغم آگاهي به شعور مردم، به شعورشان توهين نموديد. اينکه اين راهپيمايي ممکن بود مسئله تحريم را تحت الشعاع قرار دهد جاي يک سوال باقي ميگذارد؟ چه کساني را تحت الشعاع قرار ميداد؟ و يا بهتر بگويم نگران بوديد که چه کساني را تحت الشعاع قرار ميداد؟ جناب آقاي موسوي! شما بهتر از هر کس از محبوبيت خود در بين افراد جنبش سبز باخبريد و از نفوذ خود بر دلهاي آنان آگاهيد. همانطور که شفاف و صريح با دوستدارانتان صحبت ميکرديد ادامه دهيد و همچنان صادقانه و صريح صحبت کنيد. شما هم خوب ميدانيد دلايل لغو راهپيمايي فراتر از فرمايشات مطرح شده تان بوده است. جناب اقاي مهندس موسوي! باور ما براي ادامه راهمان، و احقاق حقمان شماييد پس باورمان را برايمان زير سوال نبريد. موفق باشيد
عزیزم!اول اطلاعیه دیشب موسوی رو در باره 22 خرداد بخون بعد بیا برای بیانیه 18 نظر بده .اونجا همه چی روشنه و علت سکوت ما در 22 خرداد توضیح داده شده .
in estedlale shoma mara yade estedlalhaye javanhaye enghelabi 30 sale pish miandazad ke mibinim natijeye khoobi nadad. ma basharim va na khoda ke jabbariat dashte bashim.
زنده باد رئیس جمهور ملت سبز ایران موسوی
مهندس موسوی عزیز
با این مانیفست می توان جنبش سبز را به صورت عملی بین اقشار مختلف مردم معرفی کرد و توضیح داد
بسیار عالی
درود بر رئیس جمهور موسوی
جنبش سبز زنده است.ما پیروزیم به شرطی که یک تلویزیون سبز داشته باشیم تا مردم عوام هم آگاه گردند.کودتاچیان بوسیله تریبون صدا و سیما روز را شب و شب را روز نشان می دهند.
درود بر شما که نام خود را در کنار بزرگان بزرگان
ایران زمین جاودانه کردی.
تا آخرین نفس سرباز شما خواهیم ماند.
نسل ما نسل سبز است
فقط کافی بود ، رهبران … فقط یکساعت بیاندیشند به آرامش و سعادت مردم… آنگاه دیگر نه به این کشت و کشتار ها و ظلم وجنایات نیاز بود و نه بر تحذیر… آیا یک نفر پیدا میشود که پاسخ این سوال را بدهد :” آیا جواب رای من کجاست ؟! تحقیر و زندان و قتل و شکنجه و زندان و تجاوز است؟!”
درود بر یار صادق ملت ایران میر حسین و آقای کروبی و درود خداوند به روح همه شهدا …و درود به خانواده شهدا و اسرا و ستمدیدگان جنایات حکومت…
chera baz darid tu mafahime harfatun az beham peyvastegie dino siasat dam mizanid? mage tu in 30 sal kam zarbe khordimo aghab mundim??
اميدوارم بيانيههاي متين و استوار آقاي مهندس موسوي عزيز، كه خداوند او را همچون گذشته تأييد كند و در ايفاي رسالت تاريخياش موفق بدارد، در ايران امروز ما، نسلي را بپروراند كه بتوانند ضامن ايراني آباد، آزاد و مستقل در آينده در پرتو اسلام رحماني باشند.
كاملا احساس ميكنم ابتكار عمل در ايران امروز، در دستان پاك و توانمند آقاي مهندس موسوي و ميليونها هوادار فهيم و فرهيخته جنبش سبز است، با اين كه زير فشار شديد تحقير و سركوب و ارعاب و تهديد و تحديد و تفتيش و حبس و زجر و تبعيد و سب و ضرب و شتم و تخريب و هتك قرار دارند.
مثل روز روشن است كه سكينت و آرامشي در اردوگاه مهندس موسوي عزيز و هواداران ميليونياش حكمفرماست و تشويش و اضطرابي عجيب در انديشه و عمل مخالفان مردم، حاكم است. اين نيست مگر بواسطه خلوص و روشني دل و ديده ارباب جنبش سبز كه حاصل صدق آنها است و در طرف مقابل، متأسفانه، كذب و دروغ و فريب، آرامش را از آنان ربوده است.
خداوندا تو خود ميداني كه ما اهالي جنبش سبز، راضي به سقوط مخالفان نيستيم، اما سنت هميشگي توست كه ستمگران آسيبپذير و در خانههاي سست عنكبوتي لرزان باشند.
احساس ميكنم آگاهياي كه مخالفان مردم، از ظرفيت عظيم جنبش سبز و بضاعت ناچيز خود دارند، بيش از اطلاعي است كه جنبش سبز از توانايي شگرف خود و ضعف مخالفان مردم دارد.
بر ماست كه «خودآگاهي» ارباب جنبش سبز را افزايش دهيم.
ما خير و سعادت و نيكبختي را نه تنها براي خود، كه براي مخالفان نيز مي خواهيم، افسوس كه آنها ستمهاي خود را نميفهمند و نميبينند.
salam be shoma. dastetan ra mifesharam o bazoo va sooratetan ra miboosam keh beh vaghe zibatarin pardeye momken ra naghsh zadid. dar in bayaneeyeh keh beh bavareh man yeki az asnade mohem va tarikheeye tarikhe seeyaseeye in khak khahad mand beh ajel tarin neeyaze jame keh hamana eejade ettehad dar tamame mardom ba har gerayeshi bar asase eshgh va ehteram beh ensan bood pasokh goftid. in bayaneeye dar tame abad marzha/ahdaf va ravesh hara bar asase eshghe beh iran o irani va bar payeye ehteram beh vojoode ensan dar maghame khalifatollah tabyeen mikonad o digar jaye e barayeh hich ferghe o gorooh gerayee h mokharreb va tafraghe zayee baghi nemigozarad. beh bavare man manifesti kamnazir dar tarikhe seeyaseeye mast keh dar shekle hadde aksari tafahom va hamgerayee barayeh neil beh azadi va sarbolandeeye in khak ra dar khod nahofteh darad.ashke shogh dar cheshmanam neshast o noore ommid dar delam barayeh nakhostin bar dar in salha. man shoma ra bavar avardam o garche pish az in beh ehterame raye mardomam va sepas khoone garme baradaranam bar zamin dar tajammoat hazer boodeh am amma zin pas dar kenareta khaham eestad keh shayestegeeye khod ra dar in yek sal beh esbat resandid o in barge zarrin kamale leeyaghat o kardaneeyetan bood. dar panahe khodavand bashid.
الله اکبر جانم فدای رهبر ……………
جان ما فدای صبر واستقامت رهبرم………..
بازگشت هیچ وقت دیر نیست………….اگر شیطان اجازه دهد………..
ایرانی محترم
بهتر اینه که هیچکس فدای هیچکس نشه و همه در کنار هم زندگی کنیم.
لطفا از ایشان بت نسازی که اینکار با توجه به آموزه های دین اسلام شرک است.
کوته فکری و میل به قدرت اجازه فکر کردن را از امثال شماها گرفته.
صم بکم عمی و هم لایبصرون.
آنکس که نداند و بداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
اون دنیا پرده ها کنار می ره و وای به حال اونایی که آخرتشون رو به دنیای یه کی دیگه فروختن.
ahsant bar to ey marde khoda…. ya hossein mirr hossein
be khoda hengame khandane matn ashkam dar oomad….
ma piruzim
salam be roohe bozorge bozorgmardi ke hamvare az sare forootani khod ra hamrahe jonbesh namid ,
na rahbare jonbesh.
salam be ghamate ostovare mari ke ba koohi az ranj hanooz dar kenare mardomash istade ast,
pedaram,
pedare jonbeshe sabz ,
ke az rooze nokhost dasteman begerefi va pa be payeman bordi va amadi,
daste hagh negahdarat, daste hagh negahdare omide ma,
YA HOSSEIN;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;;MIRHOSSEIN
خيلي مي خوامت
با سلام،
بیانیه بسیار خوبی بود که می تواند پایه ای برای تهیه یک منشور جامع برای جنبش بود.
اما یک پیشنهاد:
متاسفانه عادت اشتباهی وجود دارد که همه چیز را ایرانی-اسلامی بنامیم. اگر قبول داریم که اسلام دین بیشتر ایرانیان است و فرهنگ ایران امروز عناصری را از اسلام در خود جای داده است آنگاه در میابیم که اشاره به ایرانی (ملی) بودن یک جنبش در به خودی خود به نفوذ عناصر اسلامی در آن نیز دلالت دارد و از طرفی به همه گیر بودن و قبول آن از جانب سایر دیدگاه ها هم یاری میرساند.
به نظر من تاکید بر ملی بودن جنبش(همانند خانم رهنورد) بسیار بهتر و مناسب تر است.
سید عزیز درود و سپاس که جامع و مانع فرموده اید .
سلام
من به آقاي موسوي يك پيشنهاد دارم. فكر ميكنم آنقدر بين جوانها نفوذ دارند كه بتوانند پيشنهاد من را عملي كنند.مگر نه اينكه ما يك ملت مسلمانيم و به هر حال بايد طبق قوانين شرع رفتار نماييم.مسئله حجاب و عفاف جزو لاينفك دين ما است كه تمام مراجع ديني باالاخص حضرات آيات صانعي و مرحوم منتظري نيز روي آن تاكيد داشته و دارند. از جناب آقاي موسوي درخواست دارم تا برادرانه در مورد تقيد به حجاب خانمهاي طرفدار جنبش سبز توصيه نمايند و دوستان هم اين درخواست را اجابت نمايند تا هم به اين فريضه ديني مورد تاكيد مراجع عمل شود و معاندان با جنبش، بهانه ايراد تراشي به جوانان حق جوي حامي ايشان را از دست دهند و هم ميزان نفوذ حرف ايشان در دل دوستدارانشان به وضوح ديده شود.ياد آوري ميكنم كه ايشان در همين بيانيه نيز به مباني اسلامي در راس امور احترام قائل شده اند.
dooste aziz masaleye hejab masali ast ke baraye mosalmanha daraye ahammiat ast. be nazare man e haghir hejabe ejbari dar vaghe zolmi be afrade gheyre mosalman e jame mibashad. lotfan kami dar morede in mozoo fekr konid. natijeye tahmilie hejab hamin chizist ke dar jamee mibinid.
دوست عزيز!
نه تنها مساله حجاب يك امر شخصي است كه حتي دينداري و انتخاب دين اختياري است و اجباري در آن نيست. متاسفانه به اشتباه در جمهوري اسلامي رويهاي گذاشته شد به نام حجاب حكومتي و اين كه حكومت امر كند چنين بپوش و چنان باش.
به نظرات آقايان منتظري و صانعي اشاره كردهايد هيچ كدام از اين آقايان تا آنجا كه من ميدانم اعتقادي به حجاب اجباري و دين تحميلي ندارند. پس لطفا انتظار نداشته باشيد مردم همه مثل شما فكر كنند و يا بدتر از ان مطابق با الگوي فكري شما رفتار كنند. قدري هم به آزادي انسان در تعيين سرنوشت خويش احترام بگذاريم
دوست من گیریم حق با شما باشد ، اما درخواست دوستمان چه تناقضی با فرمایشات حضرتعالی دارد ؟ بله اگر ایشان از موسوی می خواستند که به مانند آقای جنتی برای حفظ حجاب توی سر مردم بزنند ، خب دخالت در امور شخصی دیگران کرده بودند ولی توصیه و حتی خواهش یک فرد به دوستان خود چه اشکالی دارد ؟
یا حسین میر حسین
جاي شلاق فداي / راه هم خونان من
زندگي از آن ماست، زنده باد جمهوري ايراني با قانون اساسي سبز
يا حسين / ميرحسين
درود بر موسوی و جنبش آزادی و عدالت خواهی سبز
ما پیروزیم و صبح آزادی بسیار نزدیک است.
بابا مهندس سطح پایین تر بنویس ما هم بفهمیم !
باهاتیم
تا هرکجا که باشه
درود بر موسوی و کروبی و تمامی هواداران جنبش آزادی و عدالت خواهی سبز
مطمئن باشید که ما پیروزیم. صبح پیروزی بسیار نزدیک است
بسم رب الشهداء و الصديقين
شجاعت و خلوصت كه فقط به فكر مردم ايران اسلامي هستي را مي ستاييم
اي كاش در لايه هاي حاكميت كه هم اينك از نفوذ كلامت مي هراسند ، اين ترس توام با انديشه بود در بيانيه ها و سخنان تو كه چكيده و عصاره سخنان امام راحل و آن عزيز سفر كرده جماران است
امروز با تو پيمان مي بنديم كه دوشادوش تو و همگام با نوه و يادگار امام راحل ؛ تا آخرين قطره خون خود در راه اجراي بي كم و كاست قانون اساسي و نظام اسلامي مورد نظر امام ؛ در صحنه بمانيم
يا علي
زنده باد جنبش سبز و همراهانش
بسیار عالی
+
امیدوارم صاحب نظران از هر طیفی، نظرات و انتقاداتشون رو به صورت سازنده و نه مغرضانه به این بیانیه اعلام کنند.
+
میگم آقای موسوی این همه حرف زدی بس نیست؟؟؟حالا بشین یکم رو حرفایی که زدی فکر کن
بعد وقتی فکر کردنت تموم شد برو خجالت بکش، بعدم برو کشکتو بساب عزیز من…
برادر عزيز!!! بايد از نظر فکري مستضعف باشد کسي که فکري پشت تک تک جملات اين منشور نمي بيند. کمي بدون تعصب فکر کنيد شايد خداوند چشم عقلتان را بينا کند.
حال میکنم از دست میرحسین حرص میخورید.
میرحسین جان صحبتهای خوبی بود اما کاش راه حل ارائه میکردین. مثلا همین روشهای مسالمت آمیز که فرمودین. یه کمی تشریح میکردین تو این فضای اختناق کنونی چه کارهایی میشه کرد. چون از طریق فضای مجازی زیاد نمیتونیم کاری بکنیم . همه مردم که به اینترنت دسترسی ندارن. اما خیلی از مردم ماهواره دارن. فکر میکنم خود شما توان مالیش رو نداشته باشین اما افراد متمول زیاد تو جنبش هستن . همینطور اطراف خود شما. اگر این افراد حاضر میشدن برای رسیدن به اهدافمون یه کمی سر کیسه رو شل کنن خیلی خوب میشد. از طریق یک شبکه تلویزیونی هم اطلاعات راحت تر به مردم میرسه هم ما سبزها بیشتر و راحت تر میتونیم با سران جنبش ارتباط داشته باشیم.
راستی من چند وقتیه که به شدت نگران میرحسینم. آخه میبینم که ایشون پشت سر هم بیانیه میدن و مصاحبه میکنن و … و حکومت هیچ کاریش نداره. من میترسم نقشه ای براش کشیده باشن.
adabe mard beh ze dolate oost
به عنوان یکی ایرانی سبز اول به شما هم وطن عزیز سلام میکنم
و ازتون تقاظا میکنم که با دلیل و برهان صحبت کنید
اگر متوجه بشیم که اشتباه میکنیم قطعا قبول میکنیم
خداوند برای هر کبوتری دانه ای انداخته است. اما این دانه را در لانه ی او ننداخته است. برای پیروزی باید صبور بود و کوشا. یا علی
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت میرحسین عزیز و یاران جنبش سبز و دوستان سایت کلمه
نکته ای را در مورد بحث تقلب در انتخابات قابل ذکر می دانم که تقدیم میشودو هرگونه که صلاح می دانید آنرا با مردم عزیز و میر حسین گرانقدر در میان بگذارید.
مطالعه و بررسی مواد قانونی مربوط به انتخابات اعم از قانون اساسی و قانون انتخابات، مشخص می سازد که برای ابطال نتایج یک همه پرسی و یا انتخابات حداقل دو کار باید صورت گرفته باشد :
ا- انجام تقلب با این مصادیق : جابجایی رای – نوشتن رای از طرف مردم – عدم شمارش ( و یا زیاد و کم خواندن )آراء ماخوذه – دستکاری در آمار رای دهندگان و آمار رای های ریخته شده در صندوق و…
2-انجام تخلف با این مصادیق : رد صلاحیت افراد بدون محمل قانونی و بر خلاف قانون -عدم رسیدگی به شکایات رسیده در مورد انتخابات در کلیه مراحل انتخابات- محدود نمودن حق رسیدگی به شکایات بر خلاف قانون- تعیین اعضاء هیات های اجرایی و نظارت با جهت گیری های جناحی و سیاسی ( که بیطرفی آنان را مخدوش می نماید) -خریدو فروش رای _ تهدید رای دهندگان برای رای خاص دادن ( و یا ندادن رای ) _تخلف در تبلیغات انتخاباتی از سوی نامزد ها – تخریب کاندیداها نسبت به هم بر خلاف مقرارت قانونی_ استفاده از امکانات دولتی و عمومی به نفع یک کاندیدا – سوء استفاده از صداو سیما به نفع یک کاندیدا – و …
اگر پروسه و روند شروع انتخابات را به پنج دوره زمانی ذیل تقسیم نماییم :
الف ) ثبت نام کاندیداهاو انتخاب آعضا هیات های اجرایی و نظارت
ب) رسیدگی به صلاحیت کاندیداها
ج) شروع تبلیغات انتخاباتی
د)انجام اخذ رای در روز رای گیری
ه) شمارش آرا و اعلام نتایج آرا ء
و تامل در پنج مرحله فوق مشخص می نماید عموماً مصادیق تقلب مربوط به مراحل ” د” و “ه” است و عموم مصادیق تخلف مربوط به بند های الف تا ج است .
مواد قانونی تاکید دارد تنها را ابطال نتایج اعلام شده توسط دستگاه مجری انتخابات، بروز تقلب نبوده و اگر محرز شود تخلفات انجام شده نیز بگونه ای در نتایج اعلامی ،تاثیر داشته، مقامات می توانند نتایج انتخابات را باطل نمایند ( همچنانکه در برخی موارد شورای نگهبان بدلیل بروز تخلف تبلیغی و یا خرید رای و حتی دادن یک مهمانی انتخاباتی نسبت به ابطال نتایج انتخابات اقدام نموده است .)
رسیدگی به تخلفات انتخاباتی آنقدر مهم است که ناظرین بدون نیاز به شاکی خصوصی می توانند به این مهم رسیدگی نمایند .به همین دلیل ،ضرورت رسیدگی به شکایت کاندیداها در مورد تخلف بیش از پیش بوده و عذر دستگاه نظارت مبنی بر اینکه ما فقط به موارد تقلب رسیدگی می کنیم مبنای قانونی نداشته و قانوناً جرم محسوب می گردد. و لذا قابل رسیدگی در مراجع قضایینیز می باشد . ( مستند به ماده 576 قانون مجازات اسلامی و مجازاتهای مقرر در قانون انتخابات )
گرچه در زبان عامیانه ( زبان عرفی غیر حقوقی ) تفاوتی میان تخلف و تقلب وجود نداشته و عموم مردم از مصادیق تخلف نیز با لفظ تقلب یاد می کنند و این مساله در بسیاری از الفاظ دیگر نیز وجود دارد که لفظی دو معنا ی عام و خاص دارد و عرف نیازی به ریزبینی های حقوقی در بیان مقصود خود نمی بیند اما واضح است این بهم ریختگی در لسان عرف نباید بهانه عدم رسیدگی حقوقی مسئولان شود و آنان ادعا نمایند چون ادعا شده در انتخابات تقلب صورت گرفته و بدلیل اینکه تقلب ( بمعنای حقوقی) بوقوع نپیوسته و یا تاثیر گذار نبوده لذا انتخابات سالمی داشته ایم! در حالی که می دانیم منظور واقعی مردم و کاندیداها ی معترض که تصریح هم نموده اند رسیدگی به تخلف و تقلب در تمامی مراحل انتخاباتی بوده است و مقامات نمی توانند با جدا کردن رسیدگی به ادعای تخلف از تلقب ،وظیفه خود را در قبال رسیدگی به شکایات منحصر در تلقب کنند .
نگاهی به مکاتبات نمایندگان کاندیداهای معترض ( حتی جناب آقای رضایی ) بوضوح روشن می سازد متاسفانه شورای محترم نگهبان هیچگونه واکنشی در فبال ادعای تخلف بروز نداده و بر خلاف نصوص قانونی آنرا دلیل ابطال نمی داند .
با توجه به موارد فوق به نظر می رسد مناسب است حداقل زمانی که بحث ابطال انتخابات وسوال ” رای من کجاست” مطرح است از کلمه دقیق تر تخلف نیز بهمراه تقلب استفاده کنیم .
با تشکر و با امید به موفقیت جنبش سبز مردم ایران
آفرین بر تو زحمت کشیدی
با درود فراوان به همراه جنبش سبز ايران
بيانيه 18 بيانيه اي بسيار خوب و جامع بود که البته به گفته موسوي راه نقد و اصلاح بخش هايي از آن کاملا باز است . با اين بيانيه به اعتقاد موسوي به اعتماد به شعور جمعي مردم اطمينان کامل يافتم و به آينده جنبش سبز اميدوارتر از گذشته گرديدم ، چه به نظر عنصر آگاهي و پرهيز از احساسات کور به کمک اين همراه جنبش سبز و بساري ديگر در رگ جنبش سبز ايران تزريق گرديده و اين بار اميدوارتر از گذشته و آگاهانه تر از گذشتگان به سوي ايراني آزاد و آباد حرکت خواهيم کرد
بر همگان درود و بدانيم که پيروزي نزديک است
اگه میخواستن قانونو اجرا کنند باید سر تو یکی رو اول زیر آب می کردند
از كي تا حالا سر زير آب كردن اجراي قانون شده؟!!! حتماً از 5 سال پيش
داشتن ادب نوشتاري اولين شرط حضور در اين سايت است. لطفا رعايت فرماييد.
عالی بود آقای موسوی از هر نظر که میبینم نقصی نداشت فقط راهکارها مشخص نیست…
اینها که همش تکراری بود بابا
تكرار رمز پيروزيسيت،همه با تكرار به جاي رسيدند نه با يك بار.
با سلام
از بیانیه هوشمندانه جناب اقای موسوی لذت بردم.
در راستای جضور حنبش پیشنهادی دارم:
خوب است در یک روز و ساعت مشخص که از قبل اطلاع رسانی شده است، هرکس در هرکجای ایران یک بادکنک سبز از پنحره منزل یا هرحای دیگر، به اسمان بفرستد.مسلما راه کم خطری برای حضور جنبش خواهد بود! تصور کنید اسمانی سبز شده از بادکنکها را!!!
حتی اگر بالا هم نرفتند، سطح خیابان ها را خواهند پوشاند و نمی دانم نیروهای تا دندان مسلح با انها چه خواهند کرد!
به امید پیروزی.
و این است راه ما!!!
مبارزه و ایستادگی از طریق مسالمت آمیز کارآمدترین اسلحه ما درمقابل گلوله ها و باتومهای برقی و چماقداران و قداره کشان بیفرهنگ و بد دهان بوده است.توده های میلیونی ملت بزرگ امروز می بینند که چه کسانی دشنه در دست به دنبال زنان، مردان، پیران و جوانان می دوند و چه کسانی با برخورداری از فرهنگی نازل، در تظاهرات و جمعهای عمومی رکیک ترین کلمات و جملات را بر زبان می آورند و مردم به جای اینها، نماهنگ های زیبا ساخته اند و پوسترهای پرمعنا به یکدیگر هدیه کرده اند.
واقعاً زیبا و در خور تحسین است!!!
سختي هاي بسياري سر راه است اما بزرگترين ويژگي جنبش آن است که درآن اميد ها هنوز پابرجاست .
آقاي موسوي خوشحالم که شما و يارانتان تجربه تاريخي صد سال اخير را ناديده نمي گيريد.
به اميد فرداهايي که رنگ آفتابشان درخشان تر از امروز است.
میر حسین عزیز
به قول حافظ
سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد به دست مرحمت یارم در امیدواران زد
چو پیش صبح روشن شد که حال مهر گردون چیست برآمد خنده خوش بر غرور کامگاران زد
نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست گره بگشود از ابرو و بر دلهای یاران زد
من از رنگ صلاح آن دم به خون دل بشستم دست که چشم باده پیمایش صلا بر هوشیاران زد
کدام آهن دلش آموخت این آیین عیاری کز اول چون برون آمد ره شب زنده داران زد
خیال شهسواری پخت و شد ناگه دل مسکین خداوندا نگه دارش که بر قلب سواران زد
در آب و رنگ رخسارش چه جان دادیم و خون خوردیم چو نقشش دست داد اول رقم بر جان سپاران زد
منش با خرقه پشمین کجا اندر کمند آرم زره مویی که مژگانش ره خنجرگزاران زد
شهنشاه مظفر فر شجاع ملک و دین منصور که جود بیدریغش خنده بر ابر بهاران زد
از آن ساعت که جام می به دست او مشرف شد زمانه ساغر شادی به یاد میگساران زد
ز شمشیر سرافشانش ظفر آن روز بدرخشید که چون خورشید انجم سوز تنها بر هزاران زد
دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق ای دل که چرخ این سکه دولت به دور روزگاران زد
نظر بر قرعه توفیق و یمن دولت شاه است بده کام دل حافظ که فال بختیاران زد
میرحسین عزیز
خدا تو را برای ایران و ایرانی حفظ کند. درود بر صداقت، شجاعت و تیز هوشیت.
یا حسین – میرحسین
یا مهدی – شیخ مهدی
سپاس میر حسین! خدا نگهدارت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت میرحسین عزیز و یاران جنبش سبز و دوستان سایت کلمه
نکته ای را در مورد بحث تقلب در انتخابات قابل ذکر می دانم که تقدیم میشودو هرگونه که صلاح می دانید آنرا با مردم عزیز در میان بگذارید.
مطالعه و بررسی مواد قانونی مربوط به انتخابات اعم از قانون اساسی و قانون انتخابات، مشخص می سازد که برای ابطال نتایج یک همه پرسی و یا انتخابات حداقل دو کار باید صورت گرفته باشد :
ا- انجام تقلب با این مصادیق : جابجایی رای – نوشتن رای از طرف مردم – عدم شمارش ( و یا زیاد و کم خواندن )آراء ماخوذه – دستکاری در آمار رای دهندگان و آمار رای های ریخته شده در صندوق و…
2-انجام تخلف با این مصادیق : رد صلاحیت افراد بدون محمل قانونی و بر خلاف قانون -عدم رسیدگی به شکایات رسیده در مورد انتخابات در کلیه مراحل انتخابات- محدود نمودن حق رسیدگی به شکایات بر خلاف قانون- تعیین اعضاء هیات های اجرایی و نظارت با جهت گیری های جناحی و سیاسی ( که بیطرفی آنان را مخدوش می نماید) -خریدو فروش رای _ تهدید رای دهندگان برای رای خاص دادن ( و یا ندادن رای ) _تخلف در تبلیغات انتخاباتی از سوی نامزد ها – تخریب کاندیداها نسبت به هم بر خلاف مقرارت قانونی_ استفاده از امکانات دولتی و عمومی به نفع یک کاندیدا – سوء استفاده از صداو سیما به نفع یک کاندیدا – و …
اگر پروسه و روند شروع انتخابات را به پنج دوره زمانی ذیل تقسیم نماییم :
الف ) ثبت نام کاندیداهاو انتخاب آعضا هیات های اجرایی و نظارت
ب) رسیدگی به صلاحیت کاندیداها
ج) شروع تبلیغات انتخاباتی
د)انجام اخذ رای در روز رای گیری
ه) شمارش آرا و اعلام نتایج آرا ء
و تامل در پنج مرحله فوق مشخص می نماید عموماً مصادیق تقلب مربوط به مراحل ” د” و “ه” است و عموم مصادیق تخلف مربوط به بند های الف تا ج است .
مواد قانونی تاکید دارد تنها را ابطال نتایج اعلام شده توسط دستگاه مجری انتخابات، بروز تقلب نبوده و اگر محرز شود تخلفات انجام شده نیز بگونه ای در نتایج اعلامی ،تاثیر داشته، مقامات می توانند نتایج انتخابات را باطل نمایند ( همچنانکه در برخی موارد شورای نگهبان بدلیل بروز تخلف تبلیغی و یا خرید رای و حتی دادن یک مهمانی انتخاباتی نسبت به ابطال نتایج انتخابات اقدام نموده است .)
رسیدگی به تخلفات انتخاباتی آنقدر مهم است که ناظرین بدون نیاز به شاکی خصوصی می توانند به این مهم رسیدگی نمایند .به همین دلیل ،ضرورت رسیدگی به شکایت کاندیداها در مورد تخلف بیش از پیش بوده و عذر دستگاه نظارت مبنی بر اینکه ما فقط به موارد تقلب رسیدگی می کنیم مبنای قانونی نداشته و قانوناً جرم محسوب می گردد. و لذا قابل رسیدگی در مراجع قضایینیز می باشد . ( مستند به ماده 576 قانون مجازات اسلامی و مجازاتهای مقرر در قانون انتخابات )
گرچه در زبان عامیانه ( زبان عرفی غیر حقوقی ) تفاوتی میان تخلف و تقلب وجود نداشته و عموم مردم از مصادیق تخلف نیز با لفظ تقلب یاد می کنند و این مساله در بسیاری از الفاظ دیگر نیز وجود دارد که لفظی دو معنا ی عام و خاص دارد و عرف نیازی به ریزبینی های حقوقی در بیان مقصود خود نمی بیند اما واضح است این بهم ریختگی در لسان عرف نباید بهانه عدم رسیدگی حقوقی مسئولان شود و آنان ادعا نمایند چون ادعا شده در انتخابات تقلب صورت گرفته و بدلیل اینکه تقلب ( بمعنای حقوقی) بوقوع نپیوسته و یا تاثیر گذار نبوده لذا انتخابات سالمی داشته ایم! در حالی که می دانیم منظور واقعی مردم و کاندیداها ی معترض که تصریح هم نموده اند رسیدگی به تخلف و تقلب در تمامی مراحل انتخاباتی بوده است و مقامات نمی توانند با جدا کردن رسیدگی به ادعای تخلف از تلقب ،وظیفه خود را در قبال رسیدگی به شکایات منحصر در تلقب کنند .
نگاهی به مکاتبات نمایندگان کاندیداهای معترض ( حتی جناب آقای رضایی ) بوضوح روشن می سازد متاسفانه شورای محترم نگهبان هیچگونه واکنشی در فبال ادعای تخلف بروز نداده و بر خلاف نصوص قانونی آنرا دلیل ابطال نمی داند .
با توجه به موارد فوق به نظر می رسد مناسب است حداقل زمانی که بحث ابطال انتخابات وسوال ” رای من کجاست” مطرح است از کلمه دقیق تر تخلف نیز بهمراه تقلب استفاده کنیم .
با تشکر و با امید به موفقیت جنبش سبز مردم ایران
ممنون جالب بود باید بهش توجه بشه
میر حسین عزیز نمیدونم این کامنتها رو میخونید یا نه. با اعتماد کامل پشت سر شما حرکت میکنم چون به صداقت و تدبیر شما و درستی راهتون ایمان دارم. به نظر من بزرگترین کاری که کردید این بوده که باعث شدید که ما جوانها گفتمان هر ایرانی یک رهبر رو باور کنیم. فقط یک چنین باوری میتون ما رو از استبداد نجات بده. یک ایرانی سبز.
ممنون ، بیانیه ی کاملی بود ،
ما تا اخرش هستیم
دورود براین سید بزرگوار. ما پیروزیم به امید جشن پیروزی در میدان آزادی
ّبه راستی میر حسین عقل برتر این جنبش است و او مانند شریعتی و مصصدق همیشه جاودان خواهد بود.