سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دلنوشته دختر محسن آرمین برای پدر:چقدر خوشبختم که پیام خداوند را دریافت کردم...

دلنوشته دختر محسن آرمین برای پدر:چقدر خوشبختم که پیام خداوند را دریافت کردم

چکیده :و من چه قدر خوشبختم که پیام خداوند را دریافت کردم که سلام میگوید بر صابران و ذکرش اطمینان قلب ایمان آورندگان است. و الان چه آرامم از آن بابت. خداوندا سپاس میگویم ترا که نشانم دادی که با...


دختر محسن آرمین دلنوشته ای  برای پدر دربندش نگاشته است. متن این یادداشت که برای سایت امروز ارسال شده در پی می آید:

روز جمعه بود. دو روز پیش از دستگیری پدرم. به جلسه قران رفته بودم. برنامه شروع شد و مسئول جلسه از من خواست که من شروع کننده باشم.

آیات ۱۹ تا ۲۸ سوره رعد به من رسید که بخوانم. دو تا تکه اش را خیلی دوست داشتم:

سَلَامٌ عَلَيْكُم بِمَا صَبَرْتُمْ ۚ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ ﴿٢٤﴾ا

و

الَّذِينَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِكْرِ اللَّـهِ ۗ أَلَا بِذِكْرِ اللَّـهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ﴿٢٨﴾ا

وقتی خواندنم تمام شد، گفتم من این آیه ۲۸ را مخصوصا همیشه خیلی دوست داشته ام و خوشحالم که این قسمت به من رسید. گفتم این را به فال نیک میگیرم که این قسمت به من افتاد که بخوانم.

و بیست و چند ساعت بعد پدر آزاده ام را به اسارت بردند.

و من چه قدر خوشبختم که پیام خداوند را دریافت کردم که سلام میگوید بر صابران و ذکرش اطمینان قلب ایمان آورندگان است. و الان چه آرامم از آن بابت. خداوندا سپاس میگویم ترا که نشانم دادی که با مایی.

دوست داشتم بدانم در جلسه قرآن جمعه اش، او روی کدام آیه صحبت کرده؟ کاش میدانستم پیام خداوند به او چه بوده که آنقدر آرام بوده که وقتی به خانه مان ریختند، به ماموران معذور لبخند می زده و به ایشان خوردنی روی میز را تعارف می کرده.

همیشه وقتی بدون او به سفر میرفتم پیشانی ام را میبوسید و آرام میخواند:

فَاللَّـهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ

از دور دور پیشانیت را و روی ماهت را میبوسم و میگویم:

فَاللَّـهُ خَيْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ

خداوند تو را از دستان شیطان صفتان حفظ کند.

مهربان را شکر به همه داده ها و نداده هایش

مطهره آرمین

۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۹


11 پاسخ به “دلنوشته دختر محسن آرمین برای پدر:چقدر خوشبختم که پیام خداوند را دریافت کردم”

  1. فرهنگ سبز گفت:

    تقدیم به خانواده آرمین:شب است و آسمان محو سکوت است…و آنسوتر دلی گرم قنوت است-یاحسین میرحسین

  2. فرهنگ سبز گفت:

    تقدیم به خانواده آرمین: شب است و آسمان محو سکوت است…و آنسوتر دلی گرم قنوت است-یاحسین میر حسین

  3. دادگر گفت:

    اسیر اونی که تو بند شهوت قدرت مستانه پرده دری می کنه از انسانیت و اخلاق و مسلمونی و آزاده تویی که فریاد زدی : ما رایت الا جمیلا …

  4. اين عزيزان دربند ما وخانوادهاي بزرگوارشان تنها اميدشان خدا وهمين قرآن مبين است
    خوش به سعادتان كه همه پرورش يافته ي مكتب قرآن هستيد
    و ما ملت سبز نيز يك صدا با شما عزيزان مي گوئيم :

    سَلَامٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ ۚ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ

    وبا اطمينان به ايزد مننان خطاب به جباران زمان فرياد مي زنيم:

    الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُم بِذِکْرِ اللَّـهِ ۗ أَلَا بِذِکْرِ اللَّـهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ
    وبه مهندس موسوي مرادمان ورئيس جمهور عزيزمان يك صدا مي گوئيم مهندس جان :فَاللَّـهُ خَیْرٌ حَافِظًا ۖ وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

  5. انقدر دریافت این نشانه خداوند زیبا بود که ما هم همراه با خواندن این نامه کلام خداوند را از لابلای این نامه دریافت کردیم ،درود بر تو و پدر با ایمانت که چنین فرزندی را پرورش داده است

  6. سلام گفت:

    مردان حق در زندان و اسیری هم ازادند……اسیران دنیا طلبان هستند که حق را زیر پا میگذارند تا حکومت کنند…..

  7. سلیمان گفت:

    دلی که غیب نمایست و جام جم دارد / ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد!

  8. ناشناس گفت:

    سَلَامٌ عَلَیْکُم بِمَا صَبَرْتُمْ ۚ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ چقدر زیبا بود !خدا پدرت و تمام زندانیان که در چنگال این دنیا پرستانند رو در پناه خودش محفوظ نگه داره .

  9. كورش گفت:

    درود بر محسن آرمين و خانواده گرامي اش
    تاريكي لز بين خواهد رفت وآزادگان با افتخار از آن بيرون ميآيند واي به حال …
    پيروزي نزديك است…

  10. صبا گفت:

    من دو سه بار پیش اومده که تو جلسات سخنرانی پدرت شرکت کنم و ایشان را مردی نیک و پربار شناختم و از همی جا به خاطر داشتن چنین پدری به شما تبریک می گویم
    خداوند نگهدار ایشان و شما باشد
    فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین

  11. امير گفت:

    مطمئنم كه اين نظر رو تو بخش نظرات نمي ذاريد و لي به دختر آرمين بگيد كه اگه توام از چهره ي حقيقي پدرت اطلاع داشتي و ذره اي انصاف تو وجودت باشه ديگه اسم پدرتو نخواهي آورد هرچند چنين كاري براي خانواده اي كه عمري رو در دورويي و نفاق سپري كردند كار مشكليه.