برای تاریخ و به یاد یاران
چکیده :چند روزی از انتخابات گذشته بود. مهندس را اندیشناک دیدم. پرسیدم، گفت: “هرگاه حقیقت غیر آن باشد که می دانیم، فورا به مردم اعلام خواهم کرد و باکی از آبروی خود ندارم. حتی اگر می دانستم که مسئولان امر تا این اندازه و با این میزان هزینه، به کاندیدای دیگر علاقه دارند، فکر دیگری می کردم”. می گفت: “اگر به راهپیمایی می رفتم برای آن بود که در کنار مردمی باشم که تقاضایی جز مطالبه ی مسالمت آمیز حق خود ندارند. بیم دارم که بر آنان بسیار سخت بگیرند. نمی توانم اینجا بنشینم و آنان را تنها رها کنم. شاید حضور ما تندخویان را به ملاحظه وادار...
کلمه: ابوالفضل فاتح رئیس کمیته رسانه و تبلیغات ستاد انتخاباتی موسوی در انتخابات دوره دهم در یادداشتی با اشاره به بازداشت های بعد از عاشورا و دستگیری حلقه اول یاران مهندس میرحسین موسوی نوشته است:شاید بسیاری از مردم حلقه ی نخست مهندس را نشناسند. باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی ، فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند.
به گزارش «کلمه»، او سپس با بررسی اوضاع کشور بعد از انتخابات دیدگاه خود را درباره بیانیه هفدهم مهندس موسوی نوشته است.
متن کامل این یادداشت که در اختیارسایت کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
برای تاریخ
آنگاه که نادرشاه بر سریر قدرت نشست، در تصورش نمی گنجید که روزی کار به جایی خواهد رسید که دستور خواهد داد تا چشمان فرزندش را از حدقه بیرون آورند. روزی که امیر کبیر به صدر اعظمی برگزیده شد، در مخیله ناصر الدین شاه نبود که به دستور او امیر را به قتل خواهند رساند. تاریخ ما پر است از صحنه های حیرت انگیزی که سعایت پیشگان و تملق پیشگان دربار پدید آورده اند. و این منحصر به دربار نبوده که گاه گریبان حلقه های روشنفکران و بیوت علما را نیز گرفته است. کسانی بوده اند که سعایت این و آن را نزد مراجع و علما برده تا شاید رقیبی را از میدان به در برده یا آتش کین و حسدی را فرو نشانند. اما هنر تاریخ آن است که وقتی از رخدادها فاصله گرفته و غبارها فرو می نشیند، حقایق را برملا خواهد کرد.
اگر مردم دوران امیر کبیر برای مدتی به دلیل تبلیغات حکومت تصور می کردند که امیر به مرگ طبیعی از دنیا رفته،امروز احدی نیست که نداند حقیقت چه بوده است و شرم نثار چه کسانی است. اگر با امیر چنان شد، اگر با میرزای جنگلی، اسد آبادی، فضل الله، مدرس، مصدق و کاشانی و نواب و شریعتی چنان رفت، همه و همه از سوی جریانات و کسانی بود که ملت ما علیه آنان انقلاب کرد. افسوس بزرگ آنگاه خواهد بود که در نظام جمهوری اسلامی با بزرگان و عزیزان چنان رود که سنت پیشینیان بوده است.
شاید بسیاری از مردم حلقه ی نخست مهندس را نشناسند. باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی و فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند. همراهی آنان با میرحسین نه به ایام انتخابات که به سالهای دوری بر می گردد که هیچکدام بازگشت مهندس به عرصه ی انتخابات را چندان محتمل نمی دانستند.
اگر روزی مباحث این عزیزان در محضر مهندس علنی شود، همه خواهند دید که چه دلهای بی قرار خدمت به کشور و انقلاب و چه سرمایه های بزرگی حلقه ی نخست و پاک مهندس بوده اند. آنها نه حلقه ی تملق و دروغ و نه حلقه ی طمع و تطمیع و نه حلقه ی خشونت و تهدید و نه حلقه ی دروغ و تفسیق و نه حلقه ی نیرنگ و تزویر که حلقه ی شرف و صداقت، تقوا و فضیلت و انسانیت و مروت بوده اند. مردمانی به غایت خودساخته و رشید. آنان نظام را به ارزشها و کارکردش پایدار می دانستند و همت خود را مصروف آن کرده بودند نه آنکه نظام و آبروی دین را مصروف خود.
طرفه آن که امروز همگی به قهر قدرت، باران تهمت و گوشه ی زندان را تجربه می کنند. البته افسوس بزرگتر، ظلمی است که به مردم منتقد کوچه و خیابان و این عزیزان و شخصیت هایی چون مهندس و خاتمی و سیدحسن و هاشمی و کروبی و صانعی و …می شود و جانکاهتر آنکه این نه در دوران تباه قاجار و پهلوی که در دوران انقلاب عزیزمان و به نام نظام عزیزی صورت می گیرد که به بهای صدها هزار شهید برای برهم ریختن این سنت های غلط پایه گذاری شده است.
به بسیاری از مدعیان باید حق داد که متمسک به شعارهای اسلامی و انقلابی باشند، چرا که در غیر این صورت متاعی برای عرضه به مردم ندارند؛ نه سابقه ای نه لاحقه ای نه عملکرد افتخار آمیزی و نه علم و هنر و حتی ادبی،اما آنان حق ندارند یک انقلاب را از گذشته و هویت و موسسانش جدا کنند.
آنان برای نیل به ترفند خود که همانا مصادره ی انقلاب و نظامی است که در آن سهم نداشته اند، جمهوریت و اسلامیت را توامان نشانه رفته، قانون اساسی را تحریف و با ایجاد دورهای به ظاهر قانونی، مردم را دور زدند. شهیدان بزرگی چون بهشتی و مطهری و حتی امام عظیم الشان را از تربیت فرزندان و اهل بیت و شناخت نزدیکان و همکاران عاجز معرفی کردند و حتی از جماران نگذشتند و عزم موسسه یا همان فدک اهل بیت امام و انقلاب را کردند. و اینک چنان از خویشتن غره اند که پا به وادی پیامبران الهی گذاشته و نستجیربالله آنان را نیز از طعن خود بی نصیب نساخته اند.
انشاء الله ده سال دیگر روشن خواهد شد که اینان کیستند و که بودند و در مقابل دلسوزان واقعی کشور چه سودایی در دل و سر داشته اند. روزی به آقای مهندس موسوی عرض کردم که کشور ما از ماجرای دکتر مصدق و آیت الله کاشانی صرف نظر از آنکه حق به چه میزان و با که بود، بهره ی چندانی نبرد جز آنکه دیکتاتوری شاه سالهای بیشتری بر کشور سایه انداخت. این نگرانی هست که ماجرای شما و حضرت آیت الله خامنه ای نیز تکرار تاریخ شود و در پی آن دشواری ها افزونتر شود. گفت: “من همه ی تلاشم را کرده و می کنم که چنین نشود و هر قدم مثبتی را پاسخ خواهم داد”.
چند روزی از انتخابات گذشته بود. مهندس را اندیشناک دیدم. پرسیدم، گفت: “هرگاه حقیقت غیر آن باشد که می دانیم، فورا به مردم اعلام خواهم کرد و باکی از آبروی خود ندارم. حتی اگر می دانستم که مسئولان امر تا این اندازه و با این میزان هزینه، به کاندیدای دیگر علاقه دارند، فکر دیگری می کردم”. می گفت: “اگر به راهپیمایی می رفتم برای آن بود که در کنار مردمی باشم که تقاضایی جز مطالبه ی مسالمت آمیز حق خود ندارند. بیم دارم که بر آنان بسیار سخت بگیرند. نمی توانم اینجا بنشینم و آنان را تنها رها کنم. شاید حضور ما تندخویان را به ملاحظه وادار کند”.
پس از حوادث چند روز نخست پس از انتخابات و دستگیریها و برخوردها و خشونت های حیرت انگیز می گفت:”اگر چنین پیش برود، آینده آبستن تلاطم و بحرانهای سنگین و بسیاری است. جوانان این نسل متفاوتند. اگر بی تدبیری ها و بی مسئولیتی ها ادامه یابد، در آینده بسیاری به دست اندرکاران امروز اعتماد نخواهند کرد.اگر برای ما نیزآبرویی مانده باشد شاید بتوانیم به نفع امام وانقلاب و مردم و در عبور از دشواری های آن روز کمک کنیم. در غیر این صورت بیم است کعه از همه عبور کنند و این نگرانی بسیار بزرگی است”.
آری این شانس بزرگ انقلاب و نظام ماست که رهبران منتفدانش شخصیت هایی چون موسوی و خاتمی و کروبی اند. شخصیت هایی که دست آخر هر بحران و رخدادی را هر چند بزرگ به نفع انقلاب اسلامی و مردم فیصله می دهند. و افسوس که کسانی به خیال خود و چه بسا به عمد و توطئه می خواهند نعمت بزرگ این مصلحان را از مردم و کشور سلب کنند و آن روز چه بسا اوضاع به دست کسانی همچون خودشان بیافتد که هر چه هزینه ها بیشتر شود، خوشحال تر خواهند بود و بیمی از هزینه های تحمیلی به مردم نخواهند داشت.
به یاد دارم پس از شهادت سید علی موسوی می گفت: “دل من برای انقلاب، مردم و جمهوری اسلامی می سوزد که گرفتار این همه بی تدبیری، دروغ و ظلم شده است. به جای شنیدن صدای مردم و پاسخ منطقی و قانونمند به آنان تعدی می شود. برای خودم آبرویی قائل نیستم. از من می خواهند که مرزبندی هایم را روشن کنم؛ چیزی که بر همگان روشن است. ما را چه به بیگانه ما را چه به معاندان، ما را چه به ساختارشکنی؟ انشاء الله روزی ابعاد توطئه هایی نظیر پاره کردن تصویر حضرت امام و برخی وقایع تلخ عاشورا و ترور و قتل مردم بی دفاع آشکار خواهد شد. بگذار هرچه می خواهند بگویند و بکنند. ما را وابسته و بی دین معرفی کنند،اما خدایی هم هست.آنچه بود و هست سرمایه ای از امام و انقلاب است و فدای آن خواهد شد، ما چیزی نمی خواهیم جز آنچه برای آن انقلاب کرده ایم و این نظام برای تحقق آن بنا شده. راه درست برای تصمیم گیرندگان توجه به حقوق مردم و وفاداری به ارزشهای بنیادی اسلام و انقلاب است نه اتهام افکنی و خشونت و دستگیری و تک صدایی”.
این کجا و دروغ های رسانه های دروغ کجا. انشاء ا…روزی خواهد رسید که یکایک خبرها و اظهار نظرها در پیشگاه تاریخ مورد مداقه خواهد بود و آن روز بانیان تو لید انبوه دروغ که تا مرز انگلیسی و آمریکایی و اسرائیلی خواندن مهندس و متهم ساختن او به ترور مشکوک و ناجوانمردانه ی خواهر زاده اش پیش رفتند، رسوا و شرمسار خواهند شد.
با آنکه بسیاری از اعتراضات خودجوش بود، همواره همگان را به پرهیز از خشونت و مراقبت از افتادن در دام آشوب دعوت کردند و در هفده بیانیه ی خود ادب حضور و انتقاد سیاسی را به همگان آموختند و به شدت مراقب سطح مطالبات بودند. همه ی امکان ارتباطی و تشکیلاتی اش با مردم را قطع کردند تا صدایش به درستی شنیده نشود و آنگاه اگر در گوشه و کنار داخل یا خارج با نماد سبز یا به نام سبز موضعی گرفته شد یا عملی انجام شد همه را به نام او نوشتند، حال آنکه در مقابل با همه ی تشکیلات عریض و طویل، خود را از آنچه به نامشان و با لباسشان در خیابان یا زندان بر خلاف قانون و اخلاق و بر علیه مردم انجام می شد، مبرا می دانستند و مسولیتی متقبل نمی شدند و یک سره همه چیز را تکذیب می کردند.
با آنکه حلقه ی نخست مهندس افرادی شناخته شده و جریان اصیل سبز مواضع روشن و مشخصی دارد و مهندس دیدگا ههای خود را از طریق بیانیه های رسمی بیان می کند، هر آنچه که در داخل و خارج از سوی هر کس و با هر انگیزه ای بیان می شود، به ناحق منتسب به ایشان می کنند و سپس می خواهند مهندس در برابر هر یک موضع بگیرد با آنکه می دانند نسبتی با مهندس ندارد. حال آن که از صبح تا شام،این سو و آن سو به نام دفاع از دولت و ولایت و حتی اسلام، بی شمار عمل ناصواب صورت می گیرد و کسی هم به خود زحمت تایید و تکذیب نمی دهد که بماند بسیاری را هم تحت حمایت و پوشش قرار می دهند.
درایام انتخابات و بعد از آن علیرغم مضایق رسانه ای، ایشان و ستاد با هیچ مقام خارجی یا رسانه ی فارسی زبان بیگانه گفت و گو نکردند و بر عکس دیگران، هرگز پیغام و پسغامی نیز به دول خارجی نفرستادند که اگر طی انتخابات دولت را در اختیار بگیرند چه خواهند کرد، اما فتنه گرانی بودند که فتنه گری می کردند و به دروغ چهره ی دیگری از مهندس معرفی می کردند. چه صحنه ها و سایت ها از جمله سایت “انتخاب دهم” که خودشان راه نیانداختند و چه مطالب که خودشان منتشر نکردند و چه شعارها که خودشان سر ندادند و یا نسبت ندادند. کیست که نداند شعار “جمهوری ایرانی” و “نه غزه نه لبنان” و “توهین به اصل ولایت فقیه یا رهبری” ربطی به مهندس نداشت.
به عنوان نمونه دیگر یادم هست که مصاحبه ای ساختگی از رییس ستاد آقای دکتر بهزادیان منتشر کردند که گفته است میلیارد ها از این و آن بودجه دریافت کرده، حال آن که کل بودجه ی ستاد به چهار میلیارد تومان نرسید، بودجه ای که در برابر هزینه های رسمی و غیر رسمی رقیب ارزنی هم محسوب نمی شد. یا یادم هست که مهندس از معدود مصاحبه با رسانه های غیر فارسی زبان خارجی، چند روز به انتخابات مصاحبه ی کوتاهی با تایمز لندن داشتند. هنوز که هنوز هست، خط و ربط تایمز در انتخابات ایران برایم روشن نیست. آنها همچون سی ان ان ارتباط وثیقی با ستاد کاندیدای رقیب داشتند.
به هر حال در این مصاحبه ظاهرا نقل قولی به مهندس نسبت داده شده بود که ایشان گفته، قدرت رهبری پس از انتخابات با ادامه ی حضور مردم در خیابان مهار خواهد شد. آن را مستمسکی قرار دادند که بگویند ما برای بعد از انتخابات برنامه ای داشته ایم. بعدا نیز این مصاحبه گویا به نظر رهبری معظم انقلاب رسیده بود. یکی دو روز بعد از انتخابات آقای مرندی با من تماس گرفتند و پرسیدند. گفتم چگونه شما باور می کنید که مهندس موسوی چنین بگوید. حتی اگر کسی بخواهد چنین بکند عقل سیاسی اش حکم می کند که چنین نگوید. در همان فضای شلوغ بعد از انتخابات حضوری نیز از آقای مهندس پرسیدم. قویا تکذیب کرد و گفت من را که می شناسی. چرا باید چنین بگویم.
می خواهم بگویم همواره کسانی بودند و هستند که بخواهند شکاف ها و بد بینی هایی را دامن بزنند و راه را برای اهداف شوم و استیلا طلبانه ی خود باز نمایند. کسی برنامه ای برای بعد از انتخابات نداشت و ما خود را پیروز طبیعی انتخابات می دانستیم، اما هر روز می شنیدیم که قرار است پس از انتخابات چنین شود و چنان شود و امروز می بینیم که احکام برخی دستگیری ها قبل از انتخابات صادر شده بود.
باز هم می گویم ما به اندازه ی بعضی با هوش نبودیم که تا اینجای مسئله را ببینیم، چرا که در آن مشارکتی نداشتیم. آنها نیاز داشتند برای جا انداختن اقدامات خطرناک و تحلیل معیوب خود، شخصیت های موثری را دستگیر کنند تا امکان مدیریت فضا کم شود و سپس صحنه هایی یا اعترافاتی را بسازند و یا آنچنان بر برخی مردم سخت بگیرند که سطح مطالبات بالا رود، شعاری بدهند و یا اقدامی بکنند.
حتی از این که احیانا پای معاندی باز شود، ذوق زده شوند که هان دیدید نگفتیم، این همان چیزی است که شما به دنبال آن هستید. و سپس این همه را سند کنند که آری کودتای مخملی در بین بوده و تصمیم بر براندازی ولایت فقیه و جمهوری اسلامی آن هم توسط موسسان آن، عجبا. آری ظلم به نظام ناصواب است، امااین صحنه سازی ها و این خشونت ها و رفتارها و سوء استفاده از قانون، ظلم به مردم و نظام بود نه انتقادها و دلسوزی های شخصیت هایی چون مهندس موسوی. اگر چنان ناجوانمردانه همه چیز و همه کس را نمی پاشاندند، کمترین ناهنجاری در این سو رخ نمی داد کما اینکه در تمام ایام منتهی به انتخابات، صبح تا شام مردم به خیابان ها آمدند و آب از آب تکان نخورد. اما خودشان با آن همه امکانات در این چند ماه به اندازه ی بیست سال اشتباه یا ظلم کردند و بدترین چهره از جمهوری اسلامی را معرفی کردند و یک بار هم یک سوزن به خودشان نزدند.
اوج دلسوزی شخصیت هایی چون مهندس موسوی برای کشور و انقلاب و مردم آنجا هویدا می شود که وقتی می بینند برای باز کردن معبری باید آبروی خود را هزینه کنند، دریغی به میان نمی آورند. پس از صدور بیانیه تاریخی،بزرگ و مصلحانه ی هفدهم که انشاء الله برکاتش روز به روز آشکارتر خواهد شد، می گفت “باید کاری می کردم، این کمترین خواسته هایی بود که می توانستم برای خروج کشوراز بحران بیان کنم. امیدوارم درک شود”. گفتم با خدا معامله کردید، گفت “من کسی نیستم، هیچکس. اما امیدوارم خداوند در این خیر و مصلحت مردم و کشور و نظام را قرار دهد. من دلم روشن است به یاری خدا”.
گرچه مهندس در قلوب مردم جای دارد، یکی از مظلوم ترین و تنهاترین مردان انقلاب است. یارانش را گرفته، تشکیلاتش را منهدم،ارتباطاتش را قطع و به هر تهمتی او را رانده اند. اگر صدایش را بشنوی تغییری در آن نمی بینی، جز همان صدای نجیب و امیدوار و آرام که نگران کشور است. او برای خود چیزی نمی خواهد و تنها به مردم می اندیشد. او می گوید: “مردم ما مردمان بسیار خوبی اند. با آنان شفقت کنید. بسیاری از امور بهبود خواهد یافت”. انشاء الله در گذر زمان حقایق به تدریج آشکار خواهد شد. چه سانسور و متهمش کنند و چه تحریفش، او سیمای صداقت و نجابت و شرف است و در پهنه ی تاریخ ما به عنوان مصلحی بزرگ و تعیین کننده، پایدار خواهد ماند. حیف است که چنین نسل کشی سیاسی و چنین مهمانکشی هایی به نام نظام جمهوری اسلامی ثبت شود و آنچه با نخست وزیر امام و روسای جمهور بعد و موسسان انقلاب و مردم منتقد رفته است، قصه ی تاریخ شود و سنت های غلط گذشته را تداعی کند. و همینطور حیف است که آبروی مدیریت انقلاب، گرو افراطی گری حلقه هایی شود که جز شرم نمی آفرینند.
امام عظیم الشان، قانون اساسی و نظامی بی آلترناتیو را برای این ملت بزرگ معماری کرد. لذا با وجود انتقادهای وسیع و بعضا جدی تر به نحوه ی اجرای قانون اساسی و مدیریت کشور، هیچ عاقلی دل به نظام دیگری که مورد علاقه ی بیگانگان و غیر موحدان باشد نخواهد بست. اما روشن است که فاصله از مبنای مردمی و آزادیخواه انقلاب اسلامی و بستن باب اصلاح، سرنوشت همین نظام بی آلترناتیو را خدای ناکرده با سعودی ها و عثمانی ها بیوند خواهد زد. مگر تاریخ حکومت های پس از پیامبر اعظم (ص) جز دوره های کوتاهی جز این بوده است؟
ترور های ناجوانمردانه و حساب شده ی اخیر در تداوم ترور معنوی شخصیت های ریشه دار به همراه شکاف آفرینیِ هدفمند و پروژه ای در سطوح تعیین کننده و تاثیرگذار، شرایط خطیری را یادآور می شود. نفوذی عمیق و خطرناک صورت پذیرفته است. تا فرصت هست، تا هنوز الفتی هست، تا نسل نخست انقلاب هست، تا هنوز احتمال اجماعی هست، تا خاطره ی همنشینی با امام هست، تا بزرگان و مراجع عظام هستند، تا رهبری انقلاب هستند، تا مهندس موسوی هست، تا خاتمی و کروبی و هاشمی هستند باید فکری کرد. در غیر این صورت، خدای ناکرده حسرت غفلت از امروز بر جای خواهد ماند.














خداوند هميشه دروغگويان و ظالمان را رسوا ميكند
به اميد روزگاري بهتر و درسايه حق تعالي
به اميد روزگار ي سبز
به اميد مملكتي سبز آباد
درود بر جنبش سبز
درود بر مهندس موسوي
درود بر خاتمي
درود بر كروبي
درود بر شهيدان جنبش سبز
ای مرد خدا هر روز که می گذرد و هیچ نمی گویی بیشتر دل ما را آتش میزنی .
صبر کن صبر کن و صبر تا خداوند شیرینی و حلاوت عشقش را به تو بیشتر نمایان سازد.
مردانگی جلوی مردی و خضوع تو کم می آورد
یا حسین ……..میرحسین
پدر بزرگوارم ميرحسين جان
در ركاب امام زمان (ع) كفن پوش، آماده شهادتيم.
اقای موسوی بخواند نیازی به گذاشتن این کامنت در سایت نیست هرچند چنین کاری از شما بظاهر بیطرف بعید است .
آقای مهندس موسوی عزیز نظر محترم شما را به چند نکته جلب میکنم خواهشا این نکات را با دقت بخوانید :
1- اینکه نامزد رقیب شما از رفتارهای نامناسبی جهت اخذ رای بیشتر استفاده کرد درست ولی ایا شما با سخنرانی های متعدد چهره رئیس جمهور نهم را تخریب نکردید و ایا این انصاف بود چرا خود را منزه میدانید چرا به شعور من که یکی از این مردم هستم وپیگیر همه مسائل انتخابات دهم بودم توهین میکنید .
2- شما نگران ایران هستید !!! ایا اگر این حضور 40 میلیونی بدون این حوادث اتفاق می افتاد ایران عزتمند تر نبود بخدا قسم ایرانی که قبل از انتخابات داشتیم در سطح جهان بسیار قدرتمند تر بود ونگوئید که شما باعثش نبودید مگر نه اینکه امریکا به پای ایران افتاده بود و از کشور ما درخاست رابطه میکرد اقای موسوی یکی از بارزترین مشخصات اقای احمدینژاد باج ندادن به استکبار بود و این را ما در این چهار سال دیدیم و شما چه بی انصاف انرا یکی ازنقاط ضعف دولت نامیدید .
3- اقای موسوی شما کی حتی یکبار در برابر شعارهای “جمهوری ایرانی” و “نه غزه …” و “مرگ بر اصل ….” موضع گیری کردید مگر در این اواخر ودر پاسخ به سئوال یکی از فقها و حقیقتا آیا عدم موضع گیری شما بعلت ترس از ریزش طرفدارانتون نبود و البته اگر جوابتون منفی است بدیده منت میپذیرم .
4- اقای مهندس عزیز واقعا ما باید ” دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس ”
4-1- پیروی از امام ( که به اقای منتظری فرمود در مسائل سیاسی دخالت نکنید ) یا درخواست شما از اقای منتظری مرحوم برای دادن راهکار .
4-2-تاکید شما بر اجرای دقیق قانون یا رفتارهای غیر قانونی متعدد شما از جمله تهمت بدون دلیل تقلب و عدم پیگیری خاستهای خود از مراحل قانونی
برادر عزیز محمدهادی
با اجازه شما ، من بعنوان یک دوستدار مهندس موسوی عرضی داشتم.
1)لطفن شما دلیل دروغ بودن ادعای ما – اینکه رأی اکثریت ملت ، آنی نبود که اعلام شد- را بفرمایید. چون ظاهرن بقیه صحبتهای شما بر پایه دروغ دانستن ادعای ماست.
2)در 20 سال بعد از رحلت امام شما چندبار مهندس موسوی را در سیمای جمهوری اسلامی دیده اید؟ (بجز چند هفته پیش از انتخابات)
میخواهم بدانم شما چقدر امکانات برای میرحسین موسوی متصور هستید ؟
با سلام چرا تنها باشد مگر امثال من کم پیدا می شود من یک فرد بسیجی بودم بخاطر مهندس تلاش کردم قسمت خودم به اعتدال برسد دارم طرحهایی برای اینده کشور می ریزم یک سال دیگر مدرک مهندسیم را می گیرم تلاش می کنم عین موسوی شوم قبلا فکر میکردم چرا ما زمان امام نبودیم که به امام خدمت کنیم عشق بورزیم این عشق ما الان به تو است مهندس به خدا قسم می خورم در نماز شبهایم دعایت کنم عشق ما به تو رنگ عشق ملت به امام را دارد. کسی که خداوند بخواهد ابرویش خفظ شود هیچ کسی نمی تواند ابرویش را ببرد
آقای مهندس موسوی
در قلب های ما جای داری. ذره ای از ارادتمان نسبت به تو کم نشده است.
مردان خدا پرده ي پندار دريدند
يعني همه جا غير خدا يار نديدند
هر دست که دادند همان دست گرفتند
هر نکته که گفتند همان نکته شنيدند
يک طايفه را بهر مکافات سرشتند
يک سلسله را بهر ملاقات گزيدند
جمعي به در پير خرابات خرابند
قومي به بر شيخ مناجات مريدند
يک فرقه به عشرت در کاشانه گشادند
يک زمره به حسرت سر انگشت گزيدند
يک جمع نکوشيده رسيدند به مقصد
يک قوم دويدند و به مقصد نرسيدند
فرياد که در رهگذر آدم خاکي
بس دانه فشاندند و بسي دام تنيدند
همت طلب از باطن پيران سحرخيز
زيرا که يکي را ز دو عالم طلبيدند
زنهار مزن دست به دامان گروهي
کز حق ببريدند و به باطل گرويدند
چون خلق در آيند به بازار حقيقت
ترسم نفروشند متاعي که خريدند
مرغان نظرباز سبک سير فروغي
از دامگه خاک بر افلاک پريدند
با انقلاب چه کردید شما اقای موسوی واقای احمدی نزاد حتما پاسخ خدا را اماده دارید.
22 بهمن امسال تعیین کنندهی سرنوشت اصلاحات
یادمان باشد که موسوی به خاطر این شعار ما در روز 25 خرداد که می گفتیم میر حسین رای ما رو پس بگیر همه ی این توهین ها وحرمت شکنی ها وبدبختی هاو …رو به جون خرید .تنهایش نگذاریم.به همه ی اونهایی که 25خرداد اومده بودن واجبه که 22بهمن هم بیان.ا 22پیش بینی میشه که 22بهمن امسال همچون 22بهمن سال 57 خواهد باشد در راستای همون اهدف:استقلال آزادی جمهوری اسلامی
شاید وقتش رسید ه باشد که از 22 بهمن بنویسم روز پیروزی جمـهـــــــــــــــــــــــــوریِ اســــــــــــــــــلامیِ ایران.درسته که اون روزا نبودم ولی مگه میشه با گوشت وپوست و استخونم حرفایی که پدرم درمورد اون روز زده رو درک نکرده باشم.پدری که گاهی اوقات میومد و برای بچه هاش از شیطنت های اون روزاش از شرکت تو تظاهرات ضد رزیم شاهنشاهی از همه چی میگفت.اما حالا تو این ماه های پرفتنه ی اخیر هر چند وقت یک بار میاد تو اتاقم ازم میخواد که برم تو اینترنت براش اخبار جنبش سبز رو در بیارم. براش خیلی مهمه که موسوی چی میگه ، کروبی چی میگه، هاشمی چی گفته.تنها امید باقیمونده ش برای پابرچا موندن نظام به همیناست وبس!پدرم سال های ۵۶ و ۵۷ اوج جوونیش بود تو تظاهرات شرکت میکرد. از اون اعلامیه پخش کن هایِ نترس.منم مثل پدرم هستم رادیکالِ رادیکال!!! :-)
۲۲ بهمن امسال هم قراره با خانواده م تو راهپیمایی شرکت کنم وبه همه نشون بدم که جنبش سبز ما عکس امام پاره کن نیست .خطاب به همه ی دوستای سبز میگم که ۲۲ بهمن امسال رو از دست ندید .حالا دیگه وقت نشستن پشت میز کامپیوتر وماهواره دیدن وخوندن روزنامه ی آفتاب یزد و آرمان و… نیست که خودتو اروم کنی و خشمت رو بخوری وتو دلت بگی سبزسبزم ریشه دارم …!اگه مرد میدونی ۲۲ بهمن باید بری و از انقلابت از اندیشه ی راستین ِ امامت دفاع کنی.۲۲ بهمن آخرین وبزرگ ترین فرصت برای اصلاحاته واگه از دست بره دیگه معلوم نیست که چی به سرمون میاد.هر ۲ طرف چپ و راست منتظرن تا مردم رو تو این روز محک بزنن.دولتی ها میخوان بدونن حقه ها ونیرنگ هاشون تا چه حد موثر بوده و چپ ها هم تنها امیدشون به این روزه.به خاطر خون سید علی حبیبی موسوی و سهراب وندا و… واسه خاطر مظلومیت منتظری و موسوی و یاران امام … واسه اشکایی که تو این چند ماهه مادرای داغدار ریختن …برای آزادی بهشتی و..و … و. … . . . . ۲۲ بهمن رو دریابید.نشینید تو خونه وبا خودتون بگید ملت برن ما تماشا می کنیم تا شما نباشید ملت هم نیست .شما خودتون ملت هستید.از چیزی هم نترسید چون این راهپیمایی خدارو شکر مجوز داره!جمعیت هم اونقدر زیاده که خطری تهدیدتون نمی کنه.مواظب ساختار شکن ها هم باشید.
بدانید که گاهی اوقات حکومتیان طوری عمل می کنند که رقیب خود را اگر پاک نیز باشد حذف کنند. مگر در حکومت معاویه و در شام(سوریه) نمی گفتند که مگر علی نماز می خواند , شما را چه شده است که هر کار نا ثوابی که توسط دولت و به نام پاکان این مرز و بوم انجام می شود را باور می کنید. مگر مهندس عزیز قبل از عاشورا هشدار نداده بودند که مراقب باشید که نقشه هایی توسط مخالفان جنبش سبز در کار است تا جو را خراب کنند. بدانید زمان همه چیز را آشکار خواهد کرد و دروغ پایدار نمی ماند چون ریشه ندارد.
به امید سرافرازی ایران عزیز
واقعا و مردانه آیا خودتان باورتان است موسوی برای رضای خدا آمده؟ وجدان را چه می میکنید؟
آقای امیررضا. لطفا اینقدر مظلوم نمایی نفرمایید. همچین میگید چهره رئیس جمهور نهم را تخریب کردید!!! آدم حسابی. یعنی لازم بود آقای موسوی این حرفا رو بزنه؟؟ یعنی ملت خودشون کور و کر بودن که تو این 4 سال افتضاحات رئیس جمهورتون رو ندیدن و مهندس بخواد بیاد احمدی نژاد رو تخریب کنه. نه جونم ایشون مدتها بود که خودشو پیش چشم همه ایرانیها رسوا کرده بود. جنابعالی هم از رختخواب بیاین بیرون چشمهاتون رو بشورید و ببینید کی داره ایران رو به روسیه و چین و به طور نامحسوس به یهودیها میفروشه. ببخشیدا رئیس دفتر کی بود که سیگار ” مارلبرو ” وارد ایران کرد؟؟!! بی زحمت خودتون رو به کوچه علی چپ نزنید.
درود بر موسوی عزیز نخست وزیر محبوب امام راحل.
اعتراض و فریاد ما ابدی است . این اعارض به گوش فلک رسید مگر گوش این آقایان چقدر سنگین است
فریاد
از زخم تو , با شعر من , تا شد عجین فریاد
حرفی ندارد در صدایش جز همین فریاد
آئینه تصویر حقیقت را نمایانده ست
از چشم های قاصرکوتاه بین فریاد
اینجا ندای اعتراضم سبز نی سرخ ست
سهراب را تیغ پدر زد بر زمین فریاد
وقتیکه زیر چرخهای ظلم له شد عشق
تاریخ شد فریاد سبزش , آفرین فریاد
یاد شهیدان بلا افتادم و اجساد
که زیر سم اسبها له شد چنین فریاد
تا کعبه روبرتافت از قبله گه این قوم
برخاست از هر آجر دیوار چین فریاد
تا کی به نام من بکام نفس پست ای قوم
فریاد از ظلمی که شد با نام دین فریاد
این نیست دینی که رسولم گفت این آن نیست
آری خدا بود و زد از عرش مکین فریاد
بشنو صدایم را بخاطر نیز بسپارش
هرچند این باشد مرا هم آخرین فریاد
این نیست دینی که محمد گفت این آن نیست
آن از خدا این از من شاعر و این فریاد
مهرداد نصرتی (مهرشاعر )
سلام
من در مورد همه حلقه اول یک ایراد دارم به این جمله:
“باقریان، بهزادیان، بهشتی، عرب مازار، بهشتی شیرازی، مومنی و فروزنده و … نیک اندیشانی هستند که در همه ی سالهای پس از انقلاب بی تمایل به ثروت و شهرت در اندیشه ی خدمت به دین و میهن بوده اند”
عرب مازار که رئیس سازمان امور مالیاتی بوده و شنیده ها حاکی از ان است که بسیار …و بسیار … کرده است . همچنین شنیده ام که ایشان پرونده بررسی مالیت و درامدهای شرکت های بزرگ را خود بدست می گرفته
ان شائ الله که دروغ باشد
کلمه:آقای عرب مازاری که این دوست گرامی می گویند و رئیس سازمان امور مالیاتی در دولت نهم بودند با دکتر عرب مازار مشاور مهندس موسوی متفاوت است.
ثريا خانم ،كف اهداف انقلاب و شهداي انقلاب تحقق بندهاي پنج گانه آقاي موسوي است ، آيا واقعا محقق شده است ؟ وجدان را چه می میکنید؟
درود بر میر حسین رئیس جمهور مردمی …
میر حسین عزیز در راه حق و آزادی یعنی همان راه امام زمان (عج) جان ما ناقابل است
خدایا یاریمان کن.
میرحسین عزیز در راه حق و آزادی یعنی راه امام زمان (عج) این جان ناقابل است
خدایا یاریمان کن.
سلام و درود به رئیس جمهور منتخب و محبوب مردم، آقای مهندس میرحسین موسوی
خطاب به آقایان اصولگرا:
آیا مردم می بایست هفت ماه رنج و سختی را متحمل شوند، این همه خون بدهند، شکنجه ببینند، ترور شوند، زندانی شوند، اعدام شوند، محارب خوانده شوند و… تا آقایان به این نتیجه برسند که: «بله، صدای معترضین هم باید شنیده شود»؟! … فکر نمی کنید کمی دیر هنگام باشد؟
به قول یکی از عزیزان اصلاح طلب، «این اقدام (مناظره ها) نوش داروی بعد از مرگ سهراب و سهراب هاست»! البته به طور کلی پخش چنین مناظره هایی هر چند دیر هنگام برای آگاهی و اندکی تسکین دردهای مردم مظلومی که هفت ماه فریاد زدند و کسی نخواست صدای شان را بشنود و این چنین ناجوانمردانه نادیده گرفته شدند، اقدام کوچک اما مثبتی است، اگر ادامه یابد.
اما آقای مهندس موسوی می بایست همان روزهای اول بعد از انتخابات به صدا و سیما فراخوانده می شدند تا حرف هایشان را بزنند و از مواضع شان دفاع کنند که متاسفانه این اجازه به ایشان داده نشد. مثلا می خواهید الان به تلویزیون بیایند و چه بگویند؟ آیا فراموش کرده اید که انتظار و مطالبات مردم دیگر از حد انتخابات فراتر رفته و حتی از کنترل مهندس موسوی نیز خارج شده است؟
آقای موسوی مطالبات مردم را تاکنون خیلی صریح و واضح در بیانیه های شان بیان فرموده اند و سایر اصلاح طلبان و یاران ایشان نیز که اکنون در زندان ها به سر می برند (و همچنین به تازگی آقای دکتر جواد اطاعت) به خوبی و با شجاعت از مواضع ایشان و جنبش دفاع کرده اند؛ پس اگر روزی آن هم بعد از هفت ماه کشتار و سرکوب معترضین، از میرحسین خواسته شد که به سیما آمده و مناظره داشته باشد این کار احتمالا به منظور بهره برداری به نفع اهداف مسئولین حکومتی خواهد بود.
در حال حاضر به نظر من دیگر موردی برای حضور مهندس موسوی در تلویزیون و انجام مناظره وجود ندارد مگر اینکه ایشان خود بخواهند و اجازه داشته باشند به تنهایی و بدون حضور مجری حضور یابند و نیز بتوانند از بسیاری از خط قرمز ها عبور کنند؛ اگر حکومت این ظرفیت و پذیرش را دارد حرفی نیست؛ اما در غیر این صورت به نفع میرحسین است که خود را در دام آنها گرفتار نکند و تن به این نمایش ساختگی ندهد. البته مهندس میرحسین موسوی خود صاحب نظر و خردمند هستند و حتما می دانند که چه اقدامی بهترین و شایسته ترین است. ما به ایشان اطمینان داریم و همگی پشتیبان او هستیم.
خدا یار و پشت و پناه میر حسین عزیز ما باشد… آمین!
با نظر realism موافقم نظراتش جالب بود
به امید 22 بهمنی سبز و ایرانی ازاد
حلقه اول اطرافیان مهندس موسوی راکه همه اندیشمندودارای سلامت نفسانی ومالی هستندوبحق آقای فاتح آنهاراحلقه شرف نامیده است باحلقه اول طرف مقابل مقایسه کنیدکه همگی ….
درود بر سه سید فاطمی خمینی موسوی خاتمی
میرحسین موسوی بداند همانطور که پدرانمان تا اخرین نفس در خدمت امام و انقلاب بودند ما هم تا اخرین نفس و اخرین قطره خونمان با او پشت سر او هستیم
ما اعتماد کردیم به جناب مهندس موسوی و از ایشون حمایت می کنیم و همیشه به راهکارهاشون باور داریم…
چطور ممکنه آدم چشمش رو رو به آفتاب ببنده و با شمع پی راه بگرده…
یا کور باید باشی که اینجوری شمع به دردت نمی خوره…
یا خودت رو به کوری بزنی که اینجوری اون شمع حاصل اش یه حریق پر از پشیمونیه…
اما حریق سبز ما نمی سوزونه…
می رویانه…
به امید خدا…
تقدیر ار خودتان جدا باعث خوشحالی است.
درود بر سید بزرگوار ما یاران با وفایش
نمردیم و معنای شرف را هم فهمیدیم…..
میشه یکی به من توضیح بده شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران چه تعارضی با دینداری ما داره ؟مگه غزه و لبنان جزو مقدسات ما هستن ؟ این شعار معنی بدی ندارد مگر نه اینکه برای لبنانیها و غزه ایها هم کشور خودشان در اولویت است ؟
برای دوست عزیزم ابوالفضل
تو که سرشاری از سرشت اتسان بودن،سرشاری از احساس و عقل و عاطفه و ایمان و تعهد نسبت به همه پاکی ها و پاکان روزگار ما،نیکی ها و نیکان روزگار ما،برای تو که سرشاری از عشق به میهن و کیش و آئین و مذهب تشیع علوی،تو که سرشاری از ایمان و تعهد به امام و یاران وفادارش،انقلاب و آرمان هایش،شهیدان و خون های جوشانش،برای تو که از دیار دور،از دیار بیگانه سرشاری از دغدغه های سرنوشت انقلاب که امروز بی شک به سرنوشت مهندس گره خورده است.
برای دوست عزیزم ابوالفضل
برای تویی که در التهابات قبل از انتخابات که خبر از کوران حوادث پس از آن را به همراه داشت،همواره همنشینی با تو ارامش مهندس را نوید میداد.آرامشی که سرمنشئی جز در محضر خدا و تداوم بخشی راه امام و شهداء نداشت.
برای تویی که …سرشاری از وفاداری
با سلام خدمت پسر عموي عزيزم
با ارادت
-مشتاقانه منتظر دانستن اعتقادات حضرتعالي در ارتباط با قانون اساسي و نياز به اصلاح چه بند هايي در آن را ميدانيد؟
-آيا شما اعتقاد به ولايت مطلقه فقيه داريد؟ و يا نياز ميدانيد اين اصل قانون تصحيح شود؟
-آيا مينوانيم بر نامه هاي دقيق حضرتعالي ر براي اداره كشور و خروج از بحران جهاني پيش آمده را بدانيم؟
البته فراموش نشود كه ارادت ما به خاندان ولايت و فرزندان ايشان و همچنين آزاديخواهان جهان از پيش بر همگان واضح ومبرهن است . دوستر ميدارم كه پاسخ سئولات بالا را جامع و كامل بدانم .
ارادتمند.
موسوي، سيد خدا
ابوالفضل فاتح: حلقه نخست ياران مهندس موسوی حلقه شرف است، کلمه
این مطلب در روز اول با این تیتر به چاپ رسید ، و حال با تیتر دیگری در صدر مطالب سایت قرار دارد، چرا که نازیبا ترین تیتر بود، آیا حلقه بعدی یا حامیان دیگر آقای موسوی انسانهای با شرفی نیستند، هر چند که متاسفانه خود آهای موسوی هم در آغاز بر این موضوع تاکید فراوان داشتن حال از منظر دیگر.
به هر حال این تغیر تیتر بسیار زیبا بود.
دلم می گیرد برای خودم،برای همسالانم که در کوچه و خیابان های سرزمینم کتک می خورند، برای خانواده هایی که داغ پرپر شدن عزیزان و نزدیکانشان را بر دل دارند برای مردی سبز که جز صداقت و شرافت و تمام صفات زیبا از او سراغ ندارم…..
اما دلم می گیرد از کسی که می توانست خوب باشد و نیست….
کسی که می توانست بگذرد و سوی مردم بیاید….کسی که می توانست همچون راه بری دلسوز دست تفنگداران را از جان مردم این سرزمین کوتاه کند….کاش اینگونه بود!
پدر سبز….
دلم می گیرد از این همه بدی و برادر کشی
کاش این سرزمین آدمها و رهبرانی به رنگ تو داشت تا آنوقت حسرت داشتن وطنی را نداشتیم که در آن خون ریختن گناه باشد
که در آن اشک و آه مادران نباشد
فریادهای گوشخراش خونخواران نباشد….
وطنی که مجازات آدمهایش مرگ و اعدام نباشد….
سرزمینی که همه بتوانند حرف بزنند
اگر اینچنین ایرانی داشتیم دیگر فریاد “نه غزه نه لبنان” سر نمی دادیم دیگر تنها “همین ایران” را می خواستیم چه جمهوری و اسلامی پیش از آن باشد و چه نباشد ایرانی که همه در آن “انسان” باشند و انسانیت بین مردمانش حکم کند فقط.
اگر اینگونه سرزمینی داشتیم اگر آزاد بودیم آنگاه برای آزادی و صلح در غزه و لبنان تلاش می کردیم و برای پیروزی مردمانش دعا.
اگر آزاد بودیم آزادانه به یاریشان می رفتیم….
اما افسوس……افسوس که اینگونه نیست!
افسوس که ما نیز امروز به نوعی دیگر همدردهای آنانیم فقط….
حالا غزه ای ها و لبنانی ها چه انتظاری می توانند از ما داشته باشند مایی که خود در این سو گرفتار دردیم و داغ.
کودکانشان نیز ما را خواهند بخشید که گرفتارند و ما کاری نمی کنیم آخر مردان و زنان و کودکان این سرزمین نیز دیری است دردمندند….و دردمندترند آخر آنجا لااقل به نام دین برشان ظلم نمی رود لااقل آنجا قاتلان اگر کشتند می گویند ما کشتیم آنجا همه جنایت هایش را گردن عناصر بیگانه و ناشناخته و مجهول الهویه نمی اندازند….دردهای آنان کمتر است.
و چگونه می گویند که تو نمی خواهی ما دوباره این را فریاد بزنیم…..
ما امروز نمی دانیم که در این سرزمین فردا کودکان امروز را به چه جرمی می خواهند پای چوبه های دار برند نمی دانیم که فردا قرار است چه تهمتی بر آنان زنند….نمی دانیم همین کودکان فردا در کدامین زندان غیراستاندارد می خواهند زیر شکنجه های دژخیمان جان بسپارند….نمی خواهیم آنان درد های امروز ما را بکشند باز…..
حالا چگونه می توانیم فریاد آزادی دیگرانی را سر دهیم که کمی دورترند در حالیکه خود نیازمندتریم در حالیکه همین نزدیکترها دارند خون می ریزند؟!
پس باز فریاد می زنیم “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران….”
فریاد می زنیم تا همچون قبل ها غزه و لبنان را وسایل به بازی گرفتن ایران قرار ندهند….
فریاد می زنیم تا کسی یادش نرود که در نزدیکی اش مردمی محتاج آزادی و صلح هستند و او سوی دیگر نظر دارد….
فریاد می زنیم”جانم فدای ایران” تا همه بدانند که در راه آزادی ایران در راه سبزمان و “برای زنده ماندن تو رهبر سبزمان” ما جان را به دست گرفته و آماده ایم….
فریاد می زنیم پیش از آنکه وطن را در کفن بگذارند پیش از آنکه نامش فراموش شود تا شاید نرود تا شاید نشود…………………………………
در جواب خواهرم صبا
شعر نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران به لحاظ كلامي هيچ اشكالي نداره . اشكال و عدم تطابق اين شعار با ساختارها و هنجارهاي مت از اونجا شروع ميشه كه بحث حمايت از فلسطين و لبنان از دهان مبارك حضرت امام (ره) خارج شده و همچنين در بحث چهاد ابتدايي و مباحث حقوقي مرتبط با اون مبنا بر عدم دخالت ايران گذاشته شده و فقط و فقط فلسطين و لبنان مستثني شدهدر قانون ما هستند .
پس بر اساس قانون ما بايد از اونها حمايت كنيم اما بحثي كه اينجا مطرح ميشه اينه كه آيا بايد تا جايي حمايت كنيم كه به منافع جامعه اسلامي وايراني آسيبي نرسه يا نه تا اونجا ادامه بديم كه احمدی نژاد در شرايط بحران اقتصادي كشور بخواد مبالغ هنگفتي رو به فلسطين كمك كنه و وقتي با مخالفت وزير …. و درخواست وزير مبني بر اخذ نامه از …. روبرو ميشه از كابنه كنارش بزنه ؟؟؟
پس اينجاست كه اعتدال خودش رونشون ميده . . . و يادمون به حرف سيد عزيز و دوس داشتني آقاي موسوي ميفته كه “هر افراطي ، تفريطي در پي داره”
پس وقتي دولت حاضر مياد اونطور افراط ميكنه با تفريطي از جناح مخالف خودش روبرو ميشه “جواب كلوخ كلوخه جواب سنگ سنگ”
بسيجي كارت دار نيستم اما هميشه به اصول معتقد بودم و شايد از برخي آقايون شناسنامه دار تو بسيج بسيجي تر باشم ، پس منم يك بسيجي طرفدار آقا سيد هستم
يا علي
برای اميررضا:
1- مردم در 4 سال دولت نهم نه خواب بودن و نه کور، که توی 4 ماه، مهندس موسوی بياد چهره احمدينژاد رو خراب کنه و خودش رو منزه جلوه بده. خالی کردن صندوق ذخيره ارزی، خوابيدن عسلويه، تورم و گرانی، قيمت مسکن، هاله نور … بازم بگم
2- آقای احمدي نژاد اهل باج دادن نيست، فقط نمیدونيم چرا پشت پرده با آمريکاييها توافق هسته ای میکنه که بعدش اونجوری … در مياد، وزير علومش با همتای اسراييلی تو یه جلسه میشینن، حاضر میشن اسم خليج فارس تو مسابقات نباشه، زير پرچم خليج(بدون فارس) میشينه….بازم بگم.
3-اولا که آقای موسوی هم دربيانيه بعد از چهلم شهدای سبز و هم در بيانيه بعد از روز قدس، گفتند که جمهوری اسلامی نه يک کلمه کم نه يک کلمه زياد. در ثانی کجا بيان اعلام موضع کنن که شما بفهميد. توی رسانه ميلی، تو روزنامه ای که نبستن، تو سايتی که فيلترش نکردن؟ ايندفعه شما بگو .
4-
4-1- ملاک حال فعلی افراد است. (همون جمله ای که وقتی ميگن موسوی مورد تایید امام بوده، ميگيد)
4-2- ايشون پيگيری قانونی کردند، شورای نگهبان فرمودند “وقت نداريم رسيدگی کنيم”(نامه محتشمی پور و لاری)
سلام
من يك سوال بزرگ ذهنم مشغول كرده كه آقاي مهندس موسوي برچه اصلي قبل از اعلام نتايج آراء فرمودند من پيروز انتخابات هستم
اگه پاسخ دهيد ممنون ميشم
بسیار عالی
به نظر من بهتر بود برخی یاران میرحسین مثل همین آقای فاتح در ایران و در کنار دیگر سیاسیون میموندند نه اینکه از اونور برای ما یادداشت بنویسند!
salam saite man obur.ir man az gozareshate homa estefadeh mikonam vali hich vaqt esme saite shomar neminevsam magalehea az aaqaye fateh roye sait hast bebinid
جناب ِ ابوالفضل ِ فاتح ،
سلام ، سلامی به رسم ِ آشنایی ،
دو بار، یادداشت شما را خواندم . باراول در ِ کلمه و بار دوم در جرس . یادداشتی که ” برای تاریخ “ نوشته بودید و از بد ِ روزگار ، من “امروز” باید آن را می خواندم . از نشریه ی تایم و پیام ِ مرندی گرفته تا حلقه ی نخست ِ مهندس و حالت ِ اندیشناک و پاسخ های مثبت او .همه و همه ی “کـد”های ِ نوشته ی شما را دیدم و خواندم . کدهایی که تنها به درد آدم های باهوش می خورند! آنها را کاری ندارم ، اما حق دارم در این بزنگاه تاریخی ، که شما از میرحسین می نویسید و شاید به نام میرحسین می نویسید ، بگویمت : آموختن ِ از تاریخ ، از نوشتن ِ برای تاریخ مهم تر است .
آقای فاتح ، حوب نوشته ای خودت :
“ آنگاه که نادرشاه بر سریر قدرت نشست، در تصورش نمی گنجید که روزی کار به جایی خواهد رسید که دستور خواهد داد تا چشمان فرزندش را از حدقه بیرون آورند. روزی که امیر کبیر به صدر اعظمی برگزیده شد، در مخیله ناصر الدین شاه نبود که به دستور او امیر را به قتل خواهند رساند. تاریخ ما پر است از صحنه های حیرت انگیزی که سعایت پیشگان و تملق پیشگان دربار پدید آورده اند” .
اما ابوالفضل عزیز! چند خط پایین تر که ……………………………………………. آن کنند که دانم و دانی ، یکی از آن ” صحنه های ِ حیرت انگیز” پدید می آید . صحنه ی حیرت انگیزی که برای دیدن آن حتی لازم نیست به زمان نادر و ناصر رفت .
فاتح ِ ایسنا ! باور کن ، من هم کمتر از تو علیرضا بهشتی شیرازی را دوست ندارم و شاید بیشتر از تو به نجابت و شرافت ِ میر حسین باور دارم . اما فاتح جان ، سزاوار تاریخ نیست که حلقه ی شرف را به چند نام محصور کنی . به بیرون ِ حصار هم بیاندیش . در حصار اوین بی نام ها بسیارند . راستی نگفته بودی خارج ِ آن حلقه را چه می نامی ؟ همان هایی که سهمشان بی نامیِ است ؟
ابوالفضل ! تو یکی حق نداری ، از هوش ِ سرشار ِ دوستان ات بنالی و از مشارکت ِ آنان برنجی . تو هم آنقدر باهوش بودی که تکرار ِ تاریخ ِ مصدق و کاشانی را بدانی و عاقبت را بخوانی و مشارکت کنی . تو هم می دانستی ، همراهی مصدق و مریدی کاشانی ، سهمش دیکتاتوری و شاهنشاهی است .
می بینی ابوالفضل ؟ من واقعا باهوش نیستم . من برای تاریخ نمی نویسم . به قول ِ ملکیان : من نه دل نگران سنّتم، نه دل نگران تجدّد، نه دل نگران تمدّن، نه دل نگران فرهنگ و نه دل نگران هيچ امر انتزاعي از اين قبيل. من دل نگران انسان هاي گوشت و خون داريهستم که مي آيند، رنج مي برند و مي روند.
پی نوشت : آقای ابوالفضل فاتح را دوست دارم . می دانم به اخلاق و اصول ِ خود کاملا پای بند است . به نوشته هایش علاقه مندم و در این زمان بیشتر از همیشه . اما این آخرین نوشته اش آزارم داد . بخصوص آنجا که از سبزِ اصیل می گوید . ترسیدم .احساس کردم ، این بار ابوالفضل با زمان همراه نشده است . شاید جا مانده است . باید به او می گفتم . می گفتم : پیام ها و دغدغه های ِ او را در این نوشته و نوشته ی توام ِ با بیانیه ی هفدهم را می فهمم ، اما نمی توانم به او حق بدهم . بیش از هفت ماه مبارزه ، بیش از هفتاد شهید ، بیش از هفتصد زندانی کافی است که دغدغه هایمان را تغییر دهد .ممکن است اشتباه از من باشد . شاید هم او برای تاریخ نوشته است و من از ماقبل تاریخ آمده ام!
سلام – بر اساس اطلاعاتی که از ناظران خود در پای صندوقها جمع آوری کرده بود و پای فرمها را امضا کرده بودند. اگر همان فرمها را دوباره در حضور یک شورای بی طرف حساب کتاب میکردند ، قضیه حل بود. ولی افسوس ، آن فرمها ، فرمالیته بود .( )
سلام- صبور باشید ، ثابت قدم ، خودشان مدرک جرم در اختیارتان میگذارند ، همان طور که تا حالا گذاشته اند.
22 بهمن 22 بهمن روز ….
با سلام و عرض ارادت
فکر میکنید چرا تعداد زیادی از بیانیه ۱۷ آقای موسوی احساس نگرانی دارند، آیا ایشان نیازی به توضیح در این خصوص نمیبینند
آیا این ترس و نگرانی بیمورد است
اگر اینبار به نتیجه دلخواه نرسیم، خدا میدند چه به سر این ملک و ملت خواهند آورد
نفرین ابدی این ملت دامان سازش کاران را خواهد گرفت
سلام –
اینکه قیمت مسکن در زمان احمدی نژاد 4 تا 5 برابر شده جریانش چیه ؟
اینکه سالانه باید چند صد هزار تا مسکن ساخته شه تا بعد از چند سال همه صاحبخانه بشوند ، ولی ولی ولی بعد از 4 سال 2 یا 3 هزار تا خونه مهر ساخته جریانش چیه ؟ علتش به بی کفایتی بر نمی گرده ، من فکر کنم تقصیر موسوی یا اسرائیل یا حتما یه علتی داره ولی من فکر نکنم به بی لیاقی ربطی داشته باشه.
درود خدا بر انان که جز به رضای او و خلقش نمی اندیشند.
قصد داشتم يادداشت انتقادی نسبتا مفصلی بنويسم برای اين نوشته دو جانبه!
اما با خواندن نظر دوست عزيزی كه با نام «آقای فاتح ! شما هم ، کم باهوش نیستید .» يادداشت گذاشتهاند ، ديدم دوست ديگری سربسته تمام «كدها» را گرفته و حرف دل مرا زده حالا گيرم كمی در لفافهتر و سربستهتر.
اين روزها از تاريخ گفتن و نوشتن فقط برای درس گرفتن ما شده گويا و نمیبينيم نشانههای آشكار بسيار بسيار چيزها را در حكومت و حاكمان و فقط درخواست داريم تا ما و آقای موسوی و موسویها درس تاريخشان را پس بدهند و … آقای فاتح از آقای موسوی میگويد يا بنام او؟؟ آقای فاتح خوب تاريخ را میبيند و درسهايش را يادآوری میكند اما عجيب است كه امروز و اين روزها را نمیتوانند خوب ببينند و تقسيم نقششان به كل غلط است.
به نظر خبرهایی است. زمزمههايش به گوش میرسد…سازش و پذيرش در برابر مراد و …سرنوشت اين سرزمين و مردمانش بوده و هست.
آقاي فاتح خدانگهدارت باد .هميشه پشتيبان سبزها باش با قلم زيبايت
قصد داشتم يادداشت انتقادی نسبتا مفصلی بنويسم برای اين نوشته دو جانبه!
اما با خواندن نظر دوست عزيزی كه با نام «آقای فاتح ! شما هم ، کم باهوش نیستید .» يادداشت گذاشتهاند ، ديدم دوست ديگری سربسته تمام «كدها» را گرفته و حرف دل مرا زده حالا گيرم كمی در لفافهتر و سربستهتر.
اين روزها از تاريخ گفتن و نوشتن فقط برای درس گرفتن ما شده گويا و نمیبينيم نشانههای آشكار بسيار بسيار چيزها را در حكومت و حاكمان و فقط درخواست داريم تا ما و آقای موسوی و موسویها درس تاريخشان را پس بدهند و … آقای فاتح از آقای موسوی میگويد يا بنام او؟؟ آقای فاتح خوب تاريخ را میبيند و درسهايش را يادآوری میكند اما عجيب است كه امروز و اين روزها را نمیتوانند خوب ببينند و تقسيم نقششان به كل غلط است.
به نظر خبرهایی است. زمزمههايش به گوش میرسد…سازش و پذيرش در برابر مراد و …سرنوشت اين سرزمين و مردمانش بوده و هست.
شما را به مقاله خانم سارا زرتشت ارجاع میدهم. خواسته اصلی این جنبش دموکراسی است و همین خواستهٔ صد ساله است که همهٔ ما را از هر فرهنگ و قوم و اندیشه و مذهب متحد میکند تا این مبارزهٔ بی خشونت را بر علیه استبداد پیش ببریم. اشاعهٔ تلقی خودی و غیر خودی نه تنها کمکی به ما نمیکند، بلکه میتواند باعث تشتّت جنبش شود. به خصوص که این مقاله به نوعی ادعا دارد که دربر دارنده نظرات آقای مهندس موسوی است. ( که بعید میدانم)
Hameye farmayeshate shoma matin va magabuland. amma aya chonin bohrani jaye paye hich lagzeshi az agaye musavi bar khod nadarad
yani dar mogabele 100 ha hezar eshtebah va zurguyi dolat hatta 1 eshtebah az agaye musavi sar nazade ast
man khod be agaye musavi ray dadeam va az zolmhayi ke be ishan va hamyan o mardome tarafdareshan raft deleman khunast
amma tamkine khasteye rahbar be ishan ejaze midad ta jonbesh ra benahve shayestetari baraye behbude ozae bad va pishborde ahdaf estefade konand
be nazare man be ishan kheyli feshar amade va hanuz tasallote kafi be omur nadarand va ella ingadr forsat be tarafe mogabel nemidadand
har che dirtar beshavad jobranash sakhttar ast
ممنون آقای حاجی از توضیحتان ،من هم موافقم که حتی برای منافع ملی خودمان هم که شده کمک به فلسطین و لبنان ضروری است و همینطور به دلایل انسانی البته به فلسطینیها چون شرایط در لبنان امروز با اول انقلاب کاملا فرق کرده ولی حالا با شرایط فعلی …نه …اول ایران! الان کار به جایی رسیده که لبنانیها هم از دخالتهای ایران در آرامش کشورشان راضی نیستند… الان بعضی دوستان اصلاح طلب هم طوری از جانب جنبش سبز از طرح این شعار اظهار ناراحتی میکنند که گویی توهین به مقدسات شده میگویند شعار ساختار شکنانه است !!کدام ساختار ؟فدا شدن برای ایران ساختار شکنانه است یا لبنان و غزه جزو مقدسات ما هستند ؟این شعار مردم است باور کنید…
در جواب احسان
برادر ارزشي عزيز
در تمام دنيا اين يك شيوه و روش عادي قلمداد ميشه
همه كانديداها كه بر اساس اسناد و اخبار و شرايط اجتماعي احتمال بالاي پيروزي ميدن قبل از شمارش آرا پيروزي خودشون رو اعلام ميكنن و اين بيشتر جنبه روحي رواني داره و يك حركت تاكتيكي هست .
حالا من از شا ميپرسم ، فك ميكنين اگه آقا سيد اعلام پيروزي نميكردن هيچ اتفاقي نمي افتاد ؟ مگه آقايون نميگن از قبل از انتخابات اومدن بحث تقلب رو مطرح كردن ؟ خب اگه اينطور بوده چرا نيومدن شفاف سازي كنن و راههايي رو برن كه اين شبهه بين مردم تقوي نشه ؟ چرا برعكس عمل كردن ؟ چرا سيستم پيامك قطع شد ؟ چرا اينترنت قطع شد ؟ چرا تهران تلفن ها قطع شد ؟ چرا تعداد زيادي رو گرفتن ؟ و هزاران هزار چراي ديگه . . .
اگه معقول فكر ميكردن و وااااااااااقعا قصد تخريب و توطئه نداشتن چرا دست به كارهايي زدن كه تازه شك ملت رو بدل به يقين كرد ؟
ممنون ميشم جواب بديد
يا علي