سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » 19دلیل سیدجمال‌الدین اسد آبادی برای اهمیت مطبوعات و جهل حاکمان...

19دلیل سیدجمال‌الدین اسد آبادی برای اهمیت مطبوعات و جهل حاکمان

چکیده :سيد‌جمال در تبيين جايگاه مطبوعات، ابتدا بر نقش آگاهي و اخلاق فاضله در ترقي جوامع، تأكيد مي‌كند و علت اصلي ضعف و انحطاط جوامع را جهل و ناآگاهي مردم و دولتمردان آن مي‌داند و برخلاف كساني كه مبتلا‌ي به‌«توهم توطئه‌» مي‌باشند و هر گونه عقب‌ماندگي و انحطاط را به‌عوامل بيروني و بيگانه مستند مي‌سازند و ناشي از توطئه‌ آنان عنوان مي‌كنند، با بياني شيوا و مستدل، عوامل اصلي انحطاط جوامع را عوامل دروني از جمله جهل و ناآگاهي و فساد اخلاق و تباهي افكار...


کلمه-*رحمت‌اله بيگدلي:مصلح بزرگ مشرق زمين، «سيد‌جما‌ل‌الدين اسدآبادي»(1254- 1314ه.ق) در بيش از يك قرن پيش به‌جايگاه رفيع مطبوعات در ترقي و پيشرفت جوامع بشري پي برده و با بياني بسيار لطيف و زيبا در مقاله‌اي كه در مجله‌ «عروة‌الوثقي» به‌حليه‌ طبع آراسته به‌اين نكته اشاره كرده و از مطبوعات با عنوان عميق و پرمعنايي چون«حصن حصين مدنيت» یاد کرده است.

به‌جرأت مي‌توان گفت كه درك سيد‌جمال در بيش از يك قرن پيش از جايگاه، كاركرد و نقش مطبوعات در توسعه‌ جوامع و آسيب‌شناسي مطبوعات به‌مراتب بيش از بسياري از حاکمان دولتمردان و سياست‌ورزان امروزي ما بوده است.

* نقش آگاهي و اخلاق فاضله در ترقي جوامع

سيد‌جمال در تبيين جايگاه مطبوعات، ابتدا بر نقش آگاهي و اخلاق فاضله در ترقي جوامع، تأكيد مي‌كند و علت اصلي ضعف و انحطاط جوامع را جهل و ناآگاهي مردم و دولتمردان آن مي‌داند و برخلاف كساني كه مبتلا‌ي به‌«توهم توطئه‌» مي‌باشند و هر گونه عقب‌ماندگي و انحطاط را به‌عوامل بيروني و بيگانه مستند مي‌سازند و ناشي از توطئه‌ آنان عنوان مي‌كنند، با بياني شيوا و مستدل، عوامل اصلي انحطاط جوامع را عوامل دروني از جمله جهل و ناآگاهي و فساد اخلاق و تباهي افكار مي‌داند و مي‌گويد: «…اگر كسي صحف تواريخ و كتب ‌سير را به‌‌نظر اعتبار، مطالعه كند و در مضامين آن‌ها به‌ديده‌ بصيرت غور نمايد، بي‌شبهه بر او ظاهر و روشن خواهد شد كه غنا و ثروت و امنيت و راحت و سلطه و سطوت و قوت و علو كلمه و عزت و شأن و شهرت هر امتي از از امم و هر قبيله‌اي از قبايل در آن زماني بوده است كه افراد آن امت، متخلق به‌اخلاق فاضله و متصف به‌سجاياي پسنديده بوده‌اند، و هر طبقه‌اي از طبقات آن قوم را بهره‌ وافر بوده است از بصيرت و بينايي، و فقر و فاقه و ذلت و مسكنت و ضعف و انحطاط كلمه و حقارت و پريشان‌حالي و گمنامي آن در آن وقتي بوده كه جهل و عمش[كوري] و نابينايي، عموم اشخاص آن را فراگرفته و صنف‌صنف آن گروه به‌سوء طويت[نيت] و فساد اخلاق و تباهي افكار مبتلا گرديده بودند.»

هم‌چنين سيدجمال يكي ديگر از عوامل انحطاط را تفرق مردم و عدم تعاون و همكاري آن‌ها با يكديگر در راستاي پيشرفت مي‌داند و با تأكيد بر اين‌كه، سعادت هيچ امتي و رفاهيت هيچ فردي از افراد آن حاصل نمي‌شود مگر به‌تعاون و توازر، در خصوص چگونگي ايجاد تعاون بين مردم مي‌گويد: «… تعاون و توازر اشخاص متكثره‌ مختلفة‌الطبيعة، صورت وقوع نخواهد پذيرفت، مگر به‌تكافؤ[برابر داشتن] در اشغال و تناسب در افعال و تعادل در اعمال، بدان‌گونه كه آن افراد متعدده را صورت وحدانيت حاصل گردد، و تكافؤ و تعادل در عمل در عالم خارج، پيرايه‌ وجود و هستي نخواهد يافت، جز به‌اعتدال اخلاق باطنيه و قواي نفسانيه، و نزاهت[پاكي] آن‌ها، و استقامت اخلاق واعتدال سجايا هرگز وجود نپذيرد الا به‌بصيرت و بينايي و تعديل قواي عقليه و تقويم و تهذيب ملكات آن.»

* جوامع بشري همواره در معرض صعود و سقوط از حيث علم و اگاهي و اخلاق مي‌باشند

سپس علت اصلي سعادت تامه امم و ملل را بر اساس ديدگاه خويش، عقل و بصيرت و نزاهت و اعتدال اخلاق آن و باعث شقا و باعث پريشان‌حالي آن را زوال آن علّت، معرفي مي‌كند و با تأكيد بر اين‌كه جوامع بشري همواره در معرض صعود و سقوط از حيث علم و اگاهي و اخلاق مي‌باشند و در صورت سهل‌انگاري و غفلت، به‌تدريج دچار اضمحلال و در نهايت، نيستي و نابودي خواهند شد، مي‌گويد: «… و آن امت[فاقد عقل و بصيرت و نزاهت و اعتدال اخلاق] نه تنها از سعادت و رفاهيت محروم خواهد شد، بلكه در اندك‌زماني از دائره‌ انسانيت بيرون شده به‌حيوانات وحشيه ملحق خواهد گرديد.»

* تنها راه مقابله با سقوط و اضمحلال جوامع، وجود عوامل آگاهي‌بخش و متذكري چون مطبوعات است

سيد‌جمال، تنها راه مقابله با سقوط و اضمحلال جوامع را وجود عوامل آگاهي‌بخش و متذكري چون مطبوعات می‌داند و مي‌گويد: «… پس هر امتي را بايد علي‌الدوام از براي صيانت[حفاظت و نگاه‌داري] اخلاق و حفاظت ملكات و راهنمايي به‌سوي سعادت، منبهي[بيداركننده‌‌اي] از غفلت و صائني[مانعي] از هبوط و سائقي[راننده‌اي] به‌سوي فضائل و قائدي[كشنده‌اي] به‌جانب كمالات و مانعي از رذائل و زاجري[بازدارنده‌اي] از نقائص و آمري به‌معروف و ناهي‌اي از منكر بوده باشد، و چون به‌مسبار[آلتي كه بدان عمق زخم را امتحان كنند] بصيرت، سير نماييم و به‌ميزان عقل بسنجيم، هيچ چيزي را در اين زمان نمي‌بينيم كه متصف به‌جميع اين اوصاف و داراي همگي اين مزايا بوده باشد، مگرجرائد و اخبارنامه‌هاي يوميه؛ زيرا كه هر صنعت و حرفه‌اي را موضوعي است خاص و يا عامي كه از سوء تصرف، نااهلان را به‌منزله‌ خاص گرديده است و صاحب آن در او مستغرق شده، چشم از مشاركين خويش در عالم مدنيت پوشيده و از سود و زيان تقدم و تأخر آن‌ها غفلت ورزيده است، بلكه ضرورات معيشت، او را در غالب اوقات از اِتقان[استوار كردن] صنعت خويش بازداشته است. اما اخبار، آن يگانه صناعت است كه موضوع آن، عموم احوال و اخلاق امم، و غايتش، اصلاح شؤون خويش و جلب سعادت و رفاهيت و امنيت از براي آن، بلكه از براي جميع امم مي‌باشد.»

*19دلیل سید جمال برای اهمیت مطبوعات

سيد‌جمال در ادامه به‌ذكر دلايل خويش مبني بر معرفي مطبوعات به‌عنوان تنها عامل فراگیر مؤثر در آگاهي‌بخشي و مبارزه با جهل و ناداني و اصلاح اخلاق عمومي و فردي در عصر خويش، مي‌پردازد و مي‌گويد:

«…1. از آن است كه جريده مسابقت مي‌نمايد در نشر فضيلت ارباب فضائل، اولا از براي محمدت[ستايش] حقه كه جزاي صاحب فضيلت است، و ثانياً از براي حث[برانگيختن] ديگران بر اكتساب فضائل.

2. و مبادرت مي‌كند بر ذكر رذائلي‌كه ضرر‌هاي آن‌ها متعدي است به‌جهت كبح[بازداشتن] صاحب رذيله و زجر[منع] سائر ناس از ارتكاب مثل آن.

3. منافع اخلاق جميله را به‌ادله‌ واضحه و بيانات شافيه به‌نهجي[روشي] ‌كه عوام از آن فايده ‌گيرد و خواص نيز بي‌بهره نماند، هر روزه در اعمده‌[ستون‌ها‌ي] خود ادا مي‌نمايد و مساوي[بدي‌هاي] صفات خسيسه‌ دنيه[پست] را و مضرت آن‌ها را در عالم انساني به‌عبارات دل‌پذير شرح و بسط مي‌دهد.

4. فوائد علوم را از براي عموم، چنان بيان مي‌كند كه هر كسي را يقين حاصل مي‌شود كه سعادت هر امتي و رفاهيت و عزت آن به‌علوم حقه و معارف حقيقيه بوده است، نه به‌غيرآن‌ها و خسارت و زيان جهل را به‌طوري تقرير مي‌نمايد كه هر جاهل غبي[بي‌استعداد]، اعتراف مي‌كند كه هر بليه و مصيبت و گزندي كه او را رسيده است از شآمت[شومي] جهل بوده است.

5. درجات شرف علوم را به‌اندازه‌ منافع آن‌ها در عالم انساني تعيين مي‌نمايد و مقدار لوازم هر يك را مدلل و مبرهن مي‌سازد تا آن‌كه ناداني به‌جهت فايده‌زهيده[اندك]، صرف عمر گران‌بها را نكند و از فايده‌ جليله‌‌اي‌كه از اشتغال به‌علم ديگر حاصل مي‌شود، محروم نگردد.

6. وجوب صنايع را كه نتايج علوم است در عالم مدنيت، تثبيت و بر عدم حصول رفاهيت و سعادت، بدون ترقي در صناعات، اقامه‌ براهين قاطعه مي‌كند.

7. و معارف ضروريه‌اي‌كه هر انسان را از براي صدق اسم انسان بر او دانستن واجب و لازم است چه اوليات جغرافيه و چه مبادي طبيعيات و چه انموذج[نمودار] فلكيات و چه حوادث جويه و چه لوازم زراعت و چه ضروريات طبيه و چه ترتيب منزل و چه تنطيف بلاد و چه تربيت اولاد بر نوعي‌كه عوام‌‌الناس از آن بهره‌‌ور شوند، ذكر مي‌كند.

8. تحديد[تعريف] انسان و شرح فضيلت انسان را نموده، پس از آن اغنيا و ارباب مكنت را به‌فضيلت انسانيت دعوت و به‌انشا‌ي مكاتب عموميه از براي علوم و معارف و صنايع و بناي دارالشفاها ترغيب و تشويق مي‌نمايد.

9. و از براي بر انگيختن همم خامله[افسرده] و احياي نفوس ميته، ذكر فضائل آباي ماضيه و اجداد سافله را به‌جهت اولاد و احفاد[نوادگان]، به‌نهج شيرين، گاه و بي‌گاه، فريضه‌ ذمت خود مي‌داند.

10. احوال و اخبار امم بعيده را در اعمده‌[ستون‌هاي] خود به‌تفصيل نقل مي‌كند تا آن‌كه صاحبان سياست، نصيب خويش را از آن بردارند و خداوندان تجارت، حظ و بهره خود را بگيرند و ارباب علوم، فوائد علميه را اكتساب كنند و آحاد امت بر احوال آن‌ها نظر دقت نموده، اگر از اهل سعادتند، اجتهاد نموده، اسباب آن را فهميده، پس از آن همت خود را بر انگيخته و عرق[رگ] حميت و غيرت خويش را حركت داده، در صدد مبارات[معارضه و مقابله] و مجارات[رفتن دو كس برابر يكديگر] آن‌ها بر آيند و اگر از اهل شقا مي‌باشند، از آن عبرت گرفته از بواعث آن اجتناب نمايند.

11. و حاكم را بر عدالت دعوت و فوايد آن را بيان و وكالت عموم رعيت را نموده، شكواهاي آن‌ها را به‌حكومت مي‌رساند و دفع ظلم مأمورين و رفع حكام رشوت‌خوار را مي‌كند، حوادث آتيه را تفرس[دريافت]، نموده، ارباب حل‌‌ و عقد را آگاه مي‌سازد تا آن‌كه قبل از حدوث آن در دفع و علاج آن بكوشند و حكومت و رعيت از ضرر آن محفوظ مانند.

12. و اگر شخصي اجنبي، امر ناملايمي به‌آن قوم نسبت بدهد، به‌ادله و براهين متقنه[محكم و استوار] كه برنده‌تر است در نزد دانايان از شمشير‌ها، دفاع از قوم خود را واجب مي‌داند.

13. ودائع[امانت‌های] افكار هر عاقلي را به‌سائر عقلا مي‌رساند و عالمان را به‌يكديگر آگاهي مي‌دهد.

14. حكايات لطيفه و نكت ظريفه و اشعار بليغه را از براي انشراح صدور، گاه‌گاهي به‌قارئين خود عرضه مي‌كند.

15. اجزاي متلاشيه[پريشان] امت و اعضا‌ي متفرقه‌ آن را جمع نموده به‌حيات تازه زنده‌اش مي‌گرداند.

16. و خوانندگان خود را نشسته به‌سير و سياحت عالم، دل‌شاد مي‌كند.

17. و بيماران به‌امراض مزمنه[كهنه] را به‌اطبا‌ي ماهرين دلالت، جاهلان را به‌علما‌ي متفننين[اهل فن] رهبري و فقرا را به‌مواقع غنا و اكتساب، ارشاد مي‌نمايد.

18. دوست امت را از دشمن، تميز مي‌دهد و لباس تلبيس را منشق[پاره] مي‌سازد.

19. و به‌كمين‌گاه‌هاي شر و شقا از براي احتراز كردن اخبار كرده، به‌شاهراه‌هاي سعادت، ارشاد مي‌كند و از براي جلب منفعت و دفع مضرت، حقايق اشيا را چنان‌كه در واقع است، جلوه داده و آشكارا مي‌نمايد و در هر جا و هر چيزي كه منفعتي از براي امت خود ديده، حالاً اعلان مي‌كند.»

* مطبوعات حصن حصین مدنیت است

سيدجمال، بعد از ذكر دلايل خويش بر فوائد و اهميت جايگاه مطبوعات در پيشرفت جوامع، بار ديگر با بياني زيبا به‌چگونگي تأثير عميق مطبوعات بر جوامع، اصناف، افراد، حاكمان و… مي‌پردازد و مي‌گويد: «و بالجمله جريده، انسان خواهان سعادت را دوربيني است جهان‌نما، و ذره‌بيني است حقيقت‌پيرا، و راهبري ‌است نيك‌فرجام، و صديقي است سعادت‌انجام، و طبيبي است شفيق، و ناصحي است صديق، و معلمي است متواضع، و مؤدبي است خاضع و ديده‌باني است بيدار، و حارسي[نگهباني] است هوشيار، و مربي‌اي است كامل از براي عموم، و ترياق[داروي] شافي است به‌جهت جميع هموم، و بهترين منشطي[نشاط آورنده] است خاملين را، و نيكوترين منبهي[بيداركننده] است غافلين را، و روح‌بخش است دل‌هاي مرده را، و برانگيزنده است افكار افسرده را، و در وحدت جليس است و در وحشت انيس، عالمان‌ راست سرمايه، عارفان راست پيرايه، تاجران را رهبر، و حاكمان را مشير معدلت‌گستر، زارعان را قانون فلاحت است، و صانعان را استاد صناعت و جوانان را دبستان، و عوام‌ راست ادبستان، ارباب بصيرت راست نور ديده، و خداوند سياست را دستوري است پسنديده، و مدنيت را حصني[قلعه‌ای] است حصين[استوار]، و سعادت انساني را حبلي[ريسماني] است متين.»

* كثرت مطبوعات و ارج نهادن به‌آن‌ها نشانه‌ ترقي جوامع است

سيد‌جمال در ادامه، كثرت مطبوعات و ارج نهادن به‌آن‌ها را نشانه‌ ترقي جوامع عنوان مي‌كند و مي‌گويد: «و شرف و منزلت و رفعت جريده و كثرت آن برحسب ترقي امم است در علوم و معارف و عروج آن‌هاست به‌مدارج مدنيت؛ زيرا كه عالم عارف، حاجات و ضروريات خويش را از جاهل غافل بيش‌تر مي‌داند و در استحصال آن‌ها زياده سعي مبذول مي‌دارد.»

سيد‌جمال سپس با تأكيد بر اين‌كه تنها راه تأمين سعادت و رفاه جوامع بشري در عصر جديد، تلاش در راه‌اندازي مطبوعات سالم است، مي‌گويد: «پس هر امتي كه جويای سعادت و خواهان رفاهيت بوده باشد، بايد بداند كه به‌غير از جرائد و اخبارنامه‌هاي يوميه به‌مقصود اصلي و مطلوب حقيقي خود نخواهد رسيد، پس به‌عبث راه‌هاي بيغوله[گوشه] نپايد و اراضي پست و بلند را بيهوده قطع ننمايد.»

* آسيب‌شناسي مطبوعات؛ صاحب جريده‌، باید بنده‌ حق باشد، نه عبد دينار و درهم

سيد‌جمال بعد از تبيين جايگاه مطبوعات و نقش آ‌ن‌ها در پيشرفت جوامع، به‌آسيب‌شناسي مطبوعات مي‌پردازد و مي‌گويد: «و ليكن به‌شرط آن‌كه صاحب جريده‌، بنده‌ حق بوده باشد نه عبد دينار و درهم؛ زيرا كه اگر بنده‌ دينار و درهم بوده باشد. حق را باطل و باطل را حق، و خائن را امين و امين را خائن، و صادق را كاذب و كاذب را صادق، و عدو را صديق و صديق را عدو، و قريب را بعيد و بعيد را قريب، و ضعيف را قوي و قوي را ضعيف، و منفعت را مضرت و مضرت را منفعت، و حسن را قبيح و قبيح را حسن، و موهوم حقيقي را موجود و موجود حقيقي را موهوم وا مي‌نمايد.»

مصلح بزرگ شرق با توجه به‌خطراتي كه از ناحيه مطبوعات ناسالم و خودفروخته و مجيز‌گو، ممكن است متوجه جوامع شود، مي‌گويد: «و البته عدم اين‌گونه جريده از وجود آن به‌مراتب غيرمتناهيه بهتر است.»

سيد‌جمال سپس به‌ذكر تأسف از عدم توجه اهالي مشرق زمين به‌جايگاه مطبوعات و قلت انتشار جرايد در اين مناطق، مي‌پردازد و با توجه به‌اين‌كه اين مطلب را در هندوستان نوشته است مي‌گويد: «چون فايده‌ اخبار‌نامه‌ها و مزيت آن‌ها معلوم گرديد، اكنون مرا مي‌رسد كه تأسف خويشتن را اظهار كرده، بگويم، هندوستاني كه از قديم زمان، معادن علوم و معارف و منبع صنايع و بدايع و ينبوع[چشمه] حكمت و فلسفه و كان قوانين و نظامات و مدنيت بوده است، چرا بايد جرائد را در او آن‌قدر كه بايد و شايد مقدار و منزلت نباشد و جرائد منطبعه در آن، عبارت از معدودي چند باشد و كثرت عدد سكان كه به‌دو صد ميليون بالغ مي‌شود، چرا اهالي آن مملكت را رغبت تامه در خواندن جرائد نباشد با عظم فائده و كثرت منافع آن؟»

سيد‌جمال سپس عذر برخي از اهل‌نظر در هند را كه علت بي‌توجهي مردم به‌مطبوعات را عدم انتشار مطالب مفيد در آن‌ها عنوان مي‌كنند، رد، و علت ضعف مطبوعات را در برخي از جوامع، نقص افكار عمومي معرفي مي‌كند و مي‌گويد: «و اما آن عذري كه بعضي از ارباب وجاهت هند در باب نخواندن جريده تقديم كرده، مي‌گويند كه جرائد مطبوعه در اين ممالك، مطالب نافعه و مقالات مفيده را حاوي نيست، لهذا طبع به‌قرائت آن، رغبت نمي‌نمايد، البته آن عذر مقبول نخواهد افتاد؛ زيرا كه معلوم است نزد هر صاحب بصيرتي كه اِتقان صناعت و اِحكام حرف و تأنُّق[خوبي] در اعمال و تحسين افعال بر حسب رغبت و ميل عموم امت مي‌باشد، پس نقص را بايد در افكار عموميه دانست، نه در اخبار‌نامه‌ها، اگر عموم اهالي را رغبتي كامل و ميلي صادق از براي خواندن جرائد حاصل شود، بي‌شبهه، صاحبان جرائد صرف افكار نموده، آن‌چه در جناياي[گوشه‌هاي]‌‌‌‌ عقول داشته باشند براي خواهش افراد امت به‌منصّه‌[محل جلوه و بروز] شهود جلوه خواهند داد، بلكه فكر خويش را با افكار ديگران شريك كرده و هر روزي مقاله‌هاي شيرين از براي تربيت و تهذيب عموم انشا خواهند نمود، اين است مجمل آن‌چه مي‌خواستم در فضيلت جرائد بيان كنم والسلام.»

* مطبوعات؛ ركن چهارم دموكراسي

در ادبیات سیاسی از پارلمان، انتخابات آزاد، احزاب و مطبوعات، به‌عنوان چهار رکن دموکراسی یاد می‌شود و هرگز بدون این ارکان چهارگانه، نمی‌توان نظامی را دموکراتیک دانست. بدون تردید، امروزه رسانه‌های گروهی به‌ویژه مطبوعات، نقش عظيمی در انعکاس وقایع، ثبت حقایق، توسعه‌ جوامع بشری و گسترش و تثبیت دموکراسی و مردم‌سالاری دارند. و از این‌روست که در عصر جديد از مطبوعات به‌عنوان «ركن چهارم دموكراسي» نام برده و توسعه مطبوعات از جمله شاخص‌های توسعه و دموکراسی محسوب می‌شود.

* جهل حاکمان نسبت به‌جایگاه و کارکرد مطبوعات

علي‌رغم اين‌كه در بيش از يك قرن پيش، سيدجمال‌الدين اسدآبادي از مطبوعات به‌عنوان «حصن حصين» مدنيت ياد كرد، ولي متأسفانه هنوز هم آن‌چنان كه بايد و شايد، درك صحيحي از جايگاه مطبوعات در جامعه ما وجود ندارد. فقدان شناخت و درك صحيح از سوي مردم و حاكمان نسبت به‌جايگاه مطبوعات و جهل به‌كاركرد آن، مشكلات بسياري را براي مطبوعات و كشور ايجاد کرده و مي‌كند و مانع استفاده شایسته از این دستاورد مهم بشری می‌شود. از اين‌رو صاحب‌نظران و فرهيختگاني كه دغدغه ارتقای آگاهی عمومی و توسعه كشور را دارند، بايد براي حل اين مشكل به‌تبيين جايگاه و كاركرد مطبوعات براي مردم و مسؤولان بپردازند تا زمينه‌ برخي از سوء تفاهم‌ها رفع و فضایی مناسب برای شکوفایی مطبوعات ایجاد شود.

* تحمیل خط قرمز‌هاي من‌در‌آوردي بر مطبوعات

امروزه برخي از مديران، دولتمردان، سياست‌ورزان و جريانات سياسي و…، مطبوعات را به‌عنوان ابزاري براي مداحی و تمجيد از كار‌هاي خود و تحميل ديدگاه‌هاي شخصي و گروهی خویش بر جامعه مي‌پسندند، نه به‌عنوان رکن چهارم دموکراسی و وسيله‌اي براي نظارت ملي بر عملكرد آن‌ها، و واسطه‌اي براي انتقال خواسته‌هاي مردم به‌مسؤولان و بيان ديدگاه‌ها و نظرات كارشناسان و صاحب‌نظران. اين‌گونه افراد و جريانات با ترسيم خط قرمز‌هاي من‌در‌آوردي و تحمیل آن بر فضای رسانه‌ای و مطبوعات موجبات ‌تضييق عرصه‌ اطلاع‌رساني و فعاليت مطبوعاتي را فراهم می‌آورند و مانع شكوفايي فعاليت‌هاي مطبوعاتي مي‌شوند.

البته وجود خط قرمز در عرصه اطلاع‌رسانی و فعاليت‌هاي مطبوعاتي و سياسي در جوامع مختلف امري طبيعي است؛ چرا كه در هر كشوري با توجه به‌منافع ملي، فرهنگ و مقدسات آن‌ جامعه، خط قرمزهايي وجود دارد، اما اين خطوط قرمز صرفاً در خصوص يك سلسله امور كلي از قبيل قانون اساسي، امنیت و منافع ملي، اصل دين و مسائل اجماعي، قابل طرح هستند و هرگز نبايد شامل اشخاص، جناح‌ها، احزاب، گروه‌ها و… شوند، ولي متأسفانه برخي از جريانات و افراد در جامعه ما خود را به منزله‌ دین، نظام و مقدسات مي‌‌پندارند و هيچ‌گونه نقدي را نسبت به‌شخص يا جريان متبوع خويش بر نمي‌تابند و با گل‌آلود كردن فضاي اطلاع‌رساني، مشكلاتي را براي رسانه‌ها از جمله مطبوعات ايجاد مي‌كنند.

* مطبوعات؛ بهترین ابزار براي اصلاح امور و جلوگيري از فساد

از سوي ديگر برخي از مسؤولان و مديران و دولتمردان، بعضاً نوعي دشمنی و رقابت بين خود و مطبوعات احساس مي‌كنند، و حال اين كه دولتمردان و مسؤولان هرگز نبايد مطبوعات را دشمن و حتي رقيب خویش تلقي كنند. دولتمردان و سياست‌ورزان هر کشوری بايد بكوشند كه رابطه‌‌اي حسنه با مطبوعات داشته باشند؛ زيرا مطبوعات علاوه بر اين‌كه مطالبات و خواسته‌هاي مردم را به‌مسؤولان منتقل مي‌كنند و مانع غيرقابل مهار شدن آن‌ها مي‌شوند، به‌اطلاع‌رساني در زمينه‌ بروز برخي از آسيب‌ها و فساد‌ها در جامعه و سيستم مديريتي مي‌پردازند و اطلاعاتي را كه سازمان‌هاي عريض و طويل نظارتي و بازرسي با هزينه‌هاي هنگفت، به‌دنبال كسب آن‌ها هستند، و بعضاً هم موفق نيستند، به‌رايگان در اختيار مسؤولان قرار مي‌دهند و از اين جهت به‌عنوان بهترين بازوي اصلاحی برای مديران و مسؤولان در راستای اصلاح امور و جلوگيري از فساد عمل می‌کنند كه هر مدير عاقلي، از چنين نعمتي استقبال مي‌كند.

* شكوفایی مطبوعات در جامعه‌اي دموكرات و مردم‌سالار ممکن است

رسانه‌ها به‌ویژه مطبوعات به‌عنوان ركن چهارم دموكراسي در جامعه‌اي دموكرات و مردم‌سالار، شكوفا مي‌شوند. در جامعه‌اي كه تلقي نادرستي از دموكراسي وجود داشته باشد، فضاي كار براي مطبوعات و ديگر اركان دموكراسي، فضاي مناسبي نخواهد بود و در نتيجه، مطبوعات، احزاب، سنديكا‌ها و… دچار جزر و مد تحولات سياسي مي‌شوند.

با کمال تأسف امروزه بعد از گذشت بيش از يك قرن از بيان رسا و شيواي سيد‌جما‌ل الدين اسدآبادي در باره‌ اهميت و كاركرد مطبوعات، هنوز پيشرفت چنداني در ميان برخي از حاکمان و دولت‌مردان ما در خصوص درك جايگاه مطبوعات و تعامل صحیح با آن حاصل نشده است و ما هم‌چنان محتاج توضيح و استدلال در اين زمينه‌ هستيم.

به‌اميد روزي كه اين‌گونه مسائل به‌«قضاياي بديهي و قياساتها معها» براي حاکمان دولتمردان ما تبديل شود و ديگر نيازي به‌استدلال و توضيح در باره فوائد، اهمیت، جایگاه و کارکرد مطبوعات براي آنان نباشد!

* عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی زنجان، عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی، صاحب‌امتیاز و مدیرمسؤول هفته‌نامه بهارزنجان


یک پاسخ به “19دلیل سیدجمال‌الدین اسد آبادی برای اهمیت مطبوعات و جهل حاکمان”

  1. سبز گفت:

    باید توجه داشت که اگر در زمان جناب سید‌جما‌ل الدین اسدآبادی مطبوعات مهمترین عامل ارتباطی برای جوامع بودند امروز ما باید برای رسانه تصویری آزاد یعنی شبکه تلویزیونی مستقل و آزاد مبارزه کنیم به یاد دارم زمانی صحبت از راه اندازی یک شبکه ماهواره ای به سرپرستی جناب کروبی بود که بعدا تبدیل شد به روزنامه اعتمادملی و امروز که میبینیم چه بر سر آن آمده ، جنبش سبز راهی به جز داشتن یک تریبون رسمی برای ارتباط با آحاد مردم چه در داخل یا خارج ندارد …