سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

چراغ راهی برای جنبش سبز

چکیده :دليل انتخاب ملت در انتخابات هم به سادگی اين بود که يک مشی، يک روش و يک سليقه‌ی سياسی را نه تنها نمی‌پسنديد بلکه باور داشت که آن سليقه‌ی سياسی سرمايه‌های مادی و معنوی و دستاوردهای مدنی و ملی ايران را به بازی گرفته است و مجموع کارنامه‌اش جز تباهی و ويرانی اقتصادی، فرهنگی و سياسی حاصلی برای ملت نداشته است.//سبز بودن يعنی پرهيز از تماميت‌خواهی و سياه و سفيد ديدن ملت؛ سبز بودن يعنی طبقه‌طبقه نکردنِ مردم و به رسميت شناختن تفاوت‌ها و اختلاف سليقه‌های آن‌ها. اجرای عادلانه‌ی قانون می‌تواند مانند چتری بر سر تمام ملت باشد و خواسته‌ی جنبش سبز از اين روشن‌تر نمی‌تواند باشد...


کلمه-داریوش محمدپور:اکنون بيش از هشت ماه است که از تولد جنبش سبز گذشته است. فراز و فرودهای متعددی را ديده‌ايم. راه پر سنگلاخی را هم تا به امروز پيموده‌ايم. خوب است حالا که اين جريان ديگر پا به دوره‌ی استقرار و تحکيمِ خود گذاشته است، بينديشيم و علاوه بر تأمل در دستاوردهای اين مبارزه‌ی نفس‌گير، چراغِ راهی داشته باشيم برای روزها – و شب‌های – پيشِ رو.

برای شروع بايد يک‌بارِ ديگر از خود بپرسيم اصلِ دعوا بر سر چه بود؟ يافتن پاسخ اين پرسش، حتی در ميانه‌ی اين غبار تبليغاتی و فشار سنگين رسانه‌ای و تبليغاتی کار دشواری نبايد باشد. ملتی از ميانِ گزينه‌های موجود انتخابی کرد (و هيچ کس نمی‌تواند بگويد کسانی که به موسوی رأی دادند «ملت» نيستند؛ چون پا نهادن به اين مسير يعنی پذيرفتن اين‌که هم شورای نگهبان خطا کرده است و هم نظام و بعيد می‌دانم که دستگاه سياسی ايران حاضر باشد تن به چنين «اعتراف»ی بدهد). دليل اين انتخاب هم به سادگی اين بود که يک مشی، يک روش و يک سليقه‌ی سياسی را نه تنها نمی‌پسنديد بلکه باور داشت که آن سليقه‌ی سياسی سرمايه‌های مادی و معنوی و دستاوردهای مدنی و ملی ايران را به بازی گرفته است و مجموع کارنامه‌اش جز تباهی و ويرانی اقتصادی، فرهنگی و سياسی حاصلی برای ملت نداشته است.

دغدغه‌ی اصلی هم به نظر من استيفای حقوق ملت بوده است (اين معنا را می‌توان ذيل «جمهوريت نظام» فهميد). عدالت يکی از محوری‌ترين خواسته‌های مندرج در مضمون استيفای حقوق ملت است. عدالت هم يعنی نظام فارغ از تعلقِ خاطرش يا ميل‌اش به اين گرايش يا آن گرايش سياسی، هنگام اجرای عدالت فرقی ميان رييس دولت و روزنامه‌نگار ساده نگذارد و هنگام اجرای عدالت يکی را عزيزکرده نداند و نخواند و ديگری را جاسوس يا برانداز ننامد. اجرای عدالت يعنی اغماض نکردن در برابر معيارهای دوگانه‌ای که سال‌هاست در دستگاه قضا رسم بوده است. پس بی هيچ شکی، ملتی که خواستار تغيير است، تشنه‌ی عدالت و حق است و در برابر ضايع شدن حق‌اش – ولو اين حق، حق حتی يک نفر باشد – ايستادگی می‌کند و خاموش نمی‌نشيند. لذا عدالت، يکی از ارکان مهم مطالبات جنبش سبز است.

ملت ايران، فارغ از سليقه‌های مختلف سياسی‌اش، عمدتاً ملتی است مسلمان (مسلمان را هم به معنای موسع می‌گيريم نه با تعريفی تنگ و مضيق که شمار کثيری از مسلمانان فقهی – يعنی «هر» قايل به شهادتين – را بتوان از دايره‌اش بيرون کرد). هسته‌ی مرکزی جنبش سبز هم اساساً در پی استقرار سکولاريسم به مثابه‌ی يک ايدئولوژی نيست. لذا، نه در مدعيات اصلی‌اش مخالف دين بوده است و نه اساس دعوای‌اش بر سرِ دين است. دين‌داری و دين‌ورزی ايرانيان نمی‌تواند و نمی‌بايد در تضاد با عدالت‌خواهی آن‌ها باشد. آزادی و عدالت را هم نمی‌توان به بهانه‌ی دين قربانی کرد. غوغايی هم که رسانه‌های دولتی بر سر دين به پا می‌کنند (و سبزها را مخالف دين يا هتاک قلمداد می‌کنند)، غوغايی است مجازی و بيش از هر چيزی ابزاری است تبليغاتی برای تضعيف يا متهم ساختن جريانی که به دست‌اندازی بی‌حساب و قانون‌گريزانه‌ی آن‌ها به قدرت معترض است و در برابر بيدادگری آن خاموش ننشسته است. اين شيوه هم شيوه‌ای کهن است که ناراضيانِ سياسی را با برچسب بی‌دينی يا فسق برانند و تکفير و تفسيق کنند. مغالطه‌هايی از جنس يکی دانستن خواسته‌های جنبش سبز با نظريه‌های اکبر گنجی، همين راه را می‌رود. فکر می‌کنم جامعه‌ی ما به اين پختگی رسيده است که بداند اگر کسی به هزينه کردن سودجويانه‌ی دين و باورهای مردم اعتراض می‌کند، طبعاً خارج از دايره‌ی ديانت نيست. لذا، دين‌فروشی و اسلام‌پناهی دروغين و رياکارانه‌ی کسانی که خود را در سنگر اسلام و ايمان قرار می‌دهند و آبروی ديانت را به شيوه‌های مختلف می‌برند، خود يکی از زمينه‌های بروز اعتراض است (اين نکته را هم می‌توان ذيل «اسلاميت نظام» فهميد).

از اين دو نکته که بگذريم، تأکيد فراوان بدنه‌ی اصلی جنبش سبز، که تبلورش در مواضع شفاف و صريح ميرحسين موسوی است، «اجرای بدون تنازل قانون اساسی» است. اين يعنی جنبش سبز نه در پی براندازی نظام است و نه به دنبال انقلاب است. ادامه‌ی اين موضع و پافشاری بر آن، حتی زير بار فشارهای تبليغاتی سنگين رسانه‌ای، از مبانی اساسی نهضت سبز است. اين روزها شايد بيش از هر وقت ديگری روشن شده است که در کشور به دو قانون عمل می‌شود. يکی قانون اساسی کشور که تنها يک بند و يک ماده ندارد و ترکيبی است از «حقوق» ملت و «تکاليف» حاکمان – يا به عبارت دقيق‌تر «برگزيدگان» آن‌ها در نظام سياسي. قانون ديگری هم هست که اين روزها به آن عمل می‌شود و آن قانون، قانون قدرت است؛ قانون «حفظ نظام» به هر قيمتی ولو به قيمت زير پا گذاشتن مسلمات شرعی و ناديده گرفتن بعضی از مواد قانون اساسي. قانونی که هميشه جانب منصوبان و دولت‌مداران را می‌گيرد و پيوسته و به شيوه‌ای سيستماتيک از خطاها و قانون‌گريزی‌های آنان چشم می‌‌پوشد يا رسيدگی به تخلفات آن‌ها را پيوسته به تعويق می‌اندازد (از جمله تعلل در رسيدگی به جنايات کهريزک و فاجعه‌ی کوی دانشگاه که با وجود تصريح عالی‌ترين مقام سياسی نظام باز هم به مثابه‌ی اموری پيش‌پاافتاده با آن‌ها برخورد می‌شود) و از سوی ديگر کمترين اعتراضی را – حتی اگر در چهارچوب مواد همان قانون اول انجام شده باشد – به اشد مجازات محکوم می‌کند و برای خاموش کردن يک صدا و ميدان دادن بی‌حد و حصر به صدايی ديگر، از نقض مکرر حقوق تضمين شده‌ی ملت در قانون اساسی اول طفره می‌رود (حبس‌های بی‌حساب و قاعده که در آن ابتدايی‌ترين آيين دادرسی و قضايی ناديده گرفته می‌شود؛ بازداشت‌های نامتعارف در اوقات نامتعارف؛ محروم شدن متهمان از حقوق قانونی‌شان و «مجرم» خواندن صريحِ «متهم» حتی پيش از تشکيل دادگاهی قانونی و زمانی که متهم در حبس است و از هر نوع دسترسی به وکيل محروم است، همگی نمونه‌هايی از اين تخلفات است).

کسانی که تصور می‌کردند جنبش سبز هدف‌اش سرنگون کردن نظام است،‌ حق دارند اگر سرخورده و مأيوس باشند. کسانی که هم دوست دارند جنبش سبز را برانداز قلمداد کنند و توطئه‌گر، اغتشاش‌گر و فتنه‌جو، حق دارند اگر عصبی و عصبانی باشند. هر دو گروه راهِ ميانه و معتدل را يا گم کرده‌اند يا اساساً‌ نمی‌خواهند. ما هم که نه در پی براندازی هستيم و نه سودای پی‌افکندن عالمی از نو و آدمی ديگر داريم حق داريم اگر خود را هم‌چنان سبز بدانيم و در عين حال دايره‌ی سبز بودن را چنان وسيع بگيريم که «حق» هيچ ايرانی را، چه در داخل و چه در خارج کشور، به هيچ بهانه‌ای پايمال نخواهيم. حق چيزی نيست که به فرموده‌ بتوان کسی را از آن محروم کرد. اگر طلب عدالت و مطالبه‌ی آزادی‌های قانونی (و آزادی‌هايی که هر انسان و هر مسلمانی از آن‌ها برخوردار است) «حق» است، هيچ کس در هيچ مقامی نمی‌تواند اين حق را از کسی، چه سبز و چه غيرسبز، دريغ کند. سبز بودن يعنی پرهيز از تماميت‌خواهی و سياه و سفيد ديدن ملت؛ سبز بودن يعنی طبقه‌طبقه نکردنِ مردم و به رسميت شناختن تفاوت‌ها و اختلاف سليقه‌های آن‌ها. اجرای عادلانه‌ی قانون می‌تواند مانند چتری بر سر تمام ملت باشد و خواسته‌ی جنبش سبز از اين روشن‌تر نمی‌تواند باشد که نظام نمی‌تواند با سوءظن يا به بهانه‌ی اين‌که عده‌ای با من مخالف‌اند و خلاف کرده‌اند (به فرض اثبات خلاف‌کاری آن عده)، حقوق جمعِ کثير ديگری را پايمال کنند يا در استيفای حقوق‌شان تعلل کند. جنبش سبز ملت را دوپاره نمی‌خواهد. شايد يکی از مهم‌ترين وظايف ما همين است که آرامش به کشور بازگردد و ملتی که دوپاره شده است دوباره يکپارچه شود در عين حفظ اختلاف سليقه‌اش. اما مهم‌تر از آن بازگشت به عدالت است (عدالتی که آزادی هم برای همگان در ظل آن محقق شود و هيچ کس عزيزکرده در برابر قانون نباشد).

مطمئنم که می‌توان زوايای بيشتری را از اين موضوع ديد و شکافت، اما تا همين حد هم طولانی نوشته‌ام و بايد باقی را در يادداشتی ديگر نوشت، اما اگر به اختصار بخواهم بگويم شاید مجموعه‌ی بيانيه‌ها و مصاحبه‌های موسوی، منشور و آيين‌نامه‌ای روشن و شفاف برای جنبش سبز است که همه‌ی نکات بالا را می‌توان به وضوح در آن‌ها دید.


30 پاسخ به “چراغ راهی برای جنبش سبز”

  1. P.s love گفت:

    بسیار عالی و زیبا ممنون دوست سبزم
    گلایه از کلمه : چرا با وجود در اختیار داشتن چنین بزرگوارانی کمتر از قدرت آنان در پیشبرد اهداف که همانا مهمترین آن آگاهی بخشی به افراد جامعه است استفاده می شود؟

  2. مطالبات ما برگرداندن کرامت انسانی و عزت نفس به همه ایرانیان است. برقراری عدالت بین همه ایرانیان از هر فرقه و کیش و آیین، آنچنان که علی (ع) مینمود. مطالبات ما در خون هزاران شهید جنگ تحمیلی نهفته است. مطالبات ما در بند بند وصیت نامه امام(ره) نهفته است. خواسته های ما دین مداری بر پایه اخلاقیات است. ما به دنبال اجرای احکام واقعی دینی که عاری از هر آلودگی دنیوی و زیاده خواهی و منفعت طلبی و تملق گویی و چاپلوسی است، می باشیم. ما به دنبال اجرای عقلانی پیاده کردن دین و قانون هستیم نه متعصبانه و کورکورانه پیاده کردن آن. ما حاضر به خدایی نمودن هیچ مقامی در کشور نیستیم که انتقاد از ان حکم محاربه داشته باشد و بدنبال منتسب سازی معصومیت نیز برای هیچ کس نیستیم.هدف ما آگاهی یافتن و آگاهی دادن است. به امید نابودی جهل جاهلان

  3. سبز گفت:

    سبز بودن یعنی طرفدار دین داری،مردم داری، کشورداری، گفتگو ، وحدت، آزادی، علم، پیشرفت و عدالت طلبی.

    سبز بودن یعنی خواستار سربلندی ایران.

  4. رها گفت:

    سبز بودن یعنی مبارزه با دروغ، ریا، تهمت….
    سبز بودن یعنی مبارزه را زندگی کردن….
    سبز بودن یعنی…

  5. خیلی‌ سبز بود ،دمت گرم .سبز بودن یعنی با دلت با مولا حرف زدن

    سبز بودن یعنی بدون صندلی‌ خالی‌ با حضرت حرف زدن

    سبز بودن یعنی اینکه تلاش کنی‌ به سمت نور حرکت کنی‌ نه اینکه نور ببینی‌ و هاله بین بشی‌

    سبز بودن یعنی در مجلس خمیازه نکشیدن و مال بیت المال را حرام نکردن

    سبز بودن یعنی اینکه اگه ۴ یا ۵ برادری به قدرت رسیدی بشی‌ عین برادران شیردل و از حق دفاع کنی‌ نه اینکه …

    سبز بودن یعنی اینکه تلویزیون یا روزنامه دولتی ارث پدریت نیست مال مردم پس به نفع گروهی سؤ استفاده نکنی‌

    سبز بودن یعنی اینکه وقتی‌ روزنامه کیهان میخونی‌ دائم از شر شیطان رانده شده به خدا پناه ببری

    سبز بودن یعنی اینکه یه بانو داشته باشه که اهل عشق و معرفت باشه

    سبز بودن یعنی اینکه دروغ نگی‌ ،تظاهر نکنی‌،چاپلوس نباشی‌

    سبز بودن یعنی ایمان داشتن به اینکه مردی ۶۸ ساله با عشق و ایمان ،با عطر امام همراه مردم در حرکته

    سبز بودن یعنی اینکه بدونی یه شیخ دلیر با تو هم آواست

    سبز بودن یعنی اینکه یه خاتمی و یه گروه اصلاح طلب واسه آگاهی‌ و بیداری مردم از جان و مال خودشون گذاشتند

    سبز بودن یعنی شهدا و خانوادهاشون ،باکریها و همتها رو به یاد داشتن

    سبز بودن یعنی ندا،سهراب و علی‌ موسوی و دهها گل پرپرشده که واسه سبزی ،خون دادند

    سبز بودن یعنی همراه با کلمه رها از عجله و شتاب در انتظار سپیده دم باشی‌

    و در آخر سبز بودن یعنی ایمان داشتن به رشدکردن ،و سبز شدن همه آنهایی که توان رشد و سبز بودن را ندارند

  6. دوستدار و حامي موسوي گفت:

    با عرض سلام و خسته نباشيد خدمت دست اندركاران سايت كلمه
    من يك سوال مهم دارم كه اميدوارم هرچه زودتر جوابمو بديد چون خيلي مهمه ايميل شما مگه info@kaleme.com نيست؟ پس چرا من يك ميل رو دوبار به اين آدرس فرستادم به شما نرسيده و برگشت خورده و فكر مي كنم اشكال از آدرس شماست خواهش ميكنم سريع تر راهنمايي بفرماييد هرچند تا همين الانم زيادي دير شده و از مناسبت ميل من گذشته ولي اميدوارم حداقل بيشتر از اين طول نكشه و بتونم اين ميل رو به دست شما برسونم. ممنون از زحماتتون
    ==
    کلمه: لطفا تا اطلاع ثانوی با ایمیل kaleme.info@gmail.com در ارتباط باشید.

  7. علی51 گفت:

    آقای عزیز اگه اینطور که شما می گید بود که دنیا گلستان می شد.اگر کفار قریش نبودند،ابو لهب و ابو سفیان و …. با پیامبر مخالفت نمی کردند که حکومت عدل الهی برقرار می شد و دیگه این همه بزن و ببند و ببر نبود.یا زمان امامان معصوم و بعد از اونها تا زمان حال.

    تا دنیا بوده همیشه همین بوده،اگه آقای موسوی رییس جمهور می شد و اگر می خواست آرمان های فراموش شده ی امام و انقلاب را زنده کنه که همه چی گُل و بلبل می شد،پس …. ها هویج هستند که مهندس موسوی به همین راحتی بیاد و کاسه کوزه ی اونا رو به هم بریزه؟!

    سودای قدرت و نفس سرکش هرگز نمی ذاره آب خوش از گلوی مردم پایین بره.وگرنه در شرایط فعلی تشخیص حق و باطل که کار سختی نیست؛معلومه کی غاصب هست و کی محق.

  8. ناشناس گفت:

    امروز میدان ونک و بعضی اتوبان ها(مثل صیاد شیرازی) می دیدم که داشتند جدول هایی رو که به رنگ سبز بود،سیاه می کردند.

    نشانه ی سیادت هم آبی و پرچم ایران هم سفید و قرمز و مشکی هست.

  9. رای سبز گفت:

    سبز بودن یعنی ریشه داشتن در ایران زمین , بودن با مردمان این بوم و زمین
    سبز بودن یعنی وارسته بودن از قدرت فساد آور

  10. نجفی گفت:

    با تشکر از نویسنده محترم متن ،خدمت این دوست عزیز ناشناس عرض می کنم که این تغییر دادن رنگها ناشی از احساس ضعف و حقارت است ، و جا دارد برای مبتکر و مجری این کارها دلسوزی و آرزوی شفا کنیم.

  11. ناشناس گفت:

    سبز رنگ صلح و صفا و صمیمیت و ارامش است ولی سبز شما سبز فتنه سبز خشونت سبز بی عدالتی سبز جوسازی سبز دروغ سبز قدرت سبز رشوه سبز بی عقلی سبز زورگویی سبز بی رحمی سبز آمریکایی سبز اسرائیلی سبز بی رویه می باشد

  12. دست مریزاد به دکتر زیبا کلام! گفت:

    راستی دکتر زیبا کلام دیشب مناظره ای عالی و جالب انجام دادند که در اینجا به کلام زیبای شان آفرین می گویم و تشکر می کنم…
    نمی خواهید به آن بپردازید؟

  13. میم ... سبز گفت:

    سبز بودن یعنی انسان بودن و احترام گذاشتن به حقوق انسانی دیگران، فقط و فقط به صرف انسان بودن آنها ، نه نوع دین و فرقه و گروه و نژاد و اندیشه ی آنان

  14. خامنه گفت:

    هی هات منت ذلت
    سبز یعنی استقامت در برابر ظلم تا رسیدن به پیروزی
    همانگونه که ائمه ما اسارت کشیدند اما زیر بیرق ظلم را نگرفتند.
    الان چه ساده بعضی ها خود را به این عزیزان(ائمه)نزدیک میدانند
    در حالیکه مکتب پیامبران و ائمه همیشه بر ارشاد و عدالت بود نه بر جبر زور
    به نظر شما پیامبر چرا بعد از به قدرت رسیدن در مکه هیچوقت از زور برای بیعت گرفتن استفاده نکرد؟
    چون لا اکراه فی الدین .چرا یاران حضرت با وفا بودند؟ برای اینکه با پول و مقام آنها را به دست نیاورده بود
    همه آنها از روی علاقه و ایمان در کنار حضرت جمع شده بودند.
    یک ماه حقوق نیروهای خودسر رو دیر بدهید خواهید دید که ………..

  15. ناشناس گفت:

    جنبش سبز خواستار حاکمیت رای مردم است و از همین نقطه هم شروع شد.
    حالا ممکنه رای مردم دوباره همین قانون اساسی و جمهوری اسلامی باشه یا نه.
    تا وقتی رای گیری نشده بهتره به جای حرف زدن از طرف مردم، حول شعار حاکمیت رای ملت متحد باشیم

  16. مبارز ایکس گفت:

    جنبش سبز خواستار حاکمیت رای مردم است و از همین نقطه هم شروع شد.
    حالا ممکنه رای مردم دوباره همین قانون اساسی و جمهوری اسلامی باشه یا نه.
    تا وقتی رای گیری نشده بهتره به جای حرف زدن از طرف مردم، حول شعار حاکمیت رای ملت متحد باشیم

  17. ونوس گفت:

    ناشناس ساعت 10:01 : ببین قرار شد زیادی جوک تعریف نکنید. خندیدن زیاد خوب نیست. قربونم بری که اینقدر عاشق صلح و صفایی.لابد کهریزک مال سبزها بود که توش آدم کشتین نه؟ یا اینکه آدم کشتن به نظر شما خیلی کار آرامش بخشی هست!! البته که برای کسانی مثل شما آدم کشتن کار بسیار لذت بخشیه . اونم اگه از نوع سبزش باشه. بقیه صفاتی هم که گفتی قضیش از این قراره که وایسادی جلو آینه از خودت تعریف کردی. حالا روز قیامت معلوم میشه کی ظالمه. بشین منتظر.

  18. فرزند ایران گفت:

    سبز کسی سبز خشونته که مردمی رو که برای احقاق حقوقوشن با ارامش راهپیمایی میکنن میکشه-سبز کسی سبز بی عدالتیه که از حقوق کارگرای کشورس میزنه و میده به لبنان و فلسطین و …-سبز کسی سبز جو سازیه که کوچکترین روزنه ی اطلاع رسانی رو میبنده و از رسانه ی ملی که باید متعلق به همه ی ایرانیان باشه به نفع خودش استفاده میکنه و جوسازی-سبز کسی سبز دروغه که تو چشای مردم نیگاه میکنه و میگه کشور ما ازادترین کشور دنیاست و انتخابات دهم هم ازادترین انتخابات-سبز کسی سبز رشوه است که برای حفظ ابروی نداشته اش به مردم فریب ورده کیک و ساندیس و مرخصی و … میده تا بیان مثلا حمایتشونو ازش نشون بدن-سبز کسی سبز بی رحمیه که جوون 20 ساله رو تو دادگاه نمایشی محکوم به اعدام میکنه و … بازم بگم

  19. roberto گفت:

    سبزبودن یا نبودن مشکل رو حل نمیکنه چرا به جای این که تو سر و کله هم بزنیم نمی آییم دست در دست هم بدیم تا ایران رو مثل گذشته مثل دوران هخامنشی و یا ایام گذشته یک پارچه نکنیم چرا باید نشست تا ایران به دست بعضی ها که ادعای پیغمبری می کنند یا استغرالله ادعای خود خدا بودن رو میکنند نابود بشه یا چرا باید ملت ایران در دنیا این همه بد نام بشن چرا یه آمریکایی یا هر کسی دیگه ای به ما بگه تروریست چرا مقام های دولتی ایران باید این جور به مردم فشار بیارن به اونا بگن شما حق ندارین آزادی داشته باشین یا اگه نفس کشیدن ذست اینا بود میگفتن نفس هم نکشین وچرا های دیگه که نمیخوام بگم و اما یه سوال واقعا چرا ایران این همه حقیر شده ؟ ایرانی که یه زمانی دنیا رو اداره میکرد افسوس ……………………………….

  20. ناشناس گفت:

    سبز بودن
    يعني به درجه ي تشخيص حق و باطل رسيدن
    يعني در راه آرمان هاي سبز جنگيدن و همه نوع هزينه دادن
    يعني آگاه سازي ذهنيت هاي سياه و سبزشان كردن
    و ما همچنان سبز خواهيم ماند ان شاءالله

  21. خامنه گفت:

    ناشناس ساعت ۱۰:۰۱

    ای عزیز بهت تبریک میگم که سایت کلمه رو مطالعه میکنی و میدونی که کدوم سایت راست حسینی داره خبر رسانی میکنه.
    ام درباره اون چیزایی که نوشته بودی ، احتمالا در زیر درختی نشسته بودی و متوجه نشدی که در این مدت توی مملکتمون چی گذشته؟البته یا خدایی نکرده چماق بدست گرفته بودی و همه چیز رو دیدی؟
    در هر دو حالت فقط اینو بدون…….
    میر حسین موسوی ادعای قدرت نداره
    و فقط دنبال حق مردم است که بر دوش اوست
    مگر او نگفت که دوباره انتخابات سالم برگزار کنید من توی اون شرکت نمی کنم.
    چی داری میگی ………
    ما از میر حسین این رفتار را دیدیم که شیفته اش شدیم.وگرنه میرحسین هم یه نفر است مثل تمام هموطنان مثل تو مثل من و …..
    تعصب را بذار کنار رفیق ، اگه بی ریا هستی از مزایای بسیج استفاده نکن.
    یا حسین میر حسین

  22. ناشناس گفت:

    «جنبش سبز، جنبش عشق و زندگی است، نه نفرت و مرگ»
    به امید پیروزی جنبش سبز در چارچوب جنبشی مدنی، اخلاقی، عقلانی و منطقی.

  23. علي گفت:

    يا حسين ميرحسين
    رييس جمهور موسوي
    رهبري جنبش سبز را هيچگاه فراموش نكن
    ما به اميد تو زنده هستيم

  24. غزل سبز گفت:

    20 اسفند ماه 1388 سالروز کاندیداتوری رئیس جمهور مهندس میر حسین موسوی و جشن تولد اولین سال پدید آمدن جنبش عظیم راه سبز امید بر خداوند آفریننده سبز و همه سبز اندیشان مبارک.

  25. سلام : سلام تهيت خداوند بر فرشتگان در بهشت است
    بعد از انتخابات امروز موفق شدم با عبور از فيلتر وارد سايت كلمه بشوم . خيلي خوشحالم !!! آخه در كشور تقريبا كاملا آزادي مثل ايران كه رئيس جمهور آن در هالع اي از نور انتخاب شده است آزادي كاملي وجود دارد و تمامي موافقان و مخالفان از تمامي ابزار لازم براي اظهار عقايد خود برخوردار هستند خوشحالي مرا صد چندان كرده است !!!!
    به سادات شير دل خاتمي و موسوي بگوئيد سبز انديشان بعد از طوفان 8 ماه گذشته مرحله بازسازي خود را تكميل كرده اند و براي گرفتن حقوق قانوني خود مصمم تر از 8 ماه گذشته آماده جانفشاني تا مرز شهادت هستند . تا … يك يا حسين ديگر

  26. شايان گفت:

    زنده باشيد و سبز

  27. محمد جعفر گفت:

    سبز=امر به معروف و نهی از منکر

    شعور
    بصیرت واقعی
    عطو فت و مهربانی
    معنویت
    سیاست بر مبنای اخلاق
    تفکر ماکیاولی را مردود دانستن
    دلسوزی برای انسانها
    صداقت

  28. عدالت سبز گفت:

    سبزه در ظروف سبز پشت ماشینها هنگام تردد در شهرها و جاده ها.

  29. حسین گفت:

    متاسفانه فکر نکنم شما خودتان هم کاملا مفهوم دموکراسی را درک کرده باشید، چون از میان نظرات فقط آنهایی که به مذاقتان خوش بیاید درج میکنید.

    این هم ادامه همان سیاست سانسور است که ما را به اینجا رسانده است.

    یا حق

  30. مسعود گفت:

    زنده باد سبز (جنبش سینه سپر کرده در راه آزادی)