سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » هشدار زیبا کلام نسبت به تکرار یک اشتباه تاریخی...

هشدار زیبا کلام نسبت به تکرار یک اشتباه تاریخی

چکیده :صادق زیبا کلام نپذیرفتن پیسنهاد امریکا درآن مقطع را یک اشتباه دانست و اظهار کرد: «جالب این که پس از کودتای 28 مرداد نفت ایران دوباره 100 درصد زیر نظر انگلستان اداره شد. وقتی این مسئله را بررسی می کنیم می بینیم که اگر ما پیشنهاد حکمیت بانک جهانی را پذیرفته بودیم اصل ملی شدن نفت به رسمیت شناخته می‌شد و کودتا صورت نمی گرفت و در واقع سرنوشت عوض...


کلمه:همایش ملی ” نفت و سیاست خارجی در ایران” که از تاریخ 11 اسفند ماه به همت مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام آغاز شده است بعضا دارای نکات جالب توجهی است روز گذشته در سخنرانی صادق زیبا کلام استاد دانشگاه تهران مسئله‌ای مطرح شد که خواندنی است و تازگی دارد. شاید تا پیش از این برخی از محققان از این نگاه به مسئله “ملی شدن نفت” پرداخته بودند اما به نظر می‌رسد تاکنون هیچ یک از تحلیل‌گران با این رویکرد به مقایسه “ملی شدن نفت” و “هسته‌ای شدن” نپرداخته‌اند.

این استاد دانشگاه تهران با انجام مقایسه‌ای میان وضعیت پرونده هسته‌ای ایران و “ملی شدن صنعت نفت” مسئولین دیپلماسی ایران را از تکرار یک اشتباه تاریخی بر حذر داشت، وی معتقد است که ایران باید پیشنهاد آژانس و 1+5 را درباره مبادله اورانیوم غنی شده رابپذیرد همانگونه که مصدق باید فرمول امریکا برای حل دعوای ایران و بریتانیا بر سر مسئله نفت را می‌پذیرفت.

صادق زیبا کلام پژوهشگر سیاسی و استاد دانشگاه تهران در این‌باره به «فرارو» گفت: «عنوان سخنرانی من در همایش “نفت و سیاست خارجی” این بود که ملی شدن نفت اجتناب ناپذیر بود و این سوال را مطرح کردم که خود ملی شدن نفت تا چه حد ضرورت داشت؟ آیا برای ایران راه حل دیگری باقی نمانده بود و ما فقط باید نفت را ملی می کردیم تا به اهداف خود می‌رسیدیم؟»

وی افزود: «در بخش دیگر سخنرانی ملی شدن نفت و مسئله هسته‌ای موضوع بحث قرار گرفت. مسئله خیلی مهمی که مطرح می شود این است که در فاصله ملی شدن نفت در سال 1329 تا مرداد 1332 که کودتا اتفاق افتاد مذاکرات زیادی با انگلستان انجام شد و جدا از انگلستان یا همراه با آن مذاکراتی نیز با آمریکایی ها داشتیم که راه حل دیگری را برای حل معضل پیدا کنیم در این میان راه حل هایی برای حل مسئله نفت مطرح شد.»

این استاد دانشگاه با بیان مواضع امریکا نسبت به “ملی شدن” صنعت نفت اظهار کرد: «برخلاف تصوری که در ایران وجود دارد آمریکایی‌ها از ابتدا مخالف ملی شدن صنعت نفت نبودند حتی در ابتدا تا حدود زیادی موافق ملی شدن بودند به دو دلیل اولا احساس می‌کردند که انگلیسی‌ها به ایران اجحاف می‌کنند و قراردادی که در آن زمان مطرح بود خیلی یک جانبه و به نفع انگلیسی ها بود.»

زیبا کلام ادامه داد: «آن‌ها در امتیاز دارسی به ما 16 درصد سود خالص را می‌پرداختند که البته در قراردادی که در زمان رضا شاه در سال 1312 منعقد گردید که معروف به قرارداد1933 است سودی که ما دریافت می‌کردیم تا حدودی بیشتر شد. اما همان موقع در عربستان و مناطق دیگر قراردادهایی که شرکت‌های نفتی آمریکایی منعقد می‌نمودند معروف بود به قراردادها پنجاه، پنجاه یعنی 50 درصد سود متعلق به کشور دارنده نفت بود و 50 درصد متعلق به کمپانی که سرمایه گذاری کرده بود.»

وی با بیان این مطلب که “این مسئله را اگر مقایسه می کردیم با مقداری که انگلیسی ها به ما می پرداختند از زمین تا آسمان متفاوت بود” افزود: « آمریکایی‌ها رفتار انگلستان را ناحق و ظالمانه می‌دانستند بنابراین معتقد بودند که ایرانی‌ها حق دارند و درست می‌گویند. شاید که راه حل ایران را درست نمی‌دانستند ولی در اساس اعتقاد داشتند نوع رابطه ایران و انگلستان در خصوص نفت باید مورد تجدید نظر قرار گیرد.»

این نویسنده دلیل دیگر آمریکا برای موافقت با “ملی شدن صنعت نفت” را نگرانی‌ آن‌ها دانست و گفت: «دلیل دیگرش این بود که آمریکایی ها نگران بودند که این موج ناسیونالیستی که در مسئله نفت در ایران بوجود آمده است موج ضد امپریالیستی و احساسات ضد بیگانه به نفع کمونیست ها تمام شود و باعث گردد آنها محبوب‌تر شوند.»

وی ادامه افزود: «چرا که در آن مقطع حزب توده به عنوان حزب چپ بسیار با نفوذ بود و بسیاری از دانشجویان و روشنفکران و… از این حزب طرفداری می‌کردند. آمریکایی ها نگران بیشتر شدن نفوذ حزب توده بودند بنابراین دلیل دیگری که تصور می کردند ملی شدن نفت و حل شدن آن کار درستی است این است که بهانه به دست چپ نیافتد.»

زیبا کلام با اشاره به راه حل‌های آمریکا برای حل معضل نفت ایران اظهار کرد: «نتیجه این است که آمریکا در آن زمان خیلی تلاش کرد که راه حل میانه بین ما و انگلیسی ها پیدا کنند، یکی از این راه حل‌ها قرارداد پنجاه، پنجاه بود که مرحوم مصدق آن را نپذیرفت و گفت این قرارداد منافع ما را تامین نمی کند.»

این استاد دانشگاه ادامه داد: «فرمول دیگری که امریکایی ها مدنظر داشتند این بود که به مدت 2 سال بانک جهانی به عنوان حکم بین ایران و انگلستان عمل نماید و درآمد‌های نفت در صندوقی تحت نظر این بانک جمع شود و بانک جهانی بخشی از آن را به عنوان کارمزد خود بردارد و بخش دیگری را به صورت علی الحساب به ایران و انگلستان بپردازد و بعد از دوسال تکلیف نهایی دعوا مشخص شود.»

وی با بیان محاسن این پیشنهاد افزود: «حسن بزرگی که این راه حل داشت این بود که به صورت غیر رسمی عملا حاکمیت ایران و ملی شدن نفت به رسمیت شناخته می شد یا این که همین قدر که از انگلستان خلع ید می‌شد کافی بود، البته خلع ید صورت گرفته بود و مرحوم مهندس بازرگان در راس یک هیئت خلع ید بعد از ملی شدن نفت به آبادان رفته بود و عملا تاسیسات نفت را از انگلیسی ها تحویل گرفته بودند.»

نویسنده کتاب “ما چگونه ماشدیم” تصریح کرد: «اما در عمل چون ما نمی توانستیم نفت را خودمان تولید و صادر کنیم عملا مسئله قفل شده بود. حسن بزرگی که این کار داشت این بود که از انگلستان عملا خلع ید می‌شد و مدیریت نفت ایران به بانک جهانی سپرده می شد تا بعدا در نهایت توافقی بین ما و انگلستان صورت بگیرد.»

زیبا کلام با بیان این مطلب که “مصدق و دولت ایران راضی بودند به انگلستان غرامت بپردازند چرا که تمام سرمایه گذاری را انگلیسی ها انجام داده بودند و ماایرانیان یک ریال هم سرمایه گذاری نکرده بودیم” افزود: « دکتر مصدق گفته بود که دولت ایران حاضر است تمام سرمایه گذاری را به آن‌ها بپردازد اما دولت انگلیس مخالف این مسئله بود و می گفت طبق قرار داد ما مالک صنعت نفت و منابع نفت هستیم.»

این استاد دانشگاه تاکید کرد: «پیشنهاد دوم که به اسم پیشنهاد بانک جهانی معروف شده بود، پیشنهاد خیلی خوبی بود به خصوص وقتی که ماشرایط قبل از رد پیشنهاد را با پس از آن مقایسه می کنیم. چرا که پس از رد پیشنهاد آمریکا، نهایتا آنها نیز کاسه صبرشان لبریز شد و دیگر در این مسئله میانجیگری نکردند بلکه آرانم آرام به سمت انگلیس رفتند.»

وی با بیان شرایط پس از رد پیشنهاد آمریکا درباره نفت ایران گفت: «پس حرکت آمریکا به سمت انگلستان، آن‌ها به آمریکایی‌گفتند ما که از اول گفته بودیم راه حلی وجود ندارد و ایران حاضر به توافق و یافتن فرمول مسالمت آمیز نیست پس باید دولت مصدق را سرنگون کرد و حالا شما عملا به آن مسئله مورد نظر ما رسیدید. درآن مقطع ما نه تنها آمریکا را از دست دادیم بلکه آنها از انگلستان طرفداری کردند و قطب مخالف را تشکیل دادند و پس از آن کودتای 28 مرداد صورت گرفت.»

صادق زیبا کلام نپذیرفتن پیسنهاد امریکا درآن مقطع را یک اشتباه دانست و اظهار کرد: «جالب این که پس از کودتای 28 مرداد نفت ایران دوباره 100 درصد زیر نظر انگلستان اداره شد. وقتی این مسئله را بررسی می کنیم می بینیم که اگر ما پیشنهاد حکمیت بانک جهانی را پذیرفته بودیم اصل ملی شدن نفت به رسمیت شناخته می‌شد و کودتا صورت نمی گرفت و در واقع سرنوشت عوض می‌شد.»

این استاد دانشگاه با مقایسه کردن “ملی شدن صنعت نفت” و پرونده هسته‌ای تصریح کرد: «من در همایش نفت و سیاست خارجی مقایسه ای صورت دادم و عنوان کردم که در مسئله هسته‌ای نیز بعضا پیشنهادهای خوبی به ما ارائه شد که اگر ما آنها را می پذیرفتیم فرش دشمنی را زیر پای آمریکایی ها بیرون کشیده بودیم و انها نمی توانستند به ما بگویند ایران چه سودایی در سر دارد و .. و اعتماد سازی صورت می‌گرفت و هزینه ای که ما پرداخت می کردیم خیلی کمتر می شد.»

وی ادامه داد: «در این موارد برخی اوقات فرمول هایی که به وجود می آید که می توانند منافع ملی را تا حدودی تامین نمایند اگر ما اورانیوم 5/3 درصد را بدهیم و در مقابل 20 درصد تحویل بگیریم اعتماد سازی صورت می‌گیرد و به علاوه اصول غنی سازی اورانیوم در ایران به رسمیت شناخته می شود.»

این تحلیل‌گر سیاسی در پاسخ به این پرسش که چگونه اصول غنی سازی شده به رسمیت شناخته می‌شد گفت: «در پیشنهادی که آقای البرادعی به ایران آورد قرار بود که ایران اورانیوم 5/3 درصد خود را بدهد و معادل آن اورانیوم 20 درصد را تحویل بگیرد نکته مهم این است که در آن پیشنهاد اصلا بحث توقف غنی سازی مطرح نشده بود و ما می توانستیم غنی سازی 5/3 درصد را ادامه دهیم و هم‌چنان کار را پیش ببریم و نیاز اورانیوم 20 درصدی را هم آژانس تامین می کرد.»

زیبا کلام در پایان تاکید کرد: «این برای اولین بار بود که یک توافقی و اعتمادی بین ما و1+5 صورت می‌گرفت و به نظر من بیشترین نفع را برای ما داشت و متقابلا بیشترین زیان را آمریکایی ها می‌دیدند،در حال حاضر تمام بهانه آمریکا این است که ایران همکاری نمی کند و نیاتی دارد و ان‌ها از این طریق سعی می کنند که دنیا را از برنامه های ما بترسانند. اگر توافق مورد نظر بین ایران و 1+5 صورت می گرفت آمریکای ها نمی توانستند از سلاح ایران هراسی و ایجاد شک و شبهه استفاده نمایند و این مسئله خیلی به نفع مابود.»


12 پاسخ به “هشدار زیبا کلام نسبت به تکرار یک اشتباه تاریخی”

  1. amir گفت:

    اینکه تو بگی نمیدونم یک شکسته نفسی بزرگ از طرف بزرگترین عامل به انحراف کشیدن نهضت ، است.یادته از سال 76 تا 84 چقدر اصلاحات رو کوبیدی؟

  2. mehrdad nosrati mehreshaer گفت:

    دوست عزیز که amir کامنت میگذاری !
    کمی بیشتر به اینگونه سخن گفتن و تاثیر آن بیاندیش! چراکه اولا هشدار نسبت به روشهای پیشین یک فرد خود عاملی برای برانگیختن حسی است که ریشه در پافشاری نابجا در انانیت فرد دارد و اگر مخاطب چنین سخنی فردی ضعیف باشد چه بسا برای دفاع از گذشته خود ، به آن رجوع کند که صد البته دکتر زیباکلام فردی فرهیخته اند و از چنین ضعفی بدور
    و ثانیا : چگونه توقع داشته باشیم که افراد با تغییر شرائط و افزایش مطالعاتو دامنه آگاهی شان نسبت به یک موضوع تغییر موضع نداده و همچنان بر چیزی که پیش تر گفته اند اصرار ورزند ( ولو آنکه دیگر به آن باور نداشته باشند)
    در سومین کنگره شعر جوان خاطرم هست که قرار بود من یک شعری را بخوانم با نام “رطب خورده ” که بعدها در کتاب ” تیه ” منتشر شد. در آن کنگره یکی از کسانی که امروز از حامیان و پیشروان جنبش سبز است و به همین واسطه در جشنواره فجر هم شرکت نکرد بسیار اصرار کرد که یکی از بیت های آن را حذف کنم ولی بنده به وی گفتم که من اینگونه در مورد فلان موضوع می اندیشم و چون شاعرم آن اندیشه را در شعرم اینگونه مطرح کرده ام ولی او دلیل می آورد که بیش از حد بی پرده گفته ای و ممکن است موجب ملال ناظران شود که البته من وقتی پشت تریبون قرار گرفتم آخر هم کار خودم را کردم. ببینید آنروز او از نگفتن دفاع می کرد و امروز خودش بی پرده از حقوق انسانی و آزادیخواهی دفاع می کند . آیا این درست است که بگوئیم آقای فلانی یادت هست چقدر من را اذیت کردی که چرا آخر کار خودت را کردی و آن بیت را سانسور نکردی؟ نه ! چون امروز دیگر او آنگونه نمی اندیشد.امروز او خود از مدافعان آزادی است . پس باید بپذیریم که مردم با گذشت زمان اندیشه های تازه ای را تجربه می کنند و این حق مسلم هر انسان است .امروز صادق زیبا کلام ، زیبا سخن می گوید پس بیا ما هم گذشته را به رخ هم نکشیم و با آن گروه اتهامزن لجباز که منم منم آنها سر به آسمان گذاشته و خودشان دیروزشان را فراموش کرده اند فرق کنیم.
    مهرداد نصرتی مهرشاعر

  3. علی51 گفت:

    انسان ها همه تغییر می کنند و تغییر ضرورت بشر هست ولی جایگاه و محدوده زمانی افراد هم اهمیت زیادی دارند.
    مثلاً خطایای آدم های سرشناسی مثل آقای رفسنجانی یا محسن رضایی،خاتمی،عباس عبدی،موسوی خویینی ها،عبدالله نوری و عطا لله مهاجرانی و ….یا همین آقای زیباکلام(همه را از سمت اصلاح طلب ها گفتم که مشکلی پیش نیاد) با امثال بنده زمین تا آسمون فرق داره،من که تاثیر گذاریم در حد 10 تا آدم هم نیست ولی اونها قشر عظیمی را متاثر می کنند،بنابراین باید بیشتر مراقب باشند.

    آقای زیبا کلام همیشه حامی هاشمی رفسنجانی بوده و هیچگاه انتقادی هم از شیوه کار ایشان نکرده و خُب ما نیک می دانیم خیلی از این ستایش ها اشتباه و به ضرر منافع ملی بوده است.

    نه اینکه بگم الان دیگه حق اظهار نظر ندارند ولی ما خیلی از تئوری های شما رنج کشیدیم آقای دکتر،این مردم تا کی باید تاوان سعی و خطاهای شما را بدهند؟؟

    خدا رحمت کنه مهندس بازرگان را که وقتی نخست وزیر شد یک سیاستمدار به تمام معنی بود و تمام این حوادث رو پیش بینی می کرد و برای اخلالی که همین جناح راست و چپ اسلامی به واسطه ی تندرو و ناپخته بودنشان می کردند کناره گیری کرد و اونهمه تهمت و ناسزا شنید و حالا بعد از 31 سال تازه فهمیدین که مرحوم بازرگان محق بوده اند!!

  4. نیما گفت:

    به نظر من استدلال آقای زیباکلام کاملن درست است. البته آنطور که کلمه گفته, ایشان اولین کسی نیستند که چنین تحلیلی از مسئله ی ملی شدن نفت و اشتباه دکتر مصدق در عدم پذیرش توافق با غرب در ان شرایط شکننده و حساس را ارائه داده اند. بنده شخصن همین تحلیل را (البته بدون مقایسه با مسئله ی هسته ای چرا که در ان زمان بحث هسته ای مطرح نبود) از زبان مهندس سحابی در یک جلسه ای که در ساختمان نشریه ی پیام هاجر (حوالی سال1376) برگزار شده بود شنیدم. ایشان با وجود علاقه ی شدیدی که به مصدق داشته و دارند, چنین تحلیل صادقانه و مدبرانه ای را در ان زمان ارائه نمودند که برای حضار عجیب آمد. برای خود من بسیار آموزنده و کاملن خلاف تصور و درک پیشینم بود.

    به هر حال دست مریزاد آقای زیباکلام و ممنون از کلمه برای بازتاب صادقانه و حرفه ای اخبار

  5. ناشناس گفت:

    جالب بود

  6. بهار گفت:

    خیلی جالب بود. در حال حاضر حکومت بیشتر کشورها دموکراسی است و نمایندگان ملتها هستند و تعامل با کشورهای دنیا امری ضروری است. اگر همواره بر اساس اصول و عقل و منطق به امور جاری نگاه کنیم و فقط متکی به احساسات نباشیم ، گامهای روشن و آسانتری برای پیشرفت برمیداریم.

  7. امیر گفت:

    خیلی هم استدلال احمقانه ای است. مرحوم دکتر مصدق در کتاب “خاطرات و تالمات” به این ایراد جواب کاملی داده اند که بد نیست نگاهی هم به آن داشته باشیم. اینکه ما الان در این زمان بنشینینم بیرون گود و بگوییم فلانی اشتباه کرد نهایت بی انصافی است.
    جواب مرحوم مصدق به این ایراد هم همین است که نکته اصلی سهم 50 در صد و امثال آن نبود. مشکل استقلال کشور ما بود و نفوذی که شرکت نفت و انگلیسی ها در همه امور کشور به هم زده بودند. به قول دکتر مصدق، حکایت پذیرفتن پیشنهاد آمریکا و بانک جهانی حکایت آن غلامی بود که خودش را به بالاترین قیمت فروخت، غافل از آنکه “العبد ما فی یده کان لمولاه” (عین عبارت دکتر مصدق)
    “بانک جهانی! که تشکیلاتی برای کنترل و اداره نفت نداشت”؟ (این عین جمله دکتر مصدق است، خودتان قضاوت کنید که حرف این آقای دکتر زیباکلام تا این حد نسنجیده است که نمی داند بانک جهانی یعنی چه؟) معنای این پیشنهاد این بود که مجددا اداره امور را به دست انگلیس بسپارند منتهی به نامی دیگر. و در این شرایط دیگر دست ملت هم برای هر نوع اقدام دیگری بسته می شد. راجع به این مطلب هم که ایران در آن زمان کسی را برای اداره این شرکت نداشت، بازهم اگر در خاطرم باشد دکتر مصدق اینگونه جواب می دهد که: “حاضر بودیم همان کارشناسان انگلیسی را با حقوق چندبرابر در همان مشاغل قبلی به خدمت بگیریم”. مشکل انگلیسیها این نبود، آنها می خواستند کنترل منابع ما را در دست داشته باشند.
    گاهی وقتها ما برای دستمالی قیصریه ای را به آتش می کشیم. من بیاد حکایت مردی می افتم که از سر دشمنی با همسایه اش سرش را بالای پشت بام همسایه اش برید تا فردا روز همسایه را به اتهام قتل مواخذه کنند. بد نیست کمی قبل از انتشار این مطالب در مورد آنها فکر کنید.

  8. سروش گفت:

    دوستان خواهشمندم حتما کتاب هاشمی بدون روتوش که مجموعه چند مصاحبه دکتر زیبا کلام با آیت الله هاشمی رفسنجانی هست رو مطالعه کنید . در مقدمه ی این کتاب بطور حتم متوجه میشید که چگونه قدرت سیاسی هاشمی رو ….به اضمحلال بردند و حالا از هاشمی حمایت میکنند بلکه بتوانند مجددا به عرصه قدرت برگردند .

  9. Dalghak.Irani گفت:

    خب من هم صددرصد با نگاه دکترزیبا کلام موافقم وایشان را یکی از روشن بین ترین روشنفکران حال حاضر ایران می دانم. البته من تنها دریک مورد با ایشان اختلاف برداشت پیدا کردم آن هم زمانی بود که حضرت شان بر آمدن آقای هاشمی درسال 84 اصرار متعصب کردند ودرحالی که محمدباقرقالی باف نامزد شده بود وشرط هاشمی برای نیامدن تحقق یافته بود. ایشان وطیف فکری حامی یا مطیع ایشان این اشتباه وحشت ناک را مرتکب شدند و مارا به چاه ویل گرفتار کردند. بغیراز همین یک مورد بقیۀ تحلیل ها وموضع گیری های دکتر زیبا کلام وبویژه دررابطه با اصلاح طلبان دوم خردادی کاملاً درست ومنطبق برواقعیت بود. من هم مثل دکترزیبا کلام معتقدم که حل مشکل ایران با امریکا بدست هرمسئولی هم مغتنم است چرا که بعدازحل این مشکل ایران درمسر حکومت شدن قرار گرفته وازروش های سیال وانقلابی دست برمی دارد. البته که بازهم باایشان هم رأی هستم که بهمین خاطر ایران هیچ گاه نخواهد خواست که با امریکا رابطۀ غیرخصمانه وغیر ایدئولوژیک داشته باشد. یا…هو

  10. داوود گفت:

    جای بحث تاریخی در موردی به این حد چالش برانگیز مطمئناً در کامنت نیست. روح حاکم بر جواب آقای مهرداد نصرتی را بسیار می پسندم. در مورد استدلال آقای امیر عزیز؛ اگر لفظ احمقانه را از ابتدای نوشته ایشان حذف کنم بقیه آن بسیار مهم و راهگشاست. نکته ای که در مورد دکتر مصدق همواره نادیده انگاشته شده؛ زمان است. زمانی که ایشان به مبارزه برخاسته بودند، زمانی که مبارزه ایشان به طول انجامید و زمانی که از کودتای 28مرداد گذشته است (توجه کنید که هنوز چند ماه بیشتر از جنبش سبز نمی گذرد، تمام رهبران آن در قید حیات هستند و این همه مدرک و فیلم و عکس از وقایع آن موجود است ولی باز هم تحریفات حکومتی وحشتناک سعی در تحریف تاریخ دارد؛ حال حساب کنید که از جنبش ملی شدن نفت چند سال گذشته است). این 3مورد را بسیاری از تحلیلگران منصف نادیده انگاشته اند.
    در مورد مطلب آقای دلقک ایرانی هم به محض اینکه فرصتی پیدا کنم در وبلاگ خود ایشان مطالبی را خواهم نوشت ولی به طور خلاصه باید بگویم که تا حدی با نظرات ایشان موافقم ولی فکر می کنم ایشان بهتر است به مطالبی که آقای قالیباف در بین دو مرحله انتخابات گفته اند هم گوشه چشمی داشته باشند. مفصل ترش را اگر عمری بود همانجا و در پای مطلب آخرشان (که اتفاقاً به همین مورد آقای قالیباف اشاره کرده اند) مینویسم.

  11. واهیک گفت:

    مراجعه ی دوباره به اسناد تاریخی دوران ملی شدن نفت نشان می دهد که دکتر مصدق در ابتدای امر رویکرد مثبتی نسبت به دخیل ساختن “بانک بین المللی” نشان می داد ولی با آشکار شدن توطئه ای که در کار بود از وارد شدن در آن پرهیز کرد. موضع آقای زیبا کلام خواننده را بیاد مواضعی می اندازد که روزنامه ی “شاهد” (حزب زحمتکشان مظفر بقایی) در آن دوران تبلیغ می کرد و مصدق را به پذیرش شروط طرفین انگلیسی -آمریکایی فرا می خواند. مقایسه ی ملی شدن نفت با غنی سازی نیز هم در موضوع و هم در قیاس تاریخی باطل است. باید دید که روند مبارزات در راه ملی کردن صنعت نفت چه تاثیر مثبتی بر منطقه و جهان داشت و “مسئله ی غنی سازی”، که ایعاد گسترده تری هم دارد چه تاثیری حتی بر همسایگان ایران که همگی کشورهای مسلمانند بر جای خواهد گذاشت. حالا چون دو موضوع فوق الذکر ذیل “مقاومت بر منافع ملی در برابر مطامع امپریالیستی” قابل جمعند نشانه ی آن نیست که می توان رویکرد واحدی را در پیش گرفت.

  12. kamal گفت:

    naft magar alan melli hastesh? Alan ham naft dowlati hast va na melli .be nazare man ke daneshjooye reshteh mali Hastam agar naft melli Bashe moshkelat mamleket az jomle vabastegy budje be naft ghabel hale.va bahse yaraneha Aslan betor koli hal mishe. bahse meli kardan naft bayd jedan peigiry beshe.