سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » مسعودی ریحان در نامه‌ای به آقاتهرانی: یا شاگرد خود را تادیب کنید یا کرسی درس اخلاق در کابینه را ترک کنید...

مسعودی ریحان در نامه‌ای به آقاتهرانی: یا شاگرد خود را تادیب کنید یا کرسی درس اخلاق در کابینه را ترک کنید

چکیده :تعجب بنده و امثال بنده در این است که در دولت های پیشین با وجود عدم پیش بینی چنین کرسی کمتر شاهد اینگونه رفتارها و بیانات کنایه‌آمیز و دور از ادب و اخلاق اسلامی...


کلمه:یک عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در نامه‌ای با خطاب قرار دادن مرتضی آقاتهرانی استاد اخلاق کابینه با اشاره به ادبیات محمود احمدی‌نژاد این ادبیات را در شان مقام ریاست دولت ندانست به انتقاد از ادبیات احمدی نژاد در مقابل نمایندگان ملت پرداخت.

به گزارش «پارلمان‌نیوز»، متن نامه غلامحسین مسعودی ریحان نماینده اصلاح‌طلب مردم اهر و هریس بدین شرح است:

همکار معزز حضرت حجت الاسلام حاج شیخ مرتض آقا تهرانی

نماینده محترم مردم شریف تهران ری شمیرانات و اسلامشهر

معلم اخلاق هیات دولت

با سلام و عرض ادب و ارادت

به استحضار می‌رساند، بر من و شما پوشیده نیست که انقلاب اسلامی بر آمده از نهضتی است که برای حاکمیت و تحقق ارزشهای والای اسلامی و انسانی، مجاهدت‌ها ایثارگری‌ها و مبارزات طولانی انسانهای آزاده‌ای با پرچم اخلاق، عدالت، آزادی و آزادگی به رهبری یک معلم اخلاق و روحانی مجاهد و مرجع دینی به صف مبارزه با طاغوت، تبعیض، دیکتاتوری؛ خود رایی یک نظام سلطانی شتافتند.

ملت آزاده ایران در سه دهه‌ای که از پیروزی این انقلاب شکوهمند می‌گذرد تحریم‌ها تهدیدها تهاجم‌ها و عدم برخورداری‌های بسیاری را با هدف حاکمیت اخلاق عدالت استقلال و آزادی به جان خریده است.

مردم انقلابی در این سالها اگر چه ناله‌ها و دلخوری‌های هم داشته‌اند اما سکان هدایت جامعه را به کسانی که از میان خود برگزیده اند سپرده‌اند و همواره مسئولانی که با ادب اسلامی و اخلاق انسانی خود را خادم مردم دانسته است را ستوده‌اند.

به استحضار انور گرامی برسانم که در جامعه ایرانی و اسلامی هر وقت خانواده و جامعه از اخلاق و رفتار یکی از بچه‌ها وامانده باشد به مدرسه و معلم اخلاق مراجعه می‌کنند، اینک لازم دانستم که سفره دلمان را نزد شما پهن کنم چون حضرتعالی در این چند سال اخیر بعنوان معلم اخلاق هیات دولت معرفی و شناخته شده‌اید و مطمئنا همچون یک معلم از صعود و ترقی شاگردان مشعوف و از نزول و شکست اندوهگین می‌شود و این صعود و نزول را همواره در آموزه های خود در نظر دارد.اینک نسبت به ادبیات یکی از شاگردانتان متذکر می‌شود.

بحث من در مورد سخنان آقای رییس‌جمهور که دربرنامه زنده تلویزیونی در ساعت 21 آخرین پنج شنبه سال 1388 در مورد حمل و نقل و هدفمند کردن یارانه‌ها نسبت به مجلس و تعدادی از نمایندگان آن ابراز داشتند.

همانطور که حضرتعالی استحضاردارید جایگاه و شان ریاست جمهوری در تمام کشورهای دنیا جایگاه رفیعی است، خصوصا در جمهوری اسلامی این جایگاه علاوه از پست و مقام دارای مقام معنوی و روحانی می‌باشد و می‌تواند بعنوان الگو و سرمشق برای داخل و خارج از کشور خصوصا برای جوانان باشد.

این درحالی است که در سخنان ایشان از ادبیاتی استفاده می‌شود که در شان آن مقام نمی‌باشد و اگر از طرف معلم جامع الشرایطی مثل شما تذکراتی داده نشود، شاید در جامعه بد آموزی‌هایی صورت گیرد که جبران آن در آینده سخت خواهد بود.

آنگاه که نماینده مجلس به نفهمیدن متهم می‌شود، چگونه می‌توان انتظار داشت در فرداها اگر مطالبات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی توده‌های جامعه در جهتی متفاوت با سیاست‌ها و اقدامات دولت‌مردان واقع شد مردم به نفهمیدن متهم نشوند؟!

تنگ‌نظری در برخی اظهارات و موضع‌گیری ها به آنجا رسیده است که حتی یک نماینده مردم از روحانی گرفته تا اقتصاددان اصولگرا که نشان جانبازی بر سینه‌اش می درخشد در دایره دلسوزان قرار نمی‌گیرد و به نافهمی متهم می شود!

آنچه حقیر را به نگاشتن این نامه ترغیب کرد حضور جنابعالی در کرسی است که در دولت های نهم و دهم در دولت برای تدریس مکارم اخلاق به صندلی‌های سالن جلسات هیات دولت افزوده شده است.

تعجب بنده و امثال بنده در این است که در دولت های پیشین با وجود عدم پیش بینی چنین کرسی کمتر شاهد اینگونه رفتارها و بیانات کنایه‌آمیز و دور از ادب و اخلاق اسلامی بودیم.

از جنابعالی که الحمدالله به لباس روحانیت و دانش معرفت دینی، ملبس و مجهز هستید و در این مدت در کمیسیون و در مجلس از انفاس قدسی و بیانات شما بهره‌ها برده‌ایم، انتظار این بود که متعلمان جنابعالی در هیات دولت هم از کلاس‌های وعظ و اندرز و اخلاق و رفتار جنابعالی متاثر شوند و الگو بگیرند در غیر این صورت به مانند هر معلم دیگر بخاطر حفظ جایگاه رفیع معلمی و حفظ شان و منزلت همکارانتان در مجلس از شاگرد و شاگردان خود در قبال این ادبیات توضیح بخواهید و تادیب کنید و یا کرسی نمادین درس اخلاق را به قهر ترک کنید تا باشد که شاید قهر استاد شاگرد را به خود بیاورد.

با امید به انکه در نظامی که از نام و نشان آن تا ارکان آن آراسته به اسلام است شاهد اخلاق اسلامی و رفتار محمدی باشیم.

والسلام علیکم و رحمه الله برکاته

برادر شما غلامحسین مسعودی ریحان


10 پاسخ به “مسعودی ریحان در نامه‌ای به آقاتهرانی: یا شاگرد خود را تادیب کنید یا کرسی درس اخلاق در کابینه را ترک کنید”

  1. دیبا گفت:

    به سیه دل چه سود خواندن وعظ
    نرود میخ آهنی درسنگ

  2. همراه گفت:

    بابا کدوم ادب ! اینکه با دیدن چند نفر آدم یک جمعیت معترض به انتخابات را خس و خاشاک ، آشوبگر ، فتنه گر و … می خواند می خواهی با نماینده های مردم درست صحبت کنه ؟

  3. mahdi گفت:

    very good…

  4. sabz گفت:

    harfe hagh javab nadare

  5. ناشناس گفت:

    یعنی خودش نباید بفهمه؟ … حتمن یک معلم اخلاق باید این مساله رو به رئیس جمهور مملکت گوشزد کنه؟…

  6. یک سبز گفت:

    ببینید حوزه اخلاق تا به چه حد نزول یافته که دل همگان را به درد اورده!
    امام خمینی با همه جفایی که بهشان شد و رنج تبعید… هرگز خشم خود را با سخنان رکیک بیان نمی نمودند.
    الحق که مهندس موسوی در مناظره به مشکل پایه ای اشاره کردند “ادب مرد به ز دولت اوست”.

  7. بنام خدا
    با سلام حضور شما نماینده فهیم مردم سرفراز ایران
    درد این است که اگر کوچکی بی ادبی خرج دهد دو حالت پیش میاید .اول انکه اون بی ادبی و بی نزاکتی را حمل بر تربیت خانوادگی اش میخوانند .
    دوم انکه شکایت ا نرا به بزرگترش میکنند که تربییتش نماید … حال چه میشود کرد .
    از بزرگان دین هم چنین شنیده ایم والگوی اخلاقی در اسلام حسن کلام و شیوای سخن میباشد در حالی که چند صباحی است بنا بر دلایلی این سنت موکده به مضحکه گرفته شده است .بهر حال از تذکر بجا وشایسته اتان که اقلا برای من خواننده پر از اموزه ادبی بود کمال تشکر را دارم واز ایزد منان برایتان سعادت واز صاحب عصر وزمان برایتان مسیلت خواهانم .

  8. ناشناس گفت:

    آقای مسعودی ریحان،صورت مسیله اشکال دارد. ایشان اصلا ریس جمهور نیست.کمترین دلیل آن استفاده از همین ادبیات نازل است که منحصر به تمسخر نمایندگان مجلس، نمی باشد.فقط یک نمونه دیگر آن، بزغاله نامیدن روشنفکران غیر همسو است.

  9. ناصر گفت:

    همگان دانند که : از کوزه همان تراود که در اوست . به گمانم خاص و عام به ادبیات جناب احمدی نژاد واقفند .استماع سخنان … از ایشان شگفت نیست ، آنچه جای تعجب دارد ، تمنای ادب از مردی است که به راحتی فرو بردن حلوا ، از کامش دروغ می گوید . عجب آن است که معلم اخلاقی در پی تعلیم کذابی عمر سپر کند و عجبتر آنکه پس از عمری مجاهدت توان تشخیص سره از ناسره در او موجود نباشد.
    می گفتند : تربیت نا اهل را چون گردکان بر گنبد است و ما نیز به مانند استاد تهرانی می پنداشتیم نفس مسیحایی از رهزن آدمیزاده برون آرد ، اما از احوال این استاد و شاگرد در رای خویش به تزلزل دست یافته ایم ، چرا که اگر استاد همان که می گویند هست و به ریا دلق مرسع به تن نکرده ، دلیل روان پریشی شاگرد چه است و اگر نفس عارفان را اعجاز بود ، علت رفتار و گفتار ناصواب این شاگرد از چیست ؟
    صبر و استقامت تا صبح ظفر

  10. بسیجی خمینی گفت:

    یا …همون جا بمون و توجیه گر همه اعمال و اقاویل او باش !….. آقاتهرانی و احمدی نژاد دو روی یک سکه اند …