سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه ای به دادستان؛چرخ تواب سازی را متوقف کنید...

نامه ای به دادستان؛چرخ تواب سازی را متوقف کنید

چکیده :اعتراف گیری و تواب سازی چه سودی دارد؟ مسئولیت تمام اسناد و مدارک و فیلم هایی که من از تجاوزها و شکنجه ها ارائه کرده ام تنها با خودم است و نه آقای داوری و نه هیچ کس دیگری دخیل در این ماجرا نبوده است/آیا این همه سیاهکاری که رخ داد کافی نبود که اکنون ماشین ترور شخصیت، همچنان به کار خود ادامه می دهد و به دنبال قربانی کردن افرادی دیگر است، آن هم فردی که تنها یک فیلمبردار بوده است/اگر من در نامه اول خود صرفا احتمال تجاوزها را مطرح کرده بودم، اینک اما به صورت عقلی و منطقی اطمینان یافتم که این اعمال پلید صورت گرفته است. تشت رسوایی اما از بام افتاد آنگاهی که هویدا شد چندین نفر در کهریزک زیر شکنجه به شهادت رسیده اند/اسنادی که ما ارائه کرده بودیم همگی در بایگانی ماندند و اکنون من از باب نمونه از شما درباره آن خواهر نجیب و محترمی می پرسم که درون اتومبیل ون حوادث تلخی بر او رفته بودچه سرنوشتی پیدا کرده است؟آیا قبول ندارید که پیگیری چنین پرونده هایی بسی مهم تر و ضروری تر است تا اعتراف گیری و تواب...


کلمه: مهدی کروبی در نامه ای به دادستان تهران خواستار توقف و رسیدگی به پروژه تخریب علیه خود شد.

به گزارش سحام نیوز متن کامل این نامه بدین شرح است:

جناب آقای عباس جعفری دولت آبادی

دادستان محترم تهران

با سلام

مدتی بود که اخبار متواتری در باب تحت فشار قرار دادن آقای محمد داوری سردبیر سایت سحام نیوز که بیش از هشت ماه است در بازداشت به سر می برد، برای اعتراف گیری علیه اینجانب و پرونده تجاوزهای پس از انتخابات می شنیدم. تا اینکه چند روز پیش در خبرها به نقل از خانم مینا جعفری وکیل آقای داوری نیز خواندم که موکل شان را تحت فشار قرار داده اند تا علیه من اعتراف کند و ماجرای تجاوزهای پس از انتخابات در زندانها را دروغ بخواند و مستندات آن تجاوزها را تکذیب کند بلکه این ماجرا ختم به خیر شود و قبای اقایان که پیشتر هم گفته بودم لای در گیر کرده است، آزاد شود و نفسی راحت بکشند. ای عجب از کسانی که می خواهند آن لکه ناپاک را با دروغی پاک کنند؛ وچه خوش خیال که انگار با چنین ترفندها و اعتراف گیری هایی می توان عقل از مردم برد و آفتاب حقیقت را زیر خاک کرد.

جناب آقای دادستان!

اعتراف گیری و تواب سازی چه سودی دارد؟ برای اطلاع شما و دیگران اعلام می کنم که مسئولیت تمام اسناد و مدارک و فیلم هایی که من از تجاوزها و شکنجه ها ارائه کرده ام تنها با خودم است و نه آقای داوری و نه هیچ کس دیگری دخیل در این ماجرا نبوده است که اکنون ضرورتی برای اعتراف گیری از انها وجود داشته باشد؛ و بدین ترتیب اعتراف گیران زحمت خود می برند و بر خستگی خود می افزایند. آیا این همه سیاهکاری که رخ داد کافی نبود که اکنون ماشین ترور شخصیت، همچنان به کار خود ادامه می دهد و به دنبال قربانی کردن افرادی دیگر است، آن هم فردی که تنها یک فیلمبردار بوده است، آن هم در شرایطی که من خود مسئولیت تمام آن مستندات را بر عهده می گیرم. نمی دانم که شما درباره ماجرای تجاوزها از آغاز تا به امروز و مستنداتی که من ارائه کرده ام تا چه حد در اطلاعید. مقام شما ایجاب می کند که از عمق ماجرا با خبر باشید.

اما باز هم صرفا برای اطلاع جنابعالی و ثبت در تاریخ بازگو می کنم که: بعد از حوادث انتخابات ریاست جمهوری و شروع دستگیری ها خبرهایی شنیدم از اشخاص معتبر و شناخته شده درباره شکنجه های هولناک و وحشت آمیز در بازداشتگاه ها که بعضا منجر به قتل نیز شده و جنازه های آنها نیز به خانواده هایشان تحویل داده نشده بود. همچنین خبرهایی می شنیدم از تجاوز به برخی بازداشت شدگان که تا چندین شب خواب را از چشمان من ربوده و آرامش را از من برده بود اینچنین بود که نامه ای نوشتم خطاب به آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان و اظهار امیدواری کردم که اگر چنین اعمالی توسط برخی نیروهای خطاکار صورت گرفته است مسببین آن مجازات شوند و درصورت کذب بودن، همگی در دفاع از نظام و تکذیب چنین شایعاتی برآییم.

از این نامه دونسخه وجود داشت، یکی نزد من و یکی نزد آقای هاشمی. ابتدا تصور می کردم که ایشان با من تماس می گیرند و جویای حقیقت مطلب می شوند اما ده روز گذشت و هیچ گونه تماس و اقدامی صورت نگرفت. در چنین موقعیتی من نیز راهی ندیدم جز انتشار آن نامه. البته بعد از انتشار نامه متوجه شدم که آقای هاشمی رونوشت نامه را پیشتر برای ریاست وقت قوه قضا ارسال کرده اند. پس از این نیز به جای پیگیری ماجرا، آنچه ما دیدیم ائمه جمعه ای بودند که به صورتی سازماندهی شده همگی به میدان آمدند و حملات آغاز کردند احتمالا از آن روی که جای خالی پیگیری قضایی پر شود! حال که می نگرم رجاء واثق دارم که تمام آن هجمه ها برای آن بود که مجرمین مجازات نشوند و تزلزلی ایجاد نشود در اراده مامورانی که وظیفه شان کشتار و سرکوب مردم تعریف شده بود.

می خواستند با رعب و وحشت سرپوشی بگذارند بر فاجعه ای که رخ داده بود. اگر من در نامه اول خود صرفا احتمال تجاوزها را مطرح کرده بودم، اینک اما به صورت عقلی و منطقی اطمینان یافتم که این اعمال پلید صورت گرفته است. تشت رسوایی اما از بام افتاد آنگاهی که هویدا شد چندین نفر در کهریزک زیر شکنجه به شهادت رسیده اند. به یاد دارید که ابتدا می خواستند با پوشش منژیت روی این جنایت را بپوشانند اما خداوند نخواست و آنها نتوانستند. هجمه ها اما مرا مصمم تر کرد بر پیگیری جدیتر ماجرا. پای سخن قربانیان نشستم تا عمق جنایت را دریابم؛ که البته عده ای از مراجعان و شاهدان به دلیل همان فضای ارعاب بریدند و از ظلمی که بر آنها رفته بود به حکم مصلحت شان گذشتند و راه سکوت را برگزیدند بلکه آسیب بیشتری نبینند.

اما افرادی هم مراجعه می کردند و بر سخنان خود می ایستادند که من در همان زمان از آقای داوری سردبیر سایت سحام نیوز که فردی جانباز و معلم و دلسوز نیز بود خواستم تا از گفته های شان و شرحی که از مظالم رفته بر خود می دهند – در مقام یک فیلم بردار- فیلمبرداری کند تا اگر زمانی مراجعین توسط نیروهای امنیتی مرعوب شدند اسناد ما موجود باشند. بعدا به صائب بودن تصمیم خود پی بردم وقتیکه پیش بینی ام متاسفانه درست از آب درآمد و برخی از قربانیان و شاهدان، از ترس جان خود از کشور گریختند. آری، نقش آقای داوری در آن اسناد و تهیه سی دی ها صرفا در مقام فیلمبردار بود و معرفی شاهدانی که برای شرح مظالم رفته بر خود به حزب اعتماد ملی مراجعه می کردند. پس اعتراف گیری از ایشان چه سودی دارد و چه واقعیتی را تغییر می دهد؟

آقای جعفری دولت آبادی!

آنچه اما بر سر آن اسناد رفت و توجهی که به آنها شد خود حدیث مفصلی است که شما باید از آن باخبر باشید. ابتدا آیت الله دری نجف آبادی دادستان وقت کل کشور توسط آیت الله شاهرودی به عنوان مسئول پیگیری این ماجرا و بررسی اسناد ما تعیین شد. اگرچه رفتار ایشان در این سمت بسیار معقولانه و منطقی بود اما با با باز شدن پای دادستان وقت تهران به این ماجرا اوضاع به کلی متحول شد و حقیقت یابی جای خود را به ارعاب و لاپوشانی داد.

چندی بعد، در جلسه ای با حضور هیات سه نفره منصوب آیت الله لاریجانی، من بخشی از سی دی ها و اسناد خود از شکنجه ها و تجاوزها را ارائه دادم. منتظر بررسی اسناد بودم که به یکباره اما با هجوم نیروهای امنیتی به دفتر شخصی و دفتر حزبی خود مواجه شدم و تمام اسناد و مدارک حزبی و وسایل و مدارک شخصی ام را توقیف و ساختمان را نیز پلمپ کردند. طرفه آنکه اگرچه مدت قرارداد اجاره آن ساختمانها پس از گذشت هشت ماه تمام شده اما همچنان مقامات قضایی از تحویل آن ساختمانها به مالکین شان پرهیز می کنند. حال آنکه چنین رویه ای از سوی قوه قضائیه را مطابق هیچ قانون وشرع و عرفی نمی توان توضیح داد. الله اعلم بالذات الامور.

جناب آقای دادستان!

با پلمپ دفتر شخصی من، سردبیر سایت سحام نیوز جناب آقای محمد داوری را نیز با خود بردند و بنا به اخبار رسیده و مطابق قول وکیل آقای داوری، اکنون ایشان زیر فشار برای مصاحبه و اعتراف گیری علیه اینجانب و اظهار ندامت است. اما سوال من این است که چطور در زمان شاه خائن وقتی ساواک افرادی را زیر فشار و شکنجه مجبور به تمجید از شاه و اظهار ندامت می کرد این حاکمیت بود که مورد تمسخر ما و مردم قرار می گرفت اما حالا خودمان به همان سرنوشت دچار شده ایم و توقع داریم که مردم سخن اعتراف گونه و ندامت خواهانه یک زندانی زیر فشار را قبول کنند و اعتراف گیران را مورد تمسخر قرار ندهند؟

زندانیان را برای تمرین اعترافات از چند روز پیش از موعد به محل مقرر می برند و از آنها می خواهند که اعترافات خود در برابر مردم را تمرین کنند مبادا که به هنگام نمایش عمومی، خللی در اجرای آن نمایش پیش آید و آنگاه آنچنان از اعترافات سخن می گویند که انگار خودشان نمی دانند این اعترافات در چه فرایندی تولید شده اند. افراد را وادار می کنند تا بگویند که در انتخابات تقلبی صورت نگرفته گویی با اعتراف آنها واقعیت تغییر می کند. زندانیان را تحت فشار قرار می دهند تا بگویند که به ولایت فقیه آن هم از نوع مطلقه اش اعتقاد دارند، حال آنکه مشخص نیست که این چه اعتقادی است که باید در گذر از زندان و تحمل فشار زندان انفرادی و مصائب دیگر، بر زبان بیاید.

ماجرای این اعترافات شبیه داستان و مثلی طنزآمیز است: می گویند که پیرزنی از فرزند خود به هنگام سفر از روستا به شهر خواست برای او کفنی حلال به سوغات بیاورد و فرزند که در راه بازگشت پولی برایش نمانده و فرمان مادر را اجابت نکرده بود شیخی را در بیابان دید و از او خواست که عمامه خود را بدو ببخشد بلکه کفن مادرش باشد؛ آن روحانی از آن رو که درخواست آن پسر را نمی پذیرفت با ضربات چوب و چماق وی مواجه شد که عمامه را طلب می کرد؛ شیخ که اوضاع را چنین دید، عمامه خود را بخشید اما این نیز گویی تکافو نمی کرد چرا که مادر، کفن حلال طلب کرده بود و بنابراین پسر از شیخ خواست که علاوه بر بخشیدن عمامه خود با صدای بلند نیز بگوید حلال است و آن شیخ مال باخته فریاد برآورد: حلال است، حلال است. آن پسر آن عمامه را به هدیت و از بابت پارچه کفن برای مادر خود آورد و ضمن شرح ماجرا برای مادر توضیح داد که این پارچه را چگونه با زور از آن شیخ ستانده و از او حلالیت نیز گرفته است.

وقتی فکر می کنم می بینم که ماجرای اعترافات و تواب سازی های اخیر نیز به مانند همین داستان است و به واقع مثلی از این رساتر در توصیف ماجرای اعترافات اخیر به ذهن نمی آورم؛ از خود می پرسم این چه اراده ای است که قصد بردن آبرو از روحانیت دارد و می خواهد خطی سیاه بکشد بر پرونده هزار ساله آنها و رنج فراوان شان برای حفظ معارف اسلامی و بسط فقه محمدی؛ نمی دانم این چه اراده ای است که می خواهد با چنین اعمالی و برای دو روز حکومت دنیا، آبروی حکومت دینی و ولایت فقیه در این کشور را که امام بنیانگذار آن بود ، بر باد دهد.

جناب آقای جعفری!

از شما می خواهم که در مقام دادستان تهران یک بار برای همیشه پروژه اعتراف گیری و تواب سازی را پایان بخشید و بررسی آن اسناد تجاوزها که در اختیار مقامات قضایی قرار گرفته است را در دستور کار خود قرار دهید و مشخص فرمایید که چرا ماجرای سعیده پورآقایی که هیچ ربطی به اسناد ارائه شده توسط من نداشت آنقدر مورد اشاره دادستان کل کشور و صدا وسیما قرار گرفت اما آن اسنادی که ما داده بودیم در بایگانی ماند و به یکی از میان انها نیز رسیدگی نشد و کسی سراغی از مجرمان نگرفت؟ بگذریم از اینکه مشخص نیست این خانم پورآقایی نیز اکنون در چه شرایطی و در کجا به سر می برد! آری، اسنادی که ما ارائه کرده بودیم همگی در بایگانی ماندند و اکنون من از باب نمونه از شما درباره آن خواهر نجیب و محترمی می پرسم که درون اتومبیل ون حوادث تلخی بر او رفته بود و یک نسخه از سی دی اسناد ان مظالم را نیز به هیات سه نفره منصوب رئیس قوه قضائیه ارائه کرده بودم و نسخه دیگر آن هم توسط وزارت اطلاعات پس از یورش به دفتر اینجانب، توقیف شد. آیا می دانید که او پس از احضار توسط وزارت اطلاعات چه سرنوشتی پیدا کرده است؟ من از شما به عنوان دادستان تهران می خواهم به حکم وظیفه تان پیگیری کنید و آگاه شوید از رفتارهایی که با ایشان شده است و اقرارهایی که از ایشان خواسته اند بلکه پیش از نمایش احتمالی آن اعترافات، از پشت پرده نیز باخبر باشید. آیا قبول ندارید که پیگیری چنین پرونده هایی بسی مهم تر و ضروری تر است تا اعتراف گیری و تواب سازی!

آقای دادستان!

چرخ تواب سازی را متوقف کنید. از شما می خواهم نه تنها اعتراف گیری از آقای داوری را پایان دهید بلکه حقوق معوقه و پرداخت نشده ایشان در کسوت معلمی را نیز پرداخت کرده و زمینه آزادی ایشان و بازگشت شان به کار را هم فراهم آورید و از اتهاماتی که هیچ ارتباطی با ایشان ندارد تبرئه شان کنید.

والسلام

مهدی کروبی

نوزدهم اردیبهشت ماه ۱۳۸۹


60 پاسخ به “نامه ای به دادستان؛چرخ تواب سازی را متوقف کنید”

  1. 349 گفت:

    نمی دانم دولت آبادی چه رفتاری نشان خواهد داد ولی اگه عاقل باشه آخرت خود را فدای دنیا نمی کنه این نامه یک نامه معمولی نیست بلکه مسئولیت مخاطب نامه و کسانی را که این را می خوانند سنگین تر می کند چرا که زمانی که روز بازخواست است از او می پرسند تو که فرصت و قدرت داشتی چرا در جهت رفع ظلم اقدام نکردی چرا در مقابل ظالم سر خم کردی و حق مردم را فدا کردی

  2. ali گفت:

    AGAHI AGAHI,TA NABOODIE DOROOGH

  3. ناشناس گفت:

    درود بر کروبی

  4. جناب آقای کروبی عزیز! حکومت با این سناریوسازیهای فریب مأبانه اش بر خلاف میلش کمک بسیاری به آگاهی مردم می نماید، همانطور که به هنگام تقلب انتخاباتی شعور و فهم مردم را نادیده گرفت، اینبار نیز همین گونه تصور میکند، و با نمایشهای مسخره خود حماقت و جهل خود را عیان تر میسازد. در مقر سازمان ملل هموییکه هاله نور دیده، آزادی مطلق را نیز در ایران میبیند، و آن دیگری که عدالت نوح نبی را زیر سوال برده دم از عدالت میزند و متأسفانه سکوت مراجع به جهل و دیکتاتوری این آقایان بیشتر دامن میزند. مجلس که فرمایشی شده است، قوه قضائیه تنها چیزی که ندارد استقلال و عدالت ورزی است. و کوچک زادگان بسیاری که امروزه روز بر مسند بزرگان تکیه زده اند و بوی تعفن ریا و چاپلوسی و دورنگیشان فضای جامعه را متعفن ساخته است. جاهلان دنیا زده هوی پرست به جای دعوت مردم به (اوصیکم به تقوی الله) دم از سرکوب مردم میزنند. ایرانی را جلوی ایرانی قرار میدهند، و با احادیث جعلی معاویه گونه شان یکی را به مقام خدایی میرسانند . عزیزی را به صرف نوشتن نامه هایی از سر دلسوزی به زندان میافکنند و افکارش را ملحد میخوانند. به خانواده امام توهین میکنند و ادعای ادامه راه امام را می نمایند. شیر زنانمان را در خیابانها به بدترین شکل مورد ضرب وجرح و ناسزا قرار میدهند و دربندشان میکنند و آنگاه بدنبال کرسی بین المللی حقوق زنان هستند. آقایان حماقت را به اوج رسانده اند و به تناسب حماقت و تزویرشان، قدرت طلب تر و دنیاپرست تر میشوند، با سیاست نخ نمای دین محوریشان امید به پیدا کردن راهی برای نفوذ به دلهای مردم هستند. تافته جدابافته از مردم شده اند، همان مردمی که مشروعیت به ظاهرشان را مرهون و مدیون آن هستند. و در این آشفته بازار تنها امیدی که بهشان نیست، نجات از این جهلی است که کاملا خودخواسته گرفتارش شده اند.اما راه مبارزه همچنان ادامه دارد و مبارزین مصمم تر به احقاق حقوق از دست رفته شان هستند. و این راه ادامه دارد تا رسیدن به ایرانی سربلند، سرافراز، و متحد با همه ایرانیان دنیا

  5. هوشيار گفت:

    کروبي انسان شجاعي است . اميدوارم با بر ملا کردند اين قضايا بتواند حداقل جلو تجاوزات را بگيرد و متجاوزين به سزاي اعمال خود برسند.

  6. محمد گفت:

    آنچه البته به جایی نرسد فریاد است!
    همه منصوبند پس باید منصوب کننده پاسخ دهد که ایشان نیز انگار نه انگار!

  7. دوست گفت:

    به قول فیس بوک لابک!!

  8. ناشناس گفت:

    درود بر شيخ اصلاحات كه شجاعانه حرفهاي لازم را ميزند. سناريوي پوسيده اعتراف گيري ديگر جواب نميدهد.

  9. ناشناس گفت:

    شیخ تو شجاعت و مردونگی وفای به عهد رو برامون معنا کرد
    و ما نیز البته سبز ایستادیم و بذر رویش گلهای بهاری را کاشتیم
    دور نیست روزی که عطر گل آزادی ایران و ایرانیان غمدیده و مظلوم رو شاد و شاداب کنه
    خسته نباشی مبارز

  10. رضا گفت:

    سلام بر حق و حقيقت البته جناب آقاي كروبي نبايد همه را به يك چشم ببيند در ميان مدافعان انتخابات نيز انسانهاي بسياري مومن ومتعهد نيز وجود دارد كه حسابشان از آن تعداد كفتار جداست وخود عذاب وجدان دارند از بودن آن گرگهاي انسان نما در ميان خود درود خدا وپيامبرش بر انسانهاي حقيقت جو

  11. 14 خرداد سبز گفت:

    درود بر شیخ پاک ، صادق و شجاع سبز
    آقای کروبی اصلا نگران نباشید به زودی تفاله های طالبان را از کشور عزیزمان بیرون خواهیم کرد.
    مابیشماریم…………………………………………………………………………………………………………………………………

  12. علی گفت:

    ای بابا . . .
    بس کن دیگه . . .

  13. عقلانیت سبز گفت:

    اکثریت مردم باور دارند که در زندانها چه جنایاتی صورت گرفته است وبا نمایش اعتراف گیری آگاهی مردم مضاعف خواهد شد.

  14. ناشناس گفت:

    درود بر کروبی شجاع

  15. sabz گفت:

    مثل همیشه شجاعانه بود
    زنده باد کروبی عزیز

  16. ابوالفضل گفت:

    درود بر کروبی شجاع

  17. ali گفت:

    وسیعلموالذین ظلموا ای منقلب ینقلبون
    و بدانید که ظلم هیچوقت پایدار نمیماند و مرگ بر نادانی و جهل که بر گستره وسیعی از این مملکت سیطره یافته جنایات بسیار رخ داداه است که حتما “از قول آقایان چون مصلحت نظام ایجاب نمیکرده ” بر آن سرپوش گذاشته شده است
    اللهم عجل لولیک الفرج

  18. ناشناس گفت:

    واقعا من آقاي كروبي رو بعد از انتخابات بيشتر شناختم. آقاي كروبي با شجاعت كم نظيرشون از اون افرادي هستن كه ميشه دربارشون گفت:
    ثبت است بر جريده عالم دوامشان
    كروبيه دلاور /// جنبش سبز يار تو /// خدا نگه دار تو

  19. سبزعلی گفت:

    سلام علیکم
    آشیخ مهدی تو اگه راس میگی که این اتفاقات افتاده!چرا اسناد و مدارک تو رد اختیار شبکه هاوسایت هایی که ادعامیکنن دوست و حامیت هستن قرارنمیدی تا کوس رسوایی این آقایون بیشتر زده شه.
    مامنتظر دیدن این اسناد هستیم.
    یاحق

  20. نجفی گفت:

    فقط می گویم مات و مبهوتم ، از آن قساوت و بی شرمی و بی رحمی ، و این دلاوری و حق گویی و بی باکی!

  21. مادر گفت:

    درود بر شيخ شجاع.جنبش سبز پايدار و استوارتر از هميشه ايستاده است

  22. درود بر شیر دل اصلاحات ،ما به وجود شما افتخار می‌کنیم که در مقابل ظلم مثل کوه ایستاده اید ،و چه جانانه با آن داستان کفن حلال حال اینها را بازگو کردید،جای حیرت است که اینها از یادآوری حقایق بر خود نهیب نمیزنند و از خود نمیپرسند که براستی به کجا میخواهیم برویم، واقعاً بر کدام مردم میخواهند حکومت کنند وقتی‌ که دست همه آنان رو شده است و مردم دیگر نقابها و ماسک‌های آنان را میشناسند ،واقعاً انقدر از ندای حق و مردم ترسیده اند که هر روز که می‌گذرد انگار با دست خود بیشتر تلاش میکنند که سقوط خود را هموار کنند ،به جای عبرت و جبران اشتباهات بر ظلمشان مصر هستند،درود بر کروبی دلیر ،رسوا کننده عوامفریبان

  23. ترس گفت:

    درود بر بزرگ مرداني كه در راه احقاق حقوق مظلومان تا پاي از دست دادن آبرو و مال و جان خود ايساتاده اند.
    ما كه از ترس حقوق و خرج زندگي در سوراخي خزيده و سكوت پيشه كرده‌ايم.

  24. AZAD گفت:

    magar emam dar an zaman nagoft ke en pedaran in mardom shah ra gabol karde and anha rafte and hala bayad az nasl jadid ke hokomati eslami mekhahand porsedeh shavad ke che mekhahand……. tarikh tekrar shodeh chera bayad hokomati ke 30 sal pish entekhab shod hanoz ejazeh hata 1 hameporsi ra nemedahad !!!

    ZENDEH BAD KAROBI >>>>>MARG BAR ESTEBDAD>>>> REFRANDOM REFRANDOM IN AST SHOAR MARDOM

  25. پسرکی 17 ساله گفت:

    آقای کروبی شما را چه شده که پس از20،30 سال به یاد تجاوز در زندان ها افتاده اید؟!
    نکند این حرف ها فقط به خاطر اهداف شخصی شما باشد!
    اگر شکنجه در زندان ها رو محکوم می کنید،پس در مقابل اعدام افراد بی گناه چه می کنید؟!

  26. معلم سبز گفت:

    دورود بر كروبي عزيز
    با اين نامه شجاعانه كه معمولا از شيخ شجاع هميشه سراغ داشته ايم حال جناب دادستان را تصور ميكنم زمزمه هاي دلش اينگونه است: والا آقاي كروبي من بهتر از شما اطلاع دارم ولي خب در اين وضعيت مگر دست من است كه پرونده تواب سازي را متوقف كنم من اگر بخواهم مانع اين روند شوم به عنوان ضد ولايت فقيه محاكمه واز تسهيلات دولتي ومناصبي محروم خواهم شد

  27. مهرداد نصرتی مهرشاعر گفت:

    شیخا !
    قدیمی خوش گفت که فرمود :
    گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
    آنچه البته به جایی نرسد فریاد است
    متاسفانه باید گفت آنچه از دستهایی پنهان برای متضرر ساختن ولایت و روحانیت نوشتید حقیقت دارد اما آیا این نه باقی جریاناتی است که امام ( ره ) دستور به برخورد با آن را دادند ؟ ای کاش زمانیکه مسندهای قدرت در اختیار بود کاری اساسی در باب این خواست حضرت امام انجام شده بود تا امروز اینگونه اوامر ایشان که جز در راستای فلاح و رستگاری مردم بود بر زمین نمی ماند و لطمات شامل حال نظام و رهبری و مردم این کشور نمی شد. وقتی بیاد می آورم اینان چگونه از تلاطمات دوره جوانی جوانان سوء استفاده کردند و مردم را با حیله گری در مقابل رهبری قرار دادند و کسی کاری نکرد چون دیگر امکاناتی در اختیار نبود بیشتر دلم می سوزد که چرا آن روزها پگیری ریشه ای این مسائل صورت نگرفت.
    وقتی کامنت های برخی جوانان را در سایت های بی در و پیکری که هیچ حد و مرزی را برای هیچ چیز قائل نیستند می بینم و مشاهده می کنم که چگونه به انبیاء و اولیای ایشان بیرحمانه توهین می شود حال آنکه این جوان فقط بخاطر نارضایتی از شرایط سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی دچار بحران روانی است و می خواهد این استرس ایجاد شده را تخلیه نماید اما ضالین آنها را بسویی گمراه کردند که همه این مشکلات را از چشم آن عزیزان خلقت الهی ببینند .
    انشاء الله خداوند خود بفریاد مردم ما برسد و آنها را از شر بدخواهان عالم در امان بدارد.
    مهرداد نصرتی ( مهرشاعر)

  28. ناشناس گفت:

    زنده باد كروبي شجاع واقعا” كروبي با عملكردبعد از انتخابات دين خود را به ملت وايران ادعا كرده دروووووووووووود

  29. ايراني گفت:

    بسيار نامه روشنگرانه اي بود، صفت شجاعانه را در مورد اين نامه به تنهايي نمي گويم چون تمام كارهايي كه در جهت احقاق حق در اين ايام صورت مي گيرد شجاعانه و قابل ستايش است.

    به اميد آنكه خداوند انسانهاي حقجو شجاعي چون كروبي،موسوي، خاتمي ، رهنورد و … را براي ملت ايران نگه دارد و به مردم اين بصيرت و شجاعت را بدهد كه به كمك اين انسانهاي حق جو حق خود بگيرند.

    به اميد ايراني آزاد و آباد.

  30. ناشناس گفت:

    به امید ایرانی آباد و آزاد

  31. مهرداد گفت:

    درود به شرف شیخ مهدی ، وقتی این نامه را خواندم فهمیدم هنوز انسانیت در این مملکت نمرده هنوز کسی هست که برای رضای خدا و بندگان بی پناه خدا از جان خود مایه بگذارد . این نامه در تاریخ ماندگار خواهد شد این زمستان می گذرد و روسیاهی بر کسانی می ماند که با این نامه حجت بر ایشان تمام شده است .

  32. آرش گفت:

    درود بر تو

  33. سبزه زار گفت:

    شجاعت آقای کروبی در نوشتن این نامه قابل تقدیر است
    اما :
    گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من
    آنچه البته به جایی نرسد فریاد است

  34. سايت محترم كلمه٬ با سلام و خسته نباشيد٬
    مقاله اي براي انتشار دارم. راهنمايي بفرماييد چگونه آنرا برايتان ارسال كنم.
    باتشكر
    ==
    کلمه: به آدرس ایمیل سایت بفرستید.

  35. مرگ بر منا فقین وکفار مرگ بر ضد ولایت فقیه

  36. samog گفت:

    سینه مالامال درد است ای دریغا مرحمی

  37. iyrani گفت:

    way khodaye man.chetor mikhahid javabe khodaro bedid.yani ghodrat va donyaye bivafa in ghadr arzesh dare!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!11

  38. ناشناس گفت:

    خطاب به آقاي مرگ بر ضد ولايت فقيه ! در ناداني خود باقي بمانيد و فقط شعار مرگ بر … دهيد . به شما احساس ترحم دارم و دلم برايتان ميسوزد كه ناآگاهيد.

  39. ناشناس گفت:

    به نظر من این نامه تاثیر گذارترین نامه ی آقای کروبی در این وقایع بعد از انتخابات است. فساد در دستگاههای امنیتی و قضایی بیداد میکند…
    مسوول اول این حوادث…
    به امید عاقبت به خیری همه ی مسلمین. و زنده باد کروبی

  40. سلیمانی گفت:

    سلام و درورو بر شرف و جرعت شما روحانی بزرگ مرتبه شیعیان که دین خود را در حق خمینی کبیر بجای آوردی ، ثابت نمودید که هیچ ریگی در کفشهایتان جزء دغدغه دفاع از حق ندارید و شیر پاک خورده اید ، درود بر شما ای رهبر آزاده که خواب را از چشمان تمامیت خواهان گرفته اید ..سلیمانی آلمان

  41. متین سبز گفت:

    وای در یک مملکت اسلامی که دم از عدالت امیرالمومنین و گریه بر مظلومیت حضرت اباعبدلله و حضرت زهراست چه میگذرد
    چگونه با جان و روان مردم بازی میشود
    خداوندا بزرگان ما از قول پیامبرمان احترام و و لطف را در حق اسیر و حتی کافر گوشزد می کنند
    چه کسانی بر ما حکومت می کنند نکند مسلمان نیستند ….

  42. احسان گفت:

    “زندانیان را تحت فشار قرار می دهند تا بگویند که به ولایت فقیه آن هم از نوع مطلقه اش اعتقاد دارند، حال آنکه مشخص نیست که این چه اعتقادی است که باید در گذر از زندان و تحمل فشار زندان انفرادی و مصائب دیگر، بر زبان بيايد.”
    واقعا اعتقاد عجيبي است اين اعتقاد به ولايت فقيه. کساني که به اين اعتقاد رسيده اند حاضرند به تمام مقدساتشان: از توحيد و نبوت و معاد و امامت و عدل و هر چه اعتقاد دارند لطمه وارد کنند اما اگر کسي بگويد چرا چنين؟ در جواب خواهند گفت مرگ بر ضد ولايت فقيه. مرگ بر منافق

  43. ابراهيم خسرو گفت:

    درد من پژمردن يك شاخه نيست اه كه جنگل را ويران ميكنند

  44. حسرو خوبان گفت:

    حدا شما را جفظ كند بي شك نسخه اي از اين سي دي ها جاي امني است كه شيخ در موقع مقتضي انرا انتشار خواهد داد و ترس اين بي خبران از حدا و ملت ازهمين داستان ناشي مي شود ……شيخ به روز بر ملا شدن اين بي دينان و بي وجدانان نزديك ميشويم به شما اعتماد واثق داريم

  45. A گفت:

    آقای کروبی اینها دست آموزان خودتان هستند و اکنون شما دست ساخته های خود را که برای این ملت ساخته اید ملاحضه میکنید مطمئن باشید روزی تاریخ مصرف این آقایان نیز تمام می شود و آن وقت این ها شاهد چه چیزی خواهند بود که بر سر خودشان می آید

  46. رامين گفت:

    درود بر شيخ سبز ملت ايران

  47. بابک گفت:

    درود بر شجاعتت

  48. اميد سبز گفت:

    سلام خدمت شيخ مبارز راه حق
    از همه مي خوام به هر شكل ممكن (ارسال ايميل به ديگران،چاپ در وبلاگ ها،به صورت اعلاميه يا حتي خواندن اين متن براي خانواده و دوستان)اطلاع رساني كنيد
    وظيفه اصلي همه ما سبز ها توي اين شرايط تا ٢٢ خرداد
    1-اطلاع رساني كنيم
    2-سبزها (نترسند) به هم علامت دهند
    ما به خرداد پر حادثه عادت داريم
    ما بي شماريم ٧
    اما اتش زير خاكستريم

  49. سلام سلام برکروبی کسی که تایک سال قبل اگرحرف می زد طنز میدانستندولی بعدازانتخابات هرصحبتی کردندمن پیگیری کردم وبه عنوان یک جانبازخداشاهداست ازاعماق وجودبه دیانت ،درایت،شجاعت،منطق ومردمداری ومردانگی ایشان هزاران درودفرستادم ،درودبرکروبی وخانواده صبورومقاومشان درودبرمردم لرستان والیگودرز ودرودوازنا وپلدخترکه چنین مردان بزرگی تقدیم ایران نمودندتاازحق مامظلومان شجاعانه دفاع کنند.وعده خداحق است وپیروزی نزدیک .آقای کروبی 30سال بامجروحیت خودم وبادردشدیدآن شب رابه روزوزوزرابه شب رساندم ،ثواب این ناراحتی ودردراباشماقسمت میکنم چون چیزدیگری ندارم تاتقدیم رشادت ودلاوریتان کنم .درودخدا وملائکه وبندگان خوب برشماباد.

  50. کهنوج گفت:

    زنده باد شجاعت کروبی – درود بر جنبش سبز-