سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » دلنوشته همسر مسعود باستانی در آستانه نوروز:مسعود می گوید…....

دلنوشته همسر مسعود باستانی در آستانه نوروز:مسعود می گوید….

چکیده :مسعود می گوید که دنیای جدیدش دنیای تکرارها و خاطرات است. آنجا همه آدم ها برای همدیگر تکراری هستند و شاید یک روزه یا نیم روزه بتوان دید و بازدیدهای نوروزی را به پایان برد اما در خیال به سراغ همه دوستان و آشناهایش خواهد...


کلمه: مهسا امرآبادی همسر مسعود باستانی ، روزنامه نگار دربند ، در روزهای پایانی سال مطلبی را تحت عنوان «مسعود می گوید … » منتشر کرده است. وی در این مطلب برخی از گفته های همسر زندانی اش در ملاقات اخیرشان را نقل میکند :

مسعود می گوید….

“شاید برایت خیلی سخت باشد. اما اگر مجبور شدی که نوروز را تنها بگذرانی، عید امسال را جشن بگیر به امید روزهای نویی که در پیش است.”

این جملاتی است که مسعود در آخرین ملاقاتمان در گوشم زمزمه می کند. می دانم که دیگر او را تا لحظه تحویل سال نخواهم دید و در طی این سال ها زندگی مشترک مان، سال 89 اولین سالی است که ما در کنار همدیگر نخواهیم بود اما مسعود تاکید می کرد که « خدا را شکر کن! خدا را شکر کن! چرا که شاید او در این نوروز غم انگیزمان دریچه هایی از نعمت های رحمانی اش را بگشاید و ما را با دردکشانی که سال های سال ایام نوروز را تنها می گذرانند و از آنها بی خبر بودیم، آشنا کند.»

مسعود می گوید: خداوند مومنان را به صبر و صلات می خواند و از بندگانش می خواهد که با صبر بر مشکلات پیروز شوند.

او می گوید: این روزها ترجیع بند نمازهایش سوره “والعصر” است و هرگاه من در اثر دوری و سختی ها بی قراری می کنم و یا خودش بی طاقت می شود، تمسک به حق و صبر را به یادم می آورد.

مسعود می گوید که دنیای جدیدش دنیای تکرارها و خاطرات است. آنجا همه آدم ها برای همدیگر تکراری هستند و شاید یک روزه یا نیم روزه بتوان دید و بازدیدهای نوروزی را به پایان برد اما در خیال به سراغ همه دوستان و آشناهایش خواهد رفت.

مسعود می گوید: در اینجا خاطره هایم را مرور می کنم و برای همه دوستانی که طی سال گذشته دربند بودند و اکنون طعم آزادی را در کنار خانواده هایشان حس می کنند، آرزوی توفیق دارم.

مسعود می گوید که نوروز امسال را جشن بگیر و در پاسخش می گویم، “چگونه جشن بگیرم وقتی تو نیستی؟!” مسعود می گوید که در آنجا خیلی تنها نیست، چرا که آدمی می تواند تنهایی هایش را به تنهایی “پرهیاهو” تبدیل کند. در تنهایی خودش را مرور کند و خاطره هایش را. در تنهایی با پروردگارش خالصانه نجوا کند، بار دیگر طعم شیرین بندگی و نزدیکی به معبودش را در اعماق وجودش حس کند.

مسعود می گوید: عید امسال در خانه هفت سین بچین! آینه ای بگذار و سبزه ات را در مقابلش قرار بده اما امسال ماهی قرمز سفره هفت سین را در تنگ بلور محبوس نکن!

مسعود می گوید: نوروز امسال مقابل سفره هفت سین بنشین! عید نوروز را جشن بگیر و برای جهان، صلح را آرزو کن و برای همگان توفیق و شادکامی طلب کن.

او می گفت: اگر بدانم عید را در تنهایی و غم می گذرانی، تحمل شرایط برای من هم سخت می شود.

مسعود می گوید: قصد دارد که لحظه سال تحویل سوره حضرت یوسف(ع) را که در زندان می خواند، قرائت کند و از من هم می خواهد که برای آزادی همه بچه ها دعا کنم.

او می گوید: برای آزادی آنانی که چشم انتظار دارند و کودکان خردسالشان می خواهند از دست پدر عیدی بگیرند، دعا کن. برای آزادی مادرانی که دلشان برای دختذشان تنگ شده اس، دعا کن و سرآخر می گوید که این روزها که خبر آزادی را می شنود، زیر لب زمزمه می کند:

به کجا چنین شتابان ؟

گون از نسیم پرسید

دل من گرفته زین جا

هوس سفر نداری ؟

به غبار این بیابان

– ” همه آرزویم اما

چه کنم که بسته پایم “

– ” به کجا چنین شتابان “

– “به هر آن کجا که باشد

به جز این سرا سرایم “

– ” سفرت بخیر اما

تو و دوستی خدا را

چو از این کویر وحشت

به سلامتی گذشتی

به شکوفه ها ، به باران

برسان سلام ما را


6 پاسخ به “دلنوشته همسر مسعود باستانی در آستانه نوروز:مسعود می گوید….”

  1. هویت گفت:

    خدای انقلاب کردیم که ازاد باشیم . افسوس از چاله به چاه افتادیم .به امید صلح جهانی

  2. احسان گفت:

    استبداد رفتنی است، خودش صدای به شماره افتادن نفس هايش را ميشنود ولی از روی ترس و وحشت و استيصال سعی به ترساندن ديگران دارد…

  3. ناشناس گفت:

    Mahsa jan 1 madare irani hastam va 55 salame ,az vaghty 14 sale boodam ba khoondane in goone del neveshte ha be khatere dar band bodan geristam va nemidoonam kei tamam mishe dar arezooye roozi hastam ke Masoode to va digaran azad beshan va zendean haye Iran be mooze tabdil beshe .

  4. “مسعود می گوید: عید امسال در خانه هفت سین بچین! آینه ای بگذار و سبزه ات را در مقابلش قرار بده اما امسال ماهی قرمز سفره هفت سین را در تنگ بلور محبوس نکن!”

    چرا این جمله رو نوشتی‌؟؟؟؟؟حالا دیگه دلم نمیاد ماهی‌ رو بذرام تو سفره هفت سین،تا اینو نگفته بودی فکر می‌کردم همون آب که تمیز باشه ،کافیه ،از وقتی‌ این خط رو خوندم ماتم گرفتم،حالا چیکار کنم،ماهی‌ رو خریدم،چه غصه دارم کردی،دیگه چشمم به این ماهی‌ بیفته عذاب وجدان میگیرم.‌

  5. Mohsen گفت:

    Be sabziye bahaar fekr kon va inkeh sabzha hargez tanhaa nistand

  6. اصلاح طلب گفت:

    اللهم فک کل اسیرا. در این لحظات آرزو می کنیم ایشان و همه اسیران سبز آزاد شوند و خون پاک شهدای جنبش سبز بارور شده و رای مردم به طور کامل بازستانده شود.