سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه ای به فرزند بهشتی؛ نام البرز را به خاطرداشته باش...

نامه ای به فرزند بهشتی؛ نام البرز را به خاطرداشته باش

چکیده :نام البرز را به خاطر بسپار و سرگذشت او را بخوان.سربلندی و افتخار از آن پدر تو و همه آزادگان دربند...


کلمه:یکی از مخاطبان سایت کلمه نامه ای  خطاب به صدرالدین بهشتی ، فرزند علیرضا بهشتی شیرازی از مشاوران در بند مهندس موسوی ارسال کرده و در آن تاکید کرده است:

اگر به ملاقات پدر گرامی ات رفتی سلام ما را به او برسان و بگو که نه عصبی باشد نه ناامید. و انتظار وفاداری به رسم و آیین مسلمانی و انسانی از کسی داشته باشد که برآن رسم زیسته است.

سید علیرضا بهشتی شیرازی از مشاوران ارشد مهندس موسوی است که از 7 دی ماه سال گذشته بازداشت شده و بدون آنکه اتهام او مشخص شده باشد در بند است.در روزهای اخیر بهشتی شیرازی به خانواده خود گفته است که قرار بازداشتش برای دو ماه دیگر تمدید شده است.

متن این نامه که برای کلمه ارسال شده به شرح زیر است:

نامه ای به سید صدرالدین بهشتی شیرازی فرزند سید علیرضا بهشتی شیرازی

تقدیم به پرومته های دربند اوین

صدرالدین عزیز در خبرها خواندم که برای تظلم خواهی به دیدار علما رفته ای و از برخورد نامناسب زندانبانان با پدرت گلایه کرده ای …این خبر بهانه ای شد تا برایت چند کلمه بنویسم.

آیا تصادفی است که زندان اوین جایی در رشته کوه البرز ساخته شده است؟آیا از ماجرای کوه البرز چیزی خوانده یا شنیده ای؟

ای دماوند با ما سخن بگو …

ای دیو سپید پای در بند

ای گنبد گیتی ای دماوند

از سیم به سر یکی کله خود

زآهن به میان یکی کمربند

تا چشم بشر نبیندت روی

بنهفته به ابر چهر دلبند

ای کوه که بر بلندای البرز برآمده ای…

بگو که البرز کوه ،چه داستانها در سینه دارد و آتشفشان خاموش تو چه شعله ها در خود نشانده است…

برای صدرالدین و همه فرزندان آزادگان در بند تعریف کن که :

نام البرز تنها نام ساده ای برای شناساندن رشته کوهی در جغرافیای ایران نیست.این نام تاریخ و شناسنامه سرزمین ایران است و ایران خود تنها یک کشور نیست که نماد سرزمین همه آزادگان و پهلوانان و عاشقان و خردمندان است.

البرز تاریخ آزادگی ایرانیان است :

فریدون در دامان البرز پرورش یافت

-آشیانه سیمرغ بر این کوه است

-زال پدر رستم در همین کوه بزرگ شد

-و آرش آزمون سخت تعیین مرز ایرانیان را بر این کوه انجام رساند.

شرح هریک از این ماجراها که به اشاره ای از آنها میگذرم با تو و سینه صدرالدین های این ملک …

اما صدرالدین :

از زبان فردوسی حکیم بازمیگویم که مبادا این داستانها را دروغ و فسانه بدانی که سرگذشت ماست. سرگذشت همه قلب های روشنی است که تنها پرتوی از آن بر تمام پیکر تیره روزان لرزه می اندازد و آنها را وادار به دست یازیدن به هر خشونت و حماقتی می کند. غافل از اینکه عاقبت خود از اینهمه تیرگی و بدخویی فرسوده و خسته خواهند شد و چاره ای جز روشن شدن نخواهند داشت!

سخن هر چه گویم همه گفته‌اند

بر باغ دانش همه رفته‌اند

اگر بر درخت برومند جای

نیابم که از بر شدن نیست رای

کسی کو شود زیر نخل بلند

همان سایه زو بازدارد گزند

توانم مگر پایه‌ای ساختن

بر شاخ آن سرو سایه فکن

کزین نامور نامه‌ی شهریار

به گیتی بمانم یکی یادگار

تو این را دروغ و فسانه مدان

به رنگ فسون و بهانه مدان

*ازو** **هر** **چه** **اندر خورد** **با** **خرد** ***

*دگر بر ره رمز و معنی** **برد*

صدرالدین عزیز

اگر به ملاقات پدر گرامی ات رفتی سلام ما را به او برسان و بگو که نه عصبی باشد نه ناامید. و انتظار وفاداری به رسم و آیین مسلمانی و انسانی از کسی داشته باشد که برآن رسم زیسته است.

صدرالدین

آتشی که در دل این پرومته هاست با دم سرد بازجویانشان خاموش نخواهد شد …هرچند زنجیرها دست و پا و دل آنها را زخمی و رنجور کند

اینها چاره ای جز گسترانیدن نور و روشنی ندارند …زیرا که دیگر خود شعله ورند…و دم سرد اهریمن تاثیری جز شعله ورتر کردن آنها ندارد…

نام البرز را به خاطر بسپار و سرگذشت او را بخوان.سربلندی و افتخار از آن پدر تو و همه آزادگان دربند است.


4 پاسخ به “نامه ای به فرزند بهشتی؛ نام البرز را به خاطرداشته باش”

  1. مام میهن گفت:

    بزرگترین مسکل کودتاگران این است که حلقه بسیار تنگی از تنگ نظران هستند و در برابر انبوه جمعبت فرهیخته و آگاه جامعه مستاصل و درمانده
    والله قسم که تا آخر این راه سبز با شما عزیزان دربند خواهیم بود

  2. ناشناس گفت:

    نه! بزرگترین مشکل … و “از همه نزدیک تر” به آنها این است که فراموش کردند علت وقوع انقلاب در وحله اول چه بود؟ آیا مردم عاشق چشم و ابروی آنها بودند یا دلشان به محرومیت های اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی زمان حاضر تنگ شده بود؟ یا به تعمیق شکاف های اجتماعی و قومی و عقب ماندگی از سایر کشور های همجوار علاقه مند بودند؟ آقایان که پاسخگو نیستند و به صندلی ریاست سخت چسبیده اند- ولی لااقل از خودشان باید سئوال کنند که چگونه توانسته اند فرجام انقلابی که در ابتدا به “انفجار نور” شهرت گرفت به یکی از “تاریکترین” مقاطع تاریخ ایران تبدیل کنند که در آن تملق چندش آور و دروغ و آمار ساختگی را عریان میتوان بیان کرد و بدان بالید ولی سخن حق را در لفافه باید گفت – یا تن داد به حبس انفرادی طولانی مدت و محرومیت از تمامی حقوق انسانی. مطمئن هستم از اینکه با استفاده از سرسپردگی قوای سه گانه و تعمیق محرومیت در جای جای کشور و به دریا انداختن “غیر خودی ها” و تحمیل استصوابی نادانان بی ادب و بی خرد بر ملت ایران و به زور تبلیغات شبانه روزی و استفاده ابزاری از دین خدا توانسته اند از بار مسئولیت انحراف کشتی شانه خالی بکنند به خود میبالند و از “زیرکی و هوشمندی” خود خرسندند. ولی جزای کسی که به خدا دروغ میبندد و به ناحق پیشنهاد مقایسه خود با یک پیامبر اولوالعزم را میدهد چیست؟ این است که در گذار زندگی هرگز نمیتوان از در غلطیدن به سراشیب سقوط در امان بود و همیشه و هر آن باید “امان” از خدا خواست. جای خالی دانش و آگاهی و انصاف را چیزی جز جهل و خرافه و تعصب میگیرد؟!

  3. s0gol گفت:

    “سربلندی و افتخار از آن پدر تو و همه آزادگان دربند است.”

  4. امضاء محفوظ گفت:

    مام میهن عزیز!
    گویا … یکی از داناترین افراد شان را رئیس عقیدتی سیاسی سپاه استان ….. کرده اند این فرد در دانشگاه هم درس می دهد .دلم می خواست می توانستم در این کامنت بگویم کیست و در کدام استان و کدام دانشگاه و آنوقت از همه کسانیکه با او درس دارند بخواهم نظرشان را درباره او بگویند آنوقت بیشتر به معنای حرف خودت پی می بردی که ” انبوه جمعیت فرهیخته و آگاه جامعه ” چرا در مقابل آنها ایستاده اند . باور کن نمی خواهم مثل آنها باشم و توهین کنم ولی واقعا این فرد از بیخ عرب است و در کلاس او همه یا مشغول صحبت با کناری هستند یا با مبایل شان ورمی روند و فقط گاهی که او با صدایی وحشتناک می خندد بچه می فهمند که آنها هم باید بخندند تا طرف نفهمد که کسی توی باغ نیست.
    این فرد جزء اگاه ترین افراد آنهاست ( رئیس عقیدتی سیاسی و استاد دانشگاه ) حالا خودت مجسم کن که بقیه در چه فازی هستند.
    اصلا بحث ما هم همین است که کشور را باید فرهیختگان و آگاهان آن بگردانند نه هر کس که ….. ولش کن می ترسم بیماری بی ادبی آنها به من و تو هم سرایت کند