سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » ممانعت از سخنرانی مزروعی با قطع برق در دانشگاه تهران!...

ممانعت از سخنرانی مزروعی با قطع برق در دانشگاه تهران!

چکیده :برنامه سخنرانی علی مزروعی که با دعوت و اطلاع رسانی قبلی انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران قرار بود ساعت 12 امروز سه شنبه در سالن اجتماعات این تشکل برگزار شود با کارشکنی ها و فشارهای نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه لغو...


کلمه:با کارشکنی های شدید و غیرمنتظره مسوولین دانشگاه تهران و نهادهای امنیتی برنامه سخنرانی علی مزروعی در دانشگاه تهران لغو شد.

به گزارش جرس برنامه سخنرانی علی مزروعی که با دعوت و اطلاع رسانی قبلی انجمن اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران قرار بود ساعت 12 امروز سه شنبه در سالن اجتماعات این تشکل برگزار شود با کارشکنی ها و فشارهای نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه لغو شد.

بنا بر این خبر از شب گذشته نهادهای امنیتی با تماسهای تهدیدکننده با برخی از اعضای انجمن اسلامی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران خواستار عدم برگزاری این برنامه شدند، امروز نیز مسوولین حراست دانشگاه با تهدیدات جدی و کندن پوستر برنامه از طح دانشگاه تلاش خود را برای لغو برنامه ادامه دادند.این فشارها تاجایی پیش رفت که تنها دقایقی پیش از آغاز برنامه برق دانشکده حقوق وعلوم سیاسی قطع شد و زمانی که خبر عدم حضور مزروعی در دانشکده منتشر شد برق مجددا وصل شد.همچنین از ساعاتی پیش از آغاز برنامه افرادی غیر دانشجو فضای دانشکده را امنیتی نموده بودند.

علی رغم ایین فشارها انجمن اسلامی حقوق و علوم سیاسی برنامه پخش کلیپ و دعای توسل را برگزار نمود و در انتها نیز از عضو شورای مرکزی خود که دوماه در بند بوده تشکر و قدردانی نمود.


10 پاسخ به “ممانعت از سخنرانی مزروعی با قطع برق در دانشگاه تهران!”

  1. مرتضی گفت:

    گروه های امنیتی از طریق هر سازمانی و ارگانی پشتیبانی میشوند تا بتوانند به افکار پلید خود در جامعه با به وجود اوردن رعب و وحشت دست یابند و فقط خدا میواند این گره ننگ جامعه و اسلام را ریشه کن کند جالب اینجاست که اعمال ننگین خود را با نام خدا و پیغمبر و اسلام تمام میکنند.

  2. پسر میرحسین گفت:

    آزادی نزدیک به مطلق !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  3. ناشناس گفت:

    عصرايران – حضرت علي (ع) در طول زندگي پر فراز و نشيب خويش ، برغم آن که جنگ هاي فراوان داشت و در همه نبردهايش از غزوه هاي دوران رسول(ص) تا جنگ هاي بزرگ دوران خلافتش ، شمشيرش از خون دشمنان سيراب بود ، هرگز و هرگز اصول اخلاقي را ولو درباره دشمناني که عليه او تيغ کشيده بودند ، زير پا نگذاشت.

    او البته ، مي توانست به استناد اين که طرف مقابل ، در برابر اسلام ايستاده ، عليه اش جوسازي کند ، شايعه درست نمايد و به يارانش بگويد که در بلاد دور و نزديک هر آنچه از دروغ و تمسخر و تهمت و توهين است ، به طرف هاي مقابل علي(ع) نسبت دهند و نام اين کار را “عمليات رواني” بگذارند و به استناد “مقابله به مثل” توجيه اش کنند ؛ چه آن که معاويه ، در شايعه پراکني و اتهام افکني ، هيچ پروايي نداشت و البته در اين «معصيت» نيز ، به اندازه اي موفق بود که وقتي مولا علي(ع) در مسجد ضربت خورد و خبرش به شام رسيد ، مسلمانان با تعجب از يکديگر پرسش مي کردند که مگر علي ، مسجد هم مي رفت؟!00

    اينک ، حکايت ماست که ادعاي شيعه گري علي(ع) را داريم و شکافي که شيطان ميان باورها و کارهاي مان پديدار ساخته است.

    جريان بعد از انتخابات ، امتحاني بود که بسياري از ما در آن باختيم ؛ يکي رأي ها را باخت ، ديگري ، به تعبير رهبري در آزمون بصيرت مردود شد ، آن ديگر ، در اصول رفتاري برنده شکست خورد و … و خيلي ها و از جمله بسياري از ما رسانه اي ها نيز ، بي هيچ تعارفي “اخلاق” را باختيم.

    مثلاً اگر در جبهه مخالفان احمدي نژاد بوديم ، به جاي نقد رفتارهاي او ، با اسب توهين و تمسخر ، حتي حريم شخصي و چهره ظاهري اش را نيز مورد تاخت و تاز هاي غيراخلاقي قرار داديم و اگر از موسوي بدمان مي آمد ، هر آنچه از زشت و نازيبا به ذهن مان رسيد ، عليه او نوشتيم بي آن که يادمان باشد فرداي قيامت براي تک تک کلمات مان ، مورد سوال قرار مي گيريم و مواخذه مي شويم:«ما يلفظ من قول الاّ لديه رقيب عتيد»(ق18)

    البته بر سبيل انصاف بايد گفت رسانه هايي که توهين به احمدي نژاد را پيشه خود کرده بودند ، به محاق توقيف و توقف گرفتار شدند و با آنها برخورد شد اما توهين ها و دروغ هاي طرف مقابل ، نه تنها مورد مواخذه قرار نمي گيرد ، بلکه اي بسا حمايت و تشويق هم مي شود!

    اصلاً بياييد فرض را بر اين بگذاريم که ميرحسين موسوي ، جاسوس کد دار “موساد” است ،(بدتر از اين که نمي شود تصور کرد!) آيا اسلام و سيره علوي(ع) به ما اجازه مي دهد که فراتر از اين جرم ، چيز ديگري به او نسبت بدهيم و مثلاً بگوييم مشکل رواط غيراخلاقي هم دارد؟! قطعاً چنين برچسبي ، دروغ است و آن طور که به ما ياد داده اند ، حرام است و معصيت.

    حال مروري کنيم بر آنچه در طول ماه هاي اخير درباره او گفته اند: مزدور بيگانه ، حرام خور ، نامسلمان ، محارب ، بيمار رواني ، تروريست ، آدمکش و … .

    هر چند اقدامات موسوي در جريانات بعد از انتخابات ، موجبات نقدهايي شده است و البته منتقدان او نيز حق دارند ، افکار خويش را بيان کنند و او را بي رحمانه به صلابه نقد بکشند ، اما ، وجدان و انصاف و شريعت محمد(ص) که به ما اجازه نمي دهد به خاطر رفتارها و رويکردهايي که از کسي قبول نداريم ، هر صفت زشتي را متوجه او کنيم.

    درست است که در حال حاضر – و در شرايطي که کوچکترين نقدها حتي نسبت به يک مسوول دولتي مي تواند براي منتقد و خطرناک باشد – هر گونه حمله اي عليه موسوي و برخي افراد ديگر هزینه و عواقب دنيوي خاصي ندارد و ممکن است حتي با “دست مريزاد”هايي هم مواجه شود ، ولي بالاخره آيا قبر و قيامتي هم هست ياخير؟
    آيا اگر در دادگاه الهي ، نتوانيم نسبت هايي که به اين و آن مي دهيم را ثابت کنيم ، آتش وحشتناک و سوزاننده دوزخ در انتظارمان نخواهد بود؟ به عنوان مثال ، کسي که در رسانه اش مدعي مي شود “موسوي با ريگي مرتبط بوده!” يا مي نويسد “يک روانشناس که نخواست نامش فاش شود اظهار داشت که موسوي از 10 سال قبل از انقلاب مشکل رواني داشته!” حتي اگر در اين دنيا ، از او نخواهند ادعاهايش را ثابت کند ، آيا جوابي براي خداوند دارد؟

    موسوي مانند همه سياستمداران ، حتماً بايد نقد شود و مانند همه شهروندان نيز اگر از قانون تخطي کرده باشد ، حتماً بايد محاکمه گردد ولي هيچ کدام از اينها باعث نمي شود به راحتي آب خوردن ، گناهان کبيره اي مانند دروغ گفتن و تهمت زدن را به کارنامه اعمال خود اضافه کنيم .
    به راستي چه کسي مي تواند بپذيرد موسوي که حداکثر با برخي اشخاص و روش ها سر مخالفت دارد – و منتقدانش نيز خواستار محاکمه اش هستند – با تروريست و آدمکشي مانند عبدالمالک ريگي ، رابطه و سَر و سِر داشته باشد؟! يا امام راحل(ره) – که نامش جاودان باد – اصرار داشته که نخست وزير کشور يک فرد رواني باشد؟

    ماجراهاي ميرحسين موسوي و محمود احمدي نژاد و اين رسانه و آن حزب و فلان بيانيه و بهمان تجمع و … همه و همه ، در گذر زمان حرکت مي کنند و به تاريخ مي پيوندند و آنچه باقي مي ماند ، کارنامه اي است که هر کدام از ما نزد خداوند قادر و قهار ، رقم زده ايم و چه خسران زده خواهيم بود اگر به خاطر دنياي ديگران يا حتي دنياي فاني خودمان ، آخرت پاينده را تباه کنيم و سال ها در دوزخ بسوزيم به خاطر اين که براي خراب کردن کسي يا براي خوش آمد ديگري ، قلم زده ايم که فلاني جاسوس است و ديگري رواني و آن يکي هم آدمکش!
    اين ، حتماً فضيلت اخلاقي است که در نقد افراد ، تقوا و انصاف پيشه کنيم و از نزد خود ، اتهاماتي فراتر از آنچه هست را متوجه ديگران نکنيم. اين فضيلت ها ، آموزه هاي زيباي مکتب اهل بيت(ع) هستند

  4. اميد هميشه سبز رشت گفت:

    سلام و درود بر شما مردان بزرگ درود بر شما كه راه تان در مبارزه با ديكتاتوري امام راحل است
    به خدا قسم اين ضعف اين نظام است كه از يك سخنراني ساده بين روشنفكران جامعه هم مي ترسند
    ولي ايا صبح نزديك نيست

  5. شعری از زبان آینده پیروز بهار و شکست ناگزیر خزان

    بیرق تسلیم
    کاش می دیدی چه کردی و تو بر که تاختی
    تا بدانی علت این بیرقی کافراختی
    بیرق تسلیم و زیر سایه اش : رنج شکست
    علتش آن بیرقی بوده که تو انداختی
    بیرق عدل است آنچه با طمع سوزاندی اش
    حاصل این شد که بازی را به مردم باختی
    این شکستی که چشیدی شک مکن حق تو بود
    آبرویت نیز تاوانی ست که پرداختی
    پهن کردی دام خودکامی که تاراجم کنی
    صید آن دامی شدی که خود برایم ساختی
    ***
    از شکاف زخم می خندم به خنجر گریه کن
    شرم کن دشمن! مرا نشناختی! نشناختی

    ان شاء الله و با یاری بی نظیر او و همچنین منّت بیکرانش بر این بنده حقیر , مجموعه ای از اشعار که انحصارا محتوای آنها مربوط به ناورد بین سبز بهار و زرد مایوس خزان است با نام ” خورشید سبز ” آماده شده و در تلاشیم تا با اتکال به خداوند از موانع نامعقول روزگار گذشته و این مجموعه را تقدیم شما بزرگوارانی کنیم که این شعرها همه در وصف جوانمردی و دلیری آنها سروده شده است.برایمان دعا کنید تا از این موانع با بیرق پیروزی بگذریم و حدود پنجاه قطعه شعری را که در هفت ماه گذشته تقدیم حضور سبز و بهاری تان کرده ام بصورت کتابی مستقل منتشر نموده و تقدیم تان کنم .
    این موضوع از دو منظر حائز اهمیت است چراکه اولا تک تک ابیات این مجموعه خاطرات هفت ماهه گذشته , در طی ابراز نگرانی های مدنی شماست که با مرور آنها انشائ الله بارقه امید در نگاهتان درخشانتر خواهد گشت و از سوی دیگر , همانگونه که میرسبز در مصاحبه اخیرش با کلمه تاکید کرده , این آثار باید هرچه سریعتر ثبت شده و به تاریخ پر رنج اما پر افتخار میهن اسلامی تقدیم گردد. در ضمن و در این راستا دست یاری و پیشنهاد های سازنده شما را به گرمی می فشاریم .البته بحمدالله در بعد مالی این پروژه هیچگونه مشکلی ندارم لیکن در ابعاد مجوز و انتشار گسترده همکاری یکایک شما را مساعد پیروزی عاجل می دانم / با امید موفقیت همه بهاری اندیشان /مهرداد نصرتی مهرشاعر
    ضمنا از مدیریت سایت کلمه پیشاپیش جهت هرگونه همکاری و همفکری قدردانی می نمایم.
    سبز , رنگ بهاری است که بر خزان و زمستان پیروز شده و اکنون بسوی شما در راه است.

  6. یا خبیر گفت:

    یا خبیر …. ارحم عبدک الجاهل.

  7. وطن سبز گفت:

    طوری نیست، به جای آقای مزروعی از آقای ” داوری ” دعوت کنید، نه تنها مجوز می دن بلکه خودشون هم میان پای منبر.دروغ میگم بگیدا

  8. بنده ای روسیاه ازآفریننده گفت:

    فاش می گویم واز گفته خوددلشادم بخاطر رضای خدا می گویم اینهاحکومت می کنندبه نام علوی به کام اموی ولی ناراحت مباش عزیزم امام حسین علیه السلام شهیدشد سیدالشهداشد اموی ها هم لعن ونفرین ابدی برده اند بگذاذر اینها هم از آزادی خودلذت ببرند ولی خدا بر همه چیز آگاه وناظراست

  9. میرحسینی قزوینی گفت:

    خدایا این افراطی هارو شفا بده. آمین

  10. امید خادمی گفت:

    مرگ بر منافق