دلنوشته ای برای همسر تاجزاده؛با قلم سبز افشاگر خود چه خوب روایت می کنی
چکیده :باشد که در آینده ای نه چندان دور همه با هم قصه رشد و تعالی انسان را...
کلمه:زهرا مجردی، همسر دبیرکل دربند جبهه مشارکت ایران اسلامی دلنوشته ای خطاب به فخرالسادات محتشمی پور، همسر سید مصطفی تاجزاده، عضو ارشد این تشکل اصلاح طلب نوشته است.
به گزارش نوروز، متن کامل این دلنوشته به شرح زیر است:
خواهرم فخری عزیز، با درود و سلام بی پایان
دیشب خبرها را مرور می کردم؛ به دنبال اسامی آزادشدگان و آخرین وضعیت آنان…
از تو نقل شده بود: «تاجزاده گفته چون مسکن شخصی ندارم وثیقه تعیین شده برای آزادی خود را نمی پذیرم».
بغض گلوگیرم شد و به یاد ماههای گذشته افتادم، و برایم تلخ و شیرین بود؛ تلخ از اینکه مدیر ارشدی که حتی قبل از انقلاب از رفاه نسبی برخوردار بوده است بعد از سالها خدمت و در آستانه بازنشستگی هنوز باید همچنان رنج اجاره نشینی را تحمل کند؛ و شیرین از این رو که در این دوران وانفسا، تاجزاده الگویی می شود در چشم نسل جستجوگر و نقاد امروز؛ نسلی که بهت زده ناظر دنیاطلبانی است که مرزهای دین و اخلاق را با بدعتهای فرصت طلبانه در نوردیده اند تا توجیه گر رفتارهای زشت و غیرشرعی خود باشند.
خواهر عزیزم! تاجزاده عزیز ما خوب فهمید که تمامی این دنیا استیجاری است. او سخن پیامبر رحمت را به گوش جان گرفت که «دنیا چونان درختی است که انسان باید لختی در سایه آن بیاساید». تاجزاده افتخار مدیران اصلاح طلب نسل انقلاب است. پرونده مادی و معنوی او چنان پاک و اخلاقش چنان خوش است که حتی مخالفانش هم به آن اعتراف دارند. جرم امروز او این است که قبل از آنکه به خود و خانواده بیاندیشد به سرنوشت مردم و آرمان والایش دل بسته بوده و تو همراه فداکارش که چون او بر سر پیمان ازلی مانده ای، با قلم سبز افشاگر خود چه خوب او را آنچنان که شایسته است روایت می کنی، تا در تاریخ این مرز و بوم ثبت شود و آیندگان، فرزندان مخلص و از خود گذشته این ملت را به خاطر بسپارند و به یاد آورند. همچنانکه با قلم حقیقت گویت – که نمی هراسد – در این ماههای پرحادثه زلال و روان راوی لحظه لحظه رنج و تلاش و مظلومیت خانوادههای زندانیان در بند، مشکلات، بیم ها و امیدهای آنان بوده ای.
بسیاری از دوستان هر شب خسته از تلاشهای بی فرجام روزانه برای احقاق حقوق از دست رفته، دقایقی به دلنوشته های تو پناه می برند که دیگر نامی صمیمی در واگویه های زخمهای قدیمی و جدید این قوم دردآشنا شده ای؛ و از عشق و محبت، ظلم و نفرت و عاقبت ظالمان حدیث می کنی. تو خوب دریافتی که نسل جوانی که شیفته کلام عمیق قرآن و نهج البلاغه شد و اسوه های فداکار و عدالت طلب آنرا الگوی خود انتخاب کرد و انقلاب اسلامی را آفرید، نمی تواند نظاره گر بدعتهای عجیب و غریب و تفسیرهای خشونت بار از دین رحمانی اسلام باشد و همین است که امروز نه تنها نسل انقلاب بلکه فرزندانی که در دامان این نسل پرورش یافته اند و جذب حقایق و شعارها و میراث واقعی انقلاب گشته اند، تا هر جا که لازم باشد هزینه پایداری در راه دفاع از دین اخلاق مدار رحمانی را خواهند پرداخت.
خواهر عزیزم! اکنون به عنوان عضوی کوچک که هم نسل تو و هم سرنوشت تو است گواهی می دهم در کنار تاجزاده عزیز حق پیام رسانی را ادا کردی و قصة آنان را که از حق آزادی خود گذشتند تا آزادی جامعه را پاس بدارند، زیبا سرودی.
باشد که در آینده ای نه چندان دور همه با هم قصه رشد و تعالی انسان را بسرائیم.














خدایی این اصلاح طلبها و همین گروههایی که سبز واقعی را تشکیل میدهند عجب همسرانی دارند یکی از یکی دیگه فرهیخته تر، خیلی زیباست ،به نظر من تمام این همسران با هم یک وبسایت راه بیندازند و دل نوشتههای تمام ماداران و همسران و خواهران سبز را بنویسند،حتی اگر بانو سبز ایران زمین ، بانو رهنورد اینکار رو انجام بدهند خیلی عالی میشه .
دوستان دولتی ما فکر میکنند که همه از صدقه سری …… دارای خانه های میلیاردی هستند .
اما نمی دانند که انسانهایی که برای مملکت خود کار کرده اند برای خود هیچ نیاندوختند.
اخه 800 میلیون تومان وثیقه منتقی هست؟
انشا الله همه زندانیان سیاسی رو در خانه هایشان ببینیم.
ادب مرد به ز دولت اوست.
یا حسین میرحسین
« …قصة آنان را که از حق آزادی خود گذشتند تا آزادی جامعه را پاس بدارند، زیبا سرودی… »
خانم زهرا مجردی عزیز، ممنون! دلنوشته تان در عین اندوهگین بودن بسیار زیبا و دل انگیز و امید بخش بود.
من همیشه نوشته های زیبا و عاشقانه ی خانم محتشمی پور عزیز را دنبال می کنم و از خواندن آنها لذت می برم.
به امید آزادی همه ی دربندان عزیز که حرف حق را می زنند و آزادی خود را فدای آزادی مردم کردند و می کنند.
به امید آزادی ایران از زیر یوغ جانیان و ظالمان و دین فروشان و حامیان اسلام طالبانی.
و به امید آزادی همه ی ایرانیان آزاد اندیش که در زندانی بزرگتر به نام ایران اسیرند.
خدایا چه یاران صبور و مقاومی داره ،آقایمان مهدی ،بخدا سوگند شما یاران با وفای اویید. اگر می دانستید میگوید سبزهای مرا ببویید ،ببوسید،انها را نوازش کنید. ان روز میرسد که پشت سرش ایستاده ایم در مقابل دشمنان او. انشااله.