سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » عباس عبدی: قدرت جنبش سبز در کتک خوردن است نه کتک زدن...

عباس عبدی: قدرت جنبش سبز در کتک خوردن است نه کتک زدن

چکیده :مشكلي كه در اين نحوه رفتار وجود داشت، اين بود كه برخي از منتقدينِ حاضر در خيابان‌ها به منطق طرف مقابل پناه بردند و فكر كردند كه قدرت واقعی از باتوم يا از لوله تفنگ بيرون مي‌آيد در حالي كه قدرت منتقدين، در كتك زدن نبود، بلكه در كتك خوردن آنان بود. ضربه‌اي كه رخدادهاي به غايت ظالمانه و فاجعه‌بار كهريزك و كوي دانشگاه و مجتمع سبحان به طرف مقابل وارد كرد، و صفوف آنان را به هم ريخت و موازنه قوا را به نفع منتقدين و حس همبستگي و اتحاد را ميان آنان بهبود بخشید مقايسه كنيد با شعاري مثل جمهوري ايراني كه جز تبعات منفي، نتيجه ديگري نداشت و به سرعت هم فراموش شد. قدرت منتقدين در مظلوميت آنان است كه مي‌تواند سركوب‌گرترين افراد را هم شكست...


عباس عبدی در گفت وگویی با سایت جرس تحلیل های انتقادی و آسیب شناسانه خود را در خصوص جنبش سبز بازگو کرد.

وی بر این باورست که مبارزه كردن گرچه يك فضيلت است، اما نیازمند عقلانیت خاص خود هم هست.عبدی قدرت منتقدين را در مظلوميت آنان می داند كه مي‌تواند سركوب‌گرترين افراد را هم شكست دهد.او می گوید” كليه كساني كه خود را طرفدار اين جنبش مي‌دانند بايد صادقانه رفتار كنند. آنان اگر آقاي موسوي يا كروبي را قبول دارند، حتماً سعي كنند در چارچوب‌هاي اعلاني آنان اقدام كنند، نه اينكه كارهاي خودشان را به نام جنبش سبز انجام دهند، البته هر کسی حق دارد كه مخالف اين دو نفر و سياست‌ها و خط‌ مشي‌هاي آنان باشد، و مي‌تواند جرياني را براساس ايده‌هاي خود تشكيل دهد و اقدام كند، اما نمي‌تواند ماهيت اين دو نفر و همراهان آنان را قلب كند، اين كار عوارض زيادي براي فضاي سياسي ايران دارد، ضمن اينكه هيچ نتيجه مثبتي از آن حاصل نخواهد شد.”

عبدی در بخش هایی از این مصاحبه گفته است:اگر حكومتي راه‌هاي اعتراض مسالمت‌آميز را باز بگذارد و سركوبي هم صورت ندهد، چنين رژيمي قاعدتاً تا حد قابل قبولی دموكراتيك خواهد بود و معترضين نمي‌توانند در ذيل چنين رژيمي شعار دموكراسي‌خواهي بدهند. بنابراين وقتي كه شعار معترضين هر رژيمي تحقق دموكراسي است، معناي ملازم آن اين است كه آن رژيم، دموكراتيك نيست، و چنين رژيمي راه‌هاي عادي انتقاد را مي‌بندد و سركوب هم شيوه جاري خواهد بود، البته حد و حدود اعمال سركوب يا بستن راه‌هاي انتقاد برحسب رژيم‌هاي غير دموكراتيك متفاوت است، اما اين سياست، به عنوان سياست محوري چنین حکومتی در برخورد با منتقدين است. بنابراين وقتي عده‌اي شعار دموكراسي‌خواهي را از طريق جنبش ضد خشونت در جامعه‌اي مي‌دهند، از ابتدا اين فرض را پذيرفته‌اند كه حكومت در مواجهه با آنان دست به سركوب و انسداد مي‌زند، و لذا نمي‌توانند با مشاهده سركوب و با استناد به آن راهبرد ضد و پرهيز از خشونت خود را تغيير دهند.

وی تاکید می کند: برحسب تجربه و تحليل ثابت شده كه با شيوه‌هاي خشونت‌طلبانه نمي‌توان به تحقق دموكراسي اميدي داشت، حتي گروههایي كه صادقانه ادعاي دموكراسي دارند، هنگامي كه وارد فاز خشونت مي‌شوند، دموكراسي را در روابط دروني خود هم تحمل نمي‌كنند، چه رسد در روابط با ديگران. نكته ديگر اينكه به خشونت كشاندن هر جنبش دموكراسي‌خواهي، خواست اوليه و مهم جناح‌هاي خشونت‌طلب حكومت‌هاي مخالف آنان است، زيرا كه با چنين اقدامي از يكسو شعار دموكراسي‌خواهي مخالفان را در عمل خدشه‌دار مي‌كند و از سوي ديگر بسياري از حاميان آنان را منفعل و در مراحلی حتي آنان را با جنبش مخالف مي‌كند، و بالاخره جناح های خشن حکومتها منتقدین آرام خود را وارد ميدان مبارزه‌اي مي‌كنند كه خودشان دست برتر را در این میدان دارند. ضمن آن كه خشن شدن مبارزه در جناح حكومت نيز عناصر اقتدارگرا و خشونت‌طلب را تقويت مي‌كند.

عبدی معتقد است:عمل خشونت‌آميز شامل گفتار و رفتار مي‌شود. هم‌چنين مي‌تواند كنش باشد، يا واكنش خشونت‌آميزي باشد. بخشي از اين اعمال دقيقاً عيني است، مثل ترور، آتش زدن و ضرب و جرح، و نيز كلمات و شعارهايي كه واجد الفاظ تند و تيز يا تحقير و تمسخر باشد، اما برخي ديگر از اعمال خشونت‌آميز، عرفي و نسبي است و برحسب موقعيت، تعيين مصداق مي‌شود. از اعمال گروه اول به طور مطلق بايد پرهيز كرد. اما اعمال گروه دوم را بايد به عرف اهل سياست واگذار كرد. در اتفاقات رخ داده پس از انتخابات هر دو گروه از اعمال ديده مي‌شود گرچه در 25 خرداد و سپس 30 خرداد به معناي دقيق مواردي قابل ذكر از اين رفتار ديده نمي‌شود، اما با گذشت زمان و عدم كنترل و نظارت بر حضور خياباني و نيز حضور شبكه‌هاي ارتباطي مستقل از مديريت جنبش، اين رفتارها به مرور افزايش يافت و در 13 آبان سال 1388 وارد فازي ديگر شد که نهایت آن اتفاقات عاشورا بود.

مهم‌ترين مصداق تخطي از راهبرد خشونت‌گريزي، در شعارهاي مرگ بر فلان و بهمان و نيز اشاعه دروغ هايي به نام جنبش سبز بود، سپس شعارهاي ديگر از جمله تمسخر و توهين و… به اين موارد اضافه شد. روشن است كه پاسخ متناظر و قابل انتظار اين شعارها از سوی حکومت چيست؟ ممكن است كه گفته شود که بدون این موارد هم رفتارهاي خشونت‌آميز طرف مقابل در هر حال ادامه مي‌يافت، همچنان كه قبل از اين شعارها هم بود. اين استدلال بي‌پايه است. زيرا طرف مقابل هزينه‌هاي سنگيني را براي خشونت‌هاي خود قبل از اين شعار مي‌پردازد و هنوز هم در حال پرداختن هزینه آن رفتارها است، اما براي اقدامات خشونت‌آميزش در برابر اين شعارها هزينه چنداني نمي‌پردازد، بلكه اين اقدامات را مجوز خشونت‌های خود تلقي مي‌كند. اين استدلال مثل اين است كه يك نفر در خيابان به ناحق توي گوش كسي بزند، بعد هم فرد مضروب انواع و اقسام فحش‌ها را نثارش كند، و بيشتر كتك بخورد، بعد بگوييم چرا فحش دادي تا كتك بخوري؛ بگويد، او كه در هر حال مي‌زد! اگر كتك اوليه بي‌دليل و محكوم بود و از نظر ناظر بيروني و حتي دوستان فرد ضارب، قابل دفاع نبود، در حالت فحش دادن، كتك‌هاي بعدي چنين وضعي را ندارند و چه بسا قابل انتظار هم تلقي شوند.

وی ادامه داده است:مشكلي كه در اين نحوه رفتار وجود داشت، اين بود كه برخي از منتقدينِ حاضر در خيابان‌ها به منطق طرف مقابل پناه بردند و فكر كردند كه قدرت واقعی از باتوم يا از لوله تفنگ بيرون مي‌آيد در حالي كه قدرت منتقدين، در كتك زدن نبود، بلكه در كتك خوردن آنان بود. ضربه‌اي كه رخدادهاي به غايت ظالمانه و فاجعه‌بار كهريزك و كوي دانشگاه و مجتمع سبحان به طرف مقابل وارد كرد، و صفوف آنان را به هم ريخت و موازنه قوا را به نفع منتقدين و حس همبستگي و اتحاد را ميان آنان بهبود بخشید مقايسه كنيد با شعاري مثل جمهوري ايراني كه جز تبعات منفي، نتيجه ديگري نداشت و به سرعت هم فراموش شد. قدرت منتقدين در مظلوميت آنان است كه مي‌تواند سركوب‌گرترين افراد را هم شكست دهد. در همان زمان عكسي منتشر شد كه تعدادي از زنان جلوي مهاجمان را گرفته‌اند تا پليس را كتك نزنند و برخي دوستان هم آن را نشانه فرهيختگي و مسالمت‌آميز بودن جنبش مي‌دانستند، در حالي كه اين تصوير عكس آن را نشان مي‌داد، زيرا به معناي آن بود كه عده‌اي در حال حمله و زدن پليس هستند و اين همان بازتولید خشونت در نزد منتقدین بود، و جلوگيري كردن بانوان، فرع بر اين واقعيت در آن تصوير است. فراموش نكنيم كه در 17 شهريور سال 1357، نيروي مسلح تير مستقيم به روي تظاهركنندگان گشود، اما به علت تسلط رهبري جنبش بر رفتار، اجازه مقابله به مثل داده نشد، و اتفاقاً معلوم شد كه قدرت آن جنبش در كشتن نبود، بلكه در حضور عادي و با دستان خالي بود.

عبدی می گوید:همچنین شعارها و رفتارهايي هست كه ذاتاً خشونت‌بار تلقي نمي‌شوند، اما عرفاً مي‌تواند زمينه ساز واكنش‌هاي خشونت‌آميز از طرف مقابل و درگير كردن جنبش در دايره بسته خشونت شود، از اين رفتارها هم بايد پرهيز كرد، اما تعيين مصداق آنها قدري مشكل‌تر است و نيازمند وجود آزادي بيان در ميان هواداران جنبش است. شايد گفته شود كه اين آزادي وجود دارد، اما واقعيت اين است كه آزادي فقط از طريق بستن مطبوعات و فيلتر كردن سايت‌ها نيست كه محدود مي‌شود، بايد كوشيد كه از زدن انگ به ديگران پرهيز كرد، اخيراً در يكي از نوشته‌هاي منتشره ديدم كه به جاي نقد نظر يكي دو نفر از منتقدان فضای سیاسی فعلی، چنان انگي به آنها زده بودند كه از صدتا سانسور مستقيم هم بدتر است. اين فضا موجب مي‌شود كه عقلاي سياسي از سخن گفتن پرهيز كنند، و در غياب تعامل آنان عرف مذكور هم شكل نگيرد و افراد باقيمانده در ميدان سیاست در مسيري حركت كنند كه در نهايت جز خشونت چيز ديگري را بازتوليد نمی كنند.

عبدی،در پاسخ به این سوال که تجمع‌هاي اوليه هواداران جنبش سبز پس از انتخابات رياست جمهوري تحت نام «راهپيمايي سكوت» انجام مي‌گرفت و هدف اين بود كه اعتراض‌ها به مدني‌ترين شيوه ممكن ابراز شود اما با برخوردهاي خشن امنيتي، سكوت هواداران جنبش شكست و شعارها طي يك روند چند ماه به شدت راديكال شد. آيا مي‌توان تغيير جهت تجمع‌هاي پس از انتخابات از راهپيمايي سكوت به راهپيمايي‌هايي با شعارهاي راديكال را تغييري در استراتژي مبارزه مسالمت‌آميز قلمداد كرد يا اين كه راديكال شدن شعارها را هم مي‌توان بخشي از مبارزه مسالمت‌آميز دانست؟گفت:

قطعاً اين را نمي‌توان به معناي تغيير استراتژي دانست. زيرا تغيير استراتژي برخلاف تغيير تاكتيك، يك امر زمان‌بر و طولاني‌مدت است كه بايد به الگوي فكري و رفتاري يك مجموعه تبديل شود و امكان ندارد كه در مدت كوتاهي اين تغيير رخ دهد. اين اتفاق عمدتاً ناشي از عدم كنترل و نظارت و تسلط بر حضور خيابانی جوانان و مردم‌ بود. بنابراين راديكال شدن فضاي خياباني نه محصول تغيير راهبرد بود و نه ناشي از تغيير تاكتيك، كه هر دو تغيير مستلزم پيش‌زمينه‌هايي است، ضمن اينكه نه در سخنان آقاي موسوي و نه آقاي كروبي هيچ كدام چنين تغييري را نمي‌بينيد. اين تفاوت، محصول جريان خودبخودي و بدون نظارت در حضور خياباني است كه از ابتدا هم معلوم بود كه چنين سرنوشتي خواهد داشت.

در جريان تجمع روز عاشورا درگيري‌هايي ميان هواداران جنبش سبز با مأموران امنيتي روي داد و برخي از هواداران جنبش در مقابل خشونت مأموران دست به مقابله زدند. با اين حال تفسير تحليلگران جنبش از اتفاق‌هاي آن روز يكسان نبود. گروهي اعتقاد بر اين داشتند كه اعضاي جنبش سبز بايد از مقابله به مثل اجتناب مي‌كردند و تحت هر شرايطي به خصلت مسالمت‌آميز بودن مبارزه پايبند مي‌ماندند. گروهي هم با استناد به اين كه معترضان در اين روز از خود دفاع كردند درگيري آنها با مأموران را به معناي نقض مبارزه مسالمت‌آميز ندانستند. با توجه به اين تحليل‌هاي متفاوت آيا مي‌توان اين گونه برداشت كرد كه تفسير واحدي از محدوده مبارزه مسالمت‌آميز وجود ندارد؟

كساني كه به دفاع مشروع استناد جستند، هيچ شناختي از مقوله دفاع مشروع ندارند (ارجاع مي‌دهم به مقاله خشونت و دفاع مشروع در هفته‌نامه ايران‌دخت و در تارنمای خودم یعنی “آینده”). برخي از اين افراد سال‌هاي سال در مذمت خشونت نوشته‌اند، اما به يك باره توجيه‌گر خشونت شدند. مثال آنان شبيه آن مسلماني است كه پس از سال‌ها فعاليت تبليغي مسيحي شد و به كليسا رفت، در وسط مراسم كليسا برق قطع شد و سپس برق آمد، و او يك باره، صلوات فرستاد. ظاهراً برق سياست در ايران قطع و وصل شد و اين افراد در همان تله‌اي افتادند كه جناح‌هاي خشونت طلب حكومت براي آنان تدارك ديده بودند، موارد زيادي از اتفاقات روز عاشورا و حتي روزهاي قبل را نقل مي‌كنند كه مويد اين ايده است كه شروع راديكال شدن جريان در طرف تظاهركنندگان عمدتاً محصول برنامه‌ريزي عوامل نفوذي عناصر تندروي طرف مقابل بوده است.

عبدی معتقد است: حكومت اشتباه فاحشي مرتكب می شود اگر فكر مي‌كند اين جريان تمام شده است، و يا اگر هم تمام نشده با فشار و سرکوب بيشتر حل خواهد شد. البته اين اشتباه تصور فقط در بخشي از جناح حاكم است و گروهي ديگر از آنان شديداً نگران هستند و اين نگراني را بايد محترم شمرد و به نحوي رفتار كرد كه نوعي بازسازي رفتاري در سياست حاكم صورت گيرد و کشور از مسیر خطرناکی که در پیش دارد برگردد. از اين نظر عميقاً معتقدم كه اگر جنبش سبز بيش از هميشه از رفتارهايي كه در اين جنبش، موجب تقويت خشونت در طرف مقابل مي‌شود پرهيز كند (پرهيز از دروغ به اسم جنبش، پرهيز از هر شعار راديكال و بي‌مبنا و خشونت زا، پرهيز از هر اقدام عملي خشونت‌آميز) قطعاً آينده اميدبخشي را بايد براي كشور انتظار كشيد، چون ترديدي ندارم كه اين شيوه از يك سو موجب انفعال جريان خشونت‌طلب حاكم مي‌شود، و از سوي ديگر زمينه را براي پذيرش مطالبات به حق جنبش از جمله رعايت قانون، بسط و رعايت آزادي‌ها و انتخابات نسبتاً آزاد فراهم خواهد كرد. براي اين كار كليه كساني كه خود را طرفدار اين جنبش مي‌دانند بايد صادقانه رفتار كنند. آنان اگر آقاي موسوي يا كروبي را قبول دارند، حتماً سعي كنند در چارچوب‌هاي اعلاني آنان اقدام كنند، نه اينكه كارهاي خودشان را به نام جنبش سبز انجام دهند، البته هر کسی حق دارد كه مخالف اين دو نفر و سياست‌ها و خط‌مشي‌هاي آنان باشد، و مي‌تواند جرياني را براساس ايده‌هاي خود تشكيل دهد و اقدام كند، اما نمي‌تواند ماهيت اين دو نفر و همراهان آنان را قلب كند، اين كار عوارض زيادي براي فضاي سياسي ايران دارد، ضمن اينكه هيچ نتيجه مثبتي از آن حاصل نخواهد شد.


16 پاسخ به “عباس عبدی: قدرت جنبش سبز در کتک خوردن است نه کتک زدن”

  1. arash گفت:

    tamame ghazie sare hamine ke adabiate zoor dige karash dare tamammishe

  2. سامان گفت:

    شما در جایی از متن گفته اید “یرا طرف مقابل هزینه‌های سنگینی را برای خشونت‌های خود قبل از این شعار می‌پردازد و هنوز هم در حال پرداختن هزینه آن رفتارها است،”

    ممکن است دقیقا بفرمائید که حکومت چه هزینه ای رو پرداخت کرده؟؟؟!!!!
    نه عزیزم , حکومت هیچ هزینه ای رو پرداخت نکرده و فقط به سرکوب شدید ادامه میده…البته با خشونت از طرف مردم موافق نیستم ولی انتظار درام که متنی رو که میخوانم حاوی مطالبی هر چند کوچک ولی کذب نباشه

  3. سبز روشن گفت:

    آقای عبدی، سیاست فضای گشوده ای است که تنها کسانی که در آن خطر می کنند، می توانند آن را گشوده نگه دارند. حضور خیابانی سبزها یکی از نمودهای مهم خطرکردن بود. شاید شخص شما خوشتان نیاید ولی سیاست ورزیدن همان خطرکردن است. تنها تحلیل کردن که افتخاری ندارد. از طرف دیگر، حفظ منش مسالمت آمیز فقط در موقعیتی اهمیت دارد که شما میان مسالمت و خشونت گرفتار آمده باشید. برای مثال، گل در برابر گلوله است که کنشی مسالمت امیز محسوب می شود. فقط این نیست که در خانه بنشینیم و بگوییم مبارزه ی مسالمت آمیز می کنیم. ما شرمندۀ همه ی کسانی هستیم که از 22 خرداد 88 به خیابان ها آمدند. همان طور که موسوی نیز بدان اشاره داشت: اگر حضور مردم در خیابان نبود همه ی اصلاح طلبان را یک شبه دستگیر و تا آخر هفته مجبور به توبه می کردند. منش مسالمت آمیز جنبش سبز هرگز به این معنا نیست که ما هیچ کاری نکنیم که مبادا از نزدیکی خشونت بگذریم. در پایان از شما خواهش می کنم که بفرمایید ایراد اسکناس نویسی یا دیوارنویسی در کجاست؟ ما تا می توانیم باید در رسوایی ظالم بکوشیم. در غیر این صورت به همه ی کسانی ظلم کرده ایم که هر روز در زندان ها تا پای مرگ پیش می روند و ناامید بازمی گردند.

  4. علیرضا.ش گفت:

    سایت کلمه
    سلام
    مدتی می خواهم به شما ایمیل بزنم و مطلب مهمی را در میان بگذارم اما فرصت نشده است ، حالا هم خلاصه دغدغه ام را در این نظر برایتان می گذارم که اگر ممکن بود آن را منتشر و یا به تبادل نظر گذاشته و یا به شخص مهندس موسوی برسانید :
    در آستانه ماه خرداد سرنوشت ساز که چشم خیلی ها از دو طرف به آن دوخته شده است و به نوعی تعیین کننده ی ادامه مسیر جنبش سبز و از سوی دیگر تداوم و حتی تشدید وقاحت … است نگرانی من بیش از هر زمان این است که فرصت تاریخی و استثنایی به دست آمده هرز رفته باشد و خون شهدا و جسم و جان مجروجین و عمر اسرا همه و همه بیهوده تلقی شود و ناامیدی بیش از پیش گلوگیر ما نسل جوان شود و به دلیل عدم سازمان دهی مناسب و آسیب شناسی جدی جریان سبز در طی این یک سال و جبران آن در حرکت های آتی این جنبش ، ضرر غیر قابل جبرانی بر پیکیره حق طلبی و آزادی خواهی ملت ایران وارد شود. شما هم صد در صد منظور مرا متوجه شدید پس بیش از این سخن به درازا نمی برم و به راهکار و پیشنهاد عملی فکر مکنم :
    در این فرصت باقی مانده تا سالگرد انتخابات یک اتاق فکر مجازی برای بررسی راهکارهای عملی و منطقی برگزاری کم هزینه اما پراستقبال مراسم سالگرد انتخابات در سایت کلمه ایجاد نمایید و از آنجا که این سایت مخاطبین گسترده از تمام طیف های فکری دارد و تعدد و تفاوت نگرش در نظرات سایت هم موید این امر است تبادل نظر بر سر نحوه اجرای مناسب مراسم و جمع بندی آن طی دو هفته آینده خود بهترین حرکت و امید را در جنبش ایجاد می کند . پس خواهشمندم کلمه به رسالت آگاهی بخشی و رسانه ای خود عمل نماید و فراتر از یک پایگاه خبری صرف در این مقطع حساس نقش آفرینی مسئولانه تر و فعال تری را برای خود متصور شود.
    بر اساس پیش بینی ها حکومت برای جلوگیری از هر اقدام ممکن در سالگرد انتخابات و نیز ایجاد یاس مضاعف در اعضای جنبش سبز با سرمایه گذاری مادی و معنوی بر روی سالگرد ارتحال امام در چهاردهم خرداد امسال و تبلیغ برگزاری بزرگترین نماز جمعه میلیونی و عظیم ترین سالگرد ارتحال و تجدید بیعت تمام تاریخ نظام و تصور برگزاری مراسمی مانند 9 دی و 22 بهمن قصد پیشگیری جدی از هرگونه اقدام در مراسم سالگرد انتخابات و تغییر و مصادره فضای روانی جامعه به نفع خود را دارد. حال ما در برابر این ترفند چه پیشنهاد پیشگیرانه و عملی داریم ؟!
    آیا ما از اعلام حضور خیابانی به صورت کلی و مبهم فراتر رفته ایم و یا حتی در همان تجمعات خیابانی گذشته خود بعد از گذشت یک سال خلاقیت به خرج دادیم و هرقدر که طرف مقابل از راهکارهای تازه تری در سرکوب و ایجاد رعب و خفقان و ناامید کردن افراد برای شرکت در تجمعات خیابانی بهره جست ما هم پیش رفتیم و یا چون گذشته به همان اعلام ساعت و روز اکتفا کردیم و هیچ استراتژی تازه تری برای خود پیدا نکردیم ؟!!! گسترش آگاهی ها مبنی بر لزوم زنده نگه داشتن یاد شهدای انتخابات در سالگرد آن آیا از فضای مجازی فراتر رفت و اگر نه چرا هیچ اقدام جدی صورت نمی گیرد ؟! البته که اقدام جدی تنها از سوی رهبران سبز که به حق تا به حال ایستادگی شایسته ای از خود نشان داده اند نیست و تک تک ما در قبال دینمان و تاریخ سرزمینمان مسئولیم اما برای این مسئولیت چه واکنش عملی نشان داده ایم ؟! از اعتراضات خیابانی چقدر به سمت اعتراضات مدنی مسالمت آمیز و خلاقیت در جنبش حرکت کرده ایم ؟! این ها همه حرف هایی است که باید در فضایی که سایت شما فراهم می آورد پیش از آنکه دیر شود با هم در میان بگذاریم و نتیجه ی عملی آن را در خرداد امسال شاهد باشیم.
    بیش از این کلامم را طولانی نمی کنم اما باز هم عاجزانه خواهشمندم این بار به صورت کاملآ دقیق و با در نظر گرفتن تمام جوانب و جزئیات برنامه مشخص و از پیش اعلام شده ای برای مراسم سالگرد انتخابات داشته باشیم.
    خداوند هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خود آن قوم اراده و خواست تغییر داشته باشد و باید در راستای آن خواست تلاش عملی کرد.

  5. amir گفت:

    جناب عبدی شعارها از اول “مرگ بر فلان و بهمان” نبود. شعار‌ها همه معطوف به یک نکته بود: ” رای من کو؟” شما میگید که حکومت وقتی‌ شعارهای مرگ بر فلان و بهمان رو شنید برخورد کرد؟ حرف مردم از اول حق خواهی‌ بود. منتهی از همون اول جوابشون با تبر و چماق و زنجیر و باتوم داده شد. اون‌های که قدرت داشتن به مردم کمک کنند و حرف مردم رو بشنوند دستور قتل عام دادند. من فکر می‌کنم که این مردم خیلی‌ شریف هستن و هنوز خیلی‌ دارن از خشونت دوری می‌کنن که در برابر این همه جنایت فقط میگن مرگ بر فلان و بهمان. این حکومت به جنایت ها‌ی خود ادامه میده. میدونید چرا؟ چون میخواد مردم رو تحریک کنه. تحریک کنه به خشونت. چون منطق ندارن میخوان طرف مقابل رو هم به خشونت بکشن که بعد بهانه برای سرکوب داشته باشن. وقتی‌ هم که مردم کاری نمیکنن اوباش خودشونو میریزن تو خیابونا که همه چی‌ رو تخریب کنن و بعد بگن که اینا مردم بودن. مردم هم این بهانا رو به دستشون نخواهند داد.

  6. میم گفت:

    می توانیم از 22تا 30 خرداد را روزه بگیریم وبرای افطار ان به پارکهای شهر خود برویم و هر خانواده یک درخت در هر جای شهر بکارد قرارسبزها

  7. masoud گفت:

    ما اگه با خشونت با ما برخود نشه ساکت میمونیم ولی اگه خشونت تو کار باشه ما هم میزنیم هم شعار ساختار شکنانه میدیم

  8. حیدر گفت:

    همانطور که می دانید وقوع انقلاب وظهور جمهوری اسلامی وهمچنین تداوم آن بدست پاکترین وشریف ترین فرزندان این آب و خاک به انجام رسیده است همین جمعه هفته قبل شاهد بودیم که استخوانهای 84 شهید دفاع مقدس تشیع شد .حال اگر این نظام وانقلاب منحرف شده واز آن اصول اولیه فاصله گرفته است قاعدتا باید نسلی به مراتب شریف تر ونجیب تر این انحراف را اصلاح و انقلاب را به مسیر اصلی خود باز گردانند اما در بخش عمدهای از این جریان شاهد روابط آزاد دخترها وپسرها در تجمعات؛ رفتارهای نابهنجار مثل عریان کردن مردم در وسط خیابان ؛شعارهای انحرافی مثل جمهوری ایرانی و(اگر موسوی بیاد روسری ها بیرون می اد) تخریب اموال خصوصی مردم؛و……که این اقدامات ورفتارها با حرکت انقلابی مردم در سالهای اولیه انقلاب آشکارا در تقابل است .بنابر این این جنبش ماهیتا نمی تواند انقلاب را اصلاح کند مگر اینکه ابتدا خود را اصلاح کند متاسفم.

  9. ناشناس گفت:

    شاید اینجا جای طرح این موضوع نباشد اما بنظر می رسد یکی از خواسته های مهم که باید توسط جنبش سبز طرح و پیگیری شود موضوع به رسمیت شناختن حق اعتراض و شیوه های آن است . اگر جمهوری اسلامی در قانون اساسی حق اعتراض را برای مردم به رسمیت شناخته و در دین ما نیز پیامبر و ائمه علی رغم عظمتشان این حق را برای مردم قبول داشتند ، چرا هیچ شیوه ای برای آن معین نمی کند و از طرف دیگر با شیوه های عرفی و مرسوم هم برخورد خشن و سلبی می کند. اگر معتقد به آزادی مطلق اند اقداماتی که تاکنون کرده اند حلالشان ، از این به بعد تعریف کنند اگر مردم اعتراض به موضوعی داشتند راه و روش چیست؟ حزب مخالف در کشوری مثل ترکیه یا همین پاکستان میتینگ های بزرگ تشکیل می دهد کلی طرفدار دارد ، ارگان مطبوعاتی دارد و عملکرد رئیس دولت را براحتی مورد نقد قرار می دهند اما به اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی متهم نمی شوند و همین موضوع باعث شده آقای اردوغان در میدانی که حریف دارد پیروز باشد نه در میدان بی حریف سوت پایان مسابقه را به نفع خود بکشد.!

  10. سبز اندیش گفت:

    با مطالب آقای عباس عبدی موافقم زیرا رمز ماندگاری وموفقیت دراین است که جنبش سبز ما رحمانی باشد.

  11. فاطمه گفت:

    آقا مسعود شما، فکر میکنی اگه در حالت عادی مسالمت آمیز برخورد کنیم خیلی هنر کردیم؟؟؟؟!!!!!!!
    جنبش ما مسالمت آمیز است-خشونت در هر حال ممنوع –

  12. مجید سبز گفت:

    با سلام یادمان باشه که جنبش جنبشی مدنی و مسالمت امیزه اما اقتدار گرایان عامل شروع ناهنجاریها در جامعه شدند که جنبش را برانداز بنامند که بتوانند با ان برخورد فیزیکی داشته باشند

  13. الهه گفت:

    من اینو خیلی دیدم که توی تجمعات اکثرا سعی می کنن از خشونت دوری کنن… ولی یه نکته ای رو باید خیلی بهش دقت کنیم:
    بعضی ها ..مثلا بعضی بسیجی ها .. میان داخل جمعیت که جو رو متشنج کنن. یه دفعه خدوم یه بسیجی رو که می شناختم رو دیدم که اود وسط جمعیت و شعار ها رو به سمت “ساختار شکنانه” برد.
    اگه می خوایم به یه وفقیت نسبی برسیم نباید هر شعاری رو بدیم

  14. اسلام سبز گفت:

    من با نظر علی رضا.ش
    موافقم.چون ما مسلمونیم .دینمون هم همه جا نگفته ساکت بشین بخور.
    به جاش سکوت و مهربونیو آرامش جای دیگه هم جهاد و شجاعت و ایستادگی (خشونت نه مبارزه با ظلم)
    ما هر چه قدر هم با سیاست و مسالمت امیز جلو بریم باز در مقابل این کور دلا باید
    یه جاهایی خشونت رو به کار ببریم.تا اینارو بشونیم سر جاشون.
    چون اینا مسالمت امیز قرار نیست کوتاه بیان که.
    در مورد شعار های بد و تند موافقم که نباید باشه اما در مقابله زدن های ناجور کمی مبارزه لازمه.

    از موسوی عزیزم می خوام که خواهشا برای روز سالگرد برنامه ریزی بکنن.تا الکی نریم خیابون و فایده نداشته باشه.
    این دولت با تمام موزی بازیشا شو سیاست های روسی و چینی پستش داره تدارک میچینه.
    خاهشا همه جنبش رو راهنمایی کنین.

  15. نجفی گفت:

    مسالمت درست فاطمه خانم. اما این سخن آقای عبدی که قدرت جنبش سبز در کتک خوردن هست ، هم درست نیست. آدم باید ظلم نکند و ظلم را هم نپذیرد. کتک نزند و کتک هم نخورد. کسی که کتک می خورد همیشه طرفش را نادم نمی کند چه بسا او را در کارش گستاختر و وحشی تر کند.
    باید راههایی پیدا کرد که حضور مردم با اعمال جنایات کمتری از سوی مخالفان مردم همراه شود. نباید اجازه داد بیش از این زورگویی و ستم به مردم بیدفاع باب شود.

  16. ناشناس گفت:

    شب است و چهره میهن سیاهه
    نشستن در سیاهیها گناهه
    تفنگم را بده تا ره بجویم
    که هر که عاشقه پایش به راهه
    برادر بیقراره برادر شعله واره
    برادر دشت سینه اش لاله زاره
    برادر بیقراره برادر نوجوونه
    برادر شعله واره برادر غرق خونه