سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گفت و گوی‌ کلمه با میرحسین موسوی پیرامون مسایل مهم کشور...

گفت و گوی‌ کلمه با میرحسین موسوی پیرامون مسایل مهم کشور

چکیده :امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد/ از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم/ همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری/این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده...


کلمه: مهندس میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به 10 سوال کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.

به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه 22 بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد.

مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟

در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.

بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال 57 همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در19 بهمن 1357 به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.

می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟

رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.

عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟

در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیاباها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است. مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند. همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال 57 را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.

بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.

انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.

گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،‌ آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟

نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.

همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟

از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….

مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.

درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.

در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.

امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل 44 چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.

مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.

عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟

انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.

ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.

شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که 22 بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.

هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال 57 شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.

آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟

بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال 68 یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.

به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.

در بیانیه شماره 17 اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.

به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید

راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.

آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟

در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.

گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟

مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.


645 پاسخ به “گفت و گوی‌ کلمه با میرحسین موسوی پیرامون مسایل مهم کشور”

  1. امین گفت:

    با سلام و احترام فراوان
    انچه امروز موجب نگرانی و تشویش خاطر بسیاری از خیرخواهان و دوستداران ایران وانقلاب است به گمان من تفرقه.عدم تحمل دیگران و قانون گریزی است که به طور سازمان یافته جامعه ما را به پرتگاه استبداد و دیکتاتوری پیش می برد و باز هم به گمانم راه برون رفت از این چرخه معیوب همانا اگاهی دادن به توده جامعه وسرمایه گزاری فکری و اخلاقی در میان جوانان ونوجوانان این زاد بوم است تا نه فقط دیو استبداد از این سرزمین کیانی بیرون رود بلکه بازگشتش نیز ناممکن گردد

  2. امید گفت:

    کاش جناب آقای مهندس موسوی سری به تبریز وزادگاهشان میرفتند ویا بطریقی پیامی به آذری ها میدادند که این روزهای مقدس را دریابند وباسایر هموطنان در اقصی نقاط ایرانی برای آزادی ایران وایرانی ،چه ترک،چه بلوچ،چه کرد،چه عرب،چه ترکمن همه یک صدا برظلمی که به ما ایرانی ها تحمیل شده فریاد بزنند تا انشاءاله درسایه اتحاد وهمدلی ایرانی آزاد ،آباد که همه در مقابل قانون حق مساوی داریم داشته باشیم .مطمئنا اگر همه باهم باشیم این خواسته فراهم خواهد شد . امروز فقط دشمن است که با حیله ونیرنگ میخواهد اتحاد بین مردم ایران را ازبین ببرد.

  3. فرزاد سبز گفت:

    موسوی مردی است که سیاستش عین صداقتش و صداقتش عین سیاستش است. او مرد راستی و درستی است، نه سیاسی کاری و سیاسی بازی. تردیدی نیست که اگر اهل چنین صفاتی بود تا به این لحظه و در این سالها نیز کج دار و مریض در ساختار قدرت باقی مانده بود. او اهل معامله و در واقع خیانت به مردم نیست و ریشه های محبوبیت عظیمش هم در همین منشش نهفته است.

  4. محمد گفت:

    درود بر مير حسين ازاد باد ايران

  5. مریم س گفت:

    درود بر میر حسین عزیز
    تا آخرین لحظه و تا پیروزی در کنارت ایستاده ایم و برای احقاق حقوق از بین رفته مان تو را حمایت می کنیم که تو سر چشمه ی نهری هستی که به روشنی و نور می رسد…
    با امید به پیروزی همه سبزها
    22 بهمن سبز و پیرزوی ما نزدیک است!
    VVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVVV

  6. نزهت گفت:

    آقای رئیس جمهور به شما افتخار می کنم

  7. rm گفت:

    میرحسین از معدود افرادیست که در این آشفته بازار سیاست حرف حق را میزند. آقای موسوی بدان که اندیشه تو از طرف همه مردم حتی مخالفانت پذیرفته شده اما در صورت اجرا منافع زیاده خواهان به خطر می افتد برای همین با آن مخالفت میکنند .
    میرحسین ، من بار دیگر به حمایت خود از شما بیشتر از قبل افتخار میکنم چرا که شما از گفتمان منطق و احترام در برابر دروغ و تهمت و اتهام صحبت می کنی
    شما به زودی در این راهی که قدم گذاشتی به مقصد می رسی

  8. kamran گفت:

    mirhosin asheghetam :X

  9. مینو.پ گفت:

    خداییش کدام انسان عاقلی است که چنینی سخنان درست و متین و منطقی و دلسوزانه ای را بخواند و باز از اسلام کسانی که مردم را سگ و گوساله و بزغاله و خس و خاشاک و …. می خوانند طرفداری کند؟

    درود بر میرحسین سبز ما و درود بر ادب و متانت و شرف او و همه ی اصلاح طلبان

    من با میر حسین از نو مسلمان می شوم…. من اخلاق میر حسینی را نمونه ی اخلاق یک مرد متدین و مسلمان واقعی می دانم و آنرا تبلیغ می کنم نه کسانی را که پشت تریبون نماز جمعه حرف از خشونت و اعدام می زنند و از کشتن جوانان دلشاد می شوند، و در تریبون های دولتی با کلمات سخیفی چون سگ و خر و خرخره جویدن و هزار توهین و اراجیف دیگر از اسلام حرف می زنند!

    از سایت کلمه تشکر می کنم که سخنان کلیدی و مهم میرحسین را به صورت متحرک در سایت قرار دادند

  10. الهام گفت:

    همراه سبز و عزیز
    بر لبت مژده آزادی ما می گذرد
    جان صد مرغ گرفتار فدای دهنت

    کلی از سوالایی رو که برامون ایجاد شده بود جواب دادین.
    این معنای واقعی یک رهبری درست و بی استبداده.
    همین نظرات شما راه رو برای ما روشن میکنه.اینکه چرا نباید فعلا شعار ساختار شکنانه بدیم….اینکه باید همه مردم رو با خودمون همراه کنیم اینکه اصول اخلاقی اعتراضامون رو زیر پا نگذاریم و اینکه باید با قدرت خیلی زیادی به راهمون ادامه بدیم……………………..و اینکه خیلی حرفاتون امیدوار کننده است…..

    ازتون ممنونیم پدر سبز…….همیشه شاد و سلامت باشین.

  11. كمال گفت:

    سلام بر مير حسين درود بر موسوي

  12. ناشناس گفت:

    آزادی کامل ترین احساس نوع بشر
    درود بر میر حسین که با این حرفها حس آزادی خواهی و آزادی طلبی رو دوباره زنده کرد

  13. م.ج ایران زاد گفت:

    سوال پیش آمده برای شخص بنده این است که حریم مطرح شده قانون اساسی که آقای موسوی به آن اشاره فرمودند کجاست؟ آیا اگر اصلی در قانون لحاظ شده باشد که مردم به آن اعتراض داشته باشند (تاکید می کنم که منظورم از “اصل” هر اصلی از هر نوعی است ، نه یک مورد خاص) آیا به علت درج آن اصل در “قانون اساسی” ، به اعتراضات مردمی باید به چشم ساختارشکنی و در حالت افراطی آن به عنوان محاربه نگریست؟ آیا جز این است که قانون به منظور نظام مند کردن حیات جمعی مردم برای داشتن زندگی بهتر و در نهایت رضایت مندی عامه مردم (در چهارچوب انسانی و متمدن) به وجود آمده است؟ در واقع اگر این جوهره از قانون ستانده شود، آنچه باز می ماند جز مشتی کاغذ نیست.
    در ضمن این نکته را نیز لحاظ نمایید که قانون اساسی فعلی ایران، هر چند به مدعای بسیاری بر آمده از روایات و نص قرآنی و احکام فقهی اسلامی است( که ترجیح می دهم در حال حاضر از هر گونه اِعمال تردید در این مطلب پرهیز کنم )، اما در هر صورت مخلوقی انسانی است که به واسطه ی اجماع عده ای “خاص” از آگاهان و انقلابیون تنظیم گشته و بنا بر طبیعت بشری ، هیچ مخلوق انسانی عاری از کاستی و خطا و دارای کمال مطلقه نیست. لذا اینکه مردمی به چیزی اساسی مانند “قانون اساسی” معترض باشند، نه دور از ذهن است و نه مستحق مجازات و تحقیر و یا به تعبیری بایکوت(موضعی که آقایان موسوی و خاتمی و کروبی به عنوان آیکون های جنبش سبز، در قبال معترضان به یک اصل در قانون اساسی اتخاذ فرمودند)
    در نهایت به عنوان حامی سیاستهای جناب میر حسین از ایشان تقاضا دارم از این منظر هم وقایع و واقعیات را بیان بفرمایند.
    همواره حامی آزادگی و آزاد مَنشیتان هستم جناب موسوی سبز عزیز.

  14. ناشناس گفت:

    یا حسین…میرحسین

  15. حسین گفت:

    آزادی کامل ترین احساس نوع بشر
    درود بر میر حسین که با این حرفها حس آزادی خواهی و آزادی طلبی رو دوباره زنده کرد

  16. الملک يبقي مع الکفر و لا يبقي مع الظلم

    این آیه قران تقدیم به مستبدان نو کیسه امروز.این مردم برومند استبداد را بر نمی تابند.

  17. سبزینه گفت:

    درود بر تفکر میرحسینی … ننگ بر تحجر و استبداد

  18. nEGAR گفت:

    سلام بر یاران حسین،،هرکس زیر پرچم میرحسین است باید نمونه کامل اخلاق وفرهنگ اسلامی باشد بهوش از بی‌ فرهنگی بپرهیزید …

  19. Negar گفت:

    سلام بر یاران حسین،،هرکس زیر پرچم میرحسین است باید نمونه کامل اخلاق وفرهنگ اسلامی باشد بهوش ……….

  20. بهار سبز گفت:

    احسنت به آقای موسوی و روح آزادیخواه او

  21. asal گفت:

    دوستان به نظر من،ما بايد سعي كنيم كه در 22 بهمن بر طبق خواسته هامون شعار بديم(شروع شعار ها در زمان و مكان مناسب)وشعار هامون “اكثريت” پسند باشه.در عين حال حتي در صورت برخورد احتمالي بر خودمون مسلط باشيم.بعضي مواقع جند دقيقه عقب كشيدن يا توقف در يك مكان همراه شعارهاي مرتبط با اعمال خشونت نيروهاي امنيتي،عواقب درگيرشدن و بروز خشونت رو تا حد زيادي از بين ميبره و به همه ثابت ميكنه كه جنبش سبز بيزار از خشونت و واقعا قصد درگيري نداره و سعي ميكنه حتي در بازخورد خشونت اونها حتي المقدور خشونتي از خودش نشون نده و در نتيجه عبور از راههاي جايگرين براي قرار گرفتن دوباره در مسير اصلي (كه اين كار مستلزم وجود تعداد زيادي از سبزهاست) راه حل بهتري خواهد بود.به نظر من نيروهاي امنيتي كاملا دستوري كار ميكنند و درگيري آنها با مردم خيلي ربطي به شعار دادن و نوع شعار ها نداره.همين طوركه ديديم در روز قدس با وجود اون همه شعار دادن دستور اين بود كه با مردم درگير نشند(جز در انتهاي مراسم)و فقط سد راه قرار بگيرن ولي در روز عاشورا(ابتدا) با اينكه مردم يا شعار نميدادن و يا در جاهايي شعار ها در حد الله اكبربود برخود شديدي صورت گرفت. من در مورد اينكه در 22 بهمن شعار نديم خيلي موافق نيستم به چند دليل:اولا افرادي از طرف مقابل همراه وانت و بلندگو با پوسترها و پرچم هاي خاصي قطعا در مسير ما وجود خواهند داشت و به اندازه كافي با همون تعداد سرو صدا خواهند كرد.آيا به نظر شما سكوت ما در مقابل شعار ” سبز فقط سبز …………” (سايت كلمه خواهش ميكنم در همين حدم كه اين شعار رو نوشتم سانسور نكن)و تكرار اين شعار توسط افراد همراه اونها(كه اطمينان دارم با نوع استراتژي ما بر تعدادشون در جلوي ما افزوده خواهد شد)اين جسارت رو به اونها نخواهد داد كه در شعار هاشون پا فرا تر بذارن و شعار موسوي كروبي اعدام بايد گردد بدند؟چه تضميني است ؟!!اگر معترضين رو ابتر ناميدند جه؟؟اگر شعار در حمايت از اعدام معتزضين دادند چه؟!!ما اصلا نبايد با اونها درگير بشيم اونها هم بايد شعارشون رو بدن.اصلا فرق ما با اونها همينه.ثانيا بيان خواسته ها در شعار هامون باعث خواهد شد مردم هم اگر خواسته اي رو به صورت “اكثريت” دارن به گوش سران جنبش برسونند تا به قول خانم رهنورد اين جنبش به سمت فرد گرايي نره و همه با اشتراك گذاشتن خواسته هاي مشترك ، بيشتر نقش خودمون رو در جنبش سبز حس كنيم

  22. majid Javadi گفت:

    Zendeh ba azadi,

  23. ناشناس گفت:

    محکم تا آخر
    بسیار عالی
    مرسی میر حسین

  24. arash گفت:

    VICTORY IS NEAR

  25. یا علی گفت:

    موسوی نازنین گاندی ایران زمین
    یاد حرف کروبی افتادم که می گفت اگر شما تو این 20 سال سکوت نکرده بودید الان وضعیت خیلی بهتری داشتیم . الان هم دیر نیست یا حسین میرحسین

  26. ناشناس گفت:

    دوستت داریـــــــــــــــــــــــــــم به اندازه همه تاریخ .به اندازه همه آدمهای خوب تاریخ!

  27. ناشناس گفت:

    زنده باد آزادی

  28. قو گفت:

    این یک سند تاریخیست
    بارها خواهیم خواندش

  29. R. گفت:

    Agar mardom manie vaghie sohbataye mousavi ro lams mikardan va mifahmidan moshkelate jame’ ma hal mishod va az dele ye dictatory ye dictatorye dige be voojood nemioomad. Ma aval bayad yad begirim be ghanoon ehteram bezarim va bad be shekle ghanooni eslahesh konim ta jame’ be edalat va azadi nazdiktar beshe. Inke yek seri az efratioon az har do taraf be nazare oomoome mardom ehteram nemizaran va in jonbeshe azadi khahi ro mikhan monharef konan hamoon rishehaye farhange dictatori va shahanshahie ke hanooz too jame ma voojood dare. Va aval bayad yad begirim in moshkelo rishe kan konim va ge na ba be zir keshidane shaho rahbaro gheyre dictatori va estebdad too iran az beyn nemire

  30. ناشناس گفت:

    بیست و دوم بهمن هر شعاری میدید در چارچوب نظام باشه و الا کل جنبش مورد تبلیغات سوء قرار می گیره و نابود می شه،
    چون بدنه جنبش از افراد مذهبی تشکیل شده

  31. ایران گفت:

    ای ایران ای مرز پر گهـر/ای خاکت سرچشمه هنر
    دور از تو اندیشۀ بدان/پاینده مانی و جاودان
    ای دشمن ار تو سنگ خاره‌ ای من آهنم/جان من فدای خاک پاک میهنم
    مهر تو چون شد پیشه‌ام/ دور از تو نیست اندیشه‌ام
    در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما/ پاینده باد خاک ایران ما
    سنگ کوهت دُرّ و گوهر است/خاک دشتت بهتر از زر است
    مهرت از دل کِی برون کنم/برگو بی مهرِ تو چون کنم
    تا گردش جهان و دور آسمان به‌پاست/نورِ ایزدی همیشه رهنمای ماست
    مهر تو چون شد پیشه‌ام/دور از تو نیست اندیشه‌ام
    در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما/پاینده باد خاک ایران ما
    ایران ای خُرّم بهشت من/روشن از تو سرنوشت من
    گر آتش بارد به پیکرم/جز مهرت در دل نپرورم
    از آب و خاک و مهرِ تو سرشته شد گِلم/مهر اگر برون رود گـِلی شود دلم
    مهر تو چون شد پیشه‌ام/دور از تو نیست اندیشه‌ام
    در راه تو کِی ارزشی دارد این جان ما/پاینده باد خاک ایران ما

  32. امیر گفت:

    میرحسین موسوی: “در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.”
    یعنی این واقعا عملی میشه؟ من امیدوارم.
    در ضمن بعضی ها ابراز احساسات هایی میکنند که درسته که با ایده اولوژی جنبش سبز، کاملا حقشان است. اما از نظر من بهتر است در این عرصه که همه منتظر یافتن ترکی بر روی دیوار هستند تا از این طریق، وسله ای بر پیروان این جنبش سبز بچسبانند، ما نیز قدری حرفه ای تر به ابراز عقاید و احساسات خود بپردازیم.
    راستی ، برای آنانکه مهندس موسوی را فردی خود فروخته، وابسته به غرب و … خطاب می کنند همین بس که بدانند اگر سر سوزنی مشکل در پرونده ایشان بود، آقای احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی آنقدر سوژه کم نمی آورد که به مدرک دانشگاهی قانونی خانم رهنورد متوسل شود.
    به امید آگاهی، افزایش قدرت حافظه

  33. هومن گفت:

    همچنان سبز مي انديشم همچنان به اميد پيروزي رنگ سبز هستم رنگ سبز فقط يك رنگ نيست بلكه در پسش خون هست پايداري هست شجاعت است غرور است اين را از آن ندا و سهرابي ميفهميم كه جانشان را در اين راه دادند جاني كه خيلي برايشان عزيز بود همانطور كه براي من و تو عزيز است اين را از پايداري و سكوت و مقاومت بهشتي ها و زيد آبادي هاميفهميم كه دارند عذاب ميكشند و آنرا به ذلت ترجيح ميدهند اينرا از ميرحسين موسوي و كروبي ميفهميم كه با وجود هجوم افراطي ها به عقب نشيني ،آنان كه منتظر نابودي اين دو و همه ي طرفدارانشان هستند همچنان ايستادگي ميكنند ميفهميم ما ميدان را به خاطر خون هايي كه ريخته شد در اين راه خالي نميكنيم زيرا كه اين راه سبز تا رسيدن به مقصد سبز پايان نميپذيرد
    و همچنان ميگوييم يكصدا يا حسين ميرحسين

  34. Farzin گفت:

    Too little, too late. Mr. Mossavi as usual is late.
    And Green movement has lost its momentum { Thanks to Mr. Mossavi}

  35. کارآفرین گفت:

    با سلام بر مردانگی و شجاعت و بلاغت ابر مرد ایران زمین، میرحسین آزاده.
    من صاحب و مدیر یک کارخانه تولیدی با 100 پرسنل جوان هستم که با خون دل و چنگ و دندان در حال حفظ بنیان تولید خود هستم، خدا میداند که در طول سال جاری نتوانسته ام با کمتر از 3/5 ماه تاخیر حقوق بخور نمیر کارگران زحمتکش خودر را پرداخت کنم. بار تعهدات مالی به بانکهای دولتی و خصوصی و بهره های کمرشکن با رکود ناشی از سیاستهای احمقانه داخلی و خارجی این حکومت، توام شده و علیرغم تولید با کیفیت عالی در زمینه کار خودم، قادر به اداره بنگاه کوچک خود نیستم و میدانم که اگر بی عدالتی به همین صورت ادامه یابد، قطعاً در سال 89 مجبور به تعطیلی کارخانه و ورشکستگی کامل میگردم و هرآنچه که داشته و نداشته ام را هم باید به موسسات نزول خواری این حکومت مثلاً اسلامی واگذار کنم و 100 خانوار هم که با تاخیر 3-4 ماه حقوق نصفه نیمه دریافت میکنند، تا شکم خانواده شان را نیمه سیر کنند به جمع بیکاران اضافه میکنم.
    میرحسین عزیز ملت که از عدالت اقتصادی و آزادی سخن میگوید، خوب میداند که رانت خواران این دولت چه بلائی بر سر بازار کسب و کار مردم آورده اند، در کشوری که میوه ما را هم فقط به خاطر سود عده ای وارد میکنند، حالا هم میخواهند یارانه را حذف کنند، دیگر چه امیدی به زندگی برای جوانان باقیست؟؟؟؟
    خاک بر سر دولتمردان بی غیرت وطن فروشی که مفهوم کار و تولید و اقتصاد را نمیفهمند و فقط به فکر منافع شخصیشان هستند و با واردات از کشورهائی چون چین و … باعث تعطیلی کارخانجات و بیکاری جوانان ایرانی شده اند…
    در چنین شرایطی دست در دست هم میدهیم و.. شرافت و غیرت ایرانی را به جهانیان ثابت میکنیم…
    زنده باد میر شجاع سبزاندیش…

  36. پوریا گفت:

    عالی بود آقای موسوی
    زنده باشی

  37. عباس گفت:

    حرف درست را مهندس زد درست در هدف زده و باید خیلی در موردش صحبت شود آنهم گم شدن مسائل اقتصادی است آقا جان 300 میلیارد درامد دولت در این 4 سال چی شده بنظرم تمام این تقلب و فرارها برای فرار از گم شدن این 300 میلیارد دلار است فقط خدا میداند اگر این مقدار پول در دست یک دولت مدیر بود ما راه بیست ساله را 4 ساله میرفتیم ولی حیف که این درامد که در قرن یکبار انفاق می افتد از کف رفت !!!

  38. reza گفت:

    یا حسین میر حسین

  39. امين گفت:

    چه خوش صيددلم كردي بنازم چشم مستت را…كه كس آهوي وحشي رو از اين خوشتر نمي گيرد.

    با سلام به اداب با سلام به همه قشنگيها وبا سلام به فرهنگ بهشتي ورجائي ومعلم بزرگ امام ره واقعا اگه كسي بخواهد ببيند كه اين سه ادم كه الان در بين ما نيستند مهندس چه گفته بروند در مورد اينها مطالعه كنند ومهندس عزيزمان رو بشناسند حيف كه دور هستم از دور ان قلم یاكت رو مي بوسم ممنون وهميشه دعا ميكنم برايت كه نه ايمكه بزرگ اين مملكت باشي نه براي اين كه چه ميراثي ما داشتيم كه تو اين 20سال از ياد همه ايرانيها برده بودنندباز هم ممنون وخدائي مواظب خودت باش نه براي جونت والله نه اينو هم ميدانم كه نترسي براي جانت چون تو فرزند آذربايجان هستي مواظب شمادتها باش كه در ايران الان بيشتر شده بي اخلاقي ها بيشتر شده نه در جوانها بلكه در بزرگان مواظب باش يا علي

  40. فرهاد گفت:

    سید صبورومقاومم
    امشب مادری پیر وخسته را که در باران بسوی خانه روان بود قربــة الی الله سوار بر ماشین نمودم دیدم با صدایی لرزان وگریان وبدون هیچ مقدمه ای درحالی که سوار میشد می گفت مگر این جوانان ما چه می خواهند وچه کردنند که مستحق این بلاها وگرفتاریها شده اند وباز تکرار میکرد واشک میریخت, سید عزیزخوبم نمی دانم از کجا میامد وچه صحنه ای را دیده بود که اینچنین منقلب شده بود فقط همینقدر میدانم که دردها و مشکلات خودش را فراموش کرده وبرای پیروزی جوانان دعا میکرد وقتی به منزل رسیدم شنیدم که امروز مصا حبه داشته ای وقتی ان را خوا ندم اشک در چشمانم حلقه زد وبه خود بالیدم چون مثل اینکه شما حرفهای او را شنیده بودید و پاسخ او را می دادید . نخست وزیر محبوب وقامت بسته در مسجد جامع خرمشهر بعد از ازادیش که بنده نیز افتخار رزمندگی درسن 16 در دولت یار را داشتم وقتی چهار سال پیش در پی اصرار مردم برای کاندید شدن با یک جمله کوتاه که” برای رضای خدا نمی ایم” مواجه شدم دلم گرفت وهمیشه این سوال برایم بود که چرا نیامدی و الان نیز که امدی با تمام وجود درک میکنم که گفتی ” نه برای گرفتن قدرت ومقام که برای اصلاح امدی” همانطور که جدت برای ان قیام نمود پاسخم را گرفتم درود برتو که برای برپا داشتن دین جدت ودر برابر دنیای دنیا طلبان وافشای زروزور وتزویر قیام نمودی

    خدایا هر کجا هست سلامت دارش بسیجی وجانباز دوران دفاع مقدس از خوزستان

  41. سبز سبز سبز سبز سبز گفت:

    خواستم بگویم میرحسین امیر کبیر زمانه است … دیدم که میر حسین نیست.

    خواستم بگویم میرحسین مدرس زمانه است … باز دیدم که میر حسین نیست.

    خواستم بگویم میرحسین مصدق زمانه است … باز دیدم که میر حسین نیست.

    خواستم بگویم میرحسین خمینی زمانه است … باز دیدم که میر حسین نیست.

    نه ، این ها همه هست و این همه ی میر حسین نیست.

    میرحسین،میرحسین است.

  42. غلامرضا گفت:

    آنچه از بطن “تمام” ملت بر می خیزد حتما همان چیزیست که اقتدار گرایان همیشه از آن عمیقاً در وحشتند.
    چرا که وقتی آن بطنِ همیشه در خفا پیدا شود و به خودآگاهی و خودباوری برسد؛ وقتی که مردم در اندازه های عظیم جمع شوند، چشم در چشم یکدیگر بدوزند و آن بطن عظیم را در باطن امیدوار یکدیگر ناباورانه ببینند، آن وقت است که شعاری در اندازه های بزرگ از قلب تمام ملت بر میخیزد.

    بیماردلان و میراث خورانشان همیشه در تلاشند تا از آن پیکره عظیم مردم جز تکه هایی به هم نپیوندد و هیچ شعاری از آن پیکره واحد شکل نگیرد. از یک تکه ی تک افتاده و عاصی انتظار کدام شعار متین و متعلق به اکثریت را میتوان داشت؟! چرا که تا بخواهد شعار متین اکثریت ملت را سر دهد، و تا بخواهد به برادران و خواهران و والدین و فرزندان خویش بپیوندد، و آنچه را در گلوی “همه” گیر کرده است یکسره فریاد بزند؛ توسط معذورانِ اسلحه بدست تکه تکه میشود که آن تکه از تکه های دورمانده اش جدا افتد و مهجور و درمانده فحش بشنود و کتک بخورد و از کوره در برود. مبادا که آن بطن عظیم شکل بگیرد؛ مبادا که آن پیکره پر هیبت پدیدار شود.

    همان ابتدا در 25 خرداد بود که جمعیتی عظیم جمع شد و شعار ناگفته اش را در دل بیماردلان اقتدار گرا سر داد و وحشتی عمیق را به دلهای غبار گرفته آنان فرا خواند:

    “مردم یکدیگر را دیدند، آن هم در مقیاسی عظیم و عمیق!”

    آنها نباید یکدیگر را ببینند!

    باید به یکدیگر بدبین بمانند! باید در گیر و گور ترافیک سر هیچ و پوچ تو سر هم بزنند! ندیده و نشناخته به هم بد و بیراه بگویند.
    نباید بی مقدمه به یکدیگر اعتماد کنند. نباید به روی یکدیگر لبخند بزنند. نباید برای هم بی مقدمه دست تکان دهند و به ایما و شاره با هم سخن بگویند.

    نباید با هم قرار و مدار بگذارند.

    نباید یکدیگر را باور کنند…

    آنان را پراکنده کنید !

    شلیک کنید !

    چند نفر میمیرند و الباقی نیز میگریزند.

    باید از یکدیگر بگریزند و در پستوی خانه هایشان ترسان و محبوس شوند و در دلهای خویش تخم هراس و بدبینی بکارند. نکاشتند هم ما برایشان میکاریم. ما که تخم ترس و کینه و بدبینی کم نداریم! چنان دشمنی از آنان بتراشیم.. که رنگ و بوی دوست را در خاطراتشان هم نیابند.

    در نظر قدرتمندان و قدرتمداران همه محکوم اند همان گونه باشند که من ام ! باید تنها و مظلوم باشند و بر هدف هایشان غلی رغم همه پستی و بلندی ها یک تنه استوار بمانند و همچنین باید از همه قوی تر و از همه بصیر تر و دشمن شناس تر نیز باشند! مبادا که نخواهند این همه “ترین” بودگی را در خود متجلی سازند. مبادا که لجظه ای فراموش کنند که باید همیشه برترین باشند، بی بدیل باشند.

    مبادا به ذهنشان خطور کند که می توانند لختی خودشان را فراموش کنند و به یک خود بزرگ تر بیاندیشند.

    خواستم بگم که به زعم بنده (ماشالا مهندس چقد ازین لفظ “بنده” زیاد استفاده میکنه) که چه بسا این بطنِ عظیم و پیکره بزرگ در سالگرد انقلاب دوباره پدیدار شه. بعضی بزرگان میگن که وقتی امری (حقی) مخدوش میشه و مورد تجاوز قرار میگیره تازه میفهمه که چی بوده و کی بوده و چه ارزش و اعتباری داشته و اگه دوباره احصا بشه و در مقابل تجاوزها قد علم کنه به طرز عجیبی عظیم تر و قدرتمند تر و میشه ! چون خودآگاه تر میشه ، آگاه به آن “خود دیگر” که پیش از این شاید به شکل ناخودآگاه برای آن از خودش گذشته بود. چون

    اگر چه به اقتدارگرایان تلخ دهن هیچ گاه خوش بین نیستیم و همیشه از کلامشان ناامید میشویم (اگر چه حتی به انسانیت مهجور مانده در آنان نیز مذبودحانه دل می بندیم)،
    اما به مردم همیشه خوش بین میمانیم
    چرا که آنان هم مثل ما درک میکنند و متوجه اند که ازین سخنان و یا ازین اتفاقات نباید ناامید شد و برآشفت. بلکه باید کماکان بردبار بود و خواب را از چشمان این غفلت زدگان تنگ چهره آهسته و پیوسته ربود.

    این مصاحبه مهندس هم مثل دیگر گفته هاش ذوق زدمون کرد.
    خدا نگهش داره
    و هیچ وقت تنهاش نذاره

  43. امیر گفت:

    به نام دوست

    درود خداوند بر شما فرزند شجاع حضرت زهرا(س)مهندس در بیانیه قبل تا حدودی از مردم عقب افتاد اما در این بیانه انصافا خود را به مردم ایرن رساند امید انکه تا همیشه اینگونه علمی ، آگانه و دقیق و در راستای خواست راه سبز امید بنویسند

  44. green teacher گفت:

    درود بر موسوی عزیز.
    میخواستم وقتی خبر پیروزی ات را در انتخابات میشنوم بیرون بروم و این بغض پیر را بشکنم و از ته دل فریاد بزنم.
    اما نشد.نگذاشتند.و این بغض 8 ماه است دارد خفه ام میکند.
    22خرداد که نشد.اما من امید دارم که 22 بهمن میشود.

  45. سپهر گفت:

    من به عنوان یک ایرانی آرزو دارم روزی مهندس موسوی سکاندار این کشور عزیز با مردمانی اینچنین نازنین شود و همه ما فارق از هر نژاد و هر ایین در کنار هم با صفا و صمیمیت زندگی کنیم.

  46. ناشناس گفت:

    لبیک یا میر حسین

  47. سید حامد سبز گفت:

    چی کار کردی با دلم که وقتی میبینمت ناخوداگاه اشک شوق میریزم.
    عاشقت شدم بدون این که بفهمم
    دیوونه ت شدم بدون اینکه ازنزدیک ببینمت
    تو کیستی که من اینگونه بی تو بی تابم
    شب از حجوم خیالت نمیبرد خوابم
    تو چیستی که من از موج هر تبسم تو
    به سان قایق سرگشته روی گردابم
    یا حسین میرحسین

  48. آزاد اندیش گفت:

    یک خواهش از همراهان سبز برای شرکت در راهپیمایی 22 بهمن:

    در 22 بهمن حکومت مجبور است حضور (مسالمت آمیز) سبزها را تحمل کند برای همین باید کاملا مراقب باشیم که در این روز حضور گسترده ی سبزها را به نام خودشان مصادره نکنند…
    باید خود را به طریقی، مشخص و متمایز کنیم
    درود بر رئیس جمهور نازنین و مردمی ایران…میرحسین موسوی

  49. لشکر حسین/یار میرحسین گفت:

    – سینه پر آهیم اما آهنیم/ نسل یوسف های بی پیراهنیم/ ما ز شور موسوی آکنده ایم/ ما ز گرمای خمینی زنده ایم
    زنده باد موسوی

  50. دوست دارم میرحسین گفت:

    اخلاق خوش محمدی داری تو
    / احسان و صفای سرمدی داری تو
    / نامت همه جا سرامد اهل ولا
    / زیرا که نژاد موسوی داری تو