سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » به یاد پدر؛ نوشتاری از دختر محمدجواد مظفر در شصتمین روز بازداشت پدرش...

به یاد پدر؛ نوشتاری از دختر محمدجواد مظفر در شصتمین روز بازداشت پدرش

چکیده :یا رب سببی سازكه یارم به سلامت باز آید و برهاندم از بند...


کلمه: آزاده مظفر در یادداشتی به مناسبت گذشت شصت روز از بازداشت پدرش به بیان گوشه‌ای از تلخی‌های روزهایی که بر او گذشته، پرداخته است.

آزاده مظفر نوشته است:

دیشب به سیل اشك ره خواب میزدم نقشی به یاد خط تو بر آب می زدم

روی نگار در نظرم جلوه می نمود وز دور بوسه بر رخ مهتاب می زدم

شاید هیچگاه گذشت زمان را چنین در نیافته بودم!شصت روز گذشت!باخود می اندیشیدم دیو سیاه دوری عمرش بربام است كه از چهل كه بگذرد قامت هجران ترك می خورد…

اما اینك شصت روز محروم ازدیدارش،ازدستان پرمهرش،ازنگاه محبانه‌اش،از كلام نافذش،از صوت دلنشین نمازش و در فراقش گذشت.شصت روزی كه همه چون شب بوده است:

بی مهر رخت روز مرا نور نماندست وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست

و هیچگاه گذر زمان را چنین طاقت فرسا حس نكرده بودم.نازَكم هدی شصت روز پیش سخن نمی‌گفت، حالا به شیرینی لب گشوده و باهمان كلام شیرین كودكانه‌اش حكایت شوق دیدارباباجون رادرحسرت بوسه‌ای به زبان می آورد.نگاه نگران و بی‌تابی هرروزحنّانة دلبندم از دوری باباجون مرا بی‌تاب‌تر می‌كند.اوكه تا همین شصت روز پیش نمی‌دانست ای میل چیست حالا برای خودش اَكانت درست كرده و نامش را گذاشته :باباجون!خنده های شیرین كودكانم در حضور بابا دو چندان بود به یادكودكیم درآغوش بابا وحالا همان خنده‌ها بُغضی است فرو خورده .

آفتاب را در رشته های موی طلایی تو می شناسم و شیرینی مهتاب را لطافت سیمایت!ودریغ ودردكه شصت روزاست از تابش خورشید محروم بوده‌ام ودر این میان امیدم به رضایش است كه می‌دانم آدمیان را می‌آزماید تا نیك كرداران را باز نماید و صبوری است چارة سپردن این هجران:

صبراست مراچارة هجران تو ولیكن چون صبرتوان كردكه مقدورنماندست

هم از این روست كه دل در گرو فضل كریمانه‌اش بسته‌ام وبس كه ایام فرح اهل بیت نزدیك است،جوانة امید دردلم سرزده كه عید میلاد سرور رحمت‌پناه در پیش،هم او كه مهر جهانیان است و شفیع مؤمنان كه در این ایام سرد تنها به راستكاری و ایستادگی پدرگرم هستیم و مشتاقانه به دیدارش چشم بر در دوخته‌ایم كه :

یا رب سببی سازكه یارم به سلامت باز آید و برهاندم از بند ملامت

آزاده مظفّر

8/12/1388


یک پاسخ به “به یاد پدر؛ نوشتاری از دختر محمدجواد مظفر در شصتمین روز بازداشت پدرش”

  1. فرزانه گفت:

    عزیزم به خیلیهای دیگه مثل من فکر کن که چندین ساله از دیدن پدر، این نعمت بزرگ خداوند، محرومند.
    سبز باشید