سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

حکایتی که هم چنان باقی است

چکیده :آنچه كه رخ داد نه يك حادثه بلكه برنامه اي از پيش طراحي شده بود. نقطه به نقطه اش را نوشته بودند و مو به مو آن را به اجرا گذاشتند. حاج حسن تاوان امام خمینی و اندیشه های زلال او و پدرش بزرگوارش را در دفاع از حق مردم را می پردازذ و اگر چنین است گوارا باد بر تو ای فرزند روح خدا تیر کین مدعیان بی ریشه ای که شهوت قدرت چشمانشان را کور کرده است. مردم تو را و نسب تو را خوب می شناسند و حاشا و کلا آفتاب برای همیشه در پس ابرها پنهان ماند. ...


جاوید قربان اوغلی: انچه كه روز جمعه و در جوار ملكوتي امام خميني اتفاق افتاد در ادامه  وقایعی است که از چند سال قبل آغاز شده و در یکسال گذشته و پس از انتخابات پر ابهام 22 خرداد به اوج خود رسیده است. ترديد نداشته باشيد جواناني كه روز جمعه آن غائله را آفريدند و حریم ملکوتی امام را هتك كردند، آمده (و آماده ) بودند كه اين ماموريت مهم را به انجام برسانند. آنچه كه رخ داد نه يك حادثه بلكه برنامه اي از پيش طراحي شده بود. نقطه به نقطه اش را نوشته بودند و مو به مو آن را به اجرا گذاشتند. اشتباه نكنيم و آدرسهاي غلط ندهيم. همه چيز طبق برنامه پيش رفت.

یقیین داشته باشید که هیچ اتفاقی هم نخواهد افتاد. هیچکس دستگیر  و بازجویی نخواهد شد. دروبین هایی که تمام تهران را تحت پوشش دارند و هیچ جنبنده از شکار آنان مصون نیست در مرقد امام قفل شده و از کار افتاده بود. عکس آنان را نگرفت، تصاویر آنان را ضبط نکرد و مطمئن باشید هیچکس سراغ برنامه ریزان و سازمان دهندگان این حرکت نخواهد رفت. در خوشبینانه ترین شکل، ممکن است چند بخت برگشته را گرفته و آنان نیز اعتراف کنند که از منافقین و سلطنت طلبها و امریکا و اسراییل پول گرفته بودند. مگر ماجرای پاره کردن تصویر امام خمینی را از یاد برده ایم.عین همان داستان-آنهم اگر اعتراضات اوج بگیرد- تکرار خواهد شد.

مقاله “راز لپهاي گل انداخته حاج حسن خمینی”در بهمن 86 آتش تهيه اي بود كه اردوگاهی که با امام از اول مشکل داشت ، از قلم جواني نادان در سايتي مورد حمايت ريخت. واکنش های تند آن زمان آرایش اردوگاه آنان را بهم ریخت.گویی تیم های” اطلاعات و عملیات”شان عجولانه عمل کرده بود. منتظر و آماده ماندند و مترصد فرصتی بودند تا بزعم آنان “حاج حسن خمینی” ولو با یک اشتباه این فرصت را فراهم آورد تا لشکر را برای فتح این سنگر حصین مدافع اندیشه های زلال خمینی، روانه میدان نمایند. و باز بزعم آنان وقایع پس از انتخابات و حمایت حاج حسن از معترضین به نتایج انتخابات همان فرصتی بودند که انتطارش را می کشیدند. در همان (سال 1386) بسياري از دلسوختگان گفتند و نوشتند كه هدف سيد حسن خميني نيست، اينان با امام مشكل دارند و انتقام او را از احمد و حسن مي گيرند.

آيت الله توسلي جان خود را بر سر اثبات این مدعا گذاشت تا  با اين انحراف به مبارزه برخيزد. او  قبل از آنکه قلب نازنینش  در دفاع از امام از تپش فروماند و به جوار معبودش پر کشد، در جلسه مجمع تشخيص مصلحت گفته بود”هدف اينها سيد حسن نيست، اينها همانگونه كه امام پيش بيني كرده بود، از امام خميني انتقام مي گيرند. متحجراني كه دل امام را شكستند” و كاسه اي كه مصطفي در آن آب نوشيده را آب كشيدند. در يادداشتي كه براي فوت جانگذار آيت الله توسلي (سايت تابناك -30 بهمن 1386 كد خبر 6770) نوشتم كه “توسلي قامت استوار مبارزه با تحجر،خرافه پرستي و دين فروشان زاهد نمايي است كه در پشت سر امام پنهان شده اند تا با انديشه و آرمان هاي متعالي و مترقي ايشان ضربه بزنند… و فوت آيت الله توسلي پايان ماجرا نيست، حكايتي است كه همچنان باقي است”.

اگر آن روز بجای آنکه آن سایت را با سر و صدا- ولابد در دفاع از امام- ببندند و نویسنده مقاله را دستگیر کنند، به ریشه های تفکری می پرداختند که آن سایت و آن مقاله میوه و ثمره آن بود، امروز شاهد آن نبودیم که عده ای  درمحضر روح خدا، نوه او را با الفاظی مخاطب قراردهند که قلم از بازگویی آن شرم دارد. و عده ای هم در همنوایی با آنان  بگویند که آنچه که رخ داد”واکنش طبیعی مردم در مقابل سید حسن مصطفوی” بود. تکرار می کنم، اشتباه نکنیم و آدرس غلط ندهیم تا این تفکر هست این داستان ادامه خواهد داشت. نمی دانم چه حکمتی در فوت حاج احمد،این گنجینه اسرار امام، بود. شاید او این روزها را می دید و می دانست که همانطور که پدر، امام و معبودش پیش بینی کرده بود: “احتمال قوی می دهم که پس از من برای انتقامجویی از من به بعض نزدیکان و دوستانم تهمتها که من آنها را ناروا می دانم بزنند و به آتشی که باید مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احیانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگیرند.”

در همان يادداشت به واقعه اي تاريخي اشاره كردم که تکرار آن را بی مناسبت با وقایع این روزها نمی بینم.شیخ عباس قمی(ره) در کتاب گرانقدر منتهی الآمال آورده است:«يعقوب بن داود»، روايت کرده است: «چون‌ هارون الرشيد به مدينه آمد، من شبي به خانه يحيي بن برمکي رفتم و او نقل مي‌کرد که امروز شنيدم که ‌هارون نزد قبر رسول خدا(ص) با او مخاطبه مي‌کرد که پدر و مادرم فداي تو باد يا رسول‌الله. من عذر مي‌طلبم در امري که اراده کرده‌ام در باب موسي بن جعفر. مي‌خواهم او را حبس کنم، براي آن‌که مي‌ترسم فتنه بر پا کند و خون‌هاي امت تو ريخته شود.» (منتهي‌الآمال ص 388).و از این لطائف تاریخ است که امروز حاج حسن خمینی که در دامان جدش تربیت یافته و جسم و جانش مزین به انفاس قدسی روح خداست  و به تعبیر زیبای آن عارف عادل و وارسته “اشبه الناس خلقا و خلقا” به امام خمینی است، امروز باید شاهد ادعای  کسانی باشد که”نسبت خود را به امام مانند نسبت دیگر انسانها” می دانند وبزعم آنان هیچکس حق ندارد خود را وارث خظ امام بداند.

حاج حسن تاوان امام خمینی و اندیشه های زلال او و پدرش بزرگوارش را در دفاع از حق مردم را می پردازذ و اگر چنین است گوارا باد بر تو ای فرزند روح خدا تیر کین مدعیان بی ریشه ای که شهوت قدرت چشمانشان را کور کرده است. مردم تو را و نسب تو را خوب می شناسند و حاشا و کلا آفتاب برای همیشه در پس ابرها پنهان ماند.


یک پاسخ به “حکایتی که هم چنان باقی است”

  1. حاج حسین گفت:

    آقا جاوید قربون قلمت .
    ولی اعتبار امام عزیز با این لات بازیها هیچ وقت آسیب نجواهد خورد.