تو رو به دوربین تلویزیون شعار می دهی من رو به باتوم
چکیده :یک وبلاگ نویس مطلبی کوتاه تحت عنوان" فرق من و تو " خطاب به تظاهرات کنندگانی که در راهپیمایی روزچهارشنبه تهران علیه کاندیداهای معترض شعار داده اند ،نوشته است که در روزهای گذشته در فضای وب انعکاسی گسترده داشته...
یک وبلاگ نویس مطلبی کوتاه تحت عنوان” فرق من و تو ” خطاب به تظاهرات کنندگانی که در راهپیمایی روزچهارشنبه تهران علیه کاندیداهای معترض شعار داده اند ،نوشته است که در روزهای گذشته در فضای وب انعکاسی گسترده داشته است.
متن کوتاه او از این قرار است :
مرگ بر موسوی میگویی در حالیکه دوربین ها رو به تو است برای پخش مستقیم از کانال سراسری من مرگ بر دیکتاتور میگویم در حالیکه باتوم ها رو به من است . تو را با اتوبوس می آورند و برای من خیابان ها را میبندند . تو را مردم مینامند و من را فتنه گر . تو امنیت شغلیت تامین شده و من نگران امنیت جانیم هستم . در میان شما پرچم و پوستر پخش میشود و در میان ما اشک آور و گاز فلفل . این است فرق من و تو!














تو عربده کشان میایی و من نجوا کنان.
عربده تورا در بوق و کرنا میکنند و نجوای مرا در نطفه خفه
ولی
نجواهای من ، فریاد ما میشود و عربده های تورا محو میکند
ما بیشماریم
اندكي صبر سحر نزديك است
اول تو را نادیده میگیرند بعد به تو میخندند ، بعد با تو درگیر میشوند ، و بعد تو پیروز خواهی شد . گاندی
تو عربده کشان میایی و من نجوا کنان.
عربده تورا در بوق و کرنا میکنند و نجوای مرا در نطفه خفه
ولی
نجواهای من ، فریاد ما میشود و عربده های تورا محو میکند
ما بیشماریم
ما بازهم بیشماریم
تو با یک هفته تبلیغات همه جانبه و 24 ساعته می آیی من با عشق و خواست خودم
تو با خون در چشمهایت و سیاهی در قلبت میایی و من با سبزی در قلبم و سفیدی وجدانم وما همچنان بیشماریم
تو با اینکه می دانی جانت در امان است می آیی اما ما با اینکه میدانیم کشته می شویم می آییم
پس بدان پیروزی از ان کسی است که با تمام وجود به حقانیت قدمهایش معتقد است
اما اگر تو درب هر خانه ای را بزنی راهت نخواهند داد چون نمی دانند کیستی اما روز عاشورامن درب هر خانه ای را که میزدم برویم گشوده میشد
ما آزاد میشویم و تو شکست خواهی خورد
با همه اینها من می گفتم و می گویم که حاضرم جانم را بدهم تا همه حرفشان را بزنند حتی تو
تو در روز عاشورا در فلان هیئت سینه زنی سینه ات را سرخ کردی و بعد بذله گویانه سر سفره غذای منتسب به امام حسین نشستی اما من بازوهایم و کمرم با ضربه های دیوانه وار باتوم یک مرد …کبود شد و وقتی بعد از ظهر گشنه و زخم خرده به خانه رسیدم برای نخستین بار به این شدت به مظلومیت حسین و یارانش گریه کردم.
تو در روز عاشورا، باز هم کربلا را اشتباه گرفتی.
تو مشت خشم و نفرت گره میکنی و من با دستانم نشان پیروزی می سازم ! این است فرق من و تو …
ما بیشماریم………..
تو شكست مي خوري و ما پيروز خواهيم شد.
و هنوز ما بیشماریم و شما؟؟؟
اما سرانجامو با تمامی ناملایمات
شما شکست خورده اید و ما پیروز
تو با این همه تبلیغات رسانه های بیشمار می آیی
ما بدون رسانه و تبلیغ می آییم
چون یزیدیان باسم اسبان بر کشته های عاشورا با ماشین می تازی .تو حسینی هستی و من یزیدی.واحسرتا
تو حق هستي و ما باطل .
تو مومن و عاشق حسين مظلوم هستي و ما محارب .
تو راست هستي و ما وارونه .
تو را در امنيت كامل مياورند ولي در چهره و اعماق وجودت ترس هست و من با اينكه ميدانم پليس حكم تير دارد با شجاعت و افتخار مي آيم .
تو ميترسي ولي من با كمال شجاعت و ايستادگي ميميرم .
ما هنوز بيشماريم .
هرجالازم شد ملت غیوریم ، خر از پل که گذشت خس و خاشاکیم …
و ما پیشروایم و تو پیرو
در عاشورا چرخ های ماشین بر روی جنازه حسین که فریاد می زد “هل من ناس ینصرونی” تاخت و مادرم زهرا شنید.
و تو پیرو هستی و من پیشرو
ما با سربلندی پیروز و سر افراز خواهیم آمد و شما با خواری و ذلت خواهید دید ضلم پایدار نیست
تو با خيال راهت ازمحل كارماموريت ميگيري براي سركوب من وپاداش هم ميگيري ، اما من با ترس ولرز ومخفيانه وبه بهانه دكتر رفتن يا غيره (براي دور ماندن از شك وترديد حراست شركت) مرخصي ميگيرم .
تو را با عزت واحترام ميآورند وميبرند،من وقتي از خانه يا محل كار به تظاهرات مي آيم هيچ نمي دانم كه بازگشتي هم هست يانه؟
.
.
امروز حراست شركت وارد قسمتها شد وشماره تلفن خودرا به برخي افراد دادتا افراد مشكوك را معرفي كنند!!!!!!!
به تو می آموزند که رو به دوربین چه بگویی
و من آنچه را آموخته ام را هم نمی توانم بر زبان بیاورم
زیرا تو مومنی و من کافر
dddddddameton garm halll kardam
تاریخ تمام من ها و تو هارا در بزودی و بر اساس آنچه حق بود نشان خواهد داد و همیشه آنکه ظالم و دروغگو بوده است رسوای جهانیان شده است همانگونه که یزید همیشه تاریخ شد. از هیچ چیز جز خدا نباید ترسید و این هم فرق من توست چون تو از ما و مخالفت ما از هر چیزی بیشتر ترسیده ای و ما با آنکه میدانیم شاید دیگر هیچوقت به خانه با نگردیم ولی باز هم ظلم را برنمی تابیم.ما میدانیم با آنکه شما برچسبهای فراوانی با ما زده اید اما خدا با ماست چون حق در نزد ماست!!!!!!!
ما با سر بلندی و سر افرازی پیروز میشویم اما تو با شرمندگی خواری خواهی دید که ضلم هیج جایی در ایران ندارد
وماهمچنان بیشماریم
تو با ساندیس پذیرائی می شوی در حالی که برخی هموطنان من با لب های تشنه و با جانی سوزناک از گار فلفل، زخمی می شوند و یا به شهادت می رسند.
تو برای دنیای دیگران اخرتت را می فروشی ولی
من برای دنیای خودم، اخرت خودم را هم می خرم
اینقدر نوشتههاتون قشنگه که ناخودآگاه اشک به چشمانم میآید درود بر همه شما سبز و پاینده باشید و پیروز و سرفراز
یا حجت بن الحسن
ریشه ظلم را بکن
تو آزادی و من آزاده …
پشت تو یه لشکر مسلحه،پشت من یه کلمه!
اگر فقط راست می گویند فقط یک مجوز ناقابل راهپیمایی آرام بدهند . اونوقت همه چیز معلوم می شود.
نه دوربین صدا و سیما را احتیاج داریم و نه ساندیس و ساندویچ و بخشنامه شرکت اجباری و ……
من با ایمان و اعتقاد قلبی می آیم و از مردن باکی ندارم و ما همچنان بیشماریم
نظرات عالي بودن. دم همتون گرم بچه ها. تمام نظرات رو گذاشتم کنار هم و ايميل کردم واسه دوستام. از خود متن اصلي هم قشنگ تر گفتيد شما ها. اي ي ي ي ول
تو در جعبه تاریک تلویزیون دولتی اسیر شدی و زحمت اندکی تحقیق به خودت نمی دهی ولی من شب و روزم شده پی گیری و جستجوی حقیقت ، تو به راحتی و فارغ از اینکه او کیست برایش کفن می پوشی و به راحتی آن را خواهی کند ولی اگر پوستمان را بکنند نمی توانند اندیشه آزادی را لحظه ای از ما دور کنند، تو من را بزغاله و گوساله می خوانی و من تو را هموطن
تو تازه به دوران رسیده ای ولی حامی نظامت میدانند.من برای این انقلاب زحمت کشیده ام ولی براندازم می خوانند.من را که می بینند میگویند:هنوز هم طرفدار موسوی هستی؟تو را که می بینند می گویند:آفرین بر شما
تو را برای محدود کردن من به خیابان می آورند،
و من برای اینکه آزادی را به تو هدیه دهم به خیابان می آیم…. و ما همچنان بیشماریم
تو با اسلحه و باتومت تهران را كربلا مي كني ، من با چادرم در مقابل گلوله ات زينب وار مي ايستم.
تو با چادرت نان و نام مي خري،من با چادرم جانم را قرباني تحجر تو مي كني
ما بیشماریم
افرین بر این فکری که این را نوشته یا حسین میر حسین راستی مگه بزغاله ها هم میتوانند بنویسند
تو به جنگ می ایی .من به صلح
تو به خود فکر می کنی من به ایرانم
برایت دشمن می سازند ما دوست می شویم
.
.
و تو تنها می شوی و ما بی شمار…
ولي در عوض مارو در اينده با افتخار ياد ميكنن ولي تورا با ذلت
تورا با احترم صدا می کنند و مرا گوسفندو بزغاله مینامند
تورا با احترم صدا می کنند و مرا گوسفندو بزغاله مینامند
و من جانم را برای ایمانم تقدیم می کنم و تو ایمانت را برای کیک و ساندیس!! و ما همچنان بیشماریم!!
V v V