گسترش آگاهی ها استراتژی اصلی جنبش سبز
چکیده :اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل 27 قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد/افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی 25 خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب/جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمره گی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد/مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند/سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق...
کلمه:میرحسین موسوی در گفت و گویی صریح با کلمه به سوالاتی که برای افکار عمومی و حامیان جنبش سبز پیرامون حوادث 22 بهمن امسال و برخورد های خشونت آمیز صورت گرفته بوجود آمده بود پاسخ داده و مواضع خود را شفاف مطرح کرد.نخست وزیر امام در این گفت و گو همچنین در خصوص جنبش سبز مردم ایران و ادامه حرکت در مسیر راه سبز امید نکاتی را مطرح کردند.مهندس موسوی در این گفت و گو با انتقاد از راهپیمایی مهندسی شده در 22 بهمن امسال که “تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند،طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند”تاکید کردند:”افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی 25 خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب”مهندس موسوی در این مصاحبه همچنین با انتقاد از برخی رویه های موجود در اداره کشور که منجر به ایجاد مشکل برای مردم شده است خاطرنشان کردند”ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود.ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند.ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد”نخست وزیر محبوب امام اما چشم انداز راه سبز امید را نیز در صحبت های خود ترسیم کرده وبار دیگر با تاکید بر حرکت جنبش سبز در چارچوب قانون اساسی تاکید داشتند”مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند.گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است.سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر.جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است.هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد”
متن کامل گفت و گوی سایت کلمه با میر حسین موسوی به شرح زیر است:
*سه هفته از راهپیمایی 22 بهمن می گذرد و حرف و حدیث زیادی در مورد این راهپیمایی گفته شده است.نظر شما درباره این راهپیمایی چه هست؟
– مراسم 22 بهمن اولین بار نیست که در کشور ما برگزار می شود. این مراسم دنباله راهپیمایی های میلیونی سال 57 به مناسبت های مختلف از جمله تاسوعا، عاشورا و اربعین است. هر ساله کسانی که به انقلاب علاقه دارند در این مراسم شرکت می کنند و معمولا در بسیج مردم برای راهپیمایی، نهادهای سنتی مثل مساجد و هیئت ها نقش بزرگی دارند. معمولا این مراسم در هر سال متأثر از اتفاقات مهم آن سال و فضای سیاسی کشور است و امسال این مراسم تحت تأثیر انتخابات دهم و اتفاقات بعد از آن بود و دولت با هزینه گزاف و بسیج اتوبوس ها و قطارها از سراسر کشور و شکل های خاص اداری سعی کرد اثرات حضور جنبش سبز را در آن خنثی کند.
* راهپیمایی امسال با سال های قبل چه تفاوت هایی داشت؟
– تفاوت ها متأثر از مسائل بعد از انتخابات بود. امسال با توجه به شکل گیری جنبش اجتماعی – سیاسی عظیم سبز، این راهپیمایی به شدت تحت تأثیر نحوه حضور این جنبش در راهپیمایی بود. درهیچ سالی این همه نیروی نظامی و انتظامی و امنیتی به خیابان ها آورده نمی شد. برخوردهای خشن و وحشیانه ای که مخصوصا در میدان صادقیه و بعضی نقاط دیگر دیده شد در سال های قبل نبود. در سال های قبل مردم با هر شکل و قیافه و شعاری که می خواستند در راهپیمایی شرکت می کردند ولی امسال مأموران خشن، حتی طاقت دیدن یک لباس سبز بر تن راهپیمایان جوان و یا حتی یک تسبیح سبز در دست یک روحانی را نداشتند. گمان نمی کنم اثر این برخوردها به سادگی از خاطره مردم برود.
* فکر می کنید حجم مردمی که به جنبش سبز علاقه دارند در این راهپیمایی چقدر بود؟
– آمار دقیقی نمی توان ارایه کرد ولی از طریق قراینی می شود فهمید. یکی از این قراین، وزن جمعیتی راهپیمایی خودجوش 25 خرداد و مقایسه آن با 22 بهمن است و قرینه دیگر فضای خالی میدان آزادی به هنگام سخنرانی و مقایسه آن با سال های پرجمعیت راهپیمایی است. هنوز جوابی برای خالی بودن میدان و این که چرا دوربین ها فقط نقاط محدود نزدیک به جایگاه را رصد می کرده داده نشده است. اینکه مردم مراقب چمن و محیط زیست بوده اند، مخصوصا برای کسانی که سال های قبل حضور مردم در میدان را مشاهده کرده اند، مضحک است. اگر برای نطام تخمین وزن جمعیتی جنبش سبز اهمیت داشت، جلوی ابراز هویت جمعیت های سبز را نمی گرفت. ولی وحشت از آشکار شدن این هویت و دامنه آن، این فرصت تاریخی را گرفت. این امر بیش از جنبش راه سبز، برای حاکمیت مضر بود. روشن است که پنهان نگه داشتن واقعیت، منجر به حذف آن نمی شود و در این مورد بنده یقین دارم که با این برخورد گسترده، این هویت عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. ولی بنده و جناب آقای کروبی در مشورتی که داشتیم فکر کردیم پیشنهادی که قبلا داده ایم را تکرار کنیم و آن اینکه اجازه داده شود جنبش راه سبز با توجه به اصل 27 قانون اساسی، برای یک راهپیمایی مردم را دعوت کنند. نحوه استقبال می تواند به حرف و حدیث ها پایان دهد. ما اعتقاد داریم که اگر دعوت جنبش سبز و تشکل های اصلاح طلب و مراجع عظام و دیگر شخصیت های نظام نمی بود، امسال ما یک راهپیمایی بی رمقی داشتیم که اکثریت آن را نیروهای نظامی و انتظامی که از سراسر کشور جمع شده بودن تشکیل می داد، یعنی مسیرهای راهپیمایی وضعیتی می داشتند که میدان آزادی به هنگام سخنرانی داشت.
*گفته می شود تطمیع و تهدید در این راهپیمایی نقش داشته و عده ای به دلیل مسائل مادی در این راهپیمایی شرکت کردند.
– اصطلاح راهپیمایی مهندسی شده را بیشتر می پسندم. بنده با توهین به کسانی که موافق شعارهای جنبش سبز نیستند مخالفم. قرار نیست و قرار نبود که همه با ما هم رأی باشند و اگر کسی با ما هم رأی نیست انسان بدی شمرده شود. همه هموطنان ما هستند. منهای یک عده قمه کش و آدمکش، همه خواهران و برادران ما هستند. حتی نیروهای نظامی و انتظامی برادران ما هستند و می دانیم که مجبور به اعمال خشونت می شوند. البته هزینه های گزاف و استفاده از اهرم های استخدامی و امکانات دولتی برای جمع کردن جمعیت محکوم است. بنده یادم می آید که برای آن که دستگاه دفاعی در زمان جنگ کامیون هایی را برای جبهه در اختیار بگیرد با چه موانع شرعی و اجرایی روبرو بود و حتی در شرایط بسیار بحرانی جنگ، توسط حضرت امام اجازه داده شد از کامیون های شخصی به شرطی استفاده شود که دولت رسما هزینه ها و خسارت های وارده را تقبل کند، که کرد. ولی برای این راهپیمایی، تقریبا بیشترین اتوبوس ها و حتی قطارها برای جمع آوری جمعیت و نیروهای نظامی و انتظامی در اختیار قرار گرفته شده بود. اینگونه مهندسی اجتماعات نه تنها افتخاری ندارد، بلکه شبیه همان ذهنیت استبدادی و رویه های پیش از انقلاب است. در زمان پهلوی ها هم اگر کارمندی در تجمعات مورد نظر آنها شرکت نمی کرد، دچار مشکل می شد. افتخار نظام ما در سال 57 و بعد از آن این بوده که مردم بطور خودجوش در این نوع مراسم شرکت می کردند و افتخار واقعی به شرکت خودجوش مردم در راهپیمایی 25 خرداد و مراسم های بعد از آن است و نه راهپیمایی های مهندسی شده و یا احیانا اجباری با این همه هزینه و فضای امنیتی و ارعاب.
*آیا بین شما و آقایان کروبی و خاتمی مشورتی برای موضع گیری ها و تصمیمات صورت می گیرد؟
– ارتباط با این بزرگواران همیشه وجود دارد. با دستگیری های وسیعی که صورت گرفته، ضرورت این ارتباط مستقیم امروز بیشتر است و بنده خدا را شکر می کنم که هماهنگی خیلی خوبی در این زمینه وجود دارد. البته به نفع کشور بود که بجای سیاست های سرکوب و پرکردن زندان ها، سیاست حمایت از ایجاد یک تشکیلات نیرومند از کسانی که سیاست های ویرانگر موجود را قبول ندارند در چهارچوب نظام وجود داشت و به نظر بنده تنها راه عدم انتقال مدیریت جریان های سیاسی و اجتماعی به خارج از کشور همین است. ولی با انحراف شدید صدا و سیما و یکطرفه شدن آن و بسته شدن روزنامه های کشور و زندانی شدن ده ها روزنامه نگار، به نظر می آید که ایجاد تشکیلاتی که بتواند چهره های مؤثر را دور هم گردآورد تا به صورت آشکار و در چارچوب قانون اساسی کار را به پیش ببرند فعلا منتفی است و هنوز به اعتقاد اینجانب راهبرد «هر شهروند، یک رسانه» و همچنین گسترش فعالیت های شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهی های سیاسی و اجتماعی، یک ضرورت است و جایگزینی برای آن وجود ندارد. البته این وضع دشوار در کنار ضررهایی که دارد، منافعی هم داشته است و آن اتکا همه علاقمندان به جنبش سبز به خود و شبکه های بیشمار اجتماعی درجامعه است. در این میان، استفاده از فضای مجازی معجزه کرده است و به صورت یک ساختار کاملا قابل اتکا، افراد و شبکه ها را در اتصال و تعامل باهم قرار داده است. شییه بازارهای سنتی که که تعداد زیادی مغازه، حجره، تیمچه، مسجد، قهوه خانه و غیره را به هم متصل می کند و علیرغم تنوع آدم ها و حجره ها، مفهوم بازار یک ساختار به هم پیوسته از واحدها را تداعی می کند. جالب است در یک راسته بازار، می تواند اختلاف عقیده و سلایق و سرمایه وجود داشته باشد، ولی این تنوع، وحدت مفهومی و وحدت عملی بازار را بهم نمی زند، بلکه جزو نقاط قوت آن است.
* تحرکات خیابانی همواره با خشونت شدید روبرو شده است. نمونه آن را در راهپیمایی 22 بهمن در میدان صادقیه دیدیم. آیا راه حل های دیگری برای پیگیری اهداف قانونی جنبش راه سبز وجود دارد؟
– این سؤالی است که خیلی مطرح می شود. در جواب باید گفت که جنبش سبز نباید اهداف خود را فراموش کند، همانطور که نباید دچار روزمرگی و انفعال بشود و استراتژی خود را از یاد ببرد. هدف جنبش سبز از همان اول، اصلاح در چارچوب اصولی روشن بود. نقطه اتصال را همگی رنگ سبز گرفتیم. هدف حداقلی و مطمئن که می توانست اجماع گسترده ای ایجاد کند، تحقق اجرای بدون تنازل قانون اساسی بود. البته افرادی و یا حرکت هایی در این بین پیدا شدند که خواستند از این خط بگذرند و یا به اصطلاح خط شکنی کنند، ولی جنبش راه سبز هیچگاه از اجرای بدون تنازل قانون اساسی منحرف نشده است و انشاء الله تا انتها هم همین راه را خواهد رفت. بنده بارها درباره اهمیت پایبندی راه سبز این نقطه کلیدی صحبت کرده ام و به عنوان یک فرد همراه، حراست از آن را مورد تأکید قرار داده ام. صحنه خیابان ها و آنچه در آن گذشته را باید یکی از راه هایی بشماریم که جنبش سبز تلاش کرده است اهداف و نیات خود را به گوش همه ملت و جهانیان برساند. ولی استفاده از خیابان ها، تنها راه نبوده است. ده ها میلیون ایرانی که در این کشور با سانسور، جلوگیری از آزادی ها و اقدامات سرکوبگرانه، سیاست خارجی دمدمی و ماجراجویانه، سیاست های ویرانگر اقتصادی، رواج فساد و دروغ معترض هستند، خواهان تغییراتی هستند که به آنها مجال می دهد با حاکمیت بر سرنوشت خود، این سرنوشت تحمیلی از سوی کارگزاران بی کفایت را تغییر دهند.
ملت ما می خواهد که در رقابت نفس گیر جهانی و منطقه ای، عقب نیفتد. ملت ما می خواهد با جهان خارج به جای دعوا و دشمنی، تعامل داشته باشد و سیاست خارجی توسعه گرا را دنبال کند. ملت ما می خواهد کالاهای تولیدی، اعم از کشاورزی و صنعتی، زیر سیل خانمان برانداز واردات بی حساب و کتاب، مدفون نشود. ملت ما می خواهد تحت عنوان خصوصی سازی، بیشترین پروژه ها و فعالیت های اقتصادی کشور در بنگاه های شبه دولتی و نیز سپاه جمع نشود. ملت ما می خواهد به شاخص های بیکاری و فقر به عنوان یک وظیفه دینی و اسلامی و ملی اهمیت داده شود و … با انبوه تبلیغات شاخص خط فقر و بیکاری و تورم با دستکاری و دروغ، از چشم مردم پنهان نشود. ملت ما می خواهد معلمان کشور بابت درخواست حقوق خود کتک نخورند، کارگران بابت درخواست حق خود مورد تهاجم قرار نگیرند و زنان بابت درخواست رفع تبعیض مورد هجوم تهمت های گوناگون قرار نگیرند. ملت ما می خواهد حکومت اجازه بدهد که در رسانه ملی، صدای همه ملت شنیده شود و نه افراد خاصی که کاری جز بی انصافی و تهمت زنی ندارند. آحاد ملت ما با یکدیگر دوست هستند و دوست ندارند به دو دسته حزب الله و حزب الشیطان، مردم و خس و خاشاک و گوساله و بزغاله تقسیم شوند.
ملت دوست ندارد که این چنین نامه هایش، پیام هایش، گفتگوهای تلفنی اش و پیامک هایش در معرض شنود قرار گیرد. ملت ما آگاه و رشید است و دوست ندارد عده ای معدود به نام ملت، آزادی های ملت را محدود کنند، حقوق اساسی آنرا تعطیل کنند، روزنامه هایش را ببندند و هر روز دستورالعمل های آمرانه برای نوشتن، گفتن و شنیدن صادر کنند. باید به هر طریق ممکن از سوی جنبش سبز در سطح کشور و در میان همه اقشار، این آگاهی به مردم برسد که این خواست ملت، خواست جنبش سبز هم هست و نه تنها خواست آن است بلکه این مطالبات را همگانی کند. این مطالبات کاملا اسلامی و عین قانون اساسی و کاملا منطبق با مردم ساالاری دینی ماست. این خواسته ها نه جنبه ضدشرعی دارند که باعث فرمان تیر و قتل و زندانی شود، نه جنبه ضدملی و نه جنبه ضد نظام. این ها حقوق مردم هستند و به همین دلیل مردم از آن حمایت می کنند. آزادی، حقوق بشر، رفع تبعیض ها، تحمل عقاید و نظریات مختلف، مقابله با فساد و تباهی و قانون گریزی، مواردی نیستند که پیگیری آنها چه در سطح خیابان و چه از طریق رسانه ها جرم باشد. برعکس، جلوگیری از طرح این مطالبات، علامت استبداد و تحریف اهداف انقلاب اسلامی است که با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی پیروز شده است.
در پاسخ به سؤال شما باید بدانیم که که زمینه هر تغییر اساسی در جهت اصلاح گری، گسترش آگاهی است. بدون آگاهی گسترده در سطح جامعه، امکان تغییر وجود ندارد. افشاندن بذر آگاهی و گسترش آن به همه اقشار و همه نقاط کشور، تنها از طریق حضور خیابانی فراهم نمی آید، گرچه اجتماعات، حق مردم و یکی از امکانات آنها برای نیل به اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنهاست. مهم آن است که در چهارچوب «هر شهروند، یک رسانه»، هر علاقمند به جنبش سبز، راهی برای گسترش این آگاهی و تعمیق آن در میان همه اقشار و بویژه در اقشار مستضعف جامعه پیدا کند. گسترش اگاهی ها، استراتژی اصلی جنبش است. البته باید متواضع باشیم. هدف آن نیست که تغییرات ناشی از این استراتژی حتما بدست سبزها اتفاق بیفتد. سبز بودن یعنی «خود» در میان نبودن و خودخواه نبودن. در این راه ما هم در صورت امکان از خیابان ها به صورت مسالمت آمیز و قانونی استفاده می کنیم و هم همه امکانات قانونی دیگر. می خواهم به عنوان یک همراه جنبش سبز، باز هم بر گسترش آگاهی در سطح ملی به عنوان مهم ترین وسیله برای نیل به پیروزی تأکید کنم. ما می خواهیم اهدافمان را در کنار مردم و با آنها بدست آوریم.
* نقش حاکمیت و نظام و یا جناح های دیگر را درارتباط با تغییرات چگونه می بینید؟
– جنبش سبز بر سر مطالبات خود حق خود محکم ایستاده است و هر چه آگاهی ملت به حقوق خود بیشتر شود، نیروی عظیم تری پشت این مطالبات قرار خواهد گرفت. این آگاهی، جان های مردم کشور را تغییر خواهد داد و این تغییر، سرمایه ملت برای تغییرات سیاسی و اجتماعی است. نکته ای که دوست دارم به عنوان یک همراه کوچک به علاقمندان راه سبز عرض کنم این است که هدف ما، تغییر در چهارچوب نظام است. ولی هدف آن نیست که این تغییرات حتما بدست این یا آن فرد صورت بگیرد. ما باید یک اصل اخلاقی را بیاد داشته باشیم و آن تصدیق درستی، خوبی و زیبایی است، حتی اگر این درستی و خوبی بدست ما صورت نپذیرد. به همین دلیل، ضمن آن که محکم بر روی خواسته های خود ایستاده ایم، ولی کم هزینه تر می بینیم اگر خود حاکمیت به سمت این راه حل ها که برآمده از خواست ملت و میثاق ملی ماست پیش برود. بنده خیلی واضح و آشکار می گویم هر اقدامی که در جهت احقاق حقوق مردم و اجرای بدون تنازل قانون اساسی صورت گیرد، ما آن را نه علامت ضعف حاکمیت خواهیم شمرد و نه آن را خوار و کوچک جلوه خواهیم داد، بلکه آن اقدام علامت قدرت جمهوری اسلامی خواهد بود. ما دوست داریم که خود حاکمیت، متشکل از همه ارکان آن، تضمین های لازم را برای انتخابات های آزاد، رقابتی و غیرگزینشی فراهم آورد.
ما دوست داریم خود حاکمیت به دنبال آزادی زندانیان، توسعه سیاسی و گسترش فرهنگ آزادی و تنوع رسانه ها و آزادی آنها باشد. بنده صریحا می گویم انتشار «کلمه سبز» و «اعتماد ملی» حتی اگر ضرری هم داشته باشد، ضرر آن کمتر از رسانه های غیرملی داخلی و رسانه های خارجی است. می دانم قبول نخواهد شد، یا حداقل در شرایط کنونی قبول نخواهد شد. ولی می گویم وجود کانال یا کانال های رادیویی و تلویزیونی برای جنبش سبز، نظام را تقویت می کند و به وحدت ملی کمک می کند. بنده ترس آن را دارم که محدودیت های فکری باعث شود ما از کشورهای دست چندم منطقه هم عقب بیفتیم و نمی دانم چگونه ملت ما می تواند از خود در مقابل امواج برون مرزی که قطعا به فکر مصالح ملی خودشان هستند، محافظت نماید. مضحک است اگر تصور کنیم با پخش پارازیت، هک کردن ها و فیلتر کردن ها، این امواج را می توانیم کنترل کنیم.
به هر حال، حاکمیت و جناح های مختلف سیاسی، اگر واقع بین باشند، باید بدانند همانطور که جنبش سبز در روز 22 بهمن حضور داشت، آینده خوب برای کشور هم در گرو ایجاد زمینه برای وحدت بین همه مردم و اقشار مردم است و نه توصیف بخش قابل توجهی از ملت به «خس و خاشاک»، «گوساله و بزغاله» و «یک قشر محدود و اندک». سیره پیامبران و امامان ما نشان می دهد که هیچگاه حتی به دشمنان دین دشنام نمی دادند. آنها برای کرامت انسانی ارزش قایل بودند و بجای قضاوت درباره ی انسان ها، با رفتار رحمانی شان سعی می کردند فطرت خداجوی همه آنها را به سوی حق جذب کنن. مردم ما نمی توانند تحمل کنند که به نام دین رفتار های غیر دینی بلکه ضد دینی رواج یابد. وقتی در قرآن صحبت از پیامبر و یارانش می شود، آنان را به مهربانی در میان خود و مقابله محکم با دشمنان بشریت توصیف می کند و قطعا نه در زمان پیامبر و نه بعد از ایشان، همه مسلمانان به یک درجه از ایمان نبودند. مردم ما به خوبی فرق میان دینداری رحمانی و قدرت طلبی در لباس دین را می فهمند. این تعریف یک ملت نیست. این حاکمیت یک فرقه است و دزدیدن مفهوم ایرانیت و حس ملی و این خطرناک ترین راهبردی است که ما اکنون در مقابل آن قرار داریم. سلاح ما در مقابل چنین کژراهه ای، رفتن به سمت میثاق ملی و مذهبی مان و تکیه بر آرمان هایی است که به ایرانی پیشرفته و صلح جو در سطح جهانی و در سطح ملی منجر می شود. در چنین حالتی است که می توان امید داشت مثل سال های دفاع مقدس، همه ملت در مقابل خطرات، متحدا حضور پیدا کند. ملت همه اقشار، همه قومیت ها، همه فرهنگ ه و همه جناح هاست. علاقمندان به جنبش راه سبز به ایرانی بودن خود و همه نمادهای آن افتخار می کنند و طبیعی است که با این روحیه و منش، به تغییر رنگ پرچم کشورمان به شدت مشکوک هستیم و آن را محکمترین دلیل برای عدم علاقه یک فرقه به منافع و ارزش ها و فرهنگ ملی می دانیم.
* در اطلاعیه شماره 17 راه حل هایی برای برون رفت اعلام شده است. آیا غیر از راه حل های ارایه شده، راه حل های دیگری هم می تواند مورد توجه قرار گیرد؟
– یک نکته بسیار حساس در مورد اطلاعیه شماره 17 آن است که قبول وجود بحران، به عنوان بخشی از راه حل شمرده شده است. از سوی دیگر بنده اعتقاد ندارم که راهی برای حل دفعی و ناگهانی این بحران وجود دارد. به عنوان مثال، نمی توان یک راهپیمایی مهندسی شده ترتیب داد و دل خوش کرد که همه چیز تمام شده است. مهم آن است که اکنون قدم هایی برداشته شود که به فرایند بهبود اوضاع دامن بزند. شما در نظر بیاورید که امروز اعلام شود که همه زندانی های سیاسی آزاد شده اند. بنده یقین دارم که این اقدام قبل از جناح ها و گروه ها، مورد اقبال همه مردم کشورمان قرار خواهد گرفت. و یا شاهد خودداری از خشونت و شهامت ابراز محبت به مردم خوبی که صرفا حق خود را می خواهند و می خواهند از فضای اختناق رهایی یابند باشیم.
ما اثر خس و خاشاک نامیدن مردم را دیده ایم. بگذاریم یکبار هم با احترام با مردم صحبت کنیم. در بعضی موارد، اجتناب از برخی اقدامات نامناسب می تواند به بهبود فضای ملی کمک کند. مثالش رفتار وحشیانه در میدان صادقیه در 22 بهمن و امثال آن و حمله به مردم و خانواده شهدا و فرزندان آنهاست. چه کسی می تواند ادعا کند که این اقدامات فضاحت بار می تواند به نظام ما کمک کند؟ آیا پیوستن آقایان خاتمی و کروبی به صفوف مردم و اعلام عملی وحدت و یکپارچگی به حل بحران کمک می کند یا فرستادن عده ای چماقدار و قمه و زنجیر بدست برای اجرای استراتژی نصر با رعب؟ آیا حکومت می تواند راه حل را در ترساندن ملت بداند؟ اگر چنین پیروری هنر بود، ما و همه جهانیان، حمله صدام به حلبچه را محکوم نمی کردیم و نمی گفتیم او به مردم کشور خود هم رحم ندارد. فیلمی که اخیرا در مورد حمله به خوابگاه دانشجویان پخش شد نشان می دهد که تا چه اندازه روحیه فرقه گرایی، سبعیت ایجاد می کند.
به نظر کسانی که مشغول ضرب و شتم دانشجویان هستند، فرزندان این ملت از حیوانات هم کم ارزش تر می نماید و فاجعه بارتر اینکه در سطوح مختلف، مسئولین می گویند که نمی دانند حمله کنندگان چه کسانی هستند. این توهینی بدتر به شعور دانشجویان و مردم است. آنچه در این فیلم جالب توجه است این است که در میان همین افراد نیروی انتظامی، کسانی دیده می شوند که دیگران را از ضرب و شتم نهی می کنند. ای کاش نیروی انتظامی و نیروهای امنیتی کشور، اقتدار را نه در سرکوب و ضرب و شتم، بلکه در ایجاد فضای امن برای همه ایراانیان، صرف نظر از طرز فکر و عقایدشان، می دانستند. چه ضرورتی داشت فضای میدان صادقیه با نارنجک فلفلی و شیمیایی آلوده شود؟ همه این روش ها، ما را از راه حل های منطقی دور می کند. تضمین انتخابات آزاد، رقابتی، غیرگزینشی و سالم، کلیدی ترین بخش راه حل هاست. اگر این امر حل نشود، ریزش مشروعیت نظام سرعت خواهد گرفت. جنبش راه سبز باید بطور مکرر و در هر شرایط و مکان، روی انتخابات آزاد، رقابتی و غیرگزینشی تأکید کند. همانطور که آزادی زندانی ها، آزادی رسانه ها و برچیده شدن فضای امنیتی در جای خود بسیار مهم هستند و باید ضرورت این راه حل ها را نه تنها به گوش حاکمیت، بلکه به گوش همه مردم کشورمان برسانیم.
*درباره نسبت گروه های مرجع و جنبش راه سبز حرف و حدیث زیادی وجود دارد. نظر شما چیست؟
– جنبش سبز حرکتی است که از بطن گره های مرجع مهم جامعه ما متولد شده و در ارتباط با این گروه ها هم رشد کرده است. در این زمینه بعنوان مثال به نامه 116 استاد دانشگاه تربیت مدرس اشاره می کنم. این دانشگاه فرزند انقلاب است و بنده هم به عنوان یک عضو کوچک از خدمتگزاران اول انقلاب، در شکل گیری آن نقش داشته ام. همه می دانند که این دانشگاه دوره کارشناسی ندارد و هرم سنی آن نسبت به سایر دانشگاه ها بالا است. در کارکنان و دانشجویان آن، فراوانند کسانی که که در فعالت های اول انقلاب نقش فراوانی داشته اند. 116 تن از اساتید این دانشگاه در کنار بیانیه های مشابه فراوان سایر دانشگاه ها و بیانیه های انجمن های اسلامی و نهادهای دانشگاهی دیگر نشان می دهد تا چه حد حضور جنبش در دانشگاه ها و در میان دانشگاهیان جدی و فراگیر است. بنده می خواهم بگویم همین نسبت را شما در میان پزشکان، معلمان، مهندسین، کارگران، جنبش زنان، ورزشکاران و هنرمندان و دیگر گروه های مرجع می توانید بیابید. یک نگاه ساده و بدون تعصب به جشنواره های دهه فجر نشان خواهد داد که هنرمندان به عنوان قشری به شدت تأثیرگذار کجا ایستاده اند. گفته می شود بعد از انتخابات، نزدیک هزار کلیپ و سرود در مورد جنبش سبز یا حوادث مربوط به آن ساخته شده و تعداد زیادی کاریکاتور، پوستر و نقاشی و سایر تولیدات هنری خلق شده است. چنین تحرکی در تاریخ فرهنگ کشور ما و شاید فرهنگ های جهانی بی نظیر است. بنده ارتباط وثیق جنبش راه سبز با گروه های مرجع را بهترین دلیل برای امید به تحقق خواستهای جنبش در آینده کشورمان می دانم. چرا وقتی میلیون ها دانشجو در سراسر کشور در پشت جنبش سبز است، به آینده امیدوار نباشیم؟
* در مورد روحانیون چطور؟
– در بدنه جنبش، تعداد قابل ملاحظه ای از روحانیون متعهد و آگاه و مبارز حضور دارند. سبزها باید بدانند موضعگیری چند نفر روحانی تندرو و مغرض، نظر همه روحانیت و مراجع نیست. روحانیت اصیل ما هیچگاه مردم را با الفاظ رکیک خطاب نمی کنند یا از قتل و ریختن خون و در محبس کردن بیگناهان حمایت نمی کنند. روحانیت اصیل ما می داند که تهمت و شکنجه و آبروی دیگران را ریختن و تجسس حکمش در اسلام چیست. روحانیون واقعی ما مصالح اسلامی و ملی را از منافع فرقه ای و جناحی تشخیص می دهد و این روحانیون در کنار دانشگاه و متحد با دانشگاهیان هستند و اهمیت این وحدت را می دانند ما روحانیون فعال در جنبش سبز را ذخیره جنبش و پشتوانه بسیار مهم آن می دانیم. حضور آنها در جنبش سبز در شرایطی که از انواع روش ها و وسایل برای متهم کردن راه سبز به بی دینی و وابستگی به بیگانگان استفاده می شود، جنبه حیاتی دارد.
به همین دلیل، به همه کسانی که به امید اینده ای بهتر برای ایران عزیز به جنبش پیوسته اند عرض می کنم که پیوسته مراقب باشیم در دام تبلیغاتی که می خواهد روحانیت کشور را به جنبش بی اعتماد کند نیفتیم. کارناوال روز عاشورای سال 76 و نمایش ها و تمهیدات شبیه آن از یادمان نرود. مخالفان جنبش اگر نه همه، ولی بخشی از آن، به هیچ اصول اخلاقی و دینی پایبند نیستند.
*پیشنهاد شما در مورد مراسم چهارشنبه سوری چیست؟
– مراسم این روز، یادمان جشنواره نور علیه تاریکی است اما علاقمندان به جنبش راه سبز ضمن انکه به نمادها و مراسم ملی و مذهبی دلبستگی دارند، حاضر نیستند که این نوع مراسم ها باعث اذیت و آزار مردم بشود. مخصوصا توجه کنیم که ممکن است مخالفان جنبش بخواهند با برنامه ای که قبلا هم مشابه آن را اجرا کرده اند، جنبش سبز را بدنام کنند. بنده مطمئن هستم که سبزها در هیچ برنامه هنجارشکنانه یا تخریبی که موجب اذیت و ازار مردم بشود شرکت نخواهند کرد. ایجاد انفجار و آتش سوزی با مشی جنبش سبز که تلاش کرده است همواره حرکت هایش مسالمت آمیز و عمیق باشد سازگاری ندارد. سبز بودن به لباس و نماد نیست. سبز بودن به رفتار و اخلاق است. اگر این اصل مهم مورد توجه قرار گیرد و اعضای جنبش یکدیگر را به رعایت آن توصیه کنند، قطعا از آسیب هایی که ممکن است عده ای در لباس جنبش سبز انجام دهند جلوگیری خواهند کرد.
*و نکته آخر؟
– بنده آرزو دارم روزی در کشور شرایطی ایجاد شود که مجموعه پوسترها، نقاشی ها، کلیپ ها و سایر آثار هنری خلق شده یک سال گذشته بدون سانسور به نمایش گذاشته شود و می دانم که انشاء الله با امید و حرکت جنبش سبز، روزی شاهد چنین نمایشگاهی که نشان دهنده شور و شوق ها و دغدغه های ملی ماست، خواهیم بود.














تا آخرین قطره خونم برای آزادی وطن خواهم جنگید
پاینده باد ایران
پاینده باد موسوی
سبز يعني استقامت تا بهار
V زنده باد جنبش سبز V
زنده باد موسوی درود بر کروبی
درسته. همه باید در اطلاع رسانی و آگاهسازی شرکت کنیم. سرایدار شرکتی که در آن کار میکنیم یا مردمی که به رسانه های آزاد دسترسی ندارند از بسیاری اطلاعات محرومند.
درود بر رئیس جمهور موسوی
ما v
پيروزي اتفاقي نيست. تلاش و استقامت لازم است. اگر دين و دنيايمان غارت شده بايد قدمي بر داريم هرچند كوچك.
انان كه رفتند حسيني بودند، انان كه ماندند زينبي باشند وگرنه يزيدي اند (دكتر شريعتي)
من هر وقت بیانیه ها یا صحبت های مهندس موسوی رو میخونم تا یک ساعت گیج و منگ میشم از این همه خرد و فرهیختگی و متانت ایشون.
من به ایشون رای ندادم اما خودم رو یک عضو جنبش سبز میدونم.
چون احساس میکنم این جنبش سر تا پا صداقت زیبایی عشق پاکی و ایستادگیه.
مهندس دست مریزاد بدجوری شیفته ی نجابت و صداقتت شدم.
به قول دخترم: یا حسین … میرحسین
دردود ریئس جمهور موسوی
جاي جاي متن بوي تعهد مردم دوستي اسلام دوستي كشور دوستي و اخلاق گرايي ميدهد.
افتخار مي كنم در انتخابات به چنين انسان فرهيخته و مسلماني راي دادم و آروزي سلامتي و پيروزي روز افزون براي ايشان دارم.
بر ما است كه اين توصيه ها و بيانات را رعايت كرده و با درست رفتار كردن جنبش نوپاي سبز ايران را ياري دهيم.
با تشكر از تمامي زحمت كشان
ما سبزیم سبز می اندیشیم بگذار سیاه اندیشان با جماق تکفیر باچماق قدرت میدان داره باشن …بهار در را است چه باک
جناب آقای موسوی
ریس جمهور محبوب ما شما با صحبتهایتان جان دوباره به جنبش بخشیدید.درود بر شما
خطاب به آقا یا خانم امید که طرفدران موسوی را سلطنت طلبها و… می داند اتفاقا آنها دلخوشی از موسوی ندارند و مدام اورا می کوبند موسوی را دودسته می کوبند دارندگان منافع از وضع فعلی ضربه خوردگان ذی منافع دیروز که می دانند جنبش سبز هیچ شاه و دیکتاتوری را نمی پسنددوراه نمی دهد
در ضمن ایران مال همه ایرانیهاست به شرط این که حق مردمو نخورده باشند و مال و خون وجان مردم ومملکتو ندزدیده باشند و البته رای مردم رو
رای من کجاست؟
درود بر تو که
*************************************************************
جمهوری اسلامی تنها با افکار و اندیشه های تو و خاتمی معنا پیدا می کند.
***********************************************************
چون هم از نسل کورش هستید
***********************************************************
و هم از نسل محمد (ص)
******************************************************
Mirhossein! Naomid shode budam…bavar kon…fek mikardam Iran tamum shode..fek mikardam mardom vase hichky mohem nistan dge…fek mikardam ma mellat faghat ye bazicheyim ke bozorga dus daran sar be tanemun nabashe! vali to umadi…to omid nemidi be kesi, to KHODE OMIDI! to KHODE ZENDEGIYI! to mafhume kaamelo saadeghe BUDANI! ma mellati hastim ke motonafferim vase khodemun bot besazim, vali to bote akhlaghi! to khode BAHARI ! kheili kheili duset darim kheili jaat khalie tuye harruuze zendegie ma…be in fek mikardam ke chi mishod alan television o roshan konam dasht masalan akhbar migoft ke emruz sobh raees jomhur moosavi az namayeshgahe folan didan kardand masalan..kheili shirine…MA HAME BA HAM, BA SHOMA, BA SHEIKHE BOZORG, un ruzo khahim did! YA HOSSEIN MIRHOSSEIN
زنده باشی رییس جمهور موسوی خیلی مرد بزرگی هستی
ما پیروزیم چون حق با ماست و بی شماریم
میر حسین عزیز الله یاورت باشه
ان شاءالله حق بر باطل پیروز میشود
Chi mishe goft Dge? Kaamel tar az in? 1 ensaan mitunes az in kaamel tar bashe? Mirhossein! to KHODE ZENDEGI, AKHLAGH, SEDAGHAT, SHARAF, HAGHIGHAT, VOJDAN, va HAAAAAAAAAMMEYE sefaate bartare ensani! Duset darim, mese to kam hast ruye zamin, be khoda kheili kheili kam hast…kheili kameli
دورد بر تو واقعا نمیدونم چی بنویسم گلو پر بغضه فقط یا حسین میر حسین
خوشحالم که بعد از سال ها بزرگ مردی از تبار مصدق ها، بازرگان ها، طالقانی ها و تمام آزاد مردان تاریخ این مرز و بوم پیدا شده تا ملت رو در راه رسیدن به حقوق حقه خودشون یاری بده!
یاحسین…میرحسین
سلام ميرحسين عزيز. از صميم قلب برايتان ارزوي موفقيت دارم.بااين بيانات روشن ومنطقي شما روحيه گرفتتم.تاريخ نشان داده كه ظلم رفتني است. سيره پيامبر عزيز را در مرام و رفتار شما مي بينم نه در حاكمان تنگ نظري كه حاضر نيستند اشكالات خو را ببينند وحتي به عيبهاي خود افتخار ميكنند. حضرت امام هيچوقت فكر نميكرد چين بلايي سر انقلابش بياورن و با نام انقلاب او بر ملت دين ازاي وجان و ناموس مردم و ابروي مردم بتازند.خدا همه حاكمان ما را شعور عطا فرمايد
آقاي موسوي عزيز!
از اينکه در سخنانتان به کوي دانشگاه هم اشاره کرديد بي نهايت سپاسگزارم. به نظر ميرسد که مسئولان با تصميم دارند با سکوت مسئله را حل نمايند .
قربونتون برم، مهندس عزیزم، همه ی صحبت هاتون خوب و عالی و به جا بود دستتون درد نکنه…. اما چرا در مورد راه اندازی یک شبکه ی مستقل تلویزیونی ماهواره ای چیزی نگفته اید، نه شما و نه جناب کروبی؟
ما فکر می کردیم در جلساتی که داشتید در این مورد توافق هایی کرده اید.
می دانید که داشتن یک رسانه ی تلویزیونی مستقل، از ضروریات جنبش سبز و کلا یک حزب است…
البته حتمن موانعی در این کار وجود دارد که امیدواریم برطرف شود و ما بتوانیم صاحب یک رسانه ی مستقل شویم. باور کنید که هزینه های آن را هم خودمان یعنی جنبش سبز تامین می کنیم و جای هیچ نگرانی در این مورد نیست…. البته می دانم که اینجا ایران است…اینجا خفقان است… اینجا دموکراسی نیست…. اینجا حرف راست و حق، هزینه دارد…..اما با تمام این حرف ها، هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور….
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نگشت / دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور….
زنده باشید یا علی
درود بر ميرحسين موسوي
“استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم”
جنبش سبز تا آخر ايستاده است…
درود بر موسوی
درود بر موسوی
اینجاست که از ته دل میگم
دیکتاتور دیکتاتور عزت خدا دادیه
یاشاسین میر حسین
شیر مرد خامنه
وکیل الرعایا ، میرحسین موسوی
احسنت به تو
هزاران درود بر تو
حقا که شاگرد پبرخمینی خدا نگهدار تو باشد
zendeh bad mossavi
خوشحالم در دوره ای زندگی می کنم که میرحسین عزیز زندگی می کند و راه جنبش سبز را برای خروج از ظلمات پیش روی ما گذاشته ست.و چقدر افسوس می خوردم اگر قرار بود این سرافرازی های مردم سبز سرزمینم را در کتاب های تاریخ بخوانم…
میر حسین عزیز به درستی گفته اید مهمترین استراتژی جنبش سبز گسترش آزادی ست و پشتوانه ما به قشر عظیم دانشگاه و دانشجو ست پس جنبش سبز پیروز است و برای پیروزی عجله ندارد که به گفته شما سبز بودن به پوشیدن رنگ سبز نیست اخلاق سبز را رعایت می کنیم
یا حسین میر حسین
واقعا عالی بود با خودم فکر میکردم چرا موسوی بعد از 22 بهمن سکوت کرده برام عجیب بود داشتم نا امید میشدم ولی باز هم مثل همیشه سیاست مداری میر حسین جان یک بار دیگه برام اثبات شد این مصاحبه رو که خوندم واقعا لذت بردم
به نظر من باید از رفتن به سمت افراط گری به شدت پرهیز بشه چون این دقیقا چیزی هست که حکومت میخاد پیاده کنه و جنبش سبز رو یک حرکت افراط گرایانه نشون بده!!!!
مهمترین نکات این مصاحبه : هر شهروند یک رسانه /پرهیزاز خوشونت/ عدم تنازل از قانون اساسی / راهپیمایی مهندسی شده و ….
من یک رای دادم و تا پای جان پای این رای و هدف و آرمانم هستم
یا حسین میر حسین
الله اکبر
درود بر رییس جمهور موسوی
همه با هم تا آخر همراهت هستیم
میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است
امروز متن مصاحبه جدید میرحسین منتشر شد
لحظه های اول با سرعت بین خطوط دنبال چیزی می گشتم که شاید خودم هم نمی دانستم چه باید باشد فقط می دانستم آتشی باید تا آتش درونم را خاموش کند نه آبی و بارانی که سیل هم آتش نفرتم را نتواند به کناره زند
شاید از پس ماه ها درد و رنج و تحقیری که همگی تحمل کرده ایم به دنبال جملاتی آتشین که متوجه شخص اول گردد بودم و اعلام یک انتحار به تمام معنی
فکر می کردم تنها شنیدن این جملات تند و اعتراضی و دعوتی به قیام همگانی می تواند مرا راضی کند
در نگاه اول نبود آنچه که بدنبالش متن را با سرعت کاویدم و کمی هم حس ناامیدی و تلخی گزنده ای در وجودم نشست
ولی زمانی بعد و با آرامشی بیشتر مصاحبه را دوباره خواندم و اینبار رضایتی وجودم را فرا گرفت
ریشه این رضایت را درون خود جستم و تنها به یک چیز رسیدم
حفظ بزرگواری اخلاقی آنهم در ابعادی عمیق که از درون انسانی والا و فرهیخته برمیاید و بس
این سخنان را از یک مغلوب ظاهری در کنار فرمایشات پیروز ظاهری که در جمع اعضای خبرگان ایراد شد بگذارید.
تاکید بر اینکه تنها به حفظ نظام بیندیشید و اینکه نظر خواص مهم نیست و به تامین نظر عوام بپردازید و اینکه معترضان جایی در نظام ندارند را هم از نظر اخلاقی و هم از نظر شرعی بسنجید و سپس بگویید آیا واقعا این شخص آرامش پس از پیروزی را مزه مزه می کند یا شخصی که تنها از حفظ کرامت های انسانی حین مبارزه ای نابرابر و ناعادلانه سخن می گوید و در جایی که فرزندان سبزمان مظلومانه مورد هجوم قرار گرفته اند برما نهیب می زند که حتی نیروهای انتظامی و نظامی هم مجبور به خشونتند و برای آنها سپری از ملاطفت و انسانیت می طلبد
تفاوت تا کجا
همین تفاوت انسانی کافیست تا خشنود باشم
ممکن است در این مبارزه به هیچ دست یافته باشیم
ممکن است که هزینه ای سنگین تا امروز پرداخته باشیم
ولی راضی ام که بزرگوار و با افتخار مسیر را طی کرده ایم
انسان و با شرف بوده ایم و این یعنی تمامی خوبی های دنیا را به خود بدهکار کرده ایم آری همه خوبی ها و انرژی های مثبت جهان هستی با ما هستند و وامدار ما هستند چون در این نزدیک به ده ماه بر خوبی های و فضیلت ها و فداکاری های تاریخ ، برگه های زرینی افزوده ایم
دیگر به پشت پرده و جلوی پرده و بازی های سیاسی کاری ندارم
میرحسین بر تو درود می فرستم که انسانیت مرا به یادم آوردی
از تو ممنونم که سبب شدی خودم را محک بزنم
بیش از رایی که به تو دادم به من خدمت کردی و پیش از یک رئیس جمهور، آموزگارم شدی
بر تو درود می فرستم و به راهی که همراه مردم این دیار می روم ایمان دارم حتی اگر برخی خواص به هردلیل از راه بازمانند
شنبه 8 اسفند 1388
صبر و امید
درود بر میر حسین موسوی که خون آرش در رگهایش جاریست
اقای سعيد يگانه، لطفا اول معنی اين ترکيب بی معنی”مصاحبه مهندسی شده” رو بگيد تا ما هم نظرمون رو راجع بهش بگيم.
پدر من روحانی است و همینطور سه تن از دوستانش که در ایام انتخابات در شهر کوچکمان اصول گرایان حامی موسوی را راه اندازی کرده اند آنها هنوز هم طرفدار موسوی هستند اما به دلایل امنیتی در شهر های کوچک نمی توان کاری کرد
اندکی صبر سحر نزدیک است
بسیار به جا و سنجیده، مثل همیشه
خیلی وقت بود که منتظر چنین مصاحبه ای بودیم، از کلمه عزیزم بسیار ممنونم
درود بر میر حسین کبیر
سید بزرگوار، آقایی و متانت رو از تو می آموزیم، به یاد جمله مرحوم پدرم در سالهای جنگ که همیشه از دوران کودکی در گوشم زنگ میخورد: همیشه میگفت میر حسین آقاست…
زنده باد حسین زمان.رفراندوم،رفراندوم اینست شعار مردم
انسان نا اميد انساني مرده است. اميد آخرين چيزي است كه ميميرد.
سر و جان در ره ازادی و داد چو حسین ابن علی باید داد
این باید شعار جنبش باشه
zende bad jonbesh sabz
dorod bar raees jomhor mousavi
میر حسین برای ما اسطوره است و از اینکه رهبری در جنبش سبزمان به این فرزانگی داریم به خود میبالیم.
وای اگر موسوی حکم جهادم دهد….
زنده باد ازادي، درود بر رئيس جمهور موسوي
* *
* *
* *
* *
*
به امید خدا با رسیدن به پیروزی صحنه را ترک نکنیم و میدان را به مسلمانان بعد از فتح ندهیم تا دیگر با مشکل این چنین ساختاری بعد از یک انقلاب بزرگ و مردمی در عرض سی سال یا کمتر نباشیم.
اطلاع رسانی کنیم در فضای خانواده و دانشگاه و …
محکم بایستیم
از ایران مهاجرت نکنیم و فضا را بر علیه میرحسین موسوی تنگ و تنگتر نکنیم
اعمال خلاف قانون فقط ضربه میزند به بدنه و سران جنبش پس از حرکات افراطی بپرهیزیم
مخالفین جنبش از اعضای خانواده و فامیل و دوست و همسایه را به آرامش و برادری دعوت کنیم
در پایان میر حسین موسوی را تازه پیدا کردیم پس به سادگی از دست ندهیم
بعضی قصد دارند امام(ره) و هاشمی رفسنجانی و امثالهم را نزد ما همسو با خودشان به ما معرفی کنند پس ما باید این عزیزان را در آینه تمام نمای فرزندانشان ببینیم و رفتار حاج حسن آقا و سید علی و سید یاسر خمینی و همسر حاج احمد آقا و محسن و مهدی و فاطمه و یاسر و خانم عفت مرعشی و فائزه هاشمی رفسنجانی روشن کننده خیلی از مسائل به ما هستند پس هاشمی را نباید از دست بدهیم این 14 سال گذشته برای ما بس است هاشمی تراز ملت ایران است
فکر نکنیم تاریخ برای ما مدام در حال تولید نوادر مردم خواه عدالت محور استبداد ستیز است هاشمی و موسوی نزدیک به هفتاد و پنج سال پیش متولد شده اند تا امروز برای مردم باشند
یادمان نرود در زمان اصلاحات ما اصلاح طلب ها بیشترین تخریب را علیه هاشمی این مرد خدا صورت دادیم پس اعمال گذشته را تکرار نکنیم
به امید روزی که نظامیان ما رحم را سر لوحه اعمال خود قرار دهند و فرزندان مردم را همچون فرزندان خود بدانند/انشا الله
تقدیم به هاشمی رفسنجانی،موسوی،خاتمی،حاج حسن آقا خمینی و شیخ شجاع کروبی
“”ضامن سبز””
نبیند ایران چون شما
در هر صده یا که هزار
مادر نزاید یا پدر ؟!
عقیم است این شاه ولا
دردانه ای هست در صدف
در طول اقمار زیاد
دانم نمیماند چو من
در کنج این زندان تن
حالا که وقت رستن است
ایا نباید حرکتی؟
یا که بمانیم در قفس!
نندازد این دخت هوس
بر گردنش بی همنفس
این دانه است یا که قفس
در دل ندارد هیچ غمی
دارد ولی انکار من
از ذوق هر اندیشه ای
داغ میزنند بر هر تنی
تا یاد دارد تا ابد
یا که فراموشش شود
هم ترس و هم ازادگی
یادی ز ترس
حر از دلم
بگریزد از هر خانه ای
این است رسم روزگار
یاران بیایید در شکار
یا که بگیرندت به تیر
یا ضامن آید از قفا
از بهر شیر و این قضا
بگذارد از جا بپری
حالا تو و مردانگی
خواهی نیایی در کمین
از بهر این دلدادگی
یا که زمین از آن تو
یا که تو در جای زمین
باز است راه انتخاب
این است آیین رضا
در دل ندارد کینه ای
تا تو بیایی در کمین
داند که تیرت میزند
رحمی ندارد در دلش
دوزد تو را با تیر خشم
قلب و تن و پیکان چشم
صیاد دیده بر زمین
بگشاید آن راز کمین
راند سخن از چاک دهن
من نیستم سرباز تن
آخر منم دارم زنی
دو کودک با روسری
نی سم از بهر فرار
نی دندان بهر غذا
آخر بباید من برم
نان و طعام سوی زنم
تا بهر آن شیر زادگان
سازد تنش اندک غذا
آهو بیا آخر چه شد
آخر بخسبان بچه را
شیر تو است اندر جهان
از بهر طفل بی زبان
شیرش بده طولش نده
کودک ندارد جنبه ای
ما را بخواند هر دمی
با گریه و فریاد و آه
آهو که فریادش شنید
چون پست پیسه بود کمین
آمد به میدان بگذرد
از گوشت تن از بچه اش
گذشت تا بگذشت ز تن
صیاد از این سو وقصد
ضامن که بود خوشحال و شاد
دستش به سوی آسمان
از ریختن ترس از قفس
از رستن آزادگی
آری خدا را شاکریم
تا شیر و ببر و بره ای
در جنگل و هر بیشه ای
رحمی به طفلان میکنند
جای همه در جنگل است
شیران روند سوی شکار
گیرند آهوان زار
راضی شود همخانه اش
هم گله و بزغاله اش
هر که به قانون راضی شد
راضی به هر بازی نشد
راضی به مرگ کودکان
اخلاق و دین وبردگان
رحم است، آیین جهان
هم کیش و هم پروردگار
تا در دلی رحمی نبود
ترس بود و آزادی نبود
با تشکر شبان
به امید پیروزی جنبش سبز
درود بر مهندس موسوی رئیس جمهور واقعی ایران آزاد
زنده باد جنبش سبز مردمی.کور بود هرآنکه نتواند دید
درو بر شرفت ای بزرگ مرد
از امروز مصمم تر شدم
سبز یعنی استقامت تا بهار
سبز یعنی لاله های بی قرار
موسوی زنده باد – کروبی پاینده باد