سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » نامه سرگشاده پدر مستندساز دربند به دادستان تهران...

نامه سرگشاده پدر مستندساز دربند به دادستان تهران

چکیده :فرزند ما یک مستند ساز است . او بر حسب حرفه و وظیفه ای که دارد ، بارها به ثبت وقایع مختلف اجتماعی پرداخته است . این رسالت یک هنرمند است که به اطراف خود بی تفاوت نباشد . یک پای ثابت ضبط و انعکاس اکثر جنگ های منطقه خاورمیانه بوده است و دوربین او روز های سخت جنگ را از افغانستان و پاکستان تا لبنان و عراق ثبت کرده است...


کلمه: محمدعلی شیرزاد مستندساز و عضو هیت مدیره انجمن دفاع از حقوق زندانیان است که بیش از صد روز پیش بازداشت شد. پدر این مستندساز دربند طی نامه ای به دادستان تهران ضمن شرح فعالیت های فرزندش و نیز آنچه در این روزها بر آنها رفته است، خواستار رسیدگی به وضیعت فرزندشان شده است.

متن نامه بدین شرح است:

به نام خدا

دادستان محترم استان تهران

جناب جعفری دولت آبادی

100 روز از بازداشت فرزندمان گذشته واو هنوز بلاتکلیف است .زمانی که در پایان شب 22 دی ماه 88 ، فرزندمان درست مقابل درب منزل بازداشت و سپس تمام خانه مورد تفتیش قرار گرفت ؛ تصور نمی کردیم این دستگیری ما را تا این اندازه دچار سرگردانی و مشقت کند .

ما مدت ها از او بی خبر بودیم . حتی نمی دانستیم کجاست واو را به کجا برده اند . هیچ مرجعی پاسخگوی ساده ترین پرسش ما و اینکه فرزندمان کجاست ، نبود . در نهایت بعد از 15 روز و طی یک تماس تلفنی کوتاه از حال او باخبر شدیم و بالاخره بعد از مدت ها انتظار و دوندگی موفق به دیدار او در زندان اوین شدیم .

اما محمد علی شیرزادی هنوز بعد از 100 روز بلاتکلیف است . درباره پرونده او هیچ نمی دانیم . حتی نتوانستیم برای او وکیلی اختیار کنیم چون نه شعبه دادگاه اعلام شده و نه شماره پرونده را به ما می گویند .

جناب دادستان

فرزند ما یک مستند ساز است . او بر حسب حرفه و وظیفه ای که دارد ، بارها به ثبت وقایع مختلف اجتماعی پرداخته است . این رسالت یک هنرمند است که به اطراف خود بی تفاوت نباشد . یک پای ثابت ضبط و انعکاس اکثر جنگ های منطقه خاورمیانه بوده است و دوربین او روز های سخت جنگ را از افغانستان و پاکستان تا لبنان و عراق ثبت کرده است .

محمد علی شیرزادی یک فعال امور اجتماعی و فرهنگی است . نام او را می توانید با یک جستجوی ساده در تیتراژ ده ها مقاله و فیلم مستند ببینید . دغدغه او پرداختن به امور اجتماعی و فرهنگی است و قدر مسلم روش زندگی او نشات گرفته از همین طرز تفکر است .

جناب دادستان

خواسته ما شفاف و منطقی است : رسیدگی به وضیعت محمد علی شیرزادی . اینکه ما نیز بتوانیم با در دست داشتن شماره پرونده و نشانی شعبه دادگاه ، سیر پرونده و مسیر رسیدگی به اتهام او را پی گیر باشیم . این حداقل چیزی است که یک مادر و پدر و یا یک شهروند از شما که مجری عدالت هستید توقع دارد . ما و مادربزرگ سالخورده و بیمار او سرپرست معنوی خود را از دست داده ایم . تمام ایام عید نوروز در انتظار خبری از دادگاه که درخواست وثیقه کرده بود ، سفره هفت سینمان را در کنار گوشی تلفن برگزار کردیم . ولی دریغ از یک صدای امید بخش ! حتی موفق به شنیدن صدای فرزندمان نیز نشدیم .

حال از آنجایی که تا کنون به رغم مراجعه های مکرر به مراجع مختلف و نهادهای رسمی و قانونی هیچ نتیجه ای حاصل نشده است ، به ناچار این نامه سرگشاده را در سایت های خبری منتشر خواهیم کرد ؛ چه بسا این بار پاسخی به ما برسد. گفته می شود جنابعالی اخبار اینترنتی را دنبال می کنید . ما هم امیدواریم در یکی از جست و جو هایتان زمانی را برای خواندن نامه یک پدر و مادر سالخورده بگذارید و پاسخی روشن و امیدوار کننده به ما بدهید .

با سپاس

ناصر شیرزادی، پدر محمد علی شیرزادی

25 فروردین ماه هشتاد و نه


2 پاسخ به “نامه سرگشاده پدر مستندساز دربند به دادستان تهران”

  1. خوزستان سبز گفت:

    سلام به همه
    من اهل یکی از شهرستان های نفت خیز خوزستان هستم(شهرستان امیدیه).با وجود اینکه شهر ما نفت خیز ترین جای ایران و تقریبا 60 درصد نفت ایران را تامین میکنه,ولی اینجا بی کاری بی داد میکنه.خانواده ی ما از خانواده های قدیمی اینجاست.در زمین هایه ما چاه نفت کشف شده و در حال استخراج از اون هستن ولی حتی یک ریال هم به ما نرسیده در صورتی که اگر در کشورهای عربی بودیم تمام سرمایه اش مال خودمان بود.حالا ما به خاطر عشق به ایران هم اگر از این مساله بگزریم ولی نمیتونیم اینو تحمل کنیم که داخل طرح های اجرایی کشور که در محل زندگیه ما اجرا میشه به جای استفاده از مردم بومی تحصیل کرده بروند و از شهر هایی که 800 کیلومتر با اینجا فاصله دارند بیاورند سر کار.حالا این به کنار به جایه اینکه کارها بدهند به جوانهای تحصیل کرده ی خودمان تمام کارها را میدهند به چینیها.
    من جوانم و به اطرافیانم نگاه میکنم که درس خوانده اند و لیسانس گرفته اند و خدمت سربازی را هم تمام کرده اند و ازدواج کرده اند ولی هنوز بی کار هستند از زندگی و درس و ازدواج میترسم.
    وقتی با دوستانم صحبت میکنم همه در تلاشند که از ایران مهاجرت کنند دیگر هیچ امیدی در نسل جوان نیست .تنها امید ما همین جنبش سبزه. میخواستم بگم که جنبش سبز در خوزستان خیلی طرفدار داره ولی به علت جو امنیتی نمیتونن ابراز علاقه کنن. اینجا برخورد با مردم خیلی سخت تر از تهران و اصفهان و شهرهای دیگر است. ولی دل مردم با جنبش سبزه.
    من که19 سال دارم میدونم مشکملات کشورم داخل 10 سال هم حل نمیشه و میخوام به خارج برم و بعد برگردم و خدمت کنم ولی هر جا که باشم سودای سبز بودن را داخل دلم دارم
    درود بر همه شما ایرانیان پاک نژاد

  2. مهدی گفت:

    عدالت اسلامی را از این سیستم بیاموزید…