سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » گفت و گوی‌ کلمه با میرحسین موسوی پیرامون مسایل مهم کشور...

گفت و گوی‌ کلمه با میرحسین موسوی پیرامون مسایل مهم کشور

چکیده :امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد/ از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم/ همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری/این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده...


کلمه: مهندس میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به 10 سوال کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.

به گزارش خبرنگار «کلمه»، مهندس موسوی در این گفت و گو که در آستانه 22 بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد.

مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟

در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.

بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال 57 همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در19 بهمن 1357 به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.

می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟

رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.

عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟

در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیاباها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است. مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند. همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال 57 را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.

بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.

انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.

گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،‌ آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟

نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.

همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟

از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….

مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.

درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.

در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.

امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل 44 چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.

مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.

عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟

انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.

ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.

شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که 22 بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.

هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال 57 شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.

آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟

بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال 68 یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.

به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.

در بیانیه شماره 17 اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.

به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید

راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.

آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟

در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.

گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟

مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.


645 پاسخ به “گفت و گوی‌ کلمه با میرحسین موسوی پیرامون مسایل مهم کشور”

  1. حسین گفت:

    ولله حرف حق جواب نداره

  2. لیلا گفت:

    موسوی عزیز است اما با اینحال این موسوی و خاتمی و کروبی و امثالهم هستند که باید به مسلمان بودن و ایرانی بودن خود و به داشتن چنین طرفدارانی افتخار کنند. موسوی هم یکی از اعضای جنبش سبز است اما هنوز اتفاقی نیفتاده ما ایرانیها که متاسفانه به بت سازی عادت کرده ایم کسی را که فقط از مسلم ترین حقوقمان حرف میزند را تا حد بت بالا برده ایم. دوستان سبزم میدانم که تنهاییم و به همدمی مثل میرحسین نیاز داریم اما چه میشود اگر این همه تعریف و تمجیدهای افراطی و پرستش گونه را حذف کنیم و میرحسین را هم یکی از خودمان بدانیم؟؟ یادمان نرفته که بتهای امروز ثمره همان افراط و مدح و ثنای بیش از حد “20” سال پیش هستند.
    ضمنا آنهایی که از میرجسین میپرسند آیا ولایت فقیه را قبول دارد یا نه، باید گفت که میرحسین حداقل 17بار در هر بیانیه پایبندی اش را به اصل ولایت فقیه اعلام کرده….
    ضمن اینکه اگر کسی با این عقیده میرحسین مشکل دارد به راحتی میتواند به دنبال رهبر دیگری باشد! میرحسین رهبر یا در واقع همفکر موافقان جمهوری اسلامی، قانون اساسی و ولایت فقیه است.
    اما زیباترین قسمت مصاجبه که خیالمان را راحت کرد این جمله بود: قانون اساسی وحی منزل نیست!

  3. سلول سبز گفت:

    درود بر میر حسین عزیز
    رئیس جمهوری که همیشه در قلب ماست
    وعده ما 22 بهمن اما مسالمت اميز

  4. ناشناس گفت:

    یاحسین میرحسین

  5. سبزاندیش گفت:

    ميرحسین افتخار ماست

  6. ناشناس گفت:

    سلام و چند نکته:
    ۱- در میان انبوه هجوم رسانه های بلااختیاری که یا نمی‌خواهند یا نمی‌توانند حقایق را منتشر سازند حضور پررنگتری از آقایان موسوی، خاتمی و کروبی انتظار می‌رود. مهم نیست که چه نهدیداتی شما را احاطه کرده‌است بهتر است آنچه از مطالب گذشته و حال و آینده دارید بیان و منتشر سازید. فکر نکنید نجابت و سکوت شما منجر به اصلاح رفتار طرف مقابل و یا شرمساری و تعدیل آن می‌شود.
    ۲- اگر آنچه را که سکوت مظلومانه می‌نامید تداوم یابد بیم آن می‌رود که بی‌تدبیریها در ترکیب با سوءاستفاده‌ی عناصر نامطلوب در فرسایشی مستمر توان جمعی و قابلیتهای فردی را به مسلخ ببرد و بی‌تحرکی به رضایت و سکوت به عقب‌نشینی و یا مصالحه حقوق مردم تعبیر شود (که هر دو از راه و رسم و جوانمردی شما به دور است.)
    ۳- قبلاْ نیز متذکر شده‌ام که مراقب باشید در بازی رسانه‌ای طرف مقابل نیفتید. یعنی نگذارید آنها با خبرسازی شما را منفعل کنند و شما را دنباله‌روی خود کنند و ابتکار عمل تبدیل شود به تکاپو برای پاسخ‌گویی به آنها و رفع اتهام. راهبرد بهتر حضور فعال و بیان صدباره‌ی دیدگاههای اصولی و انتقاداتتان است. در این مورد توجه بیشتر آقای کروبی و دوستانشان را مهم می‌دانم.
    ۴- هماهنگی نظرات و پرهیز از تقابل آرا در عین حفظ استقلال رویکرد و تفکرات و نظرات شما مهم است. دوستانتان را نیز برحذر دارید که در دام پرداختن به اختلافات نیفتند. شما حرفهای بسیار جدی، منطقی و واضحی دارید که مردم شریف ایران تشنه‌ی شنیدن آنها هستند. پس سکوت نکنید و در موضوعات مختلف با هدف حفظ منافع ملی و دفاع از اسلام ناب محمدی و انقلاب ارزشمند بنیانگذار جمهوری اسلامی وارد شوید و سخن بگویید. حفظ و ترویج آرمانهای اصیل انقلاب می‌تواند خسارتهایی را که از بی‌تدبیریها و عملکردهای نامناسب بر اسلام و تشیع و انقلاب و نظام و شخصیت امام(س) وارد می‌شود بکاهد.
    ۵- برخی افراد از مخالفان و دشمنان شما در تلاشند که شما را در مورد قضاوت در باره‌ی عملکرد نظام از اول انقلاب تا کنون به چالش بکشند.(هم از طیف آنها که می‌خواهند شما را محاکمه و زندانی کنند و هم از طیفی که مخالف اصل نظامند و می‌خواهند شما را و حرکت مردم را مصادره به مطلوب نحسشان کنند!) دقت کنید!!!! اعتدال و انصاف و حق‌طلبی ایجاب می‌کند که ما حق نقد تمامی تاریخ را به رسمیت بشناسیم و البته اینکار را برای پیشبرد نظام و اصلاح رویه‌ها لازم می‌دانیم لکن کسانی که می‌خواهند شما را در این بازی ناجوانمردانه بکشند هر یک هدفی شوم دارند. گروه اول می‌خواهند شما را با نقد تاریخ انقلاب متهم به پشت کردن به تمامی سوابق درخشان نظام و خودتان کنند و شمشیرهایشان را تیزتر کنند و گروه دوم می‌خواهند همه‌ی انقلاب را با این چند سال و وقایع بعد از انتخابات یکی کنند و مردم را به اصل انقلاب و نظام بدبین سازند.
    ۶- می‌دانم که رسالتی بزرگ و رنجی سترگ است که در میانه بایستید و اعتدال بورزید که در این حالت از سوی افراط‌گرایان و تفریط‌گران دشنام و سنگ خواهید خورد اما چه باک که این روش و منش بزرگان دین و تاریخ زندگی سلحشوران حافظ دین و کشور بوده و خواهد بود.
    از مسیولین سایت خواهشمندم که مطلب را به اطلاع آقایان موسوی و خاتمی و کروبی برسانند.
    آرزومند آرزوهای امام خمینی(سلام الله علیه) و سربلندی جمهوری اسلامی و ملت شریف ایران.

  7. ناشناس گفت:

    به امید سبز شدن یک پارچه همه دلها…وعده ما 22 بهمن

  8. سارا گفت:

    به امید سبز شدن همه دلها…وعده ما 22 بهمن

  9. یه یه حسین تا میرحسین گفت:

    یادمان نرود شعار برای آزادی زندانیان سیاسی از جمله دکتر بهشتی و محمدنوریزاد عزیز
    شعارهای پیشنهادی:
    زیر عکس بهشتی..فرزندشو میکِشی
    آخر تو با تحجر…بهشتی رو میکُشی
    ….
    سلام بر روح خدا خمینی…درود بر سد حسن خمینی.

  10. یه یا حسین تا.. گفت:

    شعار برای آزادی زندانیان سیاسی خصوصا بهشتی عزیز و نوریزاد رو فراموش نکنیم
    اشعار پیشنهادی:
    زیر عکس بهشتی..فرزندشو میکِشی
    آخر تو با تحجر… بهشتی رو میکُشی

    درود بر روح خدا خمینی…سلام بر سدحسن خمینی

    عوامل کهریزک اعدام بایدگردند

  11. اردشیر گفت:

    با سلام و احترام فراوان به میر حسین و راهیان راه سبز!
    به عنوان یک سبز فکر می کنم که در گامهای بعدی بصورت جدی باید مسئله ی رفراندوم را مطرح کنیم. شما یک رفراندوم برقرار کنید و دوباره خودتان را ده سال دیگر بیمه نمایید. در غیر این صورت بنظر می رسد که مردم دست بر نخواهند داشت. بنده به عنوان یک عضو دست بر نخواهم داشت. و صد البته در مسالمت آمیز بودن اعتراضم مسرم.

  12. مریم گفت:

    خدا پشت و پناهت باشه میر حسین

  13. عبدالله گفت:

    احمد عزيز شما که ميفرمائيد مشکلات کوچک ظاهرا در خارج از ايران و نه شايد که در خارج از منظومه شمسي زندگي ميکني و اصلا راجب زنداني ياران امام وجوانان دانشجويان خبرنگاران وزنان ودختران شکنجه تحقير وخواندن ملت ايران بنام اختشاش گر فتنه گر خس و خاشک گوسفند بزغاله……. خبر نداري تو وضعيت اسفبار اقتصادي که بي عداتي رانتخواري دوستبازي چپاول ثروت ملي باج دهي به روس و چين….را نمي بيني حتي اين حکومت يزدي را شيعه ميخواني ونميداني که داري به اهلبيت رسول الله ظلم ميکني وچه طور حافظ اين حکومت را بقيه الله ميداني ولي اسلحه وچماق گاز فلفل……….. رانمي بيني البته برايت ارزوي سلامتي دارم خداوند همه را به راه راست هدايت کند.

  14. سامان گفت:

    احمد

    بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ at ۴:۰۵ ب.ظ

    حقا که لقب سران فتنه برازنده توست. اخر مرد ناحسابی بعد از این همه هنوز که حرفهای بی سند و مدرک خود را مطرح می کنی

    ——————————————————————————–
    آخه مگه احمدی نژاد و … که امریکا و انگلیس و اسراییل رو مقصر می دونند و می گن اونا دست داشتن مدرک دارن؟ اگر اعتراض فتنه است پس مردم 30 سال پیش هم فتنه گر بودن و فتنه 57 رو راه انداختن؟ یه کم فکر بعد حرف بزن پسرم!

  15. KALEME گفت:

    درود بر همه ي مردم غيور ايران

    مهم نيست كه طرفدار چه كانديد يا شخصي هستيد ، مهم شيعه بودن مردم ايرانه ، مهم اتحاد ، و به نام زدن افتخارات يك كشور به اسم يك نفر كه او هم به آخراي فعاليت اون افتخار رسيده واقعا زشت است ، من واقعا از جناب مهندس موسوي تشكر مي كنم كه اينگونه نطقي واقعا كم پيدا ميشه ، من واقعا دوستار نظام هستم و دينم رو دوست دارم و تا آخرش ايستادم ولي اينكه مردم ايران به دليل يك تهمت و غيبت كه اسمش افشاگري است از يك كانديد به صورت تندرو طرفداري مي كنند و مي خواهند نظرات مخالف را بكشند و دار بزنند و تبعيد كنند و محارب و منافق اعلام كنند ، يك مطلب جالب اين است كه جناب آقاي دكتر احمدي نژاد جا خالي مي دهد و همه رو مخالف رهبري جلوه داده وي ميده ، اين مطلب رو به خاطر داشته باشيد كه پاره شدن عكس آيت الله الموسوي الخميني رهبر كبير انقلاب را يك عده معلوم الحال (شايد مزدور دولتي و شايد منافقين) پاره كردن تا بتوانند بقيه را بر ما بتازونند ، ولي من به شخصه مي گم نه سطل آشغال سوزوندم نه خسارتي به دولت زدم و نه كسي رو رنجوندم ، ولي اين مهم است كه ما نبايد شخصيت اول مملكت رو به صورت يك بت يا نايب يا سمبول يا تنديسي از يك مرد برابر با حضرت علي ع داسنت و معصوم فرض كرد
    صحبتي با كلمه :
    من هميشه به اين سايت ارادت داشتم و دارم و خواهم داشت ولي اگه اين مطلب من رو تاييد نكنيد واقعا دلگير مي شم …
    اين درخواست رو هم دارم كه در صورت امكان يك دامنه ديگر بسازيد كه اين بار فيلترينگ رو نداشته باشه …
    اگه بخواهيد من هاستي دارم كه نامحدود دمين و ساب دمين داشته باشه و من اين رو به شما هديه مي كنم تا روشنگري خو را با توان بالاتري انجام بدبد
    يا جدا حق رو پيروز كن و نوه پيغمبر خدا را سربلند
    يه مطلب جامونده اينه كه من براي انتخاب آقاي موسوي به 2 آيت الله از جمله آيت مكارم درخواست استخاره دادم و عالي اومد
    خودم هم استخاره با قران كردم و سوره اي(درست يادم نيست سوره چه بود ولي توضيح بهشت بود) برازنده آقاي موسوي آمد و صوره اي كه درمورد آقاي احمدي نژاد اومد سوره اي در توضيح صفات دروغ گويان مسخره كنند و جايگاه بد اين افراد بود
    کلمه: با تشکر از نقد و نظرتان و نیز ابراز لطفتان مشکلات اداره ی یک پایگاه اطلاع رسانی چون کلمه با توجه به سیاست آزادی نزدیک به مطلق فراتر از هاست و ساب دمین و تغییر دامنه است و هم اینکه دوستان خوبی چون شما به فکر راه حلی برای تغیی وضع موجود هستند جای سپاس و امید دارد.

  16. کاظم گفت:

    میر حسین زنده باد خاتمی پاینده باد

  17. نسل سوخته گفت:

    من اینطوری می بینم که میر حسین نه قدرتی داره نه کسی هست که اصلا اگر ما بخواهیم به خاطرش فداکاری کنیم بتونه یکی از چیزهایی که ما می خواهیم رو انجام بده اون ابزار دست قدرتمندان صحنه سیاست هستش اصلا اون خودش برای انقلاب زندان رفته
    من که می گم همتون دارین دست به یکی می کنین تا این نظام رو نگه دارین و اصلا تو قلب هیچ کدومتون هیچ دلسوزی برای ملت نیست دلتون به حال خودتون و این انقلابتون سوخته فقط این وسط ملت بیچاره که بازیچه آرزوهای شما هستن بیچاره جوونهایی که خون پاکشون رو دادن
    شما این جنبش رو هر طوری بخواهید کانالیزه می کنید. برای خودم متاسفم و برای همه مردم که سیاست زده هستیم و نه دنبال یه چیز بدرد بخور
    اگه جوابی دارید بنویسید من بدونم

  18. mohsen گفت:

    doostane aziz khaheshan kar haE nakonid ke mojeb shavad rahe sabz ba rahi ke az sooye rasane haie bigane elam mihsavad,barabar shavad!
    pishnehad mikonam daste haie aza tashkil dahim va in shoar ro hamrah ba sine zadan faryad bezanim:
    ما جنبش سبز پیروی پرچم حسینیم
    همه با میر حسینیم همه با میر حسینیم . . .

  19. سجاد گفت:

    آدم همیشه از صداقت لذت می بره
    دوست دارم سید

  20. سبز سوخته گفت:

    نثار اشکها وچشمهای نگران مادرانی که چشم به در دوختند برای بازگشت عزیزانی که در راه آزادی سرزمینشان قدم دراین راه بی برگشت نهاده اند.

    مادر صبور باش

    آماده می شوم به سمت خیابان روان شوم

    آغوش باز کرده چو منصور سمت دار

    پوشیده رنگ سبز

    رنگی به رنگ یار

    رنگ ندا- ترانه- امیر ارشد و سهراب و مازیار

    رنگ هزار لاله خونین این بهار…

    اما دریغ درد

    هنگام رفتنم

    هر قطره ی سرشک ز چشمان مادرم

    بندی کشد به پای که زود است رفتنم

    زنگی زند به گوش که بیچاره مادرم

    مادر صبور باش

    هنگام رفتن است

    مادر گمان مدار این خون که در رگ من می جهد کنون

    از خون یار من که فرو ریخت بر زمین رنگین تر است- نیست!

    به خدا نیست! نیست!

    مادر صبور باش

    هنگام رفتن است

    یاران من به بند

    در زیر دشنه و شلاق کرکسان- بی تاب گشته اند

    مادر بهار صدا میزند مرا!

    مادر صبور باش

    روزی که برگهای بلورین این بهار

    برداشت تیغ و سینه این دشمنان شکافت

    روزی که چشمهای همه همگنان من

    برقی ز شادی گمگشته باز یافت

    من نیز آن زمان آزاد و سربلند

    در آن بهار سبز

    سویت روان شوم

    سوی تو مادرم

    مادر صبور باش

    مادر صبور باش

  21. حافظ گفت:

    رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
    اغزوا تورثوا ابنائكم مجدا (32)
    پيكار كنيد تا براى فرزندانتان مجد و بزرگوارى ميراث گذاريد.
    سبز باشید

  22. یاشار گفت:

    پیشنهاد میکنم فایل صوتی مصاحبه را بر روی سایت قرار دهید زیرا اثر بخشی فایل صوتی بسیار بیشتر و امکان تکثیر و توزیع آن از طریق دیسک فشرده ، فلاش مموری ، تلفن های همراه و … بسیار راحتر و فراگیرتر خواهد بود .
    لازم است که رهبران جنبش سبز در آستانه سالگرد انقلاب از این تاکتیک سنتی و در عین حال هوشمندانه و موفقیت آمیز امام خمینی (ضبط مصاحبه ها و سخنرانی ها بر روی نوار کاست و توزیع آن از طریق هوادارانش جهت آشنایی عموم مردم با مواضع ایشان ) الهام گرفته و با بهره برداری از امکانات مدرن ارتباط خود را با بدنه جنبش حفظ و از انتشار ناخواسته اخبار و شایعات منتسب به خود و مجموعه جنبش سبز جلوگیری نمایند .

  23. امیر گفت:

    در آخرین کامنت نوشتم که آقای موسوی یک شعار را تعیین کنید تا مردم در 22 بهمن متحد فریاد بزنند و چه زیبا پاسخم را گرفتم:
    به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.
    خیلی بزرگواری سید.

  24. حميد گفت:

    ميآييم…دوباره و دوباره مي آييم و سكوت را فرياد ميزنيم.

  25. سيد مهدي گفت:

    طوفان سبز در 22 بهمن
    درود بر موسوي

  26. رامین گفت:

    یا حسین
    میر حسین

    وعدهٔ ما ۲۲ بهمن!

  27. shahab گفت:

    يا جسين ، مير جسين
    وعده ما 22 بهمن

  28. امت امام خامنه ای گفت:

    برادر عزیزم آقای میر حسین موسوی در راهپیمایی روز 9 دی که شرکت نکردی لا اقل ذره ای از علاقه دنیوی ات کم کن و از جان مانند تمام

    جوانهای پاکی که به کشتن دادی بگذر ودر راهپیمایی 22 بهمن شرکت کن . بنده اولین بار است که در سایتی کامنت میگذارم امیدوارم آن را

    قرار دهید .

    وان حزب الله هم الغالبون.

  29. علی- ع گفت:

    زنده باد فرزند شجاع ایران سربلند

  30. ناشناس گفت:

    درود بر شهيدان زنده ميرحسين موسوي محمد خاتمي مهدي كروبي

  31. شاه گفت:

    جان سخنانت را می ستایم و شما را نماینده مردم هم خود می دانم جزینکه بگذار یک بار بر واژه گزینی ات خرده بگیریم:

    گفتی «آنها [:مردم] از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند» و می پرسم اگر کسی چند سال دیگر بگوید «مردم از ولایت فقیه بیزارند» آیا تر و خشک را با هم نسوزانده است. آیا چنان گوینده ای سه دیدگاه «ولایت نظارتی» ، «ولایت حاکمیتی» و «ولایت مطلقه فقیه» را در هم نخواهد آمیخت.

    ساختار شاهی چیزی است و ساختار شاهنشاهی چیز دیگر. ساختاری که تنها یک شاه دارد به خودکامگی خواهد انجامید جزآنکه ساختار شاهنشاهی جایی برای خودکامگی نمی گذارد.
    ساختار شاهی همان ساختار است که برای نمونه شاهان قاجار و پهلوی برپا کردند و ساختار شاهنشاهی به گواهی تاریخ ساختاری فدرال یا پدروار است که بر دوش دیگر شاهان استوار شده است.

    شاهنشاه یعنی شاهِ شاهان؛ پس شاهان دیگری بوده اند که او شاه آنان شده است.

    در ایران باستان شاهان ایرانی بر بخشهایی کمابیش برابر استانهای امروزی فرمانروایی می کرده اند و شاهنشاه بر آنان. جزآنکه چنین ساختاری در روزگار ما معنایی نوین خواهد یافت.

    واژه هایی مانند شاه، کی و کسرا از ریشه واژه کهن کشایَثیه هستند و به معنی دارنده تخمگ یا ژن برتر. در روزگار کهن، دارندگان این ژن از خاندانهایی ویژه بر می خواستند جزینکه دو هزار و پانصد سال گذشته و آن تخمگ بسیار پراکنده شده است. شما و یارانت نیز شاهید و خود نمی دانید.

    گفتگو در این باره را به فردایی وا می گذارم که دور نیست؛ جزآنکه تا آن هنگام من و شاهانی همانند من را با برگزیدن واژه هایی دشنام وار مرنجان.

    ای نماینده همگان! خواهشمندم هر شب با خود زمزمه کن : «ایرانیان بر دین ها، کیش ها و گرایشهای گونه گون اند و اینک همگان مرا به نمایندگی خود برگزیده اند؛ خدایا شایسته این جایگاهم کن»

    نیایش نیاکانمان این بود «سپاس خدایی که مردم را آفرید؛ شادی را آفرید و مرا شاهنشاه کرد، یکی از بی شمار آفریدگانش»

  32. میرحسین دیکتاتور گفت:

    میرحسین کوچکتر از آنی که بخواهی در مقابل رای مردم بایستی
    خودتم میدونی تقلب نشده پس مردم را درمقابل مردم قرار نده و بین مردم دودستگی ایجاد نکن

  33. سامان گفت:

    دوستان عزيز
    صحبت هاي آقاي موسوي بسيار عالي و زيركانه بود. در عين حال كه به چارچوب قانون اساسي پايبندي نشان داده بود ولي امكان تغيير آنرا نفي نكرده بود.
    اما چيزي كه بسيار مهم است و ما بايد آنرا مد نظر داشته باشيم اينست كه مساله اصلي و حياتي براي جنبش سبز حضور است. حضور به معني در صحنه بودن و اصرار بر خواستهاي قانوني جنبش. و امروز حياتي ترين حضور براي جنبش سبز، حضور ميليوني در 22 بهمن است. چرا كه تمام تهديدها و ارعابهايي كه حكومت در روزهاي اخير براي كم كردن حضور جنبش سبز در 22 بهمن كرده است ، نشانة ضعيف بودن حكومت براي مقابله با حضور ميليوني شماست. حضور گستردة سبزها در 22 بهمن شيب سرنگوني ديكتاتورها را بسيار زياد خواهد كرد.
    اگر كمي با شك به تمام مسائل اخير و افراد با نفوذ در جنبش و در خارج جنبش نگاه كنيم، حتي اگر احتمال تحريف جنبش به نفع يك جريان خاص را بدهيم ، آنوقت در ميابيم كه در اين جنبش تكيه كردن مطلق بر هر فردي اشتباه است و تنها چيزي كه ميتواند جنبش را از هر انحراف و ازمهلالي نجات دهد ، حضور ما در صحنه و اصرار ما بر خواستهايمان است. مردم در انقلاب 57 با حضور ميليوني حكومت شاه را سرنگون كردند ولي بدليل اينكه خواسته هاي خود را پيگيري نكردند تحريف هاي زيادي در انقلاب مردم ايجاد شد. وعده‌هاي زيادي قبل از انقلاب داده شد كه بعد از پيروزي انقلاب هيچگاه به آنها عمل نشد. براي اينكه اشتباه گذشته تكرار نشود بياييد همه با هم تا رسيدن به تمام خواسته‌هاي مشتركمان در صحنه حضور داشته باشيم. بياييد با حفظ بردباري و متانتي كه تا بحال از خود نشان داده‌ايم
    بر جاذبه‌هاي جنبش سبز بيافزاييم تا تمام اقشار جامعه به ما ملحق شوند و از بروز خواسته‌ها و رفتارهايي كه براي جنبش حق طلبانة ما دافعه ايجاد مي‌كنند بپرهيزيم. بزرگترين پيروزي براي ما همصدا شدن تمام جامعه است و چيره شدن گروهي از جامعه بر گروهي ديگر آغاز سرنگوني ديگري خواهد بود.
    به اميد مردمي همدل ، به اميد ايراني آزاد .

  34. جمعی از دانشجویان گفت:

    جنبش سبز تا پیروزی کامل ادامه خواهد یافت

    یاحسین میر حسین

    جمعی از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

  35. سید محمد گفت:

    با عرض سلام وادب خدمت شما و جناب مهندس موسوی و دوستان ایشان!
    راستش را بخواهید بنده اصلا در انتخابات شرکت نکردم و به هیچ فردی منجمله مهندس موسوی هم رای ندادم.اما به نظر من اصرار ایشان بر بیگیری مطالبات مردم بدون نگاه از بالا و قیم مابانه و نیز استقلال ایشان از مشخصه های مثبت ایشان است.مانند دیگر مناسبت ها خودم را در 22 بهمن به تهران خواهم رساند و در اعتراض به حوادث ناگوار رخ داده از گروهی از انسانهای رذل با مردم و با سبزها خواهم بود.

  36. من گفت:

    نسل سوخته جون حالت خوش نیست بابا جان. یه لیوان آب خنک بخور حالت جا میاد. عزیز جون کسی نگفت برای میرحسین فداکاری کنید . اصلا فداکاری برای یک انسان عادی کار درستی نیست. ما برای دینمون (در صورتی که به دین معتقد باشیم) و کشورمون فداکاری میکنیم. موسوی هم یکی از حامیان جنبش سبزه. خودشون هم هیچ وقت ادعای رهبری نکردن. دیگه چی میگی؟؟؟ اصلا من نمیدونم آدمهایی مثل شما اگر جریانات بعد از انتخابات پیش نمیومد میخواستین چیکار کنین؟ چرا زودتر از اینا به فکر یک جنبش مثل جنبش سبز نیفتادین؟ همچین که انتخابات شد و بحث تقلب شد شما هم یادتون اومد که نظام رو نمیخواین؟ نه جونم دیگه نمیشه این نظام رو عوض کرد تنها کاری که میشه کرد اصلاحاته. دوره انقلاب و این چیزا تموم شد رفت.

  37. ناشناس گفت:

    ضمن ارزوی موفقیت برای این سید بزرگوار سوالی که برای من هست چرا این سه بزرگوار(خاتمی،کروبی،موسوی) در بیانیه و سخنرانی هایشان به قضیه عصر عاشواری سال 1376 قبل از انتخابات 2 خرداد اشاره نمیکنند.
    در صورتی که این در قضایای اخیر کاملاتکرار و عمل شده است.
    توضیح این که در عصر عاشورای سال 1376 یکسری … هله هله کنان خود را طرفدار اقای خاتمی برای خراب کردن ایشان اقدام به جشن و پایکوبی کردند که پرونده ان هنوز در قوه قضاییه بلاتکلیف است !
    از همین سناریو در عاشورا و حرکت های مردمی اخیرا استفاده شده است!
    جا دارد صریحا و فورا در طی یک بیانیه فوق العاده از احتمال وقوع ان در 22 بهمن مردم را اگاه کنند.

  38. محسن گفت:

    20 سال خاموش بود یا فریادش را کسی نمی شنید ! بعد از 20 سال دوباره رودروی دیکتاتوری ایستاد … چنان زحماتی برای راحتی مردم کشید و چقدر سعی کرد عدالت را رعایت کند … یادش بخیر … کوپن را که عمری در دستان قشر ضعیف مرحمی بود بر زخمهایشان … بدون تحقیر و قابل قبول برای همه … در آن شرایط اقتصادی و بحران و سختی ها توانست ما را با یارانش عبور دهد … امروز نیز راه بسیار دشوار است … ملتی با خواسته های بسیار … حتی فراتر از جمهوری اسلامی ! اما میرحسین با همان نام جمهوری اسلامی بسیاری را به صحنه دعوت کرده است … با این تفاوت که خواسته های بحق مردم را پیگیری می کند … اما صد حیف که دیکتاتور ها از مردی اینچنین متنفرند … محبوب در میان مردم و سرسخت و…. براستی بیاییم با هشیاری و سرندادن شعارهای ساختار شکنانه دست و پای حکومت را ببندیم …

  39. طلوع صبح گفت:

    تا پای جان ایستاده ایم …

  40. موسی گفت:

    درورد خدا بر میر حسین موسوی

  41. الهام گفت:

    برای تویی که نوشتی موسوی دودستگی ایجاد کرده!

    دو دستگی رو کسانی ایجاد کردن که جشن پیروزی گرفتن و شال سبز ما رو که برازنده دل و روی سیاهشون نبود خواستند بدزدند همونهایی که ما رو خس و خاشاک صدا کردند و تو رو مردم!
    همونهایی که تو رو بخاطر فریادهات آزاد گذاشتند و ما رو به جرم سکوت کتک زدند و زندان بردند.
    تو خودت از ما جدا شدی هموطن ما که اصراری بر جدایی نداریم.
    همون موقعی که ریخته شدن خون هموطنات رو دیدی و دست افشان بطرف قاتلا رفتی.
    خودت خواستی جدا از ما باشی همون وقتی که ما رو وابسته به بیگانه ها خیال کردی
    و همین حالا که به شوق اعدام هموطنهات تکبیر هم میگی!
    تو خواستی در مقابل ما قرار بگیری و ما از اول هم این رو دوست نداشتیم و امروز هم جز این نیست.

  42. سپهر گفت:

    به قول بزرگی:((طوفانو پشت سر بذار اون سمت ما آبادیِ این زمزمه تو گوشمه فردا پر ازآزادیِ طاقت بیار رفیق دنیا تو مشت ماست طاقت بیار رفیق خورشید پشت ماست)) به امید آزادی که 200 ساله منتظرشیم…….

  43. درود بر عشاق میر بزرگ گفت:

    میر حسینم ای شیر مرد دوران تا آخرین قطره خونم برای آزادی ایرانم میجنگم میجنگم میجنگم
    میجنگم ایرانمو پس میگیرم
    منی که یه پسر 19 ساله ام و واسم اشک ریختن به نوعی سخت ترین کاره دارم از شدت اشک شوق می ترکم
    ولی واسه 22 بیاید با برنامه باشیم و این مصاحبه غرور انگیزه میرو بین هموتنای نا آگاهو فریب خورده سادمون پخش کنیم
    من یه شعار دارم:همه ایرانیم و از نسل سهراب و رستم و سیاوش
    یکی از برو بکس دانشکده فنی تهران مرکز dftm

  44. tthhrr گفت:

    این سخنان دلنشین مرحمی بود بر زخم دلم …..

  45. سبز علی گفت:

    درود بر میر حسین ، خیلی عالی بود آفرین ، صد هزار آفرین جقدر قشنگ گفتی ، فقط موسوی

    لطفا این نظر را چاپ کنید چون شما هم مثل بقیه توانایی شنیدن انتقاد را ندارید. ملت حرف خودش را به کرسی می نشاند

  46. ناشناس گفت:

    az boland hemati mir hosin khejalat mikesham……..

  47. لیلا گفت:

    هشدار به کسانی که بدون فکر و فقط با تعصب از موسوی طرفداری میکنند

    هشدار به کسانی که بدون فکر و فقط با تعصب از موسوی طرفداری میکنند

    بدانید که خیلی از دیکتاتورها دیکتاتور بدنیا نمی آیند و ما مردم دیکتاتور پرور آنها را دیکتاتور میکنیم.

    موسوی باید نقد شود و هر چه میگوید درست نیست و در نهایت باید به نظر مردم گردن نهد.

    در غیر این صورت نیازی به تغییر نیست چون به اندازه کافی دیکتاتور داریم.

    موسوی باید بیاموزد که از طرف مردم صحبت نکند.

    موسوی باید بیاموزد که بدون برگزاری انتخابات آزاد نمیتوان نظر همه مردم را فهمید.

    ……..

    با این شرایط
    حالا میتوان گفت

    یاحسین میرحسین

  48. یک سبز گفت:

    خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت موسوی محافظت بفرما
    رهبرمون میر حسین به لطف خود نگهدار….. آمین

  49. درود خدا بر تو ای میر حسین نازنین . ای عزیز تر از جان جان ناقابلم به فدای تو و راه آزادی
    به امید خدا 22 بهمن امسال کل ایران را سبز می کنیم . بنده که از یکی از روستاهای بابل هستم عزم دارم تا 22 بهمن امسال را به تهران بیایم و در کنار هموطنان سبزم خیبانها را سبز سبز کنم.

  50. پسران سبز میرحسین گفت:

    با سلام خدمت پدر عزيزم ميرحسين.
    خوشحالم که بعد از 26 سال زندگي ،به بزرگي شهيدان ايرانمان پي بردم و و اين را تو آموختي با وقار ومتانت و شجاعتت که همان ويژگيهاي شهيدان ايران اسلامي عزيزمان بود.
    پدر مطمئن باش ما سبزيم همچون جنگل ، مقاوم همچون کوه ، آرام و با وقار همچون دريا ، صبور همچون مولايمان علي و شجاع مانند شهيدان به خون خفته ايران اسلامي عزيز.

    (يکي از پسران سبزت)