سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه مهدی محمودیان به کارگردان دربند:آقای پناهی! اعتصاب غذای خود را بشکنید...

نامه مهدی محمودیان به کارگردان دربند:آقای پناهی! اعتصاب غذای خود را بشکنید

چکیده :من به عنوان عضوی کوچک از خانواده بزرگ ایران که هم اینک در بند به سر می برم، ضمن محکومیت این اقدامات غیر قانونی از شما استاد گرامی خواهشمندم با پایان دادن به اعتصاب غذای خود روش های اعتراضی دیگری را پیش بگیرید. چرا که ایران آزاد و آباد در آینده به هنرمندان و اندیشمندانی همچون شما نیازمند...


مهدی محمودیان روزنامه نگار دربندی  که از تاریخ ۲۵ شهریور ماه در بازداشت به سر می برد بعد از شنیدن خبر اعتصاب غذای پناهی در نامه به او خواستار شکستن این اعتصاب غذا شده است.

متن این نامه که در اختیار جرس قرار گرفت به شرح زیر است:

استاد گرامی جناب آقای جعفر پناهی

شنیده ام در اعتراض به فشارهایی که به خانواده محترم، بخصوص فرزندانتان آورده اند، دست به اعتصاب غذا زده اید.

من یک زندانی تبعیدی در زندان کچوئی که سال گذشته بیش از 150 روز در همان سلول های بند 209 زندانی بوده ام، بخوبی می دانم که شما و دیگر دوستان در چه وضعیتی به سر می برید و با شکنجه های روحی و روانی دست و پنجه نرم می کنید. وقتی خبر اعتصاب غذای شما را شنیدم برخود لازم دانستم به عنوان جوانی که بارها از دیدن فیلم هایتان لذت برده ام، حال که خود را همراه و همسنگر شما می بینم مطالبی را خدمتتان عرض کنم.

شنیده ام خانواده تان، بخصوص دخترتان را تهدید به بازداشت کرده اند. چندین بار برای تفتیش منزلتان به آنجا رفته اند و برای عزیزانتان مزاحمت ایجاد کرده اند که باعث واکنش شما شده است.

جناب آقای پناهی قطعا از کسانی که در بازداشتشان به سر می برید انتظاری جز این نیست. که اگر رفتارهای انسانی، اخلاقی و قانونی داشتند علی القاعده با آنها مشکلی نداشتیم و شما امروز در حال فیلم ساختن بودید و من در حال انجام کار خود و در زندان نبودیم.

اگر شکست هایشان را در عرصه فکر و هنر و قلم و سیاست را می پذیرفتند و پاسخ آن را با غل و زنجیر و باتوم و کهریزک نمی دادند که ما با آنها مشکلی نداشتیم و امروز در زندان نبودیم.

آقای پناهی شما برای مبارزه با همین بی عدالتی ها، بی اخلاقی ها و ناهنجاریها در زندان هستید و امروز خانواده بزرگ ایران به این ناهنجاریها مبتلاست. و برای درمان این غده سرطانی به عزیران و بزرگوارانی همچون شما نیازمند است. من به عنوان عضوی کوچک از خانواده بزرگ ایران که هم اینک در بند به سر می برم، ضمن محکومیت این اقدامات غیر قانونی از شما استاد گرامی خواهشمندم با پایان دادن به اعتصاب غذای خود روش های اعتراضی دیگری را پیش بگیرید. چرا که ایران آزاد و آباد در آینده به هنرمندان و اندیشمندانی همچون شما نیازمند است.

مهدی محمودیان

22/9 /1389

زندان کچویی


5 پاسخ به “نامه مهدی محمودیان به کارگردان دربند:آقای پناهی! اعتصاب غذای خود را بشکنید”

  1. مانی گفت:

    با نامه مهدی محمودیان کاملا موافق هستم. اقای پناهی باید در مقابل این همه سختی که نسبت به خود و خانواندش وارد شد , ولی همچنان مقاوم و صبور باشد.
    میر حسین موسوی: امسال سال صبر و استقامت بر تمام سختی ها است.

    اقای پناهی شاید خدایی نکرده با اعتصاب غذا مشکل خیلی حادی برای شما پیش بیاد. ولی ایا باز حکومت با اعتصاب غذای امثال شما مقداری خويشتندار میشود؟ نه اقای پناهی. حکومت هیچ فرقی به حالش نمی کند که شما یا اقای نوری زاد اعتصاب کنید یا نکنید.
    روزی که شما ازاد شدید. میتوانید تمام اتفاقات داخل زندان را برای ملت شرح دهید . ما به پناهی و پناهی ها احتیاج داریم. بنابراین بشکنید این اعتصاب غذا را.

    به امید ازادی اقای نوری زاد و جعفر پناهی ” افتخار سینمای ایران”

  2. رضا گفت:

    سایر کارگردان و هنرمندان سینمای ایران چرا اینقدر ساکت اند ،
    خانم درخشنده ،
    خانم بنی اعتماد ،
    آقای مهرجویی ،
    آقای مجیدی ،
    آقای حاتمی کیا ،
    آقای درویش ،
    آقای میرکریمی ،
    آقای افخمی ،
    آقای تبریزی ،
    آقای فرهادی ،
    آقای کاهانی ،
    آقای پور احمد ،
    و سایر آقایان و خانم های هنرمند ایران ، تعهدتان به سینمایی که پناهی به آن قسم خورد در حد یک ابراز تاسف ساده هم نبود یا مساله دیگری هم در میان است ،
    ما چشم امیدمان به شماست ، ما را فقط برای پر کردن سالن سینماهای فیلم هایتان نخواهید …

  3. بسیجی خمینی گفت:

    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت /// دائما یکسان نماند حال دوران غم نخور

  4. قاسم گفت:

    شنیدم در زمان خسرو پرویز

    گرفتند آدمی را توی تبریز

    به جرم نقض قانون اساسی

    و بعض گفتمان های سیاسی

    ولی آن مرد دور اندیش، از پیش

    قراری را نهاده با زن خویش

    که از زندان اگر آمد زمانی

    به نام من پیامی یا نشانی

    اگر خودکار آبی بود متنش

    بدان باشد درست و بی غل و غش

    اگر با رنگ قرمز بود خودکار

    بدان باشد تمام از روی اجبار

    تمامش از فشار بازجویی ست

    سراپایش دروغ و یاوه گویی ست

    گذشت و روزی آمد نامه از مرد

    گرفت آن نامه را بانوی پر درد

    گشود و دید با هالو مآبی

    نوشته شوهرش با خط آبی:

    عزیزم، عشق من ، حالت چطور است؟

    بگو بی بنده احوالت چطور است؟

    اگر از ما بپرسی، خوب بشنو

    ملالی نیست غیر از دوری تو

    من این جا راحتم، کیفور کیفور

    بساط عیش و عشرت جور وا جور

    در این جا سینما و باشگاه است

    غذا، آجیل، میوه رو به راه است

    کتک با چوب یا شلاق و باطوم

    تماما شایعاتی هست موهوم

    هر آن کس گوید این جا چوب دار است

    بدان این هم دروغی شاخدار است

    در این جا استرس جایی ندارد

    درفش و داغ معنایی ندارد

    کجا تفتیش های اعتقادی ست؟

    کجا سلول های انفرادی ست؟

    همه این جا رفیق و دوست هستیم

    چو گردو داخل یک پوست هستیم

    در این جا بازجو اصلن نداریم

    شکنجه ، اعتراف، عمرن نداریم

    به جای آن اتاق فکر داریم

    روش های بدیع و بکر داریم

    عزیزم، حال من خوب است این جا

    گذشت عمر، مطلوب است این جا

    کسی را هیچ کاری با کسی نیست

    نشانی از غم و دلواپسی نیست

    همه چیزش تمامن بیست این جا

    فقط خود کار قرمز نیست این جا

  5. علی از قم گفت:

    سایر کارگردان و هنرمندان سینمای ایران چرا اینقدر ساکت اند ،
    خانم درخشنده ،
    خانم بنی اعتماد ،
    آقای مهرجویی ،
    آقای مجیدی ،
    آقای حاتمی کیا ،
    آقای درویش ،
    آقای میرکریمی ،
    آقای افخمی ،
    آقای تبریزی ،
    آقای فرهادی ،
    آقای کاهانی ،
    آقای پور احمد ،
    و سایر آقایان و خانم های هنرمند ایران ، تعهدتان به سینمایی که پناهی به آن قسم خورد در حد یک ابراز تاسف ساده هم نبود یا مساله دیگری هم در میان است ،
    ما چشم امیدمان به شماست ، ما را فقط برای پر کردن سالن سینماهای فیلم هایتان نخواهید …