سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه زهرا عرب مازار به پدر در بندش؛بابا قول ميدي جشن الفبام بيای؟...

نامه زهرا عرب مازار به پدر در بندش؛بابا قول ميدي جشن الفبام بيای؟

چکیده :نامه زهرا عرب مازار به...


کلمه:زهرا عرب مازار دختر هفت ساله علی عرب مازار در نامه ای به پدر دربندش نوشته است:برای جشن الفبای من بیا

به گزارش کلمه در نامه این دختر هفته ساله به پدرش آمده است:

بابا جون سلام :

چرا نيومدي؟

گفته بودي که اگر اسم تو بنويسم بهم جايزه مي دي

اسمم رو نوشتم ولي تو نبودي که بهم جايزه بدي

اسم تو رو نوشتم ولي تو نبودي که بهم جايزه بدي

عيد اومد عمو نوروز اومد باباهاي بچه ها بهشون عيدي مي دادن ولي تو نبودي بهم عيدي بدي

جشن تولدم بود همه بودن ولي تو نبودي بهم کادو بدي

بابا جون جشن الفباي منه

بابا جون جشن الفبام بيا

قول ميدي بياي؟ آخه باباهاي همه ي بچه ها هستن‍!


11 پاسخ به “نامه زهرا عرب مازار به پدر در بندش؛بابا قول ميدي جشن الفبام بيای؟”

  1. مادر سبز گفت:

    فریاد از این همه درد از این همه غم از این همه ظلم
    دختر خوب و قشنگ تو جوانه کوچک و لطیف و سبز مامان و بابات روییدی تا چونن زهرای مرضیه نور و روشنی رو برای همه هدیه کنی
    تو و دوستانت جهان سیاه مارو سبز می کنید ان شاء الله خیلی زود بابای تو پیشت بر می گرده
    زمستون می ره و ذغال سیاه ناچاره در کنج پستوها بار بدنامیشو بدوش بکشه.اون روز میاد خیلی زود . دختر گل ان شاء الله دستان تو نام ایران رو سبز می نویسند و بهار آزادی نزدیکه

  2. سعدی گفت:

    خدا ظالمان رو لعنت کنه.

  3. دختركم.نازنيم.خواندم گريستم.به عنوان يك فرزندشهيدوجانبازگونه هايت راميبوسم وبردستان باباي مهربانت بوسه ميزنم.

  4. دختر ایران زمین گفت:

    آه من و اشک من و آرزوهای تو فرزند سبز ایران زمین دامن این کافران کفر خیز را بگیرد . ما باز سبز خواهیم شد فرزند ایران زمین و با دستان کوچک تو و فرزندان ایران سبزینه های بزرگ و قدرتمندی خواهیم کاشت . سبز باشی عزیزم .

  5. وای خدای من ،اینها از این کودکان پاک،از اندوه اینها شرمنده نمیشوند؟الهی قربون اون خطت بشم عزیز دلم،میدونی‌ چیه زهرا جون، داستان شنگول ،منگول رو شنیدی ،گرگه خودش رو به جای مامان شنگول،منگول و حبه انگور جا زد اومد تو خونه اونها،این ظالمین هم همینجوری نقش میش رو بازی کردند در حالیکه گرگ بودند و حالا پوستین پوشیدند که کسی‌ چهره گرگ رو نبینه ،اما نمیدونند که پوستین رو وارونه پوشیدند،یه روزی این پوستین وارونه پاره میشه و حق هرچی‌ مظلوم رو که خورده مجبوره پس بده،زهرا جون خدا پشتیبان تو و بابای مهربون توست.

  6. فرهنگ سبز گفت:

    زهرای عزیز تو فرزند همه ی ملت ایرانی انشاالله همه با هم بزودی جشن الفبای تو و جشن (س-ب-ز)را بر پا میکنیم —–

  7. ناشناس گفت:

    خیلی با احساس هستش.

    ولی من که خسته شدم از این همه نامه!! باید از هر چی جای خودش استفاده کرد.

    باید تکانی به خودمان بدیم، حرکت کنیم، آیا یاران سبز ما (موسوی، کروبی، خاتمی …) منتظر یک 22 خرداد دیگه هستند؟ که اونجوری اون بی اخلاق ها غرور یک ملت رو به صلاخه کشیدند؟
    هنوز جوهر سنگ قبر دوستانمون خشک نشده، هنوز درد باتوم های اون ناجوانمردها تموم نشده؛ اونوقت دوستان حرف از انتخابات(؟) آینده می زنند؟!! شرممون باد اگر یادمون بره برای چی دوستانمون رو از دست دادیم، برای چی بدن عزیزانمون کبود و …

    بله!! الان وقت نامه نگاشتن برای آرزوی انتقال از زندان اوین به زندان ایران نیست، الان وقت بلند فریاد زدنه، الان وقت تمام قد ایستادنه، الان وقت پیروزیه …

  8. یه بابای سبز گفت:

    زهرای عزیز دختر من هم مثل شما کلاس اولی است ما هم در جشن الفبا شرکت نمی کنیم ان شا الله با مقاومت افرادی امثال پدر قهرمان شما و صبر شما دختر عزیز بزرگترین جشن ها را همه با هم برگزار خواهیم کرد. همان روزی که بابا هم پیش ما باشد.
    به امید آن روز

  9. سبز سبز گفت:

    خدایا تو فرمودی که دعاهای پاک دلان را استجابت خواهی نمود . دلی پاکتر از دل کودک 7 ساله می توان یافت . خداوندا دریاب این دلهای سوخته را.

  10. دلشكسته گفت:

    خدايا ازاين همه ظلم به تو پناه مي برم . خدايا،خدايا آه دل شكسته اين دختر معصوم را مي بيني ومي شنوي ؟خدايا بارالها اشك چشم همه خوانندگان اين نامه رامي بيني ؟اگر مي بيني پس كي مي آيي ؟خدايا به حرمتت ،بحق مظلوميت زهرا اطهرت وبه حق قلم مظلوم اين زهرا كوچلو وبه جملات كوتاه،وزين وثقيل ودر عين حال ويران كننده اين طفل معصوم قسمت ميدهم دل اين كودك عزيز در انتظار پدر ،را با آزادي پدرش شاد بگردان
    زهراي عزيزفصل خزان مي رود وموسم بهار مي آيد از چه نگراني ،عين پدرت صبور وسبز باش دخترك گلم

  11. مصطفي گفت:

    قراره دوباره 22 خرداد بيام تو خيابون و عده اي شهيد و زخمي بديم و يه خروار بازداشتي
    و دوباره سيل نامه هاي بستگان شروع شود
    تا اين حركت رهبري كاملي نداشته باشه هيچ اتفاقي نميافته جز اين …
    آقاي موسوي مردم حركت خودشونو آغاز كردن
    منتظر يه ندا هستند ……نه فقط گاه گاه
    بلكه مداوم

    خدايا صداي اين دخترك معصوم و ديگر عزازان در بند رو خيلي وقت هست كه شنيدي /….. هرچه سريعتر دعاي آنها ار اجابت فرما