با اخراج اساتید از دانشگاهها كرسيهاي آزاد انديشي چه مفهومي دارد؟
چکیده :طي روزهاي گذشته مرديها، از اساتيد دانشگاه علامه طباطبايي و عليرضا بهشتي نيز از دانشگاه تربيتمدرس اخراج شدند و سپس دادگاه تجديدنظر عبدالله رمضانزاده عضو هيات علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد كه در اين دادگاه وي به 5 سال زندان محكوم شد.من نميدانم در اين شرايط كرسيهاي آزاد انديشي چه مفهومي دارد؟در دانشگاه علامه طباطبايي شماري از برجستهترين اقتصاددانان و اساتيد كه در نامههاي سرگشادهاي به سياستهاي اقتصادي دولت نهم و دهم اشكال گرفتهاند بازنشسته و يا كنار گذاشته...
کلمه:عضو هيئت علمي دانشگاه تهران گفت: كرسيهاي آزادانديشي بايد به صورت مفهومي در دانشگاههاي كشور رواج يابد.
صادق زيبا كلام عضو هيات علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در مراسم افتتاحيه كرسيهاي آزادانديشي كه در تالار شيخ انصاري اين دانشكده برگزار شد، با اشاره به اينكه كسي دقيقا نميداند كرسيهاي آزادانديشي چه بوده و برنامههاي آن چيست؟ گفت: بايد نكته دردآلودي را مطرح كنم و آن اين است كه اكنون صحبت از كرسيهاي آزادانديشي در زماني صورت ميگيرد كه از جهت ديگري شاهد عكس جريان آزادانديشي در بعضي از دانشگاهها هستيم.
وي افزود: طي روزهاي گذشته مرديها، از اساتيد دانشگاه علامه طباطبايي و عليرضا بهشتي نيز از دانشگاه تربيتمدرس اخراج شدند و سپس دادگاه تجديدنظر عبدالله رمضانزاده عضو هيات علمي دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران برگزار شد كه در اين دادگاه وي به 5 سال زندان محكوم شد و من نميدانم در اين شرايط كرسيهاي آزاد انديشي چه مفهومي دارد.
زيبا كلام با اشاره به اينكه انجمن اسلامي دانشگاه تهران و ساير دانشگاهها تعطيل و يا در شرف تعطيلي است در ادامه تصريح كرد: آنچه كه اكنون مشاهده ميكنيم اين است كه گفتهها با آنچه عمل ميشود در جامعه همخواني ندارد.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه بيان داشت: تا آنجا كه اطلاع دارم برنامهاي در خصوص حذف و كنار گذاشتن اساتيد دگرانديش به جز چند مورد بخصوص در دانشگاههاي علامه طباطبايي و تربيت مدرس نبوده است.
وي افزود: در دانشگاه تهران، شهيد بهشتي، و ساير دانشگاهها اساتيد تسويه يا اخراج نشدند. در دانشگاه علامه طباطبايي شماري از برجستهترين اقتصاددانان و اساتيد كه در نامههاي سرگشادهاي به سياستهاي اقتصادي دولت نهم و دهم اشكال گرفتهاند بازنشسته و يا كنار گذاشته شدهاند.
زيباكلام در ادامه تاكيد كرد: سياست كلي نظام در خصوص اساتيد دگرانديش ومنتقد نبايد حذف آنها باشد و بايد اعلام كنم كه كنار گذاشتن اين اساتيد در برخي دانشگاهها با سياست مديران اين دانشگاهها انجام ميشود. و اين امر به سياست كلي نظام بازنميگردد.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران با طرح اين سوال كه آيا مسئولان يك دانشگاه ميتواند اساتيد آن دانشگاه را به دلايل سياسي اخراج كند خاطرنشان كرد: وزارت علوم كه مدعي است بخشهاي علوم كشور را زير نظر دارد، آيا نميخواهد در اين امر دخالت كند؟ به يقين ميتوان گفت وزارت علوم از اخراج اساتيد در دانشگاههاي علامه طباطبايي و تربيت مدرس حمايت كرده و آن را تائيد ميكند، پس از اين وزارتخانه انتظار نميرود كه به اين مشكل رسيدگي كند. اما از سوي ديگر از مجلس شوراي اسلامي انتظار ميرود كه نسبت به اتفاقات پيش آمده در اين دو دانشگاه اعتراض كرده و بخصوص كميسيون فرهنگي بايد به اين امر رسيدگي كند.
وي افزود: دفاع از حقوق شهروندان از وظايف مجلس هشتم است و نمايندگان مجلسي كه سوگند ياد ميكنند تا از حقوق شهروندان و وكلاي خود دفاع كنند چرا نسبت به اين امور پيگيري نميكنند و امثال اساتيدي چون بهشتي و مرديها و ديگر اساتيد از دانشگاهها اخراج ميشوند.
زيبا كلام با اشاره به اينكه متاسفانه هيچ حركتي در اين خصوص از مجلس مشاهده نكردهايم، در ادامه تصريح كرد: در اين شرايط صحبت از كرسيهاي آزادانديشي ميشود و من در اين جا كلياتي را در خصوص علوم انساني بيان ميكنم.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه بيان داشت: پس از حوادث تلخ و ناگوار 22 خرداد ماه سال 88 مسئله علوم انساني مطرح شد و علوم انساني به عنوان متهم پيش آمدن اين حوادث مورد بازخواست قرار گرفت.
زيبا كلام گفت: با توجه به كسر قابل توجهي از دانشجويان، قريب به يك ميليون و 800 هزار دانشجو در رشتههاي علوم انساني تحصيل ميكنند و اين دانشجوياني هستند كه موجبات اعتراض را پديد آوردند.
وي افزود: از اواسط تابستان گذشته مسائلي مطرح شد مبني بر اينكه علوم انساني چگونه بايد اصلاح شود و محصول آن اين باشد كه دانشجويان اين رشته به دولت انتقاد نكنند.
زيبا كلام درادامه تصريح كرد: برخي افراد اساتيد اين رشته را متهم كردند كه دانشجويان علوم انساني را بيدين بار آوردند و من معتقدم كه احضار علوم انساني به عنوان متهم به دادگاه موجب حوادث پس از خرداد 88 شده است.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: اي كاش اين موارد و حوادث بر گردن علوم انساني بود چون ميتوانستيم با اين شيوه دانشگاهها و دانشكدههاي علوم انساني را تعطيل كنيم اما من به كساني كه علوم انساني را نسبت به حوادث سال 88 متهم ميكنم سوالي را مطرح ميكنم؛ مگر اين علوم انساني در زمان محمدرضا پهلوي در اين دانشگاهها تدريس نميشد؟
وي افزود: اين علوم انساني در رژيم گذشته نيز در دانشگاه تهران و ساير دانشگاهها تدريس ميشد و چرا آن موقع اين رشته دانشجويان را بيدين بار نياورده است بلكه بالعكس بخش عمده اين دانشجويان اسلامگرا شدهاند. اگر محتواي اين علوم موجب بيديني و زوال دانشجويان ميشود چرا در زمان طاغوت اين اتفاق نيفتاده است؟
زيباكلام در ادامه بيان داشت: ما عكسهاي شهداي دانشجوي حقوق و علوم انساني را در راهروي همين دانشكده نصب كرده و هر روز نظارهگر آنها هستيم. حال بايد پرسيد آيا اين دانشجويان در همين رشته درس نخواندهاند و شايد از نظر شما آنها در نجف و امثال آن درس خوانده باشند پس چطور شده است به خواسته خودشان در جبهههاي جنگ روي مين رفتند.
وي با اشاره به اينكه اشكال اساسي علوم انساني در جامعه ما اين است كه اين رشته فوق العاده عقب مانده است خاطرنشان كرد: عقب ماندگي در علوم از لحاظ كاربردي نيز بايد ملاحظه شود و اين در حالي است كه در شرايط كنوني محصولات ايران وارد بازارهاي جهاني نميشوند.
زيباكلام با تاكيد بر اينكه عقب ماندگي در حوزه علوم انساني را مستقيما نميتوان ديد خاطرنشان كرد: اگر كرسيهاي آزاد انديشي ادامه پيدا كند ميتوانيم مفصلتر در خصوص علوم انساني بحث كنيم و اعلام كنيم كه اشكال اصلي اين علوم در جامعه ما چيست.
استاد علوم سياسي دانشگاه تهران در ادامه بيان داشت: پس از حوادث 22 خرداد سال 88 مسئله اسلامي كردن علوم انساني به صورت جدي مطرح شده است و اگر اين سلسله جلسات ادامه پيدا كند بايد به صورت خيلي جدي به اين امر بپردازيم كه آيا واقعا علوم سياسي و علوم انساني اسلامي داشتهايم يا خير؟
وي افزود: من معتقدم علوم انساني غربي، شرقي، مسيحي، بودايي و زرتشتي هم نداريم. ما آنچه در علوم انساني داريم نظر و انديشه انسانهاي مختلف است.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: نگاه به انسان در حوزه علوم انساني در دانشگاههاي كشور ما يك نگاه غربي است و بايد نگاه اسلامي را در خصوص انسان در دانشگاههاي خود پيدا كنيم.
زيباكلام در پايان خاطرنشان كرد: من معتقدم كرسيهاي آزاد انديشي را بايد به صورت مفهومي ادامه دهيم و نبايد امثال اساتيدي چون بهشتيها و مرديها از دانشگاهها اخراج شوند














ببخشید به نظرم بهتر است در این میان نامی نیز از دکتر امیر ارجمند آورده شود که ایشان هم به نوعی از دانشگاه اخراج شده اند
پس از تسويه اساتيد احتمالا نوبت به تسويه دانشجويان در قبل و بدو ورورد به دانشگاه ميرسد. براي اينكه از دانشگاهها صداي مخالف نشنوند.
اين يعني فاجعه.
يعني احتمالا براي هر داوطلب ورود به دانشگاه گزينشهاي عقيدتي قرار داده و كسانيكه سوابق خاصي در بعضي نهادها دارند از سهميه خاص ورود به دانشگاه برخوردار ميشوند. (چندين برابر گذشته)
آقاي زيباكلام!
وزارت علوم وفناوري اطلاعات راچه به اين كارها!درثاني مگركسي جلوي انديشه كسي راگرفته است؟!!همين شما!تابحال كسي به شماگفته
است انديشه نكن!!(هرچندشاملوگفته بود:به انديشيدن خطرمكن /روزگارغريبي است نازنين)!همين خودمن !درروزبه هزارموضوع كوچك وبزرگ
فكر(انديشه مي كنم!)ولي تابحال كسي متعرض به من نشده است كه به چي فكرميكني ويااصلا”چرافكرميكني ويااصلا”فكرمي كني يانه!!
برادرعزيز!اشكال كارازخودانديشمندان است!گفته اندآزادي انديشه!نگفته اندآزادي بيان !واينكه هرفكرياپروژه اي راكه به آن انديشيده است بيايد
باديگران مثلا”همسروفرزندان وهمكاران وبدترازآن براي دانشجويان خود(واي !چه كاربدي!)بيان هم بكند!!اگرمنظورشماْن بندقانون اساسي درموردآزادي بيان است(كه مطمئن هستم همان است)آن بندمخل مباني اسلام راخواهشا”فراموش نفرمائيد!زيراديگران مطمئنا”لابدفراموش
كرده بودند!(((خودمانيم !توي اين آشفته بازاروبيكاري ومعيشت وتورم وهدفمندكردن يارانه هاو…فعلا”كلاه خودت رامحكم نگه دارتابعد…)))!!!!
ببینید اصولا بحث با کسانی که این طور فکر می کنند که حق به صورت مطلق با آنها است فایده خاصی ندارد این را درون مغز شان فرو کرده اند که شما همیشه دارای حق هستید همیشه باید مدعی باشید.دیگران همه وابسته به خارج هستند همه خیانتکار هستند همه فاسدند. همه نوکر بیگانه هستند در پیش از انقلاب اگر اشخاصی مثل مطهری و مفتح از روحانیت در دانشگاه دارای ارزش و احترام بودند به خاطر این بود که اول دانشگاه را می شناختند و به شخصیت دانشجو احترام می گذاشتند وبعد اینکه از اینکه در برابر هزاران سوال مطرح شده توسط دانشجویان قرار بگیرند ترس و واهمه نداشتند واگر بعضی مسایل به نظرشان بد می آمد به طرف مقابل تهمت نمی زدند و توهین نمی کردند دور و اطرافشان هم باتوم دار و چماق دار مستقر نمی کردند واگر کسی هم حرف آن ها را با دلیل رد می کرد قبول می کردند و لجاجت نمی کردند. بعضی ها فکر می کنند انگار فقط خودشان هستند که در طول تاریخ این کشور مدرک دکترا داشته اند. از همه اینها بدتر این است که به دانشجو به چشم بچه و به اساتید به چشم معلمان دبیرستان نگاه بشود در حالیکه دانشگاه محل بروز اندیشه های مختلف و تضارب آرا است . دانشگاه های ایران از نظر نیروی فکری و هوش اساتید و دانشجویان اصلا قابل مقایسه با سطح فکری دانشگاه های عراق و هیچ کشور عربی و اسلامی نیست و اصولا جامعه ایرانی هیچ گاه دید خوبی به جمود فکری و برخورد های قیم مآبانه نداشته است . به نظر من خیلی عجیب است که کسانی مثل ابن سینا و فارابی چند صد سال پیش کتاب های فیلسوفان و دانشمندان یونانی را مطالعه می کردند بر روی آن نظر می دادند اما در دام مطلق اندیشی و انجماد فکری نمی افتادند. مثلا نمی گفتند چون اینها در یونان زندگی می کردند پس تمامی سخنانشان کفر مطلق است. حرف ها را می شنیدند و بر روی آنها نظر می دادند.اصولا چون ایران چهار راه گذر فرهنگ ها و اندیشه های گوناگون در طول تاریخ بوده است اگر می خواست پایدار بماند و پویا باشد باید دارای فرهنگ منعطف و دانش محوری باشد. فرهنگ بزرگی داریم اما سعی می کنند که تحقیرش کنند.
همان مفهومی که از روز اول می داد. پز آزاد اندیشی دادن. مگر با استاد و بی استاد فرقی هم می کند!
البته آقاي خوشنويس عزيز!
کار به جايي رسيده است که به همسر آقاي نوريزاد اعلام شده است که افکار آقاي نوريزاد هنوز مسموم است و بابت همين افکار مسوم است که ايشان شايسته است کماکان در سلول انفرادي به سر برند.
سلام خواستم به این جریان سلطه بگویم با اخراج اساتید دانشگاه کیفیت علمی و نیز درجات علمی کشور به شدت نزول کرده است. آقایان سلطه گر به فکر ایران و اسلام باشید نه به فکر منافع شخصی. با اخراج اساتید محترم دانشگاه ها ایران به بازداشتگاه تبدیل شده و زندان اوین یک دانشگاه معتبر. درود بر میر حسین موسوی
آزاد اندیشی چه مفهومی دارد؟
يعني تمجيد و تعريف از دولت و فحاشي وتهمت به مخالفان دولت درپوشش امنيت / مثال از بهترين آزاد انديش جناب آقاي شريعتمدار که به عنوان مدير ومسئول کيهان که درجهت بهترين آزاد انديش و منتقد دولت از دست ريس جمهور جايزه ويژه را گرفتند
مبارزه نور علیه تاریکی همواره با مشکلات و پستی و بلندی ها همراه بوده است اما آنچه مسلم است خداوند یاور اهل روشنایی است و از تاریکی و تاریک اندیشی حمایت نمی کند .
و نیز باید دانست ابهت تاریکی پوشالی است و یک شمع کوچک آن ابهت را خرد می کند و شوکت دیوار پوشالی است و یک دریچه آن شوکت را در هم می شکند:
یک دریچه
یک دریچه شوکت دیوار را خواهد گرفت
چشم زخمی لشکری بسیار را خواهد گرفت
دسته ارّه اگر کردند چوب سرو را
تیغ آن ارّه سرِ نجار را خواهد گرفت
اشک ماهی بر دل صیاد اگر چیره نشد
خار ماهی حلق ماهیخوار را خواهد گرفت
دل ردای شرم را از دوش من خواهد کشید
چشم هایت فرصت انکار را خواهد گرفت
مِی تلف شد در خزان داربست ، اما بهار
پیچک خانه گلوی دار را خواهد گرفت
مهرداد نصرتی مهرشاعر
آدم نمیدونه کدوم حرفها را باور کنه. همین 1 ساعت پیش همین آقای دکتر در مصاحبه رادیو حرفهای دیگه ای میزد. دوم خروس رو باور کنیم یا قسم ابولفضل رو؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از خوبی این کرسی ها و غیره و غیره
این روزها این مصراع بیدل دهلوی، مثل یاد بعضی نفرات، رزق روحم شده است؛ می فرماید: …در خانه هیچ کس نیست، آیینه هست و ماییم!
کاش حاکمان لختی این گونه بیندیشیند، کاش!
اولا / آقا فرمودند کرسی آزاد فکری نه آزاد اندیشی
دوما / فکری باید آزاد باشد که درست فکر کند نه اینکه فکرش خراب باشد
سوما/ زندان را برای چی ساختند؟