سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » اگر پدرم زنده بود در صف مقدم معترضان قرار داشت...
» رنجنامه فرزند سرلشکر شهید حجت نظری؛پدرم بدنبال چه بود ؟!

اگر پدرم زنده بود در صف مقدم معترضان قرار داشت

چکیده :بی‌تردید پدرم نرفت تا امروز، پس از ۳۱ سال همچنان، مشکل مردم ما، مشکل نان باشد، مشکل مردم ما، مشکل حق خواهی و نرسیدن به حق باشد. بی‌شک، اگر پدر من هم بود، امروز همصدا با مردم، مطالبات بحق خود و آنها را فریاد می‌زد. شاید برای اینکه با خود می گفت، اگر بنا بود پس از ۳ دهه، هنوز گرفتار همان اشکالات باشیم، تکلیف اینهمه خونی که بر زمین ریخت چه می‌شود؟! جواب مادرانی که داغ فرزند دیده‌اند را که می‌دهد؟؟ پدرانی که هیچ نگفتند و به آینده خیره شدند، مادرانی که با غصه از دست دادن شوهر، مسولیت زندگی را به تنهایی عده‌دار شدند، فرزندانی که با چند قاب عکس و سنگ مزار پدر بزرگ شدند، مردمی که همواره بر آرمانهای آنها پای فشردند، جواب اینها را که می‌دهد؟؟ براستی پدرم برای چه...


کلمه:حجت (بشیر) نظری ، فرزند سردار سرلشکر شهید حجت نظری در مطلبی که سایت سحام نیوز آن را منتشر کرده نوشته است:

سالهایی نه چندان دور، در چنین روزهایی مردم ایران، خسته از خیلی چیزها، برای تغییر نابسامانی‌ها قیام کردند. ظلم و تبعیض، فقر و فحشا، جرم و جنایت، جور و استبداد، خفقان و تمرکز قدرت و ثروت، همه و همه و بسیاری دیگر را، شاید بتوان زمینه هایی برای حرکت عظیم مردم، به رهبری عالم فرزانه، حضرت امام(ره) دانست.

در این مسیر، البته گروههای مختلف، با ایدئولوژی‌ها و عقاید متفاوت حضور داشتند، بقولی هرکسی از ظن خود یار انقلاب ۵۷ بود. اما جملگی، کاستی‌های موجود را فریاد می‌زدند و خواستار تغییر وضع موجود بودند. همه گروهها نیز در این راه، هزینه‌های گزافی پرداختند. به امید آنکه روزی، به حکومتی مردم سالار، آزاد و دموکرات خواهند رسید. به امید آنکه روزی، دیگر از ظلم و فساد و تبعیض و فقر و خفقان خبری نباشد. پدر من هم یکی از هزاران آزاده‌ای بود که در راه رسیدن به هدفش یعنی نابودی ظلم و استبداد و . . . بهایی ارزان‌تر از جان خود نیافت. پدرم رفت تا خونش، نسلی را به جریان بیاندازد و به نسل‌های بعدی یادآوری کند که هیچ چیز این دنیا، ارزش تعلق ندارد، جز اهداف مقدسی که صلاح و خیر مردم و رضایت پروردگار در آن باشد.

متاسفانه، به لحاظ زمانی و مکانی در کشوری زندگی می کنیم که اگر بدنبال یک کتاب خوب باشی، تمام شهر را هم که زیر و رو کنی، شاید ناکام بمانی اما، ممکن نیست جوینده هر نوع مواد مخدر، به مقصود خود نرسد! خون پدر من نریخت تا چنین محیطی آبیاری شود! یقیناً خود او هم هرگز چنین فضایی را در مخیله خود تصور نمی‌کرد. شاید اگر غیر از این باشد، امروز او هم در میان ما بود و فریاد حق خواهی اش بلند!

بی‌تردید پدرم نرفت تا امروز، پس از ۳۱ سال همچنان، مشکل مردم ما، مشکل نان باشد، مشکل مردم ما، مشکل حق خواهی و نرسیدن به حق باشد، مشکل تمرکز قدرت و ثروت، بین عده ای خاص باشد. بعضی چیزها، در انحصار بعضی کسان باشد و مردم، همچنان، پس از سالها، فقط کارگر آقایان و آقازاده‌ها باشند. پدرم نرفت تا عده ای به بهانه حراست از خونش، مردم معترض را در خیابان ها لت و پار کنند! عکس امام(ره) را آتش بزنند و به این بهانه، دیگران را مجازات کنند! شیشه‌ها و درب بیت امام(ره) را بشکنند و هتک حرمت به امام(ره) را به نهایت برسانند. آتش زدن عکس امام(ره) برایم تداعی‌گر نیرنگ عمروعاص و قرآن‌های روی نیزه بود! چه شباهت دردناکی! برای آنکه افکار عمومی را به خود جلب کرده و به اعمال صهیونیستی خود وجه مثبت بدهند، روز عاشورا نیز هلهله کردند و عده‌ای دیگر را قبل از تفهیم اتهام، مجرم شناختند! عده‌ای را نیز کشتند و در کمال وقاحت، هلهله را گناهی بزرگتر از کشتار مردم در ماه حرام دانستند! حتی در اصول دین خدا هم دست بردند و برای امیال شخصی‌شان، تفاسیر خود را به آن افزودند!

هر انسان آزاده و خدا ترسی، این قبیل مسائل را تقبیح می‌کند. بی‌شک، اگر پدر من هم بود، امروز همصدا با مردم، مطالبات بحق خود و آنها را فریاد می‌زد. شاید برای اینکه با خود می گفت، اگر بنا بود پس از ۳ دهه، هنوز گرفتار همان اشکالات باشیم، تکلیف اینهمه خونی که بر زمین ریخت چه می‌شود؟! جواب مادرانی که داغ فرزند دیده‌اند را که می‌دهد؟؟ پدرانی که هیچ نگفتند و به آینده خیره شدند، مادرانی که با غصه از دست دادن شوهر، مسولیت زندگی را به تنهایی عده‌دار شدند، فرزندانی که با چند قاب عکس و سنگ مزار پدر بزرگ شدند، مردمی که همواره بر آرمانهای آنها پای فشردند، جواب اینها را که می‌دهد؟؟ براستی پدرم برای چه رفت؟! بدنبال چه بود؟ برای چه جنگید؟ برای چه؟ برای که؟ آیا جز برای آزادی و آزادگی و استقلال و رفاه و امنیت و برابری مردمش، که مطمئناً رضای پروردگارش را در آن می‌دید، هدف دیگری دنبال می‌کرد؟

به خواهرم آسیه(باکری) به برادرم محمد مهدی(همت) و به آسیه ها و محمد مهدی ها، بعنوان عضو کوچکی از این خانواده عرض می‌کنم، اگر به حقانیت عقیده و کلامت معتقدی، تا نهایت ثابت قدم باش. آنها در مسیر کج خود راست ایستاده اند، چرا تو در مسیر راست خود استوار نباشی؟ بگذار ما را فرزند نوح بخوانند! مارا چه باک؟ خداوند بهترین قاضی و حسابرس است و هرچه او بخواهد در تاریخ نگاشته می‌شود. این تقدیر تاریخ است. گاهی با خودم می‌خندم وقتی فکر می‌کنم چقدر فرزند نوح داریم! فرزند شهید بهشتی، فرزند شهید مطهری، فرزند شهید همت، فرزند شهید باکری، فرزند شهید بروجردی، فرزند سید احمد خمینی، فرزند آیت ا.. طالقانی، فرزند آیت ا.. اشرفی اصفهانی و بسیاری دیگر را فرزند نوح می‌خوانند! همسر شهید رجایی را عایشه خطاب می‌کنند! کروبی‌ها و موسوی‌ها و صانعی‌ها و خاتمی‌ها و هاشمی‌ها و . . . را طلحه و زبیر و . . . نام می‌نهند! خلاصه همه منتقدین و مخالفین را به لقبی مذموم از القاب تاریخ ربط می‌دهند! غافل از اینکه شباهت در این قیاس ها را باید در توهمات جست. اما در طرف مقابل . . . ! بماند . . .

مردم اینها را خوب می‌فهمند!

نوح یک فرزند نااهل داشت! تاریخ یک طلحه و یک زیبر و یک معاویه و یک عمرو عاص و یک یزید را بیاد دارد! رفتار آنها نیز کاملاً واضح است و در تاریخ ثبت شده و با اندکی تامل، می توان فهمید این القاب، با چه کس یا کسانی قابل انطباق است!

خالصانه آرزومندم دلسوزان انقلاب، چه آنهایی که تا به امروز سخن ها گفته اند و چه آنهایی که سکوت کرده‌اند، در این شرایط خطیر به مسولیت سنگین خود وقوف بیشتری یابند. کسانی که برای تحقق و بقای انقلاب، تبعاتی هرچند خرد پرداخته‌اند، بیشتر و بهتر درک می‌کنند در چه شرایط ناگواری بسر می‌بریم. یکی از بزرگترین مشکلات ما امروز این است که عده ای تازه به دوران رسیده، خود را وارث و سهامدار انقلاب میدانند، حال آنکه یا در مسیر انقلاب حضور نداشته اند و یا به واقع اعتقاد به آن ندارند و صرفاً بدنبال منافع خود هستند.

بیشتر تاسف می‌خورم وقتی می‌بینم حامیان این افراد، بعضاً از کسانی هستند که پیش از انقلاب، مخالف روند انقلاب و فعالیت‌های امام راحل بودند! اما پس از امام(ره) صاحب جایگاه و منزلت شدند و بی‌شک، امروز موقعیت را برای عقده گشایی و نابودی تفکر حقیقی امام(ره) مناسب می‌بینند. البته خورشید پشت ابر نمی‌ماند، حتی اگر بسیار به طول بیانجامد، حتی اگر ما نباشیم! حتی اگر . . . به امید آن روز . . .


18 پاسخ به “اگر پدرم زنده بود در صف مقدم معترضان قرار داشت”

  1. ناشناس گفت:

    من هم یک فرزند شهیدم و خوشحالم که بسیارند فرزندانی که میدانند پدرشان برای چه هدفی جانش را فدا کرد.
    من مطمئنم پدر من هم اگر زنده بود در صف اول معترضین بود.

  2. بسیاز دوست داشتم بهشتی ها مطهری ها باهنر ها صیادشیرازی ها زنده بودند تا میدیدم که چگونه امروز با این مسلمان نماها برخورد میکردند ایا باز هم عده ای میگفتن به انها: که یک سیلی برای انقلاب نخوردند.
    حالا من از ان شخص یک سوال دارم :شما که سیلی ها برای انقلاب خوردید چه کردید ؟شما که در مواقعی که مردم برای اعتراض به دولت نه حکومت به خیابان امدن بدتر از شاه برخورد کردید؟!
    یادمه شخص اقای خامنه ای در سال 87 در یک سخنرانی فرمودند مگر حکومت چقدر ارزش دارد که مستکبرین اینگونه برای بقای ان تلاش میکنند؟
    حضرت علی 20سال گوشه نشینی کرد تا مردم فریاد علی خواهی سر دادند !!!!!!!!!

  3. .... گفت:

    هموطنان عزیز
    آن روزی که به دلایل واهی و پوچ ، گروهی از مردم بی گناه این مرز و بوم را کشتند و ما بقی را از کلیه حقوق اجتماعی محروم کردند صدایی از کسی درنیامد و حال که این گروه باز طعمه تصویه حساب قرار گرفتند کسی در حمایت از آنها بیانیه نمی دهد و چنین رفتاری با آنها را محکوم نمی کند . گویا چنین افرادی با چنین عقیده ای اهل این مملکت نیستند ولی این را بدانید تا حقوق همه مردم این مملکت تامین نگردد محال است این مملکت روی آرامش و سعادت ببیند

  4. ناشناس گفت:

    هيچ خانواده شهيدی که عزيزانشان را برای وطن و مردم فدا کردند حاضر نميشوند رو در روی همين مردم آزاده بايستند و کشتار و شکنجه آنان را نظاره کنند.

  5. سبز سبز 2 گفت:

    “” براستی پدرم برای چه رفت؟! بدنبال چه بود؟ برای چه جنگید؟ برای چه؟ برای که؟ آیا جز برای آزادی و آزادگی و استقلال و رفاه و امنیت و برابری مردمش، که مطمئناً رضای پروردگارش را در آن می‌دید، هدف دیگری دنبال می‌کرد؟ “”

    بله برادر من برای ” مردمش ” ، اما چه کنیم که عده ای تمامیت خواه تمام این رشادت ها و از جان گذشتگی ها را برای خود میبینند و دیگر مردمان را سیاهی لشکری کر و کور فرض میکنند که باید دکان عقل را تعطیل کرده و کمر به اجرای بی چون و چرای فرامین خود در قالب زیبای رهنمود ببندند تا بدین سان رستگار گردند و هر که مجیز ایشان را نگوید از دسته ملهدین و کفار خواهد بود !!!!!

    اندکی صبر سحر نزدیک است …

  6. درود بر فرزندان راستین این سرزمین براستی که وارثان نیک پدران قهرمان خود هستین در بر شما فرزندان نظری ها و باکری ها و همت و بروجردی و بهشتی و طالقانی چه باید گفت که آنها کور دلتر از آن هستن که خواسته حقیقی مردم سبز این سرزمین را که همان پاسداشت اهداف انقلاب هست را ببینند . روی سخنم با آن دسته از برادران بسیجی خودم هستم که تا امروز با احساسات پاکشان بازی شده شما را قسم می دهم فقط چند لحظه از تریبون و بلند گو آن عوام فریبان دور شوند و لحظه ای با خود فکر کنند و ببینند آیا این راه راه حق است یا باطل که در آن گام گذاشته اند راهی که هر کس حرف متفاوت بگوید یعنی محارب اگر قرار بر این بود راز آفرینش بر چه بود آن کسی که حرف از مرز بندی می زند معنایش چیست؟؟ معنایش این است هر کس موافق من حرفی بزند خودی و متفاوت با آن غیر خودی !!!!! آیا این معنایش جزء دیکتاتوری می تواند باشد ؟؟؟ برادرم خودت بگو خودت ببین خودت فکر کن و نگذار کسی جای تو تمام اینها را انجام دهد و فقط دست تو باتوم دهد و راه را نشانت دهد راهی که به سوی هموطن های خودت ختم خواهد شد التماست می کنم کمی تامل کن

  7. محمد گفت:

    با سلام
    حضرت امام خمینی (ره) که حق پدری بر امت انقلابی ایران دارد هم اگر زنده بود در صف مقدم معترضین بود کما اینکه میرحسین موسوی نخست وزیر مورد تائید امام و رئیس جمهور منتخب مردم هم که براحتی و در روز روشن رای اورا برای دیگری خواندند هم در صف اول معترضین است و بسیاری از یاران و دوست داران انقلاب که متاسفانه بدون هیچ دلیل و منطقی یا در زندان هستند و یا مستاصل از این همه ریا و دروغ و فریب کاری همه در انتظار حادثه ای که نظام ما را به مانند گذشته در مسیر حق و عدالتخواهی قرار دهد راستی تا کی تملق و چاپلوسی ، باید به یاد بیاوریم که حضرت امام خمینی در زمان حیات خود چه دقیق بیان فرمودند این انقلاب در ایران اتفاق افتاد ولی در آینده در کشور های دیگر آنرا خواهیم دید و براستی امروز آثاری از رشادت های مردان سپاه و سایر ارگان های انقلابی در این مرز وبوم به چشم نمیخورد و در عوض رفتاری بیرحمانه که در شان انقلاب اسلامی باشد از ایران رخت بر بسته است .ولذاست که نه تنها پدر فرزند شهید نظری اگر زنده بود در صف معترضین بود بلکه تمام شهدای جنگ تحمیلی هم در صورت زنده بودن در صف معترضین بودند . آفتاب همیشه زیر ابر نمی ماند و خدا هم جای حقی نشسته است.
    محمد.ت

  8. ناشناس گفت:

    جالب بود كه در ايام انتخابات، هنگامي كه پدر شهيد جهان‌آرا از موسوي حمايت كردند، يك نفر در يكي از برنامه‌هاي راديو ، نقش فرماندهان ديگري بغير از شهيد جهان‌ارا را بسيار مهمتر از ايشان ارزيابي مي‌كرد.

  9. حمید گفت:

    براستی پدرم برای چه رفت؟! بدنبال چه بود؟ برای چه جنگید؟ … بله برادر من برای ” مردمش ”….
    خیر شهدا فقط برای رضای خدا رفتند و لا غیر.

  10. ناشناس گفت:

    حمید — “شهدا فقط برای رضای خدا رفتند و لا غیر”

    بله، شهدا رضای خدا را در دفاع از کشور و مردمشان دیده بودند، در دفاع از حق… بله

  11. ناشناس گفت:

    — گاهی با خودم می‌خندم وقتی فکر می‌کنم چقدر فرزند نوح داریم! فرزند شهید بهشتی، فرزند شهید مطهری، فرزند شهید همت، فرزند شهید باکری، فرزند شهید بروجردی، فرزند سید احمد خمینی، فرزند آیت ا.. طالقانی، فرزند آیت ا.. اشرفی اصفهانی و بسیاری دیگر را فرزند نوح می‌خوانند!

    پس این فقط من نیستم که به این نتیجه رسیده بودم… خوبه فرزند نوح (ع) به خطا رفت، وگرنه چند هزار سال بعد، دین نماها نمی تونستند هیچی رو توجیه کنند… و در این باره بعضی مدیون همین پسر گمراه نوح (ع) هستند.

  12. سعید سبز گفت:

    دوست من مقداد (فرزند شهید) هم یک میرحسینی ۳ آتیشه است.

    بعد از ۲۹ خرداد عکس کسی را که به دیوار چسبانده بود پاره کرد.

  13. سعید سبز گفت:

    بسیار دلنشین بود.

    موسوی به راهت ایمان داریم.

  14. ehsan گفت:

    سلام بر فرزندان شهیدی که همچون پدرانشان ایستاده اند.درودبرآزاد زنانی که درتنهایی وغم چنین فرزندانی راتربیت کردنددرحالی این رامی نویسم که اشک در چشمانم حلقه زده چون می بینیم کسانی به اسم اسلام ونام خون شهیدان باشعار عدالت مردم راروانه زندان بیمارستان وگور میکنندودم از حکومت علوی میزنندآه که امیر مومنان آنقدرکه ازمابه ظاهرشیعیان ضربه خوردندکه ازمعاویه نخوردند تاثابت شود که هنوز علی(ع) سر درچاه داردومظلوم است.خدایا توخودمارابه راه دین حقیقیت هدایت فرما

  15. ناشناس گفت:

    در جواب:
    براستی پدرم برای چه رفت؟! بدنبال چه بود؟ برای چه جنگید؟ … بله برادر من برای ” مردمش ”….
    خیر شهدا فقط برای رضای خدا رفتند و لا غیر.

    دوست من رضايت خدا در رسيدگي و خدمت به مردم است

  16. رضا گفت:

    رضای خدا در رضای مردم مسلمان شهید پرور است و خدا از حق الناس نمی گذرد

  17. ناشناس گفت:

    آنچه که با مطالعه تاریخ تمدن های ابناء بشر قابل دریافت است سیر تکاملی عقل کل جامع بشری است ، همچنان که که همه اجزاء عالم بسوی غایت کلی در حرکت و تکاملند، جامعه ایران نیز از این سیر تکاملی مستثنی نیست چرا که اجزاء ساختار جامعه را انسان هایی تشکیل داده اند که صاحب عقل و شعورند و بدیهیات منطقی را مجبورند استنتاج کنند حتی اگر خود نیز به اراده نخواهند. هیچ نیرویی نمی تواند مانع اندیشیدن نوع بشر شود که قابلیت تفکر انسان نتیجه تکامل جهان هستی از ابتدا تا اکنون است پس تنها سلاح عقل کل برای تکامل جهان هستی و انسان تفکر است و تعقل که هدیه جهان هستی به تمام انسان هاست. تا اکنون عقل و استدلال در میان تنه های سترگ درختان وهم و گمان و خرافه سر از خاک در می آورد و در تاریکی عدم تابش آفتاب حقیقیت و فعلیت کوچک می ماند و زیر پای ستوران زر و زور و تزویر هلاک می شد. اکنون از پس این همه تاریخ و رنج درختان کوچک اندیشه کورسویی از آفتاب حقیقت دریافت کردند که این پیروزی برای ملت ایران است که خواستند اولین قدم را بسوی غایت کلی و استشمام عطر دل انگیز فضیلت ها بردارندکه ما از همین اکنون پیروزیم و این پیروزی را هر روز با اندیشیدن های و دریافت های جدید جشن می گیریم که این از رخسار سبز ما پیداست. به چاووشان بگویید این پیام را در گوش کوچه های سبز سیاه پوش جار بزنند که تابه فجر و به بار نشستن مهر چیزی نمانده است. نام هایی را از دوردست تاریخ گرفته و به متفکران اکنون منتسب میکنند که تاریخ از آنها عبور کرده است و بر دوش آنان عمارت بزرگ تکامل بشری استوار شده است و تاریخ اکنون با بر و دوش من و تو کار دارد مرا با استدلال مجاب کن نه با انتساب نام که این ضعف ناتوانان و پاشنه اشیل نظام دور از غایت کلی جهان است. ای شهیدان سرزمین من ، با زدن هر نبضم در این شور و در این معرفت از یادتان نمی کاهم و پس از من نیز…

  18. محمد مهدی همّت گفت:

    سلام
    ممنون از حجت عزيز
    به اميد تحقق آنچه بخاطرش پدر من و تو جان خود را فدا کردند
    يا علی
    محمد مهدی همّت