سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic

عکس/بدون شرح

چکیده :بدون...



74 پاسخ به “عکس/بدون شرح”

  1. ناشناس گفت:

    واقعا چرا؟!

  2. مهرداد نصرتی مهرشاعر گفت:

    اینان غریبه نیستند ای یاران !
    اینان فرزندان همین آب و خاکند که حاجی و مشتی آنها را بسوی بهشتی که خود می پندارند هدایت می کنند . حاجی و مشتی هردو خود از بهشت نزول اجلاس فرموده اند تا ما را کمی براه راست (اصولگرایی از نوعی ویژه که در هیچ فرهنگ لغتی تعبیری آنچنان که ایشان می خواهند ندارد) .پس نگران نباشید و به راه راست که البته ارتباطی با راست به تعبیر از مستقیم ندارد با حاجی و مشتی همراه گردید.
    مشکل چیه ؟ حاجی و مشتی را نمی شناسی ؟ این شعر قابل شما را ندارد . بخوان و با آن دو که فقط و فقط برای هدایت من و تو از بهشت مرخصی گرفته و به زمین آمده اند آشنا شو :

    تقدیمی از مهرداد نصرتی مهرشاعر به همه یاران دربند:

    نام شعر : اوین

    1
    واسه سفر به دنیای دیگه
    توشه و آذوقه کافی داشت
    کوله باری با چهار تا خرج آرپی جی سِوِن .
    ***
    سیمینوف نشونه رفت
    و دلش از تو شکاف سینه پر کشید و رفت
    لحظه ای بعد که گرد و خاک نشست
    روی خاک فکّه
    یه پلاک سوخته و مچاله موند
    که بهم می گفت: تو جا موندی رفیق !
    2
    آره
    جاموندم رفیق
    ولی رسمش این نبود
    کوله بار تو واسه هر دوتائی مون
    کافی بود

    3
    مَشتی آنتن توی پنجره نشست
    دوربینش از توی برج پاسداران
    کوچه های تنگ قرچک رو می دید
    بیسم اش شنید که : حاجی گفته بود
    هرکسی کتاب خرید
    سیمینوف چی رو سریع خبر کنین!
    ***
    مشتی آنتن سابقا هم کارش این بود توی خط
    دوربینش
    زاغ بعثی چوب می زد
    اما اینروزا براش فرقی نداره کی باشه
    هرکی بیشتر پول بده
    طرف مقابلش رصد میشه .
    مشتی آنتن مثه دیگرون فقط یه آدمه
    زن داره , بچه داره , خونه می خواد , ماشین می خواد
    بخصوص اگه حاجی گفته باشه:
    مشتی آنتن !
    هم ثواب داره و هم یه لقمه نون.
    مشتی آنتن مثه دیگرون فقط یه آدمه
    و می خواد تو دنیا زندگی کنه.

    4

    حاجی اون روزا به حج نرفته بود
    نه پولش رو داشت نه حال اونکه خط رو ول کنه
    یه روزی خبرنگاران خط
    به شوخی به حاجی گفت :
    حاجی جون!
    بچه ها چرا بهت میگن حاجی ؟
    چشمش از پشت کتاب بالا اومد
    یه نگاهی به خبرنگارباشی کرد و دوباره رفت توی لاک خودش.
    ***
    حالا حاجی حاجیه
    سالی چند مرتبه حج
    سالی چند مرتبه کربلا میره.
    ***
    هفته پیش تو اوین
    توی سلول خبرنگارباشی
    یاد اون روزا رو مِی کرده بودیم
    مست مست
    من می ریختم واسه اون
    اون می ریخت می واسه من.
    5
    _ آخه این سئوال بود
    که تو پرسیدی خبرنگار باشی ؟
    نمی دونی که چه زود
    حاجی ناراحت می شه؟
    نوش جونت آب خنک !
    ***
    _ بابا بیست ساله گذشته ! تازه من
    به خیالم که حاجی جواب می ده :
    لطف بچه هاس دیگه
    که بهش می گن حاجی
    یا یه چیزی مثه این.
    از کجا بدونم اون کینه ایه ؟!
    ما تو خط
    همه مثل هم بودیم
    جای هم رو مین می رفتیم
    جای هم گلوله می خوردیم ….
    بسه ! ول کن , نرو دور !
    یه راهی پیدا کنین
    که حاجی پیاده شه از خر شیطون غرور.
    ***
    _ دوباره ساده شدی !
    حاجی سالی صد دفعه
    رجم شیطون می کنه
    شیطونم بجای قهر
    دست حاجی رو می بوسه و براش
    سنگای بزرگتری جور می کنه
    اینجا اون شهر فرشته ها که نیست
    اینجا خط فکّه نیست
    اینجا خط خطی ترین شهر خداست
    اینجا شهر آدماست.

    6

    انفرادی اوین
    هرچقدرم بد باشه
    یه چیزش خیلی خوبه !
    نمی فهمی صبح زوده یا غروب
    عادت بدی دارم
    تا بفهمم که غروب شده میشم خیس عرق
    دکترا بهم میگن :
    خُب ! خبرنگارباشی!
    احتمالا توو غروب
    یه غروب
    چه فرقی داره که کدوم
    دنیا دست از سر تو هم میکشه
    و خدا دست محبت به سرت.

    7
    نور تندی توی سلول می پاشه
    یه شبح جلوی در
    واستاده و زل زده به چشم من
    _ فردا آخرین دفاعیاتتو
    حاجی قاضی میشنوه
    هر چی که می خوای بگی بگو ولی
    حاجی قلبشو عمل کرده
    یه قلب مصنوعی تو سینه شه
    بپا حرفی نزنی
    حاجی ناراحت بشه
    تازه باطری شو عوض کرده ولی
    قلبای مصنوعی روسی همینه
    خیلی خیلی حساسه
    خلاصه
    واسه خودت می گم
    حاجی رو یاد گذشته نندازی
    که ما حالا حالا
    حاجی رو لازم داریم

    8

    _ بچه جون !
    _ من چهل وچند سال دارم حاجی ! بچه کیه؟!
    _ د همینه که نمی فهمی پسر!
    تو فقط قد کشیدی
    سنت هم بالا بره
    وقتی درک روزگارو نداری یه بچه ایی !
    _ آره بچه ام خودم خوب می دونم
    یکی از بچه های فکه و هور…
    که یهو منشی دادگاه جار کشید:
    _ حرفی از قدیم ندیما بزنی
    همین امروز بالای داری پسر
    _ منشی خان!
    تازه اونوقت بجای بچه بسیجی به ما هم میگن
    جناب سردار.
    حکم اول رو نوشت:
    _ زبونش دارزه , کوتاش می کنیم
    حاجی قاضی رو به من کرد و گفت :
    _ ولی من یه پیشنهاد واسه ت دارم
    کتاباتو می بری می سوزونی
    یه طپانچه و یه بیسیم هم بهت خودم میدم
    که بری چهار راه انقلاب و هرکسی دیدی کتاب خرید….
    _ بسه حاجی
    گوشامو نجس نکن
    _ ولی این فرصت آخری که بهت دادم
    _ منو برگردون اوین
    ختم دادرسی رو اعلام بکنین !

    9

    صد هزار تا حوری با بال سپید
    زیر سنگینی یک جفت کتاب
    داش به سمتم میومد
    که کتابا پر گرفتن و
    به شونه م چسبیدن
    حالا من هم دو تا بال داشتم و…
    یکهو پریدم
    چه خواب عجیبی بود!

    10
    در سلول واشد
    یه شبح جلوی در!
    _ مشتی حکم حاجی رو
    خودش اجرا میکنه
    معمولا سحرها اعدام می کنیم
    ولی حاجی مون تحمل نداره
    کسی که رو حرف اون حرف بزنه
    هنوزم زنده باشه
    پس…
    همین امروز غروب……

    11
    _ راسته که جا موندم
    ولی امروز رسیدم
    خدا رو خوش نیومد
    مارو تنها بذاره
    راستی تو جلوتر اینجا اومدی
    تو بهشت
    کجاش کتابخونه دارین؟

  3. بهار ایرانی گفت:

    این بچه ها به زور 15 سالشونه…این جلویی که بیشتر از 14 سال نداره… خدا به داد حکومتی برسه که قراره بچه های اینقدری با بستنی تو یه دست و باتون تو یه دست دیگه حفظش کنند و براش اقتدار درست کنند! وا اسفا!

  4. رضا گفت:

    کاملا واضح و گویا….هیچ توضیحی خم لازم نداره!!!ممنون از عکس

  5. سبز نوروز گفت:

    ننگ بر استبداد که به جای کمک به محو جهالت و فقر، از بدترین مشکلات اجتماعی برای دوام سلطه خود استفاده می کند…

    زنده باد مبارزان راه آگاهی و آزادی میرحسین و زهرا رهنورد

  6. سلام
    کلمه جون تورو خدا جواب بده! سایت “ندای سبز آزادی” چی شد؟؟ هک شده؟ ادرسش نمیاد :(

  7. مدافعان بالغ و مقتدر ایران! … الحق که باید گفت “چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است”

  8. مهران گفت:

    عجب!
    می گم کوچه ی علی چپ کدوم طرفه؟ شما نمی دونید؟! نکنه همینجاس که اینا هستن؟؟؟؟

  9. اميدوار گفت:

    اون از رييس جمهورمون ، اينم از نيروي امنيتيمون
    پدر مادر اينا كجان كه بزنن تو سرشون ، بشونن سر درس و مشقشون
    به عشق باتوم و از اينجور چيزا ميارن ازشون صد تا سو استفاده ميكنن

  10. سعید سبز گفت:

    آفرین به جرات عکاس!

  11. از رشت گفت:

    در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت این عوعو سگان شما نیز بگذرد

  12. بستنیش خوشمزه تره گفت:

    چرا به اینا علاوه بر کیک و ساندیس بستنی هم میدن؟

  13. زنده سبز گفت:

    طفلی‌ها ،الان اینها باید درس میخوندند ،نه اینکه بستنی لیس و چوب به دست بشن،الهی جهل و نادانی‌ ریشه کن بشه که اینجور یک جوون رو بی‌ هویت میکنه،آخه احمدی‌نژاد بیچاره ،اون پسر خودت رو بفرست و سرش رو با بستنی و چوب گول بمال ،آخ چه غصه خوردم ،نازی… پدر ،مادرتون کجایند؟

  14. احمد گفت:

    بسیار ناراحت کننده و تاسف آور است. مشابه کودک سربازهای کشورهای فقیر افریقایی!!!

  15. ناشناس گفت:

    دوستان سبز سلام
    شاید شماها بعضی هاتون ندونید اما اینها خیلی هاشون مشکلات فرهنگی اساسی دارند یعنی خیلی راحت به نزدیکترین کسان خودشون ناسزا میگند
    چاقو میکشند و صددرصد پدرمادرهاشون هم ادمای اهل منطق و فهم نیستند
    اکثرا توی فامیلشون هم به کثرت ادمای کراکی و چاقوکش پیدا میشند
    بعضیهاشون هم که از سر ناچاری برای 10 هزار تومن پول

    راستی:
    واقعا چقدر جنبش ما زیباست

  16. ناشناس گفت:

    شاید هم خودتون بچه ها رو جمع کردین کنار هم عکس گرفتین

  17. یک ایرانی گفت:

    وقتی که نازی ها آمدند… شعر از مارتن نایمولر کشیش آلمانی قربانی نازیسم .

    وقتی که نازی ها آمدند کمونیست ها را بگیرند،

    من اعتراض نکردم، به خود گفتم ، من کمونیست نیستم.

    وقتی آمدند سندیکالیست ها را بازداشت کردند،

    من اعتراض نکردم ،بخود گفتم ،من سندیکا لیست نیستم.

    وقتی که آمدند یهودیان را بازداشت کردند،

    من اعتراض نکردم ،و بخود گفتم ، من یهودی نیستم.

    وقتی که آمدند، کاتولیک ها را بازداشت کردند ،

    من اعتراض نکردم و بخود گفتم ، من کاتولیک نیستم.

    بعدأ آمدند مرا بازداشت کردند،

    امٌا دیگر کسی باقی نمانده بود ،که به بازداشت من اعتراض بکند.

  18. مهدی گفت:

    فتوشاپه مملکت اینقدر هم بی کس نیست

  19. پویا گفت:

    منم زیر پل ستارخان، حدود 40 تا بچه دبیرستانی دیدم، که البته لباس نظامی تنشون کرده بودن و یکی یه باطوم هم داده بودن دستشون. ولی خبری از بستنی نبود.

  20. ایرانی گفت:

    واقعا که چرا از چهارتا بچه که باید تو مدرسه باشند اینجوری سوء استفاده می کنید!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بدبخت اینا که با شستشوی مغزی که می شوند از همه بدبخت ترند و با افکار کثیف و دلی سیاه رشد می کنند و نمی توانند زیبایی های زندگی رو ببینند

  21. فرید گفت:

    این بچه ها دنبال بازی هستند فقط ابزار بازیشون رو عوض کردن والا گناهی ندارن توی دنیای بچه گانشون
    دارن بازی میکنن
    این نیز بگذرد……….

  22. من خودم عضو رسمی گردان عاشورا بودم و شاهد بودم که چگونه تحریک میکردن جوانان را که اینها ( موسوی و کروبی..)امدن تا کشور و اسلام و ناموستان را به دست اجنبی بدهند .این حرف ها را چه قبل انتخابات و دقیقا فردای انتخابات که در حوزه اماده باش بود میگفتن من دیگر به بسیج نرفتم ولی اخبارش را از دوستان دارم که چه خبر است!!!
    ولی ای بسیجیان شما که اینجوری مقابل مردم هستید ایا نمیخواهید در این کشور زندگی کنید؟
    شما ها که در روز 22بهمن ان چنان عقده ای به خواهران و برادران خود نگاه میکنید فردا نمیخواهید در همان خیابان قدم بزنید؟
    ان وقت هم توقع دارید مردم در هنگام دیدن شما یا پایگاهتان با دید خوب از کنارتان رد شوند!
    این شماها هستید که باعث میشوید جوانها دیگه نه طرف مسجد بیان و نه طرف بسیج!
    این انقلاب را مردم (57) به پیروزی رساندند و نه گارد مخوف شاه و ارتش و ساواک نتوانستن مقابل مردم مقاومت کنند.
    مگر چند امتیاز یا دادن سهمیه دانشگاه یا سربازی چقدر ارزش دارند که این گونه خودتان را بد نام میکنید!
    بترسید از قدرت مردم که اگر بخواهند با خشونت مثل خودتان رفتار کنند چیزی از شماباقی نمیگذارند !

  23. روشنک احمدی گفت:

    این عکس به ما نشان می دهد که ما هنوز باید سطح آگاهی های خود را در زمینه فقر و بیکاری جوانانمان هرچه کوشا تر باشیم زیرا در غیر این صورت از فقرا به عنوان هر ابزاری می توانند استفاده کنند.

  24. آزادی گفت:

    مشکل همینجاست جهالت و فقر چیز یکه جزء سیاست های نظام است

  25. پسر سبز موسوی گفت:

    البته اینها که دوستان گفتند درست است اما نیابد تمام راهپیمایی 22 بهمن را به ساندیس و اتوبوس و ..تعبیر کنیم!!!

  26. sargol.mis گفت:

    ای کاش می توانستم
    خون رگانم را
    قطره
    قطره
    بچکانم
    تا باورم کنند.عزیز من و تو و خدا حضرت شاملو

  27. سبز گفت:

    ننگشان باد

  28. سبز7777777 گفت:

    واقعا” متاسفم .. این واقعا” ما ایرانی هاییم؟؟؟؟

  29. احسان فرزند زاگرس از تبار آريوبرزن(ياسوج) گفت:

    ننگ بر ما…

    ننگ بر ما ايرانيان كه اين گونه قيمت خود را پايين اورده ام…

    آخر پست بودن به چه قيمت…

    خاعن بودن به چه ارزشي…

    برادرت را بزني ايا ارزش ليسيدن يك بستني را دارد…

    ايا اگر خواهرت را با چماقت كبود كني و بدنش را معيوب ايا درد ناك تر و تلخ تز از ان بستي گوار نيست…

    ننگ بر ما ادميان ننگ بر ما ايرانيان كه اين گونه ست حقير خرفت شده ايم كه ونمان را شرافتمان را ناموسمان را به كمترين چيزي ميفروشيم…

    مرگ بر ما باد كه جاي باهنر هاي و بهشتي ها و مطهري ها و رجايي ها را گرفتيم…

    لعنت بر ماي كه اينگونه باتوم به دست نه د رجبهه دشمن بلكه عليه جبهه برادرا و خواهرانمان اين گونه به رز اوري ميپدزاريم و اناها را به يه تيكه سيگار و يه بستي ميفروشم…

    ننگ بر ما باد…

  30. محسن گفت:

    مشت نمونه خروار است اين عكس
    نتيجه مديريت جهاني است اين عكس

  31. hassan گفت:

    in jenayat ast

  32. سرباز سبز مهدی(عج) گفت:

    @میرحسینی : سایت ندای سبز آزادی هک نشده و دو دامنه org و com آن همینک در دسترس است!

  33. محسن گفت:

    هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد…
    موسوی عزیز، تو رو به همه مقدساتت قسم میدم که همه با هم مثل این چند ماه گذشته ، استوار در برابر ظلم بایستیم و بتونیم این هموطنای نوجونمون رو از حاکمان خشونت و فریب پس بگیریم…
    زنده باد مردم ایران
    زنده باد موسوی

  34. سید امین گفت:

    سگ ها را گشاده و سنگ ها را بسته اند

  35. سعید گفت:

    ظاهرا این عزیزی که فرمدند فتوشاپه، اصلا با برنامه های ویرایش تصویر آشنایی ندارند، لصف کنند بفرمایند که کجایش فتوشاپ است
    با فتوشاپ آن ها را نشانده اند، یا با فتوشاپ باتوم به دستشان داده اند، یا با فتوشاپ بستنی دستشان داده اند؟؟؟

  36. ناشناس گفت:

    من یه تعداد مشابه رو البته بدون بستنی توی کریمخان دیدم. باور کنید پسره شاید سبیلش هم هنوز در نیومده بود. این حقیقت تلخیه.

  37. سبز تا پیروزی گفت:

    خیلی جالب است ممنون

  38. داوود گفت:

    مهدی جان فتوشاپ نیست، نواره، نواری که پا داره، چوب داره، درد داره، اشک داره، زخم داره، ز خ م… کاش قاطی اینا بودیم و انقدر زجر نمیکشیدیم، ز ج ر…

  39. ناصر گفت:

    جهل و نادانی ستم نمایان هست

  40. @ سرباز سبز مهدی(عج) : ممنونم یه دنیا . لطف کردی عزیز

  41. sabz گفت:

    sabzha zende va piruzand

  42. ناشناس گفت:

    فقر و بدبختي مردم را به چه كاري وا مي دارد.

  43. azade گفت:

    هرکس دیدگاه خود را می نویسد از کجا معلومه که اینها چماق داران حزب سبزها نباشند شما ها که همه چیز را (عکسها ) دستکاری می کنید.

  44. مهدي سبز گفت:

    خطاب به اون آقا مهدي كه افاضه فرموده اند فتوشاپه عرض كنم كه ما خودمون ده ها تا از اين تصاوير رو با چشم خودمون تو خيابونا ديديم. البته اگه چشم ما هم از ابزار و آلات جنگ نرم نباشه. والسلام.

  45. سید ساسان گفت:

    حالا بفهمیم که چرا امام حسین 72 نفر داشت و یزید هزاران نفر (بنا به روایات 10000 نفر)

  46. sabzesabz گفت:

    اگر دنبال عدالتید
    فقط فقط 1 بار مجوز راهپیمایی طبق قانون اساسی کشور به سبزها بدهید
    تا معلوم شود چند میلیون مخالف دارید

  47. سارا گفت:

    برادر خود من در بسیج ثبت نام کرده فقط به این دلیل که بتونه از سهمیه سی درصدی کنکور دانشگاه که مخصوص بسیجی هاست استفاده کنه. و این روزها به او هم باطوم میدادن و میگفتند که مردم را بزنند و به بعضی ها هم چاقو. ولی تعدادی که سرپیچی کردند تهدید به اخراج از بسیج و … کردنشان. ببینید به سر مردم و مملکت ما چی آووردند که جوونها بخاطر چه چیزهایی باید به جون مردم بیافتند.

  48. سكوت گفت:

    ای کاش می‌توانستم
    خونِ رگانِ خود را
    من
    قطره
    قطره
    قطره
    بگریم
    تا باورم کنند.

    ای کاش می‌توانستم
    ــ یک لحظه می‌توانستم ای کاش ــ
    بر شانه‌های خود بنشانم
    این خلقِ بی‌شمار را،
    گردِ حبابِ خاک بگردانم
    تا با دو چشمِ خویش ببینند که خورشیدِشان کجاست
    و باورم کنند.

    ای کاش
    می‌توانستم!

    ((در سرزمين جهل شعور جرم است))

  49. Sina گفت:

    Fagh ya adam ra misaz ya be paeen mikeshad

    Ma faghir ziad darim

    Khoda be ma rahm konad

  50. رسول گفت:

    این عکس آدم رو یاد جنگها اوگاندا می اندازه