غیبت اعتراضی ناطق،روحانی وامامی كاشانی در جلسات جامعهروحانیت
چکیده :آیتالله هاشمی رفسنجانی حدود 25 سال است كه در جلسات جامعه روحانیت حضور نمی یابد و علی اكبر ناطق نوری، حسن روحانی و آیت الله امامی كاشانی هم پس از انتخابات ریاست جمهوری در این جلسات غیبت...
کلمه:عضو شورای مركزی جامعه روحانیت مبارز گفت:آقایان ناطق نوری،حسن روحانی و امامی كاشانی بعد از انتخابات در جلسات جامعه روحانیت شركت نمیكنند.
جعفر شجونی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره وضعیت حضور اعضای جامعه روحانیت مبارز در جلسات این تشكل روحانی اظهار داشت: آیتالله هاشمی رفسنجانی حدود 25 سال است كه در جلسات جامعه روحانیت حضور نمی یابد و علی اكبر ناطق نوری، حسن روحانی و آیت الله امامی كاشانی هم پس از انتخابات ریاست جمهوری در این جلسات غیبت دارند.
وی با خاطرنشان ساختن اینكه اعضای شورای مركزی جامعه روحانیت 35 نفر است، افزود: در جلسات معمولا 12، 18 یا 22 نفر اعضاء حضور مییابند كه غیبت سایر افراد معمولا بدلیل بیماری، ترافیك و مشغله های كاری است.
لازم به ذكر است آیت الله امامی كاشانی، فقیه برجسته و معتدلی است كه تا چند سال قبل دبیری جامعه روحانیت را برعهده داشت.














با سلام
لطفا تمام سبز اندیشان توجه کنند
متن زیر حقایق امروز میباشد
لطفا تا انتها مطالعه شود تا بغی و محاربه از نظر حضرت محمد برای ما آشکار شود
و کسانی که ما معترضان به جریان مشکوک و ضد ملی را باغی(خوارج و معترضان به امام عادل) میخوانند رو سیاه شوند
احمد خاتمی و جنتی در نماز جمعه:چه کسی مردم را کشت (خطاب به سران اصلاحات) قتل اینها را گردن بگیرید . کسی که مردم را به خیابان بکشاند مسبب قتل ها میباشد و هر اتفاقی بیفتد کاندید های معترض باید گردن بگیرند.
آقای سید احمد خاتمی کدام بغی!!!!!!؟
——————————————————————————————————————————————————–
“””شـهـادت عـمـّار ضـربه سهمگين و تزلزل آورى بر سپاه معاويه وارد كرد و بسيارى از آنان را به ترديد و دودلى انداخت زيرا آنها بارها شنيده كه پيامبر اكرم (ص ) فرموده است: (( تقتله الفئة الباغية )) گروه ستمکار و اهل بغى, او را مى کشند”””
“””””معاويه براى پوشش شهادت عمار و اين فضاحت آشكار در ميان سپاه خود شايع نمود عمّار را على كشته است زيرا عمّار به دستور على به جنگ شاميان آمده است. و به دست شاميان كشته شده است پس قاتل او على (ع) است “”””””””
——————————————————————————————————————————————————–
عمار یاسر کیست؟
یاسر, پدر عمّار, اهل یمن بود. همراه دو برادرش به مکه آمدند و مقیم آن شهر شدند. یاسر سال ها بعد با سمیّه ازدواج کرد و عمّار, ثمره این ازدواج بود.1
پس از بعثت پیامبر خدا, یاسر و سمیّه از پیشگامان پذیرش اسلام بودند و در آن دوران سخت در مکه, شدیدترین شکنجه ها را به خاطر توحید و مسلمانى تحمل کردند و سرانجام زیر شکنجه هاى طاقت فرساى مشرکان قریش شهید شدند.
عمار, فرزند جوان این دو قهرمان شهید, با قلبى مالامال از عشق به اسلام و حضرت محمد(ص) آن دوران سخت را پشت سر گذاشت و همراه اولین گروه از مسلمانان که به سرپرستى جعفر بن ابى طالب به حبشه هجرت کردند, به آن دیار رفت و پس از هجرت رسول خدا(ص) به مدینه, به آن حضرت پیوست و همه توان خود را در خدمت به اسلام و قرآن و در رکاب پیامبر اسلام به کار گرفت.2
حضرت محمد(ص) درباره او فرمود: سراپاى عمار را ایمان پر کرده, و ایمان با گوشت و خونش آمیخته است.3 ستایش هاى فراوان پیامبر خدا از عمار یاسر, از او چهره اى دوست داشتنى, الگوى ایمان, اسوه حق و تجسّم ارزش هاى قرآنى ساخته است و این سخن آن حضرت که: عمار, یکى از چهار نفرى است که بهشت, مشتاق آنان است,4 یکى از این گونه سخنان ستایش آمیز است.
عمار یاسر, به عنوان سربازى شجاع و با ایمان در رکاب پیامبر خدا(ص) حضور داشت و در جنگ هاى متعدد, با جان فشانى خود ایمان راستین خویش را نشان مى داد. در جنگ خندق, در حفر خندق پیرامون مدینه براى جلوگیرى از نفوذ دشمن, از فعال ترین نیروهاى مسلمان بود که مورد ستایش پیامبر نیز قرار گرفت.
پس از رحلت پیامبر, عمار همچنان در راه دفاع از حق و ولایت و اهل بیت, استوار ماند و دچار انحرافات سیاسى یا دنیاطلبى هاى شیطانى و جاه طلبى نگشت و چون شاهد نادیده گرفته شدن توصیه هاى روشن رسول خدا درباره اهل بیت و امیرالمؤمنین(علیه السلام) بود, در راه دین و حمایت از على(علیه السلام) مصمّم تر شد و هرگز از آن جدا نشد.
وى از افراد گروه (شُرطة الخمیس) در زمان على(علیه السلام) بود; یعنى آنان که براى فداکارى در راه دین و حمایت از رهبرى امام و اطاعت از همه فرمان هاى او, شرط و پیمان جان با آن حضرت بسته بودند. پیامبر(ص) و على(علیه السلام) هم به آنان وعده بهشت داده بود.5
عمار همان گونه که در طول حیات پیامبر خدا, مؤمنى جان بر کف و مدافع اسلام بود, در دوران امامت على(علیه السلام) نیز شیعه اى مخلص و استوار بود و در رکاب وى با متجاوزان و پیمان شکنان جنگید.
وى در زمان خلیفه دوم, مدتى امارت و ولایت کوفه را عهده دار بود و در زمانِ مسئولیتش در این شهر, همچنان روحیه تواضع و اخلاص و ساده زیستى را حفظ کرد و کوشید تا از عدل و حق فاصله نگیرد. همین شیوه بر عده اى سنگین آمد و زمینه برکنارى او را فراهم آوردند. پس از آن وى دوباره به مدینه برگشت و در کنار على(علیه السلام) ماند و از دانش و کمالات او بهره گرفت.
عمار یاسر, در سنگر نهى از منکر, تلاشى چشمگیر داشت و در دوره خلیفه سوم نسبت به سوءاستفاده هاى وابستگان خلیفه از بیت المال انتقاد و اعتراض مى کرد و به خاطر همین رفتارش مورد خشم دولتمردان قرار گرفت و آزارش دادند, چون حریف زبان صریح و حق گو و انتقادگر وى از انحرافات و خطاها نبودند.
عمار, معیار حق بود. رسول خدا(ص) فرموده بود: عمار با حق است و از آن جدا نمى شود. از این رو در بروز فتنه ها وقتى کار بر مردم مشتبه مى شد, نگاه مى کردند عمار در کدام طرف است, همان جبهه را جبهه حق مى دانستند. در نبرد صفّین نیز, وجود عمار در میان لشکریان امیرالمؤمنین(علیه السلام) دلیلى بود بر اینکه این سو حق, و جبهه مقابل, باطل و ستمگر است.
عمار در دوران خلافت على(علیه السلام) سالخورده بود, اما جواندل, با نشاط و پر تلاش بود. وى در دوران حکومت علوى, رئیس نیروهاى انتظامى در مدینه شد. پس از فتنه گرى هاى معاویه در شام و پیمان شکنى طلحه و زبیر و بروز زمینه هاى جنگ جمل و صفین, وى به همراهى امام حسن مجتبى(علیه السلام) مأمور تجهیز نیرو از شهر کوفه شدند.
در نبرد صفین, حماسه آفرینى هاى عمار در دفاع از جبهه حق و رسوا کردن نیروهاى باطل بسیار چشمگیر بود. او در میدان نبرد, خطبه هاى شورانگیز مى خواند و رزمندگان را به پیکار بى امان با متجاوزان و پیمان شکنان دعوت مى کرد. خطابه هاى روشنگر او, به سپاه حق بصیرت بیشترى مى داد. وقتى چشم او به پرچم عمروعاص افتاد, گفت: به خدا قسم, ما با این پرچم تاکنون سه بار جنگیده ایم و اینان در این جنگ هم هدایت شده نیستند و در همان کفر سابق به سر مى برند.6
در گرماگرم نبرد صفین, عمار یاسر, شهادت طلبانه و با اشتیاق به میدان رفت, در حالى که چنین رجز مى خواند:
امروز, دوستان را, محمد و حزب او را دیدار مى کنم.
و پس از نبردى دلاورانه سرانجام به شهادت رسید.
شهادت عمار یاسر, گرچه در حضرت امیر و یارانش شدیداً اثر گذاشت و آنان را غمگین ساخت, ولى در تزلزل روحیه سپاه شام و رسوا نمودن معاویه هم بسیار مؤثر بود. چون رسول خدا(ص) بارها درباره او فرموده بود: گروه ستمکار و اهل بغى, او را مى کشند.
و ثابت شد که این گروه, همان سپاه شام اند که به فرمان معاویه به جنگ با على(علیه السلام) آمده اند.
عمار یاسر, این شیرمرد شجاع, در 94سالگى به آستان پروردگارش عروج کرد و خطى از حماسه و ایمان و ولایت را براى همیشه, پیش روى رهروان حق باز کرد.
سخن معاویه درباره او, به عنوان اعتراف دشمن, جایگاه والاى او را نشان مى دهد. روزى که مالک اشتر با دسیسه معاویه در راه عزیمت به مصر شهید شد,معاویه پس از شنیدن این خبر گفت:
على بن ابى طالب دو دست داشت: یکى از آنها در جنگ صفین بریده شد و آن عمار یاسر بود; دست دیگرش امروز جدا گردید و آن مالک اشتر بود.7
باشد که ایمان و صبر و شجاعت عمار و حرکتش بر مدار و محور حق و ولایت, الگوى همه رهروان راه حق و عدالت باشد.
——————————————————————————————————————
پى نوشت ها:
1ـ مامقانى, تنقیح المقال, ج2, ص320.
2ـ اعیان الشیعه, ج8, ص373.
3ـ همان.
4ـ اختصاص, ص12.
5 ـ همان, ص3.
6 ـ همان, ص14; اعیان الشیعه, ج8, ص374.
7ـ اختصاص, ص81.
در پاسخ با استقلال آزادی جمهوری اسلامی:
از متن به جا و مفیدتون ممنون
همانا سعادت همگی در اسلام است.
موسوی زنده باد /اسلام پاینده باد
با سپاس فراوان از استقلال آزادی جمهوری اسلامی