سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » حضور بانوي سبز ايران در جشن ملي و ضرب و شتم توسط شبه نظاميان باتوم به دست...

حضور بانوي سبز ايران در جشن ملي و ضرب و شتم توسط شبه نظاميان باتوم به دست

چکیده :دکتر زهرا رهنورد که امروز در مراسم راهپیمایی 22 بهمن از میدان صادقیه قصد شرکت در راهپیمایی را داشت با محاصره و حمله نیروهای لباس شخصی مواجه شد.نیروهای لباس شخصی با باتوم ، مشت و لگد به دکتر رهنورد حمله کرده و سر و کمر ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.دکتر رهنورد بعد از این حادثه با حمایت جمع کثیری از مردم و تشکیل حلقه انسانی خودجوش توانست از محاصره خارج شده و از محل دور...


کلمه: دکتر زهرا رهنورد با حمله لباس شخصی ها و نیروهایي با لباس نظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

به گزارش خبرنگار کلمه دکتر زهرا رهنورد که امروز در مراسم راهپیمایی 22 بهمن از میدان صادقیه قصد شرکت در راهپیمایی را داشت  با محاصره و حمله نیروهای لباس شخصی مواجه شد.

نیروهای لباس شخصی  با باتوم و مشت به دکتر رهنورد حمله کرده و  سر و کمر ایشان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

دکتر رهنورد بعد از این حادثه با حمایت وكمك  مردم  و تشکیل حلقه انسانی خودجوش توانست  از محاصره خارج شود. بانوي سبز ايران در ماههاي گذشته بارها تحت تعقيب مزدوران لباس شخصي و حتي ضرب و جرح قرار گرفته بود.


95 پاسخ به “حضور بانوي سبز ايران در جشن ملي و ضرب و شتم توسط شبه نظاميان باتوم به دست”

  1. سبز گفت:

    ببخشیذ.کثافت یعنی همین اراذل

  2. بابک گفت:

    درود بر سبز بانو

  3. مانی گفت:

    اشکم درومد

    الله علم

  4. ندا گفت:

    چرا ما آزاد نیستیم

  5. ایران سبز گفت:

    درود بر سبز اندیشان و پیروان سبزشان

  6. مهدی گفت:

    لعنت به اینها امروز بدترین روز برایم بود ما هیچ وقت عقب نشینی نمی کنیم
    زنده باد میر حسین موسوی

  7. ali98 گفت:

    كاش عكسهاي حضور اين بانوي دانشمند و مهندس موسوي عزيز رو هم رو سايت بزاريد.
    ممنون

  8. پویا گفت:

    به امید آزادی…

  9. ناشناس گفت:

    مرگ بر نیرنگشان.مرگ
    خیلی عصبانی شدم و وندم خبر رو.
    نتیجه اعمالشان را می گیرند

  10. paris گفت:

    khob hala halishan khob ast?

  11. سعید گفت:

    این نهایت وحشی گری ایست این بانو مادر تمام جوانان آزادیخواه است این کار توهین به همه جوانان سبز است که هیچگاه فراموش نمی شود.

  12. ن-ر گفت:

    خدا لعنت کند آنکس را که بنام اسلام مردم را مورد ضرب وشتم قرارمیدهند.

  13. ناشناس گفت:

    واقعا شرم آوره، مرگ بر ديكتاتور، مرگ بر دولت مردم فريب

    زنده باد جنبش سبز، زنده باد اصلاحات

  14. سبز سبز گفت:

    صبح ساعت 8:30 از خانه بیرون رفتم .
    اولین نکته ای که به چشم من آمد حضور زیاد اتوبوس های بیرون شهری که کنار اتوبان شیخ فضل ا…(اتوبان کرج) از پارک ارم تا اکباتان پارک شده بودند بود .
    به علت قرار با یکی از دوستان به سمت حوالی میدان هفت تیر رفتیم و به سمت خیابان انقلاب (بالاتر از دروازه دولت ) حرکت کردیم . حدود ساعت 9 به خیابان انقلاب رسیدیم . از همان بدو ورود به خیابان حضور چشم گیر نیروهای امنیتی (انتظامی – سپاهی – گارد ویژه -اطلاعاتی ها و لباس شخصی ها و ..) دیده میشد .
    در کنار خیابان زنان و مردان زیادی با ظاهر بسیجی و پلاکاد در دست در گروه های مختلف ایستاده بودند که گاها” از نفراتی که به نظر سردسته بودند سوال میکردند که کی باید حرکت کنند ..
    حدود ساعت 9:15 به بعد ، با فرمان سردسته به طور منظم شروع به راهپیمایی به سمت میدان را کردند که به نظر از قبل برنامه ریزی شده بود .
    در گوشه و کنار ها حضور جوانان سبز را در کنار خود حس میکردیم ولی به دلیل جو به شدت امنیتی جرات ابراز وجود و به قول معروف زدن جرقه اولیه برای تجمع اولیه سبز ها را نداشتیم .
    اکثرا” سبزها در پیاده رو ها در حال تردد بودند ولی در بین جمع هم قابل شناسایی بودن که در هیچکدام از شعارهای اعلامی مشارکت نمیکردند و یا برخی در کنار خیابن ایستاده و به نظر مترصد فرصتی بودند .
    ما کماکان به سمت میدان آزادی به امید اینکه بتوانیم جایی تجمع اولیه را تشکیل دهیم حرکت میکردیم ولی نیرو بود و نیرو ……
    با نزدیک شدن به میدان آزادی تعداد بیشتری از سبز ها را میتوانستیم ببینیم که اکثرا” به علت حضور نیرو ها نا امیدانه یا در حال حرکت در سکوت بودند و یا کناری متوقف و یا به کوچه های اطاف میرفتند .
    با نزدیک شدن به ساعت 11 و قبل از رسیدن به یادگار متوجه حیله کثیف دولتیان شدیم که قصد دزیدن حضور ما را به نفع خود دارند و به سمت فرعی ها به قصد حضور در فلکه صادقیه حرکت کردیم .
    نکته قابل توجه سوال های زیاد و نگاه های خیره به اماکن تهران در طول مسیر از سوی راهپیمایان دولتی بود که نشان از تهرانی نبودن اینان بود . در یک مورد یکی از آنها وقتی به سمت فلکه صادقیه حرکت میکردیم از من سوال کرد تا انقلاب خیلی مانده است ؟! که در متن های بعدی دلایل دیگری هم می آورم .
    با حضور درکوچه های فرعی با جمعیت تقریبا زیادی از مردم مواجه شدیم که به نظر اکثریت سبز ها بودند که به مانن ما از تظهرا دولتی جدا شده بودند .
    سعی در تماس با مادر و خواهر خود که در فلکه صادقیه حضور پیدا کرده بودند داشتم که به علت قطع خطوط همراه اول موفق به تماس نشدم (خطوط ایرانسل وصل بود اینرو بعدا” فهمیدم)
    در یابان های فرعی به تعدادبسیار زیادی از اتوبوس های معمول درون شهری را میدیدیم که آکثرا” روی شیشه جلوی آنها محل و یا مکانی که از آنجا آمده بدند با کاغذی چاپی نصب شده بود ، به فرض مضامین آنها این بود :ستاد بسیج دانش آموزی مدرسه فلان ، راه پیمایان شهرستان شمیرانات شماره 138 و یا 129 ، 128 ، ویا ستاد بسیج کارکنانشهرداری نط قه فلان و از این دست … که تعداد بسیار بالای اینها نشان از سازماندهی بسیار قوی در جهت نشان دادن جمعیت زیاد در تهران را تایید میکرد . ( عکس های آن به زودی با رفع سرعت پایین اینترنت بر روی سایتها قرا خواهد گرفت )

    با گذر از خیابان های فرعی متوجه مساجد و مدارسی میشدیم که پر از نیروهای به نظر سپاهی کاملا مسلح بود و حتی در جلوی یکی از مدارس کامیونی غیر نظامی متوقف شده بود و با کمک تعدادی از نیروهای داخل مدرسه مقداری از بار کامیون را که سپرهای ضد شورش بود به داخل مدرسه می بردند که متاسفانه به دلیل کثرت نیرو در آن منطقه موفق به عکسبرداری یا فیلمبردای نشدم.
    در این ساعتها تحرکات نیروهای نظامی به شدت افزایش یافته بود و حرکت بالگرهای نظامی در آسمان احتمال درگیری در برخی مناطق را بیشتر میکرد .
    با اعلام یکی از دوستان که ایرانسل آنتن دارد موفق به تماس با مادرم در میدان صادقیه شدم کهخبر از حضور زیاد مردم سبز و درگیری با شدت بالا با مردم از جانب نیروهای لباس شخص و گاردی را میداد ، به گفته او لباس شخصی ها با چوبهای بسیار بلند و با سر دادن شعار حیدر حیدر به سمت مردم حمله میکردند و نیرو های گاردی با پرتاب گاز اشک آور و گلوله های رنگین به آنها کمک میکردند . مادرم در آن حظه از حضور خود و تعداد زیادی دیگر در پارکینگ یکی از مجتمع عا در بلوار فردوس به علت حله لباس شخصی ها خبر داد . در ضمن او از تعداد زیادی دستگیر شده و زخمی خبر داد. همچنین او گفت در لحظه ورود کروبی در فاصله دورتری بوده ولی میگفت که مردم از ضرب وشتم آقای کروبی به دست لباس شخصی ها میگفتند .

    با رسیدن به خیابان محمد علی جناح تصمیم به حرت به سمت میدان صادقیه را گرفتیم . در طول مسیر شاهد دستگیری چند تن دیگر بودیم که باز یکی از آنها به خاطر عکس برداری بود و جالب اینکه آنهایی که پوسترها و لاکاردهای تبلیغاتی را حمل میکردند به راحتی و بدون هیچ مزاحمتی عکس برداری میکردند !!!
    در همین هنگام شاهد حرکت دسته های از لباس شخصی ها و گاردی ها در دسته های تقریبا” 40-50 نفره به سمت صادقیه بودیم که با سرعت(دویدن )و با سلا ح های سنگین صورت میگرفت… نکته جالب عدم توجه اکثریت تظاهر کنندگان دولتی به این فضای سنگین امنیتی و تحرکات نظامی بود و گویی اتفاقی در جریان نیست …!!!
    نکته دیگر حضور حدود 100 نوجوان در یکی از بلندی های خاکی کنار خیابان محمد علی جناح(بعد پل شیخ فضل ا… ) بود که با شعارهای تندی خطاب به موسوی و کروبی همراه بود که توسط 2 نفر تقریبا” 40 ساله با محاسن بلند و چفیه به گردن هدایت میشدن.
    باحضور در فلکه صادقیه با حجم انبوه نظامی ها ولباس شخصی ها مواجه شدیم که ازرفتن ما به جلو تر خود داری میکردند .تصمیم گرفتیم به هر نحوی شده از طریق کوچه ها به سمت معترضین حرکت کنیم . با رسیدن به معترضین در کنار پارک نوشین مستقر شدیم . نکته قابل توجه حضور بسیار زیاد معترضین در این مکان بود که خود بسیار حکایت ها داشت . مردم با شعارهای مرگ بر دیکتاتور و رفراندوم رفراندوم ، این است شعار مردم سر میدادند که در این لحظه مردی حدودا” 30 ساله را یکی از لباس شخصی ها از جلوی مردم ربود و با حمله گاردیها و دیگر لباس شخصیها به شدت به ضرب و شتم او پرداختند به علت فرار رو به عقب از سرنوشت او اطلاع دیگری ندارم . درگیری و زد و خورد به شدت ادامه داشت . جالب تر اینکه مردم در برخی از صحنه ها با دستان خالی موفق به فراری دادن لباس شخصیها میشدند که سریعا” گاردی هی به کمک آنها می آمدند . دستگیری 2 دختر ، شکستن سر چند نفر ، از مشاهدات من بود .
    یکی از نکات مهم پرتاب سنگ از سوی بسیجیها به سمت معترضین بود که خود به شخصه شکسته شدن سر چند نفر از جمله یک خانم محجبه نسبتا” مسن را شاهد بودم .زدن با باتوم ، چوب وچماق ، استفاده از شلاق ، نشان دادن قمه برای ایجاد وحشت در معترضین نیز از دیگر شگرد های اینان بود .
    اما در بازگشت به منزل که از طریق مترو صادقیه صورت گرفت چند نکته وجود داشت . یکی اینکه اکثر این جمعیت به اصطلاح خود جوش که قاعدتا” اگر تهرانی میبودند یکی از بهترین وسایل تردد در داخل تهران مترو میباشد به جای استفاده از متروی رایگان امروز، به سمت همان اتوبوس ها حرکت میکردند . نکته دوم در داخل مترو جمعیت غالب از معترضین بود که در برخی موارد شعارهایی با حمایت دیگران نیز شنیده میشد .. نکته سوم در ایستگاه امام خمینی که یک ایستگاه میانی خطوط است . عده ای لباس شخصی و بسیجی ، حدود 20 نفر ، با اربده کشی و دادن شعارهای تندی نسبت به میرحسین و کروبی و خاتمی و با ای استدلال که امروز روز ماست و این جمعیت را مگر ندید به اربده کشی های خود و ترسانن مردم اقدام میکردند و با وجود بتذکر برخی مردم به پلیس حاضر در محل ، با آنها هیچ گونه برخوردی صورت نمیگرفت و آنها بدون اینکه سوار مترو شوند به ایجاد تشنج و اغتشاش میپرداختند.

    این کل مشاهدات من در این روز بود .
    من به هیچ وجه ناراحت نیستم و جنبش رو در راه رسیدن به آرمانها به صبر دعوت میکنم و شعار همیشگی خودم رو باز در زیر هر متنم می آورم .

    اندکی صبر سحر نزدیک است …

  15. وطن سبز گفت:

    این خبر آتیشم زد. خیلی پست فطرتن. یه روزی چنان تلافی کنیم که …

  16. وطن سبز گفت:

    به خدا بعد از این خبر، عکس دکتر رهنوردو که در صفحه ی اول سایت می بینم بغض می کنم. حالا بیشتر می فهمم امام حسن و حسین از سیلی خوردن مادرشون چی کشیدن.

  17. حکایت خواندنی نجار و شاه سلطان محمود گفت:

    حکایت
    روزی شاه سلطان محمود به لباس مبدل از گذری در بازار شهر می گذشت و به طور اتفاقی از در دکان نجار معروف و فقیر شهر عبور کرد و با دیدن زن نجار فکری به سرش زد و با معاون که مشاور مخصوصش نیز بود درد دل کرد و افسوس خورد که چرا زنی با این کمالات و مدیریت و زیبا باید زن این نجار فقیر باشد
    در این حال بود که وزیر پیشنهادی به شاه عرض کرد و گفت اگر میخواهی به این زن برسی و خواست دلت محیا شود دستوری به نجار بده که توان اجرا نداشته باشد و بعد سرش را از تنش جدا میکنیم و زن بیوه میشود و شما میتوانی با او ازدواج کنید
    با فرا رسیدن شب مامورران حکومت به خانه نجار رفتند و حکم شاه را برای نجار خواندند و گفتند حکم، حکم شاه است و اگر تا فردا 40 من جو(240 کیلوگرم جو) از چوب نتراشی و تحویل ندهی جزای نافرمانی ات اعدام است
    نجار با حالتی افسرده و ناراحت به داخل خانه برگشت و همسرش که این حالت گرفته و افسرده نجار را دید از او سوال کرد چه اطفاقی افتاده که به این روز افتادی تو که حالت خوب بود و مدام اسرار میکرد و نجار هم انکار میکرد
    سرانجام زن پرسید مشکل را با من در میان بگذار شاید راه حلی پیدا کردیم نجار به زن گفت حالا که اسرار میکنی میگویم و قضیه ی حکم شاه و ناممکن بودن انجام آن تا فردا و حکم اعدام را با زن در میان گذاشت
    زن وقتی از ماجرا خبردار شد و پی به مشکل بودن کار برد به همسرش گفت ما که تا فردا نمیتوانیم این دستور را اجرا کنیم و فردا تو را خواهند کشت پس اینقدر ناراحت نباش و از قدرت خدا نا امید مباش بالاخره “””””خدای شاه سلطان محمود خیلی بزرگتر از شاه سلطان محمود است”””””
    پس آسوده این چند ساعت تا صبح را بخواب، خدا بزرگ است
    مرد که با حرفهای همسرش کمی آرام شده بود به خواب رفت و تا صبح آرام خوابید
    صبح که فرا رسید با صدای شدید و مهیب در از خواب بیدار شد و کم کم ماجرای دیشب را به خاطر آورد و با وداع از همسرش اطاق را ترک کرد و برای تسلیم شدن به ورودی خانه رفت
    با باز کردن در ورودی سربازان شاه را دید که با حکمی ایستاده اند و خطاب به نجار گفتند وزیر اعظم دستور دادند تا فردا تابوتی مجلل از بهترین چوب بسازی که شاه سلطان محمود مرده است

    یاحسین میرحسین ما بیشماریم

  18. شهروند گفت:

    زنده باد بانوی ایرانی و اندیشه زن ایرانی.امید به روزهایی که ایران ازاد داشته باشیم بدون زندانی سیاسی و با احترام به حقوق شهروندی و انسانی هر ایرانی با هر اندیشه و مذهبی

  19. mohammad amin گفت:

    واقعا متاسفم براي حكومت اسلامي!!! اين آقايون. واقعا متاسفمممممم! آقايي كه خودتو به بيخيالي زدي و هييچ حرفي از جنايت هاي لباس شخصي ها به ميون نمياري! جواب بده!
    تو مپندار كه خاموشي ما هست برهان فراموشي ما

  20. oMIt گفت:

    واقعا اینها مسلمان هستند اسم خود را مسلمان میزارند؟؟ قران ونهج البلاغه هم قبول نداردند از چه دینی تقلید میکنند این بی شرف ها؟؟

  21. روح الله گفت:

    آقای … این بود معنای وحدتت نه؟
    جنبش سبز حتی اگه یک نفر هم باشه خفت وحدت با این قوم وحشی رو هیچوقت نمیپذیره.

  22. hossein گفت:

    sharaf nadarid /zende bad rahnavard

  23. نوشين گفت:

    خانم رهنورد شما در صبوري و مسلماني ترس از خدا الگو ماندني مردم كشورم شديد دست اين بي شرمان از دامنتان دور در پناه خدا باشي كه با نوشته هايت و آرامشت اميد به قلبمان بباري.

  24. ناشناس گفت:

    چراغ ظلم ظالم تا سحر هرگز نمی سوزد

    اگر سوزد شبی سوزد شب دیگر نمی سوزد

  25. آزاد گفت:

    در کنار بانوی سبزمان برای آزادی دیارمان پایداریم…
    آنچه علیه آزادیست محکوم به شکست است.

  26. فرزند ایران گفت:

    یا حجت ابن الحسن ریشه ی ظلمو بکن.

  27. کوثر گفت:

    درود بر زن سبز ایران…

  28. حامد گفت:

    این وحشی ها از هیچ حرکت بی شرمانه ای دریغ نمی کنن. و اینجا ایران است، مملکتی اسلامی که داعیه اسلامش گوش فلک را کر کرده است.

    ام یادمون نره که: تاریکترین لحظه شب درست اندکی قبل از طلوع خورشید است.

  29. Amir_Ahura گفت:

    با درود ….امیدوارم کشور اهورایی ما ایران…و مردم پاکش از این کابوس ۱۴۰۰ ساله بیدار بشن..و اعراب بیابونگرد و ملخ خور را به همراهه فرهنگشون و دین ننگینشون رو به زباله دانیه تاریخ بفرستند وهر ایرانی به اصل خودش برگرده…به خشنودیه اهورا مزدا…پاینده ایران….مرگ بر این دین مردم فریب…

  30. محمد علی گفت:

    درود بر مادر زهرا و پدر میرحسین

  31. شیدا گفت:

    درود بر سبز بانوی ایران ننگ بر وطن فروشان این هم از زن نوازی حکومت

  32. یار حسین گفت:

    با سلام….ما آمدیم …با سکوت آمدیم….برای حمایت از راه امام ره و یاران امام ره آمدیم. گرچه به نام خود تمام کردند همچنانکه رای ما را اینچنین کردند. نخست وزیر مورد تائید امام ره ..موسوی عزیز آمدیم .ناسزا شنیدیم…کروبی بزرگوار و خاتمی عزیز اهانت شنیدیم ولی سکت کردیم….مادرم که برادرش در جریان انقلاب به شهادت رسید نیز با ما بود و زمانی که کتک خوردن یک جوان سبز را در خ اشرفی اصفهانی از ماموران به علت داشتن نشان سبز در ماشینش را دید زار زار گریه میکرد. سکوت کردیم چون راه امام ره را دوست داریم و به توصیه یاران امام ره سکوت کردیم و آرام بودیم……و خدا بزرگ است و به او پناه میبریم

  33. ناشناس گفت:

    do you have an english link?

  34. رسول گفت:

    مسئولیت حفاظت از نظام به افرادی سپرده شده که نه وجدان دارند و نه رحم.

  35. ناشناس گفت:

    میر حسین عزیز ، دکتر رهنورد گرامی . من یه عنوان یک جوان 24 ساله ، به خدا قسمتان میدهم که در این تجمعات شرکت نکنید ، بزرگی و احترام شما برای این نیست که به تظاهرات میروید ، برای این است که شما بزرگ مرد و شیر زن ایرانی حکم رهبر ما را دارید .
    به خدا قسم ، به مولایم علی قسم میخورم ، جان من پیشکشیست برای راهی که شما میروید و مردم پشت سرتان می آیند .
    ما در هر تظاهراتی که باشد شرکت میکنیم ، مادرانمان با چشمانی اشکبار بدرقه مان میکنند ، همانند روزهایی که مادربزرگهایمان پدرانمان را از زیر قران رد میکردند برای اینکه از جبهه های جنگ به سلامت برگردند .
    ما پسران و دختران ایرانی ، شاید ظاهرمان به دل خیلی ها نشیند و خیلی ها تصور کنند ما به هیچ چیز اعتقاد نداریم ولی بدانید نمیگداریم خون شهدای 57 و جنگ تحمیلی به هدر رود .

  36. سبز اندیش گفت:

    سلام من که امروز ساعت 8.30 میدان صادقی بودم خیلی نیرو ریخته بودن

    فکر میکنم زیاد نتونستیم اتحاد داشته باشیم ولی عیبی نداره ما تا اخرین قطره خون میجنگیم
    درود بر همه ی سبز اندیشان

  37. mmohammad گفت:

    چنین نبود وچنین نیز نخواهد بود

  38. Amir_Ahura گفت:

    ایرانم آرزوست

  39. ث گفت:

    من خیلی ناراحت شدم از این خبر
    دولت خیلی با سیاست کار میکنه
    و از هر حرکت اشتباه نهایت استفاده رو میکنه
    اصل قدرته
    به امریکا نگاه کنین چون زورش زیاده آقای جهانه و به همین شکل داخل کشور

  40. مری گفت:

    واقعا خدا گی میخواد صدای مارو بشنوه امروز چقدر وحشی بودن حق نفس کشیدن نداشتیم ساکت وایسی میخواستن کیفتو بگردن

  41. هلما گفت:

    واقعا متاسفم واسشون واگذارشون کردم به خدا
    مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرگ بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــر دیکتـــــــــــــــــــــــــــــــــــاتور

  42. ناشناس گفت:

    انشاالله ما پيروزيم.با حمله و ضرب و جرح بانوي سبز ايران به جاي نمي رسند.اميدوران ايشان هميشه سالم باشند و بدانند كه ملت ايران روزي انتقام ايشان را خواهد گرفت

  43. man ye modat bood ke az irani bodanam sharm dashtam ,,vali toye in modat zanani ro didam ke nahibe bolandi behem zadan oo goftan irani beman ke MA HSTIM..doorood bar shoma zanan

  44. ناشناس گفت:

    به امید ایرانی آزاد و آباد.

  45. حمید تودیع گفت:

    قدیم ها لوطی ها یکی از دلایل مردیشون این بود که دست رو زن جماعت بلن نمی کنن. خدارو شکر دیدیم که این اراذل جقدر مردن. تف به روی همشون.

  46. احسان فرزند زاگرس از تبار آريوبرزن(ياسوج) گفت:

    اين بود اسلام ناب محمدي كه به ملت قولش را داده بوديد؟!!!

  47. ناشناس گفت:

    تا کی باید بنشینیم به امید اینکه در یک روز آیا بشود راهپیمائی کرد یا نه. بهتر است از شیوه های سنتی مثل تکثیر اخبار و اطلاعیه ها و انداختن آنها در خانه ها و یا نصب در معابر نیز استفاده کنیم مگر چند درصد از مردم به اینترنت یا شبکه های تلویزیونی دسترسی دارند.

  48. تاریخ گفت:

    این نیز بگذرد.استادم جناب موسوی و ای اسطوره فاطمه وار.بر سیره زندگانی علی اگر نگریم میبینیم که تارخ تکرار میشود.درود بر خاندان پاک ازادیخواه علی (ع) . طلوع ازادی نزدیک است.یا حسین

  49. شهريار گفت:

    گيرم كه جسمت را مورد ضرب و شتم قرار دادند،
    با انديشه ات چه مي كنند ؟ !!!

  50. خط سبز گفت:

    میرحسین عزیز کاش شما و خانم زهرا رهنورد زودتر اعلام می کردید که از کجا می خواهید به مردم بپیوندید تا لااقل به غیر از باتوم به دست ها و لباس شخصی ها، ما مردم هم به استقبال شما می آمدیم و از شما محافظت می کریم… البته دیدیم که با آقای کروبی هم چه کردند اینها از شما از مردم و از اتحاد ما سبزها وحشت دارند…
    درود بر شیر زن سبز دکترزهرا رهنورد و دلاور مرد سبزها میر حسین عزیز و شیخ شجاع مهدی کروبی