سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

نه! این اسلام نیست

چکیده :به نام اسلام افراد را بازداشت می کنند ، به نام اسلام جلوی فعالیت احزاب را می گیرند، به نام اسلام رسانه ها را توقیف می کنند ، صنعت کشور هم که در حال متلاشی شدن است و وضع کارگران و کارآفرینان هم تعریفی ندارد. همه اینها به نام اسلام صورت می گیرد/می گویند شما از کشتی(نظام) پیاده شده اید از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم/به جنبش سبز تهمت وابستگی می زنند و خود دنبال نامه نگاری و جلب توجه هستند/باید دامنه آگاهی را به روستاییان، کشاورزان، صنعتگران، کارگران و معلمان بکشانیم به آنها بگوییم این زندگی، شایسته شما نیست/جوانان هرگز به راه حل های خشن روی نیاورند/راه حلها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت نیستیم دائم باید اعلام...


کلمه:جمعی از ایثارگران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با نخست وزیر امام (ره) دیدار کردند . در این دیدار مهندس موسوی سخنان مهمی را بیان کرد.

به گزارش خبرنگار “کلمه”، میرحسین موسوی در ابتدای این دیدار ضمن تشکّر از ایثارگران گفت: شما افراد ارزشی هستید و برای حل مشکلات کشور دلی سوخته دارید، نه دنبال پست و مقامید و نه دنبال نفع شخصی و نه می خواهید چیزی از اوضاع برای خود برداشت کنید. به همین دلیل سخنان و نظرات شما مهم است خصوصا که ریشه در انقلاب دارید و دلتان برای آن فضای نورانی و معنوی که انقلاب اسلامی بشارت آن را داد تنگ شده است و دنبال آن فضایید.

انقلاب شد تا به آراءوعقاید مردم اهمیت داده شود و فضا باز شود

نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: مشکل امروز ایران ما تهدید همین فضای نورانی است. دلیل اصلی آن هم روشن است، اگر نظام ما کارآمدی لازم را داشت و متوجه این مهم بود که انقلاب شده تا به آراء و عقاید مردم اهمیت بدهیم و فضا را باز کند، بیشتر آحاد ملت – که حالا ممکن است افراد جامعه عقاید گوناگون به این سو و آن سو داشته باشند- در جهت مصالح انقلاب و مصالح ملی حرکت می کنند چنانکه در دوران دفاع مقدس چنین سابقه ای را می توان یافت که از دورافتاده ترین روستاهای کشور تا تهران و سایر شهرها همه جبهه ای پیوسته بودند و همه می دانستندکه برای چه حرکت می کنند.

نخست وزیر امام ضمن با ذکر خاطره ای گفت: در اوایل جنگ به بشاگرد رفته بودیم؛ منطقه ای که قبل از انقلاب برده فروشی در آن رواج داشت. منطقه ای فقیر با فضایی بسته. تنها سرمایه ای که آن مجموعه داشت و ما از درون کپر می دیدیم چند بزغاله و مرغ بود. اما از همین بشاگرد افرادی بودند که خودشان را به جبهه رساندند. وقتی از آنها خواستیم که بگویند چه کاری برایتان انجام دهیم، می گفتند یک حسینیه برایمان بسازید و آن فضا برای بنده فراموش نشدنی است چرا که این فرهنگی بود که در آن وضعیت کشور، شایع شده بود و به حق سرمایه ای عظیم بود. همین پدیده ها بود که در زمان جنگ معجزه ها آفرید.

با گذشت زمان ارتباطمان را با مردم از دست دادیم

موسوی با ابراز دلتنگی نسبت به زمان نورانی از دست رفته اظهار داشت: ما متأسفانه با گذشت زمان ارتباط خودمان را با این مردم از دست دادیم و فکر کردیم که بیشتر از آنها می دانیم و می توانیم به آنها هر چه خواستیم بگوییم و مردم هم باید اطاعت کنند . از عقل جمعی استفاده نکردیم. موقعیت ها و مقام ها و ساخت قدرتی که بر پایه ی منافع و فساد در بعضی ها شکل گرفت موجب شد رجوعمان به توده و اکثریت مردم کاهش پیدا کند و کم کم آن را از دست دادیم و در این زمینه متأسفانه ضعیف شدیم، و فقط پوسته ی اسلامی را نگه داشتیم.

با این شیوه ناکارآمدی و هر مشکل را به نام اسلام تمام می کنند

نخست وزیر امام تصریح کرد: ای کاش این تغییر به نام اسلام نبود و این قدر خسارت نمی داشتیم، چرا باید امروز هر کاری که انجام می شود و هر ناکارآمدی و هر مشکلی که وجود دارد به نام اسلام تمام شود؟ مخصوصاً که با اغراق از اسلام نام می بریم و مدام در اشارات خود از آیات و روایات دم می زنیم حتی در مورد زلزله تهران که امکان وقوع آن وجود دارد و ما هم قبول داریم اما دولت که نباید در این خصوص از اسلام خرج کند. ما همیشه باید فکر کنیم که تهران در خطر زلزله است و برایش همواره راه حل داشته باشیم.

برداشت های شخصی و فرقه ای را به دین وصل می کنند

وی با اشاره به کتاب قانون ابن سینا که یک کتاب پزشکی است گفت: نکته ای در این کتاب هست که روی من خیلی اثر گذاشت. بخشی از کتاب راجع به دیوانه ها صحبت می کند و اینکه چگونه باید علاجشان کرد. ابتدا می گوید که درمانش چنین و چنان است ولی بعد بحث روح را می کند و می گوید: روح این افراد را جن تسخیر کرده و به اینجای بحث که می رسد می گوید جایش در این کتاب نیست. آنچه مربوط به پزشکی بود و مداوای آن گفته شد و بعد بحث علمی اش را به آخر می برد.

موسوی افزود:دولت برداشت های شخصی و فرقه ای را به دین وصل می کند و اگر به این موضوع ناکارآمدی هم اضافه شود آن وقت هر نوع مشکلی به اسلام نسبت داده خواهد شد.

وقتی جوان از ما روی برمی گرداند باید مشکل را در خودمان بیابیم

موسوی با اشاره به خیل عظیم جوانان و دانشجویان کشور گفت :جوانی را ببینید که در دانشگاه، خودش و یا دوستانش را کتک می زنند، به نام اسلام افراد را بازداشت می کنند ، به نام اسلام جلوی فعالیت احزاب را می گیرند، به نام اسلام رسانه ها را توقیف می کنند ، صنعت کشور هم که در حال متلاشی شدن است و وضع کارگران و کارآفرینان هم تعریفی ندارد. همه اینها به نام اسلام صورت می گیرد بعد هم اگر فسادی مطرح شد همه می گویند این فساد! و نامه می نویسند، یک دفعه می بینیم که تمام بحث راجع به فساد محدود شد به اسلام. این موارد روی جوان مملکت چه تاثیری می گذارد؟

وی افزود: وقتی جوان از ما روی برمی گرداند باید مشکل را در خودمان بیابیم. مگر جوان چقدر تحلیل دارد؟ و چقدر می تواند موضوعات را برای خودش توجیه کند؟ باید این نکته را به وضوح روشن کنیم که مشکلاتی داریم ولی ربطی به اسلام ندارد.

وی این سوالات را مطرح کرد که آیا اسلام دنبال فساد است یا دنبال از بین بردن صنعت؟ ما که می گوییم راهی برای تسلط کفار بر خود قرار ندهید نه به این معنا که به طور مثال تجارت خارجی را قبول نداشته باشیم و یا نباید با جهان ارتباط داشته باشیم، اما چرا اجرای ناقص این کار آن هم به قیمت نابودی محصولات داخلی؟ باز گذاشتن دروازه ها به روی اجناس بنجل خارجی کجایش اسلامی است؟ این موضوع با آموزه های اسلامی در تضاد است.

موسوی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به وقایع بعد از انتخابات گفت: مردم برادران و خواهران هم هستند. صحنه های زدن، کشتن یا خبرهایی که درباره ی زندان ها هست و توقیف روزنامه ها روی آنان تاثیر بد می گذارد. بنده اصلا به این روزنامه یا آن روزنامه متمایل نیستم ولی مگر چکار کردند که آنها را قیچی کردید و بستید؟

به جای جلوگیری از فعالیت احزاب جوانمردانه با آنان رقابت کنید

وی با اشاره به جلوگیری از فعالیت دو حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب اسلامی گفت : شما اگر می گویید این حزب ها خوب نیستند یک حزب خوب تشکیل دهید که با اینها جوانردانه رقابت و مقابله کنند تا اگر توانستند خود به خود زمینه اش را در جامعه از بین ببرند.

وی تاکید کرد : قرار بود رقابت سیاسی داشته باشیم و این مرّ قانون اساسی در مورد آزادی تشکل های سیاسی است و به نفع ماست. این به آن معنا نیست که همه تشکل ها خیلی خوب باشند. ممکن است حزبی در کشور شکل بگیرد که تشکل بدی باشد ولی راه حل آن حذف شدن در فرآیند رقابت است که ابواب جمعی مردم در یک فضایی بهترین را انتخاب کنند. این هم متأسفانه به نام اسلام تمام شده است و به همین دلیل کسانی که با این رفتار مخالفند و پایبند ارزش های انقلاب و راه امام هستند باید به شکل های مختلف نشان بدهند که این اسلامی که ما می شناسیم این نیست.

این اسلام نیست…

موسوی افزود:اسلام، کسی را نمی زند، کسی را نمی گیرد، تهمت نمی زند، کسی را در زندان نگه نمی دارد و محدودیت ایجاد نمی کند، اسلام یقیناً مدافع نیرومند اقتصاد ملی و عظمت و استقلال کشور است، این وظیفه ی فوق العاده مهمی است که در رفتار و کردارمان نشان بدهیم که این اسلام مدافع استقلال ماست و حاضر نیست یک ذره از استقلال ما از دست برود. منتها ما که در حکومت نیستیم در کنار حکومتیم.

می گویند از کشتی نظام پیاده شده اید…

وی خاطر نشان کرد : می گویند شما از کشتی(نظام) پیاده شده اید از کشتی مسلمانی که پیاده نشده ایم. به عنوان یک مسلمان می خواهیم طوری رفتار کنیم که جوانها را مأیوس نکنیم و حداقل بگوییم اسلامی که می شناسیم این نیست، اسلامی که می شناسیم رحمت دارد، رئوف است، سعه صدر دارد، همه را می پذیرد. با زبان استدلال با افراد روبه رو می شود. اسلام دینی است که می تواند با پیشرفت های جامعه بشری همسو و پیشتاز شود.

توصیه ای از علی(ع) که برای امروز بسیار آموزنده است

موسوی با اشاره به دهه اول انقلاب گفت : در آن زمان در این زمینه ها مشکلی نداشتیم ، ما ابداعاتی در سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد جنگ و … داشتیم و احساس نمی کردیم از قافله بشری در زمینه تلاش برای دستیابی به تکنولوژی، تمدن، سیاست و امثالهم عقب ماندگی داریم. لذا من معتقد بودم در هر موقعیتی که هستیم باید بین همسایه ها، همشهری ها و در سطح ملی این قضیه را نشان دهیم. فکر می کنم آن وصیتی که حضرت علی(ع) در آخرین لحظات داشتند(کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا) حامی مظلومین و مخالف ستمگران باشید یک توصیه ی فوق العاده است. یک نیروی مسلمان و دینی باید شهرت به این پیدا کند که در کنار مظلومین است هر جا که باشد و مخالف ظلم است هر جا که می خواهد باشد.

استقلال در نزد ایرانیان یک ارزش جا افتاده است

به جنبش سبز تهمت وابستگی می زنند و خود دنبال نامه نگاری و جلب توجه هستند

وی این موضوع را دارای اهمیت بسیار عنوان کرد و افزود: همین موضوع هویت اسلامی ما را نگه می دارد. ما واقعا نیازمند آن هستیم که اسلام را خوب معرفی کنیم تا جوان ها و ملت خودمان را نجات بدهیم وگر نه دلیلی ندارد که گرایش ضد دینی گسترده ای را خدای ناکرده در جامعه شاهد باشیم.

موسوی درباره استقلال جنبش سبز گفت: این حرکت(جنبش سبز) صد در صد یک حرکت مستقل است ولی مخالفان به جنبش سبز نسبت ناروا می دهند و آن را به سلطنت طلبها، منافقین، آمریکا و اسراییل منتسب می کنند. در حالی که آنها خودشان با یک حالت زیگزاگی که بیشتر به سیاست خارجی ما لطمه می زند نامه نگاری هایی با سرکرده های قدرت های جهانی دارند. از یک طرف فحش می دهند و از طرف دیگر دنبال جلب نظر چین، روسیه و یا دیگری هستند. آنگاه ما را به رابطه خارجی متهم می کنند. این به این دلیل است که استقلال یک ارزش جاافتاده ای در میان ملت ماست. ملت ما نسبت به این مسئله حساسیت دارد و اگر یک حرکتی را به خارجی ها منتسب کنند طبیعی است که آن حرکت لطمه می خورد و چهره اش مکدر می شود.

آنچه اعتقادات مردم را قربانی می کند

وی افزود: وقتی حکومت می آید روزنامه ها، سخنرانی ها، هیئت ها و احزاب را می بندد و حتی یک کانال نمی توانیم داشته باشیم و یا یک مناظره نمی توانیم انجام بدهیم و … در چنین حالتی است که صدای بیگانه در کشور بزرگ می شود. از یک طرف دولت و از طرف دیگر آنها، سرانجام این وسط چیزی که در دو لبه قیچی از بین می رود همان اعتقادات اصیل است که به نظر من در بدنه اصلی جنبش سبز وجود دارد. ما فکر می کنیم چیزی که در این جنبش مهم است تجربیات خوب سی ساله انقلاب است که باید تلاش کنیم جمع بشود. سپس یک حرکت جمعی داشته باشیم. این فضای پیرامونی ماست که ترسیم کردم، فضایی که هر روز با یک مشکلی روبرو هستیم.

آنها می خواهند جمعیت ما متفرق شود و مردم باید مراقب هم باشند

شمشیر نمی کشیم تنها عنصر پیش برنده ما آگاهی است

موسوی گفت: امروز یکی از نشریات سپاه را خواندم که نوشته باید امتیاز فعالیت مجمع روحانیون مبارز را هم لغو کرد. آنها نگاهشان اینطوری ست، می خواهند تمام تشکل ها را از بین ببرند و یقیناً بعد به حساب بقیه ی تشکل ها و گروه ها خواهند رسید. در چنین حالتی شبکه ها و هیئت ها اهمیت فوق العاده ای پیدا می کنند. مواظب خود بودن، مواظب خانواده بودن، مواظب محله بودن، مواظب جامعه و هر چه پیرامون ما هست بودن، اهمیت زیادی پیدا می کند. ما در این مصاف ، نمی خواهیم که شمشیر بکشیم و با یک حالت رزمی به میدان برویم. ما تنها عنصری که داریم و قدرتش از همه اینها بیشتر است ایمان و آگاهی است. باید این دو را تقویت کنیم. ایمان به یک دین رئوف و دینی که امام مطرح کرد :پیشتاز و روشن، که بتواند در سطح جهانی و در سطح داخل پاسخگوی مشکلات باشد. از طرف دیگر آگاهی نسبت به حقوق اساسی مردم. مردم باید بدانند که حقوقی دارند و حقوق آنها دارد ضایع می شود.

در انتخابات حکومکت نباید برای مردم تصمیم بگیرد

اینگونه نمی شود کشور را اداره کرد…

وی یکی از حقوق مردم را برگزاری انتخابات آزاد عنوان کردو گفت: نباید حکومت برای مردم تصمیم بگیرد. وقتی از دور نگاه می کنیم به زشتی این کار پی می بریم که مثلا چهار پنج نفر که به فرض خیلی آدم های عالی که تمام حسن های جهان در آنها جمع شده باشد، بنشینند یک عده ای را کنار بزنند، عده ای را انتخاب کنند و بعد به یک ملت هفتاد و پنج ملیونی بگویند از داخل اینهایی که ما انتخاب کردیم انتخاب کنید. این بدترین حالت برخورد با یک ملت است. زشتی این کار را نمی-فهمیم ، چون داخل آن هستیم و لمس نمی کنیم. بله وقتی که یک نماینده ای خائن از آب درآمد با او باید با شدت و غلظت برخورد کرد و او را بیرون کرد. از گذشته هم برای این کار راه داشتیم اما حالا انتخابات را به این شکل انجام می دهیم که مدام گزینش انجام دهیم، تمام دهان ها را ببندیم، تمام مراکز اطلاع رسانی را توقیف کنیم تا آن کسی که ما می خواهیم، رأی بیاورد و بعد صندوق ها را هزار جور دستکاری بکنیم و تخلفات عجیب و غریب انجام بدهیم. اینطور که نمی شود کشور را اداره کرد(دراینصورت) کشور به اینجا میرسد که الان تهدیدات خارجی پشت دروازه کشور ماست و از لحاظ سیاسی، امنیتی، اقتصادی تهدیدات داخلی بیشتر است.

وی در فراز دیگری از سخنان خود با اشاره به مسائل اقتصادی کشور گفت: یکی از مهمترین شاخص های اقتصادی، میزان سرمایه گذاری است که الان پنج،شش درصد است در حالی که باید بین دوازده تا چهارده درصد باشد. این کاهش به معنای ، بیکاری، فقر، فساد، فشار آمدن روی طبقات حقوق بگیر و امثالهم است. یا مثلا گفته شد رشد اقتصادی کشور امسال صفر خواهد شد.البته اطلاعات شفاف وجود ندارد، یک دفعه عده ای می نشینند تصمیم می گیرند و تمام اطلاعات مربوط به فساد و نیز اطلاعات راجع به لایحه ی هدفمند کردن یارانه ها قطع می شود. افرادی به دنبال آمار و اطلاعات هستند تا برای آینده کشور پیش بینی داشته باشند، عوض اینکه این افراد فرصت شمرده شوند به عنوان تهدید مطرح می شوند. سعی می شود که تمام اطلاعات قیچی شود و نتیجه این می شود که شرایط بسیار وخیمی داشته باشیم.

گسترش آگاهی مهمترین زمینه تغییر به نفع اسلام

وی افزود: کار ما آگاهی دادن به مردم نسبت به این مشکلات و بسط و گسترش آن است. حقوقی که مردم دارند گسترش این آگاهی ها و اطلاع از حقوق خود یعنی همان اصلی ترین و مهم ترین عنصری است که می تواند زمینه تغییر را به نفع اسلام و انقلاب و آتیه ی کشور ایجاد کند به شرطی که حالت اجماع نسبت به این مسأله بوجود بیاید. من فکر می کنم بعد از انتخابات در این زمینه پیشرفت کرده ایم.

میزانی برای سنجش موفقیت جنبش سبز

وی میزان حضور مردم در تجمع های خیابانی را معیار درست برای سنجیدن جایگاه جنبش سبز عنوان نکرد و گفت : ما نباید بگوییم که خیابان ها زمانی از جمعیت زیاد و در زمانی کم بود و بر این اساس بسنجیم که جنبش سبز در کدام نقطه ایستاده است. باید شاخص و اطلاعاتی داشته باشیم که ببینیم آگاهی از این حقوق چقدر است تا اینکه بدانیم در آینده چگونه باید کشور اداره شود؟ آیا این آگاهی در سطح جامع گسترده تر شده یا کم کم دارد دایره اش تنگ تر می شود. اگر ما نسبت به این موضوع پیشرفت داشتیم زمینه ی تغییر جدی را در کشور ایجاد کرده ایم.

آنچه جریان حاکم را به رسانه ها حساس کرده است…

موسوی تاکید کرد دلیل حساسیت جریانی که برسر کار است نسبت به رسانه ها همین است و این موضوع اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر هیچ بحرانی نداشتیم که روزنامه ای مانند بهاربسته نمی شد و یا یکی دو مناظره ای که بیشتر نگذاشتند پا بگیرد و برنامه قطع یا یکطرفه شد. تمام این ها نشانگر اهمیت این مطلب است که قدیم می گفتند پاشنه آشیل و یا چشم اسفندیار.

دامنه آگاهی را به روستائیان و کارگران و کشاورزان بکشانیم

همه باید در صدا و سیما تریبون داشته باشند

وی آگاهی را مهمترین مسئله عنوان کرد و گفت: باید آگاهی را گسترش دهیم، باید دامنه آگاهی را به روستاییان، کشاورزان، صنعتگران، کارگران و معلمان بکشانیم به آنها بگوییم این زندگی، شایسته شما نیست. شما حق دارید که یک نماینده بفرستید.شما حق دارید که صنعت مستقل داشته باشید، اقتصاد ملی خوبی داشته باشید. از چنین حقوقی برخوردارید. شما حق دارید در جامعه صحبت و نظر خودتان را اعلام بکنید و به نظر شما باید اهمیت داده شود این صدا و سیما از پول جیبی شما اداره می شود. شما باید پشت این تریبون ها باشید.

وی با اشاره به خاطره ای از حضرت امام (ره) گفت: یادم هست که حضرت امام رحمه الله علیه میگفتند چرا اینقدر عکس من در روزنامه ها چاپ می شود . اصلاً غدغن کردند. در یک جلسه خصوصی به آقای محمد هاشمی رئیس وقت صدا و سیما از بابت زیاد نشان دادن تصویر ایشان گلایه و ابراز ناراحتی زیاد کردند. خود بنده از میدان امام مقابل ساختمان مخابرات رد می شدم دیدم شیشه هایش از بالا تا پایین عکس امام را زده اند، ناراحت شدم زیرا آن حالت اغراق آمیز، وضعیت آن اداره را به هم می زد و با اعتقادات ما هم ناسازگار بود. نمی دانم نبوی یا غرضی وزیر مخابرات بود، تماس گرفتم و گفتم جمع شود و جمع شد. خیلی طول نکشید حاج احمد آقا با من تماس گرفت و از قول امام از من تشکر کرد و خب این وضعیت آن موقع امام بود.

با این انتخابات واتفاقات بعد از آن ، ایده برگشت به حقوق اساسی متولد شد

وی خاطرنشان ساخت: باید به مردم اینها را انتقال بدهیم و اینکه حکومت دینی و جمهوری اسلامی به معنای باز شدن تمام راه ها برای ابراز نظر و خلاقیت آنها و بودن آنها در صحنه واقعی است نه اینکه آنها نتوانند از این صدا و سیما و امکانات عادی هم استفاده کنند.برداشت من این است با این انتخابات واتفاقات بعد از آن یک ایده ای در داخل کشور مبنی بر برگشت به حقوق اساسی متولد شد که برگشت ناپذیر است. کافیست که از این، مثل یک گیاه و گل پاسداری کنیم وبگذاریم تناور وگسترده شود. در قرآن آمده است که خداوند سرنوشت قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه خودشان تغییر دهند. این آگاهی زمینه تغییرات وسیعی را در جامعه و حکومت ایجاد خواهد کرد.

جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم

موسوی تاکید کرد، باید برای راهمان برنامه داشته باشیم و بیش از همیشه باید به این مسئله معطوف شویم که این جرقه آگاهی را به همه اقشار ملت برسانیم و با گسترش آگاهی ارتباط به روزی با آنها داشته باشیم و به آنها بگوئیم وضعیت کارگری و اقتصادی و… موقعی خوب می شود که نمایندگان واقعی شان در مجلس باشند ونمایندگان مردم هم بتوانند در صدا و سیما نظرات آنها را نقل کنند و مردم هم بتوانند مواظب فساد باشند.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به دوران ابتدایی پیروزی انقلاب گفت: در ابتدای این انقلاب اینجور نبود که بگویند شما چرا ریخت و پاش کردید؟ بلکه همه مراقب یکدیگر بودند. آن ایمان و اعتقاد گسترده باعث می شد مراقب خویش باشند. کافی بود در اداره ای کسی کمی پایش را از گلیم اش جلوتر بگذارد خود کارمندان بر خورد می کردند و خود جامعه این حالت را داشت. جدا شدن شما از این نوع نظارت ها یقینا باعث فساد می شود که البته این به منشوری نیاز دارد که تهیه شود.

سینه به سینه و با خلاقیت انتقال اطلاعات کنیم

وی موضوع مهم دیگر را در ارتباط با فعالیت های رسانه ای برشمرد و گفت: ما باید روش هایمان را به روزتر کنیم. حالا که روزنامه نداریم باید راه های تازه ای پیدا کنیم ضمن آنکه دنبال روزنامه هستیم تا از طریق قانونی رسانه داشته باشیم اما از طریق رسانه های مجازی که یقیناً جزء حقوق ماست از طریق هیأت ها از طریق خانواده و سینه به سینه باید اطلاع رسانی کنیم. این اطلاع رسانی هم باید حول مسئله ای که در آن اجماع داریم با روش های جدیدی که در حین کار به دست می آوریم انجام دهیم .دائم باید فکرهای نویی ارائه دهیم که یک جمع خلاق را داشته باشیم و روش های نو برای جامعه مان داشته باشیم.

وی با ذکر مثال از یک تئوری که در هنر مطرح هست گفت : در نظریات فلسفی هنری بحثی است مبنی بر این که یک طیفی از هنرمندان نگارگر وقتی می خواهند نقاشی کنند اول می نشینند راجع به آن فکر می کنند ،اجزاء، حجم و رنگ را در ذهن می آورند در ذهن که تکمیل شد هنرمند در جلوی بوم قرار میگیرد و شروع به نقاشی کردن می کند. یک طیف دیگر هستند که می گویند، با احساس زیبا شناسی و با تناسب رنگها کار را آغاز می کنیم اما از اول حاصل کار را تعریف نمی کنند .در نظریات سیاسی مشابه این دو را می توانید پیدا کنید.قبل از انقلاب مارکسیست ها خیلی فعال بودند. دلیل انشقاق آنها این بود که سعی می کردند یک حکومت بی طبقه ای را با تمام ابعاد و ویژگی هایش ترسیم بکنند و به طرف آن حرکت کنند. برای همین طرح چینی استالینی داشتیم که متمایل به آلبانی انورخوجه و یا حکومت از نوع کاسترو و امثال اینها بود.در گروههای اسلامی هم همینطور بود آنها هم ترسیم کاملی از حکومت داشتند که در نتیجه یک نوع جدایی و انشقاق و یک دید افراطی در اینها ایجاد کرده بود.

وی تصریح کرد: اگر ده سال قبل از انقلاب به حضرت امام (ره) می گفتند حکومت شاه که سرنگون شد ابعاد حکومت شما چیست؟ ایشان مثل کمونیست ها و مارکسیست ها نظر مشخص نمی دادند مبنی بر اینکه ابعادش، مشخصاتش این باشد مجلسش این باشد، بعد براساس آن باید حرکت بکنیم.

معیاری که جنبش سبز بر اساس آن حرکت می کند

موسوی با اشاره به جنبش سبز خاطر نشان کرد: جنبش سبز بر اساس معیارها و الگوهای دوم حرکت می کند، معیاری که می گوید حقوق اساسی مردم باید رعایت شود، عدالت و آزادی باید باشد. این کار تحقق نمی پذیرد مگر آنکه همه ملت را دور هم جمع بکنیم. این ملت و شهروندی که مالیات می دهد محترم است و هر کس که قوانین داخلی کشور را رعایت می کند محترم است.از اول هم اساس بر همین بود. روزهای اوّل پیروزی انقلاب گروههای چپ و راست حتی غیر مذهبی ها خدمت امام می رسیدند و دائم با ایشان ملاقات می کردند.برای اینکه تصور بر این بود نظامی داریم که تمام اقشار را می تواند در بر گیرد. این هیچ نوع منافاتی با جمهوری اسلامی حکومت اسلامی و حکومت دینی نداشت.

نخست وزیر امام افزود: هم اکنون هم تصور و ایده ایی که جنبش سبز باید ارائه دهد این است که بتواند بیشترین نیروی ممکن را در خودش جمع کند.همان جوانی که امروز به خاطر بد کار کردن حکومت از دین بیزار شده است وقتی درست عمل کنیم راه بازگشت او را فراهم کرده ایم و این برای ما اهمیت زیادی دارد. یعنی بازگشت وسیع مردم به سمت دین موقعی است که از دین شعارهای خوب و سعه صدر ببینند، کار آمدی ببینند. در آن حالت ما کمترین روی گردانی را از دین و از اسلام و ارزشها و میراث های فرهنگی و قدیمی مان خواهیم داشت.

وی به روشن شدن بیشتر مشخصات جنبش و این حرکت تاکید کرد و گفت: با این مشخصات و این حرکت را به مردم منتقل کنیم .باید به مردم بگوییم ما دنبال قدرت و دسترسی به قدرت نیستیم. حکومت مال همان کسانی باشد که الان هست اما این معیارهایی که مطابق اسلام و فطرت است را رعایت کنند. مردم را کتک نزنند و بگذارند مردم آراء خودشان را راحت در صندوق ها بریزند ، بگذارند مردم حرف بزنند، همان که قانون اسلامی تصریح دارد، بگذارند رسانه ها آزاد باشند. ما نمی خواهیم رسانه ایی باشد که به دین فحاشی کند.

زندانیان گمنام …

به راحتی انگ محارب می زنند

وی با اشاره به زندانیان گمنام گفت: الان در زندان متأسفانه غیر از افرادی که شناخته شده اند زندانی های عجیب و غریبی می بینید که پنج سال – شش سال به دلیل اینکه در 25خرداد در راهپیمایی شرکت کرده اند محکوم شده اند. ما می گوییم این را دین نمی پذیرد، اسلام نمی پذیرد،این با هیچ مبنای دینی که ما می شناسیم سازگاری ندارد. بیایید ثابت کنید که دین اسلام چنین است. تا یکی کوچکترین تکانی می خورد زود یک مارک محارب میزنند. الان زندانیانی هستند که ناشناس هستند، پرونده بعضی شان اصلا گم می شود ،برخی هستند ماهها اصلا کسی سراغشان نمی رود. آنکه مشهور است به او می رسند چون بالاخره اسمش در سایت ها مطرح است. افرادی هستند که تکلیفشان واقعاً روشن نیست، ما می گوییم اسلام با این مسئله سازگاری ندارد.

موسوی افزود: می گوییم مرّ اسلام را بگویید، آیا مرّ اسلام با اینها سازگار است. ما چنین چیزهایی نداریم.این حرف ها را مردم می پسندند دلیلش این است که با فطرت آنها و اعتقادات دینی آنها و با تجربه روزانه آنها سازگار است. در خصوص مسائل سیاسی اقتصادی هم همین طور است. کجای اسلام گفته شما دائم در تمام دنیا بگردید و برای خودتان دشمن ایجاد بکنید. در دنیا در سطح بین الملل تقریباً هیچ کشوری نیست که در داخل یک بلوک رسمی نداشته باشند تا درآن جمع، تصمیم گیری جمعی بکنند. درآمریکا که ابرقدرت است و نیروی نظامی، بمب اتم، رسانه و سرمایه وسیعی دارد که در تمام دنیا در گردش است به عنوان یک قدرت بزرگ در رابطه با مسئله هسته ای با ما مشکل دارد ببینید با این مشکل چگونه مواجه می شود.یعنی کشوری که یقینا از لحاظ قدرت مادی، استغنایش از ما بیشتر است. او سعی میکند بین متحدینش وفاق ایجاد کند حتی رقبایش چین و روسیه را راضی کند تا درباره پرونده هسته ای ایران به یک اجماع حداکثری برسد.حال، ما که به این روش ها توجهی نداریم هیچ، کارمان این شده است که دشمن گیری کنیم.

از حقوق اساسی ملت نباید بگذریم

مهندس موسوی تصریح کرد: از حقوق اساسی خودمان نباید بگذریم اما ضعف و ناتوانی و عدم تدبیرمان را هم نباید به اسلام نسبت بدهیم. این اصلاً ربطی به اسلام ندارد ما می توانیم کشوری اسلامی و بهترین موقعیت و دوستان را در جهان داشته باشیم و از طرق  سیاسی در جاهایی که لازم است از خودمان دفاع کنیم .چنانچه ملت ما در دفاع مقدس نشان دادند بر سر ارزش ها حاضرند تا آخرین قطره خون بایستند. با این که به طور قطع بهترین فرصت های توسعه کشور را با افزایش قیمت نفت از دست دادیم و درآمدهای عظیمی که در چهار پنج سال اخیر به دست آوردیم همه را به باد فنا دادیم و متأسفانه برعکس موقعیت کشور را به سمت بدتر شدن با بد استفاده کردن از درآمدها بردیم. من میگویم اینها باید شناخته شود و دوستان، آنهایی که در زمینه اقتصاد نظریه پردازند به یک شکل، آنهایی که از نظر فرهنگی صاحب نظرند به شکل دیگر، این آیتم ها را به اطلاع مردم برسانند تا زمینه دگرگونی در این وضع ایجاد شود.

مشفقانه حاکمان را نصیحت کنیم

کم هزینه ترین راه برای نجات کشور از مشکلات…

راه حلها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت نیستیم دائم باید اعلام بکنیم

موسوی خاطرنشان کرد :از طرف هم باید دلسوز باشیم و مشفقانه حاکمان را نصیحت کنیم و بگوییم راهی که شما می روید بیراهه است. در اطلاعیه شمارۀ هفده یک موضوع اساسی را طرح کردیم که خیلی توجه نشد، گفتیم شما فکر نکنید وقتی با کسی قرارداد می بندید اصلاً جنبش سبز وجود ندارد. شما همین چهار پنج تا کار را بکنید خواهید دید این آب گل آلود کشور و این وضعیت بحرانی کشور به سمت بهبود خواهد رفت. ما راه حل ها را با قید اینکه دنبال قدرت و منفعت دیگری نیستیم دائم باید اعلام بکنیم. بگوییم که کم هزینه ترین راه برای اینکه کشور از این مشکلات نجات پیدا کند این است که شما در رویه تان تغییراتی ایجاد کنید.

هر کس که بر خلافشان حرف بزند را صهیونیست و منافق می نامند

وی این موضوع را مطرح کرد که در سیاست خارجی وقتی یک رویه مهم در یک کشور می خواهد اتفاق بیفتد و می خواهند تصمیم بگیرند حتی درآن کشورها سعی میکنند نظر اپوزسیون را هم جلب کنند. لااقل از دشمنان تان درس بگیرید که هیات دولتش در کنار حزب رقیب می نشینند و در مورد یک موضوع بزرگ بحث می کنند . این جلسات هر سال بک بار دو بار در سال پیش می آید و در همه دنیا این وجود دارد.

مرده هایی سیاسی که توسط حکومت زنده شدند

به اعتقاد موسوی، این روشی که هر کس بر خلاف شما صحبت کند و راه حلی ارائه دهد را صهیونیست یا منافق می نامید و او دلبسته به آمریکا، برانداز و محارب می شود این به نفع شما و به نفع کشور نیست ،این تقویت محارب و منافق است. منافقین با این جنایت هایی که در داخل کشور داشته اند ، با این همکاری هایی که با صدام داشتند مرده ای شده بودند که ننگ ابدی بر پیشانی انها مانده است. شما وقتی فرزندان این ملت که دو سه میلیونشان در یک روز یک خیابان را پر می کنند به منافقین نسبت می دهید ، آیا شما منافقین را تضعیف می کنید؟ یا نفاق را تقویت می کنید؟از آنطرف جریان سالمی که در کشور جامعه را متمایل به اسلام می کند، شما پیشانی بند جبهه آنها را که به عنوان یادگاری حفظ کرده اید پنهان می کنید که به آنها نگویند بسیجی و طرفدار امام.

باید به حضرات گفت ببینید فضای جامعه را به چه سمتی برده اید؟

وی با اشاره به خاطره ای از دیدار با خانواده یکی از شهدای سبز گفت : آنجا موضوع جالبی را دیدم . عکس های قبل و بعد از انتخابات این شهید برای من خیلی تکان دهنده بود، زیرا نشان می داد که یک جوان دانشجوی آنچنانی ، با آن طبع جوانی در جریان بحث های انتخاباتی و راه پیمایی ها چنان تغییر کرده بود که با ته ریش و پیشانی بند یاحسین(ع) یعنی همان چهره ی بسیجیان در طول دوران دفاع مقدّس که مادران آنها را می بوسیدند و روانه ی جبهه می کردند عکس گرفته بود. خب وقتی یک جریان سالمی در کشور وجود دارد به این حضرات باید گفت: ببینید فضای جامعه را به چه سمتی برده اید؟

برخی اشکالات به دلیل محدودیت هاست

موسوی همچین در تبین خطوط و چارچوب جنبش سبز گفت: در عین حال من قبول دارم که کمی با عدم تعیین ها روبرو هستیم با توجه به اینکه ما تشکیلات نداریم چون هر تشکیلاتی را بر می چینند، روزنامه نداریم و… می تواند خطر ساز باشد. لکن باید یک خطوط کلی انشاا… تبیین شود.الان هم در جامعه مخصوصا در فضای دانشگاه وضعیت بهتری ایجاد شده و جامعه دانشجویی به سمت عقلانیت بیشتری رفته است. طبیعی هم هست ، در یک دانشگاه پنجاه دانشجو را ممنوع التحصیل کرده و ده نفر را گرفته اند . بچه ها محتاطتر شده،این به معنای بازگشت نیست به معنای بیشتر فکر کردن است و به دنبال راه حل های تازه تر رفتن است.

خشونت هرگز؛ راه حل ها فقط مسالمت آمیز باشد

موسوی اظهار امیدواری کرد تا راه حل های اسلامی مسالمت آمیز خدای نکرده در این جریانات فراموش نشود و جوانان هرگز به راه حل های خشن  روی نیاورند. چون با این همه دستگیری و سرکوب و زدن و گرفتن به جامعه نمی توان مطمئن بود. در آینده حرکت های خشن و تند یقیناً به ضرر ملت ماست و به ضرر جنبش سبز است که باید مراقب باشیم این اتفاق نیفتد .

وی در پایان با یاد دوباره روزهای جبهه و جنگ گفت: ملت کم قربانی نداده است و بنده در انتها باز هم برمی گردم به صحنه های جبهه ها. من همیشه غبطه می خوردم به آن فضاهای نورانی، طوری نشود که از آن فضاهای روحانی نتوانیم به راحتی در جامعه صحبت کنیم. زیرا الان چنین حالتی بوجود آمده که کم کم این ارزش ها هم دارد زیر سؤال می رود.

میرحسین موسوی دعا کرد تا انشاالله خداوند این بحران را در نهایت به نفع ملت و انقلاب ختم کند تا ما شرمنده ی خون شهدا نباشیم.


222 پاسخ به “نه! این اسلام نیست”

  1. مانی گفت:

    من جواب اقای حسین عابد را باید در رابطه با این موضوع روز انتخابات و … را که در یکی از پست ها بیان کردند را به این گونه میدادم.

    تا قبل از اين انتخابات در تمام انتخاب هاي قبلي تمديد مهلت راي گيري بصورت شفاف و با امعان نظر بوده و در تلويزيون تا ساعات 12 نيمه شب تمديد مهلت داشته ايم ولي در اين انتخابات با فشار هاي بسيار زيادي که به وزارت کشور آورده شده تنها تا ساعت 9 شب تمديد گرديد.اين در حالي است که تعداد شرکت کنندگان اين انتخابات به اذعان خود حکومت در طول انقلاب بي سابقه بوده و طبق قبول وزارت کشور در بسياري از مراکز با کمبود تعرفه مواجه شده اند . حال سوال اين است چرا وزارت کشور از تمديد مهلت راي گيري طفره مي رفت ؟ جواب مشخص است . ببينيد چنانچه انتخابات را از ساعت 7 صبح تا 9 شب در نظر بگيريم 14 ساعت مي شود. با توجه به حضور 40 ميليوني بطور متوسط هر ساعت000/850/2 نفر راي داده اند.همانطور که مي دانيم در ساعات پاياني هجوم مردم براي راي دادن علي الخصوص در اين انتخابات بيشتر از متوسط خواهد بود. ولي اگرهمين مقدار متوسط را نيز ملاک قرار دهيم. خواهيم ديد اگر تنها 2 ساعت انتخابات تمديد مي شد, تعداد راي دهندگان به رقم 000/700/45 نفر و اگر 3 ساعت تمديد تعداد شرکت کنندگان به رقم 000/550/48 نفر يعني بيش از صد در صد کل واجدين شرايط در کشور خواهد رسيد و در اين صورت ريختن آراي اضافه در صندوق ها آشکار خواهد شد. اين بود دليلي که وزارت کشور در مقابل تمديد مهلت راي گيري مقاومت کرده وحاضر نشد بيش از ساعت 9 شب آن را تمديد کند. وعلي رغم تعداد زياد شرکت کنندگان و علي رغم اينکه نظام همواره با تمديد تا ساعت 11 شب در دوره هاي قبلي سعي در نشان دادن تعداد زياد شرکت کنندگان داشته است در اين انتخابات از تمديد ساعت پايان انتخابات طفره مي رفت

  2. آزاد زیستن را بیاموز مانند مهندس گفت:

    آقای مهندس من نمیدونم چه جوری از شما تشکر کنم که شخصیت آزاد ایرانی به همه ی دنیا معرفی کردی و نشان دادی که مردم ایران مردمی آگاه و با شعور هستند

  3. آذري گفت:

    نظامي که در زندانهاي آن جوانان اين کشور کشته مشوند.
    به کوي دانشگاهش نيمه شب توسط نيروهاي امنيتي و بسيجي حمله ميشود.
    اعتراف گيري از سوي رئيس شوراي نگهبانش پروژه اي ممتاز شمرده ميشود.
    به يکي از بزرگترين زندانهاي مطبوعات تبديل شده است.
    به حريم خانه هاي مردم کشورش تجاوز کرده تا آنها را از تماشاي ماهواره بازدارد.
    به هر معترضي برچسب محارب زده ميشود.
    رسانه اش تنها چيزي را که هنر دانسته و ترويج ميکند دروغ است.
    نيروي سپاهيش بر تمام جوانب اقتصاد و سرمايه گذاري دست انداخته است.
    نيروي بسيجيش بابت کوفتن باتوم بر سر مردم در خيابانها مزد ميگيرد.
    سيصد ميليارد درآمد نفتي را بر باد داده و مردم را به بيچارگي رسانده است.
    بزرگترين طرح اقتصادي خود را هدفمندي يارانه ها ميداند.
    شرکت در تظاهرات مسالمت آميز سکوت را جرم ميداند.
    رهبرش را برتر از قانون اساسي ميشمارد.
    سرکرده دزدانش را به معاونت رياست جمهور برميگزيند.
    يک ميليارد دلار در آن گم ميشود.
    مهندس بزرگوار!
    شما چگونه از اين کشتي پياده شديد؟
    من هم ميخواهم پياده بشم، آقاي راننده نگهدار

  4. باور كرده اند كه حداقل مسلمانند ولي نيستند.

  5. عجب دشمن سبکسری داری میر حسین

    شاید نام تو را از هیئت موسس دانشگاه آزاد هم حذف کنند اما از قلب های ملت نمی توانند پاک کنند.

    اما میر حسین من یه جمله از امام علی (ع) هیچ وقت یادم نمیره به این مضمون: خشونت جایز نیست مگر برای گرفتن حق.

    درود بر تمام مردم سبر ایران زمین

  6. ناشناس گفت:

    lotfan vidio ye in didar ra begozarid
    mamnoon

  7. مهدی گفت:

    پاسخ به دختر سبز موسوی-

    خواهر گلم، متن بسیار زیبا و واقعیت درستی از شرایط امروز بود.در شرایط اخیر آدم بعضی موقع ها یاد دوران حضرت علی میفته که وقتی به شهادت رسیدند در اٍر تبلیغات حکومت آن زمان عده ای از مردم میگفتند مگر علی نماز میخوند که میگویند در مسجد و هنگام نماز به شهادت رسید!!
    آری کار مشکل است اما نکته مثبت اکنون به نسبت گذشته این است که با وجود سانسور و بگیر و ببند ها نمیتوانند همه راههای ارتباطی را ببندند و سطح سواد مردم کنونی از آن زمان بیشتر است.بنابراین در درجه اول باید در نظر بگیریم که میتوانیم.
    اما نکته اصلی درمورد صحبتهای شما:
    در مباحثه با افراد باید دو چیز را در نظر گرفت:
    1- واقعیت ها و ارزشها و سطح علمی مورد قبول طرف مقابل – مثلا با کسی که هیچ اعتقادات مذهبی ندارد نمیتوان دلایل مذهبی آورد 
    2- هدف و نتیجه ای که قصد داریم به آن برسیم.مثلا نمیشود با کسی که اصلا خدا را قبول ندارد در مورد پیامبر بحث کرد و در پله اول باید او را تشویق کنیم که به خدا اعتقاد پیدا کند و بعد بریم سراغ نبوت
    بنابراین باید با درنظر گرفتن این دو مساله با طرف مقابل بحث کرد.یک نکته اساسی هم باید در نظر گرفت و اون هم ان است که الان وقت همگرایی است و باید به نقاط مشترک خودمان نگاه کنیم.یعنی عدالت و آزادی.یعنی با هر دیدگاهی همه با این دو موافق هستند و ایشالله که جنبش سبز پیروز شد خود مردم همه چیز را انتخاب خواهند کرد.چه حکومت اسلامی و یا جدایی دین از سیاست.
    بنابراین شما وقتی با یک فرد مذهبی مباحثه میکنید میتوانید به او از دلایل دینی مانند نهج البلاغه مثال بیاورید و یا میتوانید افراد خیلی خوب مذهبی را مثال بزنید.مثلا تشویقشان بکینید که حرفهای علمای اسلامی دیگری مانند آیت الله امجد را بشنوند نه فقط روحانیون داخل حکومت.و انها را تشویق کنید خودشان بروند و تحقیق کنند و از علمایی اینچنینی سوال کنند.
    اما با افرادی که به جدایی دین از سیاست اعتقاد دارند هم بگویید ما فعلا در این مرحله هستیم که این ظلم و بی عدالتی نباشد اما اینکه چه چیزی باید باشد و یا چه حکومت و یا چه شیوه دولتی باید وجود داشته باشد را همه باهم بعد از رفتن این ظلم میتوانیم آزادانه انتخاب کنیم.
    مهمترین مساله این است که چه شما مذهبی بیاندیشید و یا چه سکولار فعلا به شما اجازه حرف زدن نمیدهند.ابتدا باید متحد شد و این وضعیت بد را از بین برد و بعد خود مردم انتخاب خواهند کرد.
    بنابراین احتیاجی نیست یک سکولار را قانع کنیم که اسلامی فکر کند و یا یک فرد مذهبی را تلاش کنیم سکولار.باید همه را تشویق کنیم که به این وضع بد خاتمه دهیم حالا این تشویق میتواند از طریق دلایل مذهبی برای فرد مذهبی باشد و یا چه از طریق راههای دیگر.اگر شما با افراد مذهبی مثلا بحث میکنید به انها یادآور شوید چرا بسیاری از مراجع با اینکه اینهمه آقای …. هم از ایشان حمایت میکند اما بازم حاظر نیستند احمدی نژاد به حضور بپذیرند….یا به آنها بگید پای منبر و صحبتهای علمایی دیگر مانند آیت االه امجد بنشینند و خودشان تحقیق کنند.

    به امید موفقت و پیروزی جنبش سبز
    مهدی

  8. حمید1 گفت:

    سلام ؛
    اولا : اگه مردید و راست می گید که به حقوق شهروندی و آزادی بیان اعتقاد دارید نظر من رو بذارید والا که…..
    و ثانیا : زیبنده سایت شما نیست چون یکی از اسماء خداست و نباید در محیط ناپاک از آن استفاده کرد .
    فإن العزه لله جمیعا ؛ خدا وقتی که کسی را ذلیل کند بهتر از این نمی شود که با تمام کلمات و جملات زیبا اراده باطل می کند اتفاقا … هم با … می گفتند ما به دنبال احقاق حقوق شهروندی هستیم ما دنبال تأمین معیشت و حفظ کرامت جامعه هستیم لذا اگر فدک برگرده فلان می کنیم بهمان می کنیم و با این بهانه داشتند ریشه اعتقاد مردم رو با ولایت قطع میکردند در حقیقت با پاره کردن فدک شیرازه جامعه اسلامی رو که ولایت است هدف گرفتند و مردم رو از ولی جدا کردند که هدف شما عینا همینه ولی بدونید بی عرضه تر از اینا هستید که بتونید همچین کاری بکنید .

  9. یک سبز گفت:

    پاشنه اشیل یا چشم اسفندیاره صاحبان قدرت ’گسترش اگاهی احاد مردم از حقوقشان است’ وکلید گسترش این اگاهی روزنامه ها ورسانه ها هستند که زمینه تغییرات وسیعی در جامعه وحکومت پدید میاورند. انگاه است که نمایندگان واقعی مردم در مجلس قرار میگیرند که نظارت کامل بر امور دارند ومانع فساد میگردند.
    در این فضای محدود باید راههای تازه جهت اطلاع رسانی یافت ‘ رسانه های مجازی که حق ماست ’ از طریق هیات ها ’ خانواده ها ’ وسینه به سینه این مهم را انجام دهیم و روش های نو برای جامعه داشته باشیم .
    …. گروههای اسلامی هم مانند گروههای چپ ترسیم کاملی از حکومت در ذهن ایجاد کردند که همین زمینه انشقاق و جدایی و دید افراطی شد ( کاری که امام نکرد) ’ اما جنبش سبز بر اسایس معیار ها و الگوهای عدالت و ازادی و رعایت حقوق اساسی حرکت می کند وبا اندیشه نظامی که تمام اقشار را در بر گیرد’ …نظامی که ملت اش بر سر ارزشها تا پای جان ایستاده.
    …. بهترین فرصت توسعه کشور را در زمان افزایش قیمت نفت از دست دادیم و با انگ زدن به افراد زمینه تقویت محارب و منافق را ایجاد کردید ’ پیشانی بند جبهه را پنهان کردن و ارزش ها زیر سوال رفتن ’ کارمان شده دشمن گیری کنیم .
    ….لااقل از دشمنانتان درس بگیرید و اپوزیسیون را جلب کنید ’ باید در رویه تان تغییر ایجاد کنید.
    مستدام باد اندیشه سبز

  10. ايراني-آذري گفت:

    به نام آن اويي كه من و تو او را مي ستايمش…
    اين رويداد هاي سخت بر من تلخ گذشت همانطوري كه بر مردم و رهبران سبز گذشت. اين سرشكستگي كه ايجاد كردند از قتل عام دست كمي نداشت. اميد است به فردا
    ولي سوال من اين است
    اي سر دم داران حكومت
    شما راست مي گوييد 13 ميليون سبز بود كه اعترض مي كردند آيا 13 ميليون ايراني واجد و الشرايط راي +خانواده ها و نوجوانان سبز
    ارزش يك بار ديگر برگزاري انتخابات را نداشتند .مي توانستيد هزينه ي كاغذ ها و … انتخابات دوم را هم از مردم بگيريد و آن را روي قبض آب و تلفن مي افزوديد.
    مشت نشانه ي …..بود چرا اين ظلم را مي خواهيد به ناي اسلام بنويسيد.اگر خدايي را قبول داريد كه امام حسين را اين گونه شاه كرد و و يزيد را آنگونه پس اين مقام ها مال شما باشد تا مايه ي ظلت شما باشد .ولي اين را هم بدانيد كه از عمر مقام شما زياد باقي نيست جاءَالحق و زهق الباطل.
    اگر فكر مي كنيد راست مي گوييد و راه اسلام را مي روييد خود را با بزرگان دين مقايسه كنيد.
    علي (ع) با اينكه از جانب خدا انتخاب شده بود به راي مردم احترام گذاشت و تا مردم نخواستند خلافت را نپذيرفت ولي شما مردم را ….
    اگر دين نداريد لا اقل آزاد مرد باشيد مگر اين سخن را قبول نداريد
    آقاي احمدي نژاد 20 راكتوري كه قرار بود بسازيد چه شد اكنون هم بايد وزير خارجه با حقارت در ژاپن حاضر شود و از آنها تقاضاي كمك كند و عزت ايراني را اين گونه تباه سازد؟
    از زلزله چه خبر؟ اگر هدف مند كردن يارانه ها به نفع مردم است پس چگونه استقرازي كه از بانك مركزي داريد با اين هدفمند سازي پرداخت مي شود .
    آيا ايران دست كمي از تركيه دارد كه نمي تواند سخنش را مستقيماً به اروپا و آمريكا بزند؟
    مگر تركيه كشور عثماني ثابق نيست
    مگر روسيه شوروي سابق نيست پس چرا بايد به آن ها باج دهيم
    مگر ما سياست مداراني نداريم كه از پس سياست مداران آمريكا در نيايند پس چرا روسيه اي كه كشور مان را در چند قرن اخير به سه قسمت تقسيم كرده و ايران بزرگ را به يك ايراني كه از صفر بايد شروع كند تبديل كرده و چيني كه مسلمانان را قتل عام مي كند بايد به عنوان بزرگ ما در مجامع بين المللي حاضر شوند.
    مگر در تبريز نمي گفتي حيدر بابا دنيا يالان دنيا دي سليماننان نوحدان قالان دنيادي
    پس چرا به دنيا علاقه پيدا كردي؟ و به خاطر آن جوانان ايران را اين گونه ….
    من به عنوان يك نو جوان ايراني از شما تقاضا مي كنم كه حداقل مناظره هايي كه رهبر فرزانه مي گفت سازنده است و پس از انتخابات نيز تاكييد كردند ادامه پيدا كند تا مجدداً مردم پس از يك پنهان كاري بزرگ ديگر عصباني نشوند چون اين بار قادر به سركوب نخواهيد بود.

  11. حسین گفت:

    سید جان. من روزنامه نگاری هستم که مدتی را به دلیل طرفداری از جنبش سبز و حرکتی که شما پشتیبان آن بودی در زندان سپری کردم. روزهایی سخت و پر از فوحش و فریاد و ضرب و جرح. میرحسین جان نمی دانم که سخنانت چگونه است که هربار ان را می شنوم یا می خوانم محکم تر از قبل می شوم.
    زندان این روزها جای سختی است. باور کنید. اما نمی دانم چرا دوباره آن دوران بازداشت و فشار از یادم رفته است و با خواندن سخنانت به آینده امیدوار شدم.
    فکر می کنم راههایی برای اطلاع رسانی و همانطور که خودتان گفتید آگاهی رسانی باشد.
    انشااله موفق خواهیم بود.

  12. ناشناس گفت:

    جناب آقای موسوی مردم مشکلات را با پست و خون و گوشتشان لمس کرده اند و می فهمند افزایش قیمتها نشان از سردرگمی دولت و متوازن نبودن عرضه و تقاضاست. مردم می فهمند 70 تا 80درصد میوه ها و یا محصولات قضایی وارداتی است و مردم بیکاری را نشان زا بی لیاقتی دولت می دانند. مردم می دانند سیاست صدا و سیمای ما برای خوش آمد گویی نظام است و نه خدمت به مردم.
    آنچه که مردم نمی دانند چگونه برخورد کردن با این نظام است. یکی از اساتید را اخیرا عذرش از دانشگاه خواستند چون گفته بودند ولی فقیه در چهارچوب قانون اساسی قابل تایید است و نه بیشتر.
    من معتقدم تمامی راه حلهای مشکلات جوامع از بسته شدن تمامی راه پیدا شده است. بستن روزنامه ها و احزاب و دهان منتقدین باعث می شود که نخبگان برای برون رفت از چنین وضعیتی راه حلی پیدا کنند. بنابراین فشارهای نظام بر مردم را باید به فال نیک گرفت تا همه مردم علیه آن بشورند. در حال حاضر کاربران اینترنتی با سرعت فوق العاده ای علیه حاکمان ظالم وارد عمل شده اند که عقب نشینی دولت از عضویت در شورای حقوق بشر ناشی از همین فشارهای مجازی بوده است. من فکر می کنم کاربران می توانند در اطلاع رسانی دقیق موفق تر و سریعتر از سایر اقشار جامعه عمل کنند. با افزایش کاربران قطعا اطلاعات و آگاهی مردم نیز افزایش خواهد یافت.

  13. علی گفت:

    درود بر میر حسین موسوی . سخنان اینبارت و سخنانت با ملی مذهبی ها به جان نشست .دوستت داریم . کشتی اسلام را که گفتی نظارت عده ای به انتخاب مرد و اسلام رحمانی و خلاصه هر آنچه گفتنی است می گویی خدا به سلامت دارد آماده ایم برای سالگرد 22 خرداد فراخوان بدهی یا ندهی تمام خبرگزاری ها را از نام تو و جنبش سبز پر میکنیم. همه را آگاه می کنیم

  14. reza گفت:

    lotfan filhaye soti va tasvirie sokhanrani haye aghaye moosavi ra ham dar site gharar dahid.

  15. مهدی گفت:

    فوق العاده بود بسیاری از دغدغه های من مطرح شد. ممنون

  16. محمود گفت:

    شما از کشتی مسلمانی خود پیاده نشده اید ولی متأسفانه از کشتی مسلمانیی که در تعریف حضرت امام رکن رکینش در زمان غیبت ولی عصر (عج) ولایت فقیه و پیروی از ولی فقیه است پیاده شده اید .

  17. amir گفت:

    مهندس موسوی:

    حرفهایتان مثل همیشه دلپذیر و شیوا بود. منتهی به عنوان یک سبز من یک انتقاد دارم. سخنان شما تبدیل شده به اینکه ” هر آنچه عیان است چه حاجت به بیان است”. حرفهای شما متین اما به نظر میاد حرف جدیدی نمیزنید. الان چندیست که شما و اقای کروبی تکرار مکررات می‌کنید. به یاد داشته باشید که این جنبش فقط به امید میتونه زنده باشه. امید هم وقتی‌ تقویت می‌شه که مردم ببینند که رهبران این جنبش برنامه دارن برای جلو بردن اهدافشان. باید شکل موثر تری به مبارزه داد. اگر این جنبش محدود بشه به تکرار مکررات بدون بیان راه حلهای موثر، ممکنه که رخوت ایجاد کنه. اتحاد و همبستگی عظیمی‌ لازم برای مبارزه با این استبداد و باید به این فکر کرد که چطور می‌شه این اتحاد و همبستگی‌ رو ایجاد کرد. زمان رو بیاد مغتنم شمرد. به امید آزادی.

  18. بهمن گفت:

    پاسخ آقا یا خانم 349 که جواب من رو داده بودند:

    دوست عزیز، ممنونم از پاسختون ولی اگه قانع کننده بود دیگه نمی نوشتم.

    1- این جوابتون فقط بازی با کلمات بود…کافیه یه بار دیگه اون جلسه ای که توش دختر هاشمی هم بود و توی ورزشگاه برگزار شد رو ببینید. خوب متوجه حرفم میشید.

    2- اکثر شما ها همین استدلال رو میکنین. چرا حداقل واسه خودتو ن یه جوابی پیدا نمیکنین که این چیزها که چندین روز بعد توی مطبوعات کشف شد، اون شب شمارش آرا (وحتی کمی قبل تر) آقای موسوی چگونه پی بردند که داره تقلب میشه. اگه این پاسخی که میخوای بدی خودت رو قانع کرد بدون که من رو هم قانع می کنه، چرا که من تعصبی برخورد نمی کنم.

    3- اگه به کل نوشته ی من نگاه کنی من هیچ جایی از احمدی نژاد دفاع نکردم، می دونم که قانون گریزی و خیلی از کارهای خلاف اسلام و نظام در دولت ایشون رخ میده؛ اما قانون شکنی ها رو بیاین با هم مقایسه کنید… آیا واقعا خرد کردن رهبری از سوی موسوی برابره با تغییر پست دادن یکی از افراد دولت؟؟!!! من هنوز هم جوابمو نگرفتم که شما تحت چه اطمینانی و به اعتبار چه کسی دارین مردم رو به شورش و کشت و کشتار فرا میخونین؟ انقلاب خیلی امر مقدسیه اما نقش رهبری اون خیلی پر اهمیت تره. امام در زمان شاه برای رسیدن به هدفش حاضر نشد حتی یه دروغ بگه یا کسی رو تمسخر کنه یا از اصولی که داد میزد تخطی کنه…. کدامیک از این خصلت ها در آقای موسوی هست؟

    4- من نمیگم برعکس حرف امریکا و انگلیس عمل کنیم اما جایی که اصول مملکت با حرفشون تناقض داره نباید از تعریف و تمجید اونا خرسند باشیم و به هر ترتیبی که شده در صدر اخبار باشیم. گویا این شمایید که سرتون رو زیر برف کردین و این همه خدعه و خبرسازی و یک جانبه نگری رو توی بی بی سی و سی ان ان نمی بینین… و الان اونها شدن دایه ی مهربان تر از مادر. همون امامی که موسوی نخست وزیرش بود بارها سفارش کرد که پشت رهبری بایستید، از ولایت حمایت کنین و … آیا می ارزید برای هدیه کردن ” این آزادی مسلم!” به مردم (که گویا فقط افرادی هستند که به موسوی رای دادن) این همه پشت رهبری رو خالی بکنن؟
    این رهبر همون رهبریه که به آقای خاتم هم تبریک گفت و تاییدش کرد، حتی اگر “تقلب هم نمیشد” و صد البته موسوی برگزیده می شد، به ایشون تبریک می گفت و پشتش وا می استاد. چرا فکر میکنید که همه چیز باید مطابق میل شما بجرخه؟! چرا فکر کی کنین افرادی که در 9 دی و 22 بهمن از رهبری و دستورات ایشون حمایت کردند با اتوبوس و به طمع ساندیس اومدن تو صحنه؟ بس کنید این همه تبلیغات مسموم و رنگین رو. همه ی ما خواهان آزادی و دموکراسی هستیم اما این راهی که شما ها برگزیدید در آمدن از چاله و افتادن تو چاهه.

    گفتم آزادی! این آزادی میدونین از نظر خیلی از اونایی که پشت سر موسوی راه افتادن چه معنایی داره؟ اگه میدونستین از خنده روده بر میشدین که واقعا برای چه “آزادی” خنده داری دارن از ایشون حمایت میکنن. اگه تو خارج از کشور باشین و معنای آزادی اخیلی از افرادی که در جستجوی اون اومدن خارج رو بفهمین، اون موقع متوجه منظورم میشین که داریم چی ها رو به خاطر چی ها فدا میکنیم.

    با تشکر از اینکه به نظر من هم توجه کردین

  19. جواد گفت:

    ما ایرانی ها از قدیم قدیما عادت داریم موقعی که کار سختی در پیش داریم و یا موقعی که از خداوند طلب کمک میکنیم بگوئیم یا حسین ,یا علی یا زینب.
    چند شب پیش تاکسی سوار شدم , راننده تاکسی پیاده شد که از مغازه چیزی بخرد و زمانی که برگشت که در جای خودش قرار بگیرد گفت یا حسین و بلافاصله با صدای بلند اضهار کرد میر حسین.
    من زیاد سوار تاکسی میشوم رشد و اگاهی که پس از انتخابات در انها میبینم براستی قابل تحسین است, میبینم , بدون اینکه با اینترنت و شبکه مجازی اشنا باشند, از انچنان اگاهی برخوردارند و انچنان معتقد به پیروزی جنبش و نجات انقلاب از دست قاصبین و فرصت طلبان که برده زر و زور هستند باور نکردنیست.
    بله جناب اقای میر حسین موسوی , این براستی رسم مسلمانی نیست, این مسلمانی نیست!!!!!!!!!!!!
    ما ایمان داریم به پیروزی حق.
    ما ایمان داریم به از بین رفتن ظلم.
    ما ایمان داریم به پیروزی جنبش سبز زیرا در جای حق ایستادیم!!!!!!!!!!!!!!
    سلام و درود بر رهبران جنبش سبز مردم ایران که با ایستادگی در برابر ظلم ,و از خود گذشتی ملتی را متحد و بیدار کردند.
    پیروزی از ان ماست.
    سبز باشید.

  20. سبز ازادی خواه گفت:

    با نظر شما کاملا موافقم مبارزات بی خشونت بهترین نتیجه را میدهد.

  21. مصطفی1 گفت:

    سلام مثل همیشه مهربان و آرام و با شوری انقلابی.
    سایت کلمه اگر مطلوب می دانید بخشهایی از قانون اساسی و دیگر قوانین و بیانات امام در باب حقوق و آزادیها،انتخابات،مردم و دیگر موضوعات را با ذکر منابع برای رجوع کاربران به مناظره گذاشته و از آنها بخواهید علاوه بر نظرات خودشان نمونه هایی از سخنان شهید مطهری،بهشتی و دیگر بزرگان و سردارن شهید ذکر کنند تا هم انگیزه ایجاد کند و هم باعث رونق بحث در میان کاربران و کشیده شدن آن به اجتماع شود البته نباید از موضوعات روز به ظاهر کوچک اجتماعي و خانوادگی غافل شوند.

  22. ایمان گفت:

    آره این اسلام نیست حتما اون طرفدارای شما که روز قدس علنا روزه خوری میکردند اسلام هستند

  23. در پاسخ به دختر سبز موسوی، من هم تا حدودی با پاسخ مهدی موافقم.

    اکنون وقت آن نیست که ما بر سر اختلافاتمون تاکید داشته باشیم و نباید سعی کنیم که اعتقادات طرف مقابل رو زیر سوال ببریم بلکه باید به دنبال نقاط مشترک مانند رسیدن به آزادی، آزادی اندیشه، آزادی عمل، آزادی عقیده، آزادی فعالیت احزاب و صنف ها و مطبوعات،…، عدالت واقعی، رسیدگی به وضع بیکاری، کارگران، معلمان و… و… و انتخابات آزاد به معنای واقعیش باشیم.

    کشورمون از تفکرات بسیار متفاوت تشکیل شده و این آسان آست که هر تفکری را صرفا به دلیل نوع تفکرش کنار بزاریم (همون رویه ای که اکنون می بینیم)، ولی هنر جمع کردن اکثریت برای رسیدن به هدف مشترکه و دادن این امیدواری که همه ی اختلافات ما میتواند بر سر صندوق رای در انتخابات آزاد حل شود. وقتی احزاب، مطبوعات آزاد و انتخابات آزاد وجود داشته باشند و آگاهی مردم و استقامتشون سر خواستشون بالا بره مطمعنا به این راهی که انقلاب منتهی شد نخواهیم رفت.

    و آخر نظر من اینه که قبل و بعد از پیروزی سعی نکنیم بت بسازیم از کسی و یا تفکری رو برتر از دیگران قرار دهیم، تنها بزاریم انتخابات آزاد مشکلمون رو حل کنه. امیدوار باش به سرانجامی خوش

    در ضمن روز کارگر و معلم رو فراموش نکنیم که اینها دو نیروی اساسی هستند برای جنبش سبز.

    در انتظار خواندن بیانبه مهندس موسوی به این دو مناسبت

    “ما بیشماریم”

  24. صابر گفت:

    سلام بر سيدمظلوم وشجاع
    بازمانده دوران دفاع از ملت با يك پا
    هستم همراهت اي سيد
    وقيحانه برخورد ميكنند وباكرامت پاسخ مي دهي همچو جدت حسين ابن علي
    آري براي تو همراهان سبز علوي وحسيني ات قايق نظامي كه قرار بود اسلامي باشد واكنون نه تنها كه اسلامي نيست بلكه انساني هم نيست جايي ندارد تو وما بايد سوار بر سفينه النجاه حسين ع اسلام حقيقي نه اموي را برجهانيان بنماييم
    اين اتهامها و حمله ها بس شيرين وزيباست
    ديدي كه زينب براي عاشورا گفت “من جز زيبايي نديدم

  25. دلسوز . گفت:

    بابا جون خسته نشدی این همه لجن پراکنی کردی این همه دروغ رواج دادی این همه چوب لای چرخ نظام گذاشتی، تو باعث شد دشمن کشورمون نسبت این نظام بیشتر دندون تیز کنه و پروتر بشن و جرات پیدا کردن که توهین کنند. من جای تو باشم میروم به درگاه خداوند زجه میزنم و درخواست استغفار می کنم که لطمه بزرگی به پیکر اسلام و نظام اسلامی زدی. بابا بسه دیگه الان همه مردم می شناسن تورو، چشمت نره پی این 300-400 نفری که دور و اطرافت هستند کل کشور 75000000 نفر هستش نه 400 نفر.

  26. ناشناس گفت:

    اقای موسوی راست گفتی اسلام تو با اسلام اینها فرق دارد . در اسلام تو باید کشت باید همه جاها را آتش زد باید دخترها و پسرها حرمت را بشکنند باید ناموس مردم ، از هم تشخیص داده نشود ….

  27. ناشناس گفت:

    سایت کلمه اگر جرات دارد قسمتی را در خصوص نظرخواهی از جنبش سبز بگذارد که آیا مردم از این جنبش به اصطلاح سبز راضی هستند یا نه

  28. ما بچه های ملایر همچنان سبزهستیم وخواهیم ماند تا موفقیت جنبش سبز.

  29. ناشناس گفت:

    با ایشان میمانیم که باشیم

  30. مهدی گفت:

    من با دختر سبز موسوی موافقم. فکر هجرت کردن به خارج (نه فروختن کشورم) به ذهن من هم رسیده . من خیلی دوست دارم اگه شرایطش رو داشته باشم . به یکی از سرزمین های اسلامی (نه اروپا و آمریکا) هجرت کنم و از ایران برم. ولی خوب هر جا ی دنیا که بری خونه ی آدم نمی شه.(این در مورد خارج که خیلی ها حساسند و البته حق هم دارن چون هر کس می ره . یه راست می ره اروپا و آمریکا که از لحاظ اخلاقی و فساد اونجا تو خطر می افته و ممکنه از لحاظ سیاسی اصلا ضد انقلاب و اسلام بشه . به خاطر این می گن کشورشو فروخته. ولی من همون دیدگاه سید جمال الدین اسد آبادی رو قبول دارم .همه ی بلاد اسلامی سرزمین منه . و زیاد به این مرز بندی ها اهمیت قائل نیستم . و همونطور که دوست دارم از ایران در مقابل آمریکا دفاع کنم . از فلسطین در برابر اسرائیل و………)

    در مورد اختلاف شدید دیدگاه ها هم با دختر سبز موسوی موافقم . به نظر من ای کاش می شد یه حزب سیاسی درست کنیم تا در اونجا دیدگاه مون رو مطرح کنیم . چون مهمترین حرف ما اجرای قانون اساسی هستش . همین قانون . ولی بعضی ها همراه جنبش هستند که به قانون اساسی ما اعتقاد ندارند . به نظر من این ها از دشمن هم دشمن ترند . ممکن کسانی اصلا امام خمینی رو قبول نداشته باشند و همراه ما هستند در حالی که ما داریم دیدگاه امام در مورد جمهوری اسلامی رو مطرح می کنیم.

    کسانی هم که خودشون رو ولایت پذیر می نامند و ادعا دارند . اولا برند یه سر به سایت امام خمینی بزنند . بعد ادعا کنند . (من مطمئنم وقتی که به سایت امام خمینی سر بزنند و تفکرات امام رو راجع به جمهوری اسلامی شنید . می فهمه تفاوت هاش رو با حکومت الان و همچنین تند رو های سبز هم اگه سر بزنند می بینند که باید دنبال چی باشند و تفاوت های 1.جمهوری اسلامی (از دید امام) با 2.جمهوری اسلامی (از دید شریعتمداری ها) یا 3.جمهوری ایرانی( که فکر می کنند خوبه ولی این طور نیست) . به نظر من کسانی که به مورد اول اعتقاد دارند راه درست رو می روند . و مطمئنا میر حسین موسوی مورد اول رو قبول داره نه مورد سوم رو. پس سبز تندرو تکلیفت رو روشن کن با مورد اول هستی یا نه؟ اگه نیستی نباید بری با رنگ سبز بنویسی جمهوری ایرانی که با این کارت بیشترین لطف رو به صدا و سیما این باند احمدی نژاد می کنی.)

  31. مهدی در جواب دلسوز و چوب لای چرخ کن های جنبش گفت:

    آقای به اصطلاح دلسوز 400 نفر آگاه ارزششون هزاران برابر بیشتر از میلیون ها نفر نا آگاه هستش. اون میلیون ها نفر هم اگه آگاه بشن مطمئن باش لحظه ای ای با این جمهوری اسلامی نمی ماندند و منتظر آمدن جمهوری اسلامی با دیدگاه لینک زیر می شوند. باید این جمهوری اسلامی اصلاح بشه و برود به طرف لینک زیر

    http://www.imam-khomeini.com/ShowItem.aspx?id=11643&cat=11609&lang=fa

    امیدوارم این نظر درج بشه چون هی تلاش می کنم. سه ساعت می نویسی بعد چون فیلتر شده این سایت نظرات نمی ره.

  32. امير سبز گفت:

    موسوی شيرين گفتی..

    دوستت داريم مرد. ولی کلمه عزيز نميشود اين سيل عظيم کامنت ها را به صورت صفحه به صفحه نشان داد؟

    سبز ميمانيم تا پيروزی..

  33. احسان گفت:

    بسيجی هم بسيجی های قديم، امروزی هاشون بجز فحش و ناسزا چيزی بلد نيستند..
    مورد توجه جناب ناشناس که پشت هم 2-3 تا پست گذاشته بود.

    البته جنبش سبز به نظر و عقيده مخالف احترام ميگذارد به شرطی که از ادبيات لمپنی (مانند رئيس دولت …) استفاده نکند و دليل و استدلال کافی برای ادعای خود بياورد و اگر نه انگ و تهمت زدن به ديگران از آب خوردن راحت تر است( کاری که حکومتيان و رسانه هايشان ميکنند).

  34. حسين گفت:

    آقاي موسوي لطفا بفرماييد ما چگونه ميتوانيم مثل شما از کشتي اين نظام پياده شويم.؟
    نظامي که هيچ نظمي در آن يافت نميشود .
    در زندانهايش مردم بيگناه کشته ميشوند.
    حمله به دانشگاههايش به عادت ارباب قدرت تبديل شده است.
    ارکان قدرت در آن فقط دروغ ميگويند و به دروغگويي افتخار ميکنند.
    رئيس دولتش بي ادب ترين دکتر دنياست.
    قرار بوده استقلال داشته باشد اما حتي سنگ قبر را هم وارد ميکند.
    تهمت به افراد در تمام رسانه هايش ترويج ميشود.
    افرادش هرچه مفسدتر باشند به قدرت بيشتري دست پيدا ميکنند.
    آقاي موسوي لطفا راهنمايي بفرماييد

  35. آقا بهمن عزيز
    از شما و همه بينندگان اين كامنت خواهش مي كنم سري به لينك زير بزنين و فايلهاي سخنان آقاي مهندس نبوي را در زمان استعفا از نمايندگي مجلس ششم كه در چهار قسمت قرار داده شده گوش كنين يا متن تايپ شدشو بخونين. آقا بهمن اميد وارم گوشه اي از ابهامات شما پاسخ داده شود:
    http://www.emruznews.com/2010/04/post-594.php

  36. بنده ضمن تاييد سخنان خانم “نرگس” در جواب “دختر سبز ميرحسين” كه متن آنرا در زير آورده ام چند نكته ديگر را نيز به آن افزوده ام:
    “””من هم اعتقادات شما را دارم والبته چادری هستم من در بحث با دیگران ابتدا می خواستم طرف مقابلم را جنبش سبزی کنم در حالی که این اشتباه است در مقابل گروه اول که از دولت حمایت می کنند باید اشتباهات انها را بهشون گوشزد کرد والبته فقط گفت وسخت گیری در پذیرفتن انها نکرد وایات قران را استدلال قرار دهیم
    در مقابل گروه دوم که بسیار افراتی وضد انقلاب جنبش سبزی هستن انها را با مبانی اسلام واخلاق ومنش امام اشنا کرد وبه انها بگوییم که امام هم اشتباهاتی داشته واین جزیی از وجود هر انسان است اما در مقابل خدماتی که کرده قابل مقایسه نیست
    نکته دیگه اینکه تا طرف ما حرف های ما را تا حدودی قبول کرد از او بخواهیم نسبت به این وضع موجود تنها معترض باشد همین کافی است
    همچنین سعی کنیم با رفتار و کردار خود مردم را به جنبش خود دعوت کنیم مثلا در فامیل وآشنا بنگرند که فلانی که جنبش سبزی است مهربان است ویا بخشنده است از خود گذشتگی می کند و……
    ودر اخر در مورد رفتنتان به خارج من هم خیلی در این مورد فکر کرده ام اما اینجا مملکت ماست برای من است برای توست من وتو باید این مملکت را بسازیم پدران ومادران ما انقلاب کردند در زمان جنگ به جبهه ها رفتند اتفاقا دولتی ها می خواهند ما برویم مغز های این کشور بروند تا بیشتر مردم را در جهل نگه دارند مثل قضییه زلزله که گفتن تهران راخالی کنید.
    (کسانی که به خدا توکل کنند هیچگاه غصه نمی خورند.)””””
    دوستان و ياران سبز! شايد خيلي از شماها مانند بنده وقتي تنها رسانه در دسترسمان فقط و فقط صدا و سيما بود٬ مانند خيلي از مردم فعلي٬ به علت تبليغات جهت دار و مغرضانه صدا وسيما٬ بدون آنكه از پشت پرده خبرهاي ظاهرا معمولي هر روز و هرشب صدا و سيما خبر داشته باشيم٬ در صورتيكه قرار بود بين حاكمان و مخالفان آنها يكي را انتخاب كنيم طبيعتا با پس زمينه ذهني اي كه در ذهنمان حك كرده بودند حق را به حاكمان خود مي داديم. و با آن ذهنيت وقتي كسي سخناني از جنس مخالفان با مطرح مطرح مي كرد٬ از پيش در ذهن خود گناهكار و مجرم و ضد انقلاب مي دانستيم و نيازي نبود كه دادگاهي تشكيل شود و برايمان اثبات نمايد كه ايشان مجرم است يا خير و اين را كه حكومت چرا آنها را آزاد گذارده به معناي وجود آزادي در مملكت خويش فرض مي كرديم و خويشتنداري حاكمان را نيز به بزرگ منشي آنها تعبير مي كرديم. متاسفانه اين موضوع واقعيتي است كه درحال حاضر ميان بسياري از هموطنانان جاري است.
    براي يافتن درمان اين درد بزرگ كافيست به اين فكر كنيم كه ما چگونه اول “اصلاح طلب” و حال “سبز” شديم؟ آيا كسي يا كساني پيش ما آمدند و با چند بار صحبت ما را اصلاح طلب كردند؟ آيا فرد يا افرادي تصميم گرفتند كه ما را به جنبش سبز بپيوندند؟ مطمئنا نه! بلكه اين خود ما بوديم كه به تدريج با اطلاعات و اخباري كه كسب مي كرديم٬ در ذهن خود تحليل مي كرديم و تشخيص مي داديم كه چه كس يا كساني حق مي گويند و سخنان و برنامه چه گروهي بيشتر در راستاي منافع مردم و جامعه است.
    تا آنجا كه يادم هست (زمانيكه سن كمتري داشتيم) وقتي مبلغان حكومتي داشتند به اصطلاح آموزه هاي ديني ياد ما مي دادند خيلي وقتها دستورات سياسي ديكته شده از بالا و حتي گاهي برداشت شخصي خود از مسائل روز را با رنگ و لعاب ديني تحويلمان مي دادند و در كنار آن به صورت تلويحي ما را از اينكه ٬مبادا گول كسانيكه خلاف آنرا مي گويند بخوريم٬ مي ترساندند. حال اگر كسي ٬ قبل از آنكه ما از پشت پرده آن موضوعات مطللع شده باشيم ٬ قصد تغيير نظر ما را داشت اين تصور را داشتيم كه او قصد فريب ما را دارد و با احساس افتخار از اينكه از قبل در برابر اين فريبكاري واكسينه شده ايم با آن مواجه مي شديم. اما وقتي به تدريج وارد جامعه شديم و بسياري از حقايق به طرق مختلف برايمان روشن شد و دسترسي مان به اطلاعات بيشتر شد تازه متوجه شديم چه افكار بلند و نابي كه به عمد از آنها بر حذر داشته مي شديم!
    نتيجه آنكه همانطور كه مهندس موسوي عزيز فرموده اند مهمترين استراتژي افزايش “ايمان و آگاهي” است. در اين راه نيز مطمئنا “صبر و استقامت” مي بايد داشت. فراموش نكنيم كه امسال و هر سال ديگري سال “صبر و استقامت” بر “حق” است و “ان الله مع الصابرين”.
    براي افزايش آگاهي نيز مطمئنا بهترين راه ياد دادن شيوه دسترسي به اطلاعات صحيح است. به عبارت ديگر تا جائيكه امكان دارد ماهي گيري را به مردم ياد دهيد. خيلي از هموطنانمان به اينترنت دسترسي دارند ولي از امكانات خبري آن استفاده نمي كنند و فقط وقت خود را صرف چت و وب گرديهاي بي ثمر مي كنند! خيلي از مردم در منزل كامپيوتر دارند ولي از آن فقط براي ديدن فيلم و بازي هاي كامپيوتري استفاده مي كنند! و اگر بدانند كه با 10 الي 15 دقيقه وصل شدن به اينترنت در هر روز يا حتي هر دو-سه روز يكبار كه هزينه خيلي ناچيزي هم دارد مي توانند به اخبار ناب ٬ بدون هيچگونه سانسور و حتي بدون نياز به استفاده از شبكه هاي غير قابل اعتماد (VOA و BBC)٬ دسترسي داشته باشند ما قدم بزرگي در راه رسيدن به هدف خود كه همانا آگاهي رساني دائمي به مردم است برداشته ايم.
    مطمئنا در هر خانواده يا فاميلي فردي يافت مي شود كه روشنفكر تر از بقيه است. بهتر است به سراغ آن افراد برويم و شايد كافي باشد كه فقط او را مطلع كنيم و شيوه مطلع شدن را يادش بدهيم و كار آگاه كردن ساير خانواده را به عهده او بگذاريم.
    مطمئنا در هر روستايي يك يا چند نفري كه با سواد ترند و ارتباطات بيشتري دارند و مورد قبول اهالي نيز مي باشند يافت مي شود. شايد اين فرد معلم و يا عضو شوراي ده باشد. تمركزها بايد روي چنين افرادي باشد. مطمئنا اگر اين افراد آگاه شوند زبان هم ولايتي هاي خود را بهتر مي فهمند.
    درمورد خانواده ها و جمع هاي مذهبي نيز اين مهم است كه كسيكه اقدام به اطلاع رساني مي كند از نظر منش و ظاهر قرابت نسبي داشته باشد.
    يادمان باشد ما قرار نيست كسي را اصلاح طلب و يا هوادار جنبش سبز كنيم! همانطور كه كسي با ما چنين نكرده است. مطمئن باشيد كه اگر احساس كنند به سراغ آنها رفته ايم تا فكر و ذهنشان را مال خود كنيم و اختيار تفكر و تحليلشان را از آنها بگيريم در برابر ما جبهه خواهند گرفت و نه تنها نبايد منتظر همراه شدنشان باشيم بلكه بايد نگران سرخوردگي٬ نا اميدي و خستگي خود باشيم!
    ما كافيست روزنه هاي رسيدن به روشنايي را بنمايانيم. وقتي هركسي به روشنايي رسيد خود با فطرت و ذاتي كه خداوند در او نهاده خود خوب را از بد تشخيص مي دهد. مطمئنا هميشه تعداد كسانيكه طمع مال و مقام در آنها چشم فطرتشان را كور كرده در اقليتند.
    سبز باشيد و پايدار

  37. سید گفت:

    جلوی امدن بهار را نمیتوان گرفت
    پس بیایید درختی بکاریم که زیبایی بهار بیشتر باشد گل در بهار خود میروید

  38. ناشناس گفت:

    باز هم مي گويم
    تا اين جنبش رهبر نداشته باشد به هيچ نتيجه ايي نخواهيم رسيد
    اين جنبش حتما به يك رهبر نياز دارد
    مردم مي ترسند بدون حضور يك رهبر در خيابانها حضور پيدا كنند
    مير حسين عزيز منتظر رهبري تو هستيم

  39. آقا بهمن عزيز از شما خواهش ميكنم قبول زحمت كرده و متن ذيل را كه يكي از همراهان جنبش سبز به عنوان “جوانه سبز اميد” در يكي ديگر از صفحات همين سايت و در جواب ابهامي مشابه شما در خصوص علت اعلام پيروزي زود تر از موعد و دلائل مويد رخ دادن تقلب بزرگ در انتخابات درج كرده اند مطالعه بفرماييد. ضمنا براي دسترسي به شرح تفصيلي مستندات تقلب قبل و حين انتخابات در سايت گوگل عبارت “بيانيه تفصيلي كميته صيانت از آرا مهندس موسوي” را جستجو كرده و آنرا نيز مطالعه بفرماييد:

    # یکی از جوانه های راه سبز امید به هموطن گرامی مان آقای حسن عابد
    فروردین ۳۰م, ۱۳۸۹ at ۱۱:۴۶ ق.ظ

    خدمت آقای عابد ، هموطن گرامی مان
    با سلام
    اتفاقات بسیاری روی داده روزی آید که شما نیز متوجه آن ها خواهید شد .انشا الله آن روز دیر نشده باشد. قسمت های از این پاسخ مربوط به صحبت هایتان در سخنرانی قبلی آقای موسوی است که از آنجا که خیلی دیر منتشر شد دوباره خدمتتان بیان میکنم.
    یا از همه ی آنچه که اتفاق افتاده خبر ندارید یا نمی خواهید همه ی آنچه را که رویداده ببینید .
    انتخاباتی برگزار شد گروهی معتقد بودند تقلب صورت گرفته ودر این میان یکی از ایراداتشان ناظرین انتخابات بود.این موضوع راهم بعد از اعلام نتیجه انتخابات اعلام نکردند بلکه قبل از انتخابات و با توجه به طرفداری هایی که رییس شورای نگهبان وبخشی از اعضای آن از آقای احمدی نژاد کردند .آقای موسوی در نامه ای به رهبری این موضوع را بیان کردند در این نامه موضوعات مهم دیگری نظیر کارشکنی در فهرست نمایندگان ایشان در انتخابات، دخالت تعدادی ازفرماندهان بسیج وسپاه بهره گیری رئیس دولت از امکانات دولتی در تبلیغات ….. ،و خواستند از رهبری که اقدامی صورت دهند.
    کاری صورت نگرفت. با این حال در موقع رسیدگی شورا گزارشی نیز از سوی کمیته صیانت از آرای مهندس موسوی منتشر شد ، که با هیچ پاسخ مستدل ومنطقی مواجه نشد.
    اما در مورد قانون شکنی
    هنوز انتخابات تمام نشده بود که به ستاد مرکزی آقای موسوی وهمچنین ستاد دیگر ایشان حمله شد.
    در ادامه نیز قبل از اینکه شورای نگهبان انتخابات را تایید کند در یک اقدام عجولانه وغیر قانونی انتخابات را تایید کردند.مجددا رهبری در فرصتی اضافه ۵روزه که به شورا دادند، تلویحا در سخنرانی شان انتخابات را تایید کردند
    اما شاید بگویید اقای موسوی نیز بی قانونی کرده که گفته برنده قطعی انتخابات بنده هستم .
    آقای موسوی در این مورد نیز بعدا توضیحات مبسوطی دادند.(که در روزنامه اعتماد ملی مورخ۲۵ مرداد چاپ شده است) آن را حتما بخوانید من قسمتی از آن را در زیر می آورم:
    “از چند روز قبل از ۲۲خردادستادهای ما با موج عظیمی از تماس های مردمی حاکی از اطلاعات دقیقی در مورد تحرکات در دست انجام و سناریوهایی که برای روز انتخابات وبعد از آن طراحی شده است مواجه گردید، به صورتی که در شب انتخابات مجبور به صدور اطلاعیه ای برای فراخواندن مردم به خوش بینی نسبت به مجریان و پرهیز از قصاص قبل از جنایت شدیم. اما آنچه در فردای آن شب دیدیم عبارت از به اجرا درآمدن پیش بینی های ارائه شده به ما یکی پس از دیگری وقرائن بی شماری بود که سلامت جریان حوادث را زیر سوال می برد.” وی با بیان اینکه تعلیمات اسلامی ما را ملزم می کند که نسبت به اعمال مومنین با حسن ظن برخورد کنیم .گفت: “اما همین تعلیمات به مااجازه نمی دهد که تن به دروغ دهیم.”
    موسوی در ادامه سخنان خود به حوادث روز انتخابات پرداخت وگفت:”با تمام این احوال در ابتدا فکر می کردیم که شاید آنچه شاهد آن هستیم ناشی از سو تدبیر است. برای همین خود من تلاش کردم با مسئولان کشور تماس بگیرم ، و همان روز دو بار با رئیس قوه قضائیه ، دوبار بادادستان کل کشور ، دو بار با رئیس مجلس وچهار بار بابیت رهبری موضوع را مطرح کردم.
    علاوه بر این گروهی از طرف ستاد به دیدار وزیر کشور رفتند تا نگرانی های مردم را منتقل کنند وعجیب بود که وزیر کشور در حالی که در آن روز قاعدتا تنها کارش باید رسیدگی به مسائل انتخابات باشد پس از مدت زیادی معطل کردن افراد اعزام شده به آنان وقت ملاقات نداد.”
    وی ادامه داد :” این موارد قرائنی بود که یکی پس از دیگری انباشته می شد تا اینکه از عصر روز ۲۲خرداد حمله به ستادهای انتخاباتی اینجانب آغاز شد وسپس به ستاد مرکزی وسایر ستادها در سطح کشور گسترش یافت.”ایشان ادامه می دهند:”بنده یک رای بیشتر نداشتم ومی توانستم از حق خودم بگذرم ولی از حقوق مردم نمی توانستم بگذرم ، چون ما مسلمان هستیم وآموزه های دینی به ما اجازه نمی دهد به دروغ تن بدهیم .قصد ما این بود که پس از تلاش نفسگیر ایام انتخابات ، نتیجه هرچه باشد آن را بپذیریم ، اما آنچه اتفاق افتاد ما وجامعه را به این سمت کشاند.”

    از روزهای قبل از انتخابات نگرانی از تقلب در انتخابات وجود داشت از اینکه اس ام اس قطع می شود ( خبر نگار قلم نیوز در تماس بامسئولان شرکت مخابرات علت این اختلال سراسری و بی سابقه راجویا شدپاسخ این مدیران را به سوال را می خوانید: وفاغفاریان (رئیس هیات مدیره شرکت مخابرات):به هیچ وجه قطع نیست! صابرفیضی(مدیرعامل شرکت مخابرات):نه!قطع نشده!
    صدوقی (مدیرعامل شرکت ارتباط سیار ):کی گفته قطع شده؟!داوود زارعیان (مدیر کل روابط عمومی شرکت مخابرت):تکذیب می کنم قطع نیست!ابوالفضلی(مدیر کل روابط عمومی همراه اول ):قطع نشده!من خودم چند دقیقه قبل پیامک فرستادم و ارسال شد! با همه این انکار ها این سیستم درتمام طول انتخابات قطع ماند.)
    اما شاید بگویید قطع sms چه ربطی به تقلب دارد؟ یکی از اعضا ستاد مهندس موسوی این موضوع را در مصاحبه با خبرنگار اندیشه نو مطرح کرد:”این اقدام برای اختلال در عملکرد کمیته صیانت از آرای میرحسین بوده است .وی افزود ما تالاری را جهت اعلام آن لاین تخلفات انتخابات در نظر گرفته بودیم.به صورتی که هر تخلف درهر یک از حوزه های سراسر کشور به وسیله smsبه نرم افزار اعلام می شد وخبرنگاران داخلی وخارجی در کمترین زمان از تخلفات حتی در دورترین نقطه کشور آگاه می شدند……”.
    همچنین خبرهایی از جلوگیری از ورود ناظران به برخی از شعبه ها آمد ،
    از چنین اتفاقاتی زیاد افتاد
    در نهایت با توجه به این همه اتفاقات واینکه تعرفه در بسیاری از حوزه ها تمام شده بود (در حالی که بیش از ۱۵ میلیون تعرفه بیشتر چاپ شده بودو همچنین به غیر از این رئیس شورای نگهبان دستور داددر یک روز مانده به انتخابات یک سری تعرفه بدون سریال نیز چاپ شود که هیچگاه تعداد آن ها نیز اعلام نشد…)
    ساعت تمدید انتخابات نیز از بیم اینکه درصد مشارکت از حد خود بالاتر نرود(باتوجه به اینکه باهمین مفدار تمدید ساعت در بیش از نیمی از حوزه ها درصد مشارکت بیشتر از واجدین شرایط بود) به شکل غیر منتظره ای وبرخلاف انتخابات های پیش تنها تا ساعت ۹ تمدید شد (در صورتی که میزان مشارکتی که اعلام شده بود میلیون ها نفر با انتخابات های قبلی تفاوت داشت.) وقرار شد تنها آنهایی که در حوزه ها هستند رای شان رابدهند البته بافیلم هایی که روزهای بعد منتشر شد مشخص شد حتی این کار نیز در، تمامی شعب انجام نشده

    هنوز انتخابات تمام نشده بود (رای گیری)که خبرگزاری فارس آقای احمدی نژاد را برنده اعلام کرد
    اقای عابد باتوجه با این اتفاقات که تنهابخشی از آنچه که رخ داده بود ،بود وهر کدام نشانی از برنامه ای تعیین شده حکایت می کرد آقای موسوی تصمیم گرفتند که در کنفرانس خبری که چند ساعت بعد از اتمام رای گیری وبا توجه به اخبار رسیده از سوی ناظران ستاد ایشان در سراسر کشور، این موضوع را اعلام کنند .

    دستگیری بسیاری از همان شب بعد از انتخابات شروع شد که در مواردی تاریخ برگه ی دستگیری نشان می داد ۱۹ خرداد صادر شده است، یعنی چند روز قبل از انتخابات.
    و…….
    در مورد مناظره که نیز فرمودید…اتفاقا این یکی از خواسته های ما در آن روز ها وهمچنین اکنون این است که آقای موسوی به نمایندگی از جنبش، اعتراضات ومسائل را مطرح کنند .اما این رانیر فبول نکردند. و بعدها هم گفتند:برنامه باید غیر زنده باشد .
    اما در مورد اقتصاد کوپنی آقای موسوی بار ها عنوان کردند این ویژه دوران جنگ بوده ودیگر جواب نمیدهد.(نقل به مضمون)
    در مورد نکته سوم لطفا یک بار دیگر صحبت ها را کامل بخوانید: “عظمت جنبش از فعالیت انسان های بی شماری ناشی می شود که آشکار و پنهان در حدی که می توانند در گشوده کردن این راه به آینده ی سبز کمک می کنند و در این راه حتی یک دعای خیر از یک فرد گمنام در یک گوشه ی دورافتاده ی کشور مغتنم است. در راه سبز کسی فکر نمی کند که کار بزرگ انجام می دهد، بلکه همه فکر می کنند که کار درست انجام می دهند. همه باید بدانند که ما می خواهیم کار درست انجام دهیم. ما می خواهیم از کرامت ذاتی انسان ها دفاع کنیم.”جنبش سبز اصولی وآرمان هایی دارد که مسلما عمل کردن در چهارچوب آن ها کار درست محسوب می شود نظیر: احترام به اندیشه های دیگران،حق ویژه ای برای خود قائل نبودن و دوری از خشونت. وهمچنین آرمان هایی دیگری که همه ی همراهان سعی می کنند آنها نهادینه شود: پرهیز از شعار مرگ جز برای نقش دیکتاتوری، دوری از افراط وتفریط،حق حیات و بیان برای مخالف قائل بودن،سیاه وسفید نکردن و مهمتر از همه اصلاح خودمان که آیه الله منتظری نیز در یکی از نصایح آخر شان این مهم را بیان کردند.
    اما در مورد نظام بگذارید با هم ببینیم معنی نظام چیست ؟
    کلمات: نظم، نظام، تنظیم، منظم ، ناظم و … از یک ریشه هستند و تماماً حکایت از ترتیب و تناسبی بین اجزای یک شیء یا یک موضوع می‌کنند. به نخ یا رشته نازکی که مرواریدهای ریز و درشت گردن بند یا دانه‌های تسبیحی را به یکدیگر متصل و ردیف می‌کند، در ادبیات عرب “نظم” می‌گویند. به “شعر” نیز به دلیل سجع و قافیه‌ای که همچون رشته، کلمات را به هم ردیف می‌کند، “نظم”، و به سخنان غیر منظم، “نثر” گفته می‌شود. همچنین، درختان کاشته شده در کنار جوی یا پرندگان در حال پرواز، به شکلی مرتب را “منظوم” می‌شمارند.
    به این ترتیب ” نظام”، نخ و رشته‌ای بیش نیست و اصالتی ندارد. اصالت متعلق به مرواریدهائی است که ردیف شده‌اند. اهمیت در کلماتی است که با قافیه‌ای منظم، شکل شعر گرفته و مقصودی را به مخاطبین القاء می‌کنند. اگر آن مرواریدها گسیخته گشته و کلمات درست ادا نشوند، نه گردن‌بندی وجود دارد و نه شعری سروده شده است.
    “نظام جمهوری اسلامی ایران” نیز از این قاعده مستثنی نیست؛ نظام، در معنای لغوی خودش، همان رشته و ریسمانی است که قرار بوده سه رأس مثلث: “جمهوری”، “اسلامی” و “ایرانی” را به هم متصل کرده و سیستمی را جایگزین “سلطنت موروثی” کند که “جمهورایرانیان” به اختیار خود و با تکیه بر اخلاق و ارزش‌های اسلامی، همچون آزادی، امنیت، استقلال، کرامت و حقوق اساسی انسان و…. بتوانند به رشد و شکوفائی برسند. حال اگرحق ِ “جمهور” مردم عملا با نظارت استصوابی شورای نگهبان، تقلب انتخاباتی و سیستم ولایت مطلقه فقیه، یعنی انکار تئوریک و عملی آراء مردم پایمال گردید،(همان طر که بارها در طول اتفاقات بعداز انتخابات دیدیم افرادی میگفتند تقلب شده ولی چون رهبری فرمودند ما دیگر مسئله نداریم مثل آقای رضایی و….. )و ارزش‌های “اسلامی” قربانی قدرت طلبی و تمامیت خواهی طبقه ممتازی شد، و”ایرانیت” خلاف اسلامیت و ملی گرائی خلاف دینداری تلقی و تبلیغ گردید، در اینصورت “نظام” مفهوم خود را از دست داده و تبدیل به شخص حاکم یا نظریه ویژه‌ای (ولایت فقیه) خواهد گردید که درتعارض آشکار با همان سه اصلی است که مردم برای تحقق آن انقلاب کردند.
    اگر قرار است در نظامی که ادعا میشود “اسلام ناب محمدی” است، قرآن حاکم باشد، خداوند در این کتاب فرمان داده است:
    “امانات (مقامات و موقعیت‌های جامعه) را به اهلش (شایستگانش) برگردانید و براساس عدالت حکومت کنید”
    إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُم بِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا (نساء ۵۸)
    “امانت”، که برگرداندنش به شایستگان در آیه فوق فرمان داده شده، برحسب تعریف امام علی(ع)، همان “نظامی” است که اُمت را متحد می‌کند. پس مفهوم نظام چیزی جز پایبندی به امانات (به همان معنای اجتماعی آن) نیست:
    فرض الله…. والامانه نظاما للامه (نهج البلاغه حکمت ۲۵۲)
    حال می بینیم این برداشت شما از نظام چگونه عامل اصلی تفرقه و تشتت وتجزیه “همگرائی” ملت ومولد “واگرائی” بوده است. تنها راه بازگشت به الفت و اتحاد ملی، “نظامی” است که براساس احترام به حقوق متقابل ملت و زمامدار تنظیم شده باشد.
    مفهوم کلمه”نظام” در دیدگاه امام علی(ع) به عنوان الگوی رهبری در میان شیعیان، چیزی جزپایبندی به رعایت حقوق اجتماعی مردم نبوده و فقط چنین “نظامی” است که موجب “الفت” ملی و “عزت” دینی خواهد شد:
    فجعلها (الحقوق اجتماعی) نظاما لالفتهم و عزا لدینهم ( خطبه ۲۰۷ – ۲۱۶)
    اما در مورد چهار چوب بندی شعار ها دیدم اتفاقا آقای موسوی از همان ابتدا تاکید داشتند حتی در همان سخنرانی شان در مردادماه که قسمت هایی ش را بیان کردم دیدم مطرح شده.
    اما در مورد چهار چوب بندی افراد همان طور که آقای موسوی بارهاگفتند:
    “ایران یعنی بیش از هفتاد ملیون شهروند آزاد و با فرهنگ و اعتقادات رنگارنگ. ما از این کثرت و تنوع نمی ترسیم. ما اصولگراها را دوست داریم همانطور که همه ی اقشار ملتمان را. و همه ی فرهنگ های موجود را. و همه ی قومیت ها و همه ی زبان ها را دوست داریم.”
    ما می خواهیم فردا همه درکنار هم باشیم. نمی خواهیم به هر کسی بازدن برچسب موجب واگرایی شویم .البته مادامی که اصول سبز بودن رعایت شود .مثلا نگوید چون ما در مبارزات بودیم پس قدرت اکنون باید دردست ما باشد .وهمچنین اصول دیگری که خدمتتان گفتم….جنبش سبز اکنون تبلور آن روز است.
    اما در مورد کف وسوت ؛ در روز عاشورا سرکوب شدیدی حکم فرما بود هر گوشه که دسته ای حرکت می کرد به شدت سرکوب می شد. اما جمعیت به قدری زیاد بود که هر جا که سرکوب میشد دسته دیگری به راه می افتاد. خود من دیدم در خیابان شریعتی نیروهای گارد با مردم شدید برخورد کرده بودند وداشتند به نقطه دیگر می رفتند که مجددا حدود یک ربع بعد دوباره از آنجا تظاهراتی آغاز شد بسیار آرام و شعار هایشان هم محدود به روز عاشورا و همچنین در سوگ آقای منتظری بود.در ابن بین گه گاه روی دیوار ها نیز شعار هایی نوشته می شد که برخی شروع به تشویق کردن می کردند البته همان موقع بسیارانی که میدانستند همین کار رانیز صداوسمای دروغ وریا به شکل دیگر جلوه می دهد به سرعت جمعیت را آرام می کردند.
    جمعیت از کنار تکیه ها ومساجد گذر می کرد.دراین بین نیز تکایا از راه پیمایان استقبال می کردند وشربت و..می دادند. کف وسوت هایی هم در زمانی که تعدادی از دستگیر شدگان توسط مردم آزاد می شدند زده شد. حال وجدان خود را قاضی کنید این کار بی حرمتی به اماممان حسین (ع)است؟آن جنایت ها وقتل هایی که در روز عاشورا انجام شد دیدید…؟کارناوال عاشورای ۱۳۷۶ رانیزکه به خاطر دارید؟ و…….
    ضمنا آقای موسوی دولت را نامشروع خوانده اند .ولی اکنون این دولت مسئول است واگر هم به همین رویه ادامه داده شود خسارت هایی جبران ناپذیری بهایران می خورد….اما در این میان برهر شخصی واجب است برخیزد ونقد کند تا آنها که مسئول نظارت اند جلوی قهرمان نابود کردن سرمایه های ملی را بگیرند ……..
    مانیز خواسته ای جز برقراری قانون را نداریم .می دانیم قانون بد است ومشکل دارد ولی روشن ترین وکم هزینه ترین راه این است .
    آقای عابد، دهانمان را بسته اند و خود فریاد می زنند، بیم دارند ذره ای از انچه که رویداده بر مردم مشخص شود خود حجم خبرها وحملات رامقایسه کنید.
    آقای عابد انسان با ولایت زنده نیست بلکه با لطف وفرصتی که از سوی خداوند به او اعطا می شود زنده است در این میان ولایت تاثیری ندارد. چه بسا پیروی کورکورانه موجب زیانخوردن در این دنیا وآخرت شود
    انشا الله همه مان روسفید باشیم ودر تاریکی ها گرفتار نشیم.
    ما هم بی شک تا کنون اشتباهاتی داشته ایم .امیدواریم با روحیه جمعی وهمراهانی چون شما از خطا هایمان کاسته گردد وهمه روزی سبز در کنار هم حق بیان و زندگی کردن داشته باشیم.
    آقای موسوی نیز از همراهان عزیزمان است در این مسیر ما بت نداریم. هرکداممان ممکن است اشتباهی کنیم
    در این میان این وظیفه هرکداممان است که همدیگر را نقد وراهنمایی کنید .
    این که امروز به اینجا رسیدیم به خاطر این که فضای نقد برای حاکمان وجود نداشته.
    (نامه های نوری زاد را خواندیه اید؟ وحال نحوه برخورد با او را دیده اید؟…..در یک کلام هدفشان اینست که آنچه ما می گوییم ومیکنیم درست است.)
    ببخشید خیلی طولانی شد .اتفاقات بسیاری روی داده
    انشا الله روزی می رسد که شما نیز همه ی انچه که رویداد را خواهید فهمید.به امید آن روز
    از صبر حوصله تان ممنونم

  40. سبز ملی گفت:

    سلام خدمت مهندس

    با بیانیه دادان شهارهای الکی نمیتوان کاری کرد، فقط مردمو از خودتون خسته میکنین..!
    ما دیگه نمیتونیم مثل خرداد و تیر 88 بریزیم خیابون.

    داره باورم میشه شما فقط دنبال هدف خودتونین نه ما مردم مظلوم…!

    نه شما و نه کس دیگری ما رو نجات نمیده جز صاحب الزمان!
    “یا مهدی بیییییییییییییییییا”

  41. مانی گفت:

    اول به دوست عزیز ناشناس بگویم که ” قسمت نظر خواهی و این جلف بازی ها برای یک سایت بزرگ مانند کلمه لازم نیست. دوم اینکه شما هم اگر جرات دارید به میان مردم بروید تا شاهد باشید که مردم در حال حاظر از چه افرادی متنفر و حامی چه کسانی هستند. سوم اینکه شما میتوانید به سایت تایم بروید و ببینید که الان میر حسین موسوی با 1500000 رای در صدر جدول برترین شخصیت های دنیا قرار گرفته است. درضمن شما که حرفی برای گفتن ندارید , چرا ایجا کامنت ارسال می کنید؟؟

    در رابطه با اون ناشناس عزیز البته فریب خورده که فرمودند اقای موسوی راست گفتی اسلام تو با اسلام اینها فرق دارد. باید به عرض شما برسانم که دوست عزیز من حالا نمی دانم شما بر چه اساسی گفتید در اسلام اقای موسوی باید کشت؟ واقعا من متوجه نمیشم ! کی کی رو کشت؟ ما کشتیم یا لباس شخصی ها و افراد داخل حکومت ملت را کشتند؟؟؟ پس این 100 کشته یا شاید بیشتر که حکومت باعث بانیش بود , این ها چی بودند؟ البته این 100 نفر که کشته شدند شاید داشتند بالای پل هوایی با هم بازی می کردند که یک دفعه از اون بالا سقوط کردند یا اینکه شاید دوستانشون شیطنت کردند و ماشین اقا پلیسه رو دزدیدند و رفتند دوستان خودشون رو با ماشین زیر کردند. شاید این 100 نفر این گونه کشته شدند. حالا من نمیدونم شاید شما ظاهرا خیلی دیگه توهم زدید. در رابطه با این اتیش زدن ها , خوب دوست دارند اتیش میزنند. به شما و دولت کودتا چه ربطی داره؟ اگر ناراحت هستید خوب به قول اون ناشناس اولی جرات دارید بیایید با ما برخورد کنید. درضمن بی سواد جان باید به عرض شما برسانم که اتیش زدن سطل ها به خاطر خنثی کردن اون گاز اشکاور هایی است که حکومت با بی شرمی به سوی هم وطنانش مینداخت. این رو هم عرض کنم که اون افرادی که بی جهت اتیش میزدند , اون ها همه منافق و ضد جنبش سبز بودند.

    عزیز من به شما چه ربطی داره که دختر پسر ها کجا هستند و چه کار می کنند؟! چه کسی هرمت ها را شکست؟ مگر اون دختر و پسر که امد به خیابان ها , چه کار ناپسندی از خود نشان دادند؟ البته اعتراضات مردم بر علیه دولت منتصبی از نظر شما کاملا ناپسندیده است.. همه دنیا شاید این بودند که ملت سبز ایران مظلوم واقع شدند و این دولت و حکومت بود که بدترین شکل ممکن جواب این مردم بی سلاح را داد. ولی در رابطه با اسلام شما حامیان دولت. خوب من قصد ندارم توضیح بدم ، چون واقعا زبون ما مو دراورد. امیدوارم به خودتون بیایید.

    دلسوز , دادا دلم برای تو میسوزه . اگر 300 یا 400 نفر هستیم , خوب مجوز صادر کنند.

    به امید روزی که عده ای سر عقل بیان.

  42. ناشناس گفت:

    آقای موسوی همان بهتر که نگذاشتند رای بیاوری .چرا که اگر می گذاشتند دیگر چهره پلیدشان نمایان نمی شد وکشف عورت نمی شدند

  43. صالحی گفت:

    من سوالی از مهندس موسوی دارم که اگر ایشان به این سوالم جواب دهد تمام نظرات و رفتار ایشان بعد از انتخابات برایم توجیه می شود. ولی الان نظراتشان را اکثرا قبول دارم ولی ریشه احساس می کنم اشکال دارد.من بر این باورم که آقای مهندس موسوی فردی متشرع می باشد به همین خاطر می پرسم که شما چگونه با مسئله ولایت فقیه رفتارتان را توجیه می کنید. دوستی می گفت دقیقا روز بعد از خطبه مقام رهبری مهندس را با چشمان خود دیده (حوالی خیابان بهبودی) که داشت الله اکبر می گفت. و برای اینکه احتمالا مردم تنها نباشند به خیابان آمده بود. آیا رهبری از آمدن به خیابانها منع نکرده بود؟ من به بعضی از جوان ها که به مسائل از دید سیاسی یا اجتماعی می نگرند کاری ندارم بلکه از مهندس موسوی انتظار دارم بنا به شرع مقدس پیرو ولی فقیه باشند. حتی اگر اشتباه هم می کند. به نظر من بهترین کاری که مهندس می توانست انجام دهد این بود که می گفت (حداکثر) من این انتخابات را قبول ندارم و دلیل هم دارم ولی فقط برای این که رهبری فرمودند استخوان در گلو سکوت می کنم و چیزی نمی گویم. واقعا این بهتر نبود؟ گرچه مهندس را به لحاظ شخصیتی دوست دارم اما سوالات جای خودش را دارد.

  44. شب دلتنگی گفت:

    امید ما در این مقطع تنها همین سخنان میر حسین است

  45. جواب دوستم بهمن (از یک سبز) گفت:

    سلام به میرم و همه حامیانش

    دوستم بهمن مطالبی اعلام کرد و جواب خواست منم وظیفه دارم پاسخشونو بدم

    1.در مورده تمسخر ریسس جمهور و …فرمودید!سری بزنید به دوران سید محمد خاتمی (میدونم ازش بدتون میاد) عزت و افتخار در خارج و داخل با فعل مقایسه کنید.(اصلا هم کاری با انگلیس و امریکا و ….ندارم)منظور روابط عالی با سویس و ارژانتین و ژاپن و … است!الا چی؟؟؟؟این ها هم تمسخر نبوده ولی خنده ی عجیبانه بود از صحبتها و اینکه هیچ عاقلی نمیگه این ادم بیش از یازده میلیون رای اورده باشه!اونم از طرفه افرادی سطح پایینه جامع و بسیجیان و و ….سطح پایین جامعه هم بر اثر نا اگاهیی ماننده شهرستان ها و تازه برخی مناطق جنوب تهران!سری به بالا و مرکز و غرب و شرق تهران و اصفهان و شیراز و تبریز و ارومیه و مشهد و اهواز و …بزنید و بعید میدانم اونجا حکومت وضع مطلوبی داشته باشه !!احمدی فقط برای رای سراغ قشر پایین میرفت!!!!چرا اینو نمیگید که چرا (به قول نمایده ولی فقیه در دانشگاه ها) 73% دانشجویان به میر حسین رای دادند؟؟؟اون 27% میشه حدس زد چه قشری بودن که….(البته فکر کنم 7% فقط دانشگاه امام صادق بودن)!!!چرا هنرمند های بزرگ مثل پرویز پرستویی و متعمد اریا و محمد اصفهانی و مهدی مقدم و شجریان و تهمینه میلانی و حاتمی کیا و …همه به میر رای میدن و از ورزشکار ها هم صحبت نکنیم بهتره نمونش رو دیدیم در بازی با کره….اما در مورده خانم هاشمی گفتی بگم که چگونه است شما کروبی رو مسخره میکردید مشکلی نبود!!به خصوص اطافیان حامی دولت….حقیقتا ادمهای دوره احمدی با دوره خاتمی قابل قیاس نیستند(نبوی و حجاریان و تاج زداه و رمضان زاده و مومنی و میدامادی و ….با مثلا حسینیان و مشایی و رسایی و ملکی و علی ابادی و …

    2.صحبت از مدرک کردید !خوب شما یک مدرک به من نشون بده که تقعلب نشده؟؟؟لابد شما ارا رو شمردید؟؟؟شورای نگهبان هم که 90% با احمدی بودن!!!کروبی هم که مدرکی نشون داد که یک صندق 99 رای داشته و یک دونه اعلام کردن! خودتون (بین طرفدران دولت) باور کرده بودید قبل انتخابات که قافیه رو باختید….چون همه جا سبز بود…اما در مورده اون استدالال موسوی که چگون از قبل میگفت تقعلب شده بنا بر همان تقعلبات گسترده در دو دوره قبلی مجلس و دوره هاشمی و احمدی بود که همه دارن کاری میکنن اصلاحات پیروز نشه و تازه بین اقشار هم صحبت از تقعلب همیشه بود ….

    3.در مورده رهبری گفتی!ایشون معصوم نیستن!!اما م هم نیستن!من ضده ولایت نیستم اما این ولی فقیه رو دیگر قبول ندارم …
    راستی شما که ادعای زیاد بودن طرفدار رو دارید یک رفراندوم برگزار کنید!!مثل اما م که 2 بار اینکار رو کرد ….بنظرت چند درصد رای میارید؟؟؟(حتما این سوالم رو جواب بده)

    4.از اسلام گفتی!همین الان برو سری به نهج البلاغه که هممون بهش ایمان و اعتقاد داریم بزن!برو نامه 53 !میبینی چی نوشته؟نوشته خون ناحق نریزید!پایه های حکومت رو خون ناحق سست و ویران میکنه و به دیگری انتقال میده.حکمش هم قصاص هست و جز این گریزی نیست….میگه که هیچ چیز مثل خون ناحق برکت و رحمت از حکومت دور نمیکنه و قطعا اون حکومت حالا هر چی باشه پایدار نمیمونه …حالا یک سوال دارم حکومت (به قول خودش)3 جوان زیره 25 سال رو بر اثر شکنجه کشته(در جنایات کهریرزک)… پس دیدی که چاره ای نیست جز… تنبیه شدید سران ….و نه چند نیرو و سرباز!جورج بوش و صدام هم خودشون خون ناحق نمیرختن افرادشون میریختن خون ناحق بریزن……… و حالا سوالم شما که برای 4 کف و دست سوت تو روز عاشورا ناراحتی وقتی فهمیدی جوانانت در کهریزک مردن چرا معترض نشد؟؟؟اصلا دلت سوخت؟؟لابد گفتی فدای جانه رهبرم!

    5.در اخر از 22 بهمن و 9 دی گفتی فقط میگم که این ها پیروزی نیست شما ها با کلی تبلیغات و حکومت نظامی و ساندیس و …میکشونیون تو خیابان ولی 25 خرداد رو دیدی؟؟نه ندیدی ….چون اگه میدیدی میفهمیدی که چقدر حامیان میرحسبن پشتش هست….تازه اینم فراموش نکن این اجتماع 9 دی و 22 بهمن پیروزی نبود پیروزی مضحک بود چون این مانند مسابقه دو است که یکی دست و پاش بست است و دیگر دمه لب خط با دوپینگ وایستاده و رد میشه و میگه من بردم!!!پس خیلی مضحکه!!پیروزی زمانی که طرفین بدون ذعب و بدونه حمایتی خواستی با مجوز بیان ان وقت وزن مشخص میشه…

    6.ما از خشنودی امریکا خشنود نیستم!!اما اگه صدا و سیما کمی مثل منظره گذاشتن و نشان دارن همه تصاویر عدالت رو انجام میداد هیچ کس سمت بیگانه نمیرفت !تازه امریکا و انگلیس هر چی باشتن از چین و روسیه کمونیست بهترن!!!!!

    امیدوارم همه پخش بشه و اقا بهمن کمی به رهبر فقط نگاه نکنه به مادران ان جوانانی که ترو شدن وشکنجه شدن و بهشون تجاوز شده (مثل یکی از اعضای خانواده من) فکر کنه!اقا بهمن قرار نیست جوانان زیره 25 سال در کهریزک بمیرن مباد پشت رهبر شما خالی بشه!!!!!

  46. سينا گفت:

    آقا يا خانم دلسوز!
    نادان نباشي بهتر از اين است که دلسوز باشي

  47. جواب بهمن گفت:

    در جواب بهمن و ناشناس و … 1- از اونجایی فهمیدیم تقلب میشه که حتی خودکار هایی که بعد از نوشتن بی رنگ میشد رو روز قبل تو شبکه 5 اعلام کرد که صحت داره مجریش هم محمد سلوکی بود و از مردم خواست با خودکار های خودشون بنویسن نه حوزه -از اونجایی که شب انتخابات ساعت 7-8 شب تو خبر گزاری جمهوری اسلامی تیتر زد احمدی نژاد با بیش از 60 در صد ارا رییس جمهور شد هنوز رای گیری تموم نشده بود .از اون جایی که فاطمه رهبر 3 روز قبل از انتخابات گفته بود ما منتظر رای 24 ملیونی احمدی نژاد هستیم از اون جایی که چند شب قبل انتخابات پول و سهام عدالت بین مردم تقسیم شد . از گزارشات مردمی که حتی سر صندوق رای هم خرید رای میشد حتی تو ی یکی از شعبه های تهران – دربند- مادر یکی از اعضایی که اونجا برای رای گیری اومده بودکنار صندوق نشته بود و همه رو قسم میداد که به احمدی رای بدن . از همون جایی که جنتی دبیر شورای نگهبان گفته بود ما نمیذاریم خاتمی دوباره تکرار بشه ! مگه 21 ملیون نفر واقعی به خاتمی رای نداده بودن؟ پس چرا اون داره تصمیم میگیره که دوباره تکرار بشه یا نه ؟الهام عضو شورای نگهبان تو مصلی برای احمدی نژاد سخنرانی کرد و این بر خلاف قانون بود از اونجایی که تاساعت 12 ظهر 23 خرداد هیچ رای باطله ای وجود نداشت و تعداد رای کل باتعداد رای نامزدها برابر بود و بعد از اعتراضات یادشون افتاد باید 300 هزار تا هم رای باطله بذارن وتازه 200 هزار تا از رضایی کم کردن .
    2- کجای حرف موسوی دعوت به اشوب و کشت و کشتاره ؟ ما نه انقلاب میخواهیم نه اشوب. موسوی همیشه گفته من جزو جنبش سبزم نه رهبرش .در ضمن اگه ما میخواستیم ا نقلاب کنیم نفری یه چوب دستمون میگرفتیم و یه روزه همه چیزموتموم میکردیم نه با دست خالی و فقط شعار .شما عزیزم فقط یک بار تو تظاهرات سبز ها شرکت کن تا بفهمی کیه که حمله میکنه ؟وفقط به صدا و سیمای میلی توجه نکن اونا روز رو شب میکنن همین الان تو یو تیوب سرچ کن تظاهرات 25 خرداد اون روز اصلا تظاهرات سکوت بود بالای سه ملیون در اون تظاهرات شرکت کردن خیلی بیشتر از 9 دی ولی همین تظاهرات رو پلیس و بسیج به اتش کشید وتو فیلمها معلومه که نیروی انتظامی با باتوم به شیشه ماشینهای پارک شده میزنه و میشکنه بعد به نام طرفدارای موسوی میذاره حتی امام جماعت مسجد لولاگر هم اعلام کرد اونایی که مسجد رو اتش زدن مردم نبودن (در سایت تابناک هم درج شد ). یا روز 5 شنبه میدون امام خمینی که حتی مردم به دهنشون چسب زده بودن و با شمع و گل اومده بودن چی شد ؟ کی زد و کشت اگه یک بسیجی کشته شده بود که صد بارتوصدا و سیما نشونش داده بودن . مگه روح الامینی وامیر جوادی فر و رامین قهرمانی که تو کهریزک شهید شدن دروغه؟عزیزم فقط بدون تعصب نگاه کن وقتی با گاز اشک اور به مردم حمله میکنن اون هم نه گازاشک اور معمولی گاز اشک اوری که بیهوش میکنه چارش فقط اتیش و دوده مردم بخاطر مبارزه با دود گاز اشک اوره که سطل ها رو اتیش زدن وگر نه مگر دیوانه اند .حتی وقایع روز عاشورا، فیلم پیش درامد حماسه پل کالج رو سرچ کن خلاصه ی همه چیزو میگه . مردم دارن سینه میزنن نه دست و سوت ولی تلویزیون چی نشون داد ؟عزیزم! ادمی که دروغ میگه میتونه تقلب هم بکنه با همون بهانه ای که دروغ میگه. خدا خودش فرموده در روزگار فتنه به دروغ گوها رجوع نکنید .کی دروغ میگه اینایی که نوشتم خودم با چشم خودم دیدم خودم تو تظاهرات بودم من سر خونی و سینه شکافته شده دیدم بسیجیایی که با باتوم و چوب بهمون حمله کردن رو دیدم با لباس بسیجی. نیروی ضد شورش که اصلا رحم نداره و حتی به جانباز جنگ هم حمله میکنه دیدم . فقط درست ببین . در مورد رهبر میتونم قسم بخورم تمام طرفداران موسوی و جنبش سبز روز 29 خرداد پای تلویزیون بودن تا ببینن رهبر چی میگه و منتظر بودن تا ایشون حتی به عنوان یه قاضی عادل به دو طرف دعوا نگاه کنه ولی ایشون حتی در نگاه کردن هم عادلانه برخورد نکردن و حتی تهدید هم کردن و ما رو به امریکا و اسراییل وصل کردن و عامل بر انداز. وگفتند هر کس بیاد خیابون اعتراض کنه خونش پای خودش این یعنی اجازه کشت و کشتار به نیروهای انتظامی ومایی که اعتراض داشتیم باید به کجا دیگه مراجعه میکردیم وقتی حتی رهبر هم به حرف ما گوش نداد؟ ایشون گفتند شما برید به شورای نگهبان اعترض کنید یا چند نفر رو میذاریم که پیگیری کنن ولی هیچ تقلبی صورت نگرفته و امکان نداره تقلب بشه .بعد شما انتظار داری اگه تقلب هم شده بود شورای نگهبان یا اون چند نفر حکم بیان بگن اره تقلب شده وبر خلاف حرف رهبر حرف بزنن؟ لطفا برو مباحث ولایت فقیه رو بخون ولی فقیه گر یک دروغ بگوید ولایتش باطل است اگر حقی رو نا حق کنه …اگر یک اشتباه بکنه ولایتش باطله (امام خمینی .صحیفه نور ) این یعنی ولی فقیه مثل ولایت امامان نیست که دایمی باشه یا الهی باشه چون انسان معمولیه و رهبر در این برهه اشتباه کردن .
    به شورای نگهبانی که همشون طرفدار احمدی نژادن میرفتیم شکایت میکردیم ؟رضایی هم در نامه ای که به شورای نگهبان نوشت گفت طبق شهادت ناظرین سر صندوقهای رای 7 ملیون رای داشته .حالا رضایی میتونست ندید بگیره چون به حالش فرقی نداشت ولی اگر موسوی سکوت میکرد خیانت بود بخاطر همین سر قولش ایستاد .اگر این طور نبود چرا مهدوی کنی به موسوی گفت که مثل امام حسن از حق خودت بگذر و صلح کن؟در حالی که این حق مال موسوی نبود بلکه مال مردمی بود که تا ساعت ها تو صف ایستادن بهش رای بدن .خود حکومت میدونه که تقلب شده ولی هیچ وقت نخواهد گفت .در ضمن ما حتی برای رهبر هم نگرانیم .کسی که تمام 30 سال گذشته بجز دوره خودش رو نفی میکنه مطمئن باش وقتی استفادش از رهبر هم تموم شد به رهبر هم خیانت میکنه .
    اما در مورد بی بی سی و خارج نشینان .این حرفارو شاه هم میزد و میگفت کسایی که دارن انقلاب میکنن از بی بی سی خط میگیرن .تمام رسانه های فرانسه با امام مصاحبه میکردن و تمام اتفاقات ایران در صدر اخبار بود ایا این نشون دهنده ی این بود که راه امام خطاست؟یا در جریان انفلاب حزب توده ،فداییان خلق و کمونیستها هم از انقلاب حمایت کردن و در تمامی تظاهرات ها همراه مردم بودن ایا این نشونه ی باطل بودن راه امام خمینی بود؟ نه !حرف حق رو باید قبول کرد حتی اگر از زبان کافر خارج بشه(حضرت علی)

  48. yazdan گفت:

    سید سبز پوش خاتمی عزیزچند سال پیش در جمع خبرگان رهبری اعلام کرد که به مردم نگوییم ما عین اسلام هستیم زیرا ما انسانیم و ممکن است اشتباهی از ما صورت بگیرد ان وقت است که مردم میگویند اسلام همین است – سران حاکم توجهی به به این نکته ننمودند تا کار به اینجاها رسید که …

  49. ناصر گفت:

    بهمن آقا
    اینکه فرمودید اون شب شمارش آرا (وحتی کمی قبل تر) آقای موسوی چگونه پی بردند که داره تقلب میشه ، فکر می کنم سئوال ساده لوحانه ای است . جناب ، ایشان یکی از کاندیداها بوده اند ، کمیته ای برای صیانت از آرا توسط ایشان و آقای کروبی تشکیل شده بود ،قرار بر این بود طبق قانون انتخابات بر سر هر صندوقی یک ناظر از طرف هر کاندیدا حاضر باشد ، وقتی از اطراف و اکناف کشور خبرهای ناگوار می رسد وقتی چند روز قبل از انتخابات خبر از رای 24 میلیونی احمدی نژاد می دهند ، به نظر شما خیلی سخت است که انسان متوجه تقلب شود . برای آگاهی بیشتر به سایت بالاترین رجوع فرموده و گزارش 375 صفحه ای در مورد دلایل تقلب را مطالعه فرمایید شاید لااقل به دوستان گرامتان اندکی شک نمایید .
    فرموده اید :آیا واقعا خرد کردن رهبری از سوی موسوی برابره با تغییر پست دادن یکی از افراد دولت؟؟!!! سئوال ساده ای دارم ، اگر رهبری رفتار و کردارشان مطابق قانون و شرع است چگونه ممکن است توسط موسوی خرد شود ، گمان نمی کنید اگر نگویم سقوط ، حد اقل تزلزل جایگاه ولایت در این 9 ماهه بدلیل عملکرد نادرست خود ایشان بوده است ؟ شما فکر می کنید مردم ، امر شکنجه در کهریزک را از چشم چند افسر خود سر می بینند ؟ دوست عزیز حمله ی گارد ویژه به کوی دانشگاه و انتصاب آن به افراد ناشناس توسط رهبری می خواهید چه وجهه ای از رهبری در اذهان به جای گذارد ؟ من حقیر که بعد از فرمان آتش ایشان در نماز جمعه کذایی به چشم خود سرکوب و کشتار مردم بیگناه را نظاره کرده ام و مادران و پدران داغدار باید سپاس ایشان را بگویند ؟ برادر من حرمت امام زاده را متولی آن نگه می دارد. اجازه دهید در مورد ولایت پذیری یار غارتان هیچ نگویم که اظهر من الشمس است .
    گفته اید :شما تحت چه اطمینانی و به اعتبار چه کسی دارین مردم رو به شورش و کشت و کشتار فرا میخونین؟ عزیز من موسوی تا کنون 17 بیانیه صادر کرده و چند ین سخنرانی داشته است ، تقاضا دارم فقط و فقط یک مورد مستند نشان دهید که او مردم را به شورش فرا خوانده باشد تا من از سبز بوده خود نادم گردم . او و دیگر رهروان واقعی جنبش سبز از روز آغاز تا کنون همواره به مبارزه ی مسالمت آمیز اصرار داشته اند ، البته کتمان نمی کنم که چند جوان ناپخته سودای دیگری داشته اند .
    فرموده اید :انقلاب خیلی امر مقدسیه اما نقش رهبری اون خیلی پر اهمیت تره. امام در زمان شاه برای رسیدن به هدفش حاضر نشد حتی یه دروغ بگه یا کسی رو تمسخر کنه یا از اصولی که داد میزد تخطی کنه…. کدامیک از این خصلت ها در آقای موسوی هست؟ دوست من پرسشی ساده دارم شما از کجای بیانات رهبران جنبش سبز متوجه شده اید که آنها در پی انقلابند ، آیا کسی که به انقلاب فکر می کند دم از عمل به قانون اساسی می زند ؟ فرض که شما درست بگویید ، موسوی در کجا مدعی رهبری این انقلاب کذایی شده اند ، برادر خوبم ما خود انقلاب کرده ایم و کمتر از شما عاشق رسیدن به سر منزل مقصودش نیستیم ، اما فرق ما با شما در این است که به عینه می بینیم این انقلاب از مسیر واقعیش خارج شده و در پی باز گرداندن آن به ریل اصلی هستیم . اهداف انقلاب ما زندان ، سرکوب ، شکنجه ، بستن مطبوعات ، خفقان و …نبود ، اما فضای کنونی جز این است ؟ در اینجا برای آگاهیتان اعلام می دارم همین سایت کلمه بسیاری از کامنت های این کوچکترین در نقد رهبری را برای محفوظ ماندن حرمت ایشان یا درج نمی کند ویا به سانسور آن می پردازد .
    نگاشته اید : من نمیگم برعکس حرف امریکا و انگلیس عمل کنیم اما جایی که اصول مملکت با حرفشون تناقض داره نباید از تعریف و تمجید اونا خرسند باشیم و به هر ترتیبی که شده در صدر اخبار باشیم. گویا این شمایید که سرتون رو زیر برف کردین و این همه خدعه و خبرسازی و یک جانبه نگری رو توی بی بی سی و سی ان ان نمی بینین… ، عزیز برادر اولا تکذیب و تصدیق د شمنان این ملت برای هر انسان صاحب فراستی به اندازه ی پشیزی ارزش ندارد ، ثانیا شما بفرمایید چگونه است که با کوچکترین صخه گذاری بر عملکرد این دولت عدالت پرور در هر گوشه این کره ی خاکی ،صدا و سیمای میلی مطلب را چنان در بوق کرنا می کند که گویا انبیاء عظام در تائیدشان سخنی بر زبان رانده اند ، اما همین که اینان از مردم به پاخواسته و رنج کشیده ، زندانیان زجر دیده ، شهدای پر کشیده ی جنبش سبز سخنی بگویند از ایادی شیطانند و فوری به حرام بودن شنیدن کلامشان فتوی می دهید. دوست عزیز برای روشن شدن حرمت یا جواز این رویکرد تقا ضا دارم به مقاله ی فرزند برومند استاد شهید مطهری در توضیح این رویکرد ناصواب مراجعه نمایید .
    مرقوم فرموده اید :الان اونها شدن دایه ی مهربان تر از مادر. همون امامی که موسوی نخست وزیرش بود بارها سفارش کرد که پشت رهبری بایستید، از ولایت حمایت کنین و … آیا می ارزید برای هدیه کردن ” این آزادی مسلم!” به مردم (که گویا فقط افرادی هستند که به موسوی رای دادن) این همه پشت رهبری رو خالی بکنن؟ در مورد دایه هایمان به اندازه ی کافی گفتم ، اما در باب حمایت از ولایت ، متاسفانه شما نومن ببعض و نکفر ببعض عمل می کنید ، دوست من آیا همان امام گرام در کتاب ولایت فقیه شان نفرموده اند که اگر ولی فقیه به اندازه درهمی جفا کند از ولایت ساقط است ، بدیهی است که حضرتعالی از ایشان تکدر خاطری نداشته باشید ، اما آیا خانواده آن جوانی که تنها به خاطر اعتراض در روز عاشورا سرش در زیر چرخهای پاترول سربازان گمنام ولی عصر له شد ، آیا مادر شهیدان اعرابی ، روح الامینی و دهها شهید دیگر حق ندارند فکر کنند رهبرشان در حق آنها جفا کرده ، ایا این همه زندانی نباید در مخیله شان خطور کند که رهبری در انجام ظلمی که بر آنان رفته دخیلند ؟ آیا همه ی اینانی که از کشتی نظام پیاده شده اند ضد انقلاب اند ، ناله های خواهر شهیدان باکری را نشنیده اید ؟ از حال خانواده حاج همت خبر دارید ؟ از بستگان امام ، شهید بهشتی ، قدوسی ، اشرفی اصفهانی ، خاتمی ، صدوقی و… چطور…
    گفته اید :چرا فکر می کنین افرادی که در ۹ دی و ۲۲ بهمن از رهبری و دستورات ایشون حمایت کردند با اتوبوس و به طمع ساندیس اومدن تو صحنه؟ بس کنید این همه تبلیغات مسموم و رنگین رو. همه ی ما خواهان آزادی و دموکراسی هستیم اما این راهی که شما ها برگزیدید در آمدن از چاله و افتادن تو چاهه. قبول که از سر درد برخی از دوستان سبز ما چنین میگویند ، اما حضرتعالی سری به گوگل بزنید تا خود به عینه ببینید چه حجمی از اتوبوسها به صورت خودجوش برای راهپیمایی به تهران آمده بودند . بگذریم که اگر نخواهم از بقیه ی سبزها مایه بگذارم لااقل این حقیر و خانوده ام ، برادر هایم و بستگان دیگر در آن جمع حضور داشتیم ، اما در فضای پادگانی موجود جرات ابراز هویت نکردیم . دوست من حضرت عباسی در این سی سال بیست و دوم بهمنی اینگونه دیده بودید ؟
    و بالاخره با قلم روانتان نگارش کرده اید :گفتم آزادی! این آزادی میدونین از نظر خیلی از اونایی که پشت سر موسوی راه افتادن چه معنایی داره؟ اگه میدونستین از خنده روده بر میشدین که واقعا برای چه “آزادی” خنده داری دارن از ایشون حمایت میکنن. اگه تو خارج از کشور باشین و معنای آزادی اخیلی از افرادی که در جستجوی اون اومدن خارج رو بفهمین، اون موقع متوجه منظورم میشین که داریم چی ها رو به خاطر چی ها فدا میکنیم. شما اینطور فکر کنید که ما معنی آزادی را نمی دانیم و حتی نمی دانیم خارج نشینان از ظن خود یار موسوی شده اند . اما به خدای محمد ما اراده مان از آزادی همان است که در صحرای کربلا فرزند غریب زهرا از نابکاران حاکم خود طلب می نمود . والسلام . موفق و موید باشید .
    صبر واستقامت تا صبح ظفر

  50. درجواب دلسوز………مگر ما400نفرنیستیم؟اینکه نگرانی ندارد اجازه یک تجمع ارام به400نفرکه این همه های وهوی نداره