سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مصاحبه با همسر نوری زاد در مورد وضعیت جسمانی همسرش...

مصاحبه با همسر نوری زاد در مورد وضعیت جسمانی همسرش

چکیده :اگر داد نزنم، همسرم تا چند روز دیگر جان خودش را از دست می دهد. درست است که در برابر همه این رفتارهای غیر انسانی، وقتی هیچ راهکاری پیش روی ما نمی گذارند به اجبار خودمان را برای همه چیز آماده کرده ایم اما چگونه توقع دارند که داد هم نزنیم؟ حال ما شبیه کسانی است که دارند ما را در آب غرق می کنند، دارند جان مان را می گیرند بعد می گویند داد هم نزنید، کمک هم طلب...


محمد نوری زاد، کارگردان و نویسنده ای که از آذرماه سال گذشته  در زندان است روز سه شنبه توسط عوامل امنیتی اوین مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. این روزنامه نگار در اعتراض به این اقدام ماموران اوین دست به اعتصاب کامل زده است.

فاطمه ملکی همسر محمد نوری زاد در گفت و گو با جرس توضیحاتی درباره این اتفاق می دهد:

خانم ملکی! با خبر شده ایم که همسر شما در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته است و در اعتراض به این اقدام نیز دست اعتصاب غذا به زده است، آیا این خبر صحت دارد و شما خودتان چگونه مطلع شده اید؟

وقتی در ملاقات کابینی آقای نوری زاد را دیدم، لازم نبود که حرفی بزند، سر و وضع آشفته او، خود گویای همه چیز بود. به قصد کشت او را کتک زده بودند، وقتی همسرم می خواست این واقعه غیر انسانی که باورش هنوز برای همه ما دشوار است را تعریف کند، هم او گریه می کرد و هم ما. گفته است دو شبانه روز است که در اعتراض به این رفتار خشونت آمیز لب به آب و غذا نزده است. اگر کسی امروز به داد او نرسد تا دو سه روز دیگر باید پیکر بی جان آقای نوری زاد را از اوین تحویل بگیریم.

کمی بیشتر از وضعیت جسمی ایشان به ما می گویید؟ جراحت تا چه اندازه ای است و آیا مراقبت ها هم متناسب با حال ایشان هست؟

فاجعه اینجاست که همسرم در این ضرب و شتم، دچار ضربه مغزی شدیدی شده است، می گوید بینایی اش هم در اثر ضربه ای که به مغرش وارد کرده اند، مختل شده است. متاسفانه وضعیت او خیلی حاد است. آنقدر چهره اش متاثر بود که من خودم را به سختی کنترل کردم تا شاید کاری برایش بکنم. می گفت؛ بعد از اینکه کتکش زده اند او را به یک دخمه ای منتقل کرده اند که از کمترین امکانات بهداشتی برای مداوای بلایی که خودشان به سرش آورده اند هم محروم مانده است. به چه کسی بگوییم که این رسم انسانیت نیست ، یک انسان را به جرم نوشتن چند نامه در زندان بیاندازند و بعد هر روز ما (خانواده اش) را مورد آزار و اذیت قرار دهند.

همسر شما یک بار از زندان به رهبری نامه نوشته است و او بارها ایشان را پدر هم خطاب قرار داده اند، آیا ممکن است بار دیگر به دلیل نوشتن نامه ای جدید مورد ضرب و شتم قرار گرفته باشد؟

هیچ نمی دانم. من فقط می دانم تمام وسایل اش را هم در زندان به غارت برده اند. همه دست نوشته هایش را از او گرفتند، حتی کاغذ و قلم هم دیگر ندارد.

وقتی خبر را مطلع شدید آیا با مسولان قضایی تماس گرفته اید؟ به عنوان مثال با نمایندگان مجلس یا هیچ مسوولی که بتواند در این زمینه شما را یاری کند دیدار یا گفتگو کرده اید؟

هیچ کس علی الظاهر پاسخگو نیست. من فقط با آقای تابش نماینده مجلس تماس گرفته ام و از ایشان خواسته ام به دادمان برسد. هیچ کس نمی خواهد بشنود در این کشور چه بلایی دارد به سر دلسوزان کشور می آید؟ چشم هایشان را بسته اند، گوش شنوایی نیست . با چه زبانی بگویم اگر امروز کسی به داد مان نرسد تا سه چند روز دیگر فاجعه بزرگتری اتفاق خواهد افتاد..

من حتی از آقای ابوترابی و احمد توکلی نمانیدگان تهران خواهش کرده ام که فقط یک بار بروند به زندان. این وظیفه مجلس است. از آنها بارها خواهش کرده ام فقط برای هواخوری یک بار بروند در اوین راه بروند تا بفهمند آنجا چه خبر است. این مجلس اگر قرار بود کاری بکند دیگر به طرحی که مربوط به تحقیق و تفحص از بازداشتگاه های کشور بود نه نمی گفتند همین رای منفی مجلس یعنی حتی نمی خواهند تحقیق کنند، نمی خواهند بشنوند.

با مسولان قضایی چه؟ آیا با خود دادستان که مسول رسمی این پرونده ها است صحبت کرده اید؟

تنها یک بار موفق شده ام با خود آقای جعفری دولت آبادی دادستان تهران دیدار کنم که همان یکبار هم ایشان به من گفت تا زمانی که اندیشه آقای نوری زاد مهار نشود، از آزادی خبری نخواهد بود که من به همین هم اعتراض کردم و گفتم اگر امروز به جایی رسیده ایم که باید شمشیرها را علیه اندیشه افراد بالا ببریم، باکی نیست اما چرا کسی را که به خاطر اندیشه اش زندانی کرده اند این چنین با بی رحمی و خلاف اصول ابتدایی انسانی مورد ضرب و شتم قرار می دهند؟ چرا خانواده ها را آزار می دهند، این انصاف نیست. .

آقای نوری زاد در اعتصاب به سر می برد، وقتی که با او دیدار کابینی داشتید آیا این اعتصاب را فراگیر یافتید یا تنها مختص خود ایشان بوده است؟

نمی دانم آنجا چه خبر بود. اطلاعی در این زمینه ندارم اما یک جو امنیتی عجیبی امروز بر اوین حاکم بود. برخلاف گذشته که تنها دو مامور آن بالا نظارت می کردند بر ملاقات، امروز تردد و رفت آمد ماموران بسیار چشمگیر بود و چهار نفر مراقب ایستاده بودند. شاید هم به دلیل اینکه در آستانه خرداد قرار داریم نگران شده اند.

وضعیت خانواده شما چگونه است و شرایط جدید آقای نوری زاد چه تاثیری بر فضای روحی حاکم بر خانه و دختران تان گذاشته است؟

سخت است که مرد زندگی مرا برده اند و بعد هیچ کاری از دست مان بر نمی آید تا برای آزادی او انجام دهیم. دست مان از همه جا کوتاه مانده است. همه وسایل ما را هم که برده اند، من حتی برای پس گرفتن کارت های بنزین و وسایل شخصی ام به هر دری زده ام. در رفت و آمدهایی که با نهادهای قضایی داشتم، یافته ام که هیچ گوش شنوایی نیست. به آنها گفته ایم حالا که تصمیم گرفته اید مرد خانه ما در زندان باشد و می خواهید اینگونه آدم ها را ادب کنید، قبول، ما هم می پذیریم که او در زندان باشد تا به قول شما هرج و مرج در کشور پیش نیاید، ما هم شکایت مان را تنها به خدا برده ایم. از رنجی که بر خانواده ما می رود هیچ پناهی در این کشور نیافته ایم جز خدا. خانواده ما برای احیای این انقلاب همه کار کرده است اما حالا که شما تصمیم گرفته اید با بی رحمی زندانی کنید و بزنید هیچ ایرادی ندارد، ما خودمان را برای هر اتفاقی آماده کرده ایم. اگر می خواهید بکشید، شرم نکنید.چنان که تا به حال هم نکرده اید.

نهادهای امنیتی با برخی از خانواده های زندانیان سیاسی تماس گرفته اند و آنها را از مصاحبه منع کرده اند، آیا خانواده شما تاکنون از طرف نهادهای امنیتی تحت فشار قرار گرفته است؟

بله، دوبار به خانه ما زنگ زده اند، من اساسا اهل گفتگو نبوده ام، اهل فریاد زدن هم نبوده ام، تا به حال دلم نمی خواست صدای فریادمان را کسی بشنود، فقط دو بار که کسی پاسخگوی وضعیت همسرم نبود با بی بی سی مصاحبه کرده ام، بلافاصله به من زنگ زده اند و گفته اند به چه حقی مصاحبه می کنید.

و شما پس از آن تماس تلفنی، سکوت کردید؟

دو روز است که همسرم حتی لب به آب نزده است، مگر می شود سکوت کرد؟ چشم هایش، بینایی اش، سلامتی اش، مگر می شود هیچ نگفت؟ در اعتراض به این رفتار خشونت آمیز و غیر انسانی در اعتصاب کامل است. من تا به حال به هر دری زده ام، با خود آقای دادستان هم که دیدار کرده ام، دوباره برایشان نامه نوشتم برای پس گرفتن وسایل شخصی خودم همه جا رفتم اما وقتی کسی جواب نمی دهد، دادم را به کجا بگویم؟ همین امروز اگر داد نزنم، همسرم تا چند روز دیگر جان خودش را از دست می دهد. درست است که در برابر همه این رفتارهای غیر انسانی، وقتی هیچ راهکاری پیش روی ما نمی گذارند به اجبار خودمان را برای همه چیز آماده کرده ایم اما چگونه توقع دارند که داد هم نزنیم؟ حال ما شبیه کسانی است که دارند ما را در آب غرق می کنند، دارند جان مان را می گیرند بعد می گویند داد هم نزنید، کمک هم طلب نکنید.

آخرین پرسشم، چه توقعی از مقامات ارشد کشور دارید؟

همه در جریان هستند، همه خوب می دانند که چه اتفاقی دارد در زندان ها می افتد، امیدوارم تا دیر نشده کاری بکنند، این وظیفه قانونی شان است که بیایند حالی از خانواده های زندانیان بپرسند تا ما به آنها بگوییم چه بلایی دارند سر مان می آورند. اگر تا به حال نیامده اند، باید بدانند که اینبار جان یک انسان در خطر است و اگر به وضعیت او در دخمه ای که رهایش کرده اند نرسند ممکن است دیگر زنده نماند


32 پاسخ به “مصاحبه با همسر نوری زاد در مورد وضعیت جسمانی همسرش”

  1. علی سبز گفت:

    ولا نمی دانم چه بگویم و اصلا چیزی می شود گفت یا نه….

    زین اتش نفهته که در سینه ی من است
    خورشید شعله ی است که در اسمان گرفت

  2. م.ت گفت:

    ای داد
    خدایا ما اینجا غریب افتادیم
    کسی نیست به داد ما برسد
    مگر این حکومت مدعی عدل علی نبود همو که از پیراونش خواست با قاتل اش (ابن ملجم ) مدارا کنند؟
    این چه رفتاری است که با یک اسیر بی پناه در یک حکومت اسلامی می شود؟
    اگر دین ندارید پس جوانمردی و وجدان و انسانیت تان کجا رفته که با یک اسیر اینگونه رفتار می کنید؟
    بیزارم بیزارم از این اسلام
    چگونه می خواهید پیروان اسلام و مسلمین را در جهان زیاد کنید و آن را به اقصا نقاط جهان صادر ؟
    ننگ ننگ بر این حکومت ضد بشر

  3. معلم سبز گفت:

    آنوقت پذیرایی و تجلیل آنان را در مقابل زندانی های انگلیسی گرفتار شده در آب های خلیج فارس به یاد بیاورید .

    اصلا چرا راه دور برویم ، هر چند که هیچ چیز از حافظه ی ملت پاک نمی شود ،خبر امروز را ببینید :
    دیدار مادران ۳ آمریکایی زندانی با فرزندانشان در هتل استقلال

    شرم آور است ، این ها آبروی ایران ، اسلام ، تمدن ، غیرت ایرانی و همه و همه رو یک شبه برده اند .

    برخیزید ، من اگر برخیزم ، تو اگر برخیزی … …

  4. مانی گفت:

    خداییش من تحمل خواندن این صحبت های دردناک را ندارم.

    یک روز خواهد امد. و ان روز , روز پیروزی ملت سبز ایران است. …

  5. علی گفت:

    جای تاسف است که سنگها را بسته اند و سگان را رها کرده اند…

  6. قلم فرانسه گفت:

    بخشی از جاودانه فریدون مشیری اشکی در گذرگاه تاریخ:
    “صحبت از پزمردن یک برگ نیست
    فرض کن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
    فرض کن یک شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
    فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخست
    در کویری سوت و کور
    در میان مردمی با این مصیبت ها صبور
    صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
    گفتگو از مرگ انسانیت است” ! قلم فرانسه

  7. ناشناس گفت:

    این تذهبون!( بای ذنب قتلت) مراجع تقلید به خدا محافظه کاری بس است ! سکوت بس است !به خدا باید در ان دنیا جواب گو باشید به داد زندانیان برسید!!!!!چاره کار در این شرایط دست مراجع است اگ مراجع با هم اتحاد کنند ویک بیانیه بدهند اقایان حساب کار خود را میکنند.امام حسین هم به خاطر همین سکوت شهید شد………..بای ذنب قتلت

  8. مصطفی گفت:

    لطفا خبر ضرب و شتم محمد نوری زاد را عنوان اصلی سایت کنید!با تشکر

  9. محمد علی گفت:

    درود و سلام خداوند بر تو ای سرو آزاده…
    درود و سلام خداوند بر همسر و فرزندانت…
    پدر پایدار امت…تو افتخار بشری…رو سپیدمان کردی در پیشگاه حضرت حق…

  10. سپهر گفت:

    حکومت اسلامی!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  11. زهرا گفت:

    ای بابا زحمت نکشید.همه چها چنگولی چسبیدند به میزشان مبادا روزی کسی به آنها بگود شما صلاحیت نمایندگی مجدد مردم را ندارید

  12. ناشناس گفت:

    با سلام خدمت تمام یاران
    با توجه وضعیتی که پیش امده است و با عنایت به رفتار های ددمنشانه اخیر حکومت از تمامی دوستان خواهشمندم در اقدامی هماهنگ ضمن محکوم کردن وضعیت موجود و رفتار غیر انسانی که با حر زمان نوریزاد عزیزمان می شود از رهبران جنبش در خواست شود در اقدامی عاجل جلوی بروز فاجعه ای دیگر را بگیرند و همراهی خود را با تصمیمات رهبران جنبش اعلام کنند
    وهمچنین به رهبران جنبش متذکر می شوم که ضمن احترامی که به شخصیت . تدابیر ومقاومت نزدیک به یک ساله شما دارم اما باید اعلام کنم که تجربه مبارزاتی چندین ساله مردم ایران این را خوب به ما یاد داده است که عدم انتقاد از رهبران حرکت ها را به نابودی کشانده است
    پس ضمن اعلام همبستگی مجدد با جنبش سبز با رهبری مهندس میر حسین موسوی وشیخ مهدی کروبی واعلام امادگی برای اجرای تصمیمات رهبران . از این دوبزرگوار خواستارم که تحرک خویش را در استانه سالگرد انتخابات افزایش دهند وبدانند که بعد از یک سال صبر و استقامت در برابر این ظالمان و بروز رفتار های اینچنینی از سوی حکومت که گویا دور برداشته است منتظر تصمیمات جدیدی هستیم که متناسب با وضعیت پیشرو باشد . گویا حکومت با افتضاح هایی که در داخل و خارج به بار اورده است دیگر توان خود را از دست داده است ولی این از دست دادن توان به بهای از بین رفتن خانه وکاشانه ما صورت گرفته است همانگونه که مهندس در بیانیه های اول خود فرمودند باید نگذاریم این تقلای انها برای حفظ قدرت خانه وکاشانه ما را به باد دهد اینان با این وضعیت خود ساخته نه تنها خانه وکاشانه ملت بلکه کل ایران را بباد خواهند داد
    بار دیگر خواهان اقدامی عاجل برای نوریزاد هستم و امادگی خود را با تصمیمات رهبران جنبش اعلام می دارم وخاطر نشان می کنم که ادامه وضعیت حاضر یا منجرز به دلسردی ملت از حرکت خود خواهد شد ویامنجر به اقدامی خود جوش از سوی خود ملت خواهد شد که این اقدام بدون رهبری مسلما باعث مشکلاتی خواهد شد

  13. ناشناس گفت:

    طاقت بیار میشه شنید خندیدن دلخواه رو
    تو زنده می مونی رفیق طاقت بیار این راه رو
    طوفانو پشت سر بذار اون سمت ما ابادیه
    این زمزمه تو گوشمه فردا پر از ازادیه

    طاقت بیار رفیق

  14. mohsen گفت:

    به خدا دارم با گریه مینویسم، نه بخاطر نوریزاد، که او عاقبت به خیر شد. فقط مقایسه شریعتمداری با نوریزاد نشان از این میدهد. بلکه گریه کردم به خاطر مظلومیت شیعه و امام شیعیان علی.
    همو که به نامش عدالتخانه و دارالخلافه ساخته اند و گوش فلک را کر کرده اند اما چگونه با اسیر دربند اینگونه میکنند حال آنکه آن آزاد مرد نگذاشت کسی متعرض قاتل او شود تا زنده است.
    خدایا، حجتت چگونه تاب میآورد که با آبروی جدش اینگونه میکنند؟

  15. mohsen گفت:

    داشتم با خود حساب خمس میکردم، گفتم به که بدهم. به کدام مرجع تقلید؟ کدام از آنها جز ۱-۲ نفر در مقابل ظلم فریاد کشید. کدامیک از آنها در مقابل شکنجه این اسیران در بند فریاد زد. آیا اسیری زینب گریه دارد، اما اسیری این همه زنان دربند به خاطر گفتن و نوشتن گریه و فریاد ندارد؟ آیا کتک زدن علی بن حسین علیه سلام گریه و زاری و فریاد دارد اما در مقابل کتک زدن به نوریزاد و بقیه اسیران سبز باید سکوت کرد؟ حال شما بگویید، با این حساب خمس چکنم؟

  16. کاش همسر آقای نوری زاد و زندانیان ایرانی هم به هتل استقلال میرفتند و مادرانشان برای ملاقات به آنجا میامدند اما نه نه نه ، این فقط یک ، کاش است بهتره بگم که فقط کاشکی حقوق زندانیان که ظلم نشدن است رعایت میشد و آقای نوری زاد را به هوای هوا خوری ، کتک نمیزدند !!!

    کاش مادران زندانیان سبز و آقای نوری زاد هم مثله یک زندانی آمریکای در هتل استقلال پذیرایی میشدند اما نه نه نه ، این فقط یک آرزوی محال است بهتره بگم کاش ، کاش با این عزیزان زندانی ، مثله یک انسان رفتار میشد و حقوق انسانی و زندانی آنها شامل حق وکیل ، دادگاه عادلانه ، ملاقات در شان و کرامت انسانی یک مادر داغدیده و زندانی و … انجام میشد و فقط به ایشان ظلم نمیشد ،

    بیچاره جوانان سبز ایرانی ، که در کهریزک ، کتک مفصل خوردند به آنها تجاوز شد و تعدادی از عزیزان در زندان به دست به استهلاح زندان بان های خودی کشته شدند و این روز دیدار مادران آمریکایی با فرزندان خود را بیاد داشته باشد .

    مادران ایرانی چه صبری دارند واکنون از مادر های آمریکایی باید پرسید که اگر فرزند آنها آنها کشته شده بودند و یا به آنها تجاوز شده بود و یا برای ابراز نظرات خود ، به زندانهای سنگین ، محکوم میشدند چه میکردند ؟ کاش ملاقاتی بین مادران آمریکایی با مادران ایرانی داغدیده بر قرار میشد و میفهمیدند که تفاوت چگونه است ؟

    تفاوت ملاقات مادر و همسر آقای نوری زاد را در زندان با مادرآن آمریکائی در زندان هتل استقلال، را هم فهمیدیم خدایا شکرت که هر چیزی که در دنیا انتظارش را نداشتیم از اینها دیدیم
    تفاوت زندانی ایرانی و زندانی آمریکائی در جمهوری اسلامی را هم فهمیدیم خدایا شکرت

  17. امیر گفت:

    با اجازه محمدعلی و به نظرم همه باید این جملات رو تکرار کنن
    درود و سلام خداوند بر تو ای سرو آزاده…
    درود و سلام خداوند بر همسر و فرزندانت…
    پدر پایدار امت…تو افتخار بشری…رو سپیدمان کردی در پیشگاه حضرت حق…
    همیشه زنده و در فلب مایی

  18. ققنوس گفت:

    شرمتان باد شرمتان باد…
    در این دیار خدا مرده ست. بله به قوا نیچه خدا مرده است خدا در دیاری که مسلمانان آن برادر خود رو
    با چنین وضعی کتک می زنند مرده است خدا از دل علمای زور و تزویر ما بیرون است.
    برای نجات خود به خدای خودمان و خویشتنمان تکیه کنیم آینده برای ماست و رو سیاهی برای حاکمان
    زور و تزویر.

  19. درود برزينب هاي زمان.درودبرمادري كه شيرپاك به محمدداد.درود برابوذر زمان .تف بر صورت ظلمان.كجايندتابشنوندوببينند انهايي كه خود رابا علي مقايسه اياكروكرند.

  20. الهه گفت:

    وای بر ما که این ها را می دانیم و سکوت کرده ایم…

  21. ali000 گفت:

    حکومت اسلامی رو هم دیدیم …. تجاوز ، قتل ، شکنجه ، ….

  22. ناشناس گفت:

    آی آنان که به نام شهیدان ما حکومت می کنید
    آی آنان که به نام اسلام و انقلاب حاکمید
    چیزی بگویید
    حرفی بزنید
    پاسخی بدهید
    من طرفداران انقلاب اسلامی ام و راه امام
    و بی پاسخ گذاشتن این اخبار و نظرات را واقعا ضد انقلاب و راه امام می دانم
    آی حاکمان
    اگر این اتفاق را آن چنان که بوده شما توضیح دهید آثار منفی آن به حد اقل می رسد
    اگر حرفی دارید بزنید
    ببینیم واقعیت چیست
    دین ما انقلاب ما و امام ما تحمل این گونه حرکات را ندارد
    اساسا ما پیرو این دین و انقلاب شدیم که بوی نور می داد و بوی خدا و انسانیت …. اگر در ای راستا فکر می کنید … لازم است توضیح دهید
    پاریس علی

  23. سارا گفت:

    خدايا كمكمون كن…

  24. ناشناس گفت:

    از حكومت …………… بيش از اين توقعي نداريم !!!!!!
    وقتي كربلاي معلي بوديم بالاي سر حضرت نماز براي شهداي جنبش سبز خوانديم
    وقتي در كاظمين بوديم به ياد مظلوميت حضرت موسي بن جعفر عليه السلام براي آزادي زندانيان دعا و نماز خوانديم
    يا حسين (ع) مير حسين

  25. سیدحسن گفت:

    ماهمه ازشما حمایت میکنیم
    درسته کاری از دستمون بر نمیاد
    اما دعا میکنیم خدا هرچه زودتر شر این ظالمین رواز کشور ما برداره وهمسرتون از زندان زنده بیرون بیاد
    انشاالله

  26. sabz گفت:

    alan inghadr ashk to cheshame ke sakht mitonam benevisam.

    vali ona ba in karashon faghat in azizan ro behtar be ma mishnasonan.

    man ta ghabl az ina aghaye norizad ro nemishnakhtam

    alan be irani bodanam be khatere ishon eftekhar mikonam.

    age mishe az neveshte haye ishon montasher konid.

  27. ناشناس گفت:

    لعنه الله علي قوم الظالمين

  28. samy گفت:

    آخر(شما سبزی ها ) تا کی می خواهید چهره دوگانه خود را از مردم ایران پنهان کنید . آ خر تا کی می خواهید به این دروغ ها ادامه دهید ؟؟؟؟!!!!!

  29. EFAT گفت:

    ای عزیران منافق ای پسران و دختران مزدور عزیز آخر این سوسول بازی ها بس است (با شما هستم سبزی منافق عزیز برادر)

  30. هما گفت:

    اندیشه نوری زاد، مهار نشدنی است. ننگ بر آنانکه در کار مهار اندیشه اند.
    خونم به جوش آمد از ظلمی که به این مرد بزرگ و حق طلب رفته….

  31. دخت سبز ایران گفت:

    شرمتان باد…
    دعا میکنیم خدا هرچه زودتر ریشه ناپاکتان را بخشکاند!

    درود و سلام خداوند بر تو ای سرو آزاده…
    درود و سلام خداوند بر همسر و فرزندانت…

  32. یک سبز از زاهدان گفت:

    امان و درد از این همه ظلم و ظقاوت که در حق ملت ما روا می دارند.