ملی شدن برای رشد
چکیده :این سوال برای کشورهای صاحب نفت این روزها مطرح است که چه کنند که نفت محرک اقتصادشان به سمت بودجه غیرنفتی و رشد اقتصادی سریع تر نسبت به سایر کشورها باشد. این سوال اصلی است که شکل دیگرش این است زمانی که قیمت نفت در هر کدام از این کشورها پایین می آید آهنگ توسعه شان تندتر می شود و زمانی که قیمت جهانی نفت بالا می رود رشد اقتصادیشان پایین تر می آید.این مطلبی است که در بیشتر این کشورها مورد توجه قرار گرفته و به دنبال حل آن هستند تا اینکه به دنبال رقابت میان گروه های نفتی برای بالا بردن قیمت نفت باشند. امروز در میدان عمل دغدغه بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت در این است که نفت به جای اینکه به طور مساوی در اختیار همه مردم قرار گیرد بتواند در بهبود زندگی مردم موثر...
کلمه- بیژن نامدار زنگنه: جریان ملی شدن صنعت نفت در زمانی که آغاز شد یک معنای خاصی برای خودش داشت. زمانی که موج ملی شدن ها یا نشنالیزم شدن نفت در جهان آغاز شد ایران پیشتازی کرد و بعد از ما در تمام کشورهای نفت خیز تا 20 سال تداوم یافت. اساساً باید بفهمیم که منظور کشورها در آن زمان از ملی شدن چه بود؟ ملی شدن مفهوم اصلی که دنبال می کردند این بود که قراردادهای امتیازی را لغو کنند و تبدیل به قراردادهایی کنند که منافع کشور نفت خیز را در خود داشته باشد. قراردادهای امتیازی اساسش بر این بود که منافع نفتی هر کشور متعلق به شرکت بهره بردار بود.
به تبع آن تاسیسات روی زمینی و زیرزمینی و چاه های نفتی و نفت استخراجی به آن شرکت می رسید. در مقابل شرکت یک پرداختی به کشور میزبان داشت. ملی شدن متوجه این موضوع و برای پایان دادن به این شکل از بهره برداری از نفت بود تا منافع نفت و نفت تولیدی به کشور صاحب نفت تعلق بگیرد. قصد کشورها هم این بود که درآمدهایشان از نفتشان بیشتر شود. این اتفاق افتاد و بیشتر کشورها از آن استقبال کردند. اما حاصل این ملی شدن صنعت نفت کمتر از انتظارات و توقعات نخبگان و سیاستمدارانی شد که به دنبال ملی کردن نفت بودند. پس کشورهای صاحب نفت به سمت تشکیل یک گروه هماهنگ یعنی اوپک رفتند. آمدند بر سر قیمت بحث کنند و تلاش کردند قیمت ها را براساس همکاری کشورهای نفت خیز با یکدیگر و در تقابل با شرکت های نفتی بالا ببرند. این هم تا حدودی پیش رفت.
اما از یک زمانی به این سو ساختار اقتصادی جهان تغییر کرد و نفت و شرکت های نفتی بزرگ دیگر جایگاه پیشین را در منابع تولید و انحصارهایی که داشتند در سطح انرژی نداشتند و بخش های خدمات در اقتصاد خیلی بزرگ شد و مبحث های تک در اقتصاد جهان اهمیت زیادی پیدا کرد. حساسیت غربی به نسبت تولید که دسترسی آسان و مباشرت در تولید و قیمت گذاری بود تغییر کرد. امروز تنها نکته ای که برای کشورهای غربی و صادر کننده نفت اهمیت دارد؛ امنیت عرضه نفت است.
در جایگاه اصلی ملی شدن به آن معنایی که در ابتدای آغاز ملی شدن ها در سراسر کشورهای جهان از جمله ایران به دنبال آن بودند در بسیاری از کشورها تحقق پیدا کرده است. امروزه دیگر قراردادهای امتیازی در سطح جهان شکل و وضعیت قبلی را ندارند.
یک نکته ای که در ده، بیست سال اخیر مطرح شده است این است که در ادامه این حرکت های مالکیت بر منابع و تاسیسات و شکستن انحصار شرکت های بزرگ و قیمت گذاری تخصیص درآمدهای نفتی در داخل کشور برای رسیدن به رشد اقتصادی است؛ یعنی چگونگی بهره برداری هرچه بیشتر از درآمد نفت برای رسیدن به رشد اقتصادی مداوم به میزانی است که کشور به لحاظ مالی از درآمد نفتی غنی شود.
تجربه و مطالعات نشان می دهد کشورهایی که منابع نفتی نداشتند و به طور کلی غیر وابسته به صادرات مواد اولیه و به خصوص مواد اولیه غیر تجدید شونده مانند نفت بودند بیشتر از کشورهایی بوده است که مواد اولیه ای مانند نفت داشتند. نفت تبعات مثبت و منفی برای ما داشته است.
از یک طرف می توانیم بگوییم که اولین صنعت جدی که در ایران احداث شد، نفت بود. قبل از آن به لحاظ سخت افزاری خیلی صنعت محدودی داشتیم. در این مقوله دو بحث وجود دارد: یکی صنعتی شدن است که می توانیم بگوییم هنوز هم بطور جدی وارد آن نشده ایم (به معنای تاریخی از اجتماع و اقتصاد) اما به لحاظ سخت افزاری می توانیم بگوییم اولین صنعت جدی در ایران، همین نفت بود.
آن هم نه به دلیل نیاز جامعه ایرانی، بلکه به دلیل نیاز جامعه غرب به انرژی ارزان و نوین؛ این تنها در مورد ایران نیست، شما به عربستان هم که نگاه کنید متوجه می شوید که با وجود درآمد سرشاری که از نفت داشته است رشدش نسبت به کشوری مانند ترکیه بسیار کمتر بوده است یا کشورهای جنوب شرق آسیا که فاقد بیشتر منابع طبیعی تجدید نشدنی هستند از رشد اقتصادی بالایی برخوردار هستند.
این سوال برای کشورهای صاحب نفت این روزها مطرح است که چه کنند که نفت محرک اقتصادشان به سمت بودجه غیرنفتی و رشد اقتصادی سریع تر نسبت به سایر کشورها باشد. این سوال اصلی است که شکل دیگرش این است زمانی که قیمت نفت در هر کدام از این کشورها پایین می آید آهنگ توسعه شان تندتر می شود و زمانی که قیمت جهانی نفت بالا می رود رشد اقتصادیشان پایین تر می آید.
این مطلبی است که در بیشتر این کشورها مورد توجه قرار گرفته و به دنبال حل آن هستند تا اینکه به دنبال رقابت میان گروه های نفتی برای بالا بردن قیمت نفت باشند. امروز در میدان عمل دغدغه بسیاری از کشورهای تولید کننده نفت در این است که نفت به جای اینکه به طور مساوی در اختیار همه مردم قرار گیرد بتواند در بهبود زندگی مردم موثر باشد.
*وزیر نفت دولت هشتم
منبع : بهار














با تبریک سال نو به کارکنان سایت کلمه و همه بچه های سبز ایران و به رهبر محبوبم مهندس میرحسین موسوی
یه خواهشی از همه داشتم اینکه امروز در لحظه تحویل سال دعا برای پیروزی جنبش سبز و مهندس موسوی یادتون نره.من امروز اگه خدا توفیق بده میرم حرم حضرت معصومه .خواهش میکنم همه دعا کنند.مطمئن باشید خدا صدای بنده هاش رو بی جواب نمیذاره.اگه به صلاحمون باشه مستجاب میشه.حالا دیر و زودش دست خداست.اونی که حتما برای هر کارش حکمتی داره.من مطمئنم پشت همه اتفاقات سال88 حکمتی بوده.اتفاقاتی که زنجیروار بهم وصل بوده.کنار کشیدن خاتمی….به میدان آمدن میرحسین…نتایج مضحک انتخابات…تظاهرات مردمی که هیچگاه بعد از انقلاب اینگونه اعتراض نکردند…واکنش حاکمیت به مردم…کشته شدن یا کتک خوردن عده ای از جوانان….رسوا شدن جنایات کهریزک و کشته شدن چند جوان زیر شکنجه….دروغ های مضحک برخی آقایان………و مظلومیت میرحسین ….
شاید حکمت همه این حوادث این بود که ما برخی حاکمان بالای سرمون رو بهتر بشناسیم.همونهایی که قبل از انتخابات کلی بهشون اعتقاد داشتیم…اینها همه نظر شخصی من بود.هر کسی میتونه استنباط خودش رو داشته باشه.
هر کسی نوشته من رو میخونه برای پیروزی جنبش سبز و مهندس موسوی و آزادی ایران عزیز و تحقق جمهوری اسلامی به معنای واقعی صلوات بفرسته………………….
بازم میگم امشب دعا برای جنبش سبز فراموش نشه….
کلمه جون دورت بگردم عکس این احمدی نژاد رو بردارید ،از سبزی و صفای کلمه کم می کنه
سلام خدمت برو بچز کلمه!!!!!
قبل از هرچیز خیلی خیلی تشکر میکنم از سایت فوق العادتون که در ایام نا امیدی بعد از انتخابات تنها جایی که میشد بهش سر زد و اعتماد کرد و امید گرفت همین جا بود..من که پاتوقم همین جاست…
این ساعات آخر مونده به تحویل سال حتما ما رو از دعای خیرتون بهره مند کنید…
سال نورو به شما دست اندرکاران سایت عزیز کلمه تبریک میگم امیدوارم سالی سرشار از موفقیت و سبزی در انتظار هممون باشه..
راستی از طرف ما سال نو رو به میرحسین عزیزم که مثل پدرم دوستش دارم تبریک بگید. من که فقط می خوام موقع تحویل سال برای سلامتی ایشان و خانوادشون و پیروزی جنبش سبزمون دعا کنم…لطفا حتما تبریک عید را به ایشان برسانید ها….
یه پیشنهاد داشتم برای دوستان سبزی که اینجا کامنت میذارن :
دوستان لطفا قبل از تحویل سال سوره مبارکه انعام را تلاوت کرده و فقط آیه آخرش را نگاه دارید و دقایقی قبل از تحویل سال آن را هم خوانده و بعد هرآروزیی که دوست دارید بکنید لطفا اهداف سبزمان را هم در نظر بگیرید..مثل سلامتی رهبر محبوبمان میرحسین عزیز.آزادی تمامی زندانیان سیاسی.بهبود اوضاع کشورمان و…بدانید که دعاهایتان خواهد گرفت…
در آخر سال نو را به همه سبز اندیشان چه داخل کشورمان و چه خارج تبریک می گویم…باتشکر.
خدانگه دار تا سال آینده…
انچه در رابطه با دغدغه کشورهای صادرکننده نفت مطرح شده صحیح است . ولی چرا چنین است ؟ علل بوجود امدن وضع موجوددراین کشورها برای افکارعمومی وخاصه کارشناسانشان چندان روشن روشن نیست ! چرا ؟ چون مسئله به شکل گیری ساختار کاملا” ویژه ای مربوط میشود که کمتر ، مشخصا” ویژگیهای ان ، بعلت فقر پژوهشهای مستند – که انهم بطور« مشخص» مطرح گردد – مورد مطالعه قرار گرفته است . اکثریت کشورهای صادر کننده نفت ( البته کشورهائی که به جهان توسعه نیافته تعلق دارند ، چون فرضا”کشور نروژهم کشور صادر کننده نفت است ولی همانگونه که میبینیم در ان کشوربعنوان مثال ، مانند دبی سیرک بساز بفروش و ساخت برج العرب و برج البروج وامثال ان بر پا نشده ! ) علی الاصول ودر نهایت چگونگی وضع موجود این کشورها – هرچند علل مشخص اقتصادی دارد – ناشی از وضع سیاسی انها ست . عمده ترین مشخصه این کشورها ، ماهیت ویژه عقب ماندگی انهاست . بدین گونه که ، بخش صادرات نفت انها ، وضعیتی را شکل میدهد ، که تناسب میان انباشت سرمایه تولیدی شان بنفع انباشت سوداگروتجاری بگونه مستمردرحال دگرگونی است . انباشت دراین کشورها در مقایسه با بقیه و یا حتی سایر کشورهای توسعه نیافته دچار وضعیتی میشود که میتوان انرا بسط مداوم «فوق» سوداگری و « فوق » راندخواری نامید . در چنین وضعیتی توسعه در این کشورها عمدتا” در قالب مدرنیزاسیون ظاهری وبدون توسعه ، بمفهوم تحولات ساختاری – در ابعاد اقتصادی ، اجتماعی وسیاسی-نهادی — تحقق میابد . بدین صورت که هرچند دراین کشورها با سازندگی های فیزیکی نسبتا” وسیعی مواجه ایم ولی بعلت عدم تحقق توسعه که در اینجا مشخصا” با مانع سیاسی مواجه است ، توسعه نیافتگی انها بصورت بوجود امدن مشکلات ومعضلات در همه زمینه های زندگی اجتماعی هویدا گشته و گسترش مییابد ! در این کشور ها علت بوجود امدن چنین وضعی به سبب عدم مشارکت همه جانبه مردم در روند تصمیم گیری، یعنی مشارکت فعال وبدوق قیدو شرط در روند سیاسی است . برخلاف اقتصادهائی همچون اقتصاد چین که بقول روبرت کونز ، حاصل ائتلا ف سوسیالیسم پادگانی با سرمایه داری کازینواست که ضرورت اولیه ان سپردن امور به حکومت آمرء پشتبان فعالان اقتصادی است . وضعیتی که حتی باعث شده ، بعضی بدون در نظرگرفتن شرایط کشور خود ، راه را راه چین بدانند !! وان راه را ارزو کنند؟!! در اقتصادهای صادر کننده نفت که در ادبیات توسعه نیافتگی به اقتصادهای جزیره ای ( انکلاو ) معرف اند . بدون مشارکت مردم در پروسه سیاسی ، مهار بختک سرمایه سوداگر– که درهمه زمینه ها خط دهنده وتعیین کننده نهائی است ، و مجالی به تحقق توسعه ایکه که روند بسط وگسترش مشکلات را نخست متوقف نموده ، وسپس به تعدیل واز میان برداشتن تدریجی مشکلات بیانجامد ، ویادر واقع مطالبات مردم را پاسخگو باشد– بهیچ وجه میسر نخواهد شد. سایت شهرسازی وتوسعه
با تبریک سال نو و ارزوی سر بلندی ملت به نظر اینجانب علت عقب ماندگی ما اقتصاد دولتی است یعنی تمام منابع اقتصادی در اختیار صا حبان قدرت سیاسی بوده است و انها برای حفظ دیکتاتوری خود وتسلط بر مردم از ان استفاده کرده اند وهیچ گاه اجازه نداده اند که بخش خصوصی قدرت مندی در ایران شکل بگیرد چون حضور بخش خصوصی قدرت مند و امکان ایجاد اتحادیه های صنفی به این معنی است که این دولت است که جیره خوار مردم است در صورتی که در کشورهائی مشابه کشور ما مردم هستند که وابسطه ی دولت میباشند در نتیجه هر بلائی که دلش میخواهد سر مردم میاورد راه حل هم همان راهی است که کلیه کشورهای پیشرفته جهان پیش گرفته اند یعنی اقتصاد ازاد و رقابتی یعنی همان راهی که با وجود داشتن نقائصی ولی بهترین فوائد را برای بشریت به همراه داشته است از ازادیهای سیاسی و اجتمائی بگیر ید تا افزایش سطح زندگی ورفاه مردم امیدوارم که کشور ما هم یک روز از این راه حلهای التقاطی و چارچوبهای ایدئو لوژیک خود را برهاند و همان راه حل تمامی کشورهای پیشرفته ی جهان را برای خود برگزیند
عجب!
پاسخ سوال شما داده شده آقای زنگنه، فقط باید گوشتان را باز کنید! استاد من ! دولت ایران به دلیل داشتن منبع مالی مستقل از مردم، غیر پاسخگو است و به دلیل فراوانی نعمت خداداد ، بدون تعقل اقتصادی است. این ربطی به دولت احمدی نژاد و اصلا جمهوری اسلامی ندارد، دولت هویدا هم همینطور بود.اینجا هیچ چیز عوض نشده!!
باید حاکمیت در امورات مربوط به نفت از دولت باز پس گرفته شود. این نفت ملی نیست، دولتی است.
راه جایگزین ساختار فعلی یا یک قوه جدا از سه قوه دیگر و ( دولت حق کوچکترین مداخله ای نداشته باشند ) یا راه مناسب تر تشکیل یک شرکت عظیم نفتی و اعطای سهام آن به تما ایرانیان بالای 18 سال و انتخاب هیات مدیره به صورت انتخابات عمومی در میان سهام داران و پرداخت سود سهامداران در دوره های زمانی مشخص به خود آن ها است.
آقای زنگنه!
این راه که می رویم به ترکستان هم نیست به جهنم و نیستی است. بیش از اینهایی که دیده اید باید چه ببینید و وضع اجتماعی و سیاسی و اقتصادی باید چگونه بشود تا شما واقعیت را درک کنید؟
سلام،
با مهدی عزیز موافقم. ولی بنا نبود هویدا و احمدی نژاد را راحت بگذاریم!
وقتی یک دولت مردمی و یا بفول شما ملی داشتیم نفت هم ملی می شود.
برای رسیدن به آن نیاز به آگاهی داریم و تعطیلات عید امکان کسب آگاهي می دهد.
مطالب زیر را دوستان ترجمه کرده اند:
بدکردار هميشه هم بد فرجام نيست
http://ir.mondediplo.com/article1530.html
فوريت يک عمليات ضد شوک
http://ir.mondediplo.com/article1532.html
آيا يک دولت مي تواند ورشکست شود؟
http://ir.mondediplo.com/article1533.html
شايد براي رونق بخشيدن دوباره به اقتصاد لازم آيد که
بازار سرمایه داری(بوری) را ببندیم
http://ir.mondediplo.com/article1531.html
ملی گرایان در ایران مخلص ترین دلسوزان مملکت هستند و این اساس این گرایش است.
متاسفانه آنچه ما از توجه به ان غافل هستیم این است که نفت نه باعث توسعه است و نا جلودار آن. محرک اصلی توسعه نیروی کار متخصص است که کشور ما به مراتب بیشتر از نفت از آن برخوردار است. اما متاسفانه هر تلاشی در این مملکت صورت میگیرد که جلوی این نیروی محرکه گرفته شود.
دلیل ترس از این نیرو هم که همان است که همواره و در هر فرصتی از طرف دولتمردان انکار میشود.
احتجار! احتجار! احتجار! احتجار! احتجار! احتجار! …………..