بهمن احمدی امویی قبل از بازگشت به زندان :خجالت آور بود که من بیرون بودم و دوستانم در زندان
چکیده :سلام به همه دوستان . در این مدتی که بیرون زندان بودم شما بسیار به من لطف داشتید از اینجا از همه تشکر می کنم . هر چند شاید روش خوبی نباشه . من فردا بر می گردم زندان اوین . البته به من گفتند که باید امشب برگردم . اما فردا دادگاه ژیلا است . من هم می خواهم با او در دادگاهش باشم...
بهمن احمدی امویی روز شنبه به زندان احضار شد. این روزنامه نگار و تحلیلگر مسایل اقتصادی که به 5 سال زندان تعزیری محکوم شده است، 29 اسفند به مرخصی امد و طی تماسی که روز شنبه از دادسرای اوین با او گرفتند، باید روز یکشنبه 9 خرداد به زندان بازگردد.
به گزارش سایت تا آزادی روزنامه نگاران زندانی، دادگاه ژیلا بنی یعقوب همسر احمدی امویی نیز فردا در شعبه 26 دادگاه انقلاب برگزار خواهد شد. بهمن احمدی امویی قبل از بازگشت به زندان قصد همراهی همسرش در این دادگاه را دارد.
این روزنامه نگار در یادداشتی کوتاه آورده است:
سلام به همه دوستان . در این مدتی که بیرون زندان بودم شما بسیار به من لطف داشتید از اینجا از همه تشکر می کنم . هر چند شاید روش خوبی نباشه . من فردا بر می گردم زندان اوین . البته به من گفتند که باید امشب برگردم . اما فردا دادگاه ژیلا است . من هم می خواهم با او در دادگاهش باشم .
برا همین احتمالا یه روز غیبت دارم !!!
در مدتی که زندان بودم دوستان زیادی برای من و ژیلا زحمت کشیدند . با هیچ کلامی نمی تونم از آنها تشکر کنم . این اولین مطلبی است که در اینجا می نویسم . برای یه لر کار سختی که با اینترنت و فیس بوک با دیگران صحبت کند . دلم می خواست خیلی کارها بکنم و خیلی جاها بروم و خیلی ها را ببینم .
اما موفق نشدم . ولی خوشحالم . راستش خجالت آور بود که بسیاری از دوستان در زندان هستند و من بیرون . دیگر در این روزهای آخر پیش خودم شرمنده شده بودم. شرمنده دانشجویان و روزنامه نگارانی که در شرایط سختی در زندان به سر می برند. کم کم داشتم به خودم بدبین می شدم که چرا کسی سراغی از من نمی گیره که برگردم به زندان . ..














طاقت بیار رفیق.
شما و همسر آزاده تون مایه افتخار ما هستید.
درود بر تو مبارز ،دشمن تو شرمنده باشد .
درود این شیرمرد.خرداد سبز
در زمستان فکر و اندیشه سبز بودن چه جرم سنگینی است .
خیلی عزیزی
تقديم به بهمن عزيز….و همه….ياران در بند
برخا ك جدي ايستادم…
بر خاك جدي ايستادم
وخاك به سان يقيني
استوار بود.
به ستاره شك كردم
وستاره در اشك شك من درخشيد.
و ان گاه به خورشيد شك كردم كه ستاره گان را
همچون كنيزكان سپيد رويي
در حرم خانه ي پر جلال اش نهان مي كرد.
ديوارها زندان را محدودتر مي كند
ديوارها زندان را محدودتر نمي كند.
ميان دو زندان
درگاه خانه ي تو آستانه ي آزادي ست
ليكن در آستانه
تو را
به قبول يكي از اين دو
از خود اختياري نيست.
احمد شاملو
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان يکاد بخوانيد و در فراز کنيد
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنيد
ریشه ی لر گره خورده با غم
ولی مثل کوه دنا سربلنده
لر اصیله اصیله اصیله
به امید آزادی ایران و فرزندان ایران
با خدا معامله كن ضرر نمكني