مشـروح دفـاعیـات ٥ متـهم حـوادث عـاشـورا
چکیده :نماینده دادستان پیش از قرائت كیفرخواست انفرادی متهمان، درخواست كرد فیلمی از حوادث عاشورا پخش...
کلمه: در چهارمین جلسه محاكمه متهمان حوادث عاشورا كه صبح امروز در شعبه 15 دادگاه انقلاب برگزار شد، از 14 متهم حاضر به اتهامات 5 متهم رسیدگی شد.
به گزارش ایسنا، در ابتدای جلسه قاضی صلواتی، رییس شعبهی 15 دادگاه انقلاب اسلامی با تفهیم تبصرههای ذیل مادهی 188 قانون آیین دادرسی كیفری، مادهی 192 قانون آیین دادرسی و بند ج مادهی 14 قانون اصلاح قانون تشكیل دادگاههای عمومی و انقلاب خطاب به وكلا، متهمان، خبرنگاران و حضار، از نماینده دادستان درخواست كرد، كیفرخواست را قرائت كند.
نماینده دادستان پیش از قرائت كیفرخواست انفرادی متهمان، درخواست كرد فیلمی از حوادث عاشورا پخش شود.
پس از نمایش این فیلم، فراهانی نمایندهی دادستان تهران به قرائت كیفرخواست متهم پرونده اول پرداخت و گفت: این متهم مجرد، دانشجو، متولد سال 1368 فاقد سابقهی كیفری با نام مستعار امین متهم به محاربه، افساد فیالارض، اجتماع و تبانی جهت انجام جرائم علیه امنیت كشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و توهین به مقامات ارشد نظام است.
وی گفت: متهم از جمله فعالان سیاسی در دانشگاه دامغان بوده و حضور فعال در جمع نمازگزاران نمازجمعهی تهران به امامت آقای هاشمی رفسنجانی را داشته و در تعدادی از اغتشاشات نیز حضور به هم رسانده است.
نمایندهی دادستان تهران گفت: متهم در بخشی از اعترافاتش به سردادن شعار مرگ بر دیكتاتور اعتراف داشته چون او معتقد بوده منظورش از این شعار رئیس جمهور است.
قاضی صلواتی در ادامه متهم پروندهی اول را فراخواند و اتهامات مندرج در كیفرخواست را به منظور دفاع برای وی قرائت كرد.
متهم پروندهی اول از دادگاه خواست قبل از دفاع در مورد اقداماتش صادقانه مطلبی را بگوید و گفت: 4 روز در اغتشاشات حضور داشتم. روز اول چهلم كشته شدگان بود كه قصد داشتم به بهشت زهرا بروم در نهایت بعد از راضی كردن خانوادهام با پدرم به هفت تیر رفتیم و من به میان جمعیت رفتم. حدود 20 دقیقه شعار مرگ بر دیكتاتور، مرگ بر دولت مردم فریب و الله اكبر سر دادم. وقتی شعارهای ساختارشكنانه را شنیدم تعجب كردم. وقتی نیروهای پلیس آمدند ما رفتیم.
وی در ادامه گفت: در نماز جمعهای كه به امامت آیت الله هاشمی رفسجانی برگزار شد به همراه برادر كوچكم و پدرم به خیابان قدس رفتم و از جمعیت فیلم و عكس گرفتم. وقتی اوضاع متشنج شد ما رفتیم اما در خیابان فاطمی مردم شعار سر میدادند من وارد جمعیت شدم وقتی پلیس حمله كرد ما متفرق شدیم.در روز قدس نیز وقتی صحنههایی را از تلویزیون دیدم تصمیم گرفتم به تجمعات بروم. وقتی به میدان انقلاب رسیدم در آنجا شعارهایی در حمایت از آیتالله صانعی و نه غزه و نه لبنان سر میدادند، عكس گرفتم سپس به ولیعصر رفتم جمعیت به سمت میدان ونك حركت كرد كه پلیس حمله كرد و آنها متفرق شدند بعد از این دیگر در اغتشاشات شركت نكردم با وجود اینكه 13آبان كلاس نداشتم در تجمعات شركت نكردم.
وی در ادامه افزود:اما در روز عاشورا خبر داشتم كه در هر مناسبتی تجمعی صورت میگیرد به چهارراه ولیعصر رفتم جمعیتی از سمت شرق آمد فیلم گرفتم اما وارد جمعیت نشدم.
نیروهای پلیس گاز اشك آور زدند نفسم بالا نمیآمد به كوچهای رفتم جمعیت متفرق شد، پس از چند دقیقه جمعیت دوباره جمع شد. سطل آشغال را آتش زدند برخی سینه زنی میكردند و برخی شعار میدادند. چند بار پلیس حمله كرد جمعیت به آنها سنگ زدند من فقط فیلم میگرفتم. در آن لحظه وارد جمعیت شدم و سنگ برداشتم اما نیروهای پلیس از ما دور بودند چند بار به سمت نیروهای پلیس سنگپرانی كردم بعد از چند دقیقه جمعیت متفرق شد و من وارد خانهای شدم. 20 دقیقه در آنجا نشستم سپس تصمیم گرفتم به خانه بروم در میان راه فردی را كه زخمی بود دیدم به همراه چند نفر دیگر او را به بیمارستان بردیم.
متهم پرونده اول ادامه داد: مجدد تصمیم گرفتم به خانه برگردم و در میانه راه صحنههایی را دیدم كه فكرش را هم نمیكردم. دیگر جنگ خیابانی بود و اعتراض نبود. از این صحنهها به صورت نامحسوس فیلم گرفتم سپس به خانه رفتم. و فیلمها را به هیچ جا ارسال نكردم برای نشان دادن به دوستانم گرفته بودم.
متهم پروندهی اول در ادامه گفت: سنگ پرانی و حضور در تجمعات معلولی است كه علتهای آن باید بررسی شود.
وی در مورد فعالیتهای سیاسی خود گفت: در اوایل سال 87 وارد انجمن اسلامی شدم و از همان موقع به سمت اصلاح طلبان گرایش داشتم و خانوادهام نیز به این گروه گرایش داشتند و من هم به سمت شخصیتهایی رفتم كه در چارچوب نظام بودند. من فقط با ستاد آقای احمدینژاد درارتباط بودم. برای میزگردی از تمامی ستادها دعوت به عمل آمد كه این میزگرد به سخنرانی دو نفر منتهی شد.
متهم پرونده اول گفت: 15 ماه قبل از انتخابات احزاب اصلاح طلب به شدت فعال شدند. سایتها و منابع خبری مرتب اخبار ارسال میكردند و با مقالات و اخبار بمباران خبری ایجاد كردند و برای ما جو منطقی به وجود آوردند كه همهی ما به ولایت فقیه اعتقاد و التزام داریم. اما ایشان معصوم نیستند ممكن است اشتباه كنند بعد از انتخابات به ما القا شد كه ولی فقیه در مورد انتخابات اشتباه میكند و حق را فدای مصلحت اندیشی میكند و صدا و سیما به عنوان رسانهی ملی سانسور میكند كه به سمت ماهوارهها رفتیم و القا شد كه روزنامهها سانسور میشود كه به همین لحاظ به سمت سایتها و منابع خبری غیر رسمی رفتیم كه شایعات شروع شد.
متهم پروندهی اول افزود: در نشست یكی از كاندیداها در میدان فاطمی حضور داشتم كه یكی از خبرنگاران از وی پرسید گفتهاید برای پیروزی آمدید پس میگویم جناب آقای رئیس جمهور كه حضار كف و سوت زدند كه پس از آن اسام اس و خبر منتشر شد.
پس از اعلام نتیجه انتخابات، احساس كردیم پشتمان خالی شده است یك دفعه شكست بدی خوردیم، اولین گزینهای كه به فكر ما رسید این كه شعار خوبی ندادیم یا خوب عمل نكردیم.
وی افزود: در انتخابات قبلی نیز گفته میشد تقلب صورت گرفته كه این موضوع در این انتخابات نیز مطرح شد. از آنجا كه انتخابات قبلی، این موضوع توهمی بود اما دامن زدن خواص به تقلب برای ما این موضوع را مطرح كرد كه تقلب صورت گرفته است.
وی خطاب به دادگاه گفت: شما ببنید چند نفر از خواص گفتند كه ما این دولت را به رسمیت نمیشناسیم؟ كسانی كه در نظام تایید صلاحیت شدند و از مسئولان نظام بودند این موضوع را بیان كردند. اما در این میان چند نفر سكوت كردند. در مراسم تحلیف و تنفیذ ببنید چه كسی از خانوادهی انقلابیون و شهدا شركت نكردند. سپس در اعلامیهای عنوان شد كه در نظام سیاسی ایران كودتای سیاسی شده است و تنها راه این است كه به كف خیابان بیایید و باید حقتان را بگیرید. این جو خبری باعث شد كه ما هم جزیی از جریان بشویم.
وی در دفاع از كیفرخواست صادره و اتهام عنوان شده در آن گفت: بعد از انتخابات من و امثال من برای این كه منفعل نباشیم و به خاطر اعتماد به كسانی كه معتقدان به امام و نظام بودند نه از منافقین، این اقدامات را انجام دادیم.من به عنوان جوان 20 ساله به كدام نهاد امنیتی متصل هستم كه بدانم تقلب، تخلف و غیره اتفاق افتاده یا نه؟ و همین موضوع باعث شد كه امروز در اینجا باشم و پشتم خالی شده باشد.
قاضی در مورد انگیزه و هدف اصلی این متهم در حضور در تجمعات روز عاشورا پرسید كه متهم گفت: اتهام محارب به من زده شده. محارب با نظام جمهوری اسلامی مخالف است. یك نفر در این دادگاه دلیل قانع كننده بیاورد كه من با نظام جمهوری اسلامی مخالفت دارم. آنقدر عقلم میرسد كه نظام اسلامی هیچ چیز برای من نداشته باشد، امنیت دارد.
متهم پرونده اول در مورد اتهام افساد فیالارض گفت: من فكر نمیكنم اگر تقلب یا كودتای سیاسی رخ داده باشد حضور در خیابان افساد فی الارض باشد. من برای خدمت به مملكت در خیابان حضور پیدا كردم.
قاضی صلواتی پرسید: عكس شما در حالی كه در آشوب عاشورا سنگپرانی میكردید وجود دارد قبول دارید؟ صراحتا بگویید انگیزهتان از این حضور و سنگپرانی چه بود؟
متهم گفت: بله قبول دارم. وقتی من تقلب را قبول كردم برای مقابله با عوامل آن به خیابان رفتم.
قاضی صلواتی در ادامه سوال كرد: شب نامهای در دانشگاه دامغان توزیع كردی و چند بیانیه را نیز امضاء كردی چه دفاعی دارید؟
متهم در دفاع از خود گفت: من اصلا شب نامه را نخواندم و در رودروایسی آن را امضا كردم سپس توزیع كردم اما در مورد بیانیههای تحكیم وحدت باید بگویم انجمن اسلامی علوم پایهی دانشگاه دامغان بیانیههای ساختار شكنانهای كه تحكیم وحدت صادر میكرد را قبول نداشت و فقط ما دو بیانیهای كه قبل از انتخابات در مورد اینكه احمدینژاد باید برود و در حمایت از انجمن اسلامی را امضاء كردیم كه انگیزهی ما فشار بر هیات نظارت دانشگاه بود.
متهم پرونده اول خاطرنشان كرد: در روز عاشورا در حالی كه پلیس گاز اشك آور پرتاب میكرد فاصلهاش آنقدر زیاد بود كه به ما نمیرسید من خون كسی را مباح ندانستم كه سنگ میزدم اما وقتی كه سنگ میزدم احساس آرامش میكردم اما در آنجا كسی زخمی نشده است.
قاضی از متهم دربارهی حضور در تجمع 25 خرداد سوال كرد كه متهم گفت: من در این تجمع حضور نداشتم و در دامغان بودم.
در ادامه وكیل متهم پروندهی اول به دفاع از موكلش پرداخت و گفت: جهت تحقق جرم سه ركن قانونی، مادی و معنوی یا عنصر روانی نیاز است و در بزه محاربه و افساد فیالارض اركان مادی و معنوی جرم وجود ندارد، به صراحت مادهی 183 قانون مجازات اسلامی مورد استناد نمایندهی دادستان، تبصرهی 3 این ماده بیان میكند كه بین سلاح سرد و گرم تفاوت وجود دارد. سوال این جاست كه آیا موكل قصد و انگیزهی ایجاد رعب، سلب آزادی و امنیت مردم را داشته است؟
وی افزود: جوانی كه به او القای تقلب شده و تحت تاثیر شرایط بعد از انتخابات بوده قصد ارعاب و ایجاد هراس بین مردم را نداشته و در بزه انتسابی سوء نیت عام و خاص به وجود نیامده و موكلم به قصد اعتراض در تجمعات غیرقانونی حاضر شده است.
وی در ادامه گفت: اكثر علما، سنگ را جزو اسلحه سرد به حساب نمیآورند و امام خمینی (ره) نیز چوب و سنگ را به عنوان اسلحه محسوب نفرمودهاند. به همین دلیل اتهام محاربه و افساد فیالارض متوجه موكلم نیست و تقاضای برائت او را دارم.
وكیل متهم پرونده اول در دفاع از اتهام اجتماع و تبانی برای ارتكاب جرایم علیه امنیت كشور گفت: موكلم جنبهی اعتراضی داشته اما او راهش را اشتباه رفته است.
وی در دفاع از اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، گفت: موكل بارها بیان داشته كه خط من خط امام (ره) است و اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی دارم و از شعارهای ساختار شكنانه عدهای خاص تبری جسته و از آنها ناراحت شده بود.
وكیل متهم پرونده اول در دفاع از اتهام توهین به مقامات ارشد نظام گفت: موكل تحت تاثیر جو تجمعات اعتراض قرار گرفته و قصد توهین و اهانت به مقامات را نداشته است. در راستای اتهام داشتن تجهیزات ماهواره باید بگویم چنین تجهیزاتی از منزل ایشان كشف نشده و اگر هم بوده ایشان یكی از اعضای خانواده است.
وی خاطرنشان كرد: با در نظر گرفتن وضعیت خاص موكل كه جوانی دانشجو با سن و سال كم و فاقد سابقهی كیفری بوده و تحت تاثیر شرایط به وجود آمده قرار گرفته و در اظهاراتش از مقام معظم رهبری عذرخواهی و تقاضای عفو كرده، استدعا دارم با رعایت مادهی 22 قانون مجازات اسلامی و رافت اسلامی موجبات بازگشت وی به آغوش خانواده را فراهم كنید تا دینش را به كشور اسلامی ادا كند.
قاضی صلواتی متهم پرونده اول را به منظور اخذ آخرین دفاع فرا خواند كه وی در بیان آخرین دفاع گفت: من مختار در تصمیم گیری بودهام. دو اشتباه بزرگ كردم كه اولی مسبب دومی بود. اولین اشتباهم این بود كه دربارهی منابع خبری و گروهها تحقیق كامل و جامع نكردم، ما را به بیراهه كشاندند و دومین اشتباهم این بود كه هرچند میگفتم خط امام، اما یك جمله امام (ره) را فراموش كرده بودم كه بازجویم به یادم آورد كه امام (ره) فرمودند پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملكتتان آسیبی نرسد.من وقتی در زندان بودم در تلویزیون دیدم كه سران بزرگ اصلاحات در این دادگاه ایستادهاند. از مقام معظم رهبری عذرخواهی میكنم و از دادگاه طلب عفو و بخشش دارم.
نمایندهی دادستان تهران در توضیح صحبتهای وكیل متهم پروندهی اول گفت: در باب محارب اختلاف نظر زیادی وجود دارد كه این موضوع جای بررسی دارد و تصمیم با ریاست دادگاه است. اما هر حاكمیتی این حق را دارد كه از خودش دفاع كند.اگر ما ایشان را به عنوان معترض بشناسیم در یك هفتهی اول قابل پذیرش بود.تا چه مدتی حكومت اجازه بدهد كه معترضی خودسرانه در خیابان تصمیم بگیرد.
وی گفت: افرادی كه امروز به خیابان میآیند معارض هستند و با الفاظ زیبا، حقوق بشری و برگرفته از فلسفهی غرب نمیتوان آن را تغییر داد. ما مردم ایران را در حد میدان و چهار راه ولیعصر ترجمه نكنیم. مردم ایران 70 میلیون نفر هستند. همهی مردم كفری شدهاند كه تا چه زمانی این موضوع ادامه دارد.
به گزارش خبرنگار حقوقی ایسنا، فراهانی نماینده دادستان پیش از قرائت كیفرخواست متهم پرونده دوم تذكر داد: با توجه به اینكه متهم پرونده دوم “ر.د” در فیلم تهیه شده حضور دارد لطفا مجددا فیلم پخش شود.
پس از پخش مجدد فیلم، فراهانی به قرائت كیفرخواست انفرادی”ر.د” پرداخت و اتهامات وی را اجتماع و تبانی برای ارتكاب به جرم علیه امنیت كشور، تحریك به آتش زدن اموال عمومی و تبلیغ علیه نظام از طریق شركت در تجمعات در پی فراخوان رسانههای معاند برشمرد و گفت: براساس گزارش معاونت اطلاعات ثارالله، مستندات پرونده و تصاویر موجود از وی در اغتشاشات مبنی بر پرتاب كردن چوب به سطل زباله و اقرار صریح و مقرون به واقع متهم و سایر قرائن و امارات موجود در پرونده تقاضای كیفر قانونی برای متهم دارم.
قاضی صلواتی در ادامه با تفهیم اتهامات متهم پرونده دوم از وی خواست تا از خود دفاع كند.
متهم پرونده دوم در دفاع از خود گفت: همه میدانند كه شور و حال انتخابات در این دوره چگونه بود، بنده هم درگیر شدم و در انتخابات شركت كردم و مسایل بعد از انتخابات با توجه به ادعایی كه كاندیدای ما داشت ادامه یافت و هجمه تبلیغاتی بسیار زیاد بود و در روز عاشورا این هجمه زیادتر هم شده بود.
وی افزود: من میخواستم بدانم كه این گروه چقدر میتواند نیرو جمع كند. این باعث شد كه در روز عاشورا به پل كالج بروم، وقتی رسیدم شرایط غیرعادی بود، عدهای در و دیوار شهر را میكندند، ماشینها را وارونه میكردند و آتش میزدند و این اتفاقات با تصور من از تجمع فاصله داشت. در پل كالج دیدم كه عدهای به ماموران امنیتی حمله كردند و من اعتراض كردم كه نزنید و حتی به سمت نیروهای امنیتی رفتم و دستم را به سوی جمعیت بلند كردم كه نزنید و من هم مورد ضرب و شتم قرار گرفتم. اگر چه من آنجا بودم اما شرایطی كه من میخواستم آنجا نبود.
متهم “ر.د” در ادامه گفت: از پل كالج به یك خیابان فرعی كه به پارك دانشجو میرسید رفتم، آنجا هم شلوغ بود، سطل آشغال آتش زده بودند و چند خانم در حال زدن یكی از ماموران امنیتی با مشت و لگد بودند و من جلو رفتم و كاپشن مامور را روی سرش انداختم و او را بیرون كشیدم و به كمك دو نفر دیگر تحویل دایره ویژه دادیم.
وی ادامه داد: چون شلوار من خونی شده بود به پارك دانشجو رفتم و شلوارم را تمیز كردم و كلاه آن مامور را به دلیل خونریزی كه در ناحیه سر داشتم بر سر خودم گذاشتم بعد به خیابان رودكی رفتم در آنجا اوضاع خوبی نبود. من هم از یك المكی كه آنجا قرار داشت پارچه سبزی برداشتم و به گردنم آویزان كردم و مرتكب بزرگترین اشتباه زندگیام شدم.
متهم پرونده دوم افزود: پشتیبان كسانی كه در تجمعات شركت میكنند افراد دیگری هستند.گاهی آدم در شرایطی قرار میگیرد كه نمیتواند خود را كنترل كند و كار ناشایستی انجام میدهد كه در شرایط عادی انجام نمیدهد. من هم در آن شرایط جوگیر شدم و احساس كردم صحنهای شبیه چهارشنبه سوری بود و یك تخته برداشتم و در آن سطل آشغال انداختم.
متهم پرونده دوم در ادامه دفاعیات خود گفت: من شرمنده امام حسین(ع) و شیعیان هستم، كار اشتباهی را كه كردم قبول دارم اما با توجه به اینكه قوه قضاییه مرجع و پناه ستم دیدگان است باید بگویم من هم ستم دیدهام. درست است كه با اقدامی كه انجام دادهام نادانی كردهام و برای خود زلالت خریدهام اما از طرف دیگر در شش ماه گذشته محیط رسانهای كشور آلوده بود. كاندیدایی هم كه مورد اطمینان ما بود به ما ستم كرد. پس من هم ستم دیدهام.
وی با اظهار پشیمانی از عملی كه مرتكب شده است، عنوان كرد: خواهش میكنم كه عمل من را تعبیر به جوگیری كنید نه كار عمدی. سیاستمدار مورد نظر ما نباید با ما این كار را میكرد.
قاضی در ادامه از وی سوال كرد آیا شما براساس فراخوان رادیوهای خارجی در تجمع شركت كردید كه متهم پاسخ داد: موقعی كه قرار است تجمعی برگزار شود در خیابان و جاهای مختلف درمورد آن صحبت میشود اما من این موضوع را از بی بی سی هم شنیدم.
وی گفت: به عنوان یك ناظر اجتماعی كنجكاو بودم كه ببینم كه وقایع اجتماعی به كدام سمت میرود. به علاوه اینكه من بر اساس تصادف در آن شرایط قرار گرفتم.
متهم پرونده دوم در پاسخ به این سوال قاضی صلواتی كه عكسها نشان میدهد شما به ماموران حمله كردهاید؟ گفت: به چشمان فرزندم قسم میخورم من دستم را روی كسی بلند نكردم و صدایی كه در تصویر است صدای من است كه میگویم نزنید. من آن مامور امنیتی را از زیر دست مردم بیرون آوردم و اهل خشونت نیستم.
متهم در پاسخ به این تذكر قاضی صلواتی كه آیا شما فرق چهارشنبه سوری را با عاشورا نمیدانستید؟ عنوان كرد: من این عبارت را برای توصیف به كار بردم برای اینكه آن شرایط را توصیف كنم.
در ادامه جلسه وكیل متهم پرونده دوم در جایگاه قرار گرفت و گفت: محتویات پرونده نشان میدهد اتهاماتی مانند شركت در تجمع عاشورا و آتش زدن سطل زباله از طریق انداختن چوب در آن توسط متهم به دلیل شرایط خاص آن روز بوده است و موكلم با قصد قبلی مرتكب این اقدام نشده است.
وی در ادامه با اشاره به اینكه موكل برای بار اولین مرتكب جرم شده و فعالیت به نفع گروههای ضد انقلاب نداشته و فاقد سابقه محكومیت كیفری است، از محضر دادگاه تقاضای بخشش برای موكل كرد.
متهم پرونده دوم در آخرین دفاع خطاب به قاضی عنوان كرد: در جلسه پیش گفتید بالاتر از قاضی هیچ كس جز خدا نیست و خداوند ارحم الراحمین است. پس شما هم با من مهربان باشید و من جز تقاضای بخشش چیز دیگری نمیتوانم بگویم.
وی در ادامه بر جوگیر شدن در شرایط روز عاشورا تاكید كرد و گفت: ما به وجود آورنده آن حوادث نیستیم و من حتی یك ضربه كوچك به آن مامور انتظامی نزدهام. درست است كه خطایی مرتكب شدهام اما در مقابل جان آن مامور را هم نجات دادهام.
در ادامه، فراهانی نماینده دادستان به قرائت كیفرخواست “الف.ش” متهم پرونده سوم پرداخت و گفت: اجتماع و تبانی به قصد جرایم علیه امنیت كشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی با شركت مستمر در اكثر تجمعات غیرقانونی و اغتشاشات پس از انتخابات به خصوص عاشورا و شعار دادن علیه نظام اسلامی، توهین به مقام معظم رهبری و استفاده از تجهیزات دریافت از ماهواره اتهامات “الف.ش” است.
نماینده دادستان در ادامه گفت: بر اساس محتویات پرونده با توجه به شركت فعال متهم به عنوان لیدر در اغتشاشات، دادن شعار، پخش تصاویر متهم از طریق سیمای جمهوری اسلامی و با توجه به ممنوعیت به كارگیری تجهیزات ماهواره تقاضای مجازات طبق قانون را برای متهم دارم.
متهم پرونده سوم پس از تفهیم اتهام از سوی قاضی صلواتی گفت: من اصلا در انتخابات شركت نكردم و تحت تاثیر جو ماهواره در تجمعات 25 خرداد و تجمع توپخانه شركت كردم و بعد از سخنان رهبری در هیچ تجمع دیگری شركت نكردم.
وی افزود: در برنامهها فیلمهای صحنه سازی شده از برخورد نیروهای امنیتی با مردم میدیدم به خصوص در مورد 13 آبان كه در وجود من احساس شور ملی تقویت شد انگار كه عدهای حالت اسرائیلی دارند و مردم را میزنند. در صدای آمریكا فیلمها به خوبی این مساله را القا میكرد.
وی در ادامه دفاع از خود گفت: به همین جهت من سعی داشتم در تظاهرات روز عاشورا شركت كنم. خانمم كه ترسیده بود جلوی من را گرفت، من او را به طرفی هل دادم و علی رغم مخالفت خانواده به میدان امام حسین (ع) رسیدم اما دیدم خبری نیست و مایوس شدم، به میدان سپاه رفتم آنجا حدود 30 نفر حضور داشتند كه 10 نفر اراذل بودند و 20 نفر دیگر تحت تاثیر جو ماهواره آمده بودند.
وی در ادامه گفت: در آنجا شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه داده شد و از میدان سپاه تا سر بهار تجمع ادامه داشت. هیچ سنگی پرتاب نشد، وقتی به خیابان بهار رسیدیم عدهای از مردم عزادار انقلابی به سمت ما آمدند، ما هم ترسیدیم و متواری شدیم.
متهم پرونده سوم افزود: شب كه تصاویر تجمعات را از تلویزیون دیدم و قبل از آن اعلام كردند كه سوت و كف زده شده است من ناراحت شدم و احساس كردم از ما سوء استفاده شده و هنگامی كه تصویر خودم را دیدم احساس كردم كه عروسك خیمه شب بازی اندیشههای خارجی شدهایم.
متهم پرونده سوم با بیان اینكه ماسكی كه در تجمعات زده است را خانمی در تجمع به او داده و از قبل نیاورده است، افزود: بعد از دیدن تصویر خودم در تلویزیون مو و ریش خود را زدم و به شهرهای مختلف متواری شدم كه در نهایت زمانی كه مجدد به تهران برگشته بودم مشاهده كردم نیروهای امنیتی به درب منزلمان آمدند. به دوستم زنگ زدم و قرار شد كه شخصی در كرمانشاه به من كمك كند و موقعی كه با همسرم در خانه یكی از دوستان قرار گذاشته بودیم نیروهای امنیتی مرا بازداشت كردند.
وی با بیان اینكه علی رغم ذهنیتی كه قبل از دستگیری از بازداشتگاه داشته برخورد خوبی با وی شده است، عنوان كرد: آنجا فهمیدم كه چقدر در اشتباهم لذا از دادگاه تقاضا دارم به خاطر سن كم، باردار بودن همسرم و اینكه آنجا هیچ شعاری علیه ولایت فقیه غیر از “مرگ براصل ولایت فقیه” داده نشد مرا مورد عفو و بخشش قرار دهند.
متهم پرونده سوم در پاسخ به این سوال قاضی صلواتی كه با چه انگیزهای وارد تجمعات عاشورا شدی؟، عنوان كرد: من تحت تاثیر فیلمهای صدای آمریكا قرار گرفتم و احساس میكردم كه من در خانه نشستهام و زن و بچه مردم در خیابان هستند و از این نظر عذاب وجدان داشتم.
متهم پرونده سوم در پاسخ به این سوال قاضی كه با توجه به اینكه عامل اصلی سر دادن شعارها شما بودهاید آیا با گروهكهای ضد انقلاب ارتباط داشتید؟ گفت: من فقط برنامههای صدای آمریكا را دیدم و بعد از اینكه تصویر خودم را از تلویزیون دیدم از طریق سایت اینترنتی شماره تلفن عفو بین الملل را پیدا كردم و تماس گرفتم ولی هیچ وقت نتوانستم گفت و گویی انجام دهم.
قاضی صلواتی در ادامه از متهم پرسید: آیا شما از حضور منافقین، فرقه بهائیت و سلطنت طلبها در حوادث عاشورا مطلع بودید؟ كه او پاسخ داد: صدای آمریكا میگفت اینها مردم هستند ولی من بعدا احساس كردم كه بازیچه شدهام و شعارها هدف دار است اما این موضوع را بعد از اینكه به تجمع آمده بودم متوجه شدم.
متهم پرونده سوم درباره این سوال قاضی كه آیا شما كه هدایت شعارها را برعهده داشتید، از جایی رهبری میشدید؟ گفت: من به دلیل اینكه قد بلند بودم یكی، دو نفر شعارها را به من میگفتند و من آنها را بلند اعلام میكردم و نمیدانم كه این شعارها خودجوش بود یا رهبری میشد.
در ادامه جلسه رسیدگی به پرونده متهم سوم وكیل مدافع وی با بیان اینكه هدف قانونگذار از تعیین و اعمال مجازاتها چیزی جز اصلاح مجرمان نیست، افزود: در خصوص اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام با توجه به محتویات پرونده فعالیتی كه تعریف كلمه تبلیغ را بتوان در مورد آن به كار برد در سوابق متهم دیده نمیشود.
وی با بیان اینكه متهم هیچ فعلی كه مشمول جرم اجتماع و تبانی باشد انجام نداده است، افزود: با توجه به اظهار ندامت متهم، جوان بودن، متاهل بودن، عدم سابقه و وجود سابقه افسردگی در پرونده و احساساتی شدن متهم تقاضای رافت اسلامی را از محضر دادگاه خواستارم.
متهم پرونده سوم در آخرین دفاع از خود گفت: دفاعی ندارم جز اینكه اشتباه كردم، شرمنده ملت هستم و احساس میكنم عروسك خیمه شب بازی صدای آمریكا شدم و از مقام معظم رهبری میخواهم به خاطر توهینهایی كه كردم مرا ببخشد.
در پایان محاكمه متهم پرونده سوم، نماینده دادستان به ذكر دو نكته درباره دفاعیات وكیل پرداخت و گفت: وكیل برائت موكلش را از اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام درخواست كرده و ادعا میكند كه این جرم به وقوع نپیوسته است در حالی كه ایشان در پی فراخوان رسانههای ضد انقلاب عامدانه و آگاهانه وارد اغتشاشات شده است و با شركت در تجمعات خوراك تبلیغاتی علیه نظام فراهم كرده است.
وی ادامه داد: درباره اتهام اجتماع و تبانی نیز موكل نظر به برائت متهم دارد و من از وكلا خواهش میكنم نسبت به ماده 610 قانون مجازات دقت بیشتری داشته باشند. در این ماده قید نشده است كه اجتماع و تبانی باید به این صورت باشد كه قراردادی امضا شود بلكه این ماده اطلاق دارد و در این حوادث هم مركزیتی یا در خارج و یا در داخل تبلیغ میكند و از هواداران میخواهد كه در یك روز مشخص به خیابان بیایند و این اجتماع و تبانی نانوشته است.
در ادامه، نماینده دادستان تهران كیفرخواست متهمه پرونده چهارم را قرائت كرد و گفت: متهمه پرونده چهارم 30 ساله، مدرس خصوصی زبان، مجرد، بازداشت با صدور قرار بازداشت موقت از 28/ 10 /88 متهم به اجتماع و تبانی به قصد ارتكاب جرایم علیه امنیت، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران و استفاده از تجهیزات دریافت از ماهواره است.
وی با قرائت بخش دیگری از كیفرخواست گفت: اتهام این متهمه محرز است و با استناد به مواد 610 ، 500 از قانون مجازات اسلامی و ماده 9 قانون ممنوعیت به كارگیری دریافت از تجهیزات ماهواره تقاضای كیفر وی را دارم.
فراهانی هم چنین افزود: اتهام جاسوسی، ارتباط مشكوك با كاركنان سفارت آلمان و داشتن روابط غیراخلاقی گسترده با برخی افراد در خصوص متهمه این پرونده مفتوح و تحت رسیدگی است.
قاضی صلواتی متهمه پرونده چهارم را به منظور دفاع از اتهامات مندرج در كیفرخواست فرا خواند.
متهمه پرونده چهارم از دادگاه خواست تا پیش زمینهای در مورد اتهاماتش بگوید و افزود: تا دو ماه قبل از انتخابات اصلا نمیدانستم قرار است در ایران انتخاباتی برگزار شود تا اینكه SMSای از یكی از استادانم دریافت كردم اما متوجه معنی آن نشدم. تا یك هفته قبل از انتخابات پارچه سبز روی آنتنهای ماشینها دیدم، از راننده در مورد آن پرسیدم. گفت این سمبل یكی از كاندیداها است كه من آن كاندیدا را نمیشناسم اما سه روز قبل از انتخابات عكس ایشان را دیدم و با تاریخچه فعالیت وی آشنا شدم و تازه متوجه منظور اس ام اس استادم شدم.
متهمه پرونده چهارم با تاكید بر اینكه من فقط رای دادم و برگشتم، گفت: شب انتخابات استادم به من اس ام اسی داد كه كاندیدای مورد نظر ما برنده شده است. من حتی مناظرهها را نیز ندیده بودم. یكی از متهمانی كه در حال حاضر در جلسه حاضر است به من گفت آقای احمدی نژاد رای آورده، با استادم تماس گرفتم و گفتم شما كه گفتید كاندیدای ما رای آورده كه او در مورد درگیریها و بحث تقلب برایم توضیح داد. وقتی به خانه رفتم، شبكه بی بی سی و سی ان ان صحنههایی از كشته شدن مردم و آتش سوزی را پخش میكرد و در راهپیمایی سكوت از روی كنجكاوی شركت كردم. در تظاهرات دوم از میدان امام خمینی تا فردوسی با دوستم رفتم، همه به خاطر كشته شدگان مشكی پوشیده بودند. آن راهپیمایی نیز سكوت بود و هیچ كس شعار نداد.
متهمه پرونده چهارم با اشاره به حضور نیم ساعتی اش در مسجد قبا گفت: در آن تجمع نیز سكوت بود و وقتی نیروها آمدند ما رفتیم، من و دوستم هیچ شعاری علیه مقام معظم رهبری ندادیم. من به نظام جمهوری اسلامی ایران عقیده دارم. وقتی آیت الله خامنهای فرمودند نروید من و دوستانم نرفتیم و شركت نكردیم. شعارها تند شد و از بحث تقلب به بحث كل نظام كشیده شد كه ما آنها را رها كردیم.
وی در ادامه گفت: من در ایمیلم با چند نفر ارتباط داشتم، به سه نفر میل فرستادم.
متهمه پرونده چهارم در رابطه با ارتباطش با دیپلماتهای آلمانی گفت: دو سال و نیم پیش در رستورانی با یكی دو نفر از دیپلماتهای آلمانی آشنا شدم و با آنها صحبت كردم، چند بار به جشنهای آنها كه حد و مرز اسلامی رعایت نمیشد رفتم، زیرا قبل از آن به خاطر مشكلاتی كه در ازدواجم به وجود آمده بود افسرده و خانه نشین شده بودم اما من ارتباط خاصی با آنها نداشتم. در این مدت سفرهای یك روزهای به یزد، فشم، لواسان، كردان با این دوستانم داشتیم. اشتباه من بود كه یكی از میلهایی كه به من رسیده بود با این محتوا كه آقایی در خیابان مژده شكنجهگر در اوین و كهریزك است كه بعدا متوجه شدم كه مردم او را كتك زده بودند و سپس مشخص شد كه فردی با او خصومت داشته و او در دولت نبوده را به آن دیپلمات ارسال كردم كه آنها نیز گفتند این خبرها قدیمی است.
متهمه پرونده چهارم در ادامه افزود: دیپلماتهای آلمانی كیسههایی حاوی دستبند سبز را به چند نفر دادند تا توزیع كنند اما من این كار را نكردم. سه شبانه روز به خاطر فیلمی كه در آن مادر یكی از كشته شدگان صحبت كرده بود را دیدم نخوابیدم و فقط گریه كردم.
قاضی صلواتی از متهمه پرسید روی دستبند چه چیزی نوشته شده بود؟
متهمه پرونده چهارم در پاسخ گفت: روی دستبند سبز نوشته بود I am neda كه مشخص است از جای دیگر به ایران وارد شده است.
وی در مورد داشتن تجهیزات دریافت از ماهواره گفت: به دلیل اینكه تخصصم زبان بود شبكههای بی بی سی و سی ان ان را گوش میكردم و زمانی كه دیدم یك بسیجی با لباس شخصی توسط مردم كتك میخورد من برای آقای بسیجی هم گریه كردم. من كشورم را دوست دارم. فامیلهای زیادی از من در خارج از كشور زندگی میكنند. از من خواستند تا به آنجا بروم اما من وطنم را دوست داشتم و نرفتم. از اینكه میدیدم ایرانیها به جان هم افتادهاند ناراحت بودم. من خانواده مذهبی داشتم اما با قرآن مانوس نبودم. در بازداشت چون تك نفره بودم با قرآن آشنا شدم، در قرآن اشاره شده كه خداوند كسانی را كه لیاقت دارند و از نور به تاریكی هدایت شدهاند كمك میكند. من فكر میكنم این جوری هدایت شدم و یك ذره لایق بودم كه الان اینجا هستم.
قاضی صلواتی از متهمه پرسید: چگونه از وقوع تجمعات آگاه میشدید؟
متهمه گفت: دهان به دهان متوجه زمان تجمعات میشدیم و در محلهای كه ما زندگی میكردیم روی دیوارها مینوشتند اما من هیچ اس ام اسی برای كسی ارسال نكردم.
قاضی صلواتی از متهمه پرسید: با دیپلمات آلمانی علاوه بر ارتباط حضوری، ارتباط دیگری نداشتی؟
متهمه گفت: از طریق ایمیل با هم ارتباط داشتیم اما صحبت سیاسی نداشتم. از آنجایی كه افسردگی داشتم دوستانم را از خودم دور كرده بودم و دوست زیادی نداشتم. با این حال من هیچ اطلاعاتی نداشتم كه به آنها بدهم.
قاضی صلواتی پرسید منزلی كه در آن پارتیهای آن چنانی با حضور دختران و پسران ایرانی برگزار میشد متعلق به دیپلمات آلمانی بود شما چند جلسه در آن شركت كردید؟
متهمه گفت: بله، دو ، سه جلسه شركت كردم و عكسهای داخل پرونده متعلق به من است.
قاضی صلواتی پرسید آیا دیپلماتها در ایران حضور دارند؟
متهمه گفت: یكی از آنها یك سال و نیم پیش از ایران رفت و دیگری تا زمان بازداشت من در ایران بود كه قاضی صلواتی گفت: پس از دستگیری شما او از كشور خارج شده است.
قاضی از متهمه پرسید: به نظر شما انگیزه دیپلمات آلمانی درحمایت از فتنه اخیر چیست؟
متهمه گفت: تا كشور خارجی منافعی نداشته باشد كاری انجام نمیدهد.
قاضی صلواتی گفت: به نظر شما آیا درست است دختر و پسر ایرانی در خانه امن دیپلمات آلمانی جلسات و پارتیهای آن چنانی برقرار كنند؟
متهمه گفت: خیر، در یك زمانی فكر میكردم این موضوع درست است. همه با هم میگویند، میخندند، میرقصند و فكر میكردم این موضوع عادی است و همه ایرانیان با هم جشن دارند اما متوجه نبودم كه آنها هم وطن ما نیستند.
قاضی پرسید: شما با دیپلمات آلمانی در تجمعات غیرقانونی شركت كردید؟
متهمه گفت: خیر.
قاضی صلواتی پرسید: آیا دیپلمات آلمانی در یكی از تجمعات دستگیر شد؟
متهمه در پاسخ گفت: به من گفت با خودرو در راه رفتن به سفارت بوده كه در میدان هفت تیر پلیس اجازه حركت به ماشینها را نمیداد. او از خودرویش پیاده شد كه در میانه راه دستگیر شد و بعد از سه ساعت سفیر آلمان حضور پیدا میكند و آنها نیز آزاد میشوند.
وكیل متهمه پرونده چهارم در دفاع از موكلش گفت: موكلم جوانی 30 ساله، ناآگاه از مسایل روز، خوش باور، معتمد به خواص و سیاسیون و جاعل از مجازات تحت تاثیر بمباران خبری در راهپیماییهای خیابانی شركت كرده است. موكلم با كارمندان سفارت آلمان به نام های”و” و “ی” با توزیع دستبند سبز و كادوی روز تولد ارتباط برقرار میكند و موكلم بازیچه دست كارمندان سفارت آلمان میشود و تحت تاثیر آنها قرار میگیرد كه از این موضوع شدیدا شاكی است.
وی در دفاع گفت: یكی از شرایط تحقق جرم ماده 610 مجازات قانون اسلامی وحدت قصد كسانی است كه در یك تجمع تبانی میكنند تا امنیت داخلی و خارجی را به هم زنند صرف شركت در یك تجمع مصداق این ماده نیست. موكلم در اجتماعات شركت كرده و به محض تغییر شعارها علیه نظام و مقام معظم رهبری اجتماعات را ترك كرده است.
متهمه پرونده چهارم در بیان آخرین دفاع گفت: خدا را شكر میكنم كه دستگیری من منجر به خروجم از منجلاب شد. من در اینجا بسیار تغییر كردهام. نمیگویم چون ریا میشود. من قصد این را نداشتم. گروهی را تحریك و رهبری كنم. از روی نادانی حركت اشتباهی انجام دادم از شما و پیشگاه امام زمان (عج) و حضرت امام(ره) و مردم شریف به خاطر هتك حرمت ایرانیان معذرت میخواهم. به من فرصت بدهید تا زیر پرچم جمهوری اسلامی ایران و زیر سایه حضرت خامنهای سرفراز زندگی كنم.
در ادامه چهارمین جلسه محاكمه تعدادی از متهمان حوادث عاشورا، فراهانی نماینده دادستان تهران در تشریح كیفرخواست متهمه پرونده پنجم گفت: متهمه پرونده پنجم 24 ساله، متولد منچستر انگلستان، ساكن تهران، مجرد، فاقد سابقه كیفری، بازداشت از 88/10/24 متهم به اجتماع و تبانی با هدف ارتكاب جرایم علیه امنیت كشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، توهین به مقامات ارشد نظام، شرب خمر، استفاده از تجهیزات دریافت از ماهواره است.
وی گفت: با توجه به اقرار متهم جرایم انتسابی به نامبرده محرز است و تقاضای مجازات وی را دارم.
فراهانی افزود: سایر اتهامات متهمه پرونده پنجم شامل ارتباط مشكوك با كاركنان سفارت آلمان، جاسوسی و ارتباط غیراخلاقی با افراد اجنبی مفتوح است.
قاضی صلواتی با فرا خواندن متهمه پرونده پنجم و تفهیم اتهام از او خواست تا از خود دفاع كند كه وی گفت: من در درگیریها و تظاهرات انقلاب تا آزادی، مسجد قبا و تجمعات جماران حضور پیدا كردم بعد از آن در درگیری و تظاهرات دیگری شركت نكردم چون نظم و امنیت كشور به هم ریخته بود.
وی گفت: من تحت تاثیر جنبش سبز فكر میكردم كه كارهایی كه انجام میدهم درست است و میخواستم به مملكتم خدمت كنم اما الان آگاه شدم كه كار اشتباه و به نفع مملكت نبوده است.
متهمه پرونده پنجم گفت: تحت تاثیر عكسها و فیلمهایی كه از تجمعات در ماهواره پخش میشد در تجمعات حضور پیدا كردم. الان فهمیدم آنها میخواهند مردم را گول بزنند و تحریك كنند. اطلاعاتی كه از ایمیلم و كانالهای بی بی سی و صدای آمریكا دریافت میكردم و sms های دریافتی را از روی عادت برای دیگران میفرستادم.
وی در ادامه گفت: من حدود دو سال و نیم پیش با تعدادی از دیپلماتهای آلمانی آشنا شدم، با آنها بیرون میرفتم و در جشنهای آنها شركت میكردم. هدف من دوستی عادی بود. یكی از آنها به من دستبند سبز داد كه روی آن نوشته شده بود كه من ندا هستم. من به عنوان مسلمان نباید در جشنهای آنها شركت میكردم. خیلی پشیمان هستم و از خدا، مقام معظم رهبری و قاضی تقاضای بخشش دارم. از زمان دستگیری تا الان خیلی چیزها یاد گرفتم و تغییر كردم. یك سری از اخلاقیاتم را كنار گذاشتم.
قاضی صلواتی از متهمه پرسید: شما تابعیت مضاعف دارید. با چه هدف و انگیزهای در تجمعات بعد از انتخابات شركت كردید؟
متهمه گفت: با وجود اینكه من در ایران به دنیا نیامدم اما كشور اصلی من ایران است. مادرم مسیحی بود. سپس مسلمان شد، او زن بسیار پاكی است، امیدوارم یك روزی اخلاق مادرم را داشته باشم. از آنجایی كه فكر میكردم كارم درست است در تجمعات شركت كردم.
قاضی صلواتی از متهمه پرسید: از دیپلمات آلمانی رهنمود خاصی دریافت كرده بودید كه متهمه متوجه سوال قاضی نشد كه قاضی صلواتی توضیح بیشتری داد كه برای حضور در تجمعات دیپلمات آلمانی تو را ترغیب میكرد كه متهمه گفت: نه.
قاضی صلواتی از متهمه درباره انگیزهاش در ارتباط با بیگانگان سوال كرد.
متهمه گفت: هدف من یك دوستی ساده بود. مثل دوستیهای ساده دیگر فقط به هم ایمیل میفرستادیم اما ایمیلهایمان نیز سیاسی نبود.
قاضی صلواتی با استناد به پرینت موبایل متهمه ردیف پنجم از او پرسید: شما شب عاشورا 40 sms برای شركت در تجمع ارسال كردهاید؟ چه دفاعی دارید؟
متهمه پرونده پنجم گفت: از روی عادت و بدون فكر آنها را ارسال كردم اما خودم در آن تجمعات نیز شركت نكردم.
قاضی از متهمه پرسید: به نظر شما آیا در شان یك دختر ایرانی بود كه در جلسات و پارتیهای آن چنانی دیپلمات آلمانی شركت كنند؟
متهمه گفت: خیر، آن لحظه متوجه كارهایم نبودم.
محمدصادق صادقی، وكیل مدافع متهمه پرونده پنجم در دفاع از موكلش گفت: به لحاظ جلوگیری از اطاله وقت دادگاه لایحهام را ارایه خواهم داد و در ادامه به دفاع از اتهامات مندرج در كیفرخواست پرداخت.
وی گفت: موكلم یك بار اقرار كرده است كه چند سال پیش در انگلستان به اصرار خالهاش یك مقدار مشروب مصرف كرده است، حد در صورتی به وی تعلق میگیرد كه متهم دو بار اقرار كرده باشد و در مورد نگهداری تجهیزات دریافت از ماهواره مسوولیت مستقیم این تجهیزات برعهده تهیه كننده، خانواده وی است نه موكل. كیفرخواست صادره در این دو مورد با موازین قانونی انطباق ندارد كه در دو مورد اخیر نیز كه رسیدگی در صلاحیت دادگاه انقلاب نیست.
صادقی افزود: با توجه به شرایط موكلم و با استناد به مواد 22 و 25 قانون مجازات اسلامی تقاضای عفو و بخشش وی را دارم.
قاضی در پاسخ به وكیل درباره ایراد در صلاحیت رسیدگی دادگاه گفت: براساس حكم صادره از سوی ریاست قوه قضاییه بنده علاوه بر ریاست شعبه 15 دادگاهانقلاب دادرس دادگاه عمومی تهران هستم.
متهمه در بیان آخرین دفاع گفت: من از درون و از لحاظ فكری بسیار تغییر كردهام، در گذشته بعضی وقتها نماز میخواندم، اما الان وجود خدا را در كنارم حس میكنم. از كارهای خودم پشیمان هستم. از جوانان دیگر میخواهم قبل از هر كاری فكر و تحقیق كنند و از شما، خدا و مقام معظم رهبری میخواهم كه مرا ببخشید.
در انتهای جلسه قاضی صلواتی ختم جلسه را اعلام كرد و گفت: زمان جلسه بعدی متعاقبا اعلام میشود.














وای بر این قوه قضاییه ی بی در و پیکر که هرکس را که بخواهد له و لگد مال میکند
خدا به داد ما برسه کدامیک از کارهای این جوانان جرم است که انها اینگونه تقاضای بخشش می کنند
آیا می توان تصور کرد که یک جوان 20 ساله، برانداز است؟
انتخابات ساختگي…
جرم هاي ساختگي…
اعتراف هاي ساختگي…
دادگاه هاي ساختگي…
ايراني جماعت زير بار استبداد نمي رود چه شاه چه….!!
yade dadgahe golsorkhi mioftam
اینها “دفاع”یاته یا “حمله”یات؟! 3 برابر میزارن رو حرفای دادستان و انتظار دارن مردم هم باور کنن که اسم این خزعبلات دفاعه؟!
دادستان میگه شما متهمین. یارو میگه نه بابا من جرمم اثبات شده ست. باور نداری؟ بیا تا برات بگم.
به خدای احد و واحد قسم که اگر فقط یک نفر دیگر از معترضان را با این اتهامات مضحک به چوبه دار بسپارند اصلاح ناپذیری حکومت بر من اثبات میشود و …!!! در خانه اگر کس است، یک حرف بس است
شده بر بدی دست دیوان دراز/ ز نیکی نبودی سخن جز به راز
در جواب ناشناس که نوشته آیا می توان تصور کرد که یک جوان ۲۰ ساله، برانداز است؟ باید گفت که برادر گرامی جوانان 20 ساله زمانی تعیین کننده در این مملکت بودند . 8 سال حضور جوانان بود که مملکت را در مقابل دشمنان اسلام و ایران نجات داد .
افسوس ….از این بی عدالتی ها افسوس
گمان میبرند با ساختن جرمهای واهی و محاکمه عده ای بیگناه باز مردم را میترسانند و عده ای را از خانه و وطنشان فراری میدهند و باز چند صباحی بر تخت ضحاک مینشینند!
به گوش یاش ای دیکتاتور بی رحم که جوانان بیگناه را اینگونه نا امید و داغدار کردی و رسم هم وطنی را بجا نیاوردی!آسایشمان را گرفتی ،باشد که به زودی رسوا شوی
جامعه ای که ! در آن دروغ گفتن تشویق می شود هزاربار از قوم کثیف تراست!چرا ملت یکباره نمی شورد و ننگ این رذالت را
از دامن پاکش نمشوید ای انسانیت !ای شرف مگر مردی؟که بنام تو ریا کارانه مهر عدالت میزنند وجوان پاک ومعصوم را به …. وادار میکنند!
سالها سوئ استفاده از مقدسات کافی نیست که بفهمیم … چگونه برای لقمه ای نان آلوده بر مسند های جاهلیت چه
فجایعی بر بر سر مظلومان آورده اند؟ آیا این دادگاه است یا اسطبل؟که دو نفر با زبان الکنی حرف میزنند که گوئی از دو قاره مختلف اند ومیخواهند
با هر زوری شده به توافق برسند !ومتهم با حضورش در خیابان اعلام کند که میخواستم به تو رای بدهم ولی شیطان به دستم سنگداد !
با دوروئی و دروغ چه میکنید؟!!!!!!!
مرگ ونفرین باد بر شریح قاضی های زمان ما ،درود بی کران بر جوانان نترس و وطن دوست . پرورد گارا :به دلیری ده تا تغییر دهیم آنچه را که نمی توانیم تغییر دهیم .
«بیست و دوی بهمن
بیست و دوی بهمن
روزِ از خود گذشتن
روز آزادی ما
روز نجات میهن»
پیمان به جان می بندیم
آزاد اگر در بندیم
جانم فدای یاران
یاران فدای ایران