پاسداشت مقام کدام زن؟
چکیده :اینک که بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد، جای تأسف دارد که این نقش آفرینان حماسه ساز که طی این مدت، بی ادعا در همه میدان های مبارزه و دفاع مقدس و سازندگی و اصلاحات در حوزه های فرهنگ و اجتماع و سیاست و اقتصاد، تلاشی طاقت فرسا کرده اند، امروز ....، متعجبانه شاهد سیر قهقرایی روند احقاق حقوق خود...
فخر السادات محتشمی پور: روز ولادت حضرت زهرا (س) که در تقويم ما، سال هاست به عنوان روز زن و روز مادر شناخته شده است، طي بيش از دو دهه مناسبتي براي پرداختن به مسائل زنان است و از آنجا که روز، روز فرخنده و مبارکي است، مهرباني ها، نرم خویی ها و گشاده دستي ها نسبت به زنان مي شود و همه از خوبي ها و ارجمندي و جايگاه والاي زن و مادر، در اسلام و ايران از ديروز تا امروز می گويند و مي سرايند و مي نويسند و تکرار مي کنند. امروز قبل از اين که به ديدار رئيس جمهور محبوب اصلاحات، خاتمي عزيز برويم و در پياده روي صبحگاهي خود، مروري کوتاه داشتم بر اين مناسبت طي 8 سال اصلاحات. يادم آمد که ارتقاء دفتر امور زنان رياست جمهوري به مرکز امور مشارکت زنان در سال 76 در همان آغازين روزهاي شور و شعور بيست ميليوني، درست در چنين روزي يعني ولادت فرخنده اسوه عالميان و نمونه کامل انسان، دردانه رسول اکرم (ص) فاطمه يگانه (س)، مقرر شد و حکم ریاستش براي هم نام مولود اين روز، زهراي شجاعي نوشته شد و آن روز من در معيت ايشان در مراسم روز زن در استان گيلان به سر مي بردم. مجموعه مراسمي که از شرکت در همايش بزرگ زنان استان و سخنراني و اهداء هدايا، تا حضور در نشست هاي تخصصي کوچک و بزرگ و بالاخره کلنگ زني مجموعه هاي چند منظوره ويژه زنان را شامل مي شد و ما در طول مسير بازگشت در اتومبيلی که ما را به مقصد مي رساند به اين موضوع فکر مي کردیم “حالا که زنان و جوانان بيشترين نقش و سهم را در رياست جمهوري کانديداي محبوب خود داشته اند، بايد اين حضور و اين نقش آفريني ديده شود، قدر دانسته شود و براي بهره گيري از توان صاحبان اين آراء تأثيرگذار و نيز رشد اجتماعي شان برنامه ريزي شود.” آن روز براي من روز خاطره انگيزي بود و در عين حال تأمل برانگيز. سال هاي بعد در مرکز امور مشارکت زنان، هر سال روز زن برگزار مي شد و هر سال تلاش مي شد تا هيچ قشر و دسته و گروهي از زنان در برنامه ريزي ها ناديده گرفته نشوند از زنان دانشگاهي و متخصص و فرهنگيان و کارمندان و کارگران تا جوانان و سالمندان و روستائيان و زنان خانه دار و در اين ميان زنان آسيب ديده و در معرض آسيب نيز مورد توجه قرار مي گرفتند و در مجموعه بازديدهايي که صورت مي گرفت بازديد از زندان ها و بند زنان نيز جاي داشت که برای آنان که از بد حادثه گذارشان به ندامتگاه ها افتاده بود، حتی برای آنان که متهم به قتل و انواع بزه بودند، دل می سوزاندیم و ریشه یابی می کردیم و براساس آن برنامه ریزی های بعدی صورت می گرفت. درست چهار سال بعد، وقتی که من پست مشاور معاونت اجتماعي وزارت کشور را ناخواسته به سوي موقعیتی جدید، مشاور وزير و مدير کل امور زنان آن وزراتخانه ترک کردم تا بر کرسي پيشين معاونت اجتماعي جديد قرار گيرم، خاطره آن سفر استاني و تجربيات تازه اي که با شرکت در جمع زناني که رشد اجتماعي را در حضور در جامعه تمرين مي کردند با خود همراه آوردم، هنوز خوب در ياد داشتم و اولين چيزي که ذهنم را به خود مشغول داشت، شکستن کليشه هاي رايج در حوزه زنان از بدو پيروزي انقلاب اسلامي و چه بسا سال هايي پس از آن تا آن روز بود و شکستن سقف های شیشه ای خودساخته و دیگر ساخته. من طي اين سال ها آموخته بودم که بيشترين تبعيض نسبت به زنان به دليل محروميت آنان از چهار عنصر گرانبهاي قدرت، ثروت، منزلت و اطلاعات است و پس از پذيرفتن مسئوليت در حوزه زنان با خود عهد کردم آنچه در توان دارم براي رفع موانع رشد زنان و دسترسي آنان به عناصر چهارگانه فوق الذکر به کار گيرم و در اين راه صعب و سخت که جز با مبارزه اي جانفرسا در عرصه فرهنگ و انديشه و دست و پنجه نرم کردن با صاحبان قدرت که خود اسير کليشه هاي رايج زمان بودند، حرکت و پيشرفتي ممکن نبود، از ياوري همکاراني در سراسر کشور بهره بردم که بسيار بيش از وظيفه رسمي کارمندي خود و به دلیل انگیزه قوی و دغدغه های مشابه، توش و توان مصروف اين مهم نمودند. فراموش نمي کنم که اولين مناسبت مرتبط با زن در دوره مسئوليت جديدم، ولادت حضرت زينب (س) بود و برگزاري مراسمي به اين مناسبت با حضور جمع کارکنان زن وزراتخانه و با سخنراني استاد برجسته تاريخ اسلام دکتر آئينه وند، فرصت مناسبي شد براي سپردن امور زنان وزارتخانه به دست خودشان با پيشنهاد تشکيل انجمني غير دولتي و پرداختن به مسائلي فراتر از آن در سطح ملي با استقاده از تجارب پيشين و ايده هاي نو که از دل کارگروه هاي تخصصي و گروه هاي مشاوران و ایده پردازان و نتایج مطالعات علمی، بدست مي آمد. روز زن آن سال به همکارانم پيشنهاد دادم که از پذيرش هداياي روز زن خودداري کنند و بجاي آن حقوق برابر در کليه زمينه ها را مطالبه کنند و در اولين ديدار مؤسسين انجمن کارکنان و بازنشستگان زن آن وزارتخانه با وزير وقت اين قول از ايشان گرفته شد که نسبت به رفع هر گونه تبعيض جنسيتي که توسط انجمن شناسايي و مطرح شود، سريعاً اقدام شود. از آن روز مبارک تا هم اينک از نظر انديشه ورزان آينده نگر و ژرف اندیش، بهترين هديه براي زنان اين مرز و بوم به هر مناسبتي و بويژه به مناسبت روز زن، بر داشتن يک گام براي رفع تبعيض و دادن حقی از حقوق انساني و مسلم اوست تا آن که سرانجام زنان بجای پشت سر مردان قرار گرفتن به هم دوشی و هم گامی با آنان که ریشه در سنت الهی دارد، نوید داده شوند.
اينک که بیش از سه دهه از پيروزي انقلاب اسلامي می گذرد، جاي تأسف دارد که اين نقش آفرينان حماسه ساز که طي اين مدت، بي ادعا در همه ميدان هاي مبارزه و دفاع مقدس و سازندگي و اصلاحات در حوزه هاي فرهنگ و اجتماع و سياست و اقتصاد، تلاشي طاقت فرسا کرده اند، امروز با حاکميت اقتدارگرايان خشونت طلب، متعجبانه شاهد سير قهقرايي روند احقاق حقوق خود هستند.
امروز متوليان امور زنان که یا شناختي از جامعه زنان آگاه و فرهيخته کشورمان بویژه نسل جوان زن ایرانی و مطالبات آنان ندارند و يا دانسته هايشان را کتمان و انکار مي کنند، گويي جز دو مسئله عفاف و حجاب و زنان سرپرست خانوار هيچ مسئله اي را قابل توجه و بررسي نمي دانند.
امروز به مناسبت فرخنده ميلاد اسوه انسانيت، شجاعت، ظلم ستيزي و عدالت جويي، زهراي مرضیه (س) و روز زن بايد از متولي امور زنان کشور اسلاميمان پرسيد در 65155 برنامه فرهنگي – اجتماعي که با بودجه بيت المال به مناسبت روز زن تدارک ديده ايد، آيا برنامه اي براي آزادسازي زنان زنداني سياسي مظلوم و بی گناه، پيش بيني شده است تا از این «فرمول فطری تلفیق زن و خانواده» که آن را تدبیر دولت نهم دانسته اید!!! بی نصیب نمانند؟ و يا لااقل ملاقات با آنان در سلول هاي انفرادي شان و بندهاي نسوان و متادون که مي گويند وضعیت غیربهداشتی و ناامنی های آن ها سلامت عزیزان ما را به مخاطره انداخته است و رسيدگي به مشکلات آنان و نيز ديدار با خانواده شهداء آسيب ديدگان حوادث پس از انتخابات و ديدار با خانواده زندانيان سياسي هم پيش بيني شده است؟
بايد از ايشان پرسيد آیا شما “ندا”ي ايران را مي شناسيد يا وجود او را هم مانند برخي نام هاي آشناي ديگر انکار مي کنيد؟ شما با مادر ندا، مادر سهراب، مادر اشکان، مادر سيد علي و همسر او و مادران ديگر شهدا از جمله مادران شهداي کهريزک را مي شناسيد و با آنان دیدار کرده اید؟ راستي به احوال پرسي مادر محسن روح الاميني جوان مظلوم پرپر شده از خانواده ای ایثارگر رفته ايد؟ از حال او و ديگر مادران عزيز از دست داده خبر داريد؟ از احوالات خانواده های معزز سرداران سفر کرده دفاع مقدس چطور؟ آنان که هر روز بهانه های تازه ای برای هتک حرمتشان و ترور شخصیتشان می تراشند چرا که همانند عزیزان با خدا معامله کرده شان، اهل تملق و ریا و دروغ و فریب نیستند و برای پاسداری از خون شهیدانشان بر سر اعتقاداتشان ایستاده اند.
سرکار خانم ولادت مادر بزرگوارم و روز زن را به شما تبریک می گویم و به عنوان همسر يک آزاده قهرمان که اجرت همه زحمات ارجمندش را براي دفاع از نظام مقدسی که خود نیز در شکل گیریش سهمی داشته است و برای مردمی که امام راحل ولینعمتشان می دانست و حالا خس و خاشاکشان می نامند، توسط کساني که بايد خدمتگزار، مردم باشند و طلب کار آنهایند، با حبس و فشار و تضيق در اين دنيا ديد و می بیند تا عاقبت به خيريش چشم حسودان خشونت طلب را کور کند و بیش از همیشه مایه افتخار من و خانواده و دوستان و دست دارانش باشد، اینک که خود نیز از همه حقوق فردی و اجتماعی ام محروم شده ام (و در جای خود به شرح آن خواهم پرداخت)، از شما سؤال مي کنم در مجلس زنان جهان که قرار است در اين هفته تشکيل دهيد و شايد هم تشکيل داده ايد و ما زنان از آن بي خبر مانده ايم در کنار از ما بهتران، چند کرسي براي اقليتي که رأي سبزشان را به نخست وزير امام و يا ديگر کانديداهاي اصلاح طلب داده اند و خوف از آنان، خواب را از چشم اقتدارگرايان گرفته و به هر اقدام ناشايستي براي سرکوب و خفه کردنشان دست مي يازند، در نظر گرفته ايد؟ براي مديران زن سابق که در سطوح مياني انجام وظيفه کردند و هر روزشان تجربه تازه و با ارزشي براي جامعه زنان و کشورمان بود چند کرسي پيش بيني کرده ايد؟ براي اساتيد اخراجي و یا پيش از موعد بازنشسته شده زن، براي کارمندان زن نمونه اي که چون جاي تملق گويان را تنگ کرده اند بايد به خانه باز گردند، براي خبرنگاران و روزنامه نگاران زن مستقل، براي سازمان هاي غيردولتي مستقل زنان که دغدغه آسيب ها و مصائب اجتماعي خواب از چشمانشان ربوده و دل نگراني از وضعيت آشفته اجتماعي و دردهاي خانمانسوز و جراحت هاي عميقي که ديگر پنهان نيستند، طاقت از کفشان ربوده، برای فعالان جنبش زنان و بالاخره براي زنان فرهيخته، معترض دربند و براي خانواده هاي آنان چه ميزان کرسي تدارک ديده ايد؟
خانم مشاور نکند مجلس شما همانند مرکزتان، مجلس هم سويان است و تحمل حتي يک کرسي براي مخالف را هم نداريد؟ يادش بخير مجلسي که تنها چون مدرسی توانست یک تنه شجاعانه در برابر مصوبات غير عادلانه بايستد.
يادش بخير امام راحلمان که به ما ياد داد مخالفانش را محترم بشماريم و فرياد زد که مخالف من لزوماً مخالف اسلام و نظام نيست.
و يادش به خير دوران اصلاحات که رئيس جمهورش نداي زنده باد مخالف من سر داد. و خوشا به حال شهروندان کشوري و نظامي که در آن حقوق اقليت استيفاء مي شود و نسل سوم انقلاب باید حسرت آن را بخورند و نسل اول و دوم شاهد همه انحرافات از راه امام و آرمان های انقلاب باشد و رنج بکشد و صبوری کند. از حقوق اقلیت گفتم هرچند شما و دوستانتان خوب مي دانيد که ما بي شماريم.














این همه بی انصاف نباشیم ! مگر خدای نکرده حافظه سرکار یارائی نمی کند ؟ همین چند روز پیش حضرات به پیشواز روز مادر رفتند و سه مادر امریکائی را طی مراسم بسیار زیبا ئی میهمان هتل استقلال کردند و خواستند بگویند حالا اگر استقلال ما یه کمی کم رنگ شده در عوض هتل اسقلال تا دلتون بخواد پر رنگه ! تازه میوه و شیرینی و دسته گل هم تا دلت بخواد . تازه این مادران محجبه میهمان کیسه مردم میهمان نوار ایران بودند . قلم فرانسه
روز 30 خرداد سال گذشته در خیابان انقلاب و تقاطع 16 ذر با چشمان خود دیدم صحنه هایی از کتک خوردن مردم را و که جوانی به سمت نیروهای انتظامی و لباس شخصی رفت و به انها گفت شما را به جان حضرت زهرا س ما خانمها را نزنید و در عوض ما اماده خوردن باتوم هستیم. و آنروز شاهد بودم افتادن چادر و روسری از زن مسلمان بر اثر خوردن باتوم …………………..یک سال گذشت ……..
به مناسبت سالروز تولد بانوی زیباییها ، بانوی صبر ، بانوی دیدن رنج های شوهر آنهم فقط و فقط بخاطر عدالت و تقدیم به همه بانوانی که این روزها به آن بی بی بزرگوار اقتدا می کنند و رنج دوری فرزندان و شوهران و پدران را که فقط و فقط بخاطر عدالت نمی توانند در کنارشان باشند و تقدیم به بانوانی که خود امروز فقط و فقط بخاطر عدالت در زیر خاک خفته اند یا در گوشه تنهایی اوین ها و رجایی شهر ها و…. زجرهای بیصدای زهرای مرضیه را از نوعی دیگر تجربه می کنند .دورد و افتخار بر صبر تو ای بی بی زیبایی ها و درود بر تو ای زن که پیرو معلمه بزرگوارت زهرای اطهری !
تقدیم به محضر بانوی آسمانها (ع)
ماه عشق
این قایق پهلو گرفته در کنار کوه همراهی
از غنچه پژمرده باری دارد ، از امواج درد آهی
اما چرا نیلی ست ماه عشق !؟ ماه ما عسل گون بود
بر گونه اش این سایه افتاده ست از اجرام خودخواهی
خشم فروکش کرده با صبر نیامش گرچه خو دارد
تیغ مذاب است اشک ، واکرده ست از چشمان او راهی
اسرار قصر عشق و سرّ ِ حضرت بانو چنان رازی ست
که شاه پیچیدش در اندوه و سپردش به دل چاهی
گاهی پریواران شب که سوره اسرار می خوانند
ما مردمان در چاه می بینیم عکس چهره ماهی
یا از نهاد چاه آهی می نشیند گاه بر مهتاب
ما مردمان در ماه می بینیم عکس صورتش گاهی
یا حضرت بانو ! غزل امشب جسارت کرد و نامت برد
رسم است اگر بخشد گدایان سمج را از کرم شاهی
ما را رها کن از ستم هایی که بر ما می رود بانو
که دوست ظالم گشته بر ما با خیال دشمنی واهی
مهرداد نصرتی (مهرشاعر)
12 خرداد /شب ولادت بی بی زهرا (ع )
درود بر شما که قلمتان به زیبایی واقعیت را به رشته تحریر در میآورد،کاش ذرّهای از عمق معنای کلمات شما را اینها میفهمیدند،آنوقت میتوانستند درد مادر سهرابها ،مادر نداها و همسر علی موسویها ،درد فرزندان آنان را احساس کنند ،اما دریغ از ذرهای انسانیت!!
ما پيروز خواهيم شد