سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » سبزهای گمنام/کاوه سبزعلی پور می خواست بداند رای اش کجاست...

سبزهای گمنام/کاوه سبزعلی پور می خواست بداند رای اش کجاست

چکیده :هیچ وقت باورم نمی شد که پسرم آن روز از خانه برود و دیگر هرگز به منزل بازنگرد. اگر می دانستم حتما مانع رفتنش می شدم . کاوه و خانواده ما هیچ وقت آدمهای سیاسی نبوده ایم . او فقط از سر کنجکاوی و اینکه می خواست بداند رای اش کجاست به خیابان رفت و هیچ وقت هم باز نگشت...


کلمه: :یکی از شهدای جنبش سبز که کمتر از او صحبت شده است کاوه است. کاوه سبز علی پور . بعضی جاها از کاوه با اسم سجاد سبز علی پور هم یاد شده است .اما اسم واقعی این شهید کاوه است . کاوه 24 ساله یکی دیگر از شهدای جنبش سبز است که در روز 30 خردادماه و در درگیری مسجد لولاگر به خاطر اصابت گلوله به سرش به شهادت رسید.

به گزارش سایت رای ما  کجاست،کمتر کسی حتی توانسته بر سر مزار کاوه هم حاضر شود چون او نه در تهران که در زادگاهش شهر رشت به خاک سپرده شده است پدر کاوه سرایدار یک ساختمان پزشکی در تهران است. جایی درست در مرکز شهر تهران که شاید همه ما بارها و بارها از کنارش بی تفاوت گذشته ایم .اما نمی دانیم که در دل این واحد سرایداری کوچک که خانه آرزوهای کاوه بوده چه دردی نهفته است هنوز ماهها پس از رفتن کاوه مادرش نمی تواند این واقعه دردناک را باور کند .

مادر کاوه که هنوز بغض یک لحظه رهایش نکرده می گوید :« هیچ وقت باورم نمی شد که پسرم آن روز از خانه برود و دیگر هرگز به منزل بازنگرد. اگر می دانستم حتما مانع رفتنش می شدم . کاوه و خانواده ما هیچ وقت آدمهای سیاسی نبوده ایم . او فقط از سر کنجکاوی و اینکه می خواست بداند رای اش کجاست به خیابان رفت و هیچ وقت هم باز نگشت »

هق هق های مادر پایانی ندارد . او فقط دردهایش را با خدایش در میان می گذارد «:به هیچ مرجعی شکایت نکردم چون می دانم فریاد رسی نیست و دیگر فرزندم هرگز با هیچ شکایتی به این جهان باز نمی گردد .اما دایم با خدایم گفت و گو می کنم و از او می خواهم عاملان این کار را به مجازات برساند .»

مادر کاوه این روزها و روزهای پس از شهادت پسرش هرگز از سجاده اش جدا نشده است. دخترانش می گویند تنها کارش راز و نیاز با خدایش است چون معتقد است هیچ چیز و هیچ کس نمی تواند فرزند از دست رفته اش را به او بازگرداند .

کاوه روز 30 خرداد مثل همیشه عازم محل کارش بود . او در صدا و سیما کار می کرد. آن روزبعد از ظهر از خانه خارج شد که بعد از تظاهرات به محل کارش برود .او هرگز به محل کارش نرسید و شب جنازه اش را به خانواده اش تحویل دادند.

مادرش بارها این جمله رازیر لب زمزمه می کند «: نمی دانستم این بیرون رفتن بازگشتی ندارد و گرنه مانع اش می شدم.»

دو خواهر کاوه هم هنوز نمی توانند از دست دادن او را باور کنند در گوشه ای از اتاق کوچک شان عکسی از کاوه را گذاشته اند و دور تا دورش چنین نوشته اند «: بشکند دست کسانی که با آتش گلوله تو را از ما گرفتند نمی توانیم هر گز آنها را ببخشیم .»

مادر به این نوشته ها اشاره می کند «: کار دخترانم است که هرگز نتوانسته اند از دست دادن برادرشان را یک لحظه نیز از یاد ببرند .این غم هرگز از ما دور نخواهد شد »

اشک می ریزد و می گوید « : باور کنید کاوه پسر خیلی پاک و خوبی بود اصلا هیچ گناهی نداشت این حرفها را برای این نمی گویم که او پسرم بوده است این پسر واقعا هیچ گناهی نداشت .»

او روزهای نزدیک انتخابات را هم به یاد می آورد روزهایی که کاوه و دو دخترش مچ بند سبز می بستند و شور و حال وصف ناپذیری داشتند .:«این بچه ها اصلا سیاسی نبودند نمی دانم چرا این اتفاقات به این سرعت رخ داد و این بلا بر سر ما آمد در لحظه لحظه مناجات هایم با خدا آنهایی که پسرم را فقط برای کنجکاوی و شرکت در یک تجمع از بین بردند نفرین می کنم و مطمئنم که روزی آه مادرانه ام آنها را خواهد گرفت .»

مادر کاوه و خواهرانش به زحمت درباره برادر از دست رفته شان سخن می گویند انگار که هر کلام برایشان بار سنگینی است .بار سنگین از دست دادن پسری که جز حق و حقیقت خواسته ای نداشت .مادر خیلی زود به سجاده اش باز می گردد چرا که هیچ پناهگاه دیگری برای خود نمی بیند . او راز و نیاز می کند و تنها از خدا برای ظلمی که بر او رفته کمک می خواهد.


8 پاسخ به “سبزهای گمنام/کاوه سبزعلی پور می خواست بداند رای اش کجاست”

  1. یک سبز گفت:

    به دولتمردان باید گفته شود که حتی اگر وانمود می کنند مسلمان هستند، سوره ی تکویر را بخوانند و بفهمند که آیه ی “بـِاَیِّ ذَنبٍ قُتِلَت” “به کدامین گناه کشته شدند” فقط برای زمان جاهلیت عرب ها نیست. مواظب باشند که زمانی، به گفته ی قرآن کریم نگویند ” خدایا، ما از بزرگانمان اطاعت کردیم و ما را گمراه کردند”. البته خداوند بهترین داوران است…

  2. رسول گفت:

    از خون جوانان وطن لاله دمیده /از قامت سرو قدشان سرو خمیده
    تا کی باید این شعر ملک الشعرای بهار بر سر زبانها باشد تا کی

  3. سامان گفت:

    فقط به این مادر میکویم که آه مادران از آغاز تاریخ تا کنو ن اثر داشته و از این به بعد نیز جباران را موظف به جوابگویی خواهد کرد………
    عدالت خداوند تنها امر محتوم و لاجرم در این دنیا میباشد….آقایان خود بهتر از همه ما میدانند…بهشت زیر پای مادران است آری والله دفاعیه ای از آه مادران این سرزمین به عرش خداوند مقبولتر نیست………………………………………..

  4. ماهستیم گفت:

    کاوه در تک تک جوانان ایران زندگی می کند
    مادرم دست شما را می بوسم

    ماهستیم

  5. رضا گفت:

    سلام
    روحش شاد
    من دقيقا بغل ايشان ايستاده بودم و جوان ديگري كه تير خورده بود و داشتيم زخماش و مي بستيم درست جلوي متروي نواب
    ناگهان دوباره صداي تير بلند شد و اين جوان زمين خورد طفلك ماسكي هم به صورت داشت وقتي بلندش كرديم مونده بوديم كجا ببريمش ……
    هرگز اين صحنه از جلوي چشمم دور نمي شه چه بي صدا و ………باور كنيد با اين سنم نمي تونم جلوي اشكم رو بگيرم آخه به كدامين گناه مگر او مي خواست به شما صدمه بزند كه به سرش شليك كرديد مگر او تفنگ دستش بود باور كنيد الان هر موقع از جلوي اين مسجد رد ميشم دوست ندارم حتي به اين مسجد نگاه كنم از بالاي مسجدي كه بايد حامي مظلومين باشد عين ستمگري به مظلوم شده است
    خداوندا گفته اي كه پيروزي از ان صابران است پس ما هم صبر ميكنيم به تو توكل
    ياحسين مير حسين

  6. داوود گفت:

    سال 85 یا 86 احمدی نژاد در قم به دیدار آیت الله العظمی بهجت رفت. در طی این ملاقات حضرت آیت الله دو جمله به آقای احمدی نژاد گفتند و چندبار هم این دو جمله را تکرار فرمودند. آن زمان هر چه فکر کردم نفهمیدم منظور ایشان از این تأکید مکرر چیست ولی الان به خوبی دلیلش را میفهمم!!!
    اگر حافظه ام درست یاری کند فرمایش ایشان این بود: «دعا کنید که خداوند شما را هلاک نکند؛ چون اگر کسی مردم را اهلاک نکند هیچوقت خداوند هلاکش نمی کند! آقا؛ همیشه دعا کنید خداوند هلاکتان نکند…»!!!
    مادر عزیزم! درست است که کاوه دیگر باز نمی گردد ولی مطمئن باشید که او مانند دیگر شهیدان راه حق زنده است و ناظر رفتار و گفتار ما… مطمئن باشید که نزد خدایش روزی می خورد… مطمئن باشید که خون پاک فرزند شما و دیگر سبزهای به خون غلتیده روزی دامان ظالمین را خواهد گرفت!
    ——————————————————-
    با اجازۀ نیما یوشیج (بابت دستکاری در سروده اش)، این پاره از شعر وی را به شما خانوادۀ سبز عزادار و خداجو تقدیم میکنم:
    سبزها بیخود قرمز نشدند / قرمزی رنگ نینداخته است / بیهوده بر دیوار…

  7. ناشناس گفت:

    سلام
    قطعه 257 سرشار از همین نوع سبزهاست
    سعید عباسی
    ندا آقا سلطان
    علیرضا افتخاری
    اشکان سهرابی
    سهراب اعرابیان
    شروین رسولی
    مریم سودبراتباتان
    و …

  8. فرزانه گفت:

    فقط بشکنه دستشون؟ مجازان خیلی کمیه برای کشتن یک انسان بیگناه و داغدار کردن خانواده اش.