سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مراقب فتنه ها باشید؛ فتنه هایی که بانیان آن در اطراف شما آرایش یافته اند...
» نامه پنجم محمد نوری زاد از اوین به رهبری:

مراقب فتنه ها باشید؛ فتنه هایی که بانیان آن در اطراف شما آرایش یافته اند

چکیده :کم کم به سال روز ظهور فتنه نزدیک می شویم. اگر کمی هوشمندی اختیار کنیم، باور خواهیم کرد که جماعتی، دور از چشم شما، به خلق حادثه می اندیشند. حادثه هایی که نیمه دوم خرداد را به زعم خود در بحرانی طراحی شده فرو ببرند. این بحران، که چه بسا خونین نیز باشد، قرار است مجدداً انرژی تازه ای را علیه سران فتنه سامان دهد. طراحان این بحران، با خلق حادثه های ریز ودرشت، شما را در موضعی قرار خواهند داد تا همانی بگویید که آنان می خواهند. وهمان موضعی را اختیار کنید که آنان مشتاق اند. شما را به خدا، رهبر گرامی، مراقب فتنه ها باشید. فتنه هایی که بانیان آن، فراتر از سران فتنه، در اطراف شما آرایش یافته اند و ادعای دوستی غلیظ می کنند. فتنه را در تحرک قدرتی بکاوید که در سایه است. قدرتی که هرگز مطیع شما نیست وبرای خود قرار و مداری...


محمد نوری زاد جهادگر، مستند ساز و نویسنده که ماههاست به دلیل نامه هایی به رهبری ونیز نقد عملکرد رییس قوه قضاییه در زندان به سر می برد در نامه ی پنجم خود به رهبر انقلاب که در زندان اوین نگارش شده است برخی دیگر از دغدغه ها ی خود را درباره وضعیت امروز کشور و و انقلاب و آینده پیش رو با ایشان مطرح کرد.

متن نامه محمد نوری زاد به شرح زیر است :

به نام خالق حق

سلام به رهبر گرامی جمهوری اسلامی ایران

حضرت آیت الله خامنه ای

یک سا ل از ظهور” فتنه ” در کشور ما سپری شد. فتنه ای که به قول رسانه های رسمی و شخصیت های شاخص نظام، هم آبروی ما را مضحکه جهانی در انداخت، و هم خون و مال جمعی از هم وطنان ما را تباه ساخت، وهم شکاف هراسناکی در ساختار ملی و حیثیتی ما ایجاد کرد.

می بینید که من نیز مثل بسیاری، از همین واژه ” فتنه “آویخته ام. واژه ای که در این یک سال گذشته، به قدر همه عمر اساطیری اش از او سود برده ایم. واژه ای که در ادبیات سیاسی ما، به فهرست مطول واژگانی چون: طاغوت، طاغوتی، انقلاب، ضد انقلاب، مستضعف، مستکبر، منافق، ضد ولایت فقیه، امت شهید پرور، دشمن قسم خورده و واژگان دیگری از این دست پیوست و معنای ویژه ای برای خویش اختیار کرد.

در این یک سال گذشته، آن چنان افراط گونه بر طبل فتنه و سران فتنه کوفتیم تا کودکان ما نیز به محض شنیدن آن ، بدانند ما را جز از موسوی و خاتمی و کروبی، مقصودی نیست. آوار و بهمن سران فتنه، همان پلیدی درهم فشرده ای است که خسارت این ستم را بر سر مردمان ما فرو می بارد. بهمنی که به هنگام عبور، از کنار خانه هاشمی رفسنجانی می گذرد، و کسانی که از اهل این خانه را نیز به حجم آوارگونگی خویش می افزاید.

سران فتنه اما، فراتر از خسارات فراوانشان، فوایدی نیز داشته اند که من، قصد واشکافی فایده های آنان را دارم. پیش از آن، اجازه بدهید در سفری به دور دست های روستای محل زادگاهم، به ترسیم دور نمایی از این فایده ها بپردازم. جدال بر سر قدرت، ظاهرا ودیعه مکرری است که در هیچ کجای تاریخ، بی مخاطب نبوده است، چه در قبایل بدوی، و چه در جوامع مدنی، در روستای ما نیز، دو طایفه کم خرد، طبق یک عادت ضروری، و به بهانه ای تکراری، خشماگین بر سر هم می کوفتند و بعد از تحمل جراحت ها و ناسزاها و بی آبرویی ها کارشان به پاسگاه و امنیه و وساطت بزرگترها می کشید.

در جدال هرباره، نیک به یاد دارم که مردان طایفه شکست خورده ، بی دلیل بر اهل خانه خود سخت می گرفتند. یعنی پدری که در میدان کارزار، توسط حریف از پا در آمده بود، در خانه خویش، به یک خطای مختصر، بر سر زن و فرزند خود می کوفت و مردانگی مخدوش خود رابه رخ می کشید و یاد آور می شد.

باورم بر این است که حکایت ما و سران فتنه نیز خارج از این روال روانی و تاریخی نیست. سران فتنه در این مثال ساده و روستایی من همان اهل منزل اند. کسانی که ما با کتک زدن آنان، عصبیت ناشی از شکست های پی در پی خود را تخلیه می کنیم و قدرت مخدوش خود به رخ می کشیم. روستایی چوب خورده و تحقیر شده دیروز، از این روی بر سر زن و فرزند خود می کوفت، که فکر آنان را از واکاوی چند و چون شکست خویش، به همان خطای خانگی معطوف کند.

قبول می فرمایید که ما وشما ، در این آزمون سی ساله، کارنامه درخشانی از عمل به وعده های اسلامی انقلاب نیاراسته ایم. اگر که با خود صادق باشیم، صدای شکستن استخوان های اقتدارمان را خواهیم شنید. متاسفانه آسیب و جراحتی که ما به اسلام و به گرایش دینی مردم وارد آورده ایم، فرا تر از آسیب و جراحت همه طول تاریخ است .

شرمنده ام که نوشته من از صراحتی اینچنین تلخ و گزنده آکنده است. باورم بر این است که ما را فرصت چندانی برای بازگشت و ترمیم خرابی ها نیست. وگرنه، من آداب کوچکتری خویش، نیک می دانم.

اگر انقلاب سی ساله ما، هیچ نداشت الا به صحنه آوردن انصاف، ما پیروز بودیم. و اگر هیچ نداشت الا ادب و پاکی و پاک دستی بزرگان، ما پیروز بودیم. من از بلندای سی سالگی انقلاب که به گذشته می نگرم، آرزو می کنم ای کاش ما را با ” اسلام اختراعی ” خود کار نبود. و یا حتی اسلام، تنها در سفر به دور دست های تاریخی ما محدود و تعریف نمی شد و ما به جای بار انداختن اسلام اختراعی خود در کوچه بنی هاشم، بر سر و سینه کوفتن های بی پشتوانه، اهالی کوچه بنی هاشم را به امروز تاریخی خویش فرا می خواندیم و از نورشان بهره می بردیم .

ای کاش در همان ویرانه تاریخی خویش مانده بودیم اما در عوض: ادب داشتیم، خدا داشتیم. ای کاش دوستی ما با خدا و خوبان خدا، در لفظ نمی ماند، و به عمل می گرایید. ای کاش مراجع تقلید ما و روحانیان ما می دانستند که محدوده آگاهی و دانش آنان، محدود به علومی است که ارتباط چندانی با حساسیت های کشوری و جهانی ندارد و می دانستند که جامعه، مردم ، تاریخ و سنت های الهی، برای خود مختصات و قواعدی دارند و ورود نا آگاهانه به هر یک از این حوزه ها و دخالت ناشیانه در سیر عالمانه آنها، جامعه را به آشفتگی حتمی فرو می برد.

رهبر گرامی، از خود شریف شما آموخته ام که سخت دلتنگ عدالت علوی باشیم. عدالتی که به جانب داری از مردم شهر قم، محکمه ای به پا کند، و بزرگان دینی و مسولان خطا کار حکومتی این شهر را فرا بخواند و از آنان بپرسد: چرا شهر قم ، که تا پیش از انقلاب، پاک و شایسته بود، بعد از انقلاب، اول شهر آسیب دیده از مفاسد اجتماعی کشور شده است ؟ عدالتی که آقازاده های ما را مثل پدرانشان ، به تناول شهد مفاهیم دینی وا می داشت و آنان را از شیرینی واردات شکرباز می داشت. عدالتی که خود این پدران را نیز از مواضعی چون معدن سنگ سرخ بیدخت فارس باز می داشت. عدالتی که برای ورود به حسابرسی آستان قدس رضوی زانوانش نلرزد. عدالتی که به عدم تعادل فکری مسؤلان حکومتی، و حتی به عدم تعادل یک رییس جمهور نمرۀ منفی بدهد. عدالتی که شهامت اعادۀ حیثیت از خود را داشته و اجازه ندهد کسی و کسانی از او بیاویزند و مطاع دروغین خود را در سبد نیاز مردم گذارند.

رهبر گرامی، ما امروز، چه بخواهیم وچه نخواهیم، شکست خوردۀ معرکۀ جولانِ تاریخی ِ خویشیم. متأ سفانه، حتی در موضوع تخصصی خودمان که اسلام باشد، به قهقرا گراییده ایم. بدیهی است که در این سی سالگی انقلاب ، باید به یک یک کاستی ها و ناهنجاری ها، و به نقش وسهم خود اعتراف کنیم و در جایگاه یک مسؤل، پاسخگوی مردم وتاریخ باشیم که چرا در معرفی اسلام به روزی در افتاده ایم که علاوه بر طرد مخاطبان ِجهانی، مخاطبان ِ داخلی ِ دین خدا را نیز تارانده ایم و به گزینش نامبارک حداقلی مردم خویش ناچار شده ایم؟ و چرا چنان چهرۀ مخوف و نامبارکی از اسلام آراسته ایم که فرزندان بلا فصل خودمان نیز از آن می هراسند و بدان تمایلی ندارند؟ ویا چرا با سرمایه های پولی سرزمین خویش به آنچنان غارتی درافتاده ایم که دزدان گردنه، فردا، از ما طلبکار آبروی رفتۀ خویش خواهند شد؟ ویا چرا با آوار اسلام ِ اختراعی ِ خویش ، جلوی ” رشد” اسلام واقعی و جلوی رشد مردم خود را گرفته ایم ؟

رهبر گرامی ، می بینید که پرسش های بزرگ وتوفانی و حتمی پیش روی ماست. و ما ناگزیراز پاسخگویی به این همه سؤال سرگردانیم. باورم بر این است که سران فتنه، درست در بزنگاه نیاز، به یاری ما شتافتند. اگر آنان نبودند، ما وشما اکنون باید به مردم خود ” پاسخ ” می گفتیم که مسؤل این همه عقب ماندگی وکار نابلدی و رواج گر این همه بی کیاستی و بی لیاقتی، وبه باد دهندۀ این همه فرصت وثروت، وبدیهی کنندۀ این همه دروغ وحرامخوری و بانی این همه خنده دار شدن قانون ، کسی جز خود ما نیست.

سران فتنه از راه رسیدند تا ما را از پاسخگویی به مطالبات مکرر و رها مانده وبی سر انجام مردم برهانند. ما وشما از این روی به سرکوب سران فتنه اصرار ورزیدیم که تا مردمان ما به مشغله ای انحرافی درافتند و از چگونگی کارهای تو در توی ما و مسؤلیت های خاک آلود و بر زمین ماندۀ ما نپرسند. از ما نپرسند آیا این بود آن انقلابی که همگان را به درک و لمس وبهره مندی از افق های نورانی اش نوید می دادید؟

آیا اسلامی که ازاو دم می زدید، همین است که در چارچوب در خانه جوانان بی کار و معتاد وتن فروش و سرگشته وفرومرده وپژمرده و معلق ما ذبح می شود؟ همین است که در مجلس شورای اسلامی، هر روزه چهره اش می خراشند وپوستش می درند؟ ودر دستگاه قضا به شوخی اش می گیرند؟ و در دولت، جیب هایش را خالی می کنند؟

اگر سران فتنه نبودند ، ما و شما باید هر روزه به مردم خود پاسخ می گفتیم که چرا سپاه، در روز روشن، سهام مخابرات را بالا کشید؟ وچرا سپاه ونیروی انتظامی، با واردات میلیاردها کالای قاچاق، همچنان سلحشور وغیور ومردمی اند ؟

سران فتنه آمدند تا نمایندگان شجاع ونترس و البته با کفایت ما بهانه ای برای پرخاش و ناسزا داشته باشند، نمایندگانی که مفهوم استقلال مجلس ، ونمایندگی مردم را در همان روز نخست ، زیر پا می نهند تا اعتبار نامه هایشان تصویب شود. نمایندگانی که همچنان به سرکوب سران فتنه محتاج اند وبرای محاکمۀ آنان طومار امضاء می کنند تا نگاه مردم را از عصارگی بر خاک افتادۀ فضايل شان، و از طنز مجلسی که باید در رأس امور باشد ونیست، به غوغای سران تنه منحرف کنند وخود را از حمل سنگینی امانت مضمحل شدۀ مردم، و تحمل شماتت مردم برهانند. نمایندگانی که متأسفانه، سالهاست به جای قانون و نظارت قانونی، و به جای تحقیق و تفحص مؤثر، و به جای واخواهی حقوق فراموش شدۀ مردم ، شوخی می پراکنند.

رهبر گرامی، اطمینان دارم با من موافقید که اگر از این مجلس و قوانین و نظارت آن، آبی گرم شده بود ، مردمان ما را اکنون بهره ای در مشت بود، و اگر دستگاه قضا را با قانون نسبتی بود، ما را اکنون از برکات عدل وانصاف و درستی او نصیبی بود، و اگر دولت را لیاقت وبرنامه وعقلانیتی بود، ما را تاکنون از ورطۀ ورشکستگی های داخلی و تحقیرهای جهانی به در برده بود. اما این سه یار دبستانی را ظاهراً جز رکود و رخوت و رفاقت، رویکردی نیست. پس چرا نباید از ظهور فتنه و سران فتنه در پوست نگنجیم و نگاه پرسشگر و پر شماتت مردم داخل و خارج و نسل های گذشته وآینده را به رفتار آنان منحرف نکنیم ؟

این روزها شاهدیم که بار دیگر مبارزه با بد حجابی به کانون فهم بزرگان دینی ما راه یافته است. وچه برخوردهای شداد وغلاظ ، برای چندمین بار، بر سر جامعه ما سایه انداخته است. اما برای چندمین بار نیز می توان از همین اکنون عاقبت شکست خورده و پر از آسیب این هیاهوی هیچ در هیچ را به چشم دید. چرا که شهر قم، و آسیب های دلخراش و مفسده های اجتماعی آن ، دقیقاً محصول همین نگرش خام و دستوری وبی خردانه است. اگر بپذیریم که اجبار در خط کشی های خشک اجتماعی، ضروری و با فایده است، این را نیز می پذیریم که اجبار در مواضع فهم و فکر وباور مردم، جز خسارت و خرابی وگریز ونفرت مردم نتیجه ندارد. شرمنده ام که بگویم راز تنهایی ما، وکم شدن مخاطبان داخلی و جهانی ما، در همین اسلام اجباری واختراعی ما است. اسلامی که اغلب در این سی سال عمر خود، از کنار حق های آشکار عبور کرده است و بر گزینش نا حق های آشکار اصرار ورزیده است.

در زندان وزارت اطلاعات، و در زندان عمومی، داستان هایی از اسلام اختراعی خودمان دیده ام که امید دارم در یک ملاقات حضوری ، همه را یک به یک برای شما باز گویم.اما از باب نمونه، به یکی از مظاهر آن اشاره می کنم و از توقف بر این شرم بزرگ ، درمی گذرم :

من این روزها، با جوان نوزده ساله ای هم نشین و هم بند هستم که مجموعه ای از خردمندی ها ودرستی ها با اوست. این جوان با همین سن و سال اندک خود، دو فرمول بدیع ریاضی را که ازدسترس همۀ دانشمندان وریاضی دانان جهان دور بوده است، کشف کرده و به اسم خود به ثبت رسانده است. این جوان، با همین سن وسال اندک خود، چهار اختراع غرور آفرین دارد. المپیادی است. برندۀ جشنوارۀ خوارزمی است. به زبان های انگلیسی وایتالیایی مسلط است. این جوان اما به اتهام متداول توهین به رییس جمهور و تبلیغ علیه نظام، پنج ماه و نیم است که در زندان است. اتهامی که مردمان جهان، به میزان ارتفاع آن غش غش میخندند. این جوان، شصت روز در زندان انفرادی بوده وتوسط بازجو های تند وبی ادب خود کتک خورده وتهدید شده است. این جوان، همان است که آقای جلال الدین فارسی، پدرش را به ضرب گلولۀ تفنگ شکاری خود کشته است. این جوان، اکنون، هفده سال است که چشم به راه تراوش حق وعدالت، از اسلام اختراعی ما است. اسلامی که آقای جلال الدین فارسی قاتل را به پرداخت یک ريال از پول خون پدر او ملزم نکرده است. اسلامی که آقای جلال الدین فارسی قاتل را آزاد گذارده، وخود او را که به ابراز نشاط سیاسی اش مشغول بوده، به زندان و انفرادی و تحمل ناسزا وضرب وشتم در انداخته است.

من معتقدم راز شکست اسلام اختراعی ما، در همین خصلت های گزینش گری وخاصه پروری ونخبه گریزی و فریب کاری وعوام پروری است. واختلاط غلیظ حق وباطل در او. کارایی سرکوب سران فتنه، در این بوده است که نگاه منتقدین ما را از امثال آقای جلال الدین فارسی که قاتل اما آزاد است، به این جوان گستاخ اما بی گناه، معطوف کند. حالا خود شما رد پای نمایندگان مجلس، وقضاوت دستگاه قضایی، و دولتمردان عدالت ور زمان را در تحلیل فرایند های این چنینی جامعه، رصد فرمایید.

راستی شما درمقام فرماندهی کل قوا، تا چه حد به رفتار سپاهیان و نظامیان خود، در ورود به مواضع اقتصادی، ودر قامت رانت خوارانی چون آقای صادق محصولی، و در واردات میلیاردها کالای قاچاق از مبادی گمرکی واسکله های رسمی وغیر رسمی اشراف دارید؟ والبته اجازه می دهید که در تقبیح رفتار ناشایست سپاهیان ونظامیان، مسؤ لیت حضرتعالی را نیز در مقام فرماندهی یاد آور شویم؟ و از شما به خاطر تغییر چهرۀ آن سپاه و آن بسیج و آن اسلام آرمانی گله کنیم؟

رهبر گرامی ام ، کم کم به سال روز ظهور فتنه نزدیک می شویم. اگر کمی هوشمندی اختیار کنیم، باور خواهیم کرد که جماعتی، دور از چشم شما، به خلق حادثه می اندیشند. حادثه هایی که نیمه دوم خرداد را به زعم خود در بحرانی طراحی شده فرو ببرند. این بحران، که چه بسا خونین نیز باشد، قرار است مجدداً انرژی تازه ای را علیه سران فتنه سامان دهد. طراحان این بحران، با خلق حادثه های ریز ودرشت، شما را در موضعی قرار خواهند داد تا همانی بگویید که آنان می خواهند. وهمان موضعی را اختیار کنید که آنان مشتاق اند.

شما را به خدا، رهبر گرامی، مراقب فتنه ها باشید. فتنه هایی که بانیان آن، فراتر از سران فتنه، در اطراف شما آرایش یافته اند و ادعای دوستی غلیظ می کنند. فتنه را در تحرک قدرتی بکاوید که در سایه است. قدرتی که هرگز مطیع شما نیست وبرای خود قرار و مداری دارد. قدرتی که یک جا از حنجرۀ رییس جمهور نامتعادل ما بیرون می خزد، ودر جای دیگر از امضای نمایندگان مجلس ما جاری می شود و برای گشودن موانع پیش رو، به قاضیان مرعوب دستگاه قضا تحکم می کند. سران واقعی فتنه، سران قدرت های در سایه اند. سرانی که میلیارد میلیارد پول بی زبان مردم را جابجا می کنند، وبه پروندۀ مفتوحۀ میلیاردها پول گمشده، پوزخند می زنند. در این یک سال گذشته، وبا غوغایی که از رسانه ها وتریبون های رسمی علیه سران فتنه در گرفت، قدرت های در سایه، بهترین فرصت را برای پیش برد مقاصد خود بلوکه کردند. قدرت های در سایه، در این یک سال پر آشوب و پر هیاهو، به قدر همه عمر خود به تحکیم مواضع خود پرداختند، اما غافل از این که بخش وسیعی از مردم را از اطراف شما پراکندند. قدرت های در سایه ، به مردم احتیاج ندارند، اما کدام رهبر است که بدون مردم، همچنان رهبر باشد و رهبری کند؟

از باب طنز ، بگویم که چندی پیش آقای جلال الدین فارسی ، به سران فتنه تاخت تا او نیز حتی از این کارناوال هتاکی جا نمانده باشد . فراتر از طنز ، شما را به تماشای امضای خودتان ، پای برگه خرید سهام مخابرات توسط سپاه فرا می خوانم . بله ، قدرت های در سایه ، با شما این می کنند ! وبدون این که شما بخواهید وشما راضی باشید و شما خبر داشته باشید ، امضای رضایت شما را پای عملکرد خود می نشانند . شما را به خدا مراقب فتنه های واقعی باشید .

با احترام و ادب: فرزند شما، محمد نوری زاد زندان اوین، نهم خرداد هزار وسیصد وهشتاد ونه


99 پاسخ به “مراقب فتنه ها باشید؛ فتنه هایی که بانیان آن در اطراف شما آرایش یافته اند”

  1. علی گفت:

    باید خط به خط این نامه رو با آب طلا نوشت که از این بهتر نمیشود حقیقت جامعه امروز ما رو گفت.

  2. فرهنگ گفت:

    امیدوارم اتفاقی برای اقای نوری زاد منتقد اندیشمند نیفتد.بسیار خواندنی است

  3. سهراب گفت:

    سلام بر سبز استوار
    سبز روشن بين
    سبز آزاده
    سبز آرام
    يا حسين
    ميرحسين

  4. فرهنگ گفت:

    امیدوارم ایشان وخانواده اش در پناه خداوند باشند

  5. ناشناس گفت:

    درود برتو

  6. seyyed rastgu گفت:

    dorud bar horre zaman. jalebe ke shoma ahalie kaleme in name ro bekhatere enteghadhaye sarih be rahbari sansur nakardid.mamnun

  7. ناشناش m گفت:

    خداییش ایول. راست گفتی

  8. ناشناس گفت:

    درود بر این مرد آزاده. ان شاالله دوست از دشمن واقعی تمیز داده شود.

  9. مظلوم نه! ظلم نه! بیداد نه ! داد گفت:

    این زاده ی نور از کدامین است. نور زاییده از اوست. و این چه اوجی ست که گرفته است. آبروی سینما شده این مرد؟ نه نه آبروی شرافت، آبروی شجاعت، آبروی صداقت، آری آبروی شرف و آبروی انسان شده است. و هم آرزوی من شده این مرد. سلام کوچک مرا به بزرگیت بپذیر! و چه خوب که تو هستی! ایکاش نامه ات را دریافت می کرد. اولین کسی که رستگار می شد خود او بود! و اول کلمه بود و بعد نامه شد! مردم ایران چه نمونه ای از شجاعت داریم. خوشمان باد! و زمین هرگز از شجاعت و شرف تهی نباد. نه نیست!

  10. H.S گفت:

    چنین مردی در تاریخ ایران بینظیر است . درود بر شرفت نوری زاد که زاده نوری .

  11. رضا گفت:

    من در سال گذشته به چهار نفر ارادت روز افزونی پیدا کردم: امام خمینی، آیت الله منتظری، مهندس موسوی و محمد نوری زاد. واقعا ما به امثال آقای نوری زاد خیلی احتیاج داریم. مردی که با کمک اصول به جنگ کژی ها رفته . خدا حفظش کنه.

  12. علی گفت:

    خوشم می آد که جمع بسته!ما و شما همش گفته!.لی بهتره که قسمت هایی که از استفاده شده رو کنار بگذاریم.آفرین

  13. علي گفت:

    فوق العاده بووووووود

  14. رضا گفت:

    احسنت وتبارک الله کاش علما و مرجع این نامه را میدیدند

  15. SAMANNNNNNNNN گفت:

    چطور این نامه که انقدر به رهبری اتقاد کرده رو سانسور نکردید ولی نظر خوانندگان که با ادب کامل گذاشته میشه راجع به ایشون رو سانسور می کنید؟. مثل همین نظر الان من که تو نقد خودتون هم هست و سانسور خواهید کرد.واقعا برای این ترسو بودنتون سایت کلمه متاسفم(باز هم نگذارید این کامنت رو و جواب ندید ولی بدونید که از خودتون نا امید کردید من رو و فهمیدم هیچ فرقی با تابناک و فارس و رجا ندارید و فقط ادعای آزادی بیان می کنید ولی…)(بدونید که من یه سبزی کامل بودم نه نفوذی و مواجب گیر به قول شیخ کروبی …)

  16. زنده باد سبز گفت:

    نوری زاد‌ای مرد تو از کدامین تبار هستی‌؟با خود می‌اندیشم که تو ندای حق هستی‌ که در نی‌ مقدس میدمی ، همان نی‌ که مولانا گفت بشنو از نی‌ چون شکایت می‌کند؟ حنجره تو فلوت مقدسی گشته است که با اینکه کلمات را بر کاغذ جاری می‌کند اما آوای الهی آن به گوش می‌رسد ،ای جوان مرد تو با کدامین قلم مینویسی که نون والقلم را در یاد ما زنده می‌کند، نون بی‌ گمان نونی که تو برای نوشتن به کار میبری ،( همان نون که عصاره ایست که از روغن ماهی‌ تهیه میشود و برای نوشتن به کار میرود) ،آری این جوهر و نونی که تو با آن قلم خود را میارایی تا بنویسد از آن ماهی‌ تهیه شده است که یونس در آن حبس بود از آن نهنگی که یونس درون آن فریاد بر آورد لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین،و قلمی که تو با آن این چنین با روح مینویسی همان قلم‌های شکسته بیداران ماست که در دست تو با آوای الهی به رقص آمده اند و این چنین پر نور مینویسند،و من تو را جبراییلی میبینم در قالب انسان ،فرشته‌ای در قالب انسان که می‌گوید بخوان ،بخوان،و نمیدانم آیا رهبری پیامبر گونه پیدا میشود که بخواند !!!!!

  17. منتقد گفت:

    زیبا سخن گفتن لزوما به معنای منطقی سخن گفتن نیست. آقای نوری زاد اسلام اصیل خود را از کجا گرفته که مقابله با بدحجابی را کار نادرستی می داند؟

    • شهاب گفت:

      دوست من شما اصلا موضوع را نگرفتی بحث اصلا حجاب و بد حجابی نیست بحث استفاده ابزاری از قوانین اسلام است که در نهایت به ضرر اسلام نیز میباشد .پیشنهاد میکنم آن قسمت را دوباره بخوانید

  18. سبز گفت:

    قدر مسلم این سخنان آقای نوری زاد حکایت از باورهای عمیق ایشان از وضعیت کلی جامعه دارد که با شلاق و زندان و تهدید عوض نمی شود.

    هدف از اعمال خشونت ها ساکت خواستن ایشان از ابراز عقایدشان است و بس.

    خوب میدانیم بخش اعظمی از جامعه ما با این سوالها مواجه هستند و این امر از تأیید و عکس العمل آنان پرواضح است.

    چه خوب بود که نظام ما به جای قهر و خشونت نسبت به این قشر مردم رویه اسلامی در پیش میگرفت.

  19. من گفت:

    فکر کردم دیگه همه سکوت کردن. دوباره جان گرفتم.ممنون

  20. ali گفت:

    فقط می تونم بگم زمانیکه خوندم موی بدنم سیخ شد و واقعا به دلم نشست که هر انچه از دل براید بر دل نشیند . واقعا درود بر شرف و ازادگی این مرد . آقای نوری زاد حر با شهادت خودش درس ازادگی رو به تاریخ داد و امروز شما هم به ما نشون دادی که واقعا بزرگ شده همون مکتب هستی و امام حسین و ولایت رو نه به شعار و به خاطر منافع روز مره که به معنای واقعی درک کردی و قبول داری. درود به آزادگی و شرف شما .

  21. مانی افشار گفت:

    دروووود. فوق العاده بود. واقعا نظیر نداشت. واقعا باید به امثال نوری زاد افتخار کرد. واقعا درود به این مرد آزاده.

    امیدوارم و امیدوارم که این نامه به دست اقای خامنه ای برسد. امیدوارم که اقای خامنه ای این نامه را در سکوت مطالعه کند.

    این 3 قسمت صحبت های استاد نوری زاد ، واقعا آدم را به فکر فرو می برد. امیدوارم که ادم های منطقی و منصف ، بیان و روی تک تک این کلمات فکر کنند. البته اگر فکری برای این اقایون باقی مانده باشه. تا زمانی که صندلی قدر و پول این ملت در اختیار این اقایون است ، تا همان زمان که اگر 30 روز هم باشد ، شکی نیست سکوت را به اعتراض و حقیقت گویی ترجیح خواهند داد.
    من به اقای نوری زاد و خانواده سبز ایشان ، افتخار می کنم. کسی که از هیچ چیزی جز خدا ترس نداشته باشه ، همیشه فداکار و شجاع عمل خواهد کرد. شاید روزی اقای کروبی اینگونه نبود. شاید روزی اقای موسوی اینگونه که ملت می خواست نبود. شاید امثال نوری زاد نبودند. ولی وقتی کسی را بالاتر از خدا نبینند ، شکی نیست که از هیچ چیزی جز خوده خدا ترس نخواهند داشت. اقای موسوی و کروبی اینطوری محبوب شدند. عده ای میان در نظرات خودشون و همینطور عده ای میان در صحبت ها ی خودشون میان می گویند که اقای موسوی و کروبی باید گذشته خودشون رو محکوم کنند! من واقعا نمی دانم گذشته این 2 شخصیت چه مشکلی داشت که حالا این اقایون اینطور حرف های ناروا می زنند…. این سکوت نکردن موسوی و کروبی بود که الان به محبوبترین شخصیت میان مردم ایران تبدیل شدند. البته بنده اقای نوری زاد را در کنار این دو شخصیت قرار خواهم داد. گرچه اقای نوری زاد خودش قصد محبوبیت ندارد. ولی اقای نوری زاد میاد و حقیقت را بیان می کند. حقیقتی که در خفقان است. ولی روزی باید تمام مسائل را کنار گذاشت و به این حقایق پرداخت. یک کلاممممممم: حقیقت این است که مردم ایران از سال 1384 تا الان ، در رنج و سختی هستند. این حقیقت است. شاید اقای خامنه ای این حقیقت را باور نکنند که نکردند. ولی به امید اینکه روزی باور کنند. البته بنده هیچ امیدوار به این موضوع نیستم. در یکی از پست ها سایت ، که مربوط به سخنان دکتر زهرا رهنورد در رابطه روز زن و ازادی زندانیان سیاسی بود ، کامنتی ارسال کردم. در کامنت خطاب به مادر عزیزم که روزش را گرامی می دارم ، گفتم که خانوم رهنورد ، مردم ایران دیگر به اینکه این اقایون دوباره به آرمان های واقعی برگردند ، امیدوار نیستند و نخواهند بود. پس لطفا دیگر از این دولت و حکومت نخواهید که زندانیان سیاسی را آزاد کند یا با شهروندان خود مدارا کند.

    پایان: اگر در تو حس روييدن باشد در كوير هم سبز خواهي شد

    **************************************************

    3 قسمت مهم و جلب توجه از صحبت های مردم آزاده ، محمد نوری زاد

    رهبر گرامی ، می بینید که پرسش های بزرگ وتوفانی و حتمی پیش روی ماست. و ما ناگزیراز پاسخگویی به این همه سؤال سرگردانیم. باورم بر این است که سران فتنه، درست در بزنگاه نیاز، به یاری ما شتافتند. اگر آنان نبودند، ما وشما اکنون باید به مردم خود ” پاسخ ” می گفتیم که مسؤل این همه عقب ماندگی وکار نابلدی و رواج گر این همه بی کیاستی و بی لیاقتی، وبه باد دهندۀ این همه فرصت وثروت، وبدیهی کنندۀ این همه دروغ وحرامخوری و بانی این همه خنده دار شدن قانون ، کسی جز خود ما نیست.

    __________

    شرمنده ام که بگویم راز تنهایی ما، وکم شدن مخاطبان داخلی و جهانی ما، در همین اسلام اجباری واختراعی ما است. اسلامی که اغلب در این سی سال عمر خود، از کنار حق های آشکار عبور کرده است و بر گزینش نا حق های آشکار اصرار ورزیده است.

    _________

    قبول می فرمایید که ما وشما ، در این آزمون سی ساله، کارنامه درخشانی از عمل به وعده های اسلامی انقلاب نیاراسته ایم. اگر که با خود صادق باشیم، صدای شکستن استخوان های اقتدارمان را خواهیم شنید. متاسفانه آسیب و جراحتی که ما به اسلام و به گرایش دینی مردم وارد آورده ایم، فرا تر از آسیب و جراحت همه طول تاریخ است .

  22. سلام ودورود بر تو مرد پاکدل وشجاع.

  23. مموتی گفت:

    درود بر حر زمان وسلام بر موسوی. شنونده باید عاقل باشد. او همه چیز را گفت. خدایا خودت کمکش کن

  24. محمد گفت:

    حلالت باشد آن شیر پاکی که خورده ای و خون ایران که در رگ داری .

  25. mohsen گفت:

    i love your system of communication
    god bless you
    peace

  26. عبداله گفت:

    کامل بود و جامع

  27. یا حق گفت:

    ای کاش 300 سال دیگه دویاره زنده بشم و این نامه رو در اون زمان دوباره بخونم

  28. سبز سبز گفت:

    نوریزاد بار دیگر نشان داد که به غیر از خدا از هیچکس نباید ترسید وحرف حق را باید زد
    اسلام اختراعی ” حرف دل خیلی هاست .

    اندکی صبر سحر زدیک است …

  29. حسن گفت:

    به نظر من تکان دهنده ترین بخش از حرف های ایشان اذعان به “اسلام اختراعی” در سیستم فکری این حکومت هست. من این پیروزی رو به همه سبز اندیشان تبریک می گم.

  30. سبز ايراني گفت:

    اين مرد بزرگ آن زمان كه براي دفاع از وطنش اقدام كرد دست از جان شست و اكنون نيز نشان مي دهد كه دل در اين دنيا ندارد و از شكنجه و احكام ناجوانمردانه شما بيمي به دل راه نمي دهد و تا چون ميثم تمار زبانش را نبريد سكوت نخواهد كرد.
    كاش فرصت هم نشيني با تو را داشتيم تا از تو درس شجاعت مي گرفتيم و راز نترسيدن در دخمه تتاران را با ما باز مي گفتي.
    هر جمله اي كه مي گويي …
    چون نيك نظر كرد پر خويش در آن ديد
    گفتا ز چه ناليم كه از ماست كه بر ماست

  31. زينب گفت:

    “بدون این که شما بخواهید وشما راضی باشید و شما خبر داشته باشید”
    حالا از کجا معلوم که اينجوری باشه؟

  32. دزفولی گفت:

    درود به شرفش!

  33. یاری سبز گفت:

    به نام خدا به امید رهایی انسانیت و شریعت و بازگشت به مردم اگاه وشجاع ایران زمین هموطنان عزیز حق گرفتنی است بپا خیزید که پیروزی نزدیک و باطل رفتنی است

  34. nami گفت:

    Ghasedak, boro anja ke bovad chashmi o gooshi ba kas!

  35. سبز یعنی استقامت تا بهار گفت:

    مراجع آزادگی را از ایشان یاد بگیرند که از پشت میله های زندان حکومت را به چالش میکشد ، درود بر حر زمان

  36. ناشناس گفت:

    من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه ومنهم من ینتظرو ما بدلوا تبدیلا

  37. میر محمد گفت:

    درود بر او
    الحق که حر زمان است

  38. ناشناس گفت:

    درود بر اسلام حقیقی که اینچنین مظلوم واقع شده. قربونت برم خدا چقد غریبی رو زمین!

  39. شب دلتنگی گفت:

    شجاعت در تمام سطور این نامه موج می زد نه به سبب نوشتن نامه به رهبر بلکه به سبب نقد خود نقد گذشته و ترسیم آینده
    فوق العاده زیبا بود

  40. ستاد گفت:

    امیدوارم همه ما از این اقدامات و زحمات دیگران فقط لذت نبریم و خود به کار خویش مشغول باشیم. برخیزید!

  41. parviz گفت:

    فقط گریستم

  42. سبز گفت:

    بسيار بسيار زيبا حقايق تلخ را بيان کرده اند!
    آفرين بر اين بزرگمرد!

  43. مهتا گفت:

    دلم گرفت
    بازم این بغض یه ساله تازه شد
    درود بر محمد نوری زاد که محمدوار هنوز از اسلام ناب محمدی سخن میگه نه از اسلام اختراعی!!!
    حرف آخر(ولی با بغض): سبز سبزم ریشه دارم!

  44. سپهر گفت:

    نامه های ایشون از انجا که با منطق و اصول نوشته میشه جانی تازه به جنبش سبز میده اما من جدا نگران خودش و خانوادش هستم چون هر لحظه در معرض یک حماقت از سوی حاکمیت هستن.

  45. درود بر حريت نوريزاد

  46. علیرضا گفت:

    با سلام
    همه این جریانات با توجه به این ضرب المثل که ” دود از کنده بلند می شود ” برای این مردم سبز اندیش روشن است .
    مگر می شود در این کشور اتفاقی بد ……

  47. امید گفت:

    عجب زندان و بازجویان مخوفی که هر روز از درون آن بیانیه و نامه صادر می شود.

  48. سبز جنوب گفت:

    اگر سران فتنه نبودند ، ما و شما باید هر روزه به مردم خود پاسخ می گفتیم که چرا سپاه، در روز روشن، سهام مخابرات را بالا کشید؟ وچرا سپاه ونیروی انتظامی، با واردات میلیاردها کالای قاچاق، همچنان سلحشور وغیور ومردمی اند ؟
    طعنه ای که انسانهای آزاد اندیش سراسر دنیا را به فکر فرو میبرد

  49. محمد گفت:

    همه با هم 22 خرداد7777

  50. ناشناس گفت:

    نوری زاد واقعا از سردمداران جنبش سبز است خدا او را از هر خطری حفظ کند