سایت خبری تحلیلی کلمهhidden pichidden pichidden pichidden pichidden pic
  • صفحه اصلی
  • » شب های اوین؛نگاه هایی که انتظار می کشند...

شب های اوین؛نگاه هایی که انتظار می کشند

چکیده :چهره ها گاه غمگين و گاه خوشحال هر لحظه تغيير می كند. پسری ازميان آزاد شدگان با صدای بلند در آغوش مادر خود می گريد. همه به دنبال صدا هستند و جمعيت را متاثر می كند. چندنفری می گويند مادرش است در آغوش مادر گريه می...


کلمه: وبلاگ نویسی در وبلاگ خود با نام «آغاز پایان» در دو نوشته به توصیف این شب ها در پشت دیوار زندان اوین پرداخته است. متن این نوشته به شرح زیر است:

هر شب جمعيتی حدود 500 الی 600 نفری جلوی محوطه زندان اوين تجمع می كنند.

نگاه ها از سر شب به دری كوچك در ميان تاريكی اوين است. باز می شود و زندانی آزاد می شود. زندانی از بالای پله ها با شوق با گريه با خوشحالی پايين می دود. خانواده ،دوستان ،آشنايان و هم كلاسی ها زندانی را در آغوش می گيرند.

سيل سوالات است كه زندانی آزاد شده جواب می دهد تا بتواند از تونل خانواده ها عبور كند.

عاشورايی بودی؟ كدام بند بودی؟‌ دختر مرا نديديد؟ پسر مرا نديدی؟ بند 209 با كی ها بودی؟‌

تاساعت 12 شب هر شب حدودا 20 زندانی آزاد می شوند وخانواده ها تاآخرين ساعات شب منتظر می ايستند تا شايد زندانی آن ها هم جز آزاد شده ها باشد.

چهره ها گاه غمگين و گاه خوشحال هر لحظه تغيير می كند. پسری ازميان آزاد شدگان با صدای بلند در آغوش مادر خود می گريد. همه به دنبال صدا هستند و جمعيت را متاثر می كند. چندنفری می گويند مادرش است در آغوش مادر گريه می كند.

خانواده هايی كه فرزندانشان آزاد شده اند در ميان جمعيت شيرينی وشكلات پخش می كنند. مادری شيرينی پخش می كند؛ می گويد امشب تولد پسرم است و اشك از چشمانش جاری می شود. اغلب فاميل دوستان و همسايه ها همراهش به تولد آمده اند. ديگر مادران به او اميد می دهند.

خانمی ميانسال با چادر مشكی به ميان جمعيت می آيد. از همه می خواهد بيانيه ای را كه امروز جلوی دادسرا به اتفاق خانواده ها نوشته اند بقيه هم امضا كنند تا فردا به نزد مسئولين قوه قضاييه ببرند.

خانواده ها تا پاسی از شب با هم گفتگو می كنند. تجربيات خود را با هم در ميان می گذارند، می گريند، گاهی هم می خندند، سردشان می شود، به يكديگر لباس يا پتو امانت می دهند، بچه ها در ماشين ها خوابند، برخی ميانسال ها هم عصا به دست ساعتی می ايستند و لحظاتی در ماشين دوستان استراحت می كنند. عده ای ساندويج و فلاكس چای همراه خود آورده اند. عده ای خوشحال به خانه می روند. در كوچك بالای پله ها بسته می شود و بقيه جمعيت هم دست خالی با اشكی سرد، باز به اميد فردا می روند.

خانواده ها مصمم هستند تا آزادی كليه زندانيان سياسی به تجمع شبانه خويش در محوطه مقابل زندان ادامه دهند. با افزايش جمعيت در روزهای پنجشنبه گذشته و شنبه ده بهمن و مطلع شدن زندانيان از اين وضعيت روحيه همگانی بهتر است. پنجشنبه 80 نفر و شنبه 56 نفر از زندانيان آزاد شدند. آزاد شدگان اغلب جوان هستند ولی پير زنی هشتاد ساله نيز جزء آنان بود كه نفرين خانواده ها را نسبت به بازداشت كنندگان به دنبال داشت. صميميت و دوستی خانواده ها به شكلی است كه به هنگام عدم حضور خانواده ای، ديگران وضعيت فرزندان آنها را از تازه آزاد شده ها جويا می شوند و تلفنی اخبار را منتقل می كنند.

از ساكنين محلات مختلف شهر، از جنوبی ترين نقاط تهران تا كرج وحومه در اين تجمع شبانه به چشم می خورند. بيشتر آزاد شدگان روز شنبه از بند 7 و سنشان 20 تا 30 سال است. جوانان با ريشی انبوه و خنده بر لب از پله ها با سرعت به آغوش خانواده می روند. مادری از سرشوق نقش زمين می شود. مادری فرياد می زند. دختران يكی يكی می آيند. پسر جوان به دوستانش می گويد اين ها خواهرانم هستند، می بينيد. من مديون انها هستم.

می گويد:” دلگرمی ما ، همين حضورشما ها در پشت اين ديوارها بود.”

در ميان جمعيت، جوانانی كه شب های قبل آزاد شده اند نيز ديده می شوند.

با فرياد شوق به استقبال هم بنديان می روند و جويای حال بقيه می شوند:

جوانی می گفت:” دوری مرا طاقت نياورديد بالاخره آمديد؟”

به گفته آنان ‌ فقط در بند 7، سيصد نفر در انتظار آزادی هستند. خانواده ها اميدوارند كه تا قبل از 22 بهمن همگی زندانيان آزادخواهند شد و افزايش مداوم رها شدگان را نشانه آن می دانند.

حضور تعدادی از هنرمندان سينمايی برای جمعيت تحسين برانگيز است.

شعله های آتش كنار ديواره پل، رو به خاموشی می رود و خانواده ها به اين اميد كه فردا شب با دست پر به خانه بروند در واپسين لحظات شب محوطه را ترك می كنند.


6 پاسخ به “شب های اوین؛نگاه هایی که انتظار می کشند”

  1. ناشناس گفت:

    اللهم فک کل اسیر

  2. بهرام گفت:

    واپسین برگ سفرنامه ی باران این است
    که زمین چرکین است «محمدرضا شفیعی کدکنی»

  3. آزاده گفت:

    خدایا به این خانواده ها صبر بده

    یا حسین – میرحسین

  4. امیر گفت:

    به امید آزادی همه زندانیان سیاسی

    به امید پیروزی

    یا حسین میر حسین

  5. مادر یکی از اسیران سبز گفت:

    آیا این اسلامی است که دم از آن میزنند ؟ ………….. به امید آزدای تمام اسیران دربند

  6. ناشناس گفت:

    نوشته ی زیبایی بود!