سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هشدار نسبت به بر باد رفتن سرمایه های کشور؛ ایران با بحران روبروست...
» بیانیه جبهه مشارکت ایران اسلامی به مناسبت خرداد ماه؛

هشدار نسبت به بر باد رفتن سرمایه های کشور؛ ایران با بحران روبروست

چکیده :نه تنها هر انتقاد و مخالفتی، توطئه و براندازی قلمداد می شود، نه تنها احزاب و مطبوعات و نهادهای مدنی و صنفی در معرض سنگین ترین تضییقات قرار دارند، نه تنها پاک ترین و پاکباخته ترین فرزندان ملت در زندانند. نه تنها مهمترین نهادهای قضایی و سیاسی و امنیتی و اجرایی کشور به جای آنکه محل مراجعه و اعتماد همگان باشند، در خدمت دولت مستقر هستند، بلکه نهادهای دینی و علمی و اقتصادی و اجتماعی نیز در معرض تهدیدهای گوناگون...


جبهه مشارکت ایران اسلامی با صدور بیانیه ای به تحلیل و بررسی حوادث و وقایع رخ داده در ماه خرداد پرداخت. در این بیانیه با هشدار نسبت به بر باد رفتن سرمایه های ملی و معنوی کشور تاکید شده است که همگام با رهبران آگاه و فداکار این نبش با آقایان خاتمی، موسوی و کروبی، همه مراجع و علمای آگاه و متعهد، همه متفکران و دانشگاهیان و هنرمندان اعلام می دارد که کشور با بحران در همه زمینه ها روبه روست باید برای خروج از این بحران به اجرای بی تنازل قانون اساسی بازگشت.

متن کامل بیانیه جبهه مشارکت ایران اسلامی به گزارش نوروز به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

خرداد خلاصه حوادث تاریخ ساز ایران و ماه تقدیر ملت در دوران معاصر است، خرداد نه تنها بخشی از دیروز بلکه سازنده امروز و فردای میهن ماست. بر این اساس بازخوانی این رویدادها و بازاندیشی درباره یکایک آنها ضرورتی اجتناب ناپذیر برای همه گروههای سیاسی و اجتماعی و نسل جوان و پرتلاش ایرانی است.

خرداد هم زادگاه “انقلاب اسلامی” و هم تجلیگاه “اصلاحات” و “جنبش سبز” است. پانزدهم خرداد نقطه عطف مبارزات طولانی مردم ایران برای رهایی از استبداد و استعمار و ورود به “گفتمان انقلابی” و دوم خرداد نقطه عطف دیگری جهت دفاع از حقوق اساسی ملت و ورود به “گفتمان اصلاحی” است. میان این دو سر آغاز اگر چه راهی پر فراز و نشیب و پر حادثه و هزینه طی شده است، اما حلقه وصلی معنا بخش هم وجود دارد. امام خمینی (ره) که خود نیز در سیزدهم خرداد رخت از این جهان خاکی بربست و در شکوهمندترین وداع مردم به سوی خداوند شتافت، همین حلقه وصل است، اندیشه و راه او که به نام دین از آزادی و عدالت و حق حاکمیت مردم دفاع می‎کرد و در پی درمان دردهای تاریخی این سرزمین یعنی استبداد و وابستگی و عقب ماندگی بود، هم در انقلاب و هم در اصلاحات برای کشور فرصت می‌آفرید و ظرفیت فراهم می‎کرد.

سوم خرداد، روزی که فرزندان ایثارگر و جان بر کف ملت، خرمشهر عزیز را به دامان ایران بازگرداند، مصداق و معیاری از توانمندی ملی در پرتو این اعتماد به نفس است.

آن دوران نشان داده که هرگاه دین برای آزادی و دمکراسی و عقلانیت و عدالت و معنویت و اخلاق به میدان بیاید و وجهه مدنی بیابد، نه تنها موجب روی آوردن گروه گروه مردم و اقبال گسترده جوانان به آن می‎شود، بلکه همه قابلیت‎ها و توانایی‎های جامعه را در جهت تحقق خواسته‎های تاریخی ملت به کار می‏‎گیرد.

گفتمان انقلاب اسلامی در اندیشه و راه امام خمینی گفتمانی رحمانی و وحدت گرا بود که ایران را از آن همه ایرانیان می‎دانست و با تقسیم بندی‎ها و هویت سازی‎های مصنوعی و افراطی بیگانه بود.

جنبش اصلاحات نیز توانست با تکیه بر ضرورت‎هایی چون جامعه مدنی، قانون مداری، پاسخگو بودن قدرت، توام بودن جمهوریت و اسلامیت در نظام سیاسی، میزان بودن رای مردم، آزادی انتخابات و تعلق ایران به همه ایرانیان فارغ از قومیت و زبان و مذهب آنان به پیروزی برسد و گفتمان جدیدی به وجود آورد که روایت دیگری از همان آرمانهای نخستین در وضعیتی جدید بود.

گفتمان اصلاحات چارچوبی برای فهم مقتضیات زمان و زمینه‎ای برای احقاق حقوق اساسی ملت و اصلاح انحرافات و کج رفتاری هایی بود که در اثر خودکامگی ها، انحصار طلبی ها و تحجرگرایی ها به وجود آمده بود. به این اعتبار می توان گفت انقلاب و اصلاحات هر دو گام های بزرگ ملت در پیمودن راه دشوار آزادی، دمکراتیزه شدن اداره کشور و دست یابی به پیشرفت بودند. پس بجاست که بگوییم خرداد که ماه این دو رخداد بزرگ است، ماه احقاق حقوق ملت به نام دین است.

جنبش سبز که باز هم به امید پیمودن همان راه های ناتمام و فعلیت دادن به تمامی ظرفیت های قانون اساسی در بیست و دوم خرداد پیش رو به سوی صندوق های رای کرد، و ملت شریف ایران حماسه بزرگ حضور در انتخابات را آفرید.

با تاسف باید گفت که حرکتی که به مثابه دمیدن نفس های تازه در جان میهن اسلامی و فراهم کننده فرصتی ملی بود، چندان به مذاق اقتدارگرایان تلخ آمد که برای سرمایه های انقلاب و ایران و اسلام جایی جز زندان و سرکوب و برخورد بر جا نگذاشت. این بار به نام دین و با استفاده بی حد و حصر از تمامی قدرت رسمی و غیر رسمی، آزادی و امنیت و حیثیت همه شهروندانی که به نتایج انتخابات معترض بودند مورد هجوم قرار گرفت و همه نخبگان اندیشمندان و هنرمندان و دانشگاهیان و سیاستمدارانی که به دور از هرگونه خشونتی نارضایتی همه جانبه خود را از وضع پیش آمده، به نمایش گذاشتند و همه رای دهندگانی که آرام ترین و پرمعناترین راهپیمایی سکوت را در 25 خرداد به انجام رسانیدند، به هر اتهامی متهم شدند.

از آن پس تاکنون نه تنها هر انتقاد و مخالفتی، توطئه و براندازی قلمداد می شود، نه تنها احزاب و مطبوعات و نهادهای مدنی و صنفی در معرض سنگین ترین تضییقات قرار دارند، نه تنها پاک ترین و پاکباخته ترین فرزندان ملت در زندانند. نه تنها مهمترین نهادهای قضایی و سیاسی و امنیتی و اجرایی کشور به جای آنکه محل مراجعه و اعتماد همگان باشند، در خدمت دولت مستقر هستند، بلکه نهادهای دینی و علمی و اقتصادی و اجتماعی نیز در معرض تهدیدهای گوناگون اند.

جبهه مشارکت ایران اسلامی همچنان که به مناسبت های مختلف اعلام داشته است، نسبت به بر باد رفتن سرمایه های ملی و معنوی کشور مجددا هشدار می دهد و همگام با رهبران آگاه و فداکار این جنبش با آقایان خاتمی، موسوی و کروبی، همه مراجع و علمای آگاه و متعهد، همه متفکران و دانشگاهیان و هنرمندان، همه احزاب و گروههای اصلاح طلب و همه گروهها و صنوف اجتماعی و آحاد شهروندان رشید و مسئول اعلام می دارد که کشور با بحران در همه زمینه ها روبه روست باید برای خروج از این بحران به اجرای بی تنازل قانون اساسی بازگشت.

به جای گسترش روز افزون فضای امنیتی و اعمال محدودیت های سیاسی، فرهنگی، علمی، اجتماعی و اقتصادی بر همه اقشار و گروههای جامعه و سوء استفاده از نام دین و انقلاب و نظام، باید احیای حقوق ملت و اصول مغفول قانون اساسی در آزادی اجتماعات و احزاب و مطبوعات و انتخابات، ممنوعیت شکنجه و تفتیش عقاید و امثال آنها که ضامن استقلال کشور و یکپارچگی سرزمینی و تامین منافع ملی و ترسیم چهره رحمانی و مردم سالار دین است به عنوان بنا و محور خواسته کنونی مردم از سوی حکومت عملا به رسمیت شناخته شود.

جبهه مشارکت ایران اسلامی

هفتم خرداد یکهزار و سیصد و هشتاد و نه


7 پاسخ به “هشدار نسبت به بر باد رفتن سرمایه های کشور؛ ایران با بحران روبروست”

  1. amir گفت:

    بیانیهٔ جالبی‌ بود. ایران با یک فاجعه روبروست. واقعا از درک من خارج که هدف این حکومت برای پیش بردن ایران به لبهٔ پرتگاه چیست. دنیا در صدد اعمال دور جدید تحریم است علیه ایران. اونهأئی که این مساله رو جدی نمیگیرن و محو عوامفریبیهای این دولت میشن نمی‌بینن عمق فاجعه رو. اون سیاستی که دولت در برابر نیروی منتقد داخلی‌ پیش گرفته که قلدری هستش، در برابر دنیا کار نمیکنه. ندونم کاریهای این دولت در رابطه با مسائل اتمی‌ تماماً به نفع آمریکا و دشمنان ایران بوده. آمریکا این مساله رو بهانه کرده، احمدی‌نژاد رو تبدیل به لولو خور خوره کرده و تا دندون به کشورهای منطقه اسلحه فروخته. پای پایگاه‌های نظامی آمریکا باز شده به کشورهأئی که قبلان آمریکا حضور موثری نداشت. آمریکا داره از بی‌ سیاستی و چموشی این دولت کیف میکنه. اونهایی که به خدا اعتقاد دارید ولی‌ سینه چاک این حکومت و سیاست هأش هستید. کمی‌ چشم هاتونو باز کنید. واقیتهارو ببینید. نگذارید همه چی‌ رو بهتون دیکته کنن. روز قیامتی در راهه برای ایران. جنگ، خونریزی، زندان و ارعاب هیچ وقت به هیچ حکومتی کمک نکرده این بار هم استثنأ نیست. فقط می‌تونم بگم که خدایا کمک کن و رحم کن به این سرزمین.

  2. جوان سبز گفت:

    درود بر جبهه مشارکت که همواره افتخار جنبش سبز

  3. کاوه گفت:

    به اميد پيروزي بر متحجران

  4. بهروز گفت:

    ايلنا: مراجع رسمی و قانونی کشور به منظور تنویر افکار عمومی و جلوگیری از شائبه‌های به وجود آمده، لیست اسامی میلیاردرهای واقعی ایران را با افتخار و حفظ احترام ایشان منتشر و در اختیار رسانه‌ها قرار دهند.
    محمدرضا سبزعلیپور ریاست مرکز تجارت جهانی ایران در واکنش به انتشار اسامی بزرگترین میلیاردرهای ایرانی که طی هفته گذشته از طریق یکی از سایت‌های خبری منتشر و برخی از رسانه‌های داخلی و حتی خارجی نیز آن‌را با آب و تاب به اطلاع مردم رسانیدند اظهار داشت: اعلام و انتشار اسامی ثروتمندان و میلیاردرهای سیاسی و اقتصادی در برخی از

    کشورهای بزرگ جهان امری متداول بوده و همه ساله لیست اسامی این افراد از طریق مراجع رسمی و قانونی تهیه و در سطح جامعه منتشر مي‌شود، لکن در آماده‌سازی این لیست هیچ‌یک از افراد ثروتمند آن کشور از قلم نمی‌افتند و نام هر یک از افراد این لیست نیز با استناد به شواهد و ادله محکم و منطقی انتخاب و در اختیار رسانه‌ها قرار می‌گیرد.
    علیپور افزود: این موضوع تا به آنجا پیش رفته که از چند سال پیش لیست صد نفره‌ای از ثروتمندان و میلیاردرهای سراسر جهان از طریق سازمان‌های بین المللی و نشریات معتبر جهانی شناسائی و به طور سالانه منتشر می‌شود که متأسفانه و یا خوشبختانه تاکنون نام هیچ‌یک از پولداران ایرانی در این لیست وجود نداشته است که خود جای تأمل و بحث فراوان دارد.

    وی در ادامه اظهار داشت: در کشور ما برعکس سایر کشورهای جهان که پولداران آن با افتخار از ثروتمند بودن خود دفاع کرده و میزان ثروت خود را نیز با مدرک اعلام می‌كنند، اکثر ثروتمندان ایرانی، پولدار بودن خود را منکر شده و به هر آیه و وسیله ای متوسل می‌شوند تا نام خود را از لیست ثروتمندان جامعه خارج كنند و اگر کسی هم بدون اجازه، نام ایشان را به طور علنی و در رسانه‌های گروهی به عنوان پولدار معرفی کند چه بسا که طبق شکایت وی پرونده‌ای برعلیه آن شخص و یا سازمان در نزد مراجع قضائی مفتوح مي كنند. البته دلیل اختفاء نام و میزان ثروت در ایران توسط افراد متمول جای تأمل داشته و ریشه‌ای فرهنگی دارد. زیرا در کشور ما جا افتاده است که هرگاه بفهمند که کسی پولدار است حاشیه امنیتی و ضربه پذیری آن بیشتر شده و دیگر نمی‌تواند راحت کار و زندگی کند، زیرا همه فعالیت‌های وی و خانواده‌اش دائمأ زیر ذره بین دولت و افراد صاحب نفوذ خواهد بود. لذا همین امر موجب شده تا اکثر پولداران واقعی مقیم کشور گمنام باقی بمانند.

  5. علی گفت:

    اگر امام زنده بود اجازه میداد با چنین افرادی برخورد شود ؟ چون اکثر اعضای آن در زندان هستند و اکثرآ متدین و دلسوز کشور و اسلام هستند بجز صدا و سیما همه آنان را اجر می نهند بی انصاف کسانی که اینها را برانداز میدانند که اگر اینها برانداز و بد باشند پس چه کسانی صالح هستند وقتیکه اینها که قانون اساسی را قبول دارند و ترد و زندانی میشوند بدانید باعث خوشحالی بی حد و اندازه ضد انقلاب میشوید و طبعآ آگاهانه و یا ناآگاهانه راه برای مخالفین قانون اساسی باز میکنند ، اینها نمونه های زنده دکتر حسین فاطمی هستند.

  6. آریا گفت:

    چیزی که عیان ایت چه حاجت به بیان است.
    معمولا هشداررا زمانی میدهند تا چاره ساز شودو یا علاج واقعه را قبل از وقوع بنماید. قربان آن تشکیلاتتان بروم آقایان جبهه مشارکتی ها مگر چیزی هم باقی مانده که شما هشدار میدهید.باور ندارید؟ موارد زیر به عنوان نمونه قابل ذکر است:

    1-نخبه سوزی
    اگر نخبگان و دلسوزان انقلاب و یاران امام مرحوم را را به عنوان سرمایه تلقی کنیم ببینید طی 5 سال گذشته چه بر سر آنها آمده است.همگی آنها یا خود خواسته یا به اجبار به کنج عزلت رانده شده اند.کشور به یک گروه خاص تعلق ندارد تا مطابق میل و سایقه خود آنرا یه ورطه نابودی بکشانند.کشور به همه گروهها تعلق دارد وهمگی در سر نوشت آن سهیم هستند.

    2-نابودی منابع ملی
    بایک حساب سر انگشتی هر ننه قمری میداند که طی 5 سال گذشته کشور چه میزان صادرات نفتی داشته است.تنها چیزی که از صدها میلیارد دلار صادرات نفتی نسیب جامعه شده تورم کمر شکن است .تعطیلی واحدهای تولیدی وافزایش نرخ بیکاری نوع دیگر از “بر باد رفتن سرمایه هاست”.هنر واحدهای تولیدی و صنعتی کشور خلاصه شده در واردات انواع و اقسام کالا از چین و ماچین.درد آور است موقعی که انسان میبیند “رب” گوجه فرنگی را در بشکه های بزرگ از کشور دوست و برادر چین وارد میکنند وهنر به خرج داده در قوطی های یک کیلوئی بسته بندی میکنند.
    یادش به خیر زمانی که حاج آقا نبوی وزیر صنایع سنگین بودندو “میر ما” نخست وزیر برای وارد کردن یک پیچ باید ازهفت خوان رستم رد میشدیم تا مجوز “عدم ساخت ” صادر کنند.ومارا سوق میدادند به سمت تولید کننده داخلی به همین خاطر وبا با توجه به محدودیت منابع ارزی به خاطر جنگ تحمیلی نرخ بیکاری با زمان حاضر قابل مقایسه نبود.
    3-از بین رفتن وجهه بین امللی
    اگر جامعه بین الملل خلاصه شده بود در وجود کشورهائی مثل ونروئلا بورکینافاسو جزایر قمر وآن کشور افریقائی که نخست وزیر آن رئیس جمهور!!!کشور ایران را به حشره ای تشبیه میکندو چندین نقطه کور جغرافیائی دیگر حرفی نبو د و افتخار میکردیم که با آنها رابطه سیاسی
    داریم.ولی تمام دنیا در وجود این کشورها خلاصه نمی شود کشورهای متمدن و پیشرفته دیگری هم هستند که جناب آقای خاتمی نور چشم ملت ایران برای زدودن ظهنیت منفی آنها نسیت به ایران و ایرانی چه زحمتها کشیدند و با آنها رابطه سیاسی محترمانه بر قرار کردند ولی صد افسوس تما رشته های “سید ما” یک شبه پنبه شد به نحوی که هیچ کشوری پیشرفته صنعتی ریسک سرمایه گذاری در صنایع ایران را نمی پذیرد.
    وهزارن مورد دیگر که در این “کامنت”و یا اظهار نظر نمی گنجند. آری این چنین است برادران جبهه مشارکت اسلامی.

  7. مهدی گفت:

    هر گروهی دنبال یه نوع منافع است هر چی این منافع مشخص و منطقی تر باشه قابلیت اعتماد به این گروه بیشتره ولی نمی دونم این گروه متحجر دنبال چی هستند ؟ چی می خان؟ منطقشون چیه؟ که نه مردم ازشون راضین نه علما نه دانشمندان ،و می دونم که ظلم پایدار نیست ولی امیدوارم هزینه این ظالمان برای ایران عزیزمون زیاد نباشه