گلایه آیتالله مکارمشیرازی از«بحران ادبیات» و نسبت جاسوسی و ضدانقلاب دادن به افراد
چکیده :قرآن کریم به ما یاد میدهد که حتی در انتخاب الفاظ نیز دقت کنیم تا بهانه به دست دشمن ندهیم/برخی میخواهند به هر قیمتی رنگ و لعاب اسلامی به عید نوروز بدهند، اما مدرک معتبری سراغ نداریم. چه اصراری بر این است که به آن رنگ دین بدهیم، عید نوروز یک مراسم مثبتی است و میتوان در این ایام به صله رحم و......
کلمه: آیت الله مکارم شیرازی با اشاره به اینکه متأسفانه «بحران ادبیات» در رسانهها و میان ما فراگیر شده است، گفت: این ادبیات شایسته محیط اسلامی نیست که افراد نسبت جاسوسی و ضد انقلاب و.. به یکدیگر میزنند و البته باید منحرفان و جاسوسان را به دستگاه قضایی بسپرند اما افراد نباید حرفهای ناروا به هم نسبت دهند.
به گزارش خبرآنلاین ، سخنان این مرجع تقلید در آخرین درس خارج فقه خود در سال 88 که در مسجد اعظم قم ایراد شد را در ادامه بخوانید:
- قرآن کریم به ما یاد میدهد که حتی در انتخاب الفاظ نیز دقت کنیم تا بهانه به دست دشمن ندهیم.
- اسلام تنها به بیان مسائلی چون توحید،عدل و نبوت نپرداخته است، اسلام دقیقترین مسایل زندگی مانند انتخاب کلمات را نیز مورد توجه قرار داده جامعیت دین یعنی همین.
- اگرچه مدرک معتبری برای اسلامی قلمداد کردن عید نوروز نداریم، اما سنتهای زیبایی در آن وجود دارد که باید خوبیها را بگیریم و بدیهای آن را حذف کنیم.
- برخی میخواهند به هر قیمتی رنگ و لعاب اسلامی به عید نوروز بدهند، اما مدرک معتبری سراغ نداریم. چه اصراری بر این است که به آن رنگ دین بدهیم، عید نوروز یک مراسم مثبتی است و میتوان در این ایام به صله رحم و… پرداخت.
- گرفتن سوم و هفتم و… برای مردگان اگرچه هیچ سند دینی ندارد، اما احترام به اموات مسلمان محسوب میشود، به همین دلیل است که مردم به آن اهتمام دارند و عید نوروز نیز نکات مثبتی دارد که مهمترین آن همان دعای تحویل سال است که در آن از خداوند خواستار دگرگونی قلوب، احوال و حالات میشویم و اگر ادبیات همین دعا بر جامعه حاکم شود، چقدر جامعه متحول خواهد شد.
- هیچ وقت با عادات فراگیر در جامعهای نمیتوان مقابله کرد، زیرا نتیجه نمیدهد. از این رو باید این عادات را به سمت درست هدایت و کانالیزه کنیم، همانطور که در صدر اسلام این تصور خرافی وجود داشت که برخی از زنان نحس هستند و برکت را از خانه میبرند، اما اسلام نحوست را در مهریه بالا و در پرخرج بودن عنوان کرده است.














ايشان مطالبي مثبت ارائه داده اند.كشور ما ساليان دراز پيش از ظهور اسلام و رسالت پيامبر عظيم الشان وجود داشته و طبيعتا فرهنگ حاكم بر آن اسلامي نبوده.با آمدن اسلام سنت هاي جديد در سرزمين قديم استحاله شدند.برخي غالب و برخي مغلوب شدند.اين سنت ها برخي جنبه اي شرعي دارند برخي عرفي و پذيرش آن از طرف مردم با انجام و يا عدم انجام آن دليلي بر پذيرش يا عدم آن مي باشد. نبايد با اين سنت ها در افتاد چرا كه بار فرهنگي عظيمي در پشت آنها است.به عنوان مثال بر پائي مراسم چهار شنبه سوري علي رغم پيامي هايي در مذمت آن چه در گذشته چه در حال نتوانسته انرا از پويائي بيندازد.ايكاش در خصوص مسائلي چنين ساده و سهل الفهم بياناتي پخته تر بيان ميشد!!!
با تشکر از ایت ا.. مکارم همه صحبت همینه.
در اسلام هر چه که صراحتا نهی نشده و حرمت ان اعلام نشده لاجرم محکوم به مباح بودن و حلیت هست به همین سادگی
آدم نمی فهمه چرا بعضی ها اصرار دارند که به نام دین خدا ,حلال خدا را حرام و احیانا حرام خدا را حلال کنند ,لابد فکر می کنند برای عید نوروز هم باید ضرورتا آیه نازل میشد تا بشه گفت که درسته ! واقعا ادم شک میکنه که بعضی ها درک درست و کامل و جامعی از اسلام دارن یا نه ؟همین که مراسمات آخر سال و اول سال باعث نزدیکی قلبها و محبت بیشتر بین ما ایرانیها اعم از مسلمان و غیر مسلمان میشه قطعا مورد تایید شرع و عقل هست که گفته اند “ما حکم به شرع حکم به عقل و ما حکم به عقل حکم به شرع ” . یک نفر از اینها بپرسه مثلا پیتزا خوردن حکمش چیه و یا کندن زمین با بیل مکانیکی درسته یا درست نیست ؟ ! جه لزومی داره اصلا به همه چیز جنبه دینی بدیم که اینطوری گیر کنیم
چقدر خوب میشد فکر همه اینجوری بود
ای کاش آیت الله مکارم شیرازی این کامنت را بخوانند :
رنگ و لعاب دین زدن به سنت ها چنانچه از فحوای کلام شما برمیآید نتیجه اش گاهی معکوس است لیکن بدتر از آن هم هست و آن رنگ و لعاب دین زدن به ضد ارزش هاست آنهم بوسیله گریم کردن آن و آن را شبیه ارزش ها کردن.
رفتارهایی که اگر عریان از لباس مکر بودند هرگز جامعه آنها را بر نمی تافت لیکن با تغییراتی در نمود بیرونی آن متاسفانه کسانی دقیقا ضدارزش ها را القاء نموده ، ساری کرده و سپس از بازار مکاره آن سود سودای خویش می برند .
دریغا که تاب و تحمل شنیدن حقایق هنوز در برخی صنوف و طبقات نیست و الا سفره دل می گشودم تا زخمهای آن را بشمارید. زخمهایی که در واقع بر باورهای جامعه ای وارد شده که برای هر دقیقه و کلیت این باورها خون بزرگانی زمین را فرش کرده که بردن نام آنها بی وضوی معنوی زیبا نیست .
اما گاهی اینچنین هم نیست که نتوان برخی از این دردها را برای همدردان زمزمه کرد.
از جمله آنکه اگر بزرگی حکمی را بر اساس مطالعات و دقت نظر در منابع و ماخذ صحیحه استخراج و ابلاغ می نماید و آنگاه مکاری به روباه صفتی خویش متوسل گشته از آن حکم مایحتاج خود را تفسیر و استخراج و سپس اعلام می کند سکوت نکنیم.
درچنین مواضعی است که شیرمردی چون آیت الله مکارم را باید تا بی ترس و مصلحت روزگار اندیشی بر منبر نشسته فریاد برآرد که :
این نیست دینی که محمد گفت ، این آن نیست
و چرا نباید در چنین احوال شاهد رویگردانی از باوره های دینی و مذهبی توسط نسلی باشیم که آنچنان هم بیراه نمی گوید که :
ما آنچه از دین و ایمان شنیدیم از روحانی شنیدیم و اینک این شما و بساط سیاسی کاری ….
بزرگوار !
چندی پیش نامه ای به دفتر مبارکه ارسال نمودم و کسب تکلیف کردم در قبال تحریف کلام الله و تکلیف مومنان در قبال محرف .
پاسخی تحصیل شد که انشاء الله محضر حضرت عالی نیز واقع شده است و انصافا پاسخی درخور بود.
لیکن در پاسخ به ان مجددا عرض کردم پس چرا علماء سکوت کردند و رسوا نکردند آن منحرف از دین و آن تحریف کننده کلام حق را .ولیکن دیگر پاسخی عنایت نگردید .
دردا که در جامعه ای که نظام آن عنوان مقدس اسلامی را بهمراه دارد هرچه از هرکه سرزند به نام دین خدا تمام می شود و براستی پاسخ ما به آن اعجوبه های ایمان که برای باروری این درخت شکوهمند خون خویش را بر پای آن ریختند چه خواهد بود .؟
آیا حداقل کاری که از ما برمیاید تبیین آن نیست که برای جامعه روشن کنیم رفتار مسئولین نظام دینی ( بخصوص در عصر غیبت)نباید به حساب دین گذاشته شود ؟ و ایا راهکار آن برای مثمر ثمر واقع شدن آن نیست که بارها و بارها و بدون هیچ پرده پوشی این واقعیت را اعلان کنیم که آنچه ما به نام نظام دینی در حال معرف آن هستیم هرگز آن نظامی نیست که مدّ نظر حضرت ختمی مرتبت و اوصیای کرام ایشان بوده است تا بالاخص نسل جوان و نوجوان بتوانند دین شان را از کمند خطاهای دینداران و دیندارنمایان برهانند ؟
سلام الله علی آل یس
مهرداد نصرتی ( مهرشاعر)
درود بر ایشان با این سخنان دلنشین.
وروز در کلام رئیس مذهب امام جعفر ابن محمد الصادق علیه السلام:
(بحارالانوار) معلي پسر خنيس روز نوروز به محضر امام صادق(ع) رسيد ، امام از معلي پرسيد : اين روز را مي شناسي؟ معلی پاسخ داد: اين روزي است كه ايرانيان بزرگ مي دارند و براي يكديگر هدیه می برند. امام فرمود: به بیت العتیق مكه سوگند كه اين رسمي ديرپا است كه تو را از آن آگاه مي كنم. امروز روزي است كه خداوند «عهد ازل، پيمان جاودانه» را با مردم بست. روزي است كه نخستين بار خورشيد بدرخشيد و باد وزيد و زمين لرزید و پديد آمد. روزي است كه كشتي نوح بر كوه جودي نشست. روزي است كه جبرئيل بر پيامبر فرود آمد. روزي است كه پيامبر علي را بر شانه بلند كرد تا بت هاي كعبه را سرنگون ساخت. روزي است كه مردم با علي بيعت كردند (غديرخم)؛ روزي است كه مردم براي بار دوم پس از مرگ عثمان با علي بيعت كردند. هيچ نوروزي نيست كه منتظر فرج نباشيم. اين روز را شما (عرب ها) فراموش كرديد و ايرانيان آن را نگاه داشته اند …
تا جائيکه يادمه اين خاک، هميشه ندا ميداد
يه روز خوب مياد
که هرج و مرج نيست و تو شلوغيا
بجاي فحش بهم شيريني ميديم و زولبيا
باميه
همه شنگوليمو همه چي عاليه
فقط جاي رفيقامون که نيستن خاليه
hichkas
ببینید عید نوروز عید بسیار بزرگی است که انسان ایرانی در آن نو شدن طبیعت را جشن می گیرد و اینکه از زمینی که تا چند روز قبل از آن خشک و لم یزرع بود سبز و شکوفا می شود . شب و روز به تعادل می رسند و هوا مطبوع می شود تمامی این ها از نشانه های قدرت یزدان پاک است و چون مردم ایران در تمامی دوران ها موحد بودند این نشانه قدرت خداوند را جشن می گرفتند و چون تمام زمین و آسمان دگرگون می شود و زنده و پویا می شود مردم ایران هم زمان با این دگرگونی سترگ جامه و خانه خویش را نو و پاک می کنند تا به استقبال بهار بروند . سابقه این جشن و بزرگی و شکوه آن به قدری بوده است که نه اعراب نه مغول ها و نه اسکندر با آنکه بسیار تلاش کردند این جشن را از این ملت بگیرند نه تنها موفق نشدند بلکه خودشان هم کم کم از برگزار کنندگان آن شدند . بهتر نیست به ذوق و سلیقه مردم بزرگ ایران آفرین بگوییم . بهتر نیست به جای این کار ها به مسایلی نظیر اینکه ضریح نصب نشده امامان را شهر به شهر بگر دانیم و مردم را جمع کنیم که به این ضریح خالی دست بمالند و تبرک بجویند بپردازیم. برای این کار چه مبنای عقلی و شرعی وجود دارد . یا اینکه مراسم وداع با ضریح بگیریم .
ای کاش آیت الله مکارم شیرازی این کامنت را بخوانند :
رنگ و لعاب دین زدن به سنت ها چنانچه از فحوای کلام شما برمیآید نتیجه اش گاهی معکوس است لیکن بدتر از آن هم هست و آن رنگ و لعاب دین زدن به ضد ارزش هاست آنهم بوسیله گریم کردن آن و آن را شبیه ارزش ها کردن.
رفتارهایی که اگر عریان از لباس مکر بودند هرگز جامعه آنها را بر نمی تافت لیکن با تغییراتی در نمود بیرونی آن متاسفانه کسانی دقیقا ضدارزش ها را القاء نموده ، ساری کرده و سپس از بازار مکاره آن سود سودای خویش می برند .
دریغا که تاب و تحمل شنیدن حقایق هنوز در برخی صنوف و طبقات نیست و الا سفره دل می گشودم تا زخمهای آن را بشمارید. زخمهایی که در واقع بر باورهای جامعه ای وارد شده که برای هر دقیقه و کلیت این باورها خون بزرگانی زمین را فرش کرده که بردن نام آنها بی وضوی معنوی زیبا نیست .
اما گاهی اینچنین هم نیست که نتوان برخی از این دردها را برای همدردان زمزمه کرد.
از جمله آنکه اگر بزرگی حکمی را بر اساس مطالعات و دقت نظر در منابع و ماخذ صحیحه استخراج و ابلاغ می نماید و آنگاه مکاری به روباه صفتی خویش متوسل گشته از آن حکم مایحتاج خود را تفسیر و استخراج و سپس اعلام می کند سکوت نکنیم.
درچنین مواضعی است که شیرمردی چون آیت الله مکارم را باید تا بی ترس و مصلحت روزگار اندیشی بر منبر نشسته فریاد برآرد که :
این نیست دینی که محمد گفت ، این آن نیست
و چرا نباید در چنین احوال شاهد رویگردانی از باوره های دینی و مذهبی توسط نسلی باشیم که آنچنان هم بیراه نمی گوید که :
ما آنچه از دین و ایمان شنیدیم از روحانی شنیدیم و اینک این شما و بساط سیاسی کاری ….
بزرگوار !
چندی پیش نامه ای به دفتر مبارکه ارسال نمودم و کسب تکلیف کردم در قبال تحریف کلام الله و تکلیف مومنان در قبال محرف .
پاسخی تحصیل شد که انشاء الله محضر حضرت عالی نیز واقع شده است و انصافا پاسخی درخور بود.
لیکن در پاسخ به ان مجددا عرض کردم پس چرا علماء سکوت کردند و رسوا نکردند آن منحرف از دین و آن تحریف کننده کلام حق را .ولیکن دیگر پاسخی عنایت نگردید .
دردا که در جامعه ای که نظام آن عنوان مقدس اسلامی را بهمراه دارد هرچه از هرکه سرزند به نام دین خدا تمام می شود و براستی پاسخ ما به آن اعجوبه های ایمان که برای باروری این درخت شکوهمند خون خویش را بر پای آن ریختند چه خواهد بود .؟
آیا حداقل کاری که از ما برمیاید تبیین آن نیست که برای جامعه روشن کنیم رفتار مسئولین نظام دینی ( بخصوص در عصر غیبت)نباید به حساب دین گذاشته شود ؟ و ایا راهکار آن برای مثمر ثمر واقع شدن آن نیست که بارها و بارها و بدون هیچ پرده پوشی این واقعیت را اعلان کنیم که آنچه ما به نام نظام دینی در حال معرف آن هستیم هرگز آن نظامی نیست که مدّ نظر حضرت ختمی مرتبت و اوصیای کرام ایشان بوده است تا بالاخص نسل جوان و نوجوان بتوانند دین شان را از کمند خطاهای دینداران و دیندارنمایان برهانند ؟
سلام الله علی آل یس
مهرداد نصرتی ( مهرشاعر)
هیچ وقت با عادات فراگیر در جامعهای نمیتوان مقابله کرد، زیرا نتیجه نمیدهد.
فهم این جمله اصلا سخت نیست و کاملا واضحه که نباید با عادات و سنت های موجود تو جامعه مخالفت کرد،چه سنت های مذهبی ما و چه سنت ها و یادمان های ایرانی.
مخالفت با اینها باعث طرد شدن هرچه بیشتر “مخالفت کننده” میشه!
کل نظام رو زیر سوال نمی بره چون ما معتقد به این نظام و قانون اساسی هستیم اما فرد رو زیر سوال می بره ما نمی تونیم فردی رو تحمل کنیم که بی تدبیریش باعث لطمه به ارزشهای دینی و ملی میشه.
و در این بین مقایسه حرفها و اظهار نظر های بعضی ها با میر حسین موسوی و تدبیرش ما رو به ادامه راه مصصم تر میکنهv
در یک خبری که در باره حضرت آیت اله العظمی مکارم گفته شد ایشان در پاسخ به سئوالی در خصوص اینکه آیا نوروز در دین اسلام وارد شده است یا خیر؟ اظهار داشت: بعضیها خواستند آب و رنگ روایی به این مسئله بدهند اما ما مدارک معتبری نداریم. البته نباید اصرار داشت که همه چیز را به پای دین بنویسیم،
من همین الان نظرات یکی دیگر از آیات اعظام را خواندم که بااستناد به منابع زیر اعلام داشتند که عید نوروز در اسلام، بسیار تکریم شده به استناد منابع زیر:
1 .وسائل، ج7، ابواب الصوم المندوب، باب24، ح1.
2 .جواهر الکلام، ج5، ص41.
3 .مفاتيح الجنان، اعمال عيد نوروز.
4 .زادالمعاد، باب دوازدهم، فصل7 (اعمال نوروز).
5 .الروضه البهيه، کتاب الصلوه، في الاغسال المستحبه.
6 .جواهر الکلام، ج5، ص43.
آیا این منابع معتبر نیستند؟
tohmatha manande jasus, zede enghelab ke azashan suestefade mishe moteasefane ziad hast, az in
Biaid bebinim jasusi yani chi.aghar shakhasi dar yek orghani ke masale jame dar an orghan shekl mighrand manande vezarate defa va in shakhs (na rofteghar va ya ashpaz)az yek seri etelaat khabar dashte bashe va in ra be bighaneghan bedahad in ra mishavad ghoft jasus va bayasti taze anham ba ghanun barkhord kard, ama guya har kasi be in amaliate ubashmabane hokumat eteraz mikonand mishavad jasus ya zede enghelab, enghelab ke 31 sale shode va taze maghar ma bayasti har ruz enghelab konim , ache in harfa aghar maskhare va kudakane nist shoma ra be khada esmesh ra che mighozarid?? akhar mardom faribi ta key???