دلنوشته دختر محمدنوری زاد به پدرش؛این قصه، قصه ی توست باباجان. از نو بخوان
چکیده :قصه، قصه ی توست در این دوماهی که گذشت. در انتظار و صبر و دعای ما؛ برای آزادی ات. برای ایستادگی ات. و برای هرچه مستحکم تر شدنِ پایه های ایمان و صبر و توکلت.این قصه، قصه ی توست باباجان. از نو...
کلمه: دختر محمد نوری زاد کارگردان و نویسنده ای که از 29 آذر به اتهام توهین به مسئولین بازداشت شد در آخرین نوشته وبلاگ خود نامه ای به پدرش نوشته است.
به گزارش کلمه ،این دلنوشته به مناسبت گذشتن دو ماه از بازداشت محمدنوری زاد نگاشته شده که به شرح زیر است:
قصه، قصه ی کودک دو ماهه ای است که قدر چندسالگی اش داناست؛ که قدر تک تک دقایقِ این دوماهگی، درد کشید و رشد کرد و پخته شد. قصه ی روزهای پر از درس و نکته و تلقین و تکرار. قصه ی آزمونی که شد محکِ صبر و توکل و ایمانمان، شد ایستگاهی برای توقف و بازنگریِ هرآنچه تابه حال داشتیم و قدرش را ندانستیم، هر خطایی که کردیم و آگاه نشدیم و همه ی فرصتی که ولو بی خواست و اراده، از دست دادیم.
قصه، قصه ی نبودن تو نیست. که هستی. مثل تمام سال هایی که دور از ما و منیت، دور از تصور خیلِ صاحب منصبان امروزی، محروم ترین مناطقِ این مرز و بوم را به جای همه ی آن پُست های دست یافتنیِ آن روزها، سخت منتظر و محتاج یافتی برای خدمت. برای زحمت. برای نثارِ بی منتِ خلوصی که بعد از گذشت بیست و چندسال، هنوز از یاد مردمانِ مظلومِ میناب و بشاگرد و زابل نرفته است.
قصه، قصه ی نبودن تو نیست. که هستی. مثل تمام روزهایی که سزاوارترین صحنه را برای جهاد، شهرها و روستاهای جنوبیِ کشور دانستی. و مردمانِ بی پناه و محرومی که تا آن روز، مدرسه نداشتند. بیمارستان نداشتند. سدّ و پل و جاده نداشتند. و تا آن روز، هنوز، دست های خالص و بی ریای مردی را ندیده بودند که بی مزد و چشم داشت در خاک غلتیده باشد…
قصه، قصه ی بودن توست. در روایت فتحی که بر زبانِ تو رفت. در صدای محزون و ماندگاری که از پشت خاکریزها، از دلیرمردانِ تکرارنشدنیِ آن روزگار می گفت. از امام و انقلاب و جنگ می گفت و از هرآنچه که امروز اگر مقلوب نشده باشد، از یادها رفته است.
قصه، قصه ی بودن توست، پررنگ؛ مثل ردّپای قلمِ آزاده ات که هیچ گاه رنگ نباخت. مثل سلاست و صراحت و بی باکیِ اندیشه ای که جز از سر دلسوزی، بر قامتِ کلمات جاری نشد. مثل هوشیاری و ذکاوتِ امروز تو، که درست مانند آن سالها، ارجح ترین صحنه را برای جهاد، محروم ترینِ آنها دانست؛ چه، امروز، بشاگرد محروم ترین نیست. زابل محروم ترین نیست. میناب و خاش و هرمز محروم ترین نیستند؛ که محروم ترین نقاطِ امروز، ذهن های منجمد و افکار بسته ایست که از هرچه بالندگی و رشد و پویایی است، خالی مانده. محروم ترین نقاط امروز، بستری است که به جهل و تزویر و ظلم، آلوده شده و از تحملِ کوچکترین نقد و واکاویِ خیرخواهانه، بی بهره است. و چه تلخ و تاسف بار، که فهم و وسعت نظر و دلسوزیِ تو را این چنین پاسخ گفتند…
قصه، قصه ی توست در این دوماهی که گذشت. در انتظار و صبر و دعای ما؛ برای آزادی ات. برای ایستادگی ات. و برای هرچه مستحکم تر شدنِ پایه های ایمان و صبر و توکلت.
این قصه، قصه ی توست باباجان. از نو بخوان.















اللهم فک کل اسیر
ما همه ی آزادگان از جمله ایشان را بسیار دوست داریم
ای کاش همه نسل 30 و 40 ای هایی مانند من، از امثال آقای نوریزاد درس مقاومت آموخته و جوانانشان را در این برهه سخت مقاومت ملی، که ماحصل تصمیمات و اقدامات نسل ما بوده است و متاسفانه “حداقل” می باید گفت که نتیجه تصمیم و عملمان در این 30-40 سال به انحراف رفته، تنها نگذارند.
جوانانمان را ببینیم، آنها امروز مارا مقصر مشکلات این سالها می پندارند. باید به کمکشان بشتابیم. ما در مقابل فرزندان ایران مسوولیم.
درود بر زینب عزیز
ما برای ازادی تمام زندانیان سیاسی بخصوص محمد نوری زاد عزیز دعا میکنیم
چه قلم زیبایی ،من نمیدانستم که زیبا نوشتن هم میتواند موروثی باشد ،همانند پدر خودتان زیبا ،سوزانده ،و کوبنده مینویسید ،به شما افتخار میکنم به عنوان هم وطن .
لطفا در مورد صدور حکم اعدام “امیر رضا عارفی” اطلاع رسانی کنید. کمتر از ۲۰ روز به دادگاه تجدید نظرش مونده و وب لاگ وکیلش رو هم مسدود کردند.
جریان محمد نوری زاد و خانواده اش میتواند نمونه ای بدون اغراق برای ثبت در تاریخ باشد که برای فرزندانمان می توانیم به عنوان مثال بیاوریم (وقتی دلیل کارهایمان را بپرسند) . ببینند که ارزش آدمها نزد گردانندگان فعلی کشور به اندازه پیشبرد هدفشان و یا در طرفداری از انها است نه ارزش واقعی آدمها .
این را نمیتوانم درک کنم که آقای نوری زاد با این جدان بیدار چگونه سالها در خدمت روزنامه کیهان به آن صورت که مختص کیهان است قلم که نه شمشیر زده است.
از دوستان سبز اگر کسی میداند ذهن من را هم روشن کند
با آرزوی آزادی همه اسیران عقیده و بیان
خدا با صابرین است !
سبز بودن چه جرم سنگینیست…به امید آزادی این مرد بزرگ و تمام زندانیان سیاسی که تنها جرمشون سبز بودن است
نوشته دلنشین است و نثرش شیوا و روان ولی حکایت، حکایت میخ است و سنگ، حکایت رو است و سنگ پا…همه اش سخت است و روح خراش…
آقای نوریزاد حیف است که در بستر بمیری و شهید نشوی .درود بر تو وبر خانواده ات
اللهم فک کل اسیر
برای ازادی اش دعا میکنم
من همون اولین باری که نوشته آقای نوری زاد رو خوندم شیفته ی قلم و شخصیتشون شدم . واقعاً دوستشون دارم . به امید آزادی شون .
man vaghan nemitonam joloye geryamo begiram………………
man bekhatere in migeryam ke chera ba roshanfekramon, ba javonamon intori mikonan.
mamlekat ro kardan gorestane andishe va tafakor va elm.
chera?
باسنی بیشتر از پدرنازنینت و با قدی خمیده تر ازراست قامتی رفیق نادیده ام محمد نوری زاد دست به زانوی سبز ملت خویش حبردار می ایستم وبه احترام “مردی برای تمام فصول”(محمد نوری زاد) کلاه ازسر برمی دارم.
دست مریزاد زینب که دختر آن پارسای زیبایی و آن دردانۀ زهرایی هستی: درایمان؛ درصلابت؛ درگفتار وقلم وشکل ومحتوا! دلم برای پدر بزرگوارت خیلی تنگ است وحالا دیگر برای تو هم عزیزم. بابا مرا با همین نام “Dalghak.Irani ” بخاطر می آورد که قصه ای غصه دار است.
چندروز پیش که احضارشده بودید خانوادگی جمیعاً ولا تفرقو. درذیل مطلب وبلاگم که مربوط به رهبری مهندس موسوی بود یادی از پدربزرگوارت کردم که آنرا هم دراینجا می گذارم برای ادای احترام به او وتو وبرادر ومادر عزیزتان.
واما پایان بخش این یادداشت می خواهم یادی باشد از “محمد نوری زاد” عزیز که طبق اخبار منتشر شده وبرای اولین بار تمام خانواده اش به دادستانی احضار شده اند. آشنایی من با محمد نوری زاد ازطریق وبلاگش وکامنت هایی که برای مطالبش می گذاشتم تکمیل شد. چنین حدس می زنم که احضار همۀ خانوادۀ محمد نوری زاد به دادستانی برای این باشد که محمد نوری زاد تاکنون نه تنها نشکسته بلکه حتی حاضر نشده درخواست تماس وملاقات با خانواده اش را هم بکند. واین البته برای دستگاه امنیتی شکست بسیار سنگین ومضاعفی است. واقعیت قضیه این است که “محمد” با همۀ توش وتوان وقدرت بیان ونوشتن وهنری که دارد دارای یک نوع معصومیتی است که بهترین توصیف این نوع بی گناهی واژۀ ترکیبی “معصومیت کودکانه” است. او چنان زلال وبی غش وهدفمند است که واقعاً هر آدم ناخالصی را کلافه می کند. وما چقدر به این روحیۀ معصومیت کودکانه در جنبش سبز نیاز داریم. درود می فرستم به این انسان زلال واز همین جا برای خودش وخانواده اش هورا می کشم وامیدواریم که بزودی اورا آزاد ببینیم. البته که حدس من این است که حکومت جز آزادی او به هیچ ترفند دیگری ازعذاب”معصومیت کودکانۀ” او رها نخواهد شد. یا…هو
اسرای جنبش ما عزيزان اين ملتند..
ما پيروزيم، چرا که ايمان داريم حق بر باطل و صداقت بر دروغ و نيرنگ پيروز است..
زینب جان چه زیبا و دلنشین نوشته ای، بودن پدرت را در فراق او ازعزیزانش ، زینب زمانه ای ، درود خدا بر پدر آزاده ات که زینبی چون زنیب ،رسولش در خانه محقرش به جامعه پرورانده تا همچون زینب (س) ، زینب زمانه باشد و پیام حسین زمانه را در قلب تاریخ هستی فریاد زند و غافلان را بیدار ، و ستمگران را بشار ت عذاب ابدی دهد هزاران درود بر تو و پدرت
اللهم فک کل اسیر
خانم نوریزاد! آنهایی که رفتند کاری حسینی کردند و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند.
ما جنبش سبزیم و علمدار حسینیم ،همه با میرحسینیم
شهر خالیست زعشاقبود کز طرفی/// مردی ز خویش برون آیدو کاری بکند؟
اللهم فک کل اسیر
ma dar oropa az nveshtehaye esho lezat mibordim, az khodaye bozorg mikhaham ke in ba in marde bzorg bashe,ma delemon barayash tag shode ast. be omide didar ba to
از آن روزی که محافظه کاران ایرانی جامه دیگر کردند و خود را اصولگرا نامیدند همواره به این موضوع دقت کرده ام که اینان به چه اصولی اعتقاد دارند. نتایجی که گرفته ام در این مقال نمی گنجد اما از گفتن این حرف نمی توانم صرفنظر کنم که آقای نوریزاد را تنها کسی از میان ایشان یافتم که واژه اصولگرا سزاوار اوست. آزادیت مبارک آقای نوریزاد عزیز!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اللهم فک کل اسیر
خدایا تو بخوای حتما میشه
دل آدم به درد مياد
اللهم فك كل اسير
درود بر «حر» جنبش سبز. جنبش سبز، جنبشی برای خوشبختی همه ایرانیان، حتی مخالفان، کودتاگران، و سرکوبگران.
درود بر نوری زاد عزیز و خانواده فرهیخته اش و این فرزندی که باعث افتخار است. با اینکه مقام حر بسیار بالاست و من نوری زاد عزیز را شایسته این جایگاه میدانم، اما تاکنون اکراه داشته ام از بکار بردن این عنوان. نگران بودم خدای ناکرده نام آدم های پلیدی که در این سایت منزه حتی نامشان را نباید برد، در کنار این بزرگ مرد شریف تداعی شود یا خانواده محترمشان نپسندند. اما بعد از مدتی به این نتیجه رسیده ام که همه ما و حتی بزرگان در این انقلاب از ابتدا بوده اند و در کنارشان موجودات دو پای دیگری هم بوده اند. از طرف دیگر عنوان “حر جنبش سبز” که در کامنت دوست سبزم چندین بار دیده ام، بسیار آموزنده است برای شناخت جبهه ی بدنامان و نباید در آن ماند – ساندیس و باتوم را باید رد کرد و شجاعانه به حسین پیوست. حر یعنی با چه کسی کورکورانه نباشیم و راه امروز امام حسین (ع) کدام است
درود بر نوری زاد که همچون کوه استوار همچون حر آزاده وهمچون عباس با غیرت از راه دور شهر نخل و دریا ماهیو میگو دلیران تنگستان از بوشهر دست این مرد بزرگ را بوسه زده و برایش آزادی از زندان جهل و جور را آرزو میکنم
البته این نامه توسط فائزه دختر کوچک محمد نوری زاد نوشته شده است.
«پشه در برابر فیل» : این سخن یکی از اعضای انجمن قلم به استاد ما در مورد نوشته های سرگشاده اش بود. شاید آن طاعن نمی دانست که دلیری آن پشه از قامت فیل فراتراست که با آن جثۀ خُرد ، چنین مخاطره می جوید. تا آزادی اش ، آزادگی اش را جشن می گیریم که هیچ حصاری را تاب مِهر او نیست.
با سلام!
وویدیویی در یوتیوب از تظاهرات سبزها منتشر شده است که در آن یکی از سبزها پوستر بالا را با نوشته ای با عنوان محمد نوری زاد ! ای آزاد مرد آزادی تو را انتظار می کشیم.پیشنهاد می کنم این ویدیو در فیس بوک حمایت از نوری زاد و یا هر شبکه ای که از ایشان حمایت می کند قرار داده شود.