دبیرکل سازمان ملل پیش از سخنرانی احمدینژاد جلسه را ترک کرد
چکیده :دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، یوکیو آمانو هم در سخنرانی خود، اظهارات دبیرکل سازمان ملل را تایید کرد و گفت از موضع ایران و اقدامات تهران برای حل مسئله اتمی راضی...
کلمه: دبیرکل سازمان ملل بان گی مون در اقدامی نادر، پیش از حضور محمود احمدینژاد در جایگاه سخنران، سالن را ترک کرد.
به گزارش خبرآنلاین و به نقل از برخی رسانه های غربی، در جریان کنفرانس بازبینی پیمان منع گسترش سلاحهای کشتار جمعی، ان پی تی، که دوشنبه شب(به وقت تهران) در نیویورک در مقر سازمان ملل برگزار شد، هیاتهای نمایندگی آمریکا، انگلیس و فرانسه نیز هنگام سخنرانی دکتر احدی نژاد،جلسه را ترک کردند.
بان گی مون در سخنان خود در ابتدای این کنفرانس گفت: «من از ایران میخواهم به طور کامل بر اساس قطعنامههای شورای امنیت عمل کند.» دبیر کل سازمان ملل افزود: «بگذارید با صراحت بگوییم: ایران مسوول و متعهد است تا تمامی شک و تردیدها و نگرانی ها درباره برنامه اتمیاش را رفع کند.» دبیرکل سازمان ملل از ایران خواست به شکل سازنده در گفت وگوهای بینالمللی درباره برنامه اتمیاش حضور داشته باشد و همچنین گفت تهران باید پیشنهاد آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره مبادله سوخت اتمی را قبول کند.
دبیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، یوکیو آمانو هم در سخنرانی خود، اظهارات دبیرکل سازمان ملل را تایید کرد و گفت از موضع ایران و اقدامات تهران برای حل مسئله اتمی راضی نیست.














حالاصدا و سیما این موضوع را یک پیروزی شنگرف در تاریخ ایران برابر با ملی شدن نفت اعلامش می کنه
نماند و هاله نور را ندید..
ولی آقای متکی وهمراهانش در جلسه حضور داشتند سندش هم داریم. بگم…
نفرات زیادی که برده بودند احتمالا اونقدر بلند دست زدن که صدای دست زدن بلند شه.
ابن قدر همراه برده بودن واسه آبرویی که از ایران می برد دست بزنند.
من بر خلاف نظرات دوستان باید عرض کنم . اقای احمدی نژاد با تمام مشکلاتی که در داخل ایران به وجود اورده است ولی اعتقادم این است که اقای احمدی نژاد روز گذشته در مقر سازمان ملل منطقی صحبت کردند. واقعا باید از این بابت ادم خوشحال باشه که لا اقل اقای احمدی نژاد در رابطه با موضوع هسته و تحریم های بی جهت علیه مردم ایران موضع گیری قاطعانه ای مانند همیشه کردند. با اینکه همین موضع گیری باعث بدبختی مردم شده است , ما طی این چند سال که تحریم شدیم ولی واقعا به پیشرفت ها قابل توجه ای دست یافتیم. باید این را همیشه بدانیم که امریکا و متحدانش فقط به فکر منافع خودشون هستند. به فکر مردم ایران نیستند و نخواهند بود. وقتی رییس جمهور امریکا میاد این گونه ملت را تهدید به حمله هسته ای میکند , واقعا باید بگوییم که امریکا به فکر مردم ایران است ؟! یا به حقوق بشر اهمیت میدهد؟؟ حرف من این است که ما چندین سال تحریم بودیم و حالا هم این تحریم ها را باید تحمل کنیم . ولی نگزاریم که کشوری مثل امریکا و متحدانش برای ما تصمیم بگیرند. نگزاریم که ان ها برای اینده جوانان سبز این مملکت تصمیم بگیرند.
من شخصا صحبت های اقای احمدی نژاد را پسندیدم و اگر یک نفر واقعا نگاه سیاسی به صحبت های احمدی نژاد بکند متوجه خواهد شد که این اقا کاملا دارد حق را میگوید.
چگونه است که امریکا بمب دارد و نظام جمهوری اسلامی این حق را ندارد که از این بابت نگران نباشد , ولی ایران بلفرض اگر چند کلاهک هسته ای داشته باشد ان موقع امریکا باید جنجال در جهان درست کند که اقا ایران بمب دارد و ما باید فلان کنیم بهمان کنیم. واقعا چرا؟؟؟
در حالی که نظام ایران نشان داده است که اصلا حامی جنگ و جنجال افرینی نیست. ولی شاهد هستیم که طی همین چند سال گذشته امریکا به هر بهانه ای حالا درست باشه یا غلط من نمیدانم ولی به هر حال با هر بهانه ای امد و به کشورهایی حمله کرد که مردمانش واقعا بی گناه بودند. باز هم نظام ایران نباید از این بابت نگران باشد ؟ و امریکا حق دارد که از ایران هسته ای انتقاد کند و جنجال افرینی کند؟؟؟
دوستان قبل از اینکه جواب بنده را بدهید بزار فقط این را بگویم که
هر کس به فکر خویش است. (امریکا و متحدانش به فکر مردم ایران نیستند. کسی ازادی و پیشرفت را به دیگری نمیتواند دهد. ازادی و پیشرفتی گرفتنی نیست. ازادی و پیشرفت یعنی من و تو که ما میشویم بیاییم تلاش کنیم و ایران (نظام جمهوری اسلامی ) سبز را با همت خودمون ازاد و به پیشرفته ترین کشور دنیا تبدیل کنیم.
آقاي بان كيمون خيلي غلط كرد كه جلسه رو ترك كرد! مگه سازمان ملل مال باباشه كه از هركي خوشش نياد پاشه بره؟!!
با اين كه كاملا مخالف احمدي نژاد هستم و حاضر نيستم سر به تنش باشه ولي ديشب كه سخنرانيش رو ديدم احساس غرور كردم!
البته يه جاهاييش هم توهم زده بود ولي در كل خوب صحبت كرد. نميشه حق رو نديد گرفت كه
زنده باد موسوي
کاش نرفته بود دیدن هاله ی نور از دست داد
مانی جان، سخن از زبان ما میگویی.
از هاله نور چه خبر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما که مستقیم داشتیم می دیدیم آقای بان کی مون سر جاش نشسته بود آخر کار کف زد و بعد از نشست با احمدی نژاد دیدار کرد. دروغ ممنوع
حتی شما دوست عزیز!
مانی عزیز
کسی در این شک ندارد که روسا و نمایندگان دول مختلف جهان در پی منافع خودشان هستند. در واقع اصلا منطقی نیست که بخواهند بحال کشور دیگری دل بسوزانند. در اینکه امریکا و متحدانش زورگو هستند شکی نیست . در اینکه جنگ افرین هستند و آرامش را برمردم جهان حرام کرده اند کسی حرفی ندارد.در اینکه سیاست یک بام و دو هوا ی هسته ای غیر منصفانه است تردیدی وجود ندارد.
اما بحث چیز دیگری است مانی عزیز!
مسئله این است که راه موفقیت دیپلماتیک از گذرگاه ذکاوت می گذرد نه جنجال. راه این موفقیت در سیاست گذاری های اندیشمندانه و تهیه سناریوهای پالیتیکال و حرفه ای است .
این را هر سیاستمدار دست چندمی می داند و می داند که در عرصه روابط بین الملل و در دیپلماسی جهانی هوشیاری و تصمیم گیری بجا و بموقع حرف اول و اخر را می زند.می داند که چگونه بیان کردن یک اندیشه و اتخاذ لهجه سیاسی خاص و مناسب با هر شرایط تنها راه است.
کدام انسان عاقلی می رود به دشمنش می گوید فلان ساعت آماده باش می خواهم به تو شبیه خون سیاسی بزنم؟! آن هم وقتیکه لااقل از لحاظ آمار واقعی تجهیزات سیاسی و قدرت برابری با او را نداری!
در چنین مواقعی باید قصه خرگوش باهوش و شیرخودخواه را سرلوحه عمل قرار داد و حتی گاهی قصه طوطی بازرگان . این ها فقط برای ماندن لابلای کتابها نیست . اینها درس هایی است که مانند ارثی گرانبها برای ما به میراث گذاشته اند تا به موقع از هریک استفاده نمائیم.
واقعیت آن است که وقتی کسی دستش را برای دشمنش رو می کند دو حالت بیشتر منطقی نیست یا آنقدر به امکانات خود و برگ های برنده خود اطمینان دارد که دشمن را در هر صورت شکست خورده می بیند ( و این زمانی است که در موقعیت برتر باشی نه در موقع ضعف و قلت امکانات مبارزه) و یا آنکه هدفی دیگر را جستجو می کند که آن هم از دو حال خارج نیست : یا خود را باخته بلامنازعه می بیند و می خواهد اشتیاق بازی را بر رقیب زهر کند و یا کار دیگری دارد و می خواهد این بازی هرچه زودتر تمام شود ( به هر قیمتی) تا به آن کار دیگرش برسد.
فراموش نکن که این بازی بر سر یک کشور است .برسر انبان میهمان است .
در دنیای امروز دیپلماسی عمومی حرف اول را می زند و از بهترین و کم هزینه ترین راه های پیروزی سیاسی در جهان امروز سرمایه گذاری بر دیپلماسی عمومی است . ( جالب آن است که احمدی نزاد هم در وعده های انتخاباتی اش به این حقیقت اعتراف می کند ) اما ایا تظاهر به ستیزه جویی و تضییع اعتماد جهانی از اصول دیپلماسی عمومی است ؟ ایا این همان مردم جهان نیستند که حاصل تزهای سیاسی و جهت گیری های ما را از طریق اخبار رسانه ای دنبال می کنند ؟ایا این ها همان گروه هدف در دیپلماسی عمومی نیستند؟ آیا باور نداریم که رسانه های قدرتمند جهان در اختیار صهیونیسم است و آیا در چنین مواقعی زیرکی بیش از پیش لازم نیست تا مشتری سیاسی مان که همانا اذهان عمومی در عرصه بین المللی است را با خود موافق کنیم ؟ پس چطور می شود از تکنیک بُرنده و برنده آگاهی داشت اما در عمل درست خلاف جهت دستیابی به آن حرکت کرد؟
هیچ اندیشیده ای که می شد نه تنها به انرزی اتمی بلکه حتی به سلاح اتمی دست یافت آن هم بدون باج واقعی و بدون این همه هزینه سیاسی و اقتصادی تنها اگر بجای بلوف زدن و بلوای سیاسی آفریدن از درایت استفاده می کردیم؟ و اگر من و تو این ها را می دانیم گمان می کنی او و هم مشی یانش نمی دانند ؟ او و تئوریسین هایش بی خبرند ؟ نه ! هرگز چنین چیزی را نپذیر! در دنیای مدرن امروز مطمئن باش بسیار بهتر از من و تو همه اینها بلکه بیشتر از اینها را می دانند و این همان وجه دوم مثال بالاست که گفتم : هدفی دیگر!
و مبادا این هدف درست همان دیپلماسی عمومی باشد اما نه به نفع ایران .بلکه در جهت ایجاد شرایط ذهنی در مردمان جهان که ایران اتمی مرگ آفرین ترین کشور دنیا خواهدبود. و مبادا که این در راستای تحقق آرزوی دیرینه صهیونیسم برای نابودی سیاسی کشوری باشد که گویی همیشه خاری در چشم آنها بوده است.
یک پیشنهاد دارم .بپذیر!
در باب تفکرات و خط و مشی فراماسونری و همینطور در باب انجمن حجتیه مطالعه کن . با دقت و وسواس اما بدون پیش داوری.هیچ کس را زود منتسب به این و آن نکن ! و آنوقت چیزی بهتر از آن بدست خواهی اورد! خودت خواهی یافت که چرا ایران و فقط ایران در بین کشورهای مسلمان اینقدر مایه آزار صهیونیسم است و دریاب که چه کسانی و چرا و چگونه به تحقق این هدف ننگین که همانا حذف ابهت و قدرت فرهنگی این تمدن بزرگ است کمک کرده اند و از گذشته برای حوادث حال و آینده راهنمایی بخواه !
مهرداد نصرتی مهرشاعر
از بس ادعا کرده اند ولی در عمل طبل توخالی از آب درآمده اند، از طرفی به بهانه های واهی و ادعاهای دروغ به سلولهای اوین رونق بی سابقه داده اند، تمامیت خواهی چندش آور و حکومت پادگانی رواج یافته در همه امور کشور، تحجر، مقدس مابی، تحقیر و تحمیق مردم، قانون گریزی، شکستن حرمت بزرگان کشور، توهین و ظلم به خانواده های شهدا و بیت امام ، دهن کجی به فرمایش رهبر، عوامل خودسر، بی تدبیری، توهین به مجلس، فشار به قوه قضاییه، محدودیت رسانه ملی،…
چه چیزی برایمان باقی مانده، یه اینترنت مطلوب هم نداریم لااقل ببینیم دیگران چه کرده اند که در همه زمینه ها به خوبی پیشرفت میکنند. دانشمندان و دانشجویان ما بدون دسترسی به منابع علمی که این روزها همگی از طریق سایتهای اینترنت به راحتی قابل دسترسی است چگونه پیشرفت شایانی خواهند داشت؟
وقتی شرایطمان را حتی با ترکیه و مالزی مقایسه میکنیم خیلی عقبیم. ارزش پول اندونزی از مال ما بهتر شده است. افغانستان و عراق هم برای ما شاخه شونه میکشد.
ما تاب تحمل یکدیگر را نداریم چه برسد بخواهیم با مردم دنیا تعامل داشته باشیم.
من به عنوان یک ایرانی مسلمان که در فضای انقلاب دیده به جهان گشوده ام، به حرفهای این آقا اعتماد ندارم، چه توقعی از جهانیان است.
1- اولا دبیر کل سازمان ملل در جایش نشسته بود و به سخنرانی رئیس جمهور محبوب ایران گوش فرا می داد .
2- سایت محترم حداقل در مسائل بین المللی سیاست منطقی را پیشرو بگیرد .
3- احمدی نژاد جرات داشته و دارد که در مقابل آمریکا و اسرائیل و انگلیس و … کم نیاورد .
بنده بي نهايت با آقاي هحمدي نژاد مخالف هستم ولي بايد اين موضوع را در نظر بگيريم كه آقاي احمدي نژاد در مورد انرژي هسته اي ايران خوب عمل كرده و اگر يك سري تند رويهايي در كارش نبود شايد ميشد نمره عالي را به ايشان داد.
يا حسين مير حسين
پیشنهاد می کنم سایت کلمه به حرف های خوب و منطقی رئیس جمهور در اون جلسه هم اشاره کنه تا واقعا اثبات کنه طرفدار حقیقته نه باند بازی
س بحث آزادی و اینا در قالبه منافع تعریف میشه. به خاطره همین هم هست که حکومت مستبده سعودی ها و حسنی مبارکها با تشویق روبرو میشن و حکومت ایران دائما منزوی میشه.
نه اینکه ما هیچ تقصیری نداشته باشیم اما اینم بی انصافیه که بگیم همش تقصیر ماست.
بحثه جزایر سه گانه شد این متن رو پیدا کردم. امیدوارم صحت و سقم درستیشو اگر کسی اطلاعات داره بگه
روزنامه روسیزبان «پراودا» هفته گذشته مصاحبه هفتهنامه آلمانی «فریتگ» را با نوام چامسکی فیلسوف، زبانشناس و فعال سیاسی آمریکایی منتشر کرد.
آقای چامسکی در این مصاحبه میگوید از معدود کسانی بوده که از اوباما ناامید نشده است چون از او هیچ انتظاری نداشته است. او با اشاره به شعار «تغییر» باراک اوباما در جریان انتخابات ریاستجمهوری، آن را «لفاظی درباره امید و تغییر» میداند.
نوام چامسکی میگوید تنها مورد تجاوز به کشورهای دیگر از سوی ایران در دهه هفتاد میلادی و در زمانی که جمهوری اسلامی هنوز بر سر کار نیامده بود، اتفاق افتاده است.
اشاره چامسکی به زمانی است که نیروهای نظامی ایران پس از خروج بریتانیا از جزایر سهگانه ابوموسی و تنب بزرگ و تنب کوچک وارد این جزایر شدند.
چامسکی از این جزایر با عنوان «جزایر عربی» نام میبرد و حضور نیروهای نظامی ایران را مصداق تجاوز میداند.
فریتگ: دولت اوباما ایران را به خاطر برنامه غنیسازی اورانیوم تهدید کردهاست. در حالیکه کشورهایی که دارنده سلاح هستهای هستند مانند هندوستان، پاکستان و اسرائیل تحت فشار مشابهی نیستند. این مواضع را چگونه ارزیابی میکنید؟
نوام چامسکی: ایران یک تهدید بهحساب میآید زیرا از دستورات آمریکا پیروی نمیکند. از نظر نظامی تهدید قلمدادکردن ایران نامربوط است. این کشور قرنهاست هیچ عمل پرخاشگرانهای ورای مرزهایش انجام ندادهاست.
همه میدانند که این کشور در حال حاضر توسط یک حکومت منفور اداره میشود اما چنین برچسبهایی را میتوان به کشورهای دوست آمریکا در منطقه مانند عربستان سعودی و مصر هم زد. اسرائیل، با تایید و کمک آمریکا، پنج بار لبنان را در سی سال گذشته اشغال کرد. ایران اصلا از این کارها نکردهاست.
– با این وجود این کشور «تهدید» به حساب میآید…
زیرا ایران مسیر مستقل خود را دنبال کرده و از هیچ قدرت بینالمللی تبعیت نکردهاست. ایران به شیوه کشور شیلی در دهه هفتاد میلادی رفتار کردهاست. وقتی شیلی از سوی سالوادور آلنده سوسیالیست اداره میشد آمریکا آنجا را بیثبات کرد تا «ثبات» ایجاد کند. هیچ انکاری وجود ندارد. سقوط دولت آلنده یعنی با زور «بیثباتکردن» برای ایجاد «ثبات» و ادامه سلطه آمریکا ضروری بود. در حال حاضر پدیده مشابهی در منطقه خلیج فارس در حال رخدادن است. ایران مخالف سلطه آمریکاست.
به نظر شما هدف جامعه بینالملل از تحمیل تحریمهای شدیدتر علیه ایران چیست؟
جامعه بینالملل! بیشتر کشورهای دنیا متعلق به بلوک غیرمتعهد هستند و به شدت از حق ایران برای غنیسازی اورانیوم به منظور اهداف صلح آمیز حمایت میکنند. بارها و به روشنی تکرار شدهاست که این را نباید بخشی از آنچه «جامعه بینالملل» نامیده میشود دانست. منظور آنها از جامعه بینالملل کشورهایی است که دستورات آمریکا را دنبال میکنند. این آمریکا و اسرائیل هستند که ایران را تهدید میکنند و این تهدید باید جدی گرفتهشود.
به چه دلایلی؟
اسرائیل صدها سلاح اتمی و امکانات استفاده آنها را دارد. آخرین و خطرناکترین آنها از آلمان دریافت شد. آلمان زیردریایی هستهای دولفین را به اسرائیل دادهاست که عملا دیده نمیشود. این زیردریاییها میتوانند با موشکهای هستهای تجهیزشوند و اسرائیل آماده است تا آنها را به خلیج فارس بفرستد. باید ممنون دولت دیکتاتور مصر هم بود که اجازه عبور آنها را از کانال سوئز میدهد.
نمیدانم در آلمان گزارشی منتشر شده یا نه اما تقریبا هفته پیش نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد که یک پایگاه برای سلاحهای هستهای در دیاگو گراسیا در اقیانوس هند ساختهاست. آن زیردریاییها نیز با موشکهای هستهای و نیز بمبهای بانکرباستر مجهز شدهاند. این اژدرها میتوانند از دیوارههای بتونی با ضخامت زیاد عبور کنند و به طور خاص برای حمله به ایران طراحی شدهاند.
مارتین وان کریولد لوی، مورخ سرشناس نظامی اسرائیل، که فردی بسیار محافظهکار است در سال 2003 دقیقا پس از اشغال عراق نوشت: پس از اشغال عراق، ایرانیها از اینکه سلاح هستهای نداشتند دیوانه شدند. به عبارت دیگر آیا راهی برای ممانعت از اشغال شدن وجود دارد؟ چرا آمریکا کره شمالی را اشغال نکرد؟ زیرا عاملی بازدارنده وجود داشت.
تکرار میکنم. هیچ کس نمیخواهد ایران سلاح هستهای داشتهباشد، اما احتمال استفاده ایران از سلاح هستهای ناچیز است. این مسئله میتواند از سوی سازمان اطلاعاتی آمریکا اثبات شود. اگر ایران بخواهد تنها با یک بمب هستهای خود را مجهز کند احتمالا تمام کشور ویران خواهد شد. چنین سرنوشتی خواسته روحانیون اسلامی دولت ایران نیست و تا به حال این انگیزه برای خودکشی را نشان ندادهاند.
– اتحادیه اروپا برای کاهش تنش این شرایط انفجارآمیز چه میتواند بکند؟
اتحادیه اروپا میتواند خطر جنگ را کاهش دهد. میتواند به هند، پاکستان و اسرائیل فشار بیاورد تا به معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای، ان.پی.تی، بپیوندند و آن را امضا کنند.
در اکتبر 2009 وقتی آنها به برنامه هستهای ایران اعتراض کردند آژانس بینالمللی انرژی اتمی قطعنامهای را تنظیم کرد که اسرائیل با آن مخالفت کرد. در آن قطعنامه از این کشور خواستهشدهبود ان.پی.تی را به رسمیت بشناسد و به بازرسان بینالمللی برای نظارت دستگاههای هستهای اجازه ورود بدهد. اروپا و آمریکا با هم مذاکره کردند و جلوی قطعنامه را گرفتند. اوباما بلافاصله به اسرائیل گفت که توجهی به این قطعنامه نکند.
آنچه در پایان جنگ سرد در اروپا رخ داد جالب است. کسانی که تبلیغات دهههای پیش را باورکردهبودند انتظار داشتند ناتو در سال 1990 از هم بپاشد. ولی پس از آن سازمانی بوجود آمد که از اروپا در برابر «اردوی روسیه» حمایت کند.
امروز کشورهای اروپایی در «اردوی روسیه» نیستند اما این سازمان خود در حال گسترش است و همه پیمانهایی که با گورباچف بسته بود نقض میکند. گورباچف در آن زمان آنقدر عامی بود که گفته بوش، رییسجمهور وقت آمریکا، را باور کرد. او گفتهبود: ناتو حتی یک سانتیمتر به طرف شرق اروپا توسعه نخواهد یافت. بنابه نظر تحلیلگران بینالمللی گورباچف به آنچه گفت باورداشت، اگرچه خیلی خردمندانه نبود.
امروز ناتو به مناطق وسیعی از شرق اروپا گسترش یافته و استراتژی کنترل سیستم انرژی جهان، لولههای نفتی و جادههای تجاری را دنبال میکند. امروز زمان نمایش قدرت مداخله آمریکا در دنیا نیز هست و اروپا آن را میپذیرد. برای همین است پافشاری نمیکند و به نظر میرسد در حال تماشای آمریکاست.
– آمریکا میخواهد ابرقدرت نظامی باشد، اما اقتصاد آن عملا در سال 2008 ازهم پاشید. میلیاردها دلار برای نجات والاستریت داده شد. آمریکا بدون پول چین ممکن بود به ورشکستگی دچار شود.
صحبتهای زیادی درباره پول چین هست و حتی تغییر جهت قدرت در دنیا مطرح میشود. آیا چین میتوانست بر آمریکا چیره شود؟ من چنین پرسشی را نوعی افراطگری ایدئولوژیک تلقی میکنم. کشورها تنها بازیگران صحنه دنیا نیستند. تاحدی مهماند اما اهمیت مطلق ندارند. بازیگران اقتصادی یعنی بانکها و شرکتهای غالب.
اگر میخواهیم بدانیم چه کسی دنیا را اداره و سیاستها را تعیین میکند باید از اظهار تغییرجهت قدرت در دنیا و نیروی کار جهان خودداری کنیم. چین نمونهای افراطی است. همه تعاملها میان شرکتهای چندملیتی، موسسات مالی و دولتهایی رخ میدهد که در خدمت منافع آنها هستند. تنها تغییر جهت قدرت همین است اما در هیچ جا از آن سخنی بهمیان نمیآید.