برنامه های ضد قومی صدا وسیما؛ اشتباه ناشی از کم خردی یا سیاستی راهبردی؟
چکیده :سیاست فرهنگی راهبردی صداوسیمای جمهوری اسلامی لااقل از زمان پس از جنگ ایران و عراق، تخریب اقوام گوناگون ایرانی و تحقیر آنها و تضعیف هویت قومی آنان است. حتی اگر بخواهیم خوشبینانه داوری کنیم و احتمال بدهیم که صداوسیما تعمدی در اینگونه برنامهسازیها و سریالسازیها نداشته است، آنچه در عمل روی داده منجر به دستاوردهای ضدقومی شده است و این بسیار فرق دارد با آن ادعاهایی که در سخنرانیها و محافل رسمی از سوی مقامات سیاسی و رسانهای مطرح...
کلمه- مصطفی کرباسیان: تداوم سیاستهای ضداقلیت و ضدقومی در ایران حاکی از آن است که راهبردی برنامهریزی شده و طراحی شده در بارة اقلیتهای دینی و نیز قومیتهای ایرانی دنبال می شود و روشن است که ادعاهای رسمی به اندازهای که سیاستگذاری ها یا تولید ات رسانهای ذیمدخل و مؤثر است، تعیین کننده نیستند.
یک نمونه از مظاهر این نوع سیاستگذاری را میتوان در برنامههای صداوسیما مشاهده کرد.
سالها است که صداوسیما در سریالهای تلویزیونی خود چهرهها و شخصیتهایی را به تصویر میکشد که با زبانها و لهجههای ایرانی سخن میگویند و قرار است که سریال را جذاب کنند و در بیننده انبساط خاطر و فرحناکی پدید آورند و لحظات خوشی را برای او رقم بزنند. این شخصیتها اغلب ترک، گیلک، لر، اصفهانی، آبادانی، و غیره اند. در وهله نخست آدمی عیبی در این کار نمیبیند زیرا ابتدا بدین نکته میاندیشد که کارگردانان و یا فیلمنامهنویسان ایرانی فقط قصد دارند از غنای فرهنگ ایرانی –که متشکل از خرده فرهنگهای گوناگونی است- در جهت تولید آثار هنری جذاب بهره ببرند و این به خودی خود نه تنها ایرادی ندارد بلکه پسندیده هم هست و میتواند سبب آشنایی بیشتر بینندگان تلویزیون با همة خرده فرهنگها و اقوام ایرانی باشد و به کودکان ایرانی بیاموزد که ایران از اقوام و فرهنگهای گوناگونی تشکیل شده است.
اما یک پرسش ساده همیشه آزارم داده است: چرا در برنامهها و سریالهای تلویزیونی هیچ گاه چهرهای مثبت و مطلوب از ترک ها، گیلک ها، لرها و دیگر اقوام ایرانی به نمایش درنمیآید؟ آیا نمیتوان از عناصر زبانی و دیگر عناصر خردهفرهنگی به شکل مثبت و در جهت تمجید از اقوام ایرانی بهره گرفت؟ وانگهی، چرا برخی از کودکان و جوانان متعلق به اقوام ایرانی که در این 30 سال به دنیا آمده و پرورش یافته اند، یا هر چه بیشتر از قوم و قبیلة خود دور گشته اند و از آن دوری میکنند و بیزاری میجویند و روی به انکار هویت قومی خود آورده اند و یا بر عکس(هرچند اندک) علیه فارسها جبهه گرفته اند و از جداییطلبی از ایران دم میزنند؟
چگونه است که مثلا این یا آن دختر و پسر ترک از مادر خودش میخواهد که در مترو و دیگر مراکز عمومی به ترکی سخن نگوید و این یا آن جوان ترک از فارسها نفرت دارد و آنان را دشمن خود میپندارد؟ مگر آن «گریز از هویت خود» و این «نفرت از فارسها» یک شبه پدید آمده اند یا بر اثر سیاستهای فرهنگی شکل گرفته اند؟ صداوسیمای جمهوری اسلامی بهعنوان یک رسانة سراسری و فراگیر و بلند دامنه چه نقشی در این امر دارد؟ تلویزیون چه نقشی در شکلگیری آن گریز از مرکز و بیگانگی سیاسی و این نفرت دارد؟
قومیت، همچون سرمایه یا همچون عنصری مخرّب؟
جامعهشناسان قومیت را در کنار جنسیت، ملیت، و نژاد یکی از چهار متغیر زیستی-اجتماعی (bio-social) معرفی می کنند و اینها متغیرهایی هستند که در تاریخ اغلب عامل تبعیض و جداسازی بوده اند و سبب انواع تبعیضها و اقدامات ضدبشری. در تاریخ بشر عوامل و متغیرهای گوناگونی این نقش مخرب و ضدانسانی را ایفا کرده اند. دین نیز در بسیاری مواقع همین نقش جداسازی را ایفا کرده است. اما البته ادیان توحیدی در آغاز ظهورشان نوعی عامگرایی را پرورده اند و چتری برای همة بشریت گسترده اند. بهعنوان مثال، قرآن از تنوع جمعیتی همچون نوعی سرمایة انسانی و اجتماعی سخن میگوید: یاایهاالناس انّا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا انّ اکرمکم عنداللّه اتقاکم انّالله علیم خبیر (ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملّت ملّت و قبیلهقبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید.
در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.بیتردید، خداوند دانای آگاه است) (آیة 13 سورة حجرات). جالب این است بدانیم که قرآن در آیة 12 همین سوره (یعنی یک آیه قبلتر) مردم را از بدگمانی نسبت به دیگران و جاسوسی دیگران و غیبت دیگران برحذر داشته است و در دو آیه قبلتر نیز گفته است: “ای کسانی که ایمان آورده اید، نباید قومی قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید زنانی زنان دیگر را ریشخند کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید؛ چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند” (آیة 11 سورة حجرات). اما متاسفانه این نگاه فراگیر و تلقی تنوع جمعیتی بهمثابه سرمایه، در تاریخ ادیانی نظیر اسلام و مسیحیت و غیره جای خود را به نوعی خاصگرایی و نژادپرستی و قومپرستی غیرانسانی داد.
در مجموع، وقتی از امروز به گذشته مینگریم، تنوع جمعیتی بیشتر نقشی مخرب ایفا کرده است تا نقشی مثبت. اما تنوع جمعیتی به خودی خود نه عاملی مثبت است و نه منفی. تنوع جمعیتی نیز همچون دگر عوامل اجتماعی میتواند کارکردهای مثبت و منفی داشته باشد و هیچ پدیدهی اجتماعی نیست که یکسره منفی یا مثبت باشد. دورکیم نشان میدهد که حتی پدیدهای چون جرم کارکردهای مثبتی هم دارد. بنابراین، نگرش غالب است که تعیین میکند تنوع جمعیتی همچون سرمایهای اجتماعی عمل کند یا همچون عنصری مخرّب.
صداوسیما و بدل کردن قومیت به مؤلّفهای مخرب
این روزها از صداوسیما سریالهای متعددی پخش میشود. گذراندن لحظات خوش با خانواده انگیزهای است که مرا وامیدارد به پای تلویزیون بنشینم و برخی از آنها را ببینم. در میان این همه سریال تلویزیونی تنها سریالی که مرا مجذوب خود کرد، سریال «زیر تیغ» بوده است. بعضی از سریالها نیز برای گذراندن وقت و سرگرم شدن نیز تا حدی قابل قبول بوده اند؛ اگر چه هر کدام معایبی داشته اند.
البته بهترین برنامة تلویزیون در این سالها همان برنامة نود بوده است که پس از دوم خرداد 88 و عملکرد تلویزیون در تولید آگاهی کاذب و در دشمنی علیه جنبش سبز (که در واقع نتیجة عملکرد تلویزیون بهعنوان دستگاه ایدئولوژیک دولتی است و انتظار دیگری نیز از تلویزیون دولتی در بحرانهای سیاسیِ از اینگونه نباید داشت)، رغبت دیدن آن را نیز در ما از بین برد.
اما یکی از موضوعاتی که در این سالها دائما در برنامهها و سریالهای تلویزیونی تکرار شده و بسیار آزار دهنده بوده است، نحوة به تصویر کشیدن مردمانی از اقوام ایرانی مثل ترک و لر و گیلک بوده است. ترکها، لرها، گیلکها و دیگر اقوام غیرفارس ایرانی همیشه در چهرهها (کاراکترها)ی زیر در این برنامهها ظاهر شده اند: از نظر جسمانی کژ و کوژ و معیوب و زشتروی اند؛ از نظر اجتماعی، حاشیهای و صاحب مشاغل پست و دونپایهاند؛ از نظر روانی، قابل ترحم و فاقد شخصیت سالم و منسجم اند؛ از نظر اقتصادی، فقیر و بدبخت اند؛ از نظر فرهنگی، بیسواد و کممایهاند؛ و از نظر عقلی، کمهوش و بیخرد و یا حتی زبان نفهم اند.
این چهرهای است که صداوسیمای ما حداقل در دو دهة اخیر بهتناوب از هموطنان غیرفارس ما به تصویر کشیده است و همچنان بدین کار ادامه میدهد. من مدتها بر این گمان بودم که قصد و غرضی در کار نیست و تنها از سر بیدقتی یا کمخردی یا ناتوانی در فیلمنامهنویسی و شخصیتپردازی و یا عدم مشاوره گرفتن از جامعهشناسان و روانشناسان این اتفاق میافتد و تعمدی در کار نیست. اما تکرار مداوم این پدیده در برنامهها و سریالهای صداوسیما شکی باقی نمیگذارد که سیاست راهبردی تلویزیون تخریب اقوام گوناگون ایرانی و تحقیر آنها و تضعیف هویت قومی آنان است.
تاکنون هزار عیب و ایراد به صداوسیمای جمهوری اسلامی –گاه بهحق و گاه به ناحق- گرفته شده است. اما سیاست ضدقومی صداوسیما متأسفانه چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفته است. دیدن سریالهای نوروزی سال 1389 تلویزیون، این بار مرا برانگیخت تا در این باره قلم بزنم و این سیاست مخرب و ضدانسانی صداوسیما را به نقد بکشم. اگر به این سریالها نگاه کرده باشید، مصادیق چنین سیاستی را به آسانی خواهید یافت.
در سریال زنبابا که از شبکة سوم پخش می شد، پیرزنی ترک در قالب شخصیتی حاشیهای و فاقد همسر و با پسر پیر ترشیدة طاسِ زشترویْ نقش زنی «غرغرو» و فقیر و «آس و پاس» و «ندید بدید» را بازی میکند که بهمثابه زنی «فضول» دائما در کار پسر پیر و همسایههای خود دخالت میکند و وقتی پیک موتوری پیتزای سفارش شده را به در خانة صاحبخانهاش میآورد، با لهجة غلیظ ترکی میگوید: “آخ جون پیتزا!”.
همبازی مقابل او در نقش فردی «لات و لاشخور» و «همهفن حریف» و «پشت همانداز» (که نقشش را آقای صادقی ایفا میکند) به او جملهای قریب به این مضمون میگوید: “تو حالا بربری تو بزار تو فِر تُست بشه”! در موارد متعددی پیرزن با لهجة غلیظ ترکی از قطع اینترنت شکایت میکند! تمام حالات و سخنانی که این چهره بروز میدهد، دقیقا مصداق ویژگیهایی است که بر شمرده ام: از نظر جسمانی کژ و کوژ و معیوب و زشتروی؛ از نظر اجتماعی، حاشیهای و صاحب مشاغل پست و دونپایه؛ از نظر روانی، قابل ترحم و فاقد شخصیت سالم و منسجم؛ از نظر اقتصادی، فقیر و بدبخت؛ از نظر فرهنگی، بیسواد و کممایه؛ و از نظر عقلی، کمهوش و بیخرد و یا حتی زبان نفهم.
در سریال «چاردیواری» که از شبکة یک پخش میشد، شخصیتها و چهرههایی که خاستگاه قومی دارند (یعنی به یکی از اقوام ایرانی تعلق دارند) باز هم همگی همین ویژگیها را دارند. یکی از آنها شخصیتی است به نام «تقی تاکسی» با نقش آفرینی هنرمندانه آتیلا پسیانی که پدر «نادر»، قهرمان سریال است، دقیقا همان شخصیتی را به تصویر کشیده است که در لطیفههای عوامانه و نادرست علیه ترکها معرفی میکنند: دیرفهم و گیج که چند و چون گفته خودش را نیز درک نمی کند (مثل این جملة تقی تاکسی رو به پسرش ناصر: “ناصر ، به نظر تو که معلمی من حرف بدی زدم؟” و ناصر با حجب و حیا و در عین حال شرمساری می گوید: “چی بگم بابا.” که تازه بابا باید خود بخواند حدیث مفصل از آن مجمل!!)، از طبقة پایین، «بدقِلق»، سمج و «بدگیر»، دست و پاچفتی، و فاقد تدبیر، آدابنادان که البته دروغگویی هم بدان اضافه شده است.
در سریال «چاردیواری» یک چهرة ترک زبان دیگر هم بود که شغلش سیاهی لشکر بود که منزلت اجتماعی پَستی دارد و آدابنادان است و شخصیتی سخیف دارد و گاه و بیگاه و اغلب نابجا به زبان ترکی شروع به خواندن میکند و لودگی میکند و در جای خود نیز با سبیلهای آبادش بدل به «لاتی» گردن کلفت میشود. در همین سریال یک مرد طاس گیلکزبان هم بود که «بوقچی فوتبال» و بهخاطر آنکه زیادی در ورزشگاه بوق زده و فریاد کشیده اسباب خنده و تمسخر است. شخصیتی کاملا لوده داشته ، به دنبال کار دیگری بود و موقعیت اجتماعی تحقیرآمیزی داشت.
در سریال «دارا و ندار» که از شبکة پنج پخش میشد نیز، ندارها همه، یا اغلبشان شهرستانی اند: کُرد و گیلک، مازندرانی، مشهدی و غیره. این چهرهها هم غیر از اینکه از نظر اقتصادی فقیر اند و از نظر اجتماعی منزلت پایینی دارند، از نظر فرهنگی بیسواد و کممایهاند، برخیشان از نظر شخصیتی نیز مشکل دارند: مردی که به زبان کردی سخن میگوید، نسبت به خواهر خودش غیرت و جوش و خروش غیرمتمدنانهای را بروز میدهد و دائما و با دلیل و بیدلیل خود را میزند!؛ آنکه به زبان (احتمالا) مازندرانی سخن میگوید نیز مرتب از زن خود کتک میخورد و زنذلیل است و سر شکستة خود را همچون یک «راز» به این و آن نشان میدهد. بقیة نمونهها را خودتان از لابلای برنامهها و سریالهای تلویزیون بیابید.
من در سربازی، در دورة تحصیل دانشگاهی، در محل کار، و در دیگر موقعیتها از میان مازندرانیها، گیلکها، کردها، مشهدیها، لرها و نیز بیشتر از همه از میان ترکها دوستان و آشنایان متعددی داشته ام و آنها را مردان و زنانی بافرهنگ، متمدن، چیزفهم، شریف، محتشم و صاحب مکنت، گاه صاحب مقام و منزلت بالا، و ای بسا بسیار خوشاندام و زیبارو یافته و شناخته ام و سخت در شگفتم که چرا صداوسیما ترکها، گیلکها، لرها و دیگر اقوام ایرانی را هیچگاه با ویژگیهای فوق نشان نمیدهد بلکه دائم یا اغلب آنها را با همان ویژگیهایی به تصویر میکشد که در لطیفههای عامیانه علیه اقوام بیان میشود. ظاهرا تصویری که رئیس دولت یعنی آقای احمدینژاد از زنان گیلک داشت نیز از همین لطیفههای عامیانه أخذ شده بود: به طوری که رئیس دولت در سفر به گیلان گفته بود که زنان گیلان زنان باغیرتی اند و اصلا آنطور که گفته میشود نیستند! [1] و البته اعتراض نمایندة رشت به رئیس دولت نیز گم شد و فراموش گشت و یا لااقل منجر به عذرخواهی آقای احمدینژاد نشد.
نتیجهگیری
آنچه از خلال بررسی برنامهها و سریالهای صداوسیما بدان رسیده ام این است که سیاست فرهنگی راهبردی صداوسیمای جمهوری اسلامی لااقل از زمان پس از جنگ ایران و عراق، تخریب اقوام گوناگون ایرانی و تحقیر آنها و تضعیف هویت قومی آنان است. [2]
حالا یکبار دیگر از شما میخواهم نگاه قرآنی را که تنوع جمعیتی و قومی را همچون سرمایه میبیند و نگرش عملا حاکم بر صداوسیما را که تنوع جمعیتی و قومی را به مؤلفهای مخرب بدل میسازد و سبب بیگانگی سیاسی و اجتماعی-فرهنگی اقوام ایرانی میشود و در آنها نیروی گریز از مرکز پدید میآورد را با هم مقایسه کنید. و شما را دعوت میکنم آیات سورة حجرات را بخوانید و آن را با سیاست فرهنگی صداوسیمای جمهوری اسلامی (اسلامی!) مقایسه کنید و داوری کنید که آیا سیاست فرهنگی صداوسیما در قبال اقوام گوناگون ایرانی با نگرش قرآنی مطابقت دارد یا نه: “ای کسانی که ایمان آورده اید، نباید قومی قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند … و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند. … ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملّتملّت و قبیلهقبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بیتردید، خداوند دانای آگاه است” (آیة 11 و 13 سورة حجرات).
به خاطر داشته باشیم که تلویزیون بهعنوان یک رسانة بزرگ و فراگیر بسیار تأثیرگذار است. وقتی که رسانهای مثل تلویزیون چهرهای منفی از اقوام ایرانی را به تصویر میکشد، کودکان و نوجوانان اقوام ایرانی دچار سرخوردگی، یأس، و عدم اعتماد به نفس میشوند و ناخودآگاه نگاهی منفی به خود پیدا میکنند و مردان و زنان در زایل سازی این تصویر غلط از ذهن کودکان و نوجوانانشان دچار زحمت و مشکل میگردند و فاقد رسانة نیرومندی برای دفاع از هویت خویش اند. کودکان ترک و لر و گیلک و غیره در مدارس از سوی همکلاسیهای خود مورد تمسخر قرار میگیرند و بتدریج نوعی خودکمبینی و تحقیر در آنان نهادینه میشود و این تحقیرشدگی در خودپنداره (self-concept) یا تصویری که آنان در طی فرآیند اجتماعی شدن از خود میسازند، وارد میشود.
این همه از یک سو بذر نفرت را در ذهن و قلب مردان و زنان از قومیتهای مختلف میکارد و از سوی دیگر سبب عدم اعتماد به نفس در فرزندان آنان و گریز از هویت قومیشان میشود و سبب میشود در آنان نوعی خودباختگی و از خود بیگانگی شکل بگیرد. این وضعیت بویژه زمانی که فرزندان ترک و لر و گیلک و غیره در موقعیتهای اجتماعی مختلف در برابر فارسها قرار میگیرند، بیش از پیش نمایان میگردد. آنان در دفاع از خود در موقعیتهای اجتماعی نیز به شدت دچار زحمت و عذاب میگردند زیرا طرف مقابل بهآسانی و با گفتن ناسزایی قومیتی میتواند شخصیتشان را زیر سؤال ببرد و آن عدم اعتماد به نفس ریشه دوانده در دوران کودکی را مجددا زنده کند و نفرتی شدید و بسیار مخرب را علیه فارسها دامن بزند. بدین ترتیب، دیالکتیکی از خودباختگی و عدم اعتماد بنفس از یکسو و نفرت و بیگانگی سیاسی و گریز از مرکز از سوی دیگر شکل میگیرد.
وقتی شاعر بزرگ و فرهیختهای چون شهریار ناچار میشود در دفاع از قوم خود و دیگر اقوام ایرانی واکنش نشان دهد و ترجیعبند “اَلا تهرانیا انصاف میکن خر توئی یا من” را بسراید، مردم عادی چقدر باید در واکنش به تحقیرهای قومی توان صرف کنند؟! آیا مردم عادی از فرهیختگی کسانی چون شهریار برخوردارند که تحقیر شدنها را با پختگی و درایت پاسخ دهند و بذر کینه و نفرت را از این طریق از وجود خود بزدایند؟!
تا آنجایی که من اطلاع دارم، برخی از هموطنان آذربایجانی ما به خاطر نفرتی که از روزنامة ایران بر سر چاپ کاریکاتور کذایی پیدا کرده اند، از این روزنامه در اموری چون کارواش و دیگر موراد مشابه استفاده میکنند. طبیعی است که آنان و دیگر اقوام هموطن ما از صداوسیما نیز بدلیل پیگیری چنین سیاستی گریزان شوند و به رسانههای دیگر از جمله رسانههای خارجی نظیر تلویزیون باکو، ترکیه، عرب، آمریکا، و انگلیس روی آورند.
حتی اگر بخواهیم خوشبینانه داوری کنیم و احتمال بدهیم که صداوسیما تعمدی در اینگونه برنامهسازیها و سریالسازیها نداشته است، آنچه در عمل روی داده منجر به دستاوردهای ضدقومی پیشگفته شده است و این بسیار فرق دارد با آن ادعاهایی که در سخنرانیها و محافل رسمی از سوی مقامات سیاسی و رسانهای مطرح میشود. روشن است که ادعاهای رسمی به اندازهای که تولید رسانهای ذیمدخل و مؤثر است، تعیین کننده نیستند.
پینوشت
=========================================
1. این خبر را آفتاب نیوز (http://www.aftabnews.ir/vdcb8abrhzbws.html) منعکس کرد و ظاهرا خبرگزاری شمال نیوز خبر را عینا به نقل از آفتاب نیوز اما با تغییر تاریخ خبر منعکس کرده است:
“اظهارات عجیب احمدینژاد درباره زنان گیلانی
تاريخ و ساعت : 11 اسفند 1385 – 12:03 کد خبر : 2653
شمال نیوز: محمود احمدینژاد در جمع نخبگان استان گیلان بار دیگر اظهاراتی غیرمنتظره و بهتآور بر زبان آورد و گفت «برخلاف دیدگاه بعضی افراد، من معتقدم زنان گیلانی با حفظ عفاف خود در عرصههای مختلف کشاورزی حضور داشتهاند»! این اظهارات که ظاهراً ناظر به برخی لطیفههای سخیف افواهی بوده است و اصلاً در جایگاه عالیترین مقام اجرایی ایران نیست با انتقاد شدید رمضان علی صادقزاده نماینده مردم رشت در مجلس شورای اسلامی مواجه شد. تا آنجا که صادقزاده به گلایه تاکید کرد «سایر مواضع ایشان نیز همین گونه است»!
رمضان علی صادقزاده ضمن انتقاد از این اظهارات احمدینژاد، افزود: ایشان مهمان ما در گیلان بودهاند، اما در چند ماه آینده اعتراضات خویش را به اطلاع مردم میرسانیم. وی خاطرنشان کرد: زنان گیلانی در عرصه کار و کوشش در تمام زمینهها دوشادوش مردان فعالیت میکنند و حتی بیش از مردان در زمینههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و کشاورزی مشغول به فعالیت هستند. وی افزود: در طول تاریخ، مردان و زنان گیلانی باعث تقویت تشیع شدهاند وفور امامزادهها در سراسر استان، نشانه این امر است. آیتالله بهجت که یکی از علمای شیعه هستند نیز از این سرزمین برخواستهاند [غلط املایی کذا فی الاصل هم در آفتاب نیوز و هم در شمال نیوز! یعنی کپی برابر اصل!]”./aftabnews (http://www.shomalnews.com/index.php?view&sid=2653).
2. برای اینکه تصور نشود مدعاهای من غیرواقعی است، دو نمونه از اعتراضات کارگزاران نظام جمهوری اسلامی را در باب عملکرد غلط صداو سیما در مورد اقوام ایرانی در زیر ذکر میکنم:
نمونة اول: اعتراض امام جمعة اردبیل در سال 1386
“انتقاد شدید امام جمعه اردبیل از صداوسیما
حجت الاسلام عاملی گفت: من اشتباهات صدا و سیما در زمینه اقوام را مرتبا یادداشت و به رهبر معظم انقلاب گزارش می کنم. مهر: استراتژی سکوت ” در برابر قومیت ها دیگر پاسخگو نیست و اشتباهات صداو سیما یکی از دلایل عمده بروز حساسیت های قومی در کشور است.
حجت الاسلام سید حسن عاملی نماینده ولی فقیه و امام جمعه اردبیل درهمایش ملی اتحاد ملی راهبردها و سیاستها با موضوع لزوم تصحیح سیاستهای غلط در مورد قومیت ها به ایراد سخنرانی پرداخت. وی با اشاره به اینکه گسترش و تثبیت مکتب اهل بیت بر دوش دو قومیت آذری و فارس بوده است گفت: اگر تفرقه بین این دو قوم ایجاد شود باید فاتحه تشیع را خواند. وی با انتقاد از سیاست فعلی در برابر قومیت ها گفت: ” استراتژی سکوت ” در برابر قومیت ها دیگر پاسخگو نیست و اشتباهات صداو سیما یکی از دلایل بروز حساسیت های قومی در کشور است. عاملی با تاکید بر لزوم تبیین و تبلیغ بخشهایی از تاریخ کشورمان بخصوص جنگ ایران وروس و جنگ ایران و عثمانی ، عدم توجه به این واقعیت های تاریخی را عامل اصلی سو استفاده عناصر افراطی و تجزیه طلب معرفی کرد و گفت: اجابت خواسته های قومی نباید به عنوان عامل واگرایی شناخته شود.
نماینده ولی فقیه با اشاره به تحرکات برخی کشورهای منطقه نسبت به فرهنگ ملی ایران گفت: با تشکیل فرهنگستان زبانهای محلی و تدریس زبان های محلی می توان جلوی بسیاری از این سو استفاده ها را گرفت. امام جمعه اردبیل با اشاره به اینکه زبان آذری کارکرد دینی و مرثیه ای در قوم شیعه دارد گفت: تقویت زبان آذری تقویت تشیع است. به گزارش خبرنگار مهر ،سخنان امام جمعه اردبیل که با استقبال و تشویق حضار مواجه بود چنین ادامه یافت: اگر وضعیت به گونه فعلی پیش رود در آینده ای نزدیک زبان آذری نماد مخالفت با نظام خواهد شد.
وی تاکید کرد: من اشتباهات صدا و سیما در زمینه اقوام را مرتبا یادداشت و به رهبر معظم انقلاب گزارش می کنم. عاملی که خود را غیر آذری و وابسته به طایفه معرف جبل عامل لبنان معرفی کرد ، گفت: ما باید سیاست صفویه را ادامه دهیم که این نکته هم مورد تاکید آقای هاشمی رفسنجانی قرار گرفته است. وی تاکید کرد: الان در مدارس و دانشگاههای آذربایجان علی رغم بخشنامه های رسمی دروس به زبان ترکی تدریس می شود که بهتر است این مسئله از حالت ممنوعیت در بیاید و تدریس به زبان ترکی آزاد شود. نماینده ولی فقیه به نقل از استالین دیکتاتور شوروی گفت: تغییر حروف در قفقاز از انقلاب کمونیستی هم مهمتر بود و امروز کشوری مثل آذربایجان و ترکیه با تغییر زبان و حروف رسمی خود بین هویت امروز و دیروز خود فاصله انداخته اند.
عاملی با بیان اینکه ترکیه می خواهد عثمانی نوین شود گفت: بی شک زبان فارسی شانش بالاتر از آن است که با تقویت زبان های محلی تضعیف شود. وی در پایان سخنان خویش هند و سوئد را از نمونه های موفق اتحاد ملی توصیف کرد” (21 آبان 1386 ) http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=38945 کد خبر 38945،
نمونة دوم: اعتراض نمایندة ایلام در سال 1388
“رئیس مجمع نمایندگان استان: صداوسیمای ایلام دید منفی خود نسبت به اقوام مختلف استان را از بین ببرد
در مراسمي با حضور جمعي از مسؤولان سازمان صداو سيما و مسؤولان محلي جشن پوشش صد در صدي شبکههاي اول و دوم و سوم و شبکه استاني سيماي استان ايلام بر گزار شد. به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، براي پوشش صد در صدي شبکه هاي اول ، دوم ، سوم و شبکه ي استاني سيماي استان 396 دستگاه فرستنده و 45 ايستگاه ماهوارهاي کابلي نصب شده است.
نماينده دره شهر ، دهلران و آبدانان در مجلس شوراي اسلامي مهمترين رسالت صدا و سيما در اين برهه دفاع از ارزش هاي مواضع سازنده ي نظام در عرصه ي بين المللي دانست و تصريح کرد : رسانهي ملي در جامعه هم بايد در برنامههاي خود مسائل و مشکلات مردم را منعکس کند. عزتی با انتقاد از پخش اخبار به زبان کردی در سیمای ایلام گفت: این اخبار که واقعا معلوم نیست به زبان کردی است یا فارسی اصالت زبان کردی را تا حد زیادی از بین میبرد تا جایی که یک فارسزبان 90 درصد اخبار را متوجه میشود.
رئیس مجمع نمایندگان استان ایلام از مسئولین صدا و سیمای مرکز ایلام خواست به جای پخش بیش از حد برنامه های طنز که به زبان کردی پخش می شود و با دید تمسخر آمیز به فرهنگ و زبان مردم نگاه میکند با معرفی استعداد های استان در برنامه های داخلی استان و پخش سراسری برای جذب سرمایهگذار اقدام کنند. عزتی افزود زمان آن فرا رسیده که سیمای مرکز ایلام به معرفی جاذبههای گردشگری استان با تولید برنامههای قوی با استفاده از کارگردان های مستند ساز باتجربه و استفاده از افراد تحصیلکرده ی مسلط به زبان مادری(از همهی قومیت ها) بپردازد.
این نماینده مجلس اظهار داشت:صدا و سیمای مرکز ایلام در بیان مشکلات و کمبودهای استان ایلام در زمینه حمل و نقل، اجرایی نشدن مصوبات استانی، کمبودهای پزشکی، کمبودهای مرز مهران و پتانسیلهای میراث فرهنگی و تخریب آثار تاریخی کمتر خبری در کشور داشته است. نماینده دهلران،دره شهر و آبدانان ادامه داد:صدا و سیما می تواند مشکلات مردم استان ایلام را به خوبی در کشور انعکاس دهد ولی تاکنون به دلایل متعددی نتوانسته است حتی پتانسیلهای استان را در رسانه ملی بیان کند.
وی ادامه داد: فقر و محرومیت استان ایلام را باید با تصویر به مسئولان کشوری رساند که بدانند در این استان چه می گذرد و شاید از این رهگذر بتوان به حل مشکلات استان امید بست. “علی عزتی” با اشاره به زبانهای گفتاری رایج در میان مردم استان ایلام از جمله کردی، لکی، لری و عربی گفت: با توجه به جمعيت حداكثري لر استان ایلام متاسفانه صدا و سیمای ایلام اصلا برنامه اي به زبان لري ندارند و از پخش سرود هاي لري،لکی و عربی كوتاهي مي کند و فرهنگ غني لري از هر بابت در اين شبكه جايي ندارد.
این نماینده مجلس با انتقاد از عملکرد رسانه ملی در استان ایلام و لزوم فرهنگ سازی افزود:در صورتی که صدا و سیما استان ديدگاه منفي خود نسبت به اقوام منطقه را از بین نبرد و همچنان گویش¬های مردم شهرهای حوزه¬های جنوبی دهلران، دره شهر و آبدانان محدود شوند، به زودی در دیدار با مقامات عالیرتبه کشور این مساله را پیگیری خواهد کرد تا قوم لر هم در کنار قوم کرد که هر دو از اقوام اصیل ایرانی اند به جایگاه شایسته خود در رسانه ملی برسد. وی با تاکید بر سياست اصلي صداوسيما در رعايت اصل بيطرفي گفت:صدا و سیمای مرکز ایلام باید به فرهنگ گذشته این استان توجه کند، به هر حال به نظر من صدا و سیمای مرکز ایلام باید با دقت نظر و وسواس برای فرهنگ و زبان لُری برنامه بسازد و پخش کند و گستره جغرافیایی خود را به این مناطق هم بکشاند.
نماینده دهلران،دره شهر و آبدانان در مجلس هشتم اظهار داشت:زبان کردی در استان ایلام دارای گویشهای گوناگونی در شهرستان های مختلف است که متاسفانه صدا و سیمای ایلام فقط به کردی شهرستان ایلام توجه می کند و این موضوع باعث شده که به هنگام مصاحبه سیمای ایلام با یک شهروند لر مجبور به صحبت کردن به زبان کردی شود که این امر موجب گلایه شهروندان حوزه انتخابیه ام شده که امیدوارم با تبدیل شبکه شهرستان ایلام به شبکه استانی ایلام تمام اقوام این استان در کنار هم با اتحاد و همدلی برای توسعه استان تلاش کنند.
در تيرماه سال 83 با حضور مهندس ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيماي كشور شبكه استاني ايلام افتتاح شد و پس از ماهواره ای شدن این شبکه در سال گذشته شهرستان های جنوبی استان هم از دریافت شبکه استانی ایلام برخوردار شدند” (http://www.ezati.ir/index.php?option=com_content&task=view&id=410&Itemid=68 24/8/1388).














1- مقاله طولانی واقعا حوصله میخواد خوندنش.
2- صدا و سیما رو کی میچرخونه ? یکی مثل من و شما. خیلی به سیاست ربط نداره . بلکه شعور و درک هر آدمی کنترل میکنه که چی بگه یا چی بنویسه . خیلی هم از باب دستور و اجرا به قضیه نگاه نکنین لطفا.
در ضمن اگر به ادعا های شما و دیگران در طول تاریخ جواب لفظی داده نمیشه دلیلی نداره هر چی میگین درست باشه .
خلاصه به این و به آن بد گفتن جز سبک مغزی گوینده نیست.
سبزک
مهم نيست که کي صدا و سيما رو ميچرخونه؟
مهم اينه که گرداننده صدا و سيما توسط فردي انتخاب ميشه که چند روز پيش اعلام کرد مسخره کردن اقوام ايراني حرام است و آن فرد، شخص اول سياسي مملکت است.
ضمنا گرداننده صدا و سيما همچين غير سياسي هم نيست چون گرداننده قبلي الان رئيس مجلس شوراي اسلامي است همچين بي ربط به سياست هم نيست احتمالا اين گرداننده بعدها فرمانده سپاه يا کانديداي رياست جمهوري ميشه اگه بهشون انگي چسبانده نشه.
ضمنا هيچکدام از ما شباهتي به چرخاننده سابق و فعلي ان سازمان عريض و طويل نداريم.
ضمنا صدا و سيما سي ساله که به همه مخالفانش بد و بيراه ميگه و کلا کساني در صدا و سيما تريبون دارن که بهتر تهمت ميزنن و بد و بيراه ميگن
مثل امام جمعه هايي که مردم رو بزغاله و گوساله خطاب ميکنند.
اينا رو عرض کرديم نقل به مضمون که جناب يا سرکار سبزک گمان نکنند خيلي نيک پندار و راست گفتار و پر مغزند.
البته این جور نقد ها بد نیست ولی بهتر می بود با این تفصیل بیان نمی شد و صد البته که نواقص بزرگ و انکار نا شدنی رو صدا وسیما در این سالها داشته ولیکن عنوان این چنین نقدهایی برای مردم با همچنین تفصیلی پیامدی جز تحریک عده ای کم منطق در میان آنها نمی گردد … نقد را بایستی عنوان کرد و کوتاهی و عذر پذیرفتنی نیست خصوصا در رابطه با موضوع بالا با صدا وسیما.. اما شیوه ی مطرح کردن آن برای مردم بایستی توام با ملاحظه باشد که منجر به کینه و تحریک کاذب برای قومیتها نگردد.هر چند که صدا و سیما نسبت به این مسائل بی توجه است..
دوست عزیز نویسنده بارها در مقاله خود لفظ فارس و غیر فارس رو عنوان کردند.. لطفا روشن بفرمایید که کدام یک از استانهای ما فارسند؟؟! و کدامیک فارس نیستند؟؟!! ایشان اشاره به لر و گیلک و ترک و مازندرانی و جنوبی و …. کردند و تلویحا از روی نا آگاهی این قومیتها رو غیر فارس نامیدند!!
آیا منظور شما از فارس فقط محدوده ی تهران است؟ چرا که تقریبا هفتاد درصد جمعیت متشکله ایران از قومیتهای ترک و لر و مازندرانی و گیلکی و جنوبی و … هستند که همه ی اینها ایرانی و فارس محسوب می شوند چرا که هزاران سال است که این قومیتها به همراه سایر قومیتها در ایران بوده اند و تا کنون هم در کنار هم زیسته اند و مجموعه ای متنوع از فرهنگ ناب و بی نظیر ایران رو ساخته اند..
اما فراموش نکنیم که صدا سیما دست چه کسانی است؟! کسانی که مدعی مطرح کردن و انعکاس مشکلات و نیازهای مردم هستند!
و خود را عادل می دانند! غریب به یازده ماه از جنایات پس از انتخابات تا عاشورای سرور و سالار شهیدان گذشت و این سازمان منافق روش !
حتی اقدام به پخش یک تصویر از محاکمه یا پیگیری متهمین این جنایات نشد اما تا دلتان بخواهد انواع و اقسام برنامه هایی درباره ی انتخابات و سران به اصطلاح فتنه! ساخت که تا الان هم ادامه داره… به راستی اگر 24 میلیون رای پشت شما هست چرا اینقدر دست و پا می زنید تا ذهن مردم رو به سمت این برنامه ها بکشونید؟؟!!
واقعاً درود بر این قلم شیوا و انسان دوستی گیرای آقای کرباسیان! لطفاً به این سیاست دردناک و سخیف توهین به اقوام و زبانها باز هم بنویسید؛ زیرا یکی از اهداف گروهک ضد جمهوری اسلامی همین جداسازی و ایجاد نفرت متقابل در میان اقوام ایرانی مختلف است. به شخصه این سیاست را در راستای طرح خاورمیانه جدید میبینم! چون وجود کشوری با این وسعت مانع دستیابی طراحان این پروژه به اهدافشان است پس میخواهند با تکه تکه کردن این سرزمین به اهداف خود دست یابند. من خود از پدری ترک و مادری شمالی متولد شده ام و به دلیل شغل پدرم در سنندج و چابهار و شهرکرد مدرسه رفته ام. به خداوندی خدا قسم، در میان مردمان عادی هیچ کسی را از هیچ گروه قومی، مذهبی و نژادی در این کشور ندیده ام که به قومی دیگر نفرت بورزند یا بخواهند از ایران جدا شوند! شنیدن زمزمه های جدایی از ایران تنها نتیجه همین سیاست سخیف برخی افراد نادان یا اعضای همین گروهک نفوذی در حاکمیت است که همپای توطئه های جدی خارجی قصد نابودی این سرزمین را دارند.
—————————————————————————-
به سبزک:
1- مقاله طولانی نیست، موضوع بسیار بیش از این چند خط مهم است
2- صدا و سیما رو یکی مثل شما میچرخونه که براش موضوعی به این مهمی و با این درجه از حساسیت ارزش دو صفحه مقاله هم نداره! اگه دخلی به سیاست نداره چرا هیچوقت عکس این موضوع اتفاق نمیفته؟ چرا تذکری به صدا و سیما داده نمیشه ؟
3- به این و آن بد گفتن جز سبک مغزی گوینده نیست سبزک خان! اگر جوابی داشتید میدادید و توهین نمی کردید.
سلام بخوانندگان گرامی و سلام بمسؤلین سایت
بر عکس نظر خانم و یا اقای سبزک ،مقاله ای است مستدل ، لازم و بسیار حساس.
این خانم و یا آقای سبزک حتما” توجه ندارد که اقدامات مؤثر …. در نهاد های مختلف از جمله در صدا و سیمای غیر ملی باعث بوجود آمدن چه خطراتی برای کشور شده است.
ایشان شاید بلحاظ اندیشهء سیاسی با مسؤلین سایت کلمه و یا جنبش سبز همسوئی نداشته باشند که بنظر من هیچ عیبی هم نیست ولی حتما” به استقلال کشور ، تمامیت ارضی ، مصالح و منافع ملی و حق تظارت مردم بر کشور و سرنوشتشان باور دارند. از اینرو اگر نوشته هائی از این دست را نمی پسندند ، لابد به منابع دیگری مراجعه می کنند و اطلاعات خود را از آن منابع بدست می آورند.
جناب سزک ،
حتما” خوانده و یا شنیده اید که آمریکای جهانخوار و شیطان بزرگ مدتها است که مقامات کشوری ما را با سخنانی از قبیل اینکه « گزینهء نظامی » روی میز است مشغول کرده است که شاید اصولا” چنین اتفاقی رخ ندهد ولی مطمئن باشید از انجائی که در سیاست خارجی و منطقه ای شیطان های بزرگ و کوچک ، ایران پهناور ، مستقل و پیشرفته و دموکرات جائی نداشته و نخواهد داشت بیکار هم ننشسته اند. کوشش هائی که تاکنون کرده اند به نتایجی رسیده است و مشغول بهره برداری هستند و لی هنوز کافی نمیدانند و در پی آن هستند که برای اطمیتان خاطر ، اگر بتوانند این پتانسیل را برای مدتها از بین ببرند.
جناب سبزک
از جمله نتایج اقدامات شیاطین بزرگ و کوچک یکی اینست که … حضور آقای دکتر احمدی نژاد در رأس قوهء مجریه به نفع کشور ، انقلاب و اسلام و ازدیاد امت اسلامی است. این اعتقاد باعث گردیده است تا نیروی بسیار زیادی از کشور را در یک نبر د فرسایشی غیر ضروری بهدر بدهند. شما اگر خود را قدری از حیطهء تبلیغات 24 ساعتهء گوبلزی این حضرات رها نموده ، از خارج آن فضا به اتفاقاتی که رخ داده و نتایجی که عاید مردم فقیر کشورمان شده است نگاه کنید متوجه می شوید که کشوری که در آن بزرگترین انقلاب قرن بیستم رخ داده است ، کشوری که نیروهای انسانی خلاق که اتفاقا” از همان دانشگاهی روانه ء بازار کار شده اند که آقای رئیس جمهور شبانه روز در حال خنثی کردن اثرات وجودی آن در کشور یعنی دانشگاه آزاد می باشد ، امکان هر پیشرفتی را میسر ساخته ، کشوری که در آمد نفتی بشکه ای 150 دلار را تجربه کرده است نباید مردمان بیشماری در این کشور برای گذران زندگیشان حاضر به فروش عضوی از اعضاء بدن خود باشند و همهء اینها نتیجه رسیدگی های و کارآمدی های دولت مورد تأئید است.
کشوری با این چنین وضع معیشتی بسیار بد مردمانش شایستهء آن امکانات است ؟و یا اینکه چون حکومت خود را در گیر جنگ های فرسایشی غیر لازم کرده اند بودجه هائی که باید صرف این امور شوند ، صرف گسترش بسیج و نیروهای سرکوب دیگر با نام های متفاوت می شوند.
جناب سبزک
یکی از اقدامات شیاطین بزرگ و کوچک اینست که بودجه ای را به فروپاشی کشورمان ایران از درون آن اختصاص داده اند. جهت اطلاع عرض می کنم که افراد مزدوری را بنام نمایندگان اقوام مختلف ایران در گوشه و کنار دنیا جمع کرده و راجع بهتر زیستن و برخورداری از فرهنگ های محلی خو گفتگو می کنند و سپس قطعنامه صادر می نمایند. در کشور های مختلف فرستنده هائی را تعبیه کرده اند که به زبانهای اقوام ایران سخن می گویند و هر روز مقداری مطالب راست و دروغ سر هم می کنند به این امید که عده ای از آنان آن سخنان را بپذیرند. می دانید ترجیع بند آن سخنان چیست؟ ترجیع بند ان سخنان اینست که دولت مرکزی تمامی حقوق فرهنگی ، انسانی و ملی شما را زیر پا گذاشته و همچنان علیه حقوق شما راهش را ادامه می دهد.
آن تبلیغات و آن چاشنی های صدا و سیمای غیر ملی جمهوری اسلامی ، چه نتیجه ای بجز افزایش انگیزه های تجزیه طلبی چه چیز دیگری می تواند باشد؟
شما نه ناراحت شوید اگر کسی از روی علاقمندی به کشور و تمامیت ارضی آن چیزی می نویسد و نه تلاش کنید با پاک کردن صورت مسأله از واقعیت ها بکاهید.
کسی که در رأس بزرگترین و فراگیر ترین دستگاه تبلیغاتی کشور نشسته و عقلش به این چیز ها قد ندهد بدون هیچگونه توجیهی یک لحظه هم نباید در این مقام ابقا شود . گو اینکه این پدیده که کار در دست کاردان نباشد ، خود نیز اثر دیگری از حضور مشاورینی است که دل در گرو ملت و کشور ندارند. بهوش باشید.
اولا که اصلا دیگه از صدا و سیما صحبت انتقاد نکنید که وضعش خیلی خرابتر از این حرفاست. دوما مسالهٔ قومیتها در ایران داستان درازیست. حکومتها همیشه به شکلی از این مساله طفره رفته اند. مهندس موسوی تنها کسی بود که رفت تبریز و به زبان آذری سخن گفت. نشون داد که استقلال زبان و فرهنگ قومیتها برای بقای ایران حیاتیست. به امید اینکه زمام امور به آنکه لیاقتش رو داره داد بشه تا ببینیم یک ایران یکپارچه را.در شرایط فعلی که هیچ یک از قومیتها دل خوشی از رفتاری که داره باهاشون میشه ندارن.
مقاله خوبی بود!
صدا و سيماي ما ننگ ما ننگ ما
خطاب به سبزک
1. معلومه مقاله ای که حاوی چندتا حرف حسابی باشه از نظر شما خوندنش حوصله میخواد چون درکش احتیاج به مقدار معتنابهی آی کیو داره.
2. صدا و سیما رو کی میچرخونه؟؟؟ بیخود نفرمایید من و شما. بفرمایید یکی مثل من یعنی جنابعالی. ما از قماش شما نیستیم الحمدلله. اصلا شما که مقاله رو نخوندین چه جوری اظهار نظر فرمودین؟!
در جواب سبزک
میخاستم بگم بر عکس اون جیزی که فکر میکنی صدا و سیما کاملا سیاسی اداره میشه با یه کم توجه متوجه میشی که تمام عزل و نصب ها در صدا و سیما و حتی دعوت کردن از مهمانها در میزگردها فقط فقط سیاسی و در اختیار یک جناح قرار داره و هیچگاه نمیشه به عنوان رسانه ملی مطرح کرد بلکه بیشتر میلی هست به قول یکی از دوستان عزت تی وی
شورش کردین.
در مورد ترک ها بیشتر تبلیغان جهت دار بیگانه است که دو راه داره. یکی اینکه از نظر سیاسی اونقدر قدرتمند باشیم که مانع از موش دوانی آنکارا و باکو بشیم و دیگر این که مدیای بسیار قدرتمندی داشته باشیم . اگر نتوانیم این ها را داشته باشیم (که نداریم) فاتحه مون خوندس.
البته احترام در رسانه ها و آموزش فرهنگ چند قومیتی هم واجب است. ولی اگر دو عامل بالا را نداشته باشیم از این فرهنگ سازی ها هم کاری ساخته نیست
سلام
مقاله ریزبینانه و موشکافانه ای است ولی…
لطف کنید مقاله های تفسیری رو کوتاه تر کنید، چون از حوصله مخاطب خارج میشه و مجبوره نصفه و نیمه رهاش کنه،، مثل من که تا نصفه بیشتر نخوندم (چون خبرها و تیترهای مهمتری هم هست) این موضوع رو در مورد تمام مقالاتتون منظور کنید.
متشکرم
مقاله بسیار زیبا و مفیدی بود.امیدوارم که هرچه بیشتر در این مورد گفتگو و بحث و روشنگری بشود.چون که ایران بدون قومیت هایش دیگر ایران نیست!
قومیت ها در کشورمان نسبت به اصالت و منزلت خود بسیار حساس هستند و تاریخ نشان داده که چگونه از آن دفاع می کنند.
واکنش مردم تبریز در جریان توهین روزنامه دولتی ایران به ترک زبانان در سال 85 خود نشان بزرگی از این امر است.
برخورد حاکمیت با اقوام مختلف غیر فارس زبان رفته رفته به سمتی می رود که باعث ایجاد شکاف و تیرگی در میان مردم بشود.کمااینکه تا حدودی نیز چنین شده است.
وقتی مهندس موسوی در جریان انتخابات سال قبل از حقوق برابر قومیت ها و ارزش دادن به زبان و فرهگ آنها سخن گفت و قول پیگیری واقعی حقوق آنان را داد همگی می دیدیم که به چه صورتی در اقصی نقاط کشور مابین مردم چه دوستی و وحدتی شکل گرفته بود که البته این وحدت بعد از کودتا نیز خود را بخوبی در جنبش سبز نشان داد.
به امید ایرانی آزاد برای همه ……….. ما بی شماریم.
واقعاً درود بر این قلم شیوا و انسان دوستی گیرای آقای کرباسیان! لطفاً به این سیاست دردناک و سخیف توهین به اقوام و زبانها باز هم بنویسید؛ زیرا یکی از اهداف گروهک ضد جمهوری اسلامی همین جداسازی و ایجاد نفرت متقابل در میان اقوام ایرانی مختلف است. به شخصه این سیاست را در راستای طرح خاورمیانه جدید میبینم! چون وجود کشوری با این وسعت مانع دستیابی طراحان این پروژه به اهدافشان است پس میخواهند با تکه تکه کردن این سرزمین به اهداف خود دست یابند. من خود از پدری ترک و مادری شمالی متولد شده ام و به دلیل شغل پدرم در سنندج و چابهار و شهرکرد مدرسه رفته ام. به خداوندی خدا قسم، در میان مردمان عادی هیچ کسی را از هیچ گروه قومی، مذهبی و نژادی در این کشور ندیده ام که به قومی دیگر نفرت بورزند یا بخواهند از ایران جدا شوند! شنیدن زمزمه های جدایی از ایران تنها نتیجه همین سیاست سخیف برخی افراد نادان یا اعضای همین گروهک نفوذی در حاکمیت است که همپای توطئه های جدی خارجی قصد نابودی این سرزمین را دارند.
—————————————————————————-
به سبزک:
1- مقاله طولانی نیست، موضوع بسیار بیش از این چند خط مهم است
2- صدا و سیما رو یکی مثل شما میچرخونه که براش موضوعی به این مهمی و با این درجه از حساسیت ارزش دو صفحه مقاله هم نداره! اگه دخلی به سیاست نداره چرا هیچوقت عکس این موضوع اتفاق نمیفته؟ چرا تذکری به صدا و سیما داده نمیشه ؟
3- به این و آن بد گفتن جز سبک مغزی گوینده نیست سبزک خان! اگر جوابی داشتید میدادید و توهین نمی کردید.
چرا نویسنده این قدر نظر منفی در مورد این سریال ها داشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بنده 34 سال سن دارم و علاوه بر زبان ترکی به زبانهای فارسی و انگلیسی و روسی تسلط دارم ولی عجبا که وقتی به تهران سفر میکنم نمی دانم چه نیرویی همیشه در درون من به من القا میشود که توی ترک شهروند درجه 2 وحتی 3 این مملکت هستی و همین حس خیلی وقتها مخصوصا وقتی با خانمها روبرو میشوم مانع رفتار عادی من در درونم میشود.
ولی من به شما خواهم گفت که این حس از کجاست,از تحقیرهایی که عمدا بله عمدا در راستای یک استراتژی مخوف یکسان سازی اقوام ایرانی در تمام رسانه های ملی و غیر ملی در جریان است , از سریالها و فیلمهایی که جز تحقیر ترکها چیز دیگری در آن یافت نخواهد شد.و عجیب تر از همه این که آقای خامنه ای جدیدا با آن علم و آگاهی که حتی ایشان را در قله مطلقه نشانده است فتوا میدهند که تقلید لهجه اقوام اگر برای تمسخر نباشد اشکالی ندارد.من سوالم از این رهبر دانا این است که در طول تاریخ انسان آیا کسی سراغ داری که مسخره بکند و بگوید آی ملت من دارم مسخر ه اش میکنم.نه هر تقلیدی برای لهجه ها مخصوصا لهجه ترکها که زبانشان از نظر ساختاری با فارسی اختلاف بنیادین دارد مسخره است.
من برای شما اینو میخواهم بگویم که در تمام شهرهای ترک نشین تنفر شدیدی از فارس و حتی ایرانی بودن در حال شکل گیری است و همچنان گرایش شدید به کشورهای ترک زبان مخصوصا ترکیه.و این میرود تا در آینده به این علامه های نادان نشان دهد که آنچه خدا در قرآنش فرموده که( ای کسانی که ایمان آورده اید، نباید قومی قوم دیگر را ریشخند کند، شاید آنها از اینها بهتر باشند و نباید زنانی زنان دیگر را ریشخند کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند، و از یکدیگر عیب مگیرید، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید؛ چه ناپسندیده است نام زشت پس از ایمان. و هر که توبه نکرد آنان خود ستمکارند)همان چیزی است که اکنون دارید تاوانش را میدهید زیرا خداوند ما را دیگر دوست ندارد چون ما از گمراهان و ستمگران هستیم.زیرا ما برای هیچ دیگران را علاوه بر اینکه اجازه ندادیم به زبان مادریشان تحصیل کنند حتی لهجه فارسیشان را با صذای بلند در رسانه ها مسخره کریم. برادران سبز من این که چرا ترکها برای این جنبش زیاد مایه نمی گذارند شاید بدانید چرا.چون از دروغهای این بزرگان کوچک خسته اند.چون ایران را آنگونه که شما میبینید نمی بینند.چون در درون وطنی که جانها برای آن نصار کرده اند اکنون دارند با صدای بلند مسخره اش میکنند.
رنگارنگی لباس و گویش و مردمیت از نقاط قوت ایران در تمام طول تاریخ بوده است. ما بی آنکه از ایران بیرون رویم می توانیم از بسیاری از زیباییهای رسم و رسومی آّب و هوا، طرز لباس و پوشاک، طرز معاشرت و مهمانوازی، زبانها و گویش ها و لهجه ها سرشاد شویم. اگر چه بعضی ظلمها که در حق قومیتها ی ارزشمند ما شده ریشه ی جان آدمی را می سوزاند …آری اما سند پر ارزش انسانیت و تساهل تاریخی ایران و ایرانیان همین بس که در کوچه و خیابانش و تاکسی و اتوبدسش در سراسر ایران تمامی لهجه ها و زبانها سنیده می شود و همه مانوس، همه صمیمی. و از آن غریبتر در کشور با چندین هزار سال سابقه ی تمدنی و همیشه بنام کشور پارس نامیده شدن، اما همین امروز در دوساعتی تهران زبانی گویش می شود که تهرانی آنرا نمی فهمد اما به آن عشق می ورزد. و اگر این تساهل و حتا این عشق و این حفاظ زبانی و فرهنگی نمی بود چگونه این زبانها در طول اینهمه هزاره و با این ادبیات سترگ پارسی ماندگاری داشت. پارسی زبانان جهان همیشه نسبت به زبانهای قومی خودشان بسیار حساس بوده اند. ما ایرانیان اینچنینیم. و این چنین نیز خواهیم ماند. و این پرانتز شوم بسته خواهد شد. ما همه بیشماریم و از آن مهمتر همه از یک خانواده ایم، خانواده ی شریف و بزرگوار ایرانیت!
1- علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد. در صورتیکه اجرای حداقل حقوق سایر ملل و اقوام ایرانی مقرر در قانون اساسی که از نظر زبانی و فرهنگی مورد ظلم تاریخی قرار گرفته اند به زودی اجرایی نشود نباید تردید کرد که طوفان به راه افتاده سایر اقوام و ملل ایرانی علی الخصوص ترکهای آذربایجانی برای تحقق خواستهای بر حقشان و احیای هویت تاریخی شان راه دیگری خواهند برگزید و آنهم استقلال است و به نظر می رسد غالب این ملل و اقوام عاقبت بخیر بودنشان را هم در این می بینند چون عقل متعارف بشری هم این تصمیم را با توجه به اوضاع غیر قابل تحمل حاکمیتی موجود در ایران بلا شک تایید می کند.
2- استقلال عملکرد این اقوام و ملل در مخالفت با حکومت فعلی اما جدای از جنبش سبز این پیش بینی را تقویت می کند.
3- واقعیت امر این است که جنبش سبز نتوانسته اعتماد و حمایت اقوام مختلف در ایران را بخود جلب و جذب کند. چون بزرگان جنبش سبز نه کارنامه درخشانی در حمایت از حقوق اقوام و اقلیتها دارند و عملکرد شان هم طی چند ماه اخیر آنطور که باید نتوانسته توجه آنها را به خود جلب کند.
از شما خیلی ممنونمقاله خوبی بود آقای کرباسیان امیدوارم مقاله های بیشتر ی ازشما در سایت ببنیم
خوندن مقاله کار سختی بود ، ولی بهر زحمتی بود تا آخرش رو خوندم :D
بسیار بسیار جالب و کارشناسانه بود ، از نویسنده تشکر میکنم
ان شا الله روزی که خود ملت تمام امور کشور رو بدست بگیرن همه چیز درست میشه
به امید اون روز (که با کمک خدا دور نیست)
V
مقاله بسیار ارزشمندی بود. استفاده کردم. همیشه سبز باشید
ba tashakor
.albate ma ham ke fars hastim dar mavarede ghomiati azad nistim
shiraz
در کشوری که درک درست از دموکراسی(به معنای واقعی ان) حتی توسط مردمش ندارند از دولت ونظام ان چه انتظاری می شود داشت من یک تورک آذربایجانی هستم انچه که در این 90 سال در ایران دیدم این بود که از فارس و فارس زبانان اصلا دموکرات نمی شود باور نمی کنید به میان مردم بروید گفتن جوکهای بسیار رکیک توهین و تحقیر به ترکها در میان فارسها انقدر جا افتاده رحمت به صدا وسیما اقتصاد ایران خلاصه شده از تهران اصفهان شیراز مشهد و مناطق فارس نشین حتی این جنبش سبز نیز بااینکه ادعای دموکراسی اصلاحات و…. دارد نیز به ترکها توهین می کند برادرم را در روز عاشورا در تهران دستگیر کردند (برای یک کار اداری چند روز در تهران بود) بعد آزادیش برایم تعریف می کرد که چگونه سبز ها در زندان برای بالا نگداشتن روحیه ی یکدیگر جوک ترکی می گفتند برای همین هست که در اعتراضات بعد از انتخابات حتی صد نفر هم در شهرهای آذربایجان برای جنبش سبز همصدایی و همکاری نکردند چون نود سال هست که ایرانی بودن = فارس بودن باور نمی کنید یک مثال از هزاران : موسیقی اصیل ایرانی بجای موسیقی اصیل فارسی و……..
سلام. با قوبیلای از تبریز موافقم. نگاهی به نظرات ارسالی دوستان فارسی زبان در سایت بیندازید. هیچکدام بویی از انسانیت و احترام به ملل غیر فارس نمی دهد. بدون احترام به مطالبات ملی ملل غیر فارس در ایران و احترام به زبان و فرهنگ آنها، بدون دادن حق حاکمیت ملی به ملل غیر فارس در سرزمینهای اتنیکی خود، با تحقیر و توهین و عدم درک واقعیتی بنام ستم ملی در ایران علیه ملل غیر فارس علنا ایران به سمت تکه تکه شدن پیش خواهد رفت. مثلا در کوردستان خودمان اکثر کوردها حس استقلال طلبی و حق حاکمیت ملت کورد بر کوردستان را نه در سیستم فدرالی، بلکه استقلال از ایران را دارند. با تفکرات مردم ترک آذربایجان هم کم و بیش آشنا هستم و طی 4 سال اخیر، حس نفرت از فارس و ایرانی بدلیل عدم درک ستم روا رفته بر آنها بشدت افزایش یافته و خواهان استقلال آذربایجان از ایران هستند. اعراب الاحواز که نفت و گاز ایران از سرزمین آنها تامین می شود، در وضعیت بد اقتصادی قرار دارند و حس نفرت و عرب ستیزی ملت فارس باعث شده اعراب بشدت از فارسها بیزار شده و به تجزیه طلبی روی آورند. بلوچها و ترکمنها نیز که از بیخ با ایران و کشوری بنام ایران مشکل دارند و خواهان استقلال بلوچستان و ترکمنستان جنوبی ( ترکمن صحرا بعلاوه چند شهر ترکمن نشین دیگر از جمله گلستان و قسمتهایی از خراسان) هستند. از این بین قدرت حرکت ملی در مناطق ترک نشین بشدت افزایش یافته و بزرگترین وزنه تعیین کننده معاملات سیاسی در ایران است که فعالین جنبش سبز با زدن برچسبهای پان ترکیسم یا مزدور ترکیه و … علنا این نیروی قدرتمند سیاسی در آذربایجان را از دست داده اند و آخرین امیدهای حفظ تمامیت ارضی ایران را با پشت کردن به مطالبات ملل غیر فارس و عدم تعامل با فعالین ملی آذربایجان، کردستان، بلوچستان و … به یاس تبدیل کرده اند. من بعنوان یک کورد اگر نتوانم به حقوق قانونی و انسانی خویش در سرزمین خودم کوردستان و کشوری که ایران نامیده می شود بدست آورم، بهترین گزینه را سکوت در برابر جنبش مرکزگرا و فارسگرای جنبش سبز و در صورت محیا شدن فرصت، استقلال کوردستان از ایران خواهم دانست. حال به من هر لقبی می خواهید بدهید. به من بگویید پان کوردیسم، تروریست، پژاک، پ ک ک، کومله … هرچی دلتون میخواد